| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
146
|
464
|
87/5/5 (19:38)
|
|
||
|
|
207
|
471
|
87/5/5 (19:34)
|
|
||
|
|
839
|
1449
|
87/5/5 (19:07)
|
|
||
|
|
420
|
307
|
87/5/5 (18:27)
|
|
||
|
|
78
|
809
|
87/4/30 (17:04)
|
|
||
|
|
592
|
1487
|
87/4/26 (22:16)
|
|
||
|
|
5
|
34
|
87/4/24 (18:50)
|
|
||
|
|
6
|
40
|
87/4/22 (16:28)
|
|
||
|
|
15
|
65
|
87/4/17 (22:30)
|
|
||
|
|
4
|
28
|
87/4/12 (01:30)
|
|
عنوان بحثبحث!!! 2 اسفند 86 - 03:50 | |
سلام مدتیه كه یه سری افكار در ذهنم می یاد كه می خوام با شما دوستان در میان بذارم البته اگه شما هم بخواهید این جا را می توانید مكانی برای پرسش و پاسخ و گفتگو قرار دهید از حضورتون در این جمع پیشاپیش متشكرم!!! | |
پاسخ ها9 6 اردیبهشت 1387 ساعت 21:54 | |
طبق تحقیقاتی كه من تو این مدت زیاد انجام دادم متوجه شدم كه این حدیث جعلی است و همچین حدیپثی وجود ندارد اگر آدرسی محكم از این حدیث دارید لطف كنید |
8 13 اسفند 1386 ساعت 23:56 | |
ببخشید كه این سوال رو می كنم ولی میشه اون حدیثو آدرسی ازش بدین تا من خودم ببینم و برسیش كنم؟ |
7 13 اسفند 1386 ساعت 23:01 | |
هومن جان سلام رسول الله فرمودند: حب الوطن من الایمان والسلام |
6 11 اسفند 1386 ساعت 18:38 | |
به علت استقبال بیش از حد و بی سابقه از این تاپیك این مكان رو از این به بعد به دفتر چه خاطراتم تبدیل میكنم اگه یه موقع نظری داشتید خوشحال میشیم |
5 11 اسفند 1386 ساعت 00:43 | |
قسمت!!!! هر روز با افرادی بر خورد می كنیم كه در مورد اتفاقاتی كه برا شون می افته كلمه ی قسمت رو به كار می برن مثلا فلان فرد در كنكور قبول نمیشه میگن قسمتت بوده یا یه همسر پر خاشگر نصیبش میشه میگه قسمتت هم این بوده یا هر چیز دیگه ای به نظر من این درست نیست من به قسمت اعتقاد ندارم به نظر من قسمت در واقع محصول عمل خود فرده یعنی هر كاری كه كردی نتیجه اش رو هم به همون اندازه بد یا خوب میبینی! در تمام رقابت ها و ازمایشهای الهی هیچ گاه خداوند انسان را ملزم به انتخاب یك مسیر نمی كنه یعنی وقتی انسان سر یك دور اهی قرار میگیره به نظر من خدا هیچ دخالتی در انتخاب او ندارد او هر مسیری را كه انتخاب كند مشكلات ان مسیر را میبیند و با عبور از هر مسیر تجربه ای كسب میكند و انسان عادی با عبور از هر مسیر احساس می كند كه بر تجربیاتش می افزاید و گمان می كند كه خدا قسمت او كرده كه این تجربیاتش زیاد شود ولی اگه از ان مسیر هم گذشت باز هم بر تجربیاتش افزوده میشد خوب كمی پیچیده شد ببینید به نظر من سرنوشتم در دست خودم است یعنی من هر عاقبتی داشته باشم نتیجه عمل خودم است و در ان چیز های اجباری مثل قسمت وجود ندارد به نظر من قسمت هر فرد و اختیار هر فرد مثل پولی است كه خداوند كه شبیه یك پدر است به پسرش داده تا ان را خرج كند آن پسر هرچی بخرد انگار پدر خریده چون پول مال پدر است پس ان چیز مال پدر است و همچنین