| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
176
|
640
|
91/3/12 (16:56)
|
|
||
|
|
501
|
1027
|
91/3/8 (19:08)
|
|
||
|
|
1391
|
7937
|
91/3/6 (18:24)
|
|
||
|
|
92
|
336
|
91/2/27 (13:34)
|
|
||
|
|
37
|
197
|
91/2/19 (00:40)
|
|
||
|
|
254
|
963
|
91/2/15 (17:52)
|
|
||
|
|
410
|
1185
|
91/2/5 (18:44)
|
|
||
|
|
25
|
199
|
91/2/5 (09:48)
|
|
||
|
|
193
|
670
|
91/1/21 (12:07)
|
|
||
|
|
335
|
814
|
91/1/21 (12:05)
|
|
||
|
|
975
|
2182
|
90/12/26 (01:22)
|
|
||
|
|
732
|
3854
|
90/12/22 (22:07)
|
|
||
|
|
209
|
521
|
90/10/21 (11:24)
|
|
||
|
|
83
|
548
|
90/6/25 (19:22)
|
|
||
|
|
73
|
286
|
90/5/26 (14:01)
|
|
||
|
|
60
|
220
|
89/6/17 (00:40)
|
|
||
|
|
3
|
30
|
89/6/9 (23:41)
|
|
||
|
|
54
|
212
|
89/5/6 (00:15)
|
|
||
|
|
2
|
22
|
89/4/4 (20:58)
|
|
||
|
|
2
|
35
|
89/3/31 (17:26)
|
|
سلام
در میان نوشته های زیبایتان مطالبی سراسر توهین وبی احترامی به امام عسکری (ع) امامزمان (عج)ومنتظران آن حضرت از آقای عدنان دیدم که تمام تلاش خود را براین داشته که اعتقاد به منجی را وانتظار آن حضرت را خاص شیعه بداند وآن را به استهزا بگیرد
که در پاسخ به ایشان مطالبی را عرض مینمایم:
1- «حاكم نیشابورى - الامام الحافظ ابوعبداللَّه محمد بن عبداللَّه» ، متوفّاى 405 هجرى - در جزء چهارم كتاب معروفش «المستدرك على الصّحیحین» احادیث متعدّدى درباره حضرت مهدى ( ع ) دارد كه در آنها حضرتش از اهل بیت پیامبر ( ص ) و از فرزندان فاطمه ( س ) معرّفى شده و او است كه جهان را پر از عدل و داد مىكند .
2- «ابوسالم
كمال الدّین محمّد بن طلحة بن محمّد بن الحسن شافعى» ، متوفّاى 652 هجرى - دركتاب
«مطالب السّؤول فى مناقب آل الرّسول» - چنانچه از نامش پیدااست - در مناقب ائمه 12
گانه شیعه مطالبى دارد . (او نیز آل پیامبر ( ع ) را منحصر در 12 امام شیعه
مىداند - دقّت شود - ) . در باب دوازدهم آن كه درباره امام دوازدهم ( ع ) است
چنین مىنویسد:
«الباب الثانى عشر فى ابىالقاسم محمّد بن الحسن الخالص بن على المتوكّل ابن
القانع (یكى از القاب امام جواد ( ع ) ) ابن علىّ الرّضا ابن موسى الكاظم ابن جعفر
الصّادق ابن محمّد الباقر ابن على زین العابدین ابن الحسین الزّكى ابن علىّ
المرتضى امیرالمؤمنین ابن ابىطالب ، المهدى ، الحجّة ، الخلف الصّالح ، المنتظَر
( ع ) و رحمة اللَّه و بركاته» .
