| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
214
|
1700
|
90/9/28 (23:05)
|
|
||
|
|
109
|
1265
|
90/12/12 (13:38)
|
|
||
|
|
740
|
3275
|
91/3/3 (01:15)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
91/2/29 (23:24)
|
|
||
|
|
1
|
0
|
91/2/5 (13:36)
|
|
||
|
|
1692
|
12045
|
90/12/21 (16:16)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/11/27 (10:59)
|
|
||
|
|
6
|
11
|
90/11/18 (19:05)
|
|
||
|
|
6
|
7
|
90/11/18 (19:03)
|
|
||
|
|
27
|
12
|
90/10/17 (00:09)
|
|
||
|
|
2
|
10
|
90/10/14 (15:37)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
90/10/13 (23:55)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
90/10/12 (10:46)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/9/30 (15:02)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
90/9/30 (01:45)
|
|
||
|
|
1
|
22
|
90/9/30 (00:58)
|
|
||
|
|
10
|
144
|
90/9/29 (10:26)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/9/28 (23:52)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
90/9/28 (23:47)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
90/9/28 (23:40)
|
|
با توجه به سودمندی این مقاله و نكات مفیدی كه در مورد شعر امروز ایران در آن دیده می شود با درود به استاد شفیعی كدكنی عزیز آن را به تقدیم می كنیم:
روزی که نخستین ترجمههای شعر فرنگی، در صورت فابلهای لافونتن، وارد زبان فارسی و عربی شده است یکقرن میگذرد. در این قرن شعر فارسی و عربی تحولات شگرفی به خود دیده است. هر کسی با تاریخ ادبیات این دوزبان اندکی آشنایی داشته باشد، به نیکی میداند که در تاریخ حیات فرهنگی ایرانیان و عربها، هیچ قرنی به اندازهقرن بیستم میدان دگرگونیهای سریع و چشم اندازهای رنگارنگ نبوده است.
در فاصله اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم که ما با سادهترین صورتهای شعر فرنگی آشنا شدیم تا ربع قرن بیستمکه شعرهای الیوت و لورکا، ساخت و صورتهای شعر فارسی و عربی را به تمام معنی دگرگون کرد، شعر این دو زبان، ازبنیاد زیرو رو شده است. آنچه دراین جا گفته میشود فقط جنبه توصیفی دارد و غرض ارزیابی نیک و بد این تحولاتنیست.
در فاصله این یکصد سال، بیش از آنکه بنیادهای عقلانیت فرنگی در حیات ما رسوخ کند، صورتهای بیان عواطف واحساسات آنها، در شیوه تعبیر هنری ما اثر گذاشته است و در یک کلام میتوان گفت: تحولات شعر فارسی و عربی، دراین قرن، تابعی است از متغیر ترجمه در این زبانها. حتی ربع آخر قرن بیستم که شعر هر دو زبان دچار آشفتگی و نوعیهرج و مرج شده، دلیلی جز این ندارد که دیگر الگوی برجستهای از نوع الیوت و لورکا، در شعر فرنگی باقی نماندهاست که آثار مثبت خود را در شعر این دو زبان آشکار کند و تحولات معنوی و صوری شعر این دو زبان را به کمالبیشتری نزدیک کند. به همین دلیل، شعر مدرن یا پست مدرن این دو زبان در سالهای پایانی قرن بیستم، چنانکهخواهیم دید، دچار سردرگمی و هرج و مرج است. نه صورت تازهای را میتواند کشف کند و نه از معنای نوی خبرمیدهد. بازیچه کودکان کوی است و میدان مکتبهای خلق الساعهای که در هر دقیقه میتوان صدها نوعن از آنمکاتب را به صورت نظری آفرید و نامی شگفت آور بر آن نهاد و بر صفحه روزنامه درباره آن مصاحبهای ترتیب داد وباز روز از نو، روزی از نو.
هم ایرانیان و هم عربها در گرفت صورتها و شیوههای تعبیر، موفقتر از گرفتن بنیادهای عقلانیت بودهاند. به همیندلیل فاصلهای را که شعر فرنگی در سیصد سال طی کرده است، آنها، خام طمعانه، خواستهاند در پنجاه سال پشت سربگذارند. هر کسی الفبای این گونه مسائل را بداند، به نیکی دریافته است که پایههای فلسفی و اجتماعی فابلهایلافوتین با مبانی عقلانی و تاریخی شعر الیوت، فاصله بسیار زیادی دارد. به صرف ترجمه کردن و ترجمه را الگویآفرینش قرار دادن، کار به سامان نمیرسد. جوامع ایرانی و عربی، هنوز از مراحل تارخی عقلانیتی که رمانتیسم را درادبیات و هنر به وجود آورد، عبور نکردهاند، بنابراین دم از پشت مدرن زدن، در حیات فرهنگی آنها بیش از آنکهشوخی باشد مایه شرمساری است.
