لیست بحث ها| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
2
|
8
|
87/8/17 (14:57)
|
|
||
|
|
3
|
46
|
86/7/25 (17:12)
|
|
||
|
|
4
|
46
|
86/7/22 (19:07)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
86/7/1 (14:33)
|
|
||
|
|
0
|
17
|
86/1/31 (12:11)
|
|
||
|
|
2
|
47
|
85/9/17 (04:07)
|
|
||
|
|
0
|
25
|
85/8/8 (05:47)
|
|
عنوان بحثpol oster???? 21 مهر 85 - 06:31 | |
yeki nemikhad az pol oster chizi bege???aghayoone modir va moavene cloob !!!!!shoroesh bashoma | |
پاسخ ها4 22 مهر 1386 ساعت 19:07 | |
سلام وقتی دیوانگی در بروكلین روخوندم كمی از پل استر نا امید شدم اما هنوز لذت هیولا و شب پیشگویی تو ذهنمه
|
3 4 مهر 1386 ساعت 16:54 | |
گسترهای كه شامل گردآوری و ترجمه اشعار فرانسه، نوشتن مقاله و نقد ادبی،
سرودن شعر، خاطرهنویسی، تجربه ادبیات داستانی پستمدرن، رمان رئالیسم
جادویی و حتی افسانه حیوانات میشود. به همین خاطر، دنیای داستانی پل
آستر، نویسنده نام آشنای آمریكایی در مقایسه با همعصرانش دنیای متفاوت و
نویی است كه موجب شده، اغلب آثارش در ایران و همینطور در دیگر كشورهای
جهان مورد استقبال قرار بگیرد و ترجمه شود. هر چند پل آستر بیشتر به خاطر
نوشتن «سهگانه نیویورك» شهرت جهانی پیدا كرد، اما به سختی میتوان روی
تنها یك اثر او انگشت گذاشت و آن را نماینده خلاقیت ادبی او معرفی كرد.
برخلاف نویسندگانی كه میتوان خلاقیت و توانایی ادبیشان را به شاهكار
آنها تعمیم داد، وقتی سخن از خلاقیت ادبی پل آستر به میان میآید، باید به
مؤلفههایی اشاره كرد كه در تكتك داستانهایش پراكندهاند. با این همه،
داستانهای آستر هر قدر هم كه متفاوت از هم نوشته شده باشند، دارای
مؤلفههایی هستند كه میتوان آنها را به عنوان ویژگیهای دنیای داستانی پل
آستر شناخت. یكی از ویژگیهای اصلی داستانهای آستر تكرار و تعدد «رویدادهای تصادفی1» است كه در اغلب آثارش به وضوح دیده میشود. شاید نمونه اغراق شده «رویدادهای تصادفی» را بتوان در فیلم «سرنوشت شگفتانگیز املی پولن» ساخته «ژان پیر ژنه» كارگردان فرانسوی مشاهده كرد. این فیلم كه كارگردانش به الهام گرفتن از رویدادهای تصادفی داستانهای پل آستر در ساخت آن اعتراف میكند، عامل تصادف را به عنوان سوژه اصلی خود انتخاب كرده است. عنصر «تصادف» شاید بیشتر از هر اثر آستر در «سهگانه نیویورك» كه شامل سه كتاب مجزای «شهر شیشهای»، «ارواح» و «اتاق در بسته» است، به خصوص در دو كتاب اول، دیده میشود. «سهگانه نیویورك» كه كتابی درباره هویت آدمهاست، ظاهر داستان پلیسی دارد، طوری كه گاهی به اشتباه آن را رمان پلیسی خطاب میكنند. پل آستر در این باره به «مگزین لیتهرر» در سال 1993 میگوید: «اغلب از سهگانه نیویورك به عنوان رمانی پلیسی صحبت شده. من اینطور فكر نمیكنم. از بعضی امكانات رمان پلیسی استفاده كردهام اما در كل اتفاقی نمیافتد، منظورم این است كه اصلا جرمی وجود ندارد. اگر از كارآگاه هم حرفی به میان آمده، دلیلش خیلی ساده است، روزی یك تلفن اشتباهی به من شد و كسی آژانس كارآگاهی پینكرتن را میخواست، دلم میخواست به این ماجرا وفادار باشم، لااقل در شروع داستان. وقتی رمان «هیولا» را تمام كردم، متن