userinfo close

  ,

ادبیات فارسی


persianlitretur

تاسیس: 20 آذر 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: یاشار منفرد - معاونان
با درود بر سروران گرامی. با توجه به این که، این انجمن پیرامون میراث گرانبهای نیاکان، یعنی زبان ادامه »
با درود بر سروران گرامی.


با توجه به این که، این انجمن پیرامون میراث گرانبهای نیاکان، یعنی زبان و ادبیات فارسی سخن می گوید، بایسته است از به كار بردن واژه های نادرخور، باز کردن جستارهای سیاسی و بی ربط و همچنین توهین به اندیشه و باورهای مذهبی دیگران پرهیز کنیم.

بدیهی است در صورت تخلف از این موارد ، بدون توجه به این که شما چه کسی هستید ، مسدود و از ادامه فعالیت شما در این انجمن ، برای مدت معینی جلوگیری خواهد شد.

با سپاس.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
214
1700
90/9/28 (23:05)
109
1265
90/12/12 (13:38)
740
3275
91/3/3 (01:15)
0
1
91/2/29 (23:24)
1
0
91/2/5 (13:36)
1692
12045
90/12/21 (16:16)
0
1
90/11/27 (10:59)
6
11
90/11/18 (19:05)
6
7
90/11/18 (19:03)
27
12
90/10/17 (00:09)
2
10
90/10/14 (15:37)
2
13
90/10/13 (23:55)
0
10
90/10/12 (10:46)
0
2
90/9/30 (15:02)
0
5
90/9/30 (01:45)
1
22
90/9/30 (00:58)
10
144
90/9/29 (10:26)
0
8
90/9/28 (23:52)
1
3
90/9/28 (23:47)
2
6
90/9/28 (23:40)

عنوان بحث

محمود م , frmr
محمود م - 10:49 1390/07/24

مقدمه استاد شفیعی كدكنی بر كتاب شعر معاصر عرب

با توجه به سودمندی این مقاله و نكات مفیدی كه در مورد شعر امروز ایران در آن دیده می شود با درود به استاد شفیعی كدكنی عزیز آن را به تقدیم می كنیم:

 

 روزی که نخستین ترجمه‏های شعر فرنگی، در صورت فابل‏های لافونتن، وارد زبان فارسی و عربی شده است یک‏قرن می‏گذرد. در این قرن شعر فارسی و عربی تحولات شگرفی به خود دیده است. هر کسی با تاریخ ادبیات این دوزبان اندکی آشنایی داشته باشد، به نیکی می‏داند که در تاریخ حیات فرهنگی ایرانیان و عرب‏ها، هیچ قرنی به اندازه‏قرن بیستم میدان دگرگونیهای سریع و چشم اندازهای رنگارنگ نبوده است.
در فاصله اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم که ما با ساده‏ترین صورت‏های شعر فرنگی آشنا شدیم تا ربع قرن بیستم‏که شعرهای الیوت و لورکا، ساخت و صورتهای شعر فارسی و عربی را به تمام معنی دگرگون کرد، شعر این دو زبان، ازبنیاد زیرو رو شده است. آنچه دراین جا گفته می‏شود فقط جنبه توصیفی دارد و غرض ارزیابی نیک و بد این تحولات‏نیست.