چنانچه ملاحظه مىفرمائید او اسامى 12 امام را تقریباً با همان القابى كه نزد شیعه
مشهورند معرّفى مىكند . معلوم مىشود كه آنان همیشه با این القاب شناخته مىشدند
. او پس از تعریف از امام عصر(عجّ) مىنویسد:
«امّا نسبه اباً و امّاً فابوه الحسن الخالص ابن . . . (تا آخر اسامى كه دیگر
تكرار نمىكنیم . ) و امّه امّ ولد تسمّى صقیل (صحیح آن صیقل است . ) و قیل حكیمه
(حكیمه خاتون عمّه امام حسن عسكرى ( ع ) بوده كه هنگام تولّد حضرت ولى عصر ( ع )
در آنجا حضور داشت . ) و قیل غیر ذلك ، و امّا اسمه فمحمّد و كنیته ابوالقاسم و
لقبه الحجّة و الخلف الصّالح و قیل المنتظَر» .
خلاصه معناى این فراز چنین است:
پدرش امام حسن عسكرى ( ع ) و مادرش صیقل یا حكیمه یا غیر آن و اسمش محمّد و
كنیهاش ابوالقاسم و لقبش حجّت و خلف صالح بوده و منتظَر هم گفتهاند .
او همچون بسیارى از دانشمندان اهل سنّت ، امام زمان ( ع ) را فرزند امام حسن عسكرى
( ع ) دانسته و كنیه و لقب او را همچون شیعیان بیان كرده است .
3- «سبط ابن جوزى» متوفّاى 654 هجرى در كتاب تذكرة الخواص ، معروف به:
«تذكرة خواصّ الامّة فى خصائص الائمّة ( ع ) » در فصل مربوط به امام زمان ( ع )
تحت عنوان: «فصل فى ذكر الحجّة المهدى» چنین مىنویسد:
«هو محمّد بن الحسن بن على بن . . . على بن ابىطالب علیه(وعلیهم) السّلام و كنیته
ابوعبداللَّه و ابوالقاسم و هو الخلف الحجّة صاحب الزّمان ، القائم و المنتظَر و
التّالى و هو آخر الائمّة» . او در ابتدا اسامى دوازده امام ( ع ) را به ترتیب نقل
كرده (كه ما به جهت اختصار در اینجا و در موارد دیگر چند نقطه مىگذاریم . ) و پس
از آن كنیهها والقاب حضرت مهدى ( ع ) را ذكر مىكند و مىگوید كه او آخرین امامها
(ى شیعه) است . آنگاه این حدیث را با سندش از ابن عمر نقل مىكند كه پیامبر ( ص )
فرمود: «یخرج فى آخر الزّمان رجل من ولدى اسمه كاسمى و كنیته ككنیتى یملأ الارض
عدلاً كما ملئت جوراً فذالك هو المهدى»؛ یعنى: در آخرالزّمان مردى از فرزندانم
خروج مىكند كه اسمش مانند اسم من و كنیهاش مانند كنیه من است . زمین را پر از
عدل مىكند همانگونه كه پر از ستم شد و او همان مهدى است . و خود این را حدیثى
مشهور مىداند . سپس چند روایت دیگر نقل كرده و درباره رفع استبعاد از طول عمر آن
حضرت مثالهائى از معمّرین تاریخ آورده و پس از نقل شعرى در مدح ائمّه ( ع )
مىنویسد: «قلت: و من شروط الامام ان یكون معصوماً لئلاّ یقع فى الخطأ و لانّهم
حجج اللَّه على عباده و من شرط الحجّة العصمه من كلّ وصمه . انتهى ذكر الائمّة ( ع
) » . یعنى: از شروط امام این است كه معصوم باشد تا در خطا واقع نشود (او به حقّ
معناى عصمت را عصمت از خطا دانسته است نه عصمت از گناه و این عصمت است كه از جانب
خداوند به بندگان برگزیدهاش داده مىشود چه آنكه اگر آنان - كه پیشوایان امّتند -
در خطا واقع شوند و یا سهو و نسیان به آنان دست دهد دود آن به چشم پیروانشان
مىرود كه گفتارشان را وحى منزل مىدانند و خطا و سهو یا نسیان ، طبیعى هر انسانى
است و معصوم كسى است كه از چنین نقصى مصون باشد و این نخواهد شد مگر با عنایت
خاصّه الهیّه) .