غریب و كوتاهی نوشتم، در حدود 40 صفحه به نام «دفترچه قرمز» كه در آن ماجراهای عجیب و غریب واقعیای كه برایم پیش آمده، حكایت كردهام. در آنجا از این تماس تلفنی كه سال 1980 برایم پیش آمد، هم صحبت كردهام. چند ماه پیش، یعنی دوازده سال بعد از آن ماجرا، داشتم كار میكردم كه تلفن زنگ خورد. گوشی را برداشتم، كسی آقای كوئین را میخواست. با خودم گفتم شاید یكی از دوستانم خواسته شوخی كند. كوئین نام شخصیتی است در «شهر شیشهای»، كه كسی اشتباهی به او زنگ زده و فكر كرده كه كارآگاه است. از آنجا كه آن فردی كه به من زنگ زد، لهجه اسپانیایی داشت گفتم شاید دنبال آقای كوئین است، به همین خاطر از او خواستم تا نام كوئین را هجی كند، اما دقیقا همان كوئین را میخواست. ترسیدم و فورا گوشی را گذاشتم، درست مثل دوازده سال قبل.» آستر در این عبارت كه در پاسخ سوالی از مگزین لیتهرر گفته است، به دو نكته مهم اشاره كرده. آقای كوئین شخصیت اصلی «شهر شیشهای» است، كسی اشتباهی شماره خانه او را میگیرد و فكر میكند كه كوئین كارآگاه است. حال آنكه كوئین نویسنده داستانهای جنایی است. دوازده سال بعد از انتشار كتاب، كسی با پل آستر تماس میگیرد و همان آقای كوئین را میخواهد. پل آستر در اغلب گفتوگوهایی كه انجام داده، از «رویدادهای تصادفی» بهعنوان پدیدهای عادی در زندگی نام برده و همانطور كه در این عبارت هم گفته، كتابچه كوتاهی به نام «دفترچه قرمز» درباره پدیدههای تصادفی و شگفتانگیز زندگی شخصیاش نوشته است. نكته مهم دیگری كه در این عبارت وجود دارد، اشاره آستر به جنایی نبودن كتاب است. آستر با بهكارگیری فرم داستان جنایی در خلق «فرا داستانی» درباره هویت آدمها به نام «سهگانه نیویورك» شاخصترین و البته نه كاملترین، خلاقیت ادبی خود را در حوزه ادبیات داستانی به نمایش گذاشته است. «سهگانه نیویورك» با ظاهر فریبنده جنایی خود طعنهای به ادبیات پلیسی به حساب میآید. اگر روزی «ژان لوك گدار» با ساختن «از نفسافتاده» در قالب فیلم جنایی، مقالهای درباره فیلم جنایی ارائه كرده است، به فاصله چند دهه بعد او «پل آستر» با بهكارگیری فرم پلیسی، مقالهای درباره ادبیات پلیسی نوشته است. آستر با انتخاب عنوان «اتاق در بسته2» در سومین كتاب «سهگانه نیویورك» و طعنه به مفهوم «معمای اتاق در بسته» در ادبیات پلیسی مقالهای انتقادی درباره ادبیات پلیسی ارائه كرده است. دیگر ویژگی مهم پل آستر علاقهاش به سنت كهن قصهگویی است، مفهومی شرقی كه تا حدی با «رمان» به معنای غربی آن زیاد سازگار نیست. شاید وارد شدن به بحث تفاوت «قصه» و «رمان» موضوع را پیچیده كند، اما آنچه به ظاهر نزد پل آستر «قصه» معنا میدهد، همان داستانهای شفاهی و گاه كوتاهی است که در سالیان سال پیش سینه به سینه نقل میشده است و جذابیت آن، نه ویژگیها و عناصر داستانی، كه خود ماجرای قصه است. وقتی قصهای سالیان سال از زبان هزاران آدم نقل شده و به نسل جدیدی رسیده، دیگر در آن خبری از پیچیدگیهای فرمی، روایتی و داستانی نیست، در حالیكه آن چیزی كه در طول این سالیان باقی مانده، خود قصه است. پل آستر كه خود شیفته «دن كیشوت» نوشته سروانتس است، در این رابطه به مگزین لیتهرر در سال 1993 اشاره میكند: «من خودم را رماننویس نمیدانم. آن