در فاصله این یکصد سال، بیش از آنکه بنیادهای عقلانیت فرنگی در حیات ما رسوخ کند، صورت‏های بیان عواطف واحساسات آنها، در شیوه تعبیر هنری ما اثر گذاشته است و در یک کلام می‏توان گفت: تحولات شعر فارسی و عربی، دراین قرن، تابعی است از متغیر ترجمه در این زبانها. حتی ربع آخر قرن بیستم که شعر هر دو زبان دچار آشفتگی و نوعی‏هرج و مرج شده، دلیلی جز این ندارد که دیگر الگوی برجسته‏ای از نوع الیوت و لورکا، در شعر فرنگی باقی نمانده‏است که آثار مثبت خود را در شعر این دو زبان آشکار کند و تحولات معنوی و صوری شعر این دو زبان را به کمال‏بیشتری نزدیک کند. به همین دلیل، شعر مدرن یا پست مدرن این دو زبان در سالهای پایانی قرن بیستم، چنانکه‏خواهیم دید، دچار سردرگمی و هرج و مرج است. نه صورت تازه‏ای را می‏تواند کشف کند و نه از معنای نوی خبرمی‏دهد. بازیچه کودکان کوی است و میدان مکتب‏های خلق الساعه‏ای که در هر دقیقه می‏توان صدها نوعن از آن‏مکاتب را به صورت نظری آفرید و نامی شگفت آور بر آن نهاد و بر صفحه روزنامه درباره آن مصاحبه‏ای ترتیب داد وباز روز از نو، روزی از نو.
هم ایرانیان و هم عرب‏ها در گرفت صورت‏ها و شیوه‏های تعبیر، موفق‏تر از گرفتن بنیادهای عقلانیت بوده‏اند. به همین‏دلیل فاصله‏ای را که شعر فرنگی در سیصد سال طی کرده است، آنها، خام طمعانه، خواسته‏اند در پنجاه سال پشت سربگذارند. هر کسی الفبای این گونه مسائل را بداند، به نیکی دریافته است که پایه‏های فلسفی و اجتماعی فابل‏های‏لافوتین با مبانی عقلانی و تاریخی شعر الیوت، فاصله بسیار زیادی دارد. به صرف ترجمه کردن و ترجمه را الگوی‏آفرینش قرار دادن، کار به سامان نمی‏رسد. جوامع ایرانی و عربی، هنوز از مراحل تارخی عقلانیتی که رمانتیسم را درادبیات و هنر به وجود آورد، عبور نکرده‏اند، بنابراین دم از پشت مدرن زدن، در حیات فرهنگی آنها بیش از آنکه‏شوخی باشد مایه شرمساری است.
آب در ظروف مرتبطه در یک سطح قرار می‏گیرد. آن‏چه در این صد ساله در شعر عرب اتفاق افتاده است عینا در شعرفارسی نیز روی داده است، با تفاوت‏های مختصری که برخاسته از شرایط متفاوت فرهنگ‏ها و ساختارهای حیات این‏دو قوم است. تأثیر پذیری پروین و بهار و ایرج، با تفاوتهایی، همان تأثیر پذیری نسل شوقی و ایلیا ابو ماضی است وتأثیر پذیری فروغ و شاملو و سپهری، همان تأثیر پذیری‏های نسل خلیل الحاوی و البیانی و ادونیس است. با فریادی که‏محمود درویش بر آورده و در پایان این کتاب خواهید خواند، همه خردمندان و شیفتگان فرهنگ ایرانی نیز هم صدایی‏خواهند داشت که در سالهای پایانی قرن بیستم، این هرج و مرج چیست؟ این اباطیل انبوهی که صفحات روزنامه‏ها راهر روز سیاه می‏کند و توجه هیچ کسی را به خود جلب نمی‏کند، اینها چه ربطی دارد به شعر که جوهر حیات فرهنگی‏اقوام است؟
می‏بینید که با اندک تفاوتی، تمامی آنچه در شعر عرب در قرن بیستم اتفاق افتاده است، در شعر فارسی نیز نظیری دارد.سخن از موج عمومی و جریان‏های اصلی ساخت و صورت‏های شعری است و نه بحث از این که چه کسی (واو)را،نخستین بار، به اول مصراع برد و چه کسی برای نخستین بار (واو) را در آخر مصراع نشانید. یا چه کسی به تقلید ازطرزی افشار، شاعر ایرانی قرن یازدهم، نخستین بار مصدر (اوییدن )را در نوشته‏اش به کار برده و چه کسی مصدر(توئیدن )را و (شمائیدن )را، همان قضیه (اختراع )دوچرخه برای (بار دوم )، بلکه بار سوم، زیرا دکتر تندرکیا، مخترع‏بار دوم این گونه نو آوری هاست.