پدر در خریدش هیچ دخالتی نمیكند و نمی داند كه پسرش چه میخرد ولی میداند كه او به چه چیز علاقه مند است و حتما چه چیزی را میخرد چون اعمال و رفتارش در خانه باعث شده كه علایقش بر پدر آشكار شود و یك پدر تیز هوش خواهد فهمید كه او با این مقدار پول حتما چه خواهد خرید و اگر در پیش بینی خرید او اشتباه كند ضعف از پدر بوده كه نتواسته پیش بینی خوبی كند ولی طبق فرضیات ما خداوند عاری از هر گونه اشتباه و خطایی است پس خدا اشتباه نمیكند كه بنده اش با اختیار انتخابش چه چیز را انتخاب میكند پس این كه میگن فلانی قسمتش این همسر بد بود چیز غلطیست چون فلانی اون موقع هنگام از دواج چشمانش رو بسته بود و نمی دید با چه دیوی می خوا هد ازدواج كند!!!! و اگر بنده در كنكور قبول نشم دلیل بر كم كاری من یا غفلت از موضوعی بوده كه باید سال بعد ان را پیدا كرده و رفع كنم همین!!! |
4 7 اسفند 1386 ساعت 00:40 | |
نظریه داروین !!! سلام به همه من غلط بكنم كه بخوام در ای مورد قضاوت كنم فقط حرفی میزنم و رد میشم!!! به نظر من نظریه داروین نمی تونه غلط باشه وقتی اسم نظریه داروین می یاد همه تو ذهنشون همون آمدن دفعی آدم (ع) به زمین و تناقضش با تكامل تدریجی انسان می افتند كه البته لازم به ذكر است كه بعضی مراجع هم این نظریه رو قبول كرده اند اگه اشتباه نكنم آیت ا.. مكارم شیرازی بود. همان طور كه میدانید حیوانات روح ندارند با این كه زنده اند اونها هیچ احساسا تی ندارند حتی عشق مادر به فرزند حیوانات هم كاملا 100 در 100 رد شده ولی زنده اند و زندگی میكنند و با مرگ نیست و نابود می شوند الان انسان ها میتوانند كه حیوانات شبیه سازی شده رو بو جود بیاورند و خود همین یك دلیل عملی بزرگ از و جود نداشتن روح در بدن حیوانات است! با توجه به این كه بدن حیوانات به همان اندازه بدن انسان ها پیچیده است پیش بینی شده كه در آینده نزدیك انسان های شبیه سازی شده هم بوجود آیند كه البته چند مورد در این زمینه اقدام شده! مثلا انسانی رو تقریبا 10 سال پیش شبیه سازی كردند و اون در جنینی شبیه سازی شده زنده نگه داشتند و هنگامی اون انسان بوجود امد تقریبا 2 دقیقه بیشتر زنده نماند و نتونست ادامه حیات بدهد كه درسته شكست بوده ولی حداقل 2 دقیقه یك انسان شبیه سازی شده داشتیم و مدت 9 ماه هم انسان شبیه سازی شده در جنین داشتیم حالا چرا این را مطرح كردم؟ علت اینه كه انسان ها قادرند چیز هایی رو شبیه سازی كنند كه روح ندارند مثلا گاو یا ... انسان شبیه سازی شده هم هیچ روحی نخواهد داشت بلكه فقط یه حیوان خواهد بود چون انسان ها از تزریق روح عاجزند!!!! پس می توان انسانی داشت كه فقط حیوان خواهد بود و هیچ احساس یا شخصیت یا اختیار و .... نخواهد داشت چون همه مربوط به روح میشود دقیقا شبیه یك میمون!!! همان طور كه میدانید طبق نظریه داروین انسان ها قبلا میمون بوده اند نظریه داروین در مورد بقیه حیوانات درست بوده وهمه ان را پذیرفته اند مثلا در مورد ببر ها كه قبلا