دیگر آنكه آنان حجتّهاى خدا بر بندگانش مىباشند و شرط حجّت بودن مصون بودن از هر
عیب مىباشد .
در آخر عبارت افزوده است: «تمام شد یاد ائمّه ( ع ) » .
4- «ابن تیمیّه» متوفّاى 728 هجرى ، در جزء چهارم كتاب «منهاج السنّة» حدیث نبوى: «یخرج فى آخرالزّمان رجل من ولدى اسمه كاسمى و كنیته كنیتى یملأ الارض عدلاً كما ملئت جوراً . » یعنى: در آخرالزّمان مردى از فرزندانم خروج مىكند كه اسمش مانند اسم من و كنیهاش كنیه من است . زمین را پر از عدل مىكند همانگونه كه پر از ستم شد . را قبول داشته و او را همان «مهدى» ( ع ) مىداند و نیز بعض احادیثى را كه ابوداود و ترمذى ، دائر بر حتمى بودن این خروج و اینكه آن حضرت از عترت پیامبر ( ص ) و از فرزندان فاطمه ( س ) است ، آوردهاند نقل كرده و آنها را احادیثى صحیح مىداند .
5- «شیخ السلام ابراهیم بن محمّد بن المؤیّد الحمویى الخراسانى» متوفّاى 732 هجرى در كتاب: فرائد السّمطین فى فضائل المرتضى و البتول و السّبطین و الائمّة من ذرّیّتهم ( ع ) . » روایات زیادى در مورد حضرت مهدى ( ع ) نقل مىكند كه بعض آنها قبلاً گذشت . از جمله روایاتى كه این عالم اهل سنّت نقل مىكند این است كه حضرت مهدى ( ع ) داراى غیبت است و نیز: «هر كه خروج مهدى ( ع ) را انكار كند به آنچه كه بر محمد ( ص ) نازل شده كافر گشته است . » و نیز: «انتظار فرج افضل عبادات است . » و نیز در ضمن همین روایات ، به مسأله ولایت و وصایت ائمّه اثناعشر ( ع ) اشاره شده و در بعض از آنها اسامى آن بزرگواران نیز آمده است .
براستی آیا اینها همه به قول جناب عدنان موهومات شیعه است یا قطره ای از اعتقادات کل مسلمین؟
وبه راستی آیا فرهنگ انتظار وامید به آمدن منجی باعث عقب افتادگی کشورماست ؟
از کی تا جالا کشور مثل افغانستان وپاکستان شیعه شده اند وما خبر نداریم؟
ایشان انگار واقعاهنوز نمیدانند که شیعه کیست ؟ودر چه کشورهایی اکثریت با آنهاست ؟وگرنه پاکستان وافغانستان را که شیعه در آنها یک اقلیت است نام نمیبرد چون حداقل پاکستان یکی از کانونهای ضد شیعی است که وضعیت آن را همه شاهدیم
وسوال آخر اینکه چرا از کشورهای مخالف انتظار کشوری چون عربستان ویا اردن را نام نمیبرد؟اینان که به فکر شما نزدیکتراندوضعیت اینها را با کشورمان مقایسه کن میتوانی؟
چه شب ! های بسیار آمد و تو نیامدی
سر ر اهت به انتظار نشستیم و تو نیامدی(از نوشته های خودم)
دل شوق تو را داشت صدایش كردی
با زمزمه ی عشق دوایش كردی
افسوس كه زین پرده برون بنشستی
با هجر رخت بی سر و پایش كردی .
