| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1715
|
3345
|
89/1/9 (22:00)
|
|
||
|
|
113
|
397
|
88/10/20 (13:25)
|
|
||
|
|
2
|
37
|
87/10/13 (22:31)
|
|
||
|
|
5
|
33
|
89/2/12 (04:39)
|
|
||
|
|
28
|
144
|
87/5/31 (00:51)
|
|
||
|
|
8
|
98
|
87/5/30 (00:47)
|
|
||
|
|
12
|
58
|
87/5/25 (02:11)
|
|
||
|
|
187
|
668
|
87/2/4 (20:41)
|
|
||
|
|
2
|
20
|
86/11/18 (00:54)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
91/2/14 (13:48)
|
|
||
|
|
6
|
30
|
87/6/6 (18:15)
|
|
لطفا هر شعری را که دوست دارید و از خواندنش لذت می برید در این تایپیک با سایر دوستان شریک شوید .فرقی نمی کند شعر کلاسیک باشد یا شعر نو و یا حتی خطی از خودتان . کافیه که طعم لذت را بچشاند 
اگر نباشی
آنقدر نفس نمیکشم
که بگویم
آتش در نبود هوا
نیست میشود
عباس معروفی
عباس معروفی
عاشقت باشم میمیرم
یا عاشقت نباشم؟
نمیدانم کجا میبری مرا
همراهت میآیم
تا آخر راه
و هیچ نمیپرسم از تو
هرگز.
عاشقم باشی میمیرم
یا عاشقم نباشی؟
این که عاشقی نیست
این که شاعری نیست
واژهها تهی شدهاند
بانوی من!
به حساب من نگذار
و نگذار بی تو تباه شوم!
با تو عاشقی کنم
یا زندگی؟
در بوی نارنجی پیرهنت
تاب میخورم
بیتاب میشوم
و دنبال دستهات میگردم
در جیبهام
میترسم گمت کرده باشم در خیابان
به پشت سر وا میگردم
و از تنهایی خودم وحشت میکنم.
بی تو زندگی کنم
یا بمیرم؟
نمیدانم تا کی دوستم داری
هرجا که باشد
باشد
هرجا تمام شد
اسمش را میگذارم
آخر خط من.
باشد؟
بی تو زندگی کنم
یا بگردم؟
همین که باشی
همین که نگاهت کنم
مست میشوم
خودم را میآویزم به شانهی تو.
با تو بمیرم
یا بخندم؟
امشب اسبت را میدزدم
رام میشوم آرام
مبهوت عاشقی کردنت.
با تو
اول کجاست؟
با تو
آخر کجاست؟
از نداشتنت میترسم
از دلتنگیت
از تباهی خودم
همهاش میترسم
وقتی نیستی تباه شوم.
بی تو
اول و آخر کجاست؟
واژهها را نفرین میکنم
و آه میکشم
در آینهی مهآلود
پر از تو میشوم
بی چتر.
من
بی تو
یعنی چی؟
غمگین که باشی
فرو میریزم
مثل اشک.
نه مثل دیوار شهر
که هر کس چیزی بر آن
به یادگار نوشته است.
تو بیشتر منی
یا من تو؟
عباس معروفی
هیچکس زودتر از من
لبخند نمیزند
به روی تو
حتا بیداری!
تو میدانی
از مرگ نمیترسم
فقط حیف است
هزار سال بخوابم
و خواب تو را نبینم.
هیچکس زودتر از من
به باز شدن چشمهات نمیرسد
حتا خورشید.
وقتی نیستی
بهانه میگیرد
دلم
تلخ میشود
سر راه
یک چیز شیرین هم بخر
نان و یک چیز شیرین.
دوستت داشتم
یا بوسم کردی؟
در آینه
گلی بر سینهام
خندان و صورتی
شکفت.
دستهام
یادت نیست
کجا حلقه شد؟
کی از بغلم رفتی
که نفهمیدم
و از سرما
مردم؟
چتر نداشتم
قطره قطره در خودم
میچکیدم.
دیگر دلم در تنم
بند نمیشود
آقای من!
به دادم برس.
برف امان نمیداد
میسوختی در تب
ملافه را پس زدم
نه برف امان میداد
نه آن ملافهی سفید.
دستهام را صلیب میکنم
جلو میزت
رو به زندگی
و هر چیز سخت.
مصلوب میشوم
با تاجی از گل
و رد انگشتانت
تنم را
شیار شیار
شعلهور میکند.
یک وقت
اشتباهی مرا پاک نکنی!
هر وقت پاککن دستت بود
بگو از روی کاغذت بروم کنار.
وقتی هستی
همهی هستیام را
با لبم
میگذارم روی شانههات.
وقتی هستی
نگاهم تاب نمیآورد
مثل رنگ
روی تنت شُره میکنم.
وقتی هستی
هیچ چیز کم نیست
خدا هم هست آن بیرون
جای پاش هم هست بر برف
چقدر رقصیده بود آن شب!
عباس معروفی
آب؟
بگو آب
و من روی تنت باران ببوسم.
عباس معروفی
...
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع
سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش
بر سر مژگان یار من مزن انگشت
کادم عاقل به نیشتر نزند مشت
پشت مرا گر غمت شکست عجب نیست
بار فراق تو کوه را شکند پشت
تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو
پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمی می کشم از برای تو
دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار
گوشه تاج سلطنت می شکند گدای تو
خرقه زهد و جام می گرچه نه در خور همند
این همه نقش می زنم از جهت رضای تو
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو
شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست
جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو
خوش چمنی است عارضت خاصه که در بهار حسن
حافظ خوش کلام شد مرغ سخن سرای تو