چیزی كه ذهن مرا مشغول میكند، همان چیزهایی نیست كه ذهن رماننویس به مفهوم معمول آن را مشغول میكند. سطح اشیاء، واقعیتهای روزمره و نوعی علاقه اجتماعی، اینكه مثلا چرا امسال با سال گذشته متفاوت است. در كتابهایم، مساله مهم بقای هستی است. من بیشتر از آنكه رماننویس باشم، قصهگویم، به سنت شفاهی قصهگویی كه هیچ ربطی به رمان به مفهوم معمول آن ندارد، احساس نزدیكی میكنم.» علاقه پل آستر به قصهگویی به آن مفهومی كه اشاره شد، باعث شده تا به یكی از مولفههای نسبتا مشترك داستانهایش اقدام كند و آن «داستان در داستان 3 » های زیادیاست كه در اغلب آثارش دیده میشود. داستانهایی كوتاه كه به وفور ما بین ماجرای داستان اصلی گفته میشوند و حكایت از علاقه به همان سنت كهن قصهگویی دارد. «داستان در داستان» در كتابهای آستر برای نمونه به وضوح در «كتاب اوهام»، «مون پالاس» و «شب پیشگویی» دیده میشود. «داستان در داستان» البته به گونه دیگری نیز خود را در كتابهای آستر نشان داده است. آستر با زیاد كردن لایههای داستانی و همینطور داستانهای لایه در لایه، این منظور را محقق كرده. این داستانهای كوتاه به ظاهر خود قابلیت آن را دارند تا در كتابی مجزا در قالب داستان اصلی به آنها پرداخته شود، اما پل آستر با اطمینان كامل آنها را مابین ماجرای اصلی خود حكایت میكند و این عمل را به یكی از ویژگیهای بارز دنیای داستانی خود تبدیل كرده است. «بینامتنیت4 » از دیگر ویژگیهای داستانهای آستر است كه در ضمن از مهمترین مؤلفههای پستمدرن آثارش هم به حساب میآید. اصطلاح بینامتنیت از مفاهیم مرتبط به پستمدرنیسم است و تقریبا همزمان با نظریات پساساختارگرایی ژولیا كریستوا مطرح شده است و به این معنا است كه مفاهیم متن یا عبارتی تنها در قالب متن یا عبارت دیگری معنا میپذیرند. به این معنا كه كاركرد متن یا عبارتی در رمان صرفا به خاطر اشاراتی كه قبلا در همان رابطه در متنهای پیشین یا حتی رمانهای پیشین شده، مفهوم مییابد و خواننده زیرك با ارجاع به متن قبلی میتواند از مفهوم آن آگاه شود. مفهوم بینامتنیت كه همچنین موجب پدید آمدن داستانهای «هایپرتكست 5 » در اینترنت شده، به طور آگاهانه در بسیاری از رمانهای پل آستر دیده میشود. برای نمونه میتوان به حضور شخصیتهای دو كتاب «شهر شیشهای» و «ارواح» در كتاب سوم «سهگانه نیویورك» یعنی «اتاق در بسته» اشاره كرد. حضور شخصیتهای دو كتاب قبلی در كتاب آخر موجب پدید آمدن مفهومی جدید و زیرلایهای میشود كه در قالب اصطلاح «بینامتنیت» معنا میدهد. دنیای داستانی پل آستر البته ویژگیهای دیگری هم دارد، كه نمیتوان به همه آنها در قالب مقالهای كوتاه پرداخت. از همین دسته ویژگیها میتوان به پرداخت خوب شهری كتابهای آستر اشاره كرد. تصویر نمایان شهری در كتابهای آستر به خصوص مفهوم به ذات «شهر» در كتاب «كشور آخرینها» و همچنین پرداخت خوب نیویورك در «سهگانه نیویورك» و اشارات خوب شهری در «شب پیشگویی» به نیویورك، بروكلین، و ایستگاههای مسافری و... اهمیت «شهر» را برای آستر آمریكایی نشان میدهد. پل آستر همچنین به زندگی روزمره آدمها علاقه بسیاری دارد و در جای جای داستانهایش تصویر زندگی روزمره را نشان داده است. اشاره به «تنهایی» آدمها، ترس از وقوع حادثهای