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سیستم وبلاگدهی مذهبی نجم بلاگ به صورت آزمایشی شروع به کار کرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
درباره سایتنخست باید بدانیم که به انتظار چه کسی باید باشیم و ببینیم حامیان ایشان
چه چیزی به ما ارائه می دهند. در مذهب شیعه در باب مهدویت و امام زمان کتابی بالاتر
و مهمتر از جلد 13 بحارالانوار که بیش از 800 صفحه به این موضوع اختصاص داده است
وجود ندارد. حال به بررسی گوشه ای از کتاب فوق می پردازیم.
الف- مادر ایشان را اینگونه معرفی
میکند:
برای مادر ایشان بیش از 10 اسم نقل میکند که مأخذ آنها را
ذکر می کنیم:
کتاب بحارالانوار جلد سیزدهم.
1- صفحه 12 سطر27 نام مادر ایشان ریحانه، نرجس، سوسن
است.
2- صفحه 14 سطر 6 نام مادر ایشان صقیل و جاریه است.
3- صفحه 14 سطر 18
نام مادر ایشان سوسن است.
4- صفحه 20 سطر 3 نام مادر ایشان صیقل و حلیمه و غیره
است.
5- صفحه 20 سطر 14 نام مادر ایشان سیمین و سوسن است.
6- صفحه 20 سطر 23
نام مادر ایشان اخمط است.
7- صفحه 23 سطر 23 نام مادر ایشان صقیل، نرجس و مریم
است.
واین خانم کیست؟ دختر یشوعای
مسیحی.
وقتی یک نقل قول باشد صحت آن معلوم نیست و وقتی ده نقل قول مختلف باشد
تکلیف معلوم است.
در اینجا تاریخ تولد کودک (مهدی موعود) را بر اساس کتاب
جلد 13 بحار الانوار مورد بررسی قرار میدهیم:
1- صفحه 12 سطر 28 در تاریخ 8/8/256 هجری قمری متولد شده
است.
2- صفحه 14 سطر 4 در تاریخ 10/9/254 هجری قمری متولد شده است.
3- صفحه
14 سطر 13 در تاریخ 15/8/255 هجری قمری متولد شده است.
4- صفحه 20 سطر 2 در
تاریخ 23/9/258 هجری قمری متولد شده است.
5- صفحه 21 سطر 18 در تاریخ 3/8/257
هجری قمری متولد شده است.
اینها یعنی پنج قول متفاوت که پنج تاریخ مختلف را در تولد دروغین ایشان
نقل کرده اند.
اکنون توجه خوانندگان محترم خصوصا ریاضی دانان را به این
معادلات علمی و عقلی! که در مکتب شیعه رائج است از همان کتاب معطوف
میداریم:
1. در صفحه 12 سطر 3 و 10 ایشان چهل روزه راه میرود.
2. در صفحه 12 سطر 12 رشد ایشان در یک ماهگی مانند کودک یکساله است.
3. در صفحه
17 سطر 4 رشد ایشان یکروزه مثل یکساله است.
4. در صفحه 23 سطر 5 رشد ایشان
یکروزه مثل کودک یک هفته ای است.
5. در صفحه 23 سطر 26 رشد ایشان یک هفته مثل
یکساله است.
آیا هیچ دانشمندی، هیچ ذی شعوری در دنیا این موهومات را غیر از مذهب شیعه
قبول میکند؟ آیا هیچ انسانی در دورترین نقاط تمدن بشری اینگونه دروغهای متناقض را می
پذیرد و به آنها ایمان می آورد؟
براساس مندرجات همان کتاب، آثار حمل مادرش را هیچکدام از
نزدیکان ندیده اند.
صفحه 3 سطر 7 مینویسد از حمل آثاری ندیدند.
صفحه 11
سطر 9 مینویسد آثار حمل ندیدم
صفحه 21 سطر 25 مینویسد آثار حمل نبود
صفحه 21
سطر 25 گفتگوی عمه با حسن عسكری که ذکر میکند هیچ آثاری از حمل ندیده ام.
در ضمن
به تناقض گویی آن در این عبارات دقت فرمایید:
در صفحه 4 سطر 24 گفته که ایشان از
شکم مادر متولد شده ولی در صفحه 21 سطر 26میگوید ما اوصیاء از ران راست مادر متولد
میشویم.