در آن سوی این بحث‏های لوس کودکانه، چشم انداز عمومی شعر فارسی و عربی، در این قرن، یکی است و بسیارطبیعی است که آب در ظروف مرتبطه در یک سطح قرار گیرد.
در مقدمه چاپ اول این کتاب یادآوری کرده بودم که این کتاب حاصل مدت کوتاهی است که در سال ۱۹۷۷ دردانشگاه پرینستون در میان بسیاری مشغله‏های دیگر، صرف وقت کردم و یادداشت‏هایی درباره شعر معاصر عرب، باتکیه بر چهره‏های بعد از جنگ جهانی دوم، فراهم آوردم. آن یادداشت‏های تند و شتابان را، از روی دست نوشته‏های‏آشفته من در سال ۱۳۵۸ آقای دکتر جلالی پندری، به صورت کتابی درآورد که در ۱۳۵۹ آقای دکتر جلالی پندری، به‏صورت کتابی درآورد که در ۱۳۵۹ نشر یافت. اکنون که پس از بیست و چند سال می‏خواهند آن کتاب را تجدید چاپ‏کنند، دوستان چنین مصلحت دیدند که از هر کدام از این شاعران چند نمونه شعر هم ضمیمه شود و شد. بر روی هم،این چاپ نسبت به چاپ قبل امتیازاتی دارد:
۱) آقای دکتر مسعود جعفری، از دانشگاه تربیت معلم تهران، تهذیب سنجیده‏ای از متن به دست داده است که کتاب راچهره دیگری بخشیده است.
۲) ترجمه شعر هایی، از هر کدام از شاعران نیز ضمیمه این چاپ شده است و در پایان، متن عربی آنها نیز برای مقایسه‏آورده شده است. این ترجمه‏ها مربوط به سالهای ۱۳۴۴ - ۴۷ است که من، قلم انداز، در مجله سخن و جهان نو وبعضی نشریات دیگر، به این کار پرداخته بودم. حجم شعرهایی که ترجمه کرده بودم بسیار زیاد است و می‏تواند خودکتاب مستقلی شود. در این جا از هر شاعر به چند شعر بسنده شد. شیوه ترجمه‏ها متفاوت است. گاه موزون است وبسیار آزاد، و گاه نزدیک به اصل. اسلوب عمومی ترجمه، انحرافی دارد از سبک (کاتبین سور اسرافیل) به گفته آن‏بزرگ.
۳) فصلی در باب (همانندی‏های شعر نو فارسی و عربی )در میان یادداشت‏های خودم یافتم که در سال ۱۳۴۶ نوشته‏بودم و بیشتر برای بحثی در سر کلاس درس دکتری ادبیات دانشگاه تهران و جدال با استادم مرحوم دکتر صورتگر که‏سخت شیفته سنت‏های شعری بود. آن فصل را با همه کمبودهایی که از لحاظ منابع داشت ضمیمه این چاپ کردم.
۴) سه بخش از فصول این کتاب، صورت ترجمه دارد: نخست فصل (دگرگونیهای شعر معاصر عرب )که نوشته‏دوست دانشمندم آقای دکتر مصطفی بدوی استاد دانشگاه اکسفورد است. بخش دیگر نوشته نزار قبانی شاعر بزرگ‏عصر ماست، با عنوان (ویژگی‏های شعر امروز عرب )و آخرین فصل کتاب نیز نوشته‏ای است از محمود درویش باعنوان (ما را از شر این شعرها نجات دهید )که نقدی است بر آنچه به عنوان شعر مدرن و پست مدرن در شعر عرب، درربع آخر قرن بیستم، روی داده و شعر را، از تمام وجوه و اجزای طبیعی و جهانی آن تهی کرده است: از معنی و لفظ وتصویر و زیبایی و آرزو و عشق و ایمان و غم و شادی، درست مثل شعرهای رایج در نشریات فارسی همین سال‏ها.
در سال دوهزار میلادی، که در دانشگاه هاروارد بودم، کتابی درباره شعر معاصر عرب نظرم را گرفت. به بهانه معرفی آن‏کتاب فکری را که از سالها در ذهن داشتم به صورت مقاله‏ای ارائه کردم. اصل مقاله کوتاه است ولی روشی که برای‏رؤیت ژرف‏تر تحولات شعری می‏آموزد می‏تواند به صورت مقالات و کتابهایی گسترش یابد. آن را نیز ضمیمه این‏چاپ کردم.
۶) بار دیگر از تمام دوستانی که در شکل‏گیری این چاپ و چاپ قبلی، مساهمت داشته‏اند سپاسگذارم بویژه آقای دکتریدالله جلالی پندری از دانشگاه یزد و آقای دکتر مسعود جعفری از دانشگاه تربیت معلم تهران و الحمدالله اولا و آخرا.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.