هولناك، از دست دادن توانایی فهم و درك، شكست عاطفی و مرگ پدر و همسر نیز از دیگر ویژگیهای دنیای داستانهای آستر است. پل آستر همانطور كه در ابتدای مقاله به آن اشاره شد، قلمرو وسیعی از ادبیات را تجربه كرده. تجربه گسترده این قلمرو خود از ویژگیهای آستر است. رئالیسم جادویی در «آقای سرگیجه»، افسانه حیوانات در «تیمبوكتو»، خاطرهنویسی در «اختراع تنهایی»، «هنر گرسنگی» و «دفترچه قرمز»، فیلمنامهنویسی برای «موسیقی شانس»، «دود» و «لولو روی پل» از همین دسته تجربیات است. دنیای داستانهای پل آستر، همانطور كه از چشمان نافذ نویسندهاش پیداست، دنیایی اسرار آمیز و دوست داشتنیاست. دنیایی كه آدم را پس از خواندنش به فكر وا میدارد، دنیایی كه هنگام وارد شدن به آن این توانایی را دارد تا آدمی را از دنیای واقعی دور و اطرافش دور كند و حتی برای چند لحظه او را به اعماق داستانی خیالی ببرد. پل آستر شاید برای نوشتن دنبال همین هدف است. خلق دنیایی نو و متفاوت كه آدمی را برای چند لحظه مسحور خود میكند. پل آستر درباره دنیای داستان و اهمیتش به مگزین لیتهرر میگوید: «سوال اینجا است كه هدف چیست. دنیا هدفی ندارد. از همه چیز دنیا نمیتوان سر درآورد، اما كم كم میتوان دركش كرد. در عوض دنیای هنر محدود است و به همین خاطر [در مقایسه با دنیای واقعی] لایتنهاهی نیست و میشود به راحتی آن را آنالیز كرد. وقتی به صفحه 10 برسی، یا شاید هم صفحه 20 و شاید 50، ممكن است به هدفی برسی. میتوان به سادگی درباره ساختار و مفاهیم داستان حرف زد. آدمها میمیرند اما كتابهای به حیاتشان ادامه میدهند. اثر كاغذ از گوشت و استخوان بیشتر است |
2 2 مهر 1386 ساعت 19:21 | |
آنچه امروز «پل استر» به عنوان یك سلاح قدرتمند در پیشبرد داستانهایش از آن استفاده مى كند، وراى تكنیكها و فراافقهاى داستان نویسى است و چیزى نیست جز یك بهانه ساده براى آغازى مناسب. استر بهتر از هر كسى مى داند، شناساندن رازهاى درونى و روانى انسان تا چه حد مى تواند براى مخاطب جذاب باشد. پس شخصیت هایش را برمبناى همین تئورى ساده اما پیچیده انتخاب مى كند. شاید بهترین راه براى درك این پدیده، مطالعه چندباره «كشور آخرینها» باشد - این كتاب توسط كیهان خجسته ترجمه شده است - وى داستان را در یك كشور ناشناخته با جغرافیایى منحصربه فرد دنبال مى كند. كلیت داستان ساده است. دخترى براى پیدا كردن برادرش رهسپار جایى مى شود كه به ناكجاآباد ذهن هركسى شباهت دارد و در آنجا خود نیز دستخوش حوادثى شده، قدرت برگشتن را از دست مى دهد. «آنابلوم» شخصیت اصلى داستان، آنقدر خوب پرداخت شده كه مى توانید بارزه هایى چون استقامت، شهامت، شجاعت و ... را در او به راحتى مشاهده كنید. ویژگى این كتاب، در حقیقى بودن آن است.
|
1 28 مهر 1385 ساعت 03:06 | |
استر هم میتونه جادوگر باشه و...هم در عین حال یه کلاش کلاه کلاهبردار...بستگی داره به نظرت تو...آخه کی میتونه با یه شروع توفانی...درست مثل هیولا و...یا کشور آخرین ها...دویست سیصد صفحه خواننده بدبخبشو بکشونه دنبال یه شخصیت آنرمال و روانی...من که یاد بقال سر کوچمون میوفتم...آخه اونم همیشه میوه های درشت و خوبشو میذاره روی جعبه...هر کی هک بگه این از هنرشه...خدا... |