به این نکته توجه فرمایید که عسکری در مقابل گفتار عمه خود که گفته است
اثر حمل در نرگس نمیبیند تبسمی نموده و گفته است: "ما جماعت اوصیاء در شکمها حمل
نمیشویم و حمل ما در جنیها میشود و از ارحام بیرون نمیشویم بلکه از ران راست مادرها
خارج میشویم."
جالب توجه است که به چه کسی میگوید؟ به خانمی که به اصطلاح، خودش
دختر امام، خواهر امام و عمه امام است، خود زایمان کرده و در زایمان زنان شرکت
داشته است. میگوید ما جماعت اوصیاء، یعنی تمام ائمه از ران راست مادر متولد شده
ایم.
بهتر است بدانید عسکری سعی داشته است که مهدویت و دوازده
امام را به خود منتسب کند و میخواسته فرزندی داشته باشد که دوازدهمین باشد، ولى
عقیم بوى و صاحب فرزند نشده است.
آن حضرت برادری داشته است به نام سیدجعفر که
دائما عسکری را از این تصمیم منع میکرده، که برادر، تو عقیم بوده و صاحب فرزند
نخواهی شد. به همین جهت جناب عسکری و یاران و پیروانش، سیدجعفر را در مقابل این
نصیحت خیرخواهی متهم به کذب و دروغگویی نموده و او را جعفرکذاب
نامیدند.
مطلبی که نمیتوان آن را نادیده گرفت و انکار نمود هنرنمایی و قدرت عوام
فریبی و دروغ پردازی پیشوایان مذهبی است که میلیونها انسان را آنچنان استعمار کرده
اند که هیچکس حق ندارد در مسئله امامت و عصمت تحقیق کند و اگر کسی بخواهد برای آنها
حقایق را بازگو کند او را واجب القتل میدانند، واقعا ناز شصت میخواهد.
اینک
نتیجه میگیریم که عقب ماندگی و بی تفاوتی ملل شیعه دلیلی ندارد جز اینکه ذوب در
مکتب انتظار بوده و برای جبران هرگونه بدبختی مادی و معنوی به جای اینکه خود تلاش و
حرکت کنند منتظرند فردی از ناکجا آباد آمده و مشکلات آنان را حل کند. که این اندیشه
و تفکر بر خلاف قرآن بوده، خدا در کتاب خود میفرماید:
(إِنَّ اللَّـهَ لَا
یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ) الرعد/11 )ترجمه:
همانا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خودشان را تغییر
دهند.
آیا این یک اندیشه استعماری و استثماری نیست که به جهت سلطه بر ملت ها و
تاراج منابع و منافع آنها و برای در جهالت نگه داشتن ملل شیعه ساخته شده است، و هر
روز با آب و تاب بیشتری به مناسبتهای مختلف و با دعاهای ساختگی و تولدهای دروغین به
آن دامن زده میشود؟ در وسایل ارتباط جمعی هر روز عده ای را به اسم تبلیغ دین بر
منابر می نشانند و مشتی دروغ و مزخرفات از این دست به خورد عوام میدهند و هر روز
کودکان و جوانان معصوم را وادار میکنند در مدارس دعای فرج بخوانند و باز هم تکرار
میکنیم این است معنای مکتب انتظار
امام زمانم بیا مگر آخرالزمان نیست مگر بدتر از این هم می شود
بیا و اسلام واقعی را دوباره احیا کن
بیا تا همگی آدم شویم
امیدوارم دیگر نگوییم جمعه های انتظار
بگوییم این جمعه...
درد تو را به تنهایی نمیکشم، که تمام سنگریزه های زمین منتظر گام های تواند، تا کوه شوند و پرچم تو را در اوج عشق خود برافروزند.
و آن وعده محتوم چه نزدیک است اگر عاشق باشیم...