آب در ظروف مرتبطه در یک سطح قرار میگیرد. آنچه در این صد ساله در شعر عرب اتفاق افتاده است عینا در شعرفارسی نیز روی داده است، با تفاوتهای مختصری که برخاسته از شرایط متفاوت فرهنگها و ساختارهای حیات ایندو قوم است. تأثیر پذیری پروین و بهار و ایرج، با تفاوتهایی، همان تأثیر پذیری نسل شوقی و ایلیا ابو ماضی است وتأثیر پذیری فروغ و شاملو و سپهری، همان تأثیر پذیریهای نسل خلیل الحاوی و البیانی و ادونیس است. با فریادی کهمحمود درویش بر آورده و در پایان این کتاب خواهید خواند، همه خردمندان و شیفتگان فرهنگ ایرانی نیز هم صداییخواهند داشت که در سالهای پایانی قرن بیستم، این هرج و مرج چیست؟ این اباطیل انبوهی که صفحات روزنامهها راهر روز سیاه میکند و توجه هیچ کسی را به خود جلب نمیکند، اینها چه ربطی دارد به شعر که جوهر حیات فرهنگیاقوام است؟
میبینید که با اندک تفاوتی، تمامی آنچه در شعر عرب در قرن بیستم اتفاق افتاده است، در شعر فارسی نیز نظیری دارد.سخن از موج عمومی و جریانهای اصلی ساخت و صورتهای شعری است و نه بحث از این که چه کسی (واو)را،نخستین بار، به اول مصراع برد و چه کسی برای نخستین بار (واو) را در آخر مصراع نشانید. یا چه کسی به تقلید ازطرزی افشار، شاعر ایرانی قرن یازدهم، نخستین بار مصدر (اوییدن )را در نوشتهاش به کار برده و چه کسی مصدر(توئیدن )را و (شمائیدن )را، همان قضیه (اختراع )دوچرخه برای (بار دوم )، بلکه بار سوم، زیرا دکتر تندرکیا، مخترعبار دوم این گونه نو آوری هاست.
در آن سوی این بحثهای لوس کودکانه، چشم انداز عمومی شعر فارسی و عربی، در این قرن، یکی است و بسیارطبیعی است که آب در ظروف مرتبطه در یک سطح قرار گیرد.
در مقدمه چاپ اول این کتاب یادآوری کرده بودم که این کتاب حاصل مدت کوتاهی است که در سال ۱۹۷۷ دردانشگاه پرینستون در میان بسیاری مشغلههای دیگر، صرف وقت کردم و یادداشتهایی درباره شعر معاصر عرب، باتکیه بر چهرههای بعد از جنگ جهانی دوم، فراهم آوردم. آن یادداشتهای تند و شتابان را، از روی دست نوشتههایآشفته من در سال ۱۳۵۸ آقای دکتر جلالی پندری، به صورت کتابی درآورد که در ۱۳۵۹ آقای دکتر جلالی پندری، بهصورت کتابی درآورد که در ۱۳۵۹ نشر یافت. اکنون که پس از بیست و چند سال میخواهند آن کتاب را تجدید چاپکنند، دوستان چنین مصلحت دیدند که از هر کدام از این شاعران چند نمونه شعر هم ضمیمه شود و شد. بر روی هم،این چاپ نسبت به چاپ قبل امتیازاتی دارد:
۱) آقای دکتر مسعود جعفری، از دانشگاه تربیت معلم تهران، تهذیب سنجیدهای از متن به دست داده است که کتاب راچهره دیگری بخشیده است.
۲) ترجمه شعر هایی، از هر کدام از شاعران نیز ضمیمه این چاپ شده است و در پایان، متن عربی آنها نیز برای مقایسهآورده شده است. این ترجمهها مربوط به سالهای ۱۳۴۴ - ۴۷ است که من، قلم انداز، در مجله سخن و جهان نو وبعضی نشریات دیگر، به این کار پرداخته بودم. حجم شعرهایی که ترجمه کرده بودم بسیار زیاد است و میتواند خودکتاب مستقلی شود. در این جا از هر شاعر به چند شعر بسنده شد. شیوه ترجمهها متفاوت است. گاه موزون است وبسیار آزاد، و گاه نزدیک به اصل. اسلوب عمومی ترجمه، انحرافی دارد از سبک (کاتبین سور اسرافیل) به گفته آنبزرگ.
۳) فصلی در باب (همانندیهای شعر نو فارسی و عربی )در میان یادداشتهای خودم یافتم که در سال ۱۳۴۶ نوشتهبودم و بیشتر برای بحثی در سر کلاس درس دکتری ادبیات دانشگاه تهران و جدال با استادم مرحوم دکتر صورتگر کهسخت شیفته سنتهای شعری بود. آن فصل را با همه کمبودهایی که از لحاظ منابع داشت ضمیمه این چاپ کردم.
۴) سه بخش از فصول این کتاب، صورت ترجمه دارد: نخست فصل (دگرگونیهای شعر معاصر عرب )که نوشتهدوست دانشمندم آقای دکتر مصطفی بدوی استاد دانشگاه اکسفورد است. بخش دیگر نوشته نزار قبانی شاعر بزرگعصر ماست، با عنوان (ویژگیهای شعر امروز عرب )و آخرین فصل کتاب نیز نوشتهای است از محمود درویش باعنوان (ما را از شر این شعرها نجات دهید )که نقدی است بر آنچه به عنوان شعر مدرن و پست مدرن در شعر عرب، درربع آخر قرن بیستم، روی داده و شعر را، از تمام وجوه و اجزای طبیعی و جهانی آن تهی کرده است: از معنی و لفظ وتصویر و زیبایی و آرزو و عشق و ایمان و غم و شادی، درست مثل شعرهای رایج در نشریات فارسی همین سالها.
در سال دوهزار میلادی، که در دانشگاه هاروارد بودم، کتابی درباره شعر معاصر عرب نظرم را گرفت. به بهانه معرفی آنکتاب فکری را که از سالها در ذهن داشتم به صورت مقالهای ارائه کردم. اصل مقاله کوتاه است ولی روشی که برایرؤیت ژرفتر تحولات شعری میآموزد میتواند به صورت مقالات و کتابهایی گسترش یابد. آن را نیز ضمیمه اینچاپ کردم.
۶) بار دیگر از تمام دوستانی که در شکلگیری این چاپ و چاپ قبلی، مساهمت داشتهاند سپاسگذارم بویژه آقای دکتریدالله جلالی پندری از دانشگاه یزد و آقای دکتر مسعود جعفری از دانشگاه تربیت معلم تهران و الحمدالله اولا و آخرا.