كمی تنومند تر و دارای دندان های بزرگ فوقانی بوده اند یا یا كلاغ ها كه از دایناسور های پرنده ماقبل تاریخ بوده اند فقط در مورد انسان این نظریه رد شده كه اون هم قشر مذهبی دنیا ان را رد كرده اند حال این نظر من در مورد نظریه داروین(من كی باشم!!!!!) من داستان افرینش را این گونه برای خودم مطرح میكنم میمونها با گذشت قرن ها تبدیل به انسان های حیوان شده اند و این انسان های حیوان برا ی خودشان زندگی میكردند (مثل یك حیوان) ناگهان تصمیم بر آن شد كه حضرت آدم از ان دنیا به این دنیا منتقل شود و طبق گفته ی یك دكتر الهیات كل دنیا چند عالمه كه حضور در هر عالم نیاز به لباس آن عالم دارد یعنی تو هر عالمی باشی باید لباس مخصوص به آن عالم رو تن كنی مثلا حضور در این دنیا لباس پوست و گوشت رو می طلبد! حضور در عالم جنیان یعنی عالم دخان لباسی از جنس ان عالم رو می طلبد كه اگر اشتباه نكنم لباسی از آتش است و الی آخر حضور حضرت آدم در این دنیا لباس پوست و گوشت رو می طلبید بنابراین این روح باید لباسی مناسب را به تن میكرد و ان لباس چیزی جز لباس انسان نبود !!! به نظر من این داستان هیچ چیزی رو رد نمیكنه و با هیچ چیز مخالفت نداره انسان میمون بوده و ناگهان روح به بدن او تزریق شده و انسان حیوان تبدیل به انسان با شخصیت شده البته اینا همه در حد یك تئوری ایست و هر ایرادی به این تئوری را می توان توجیه كرد ولی هیچ گاه نمی توان این تئوری را اثبات كرد من فقط سعی كردم از دید دیگری به موضوع نگاه كنم همین!!!! |
3 3 اسفند 1386 ساعت 05:21 | |
خیلی ممنونم كه در این بحث شركت كردی حرف جالبی زدی گفتی میهن دوستی برای دفاع از میهن از نفوذ بی گانه به كشور كه درنهایت از آوارگی مان جلو گیری كنیم حرفت درسته ولی من چند مثال نقض در ذهنم هست الان ژاپن یكی از متمدن ترین كشور ها بعد از جنگ جهانی دوم تقریبا بطور كامل زیر نظر آمریكا فعالیت میكنه و هیچ ارتشی بدون هماهنگی با امریكا نمی تونه داشته باشه و آمریكا تقریبا در این كشور نفوذ كرده و ان را كنترل كرده ولی مردم ان كشور آواره شدند؟ یا خود كشور المان بعد از جنگ جهانی دوم هم زیر نظر آمریكا فعالیت میكنه ولی اوارگی برای ملت به دنبال نداشت البته درسته كه كشور اسرائیل بدلیل های بی خود سرزمین های فلسطین رو اشغال كرده ولی مردم ان كشور آوارگی كشیدند اون می تونه حرف تو رو تایید كنه ولی این مثال های نقض هم هست پس به نظر من حرفت برای اوارگی عمومیت نداره ودر حد یك تئوری خوب (بهت تبریك میگم) آن رو می پذیریم ولی یك اصل نیست! ولی یك نكته جالب از حرفهات در ذهن من نقش بست كه ببین آیا با این موافقی یا نه. اگر قران رو مبنا قرار بدیم (كه البته من اونو بدون هیچ دلیل منطقی قبول دارم) با تو جه به این كه در آن ذكر شده كه كفار حق ندارند بر مسلمانان حكومت كنند واین جمله به نظر من برای زنده نگه داشتن اسلام گفته شده از انجایی كه (البته باز هم به نظر من) حضور بیگانه گان در میهن اسلامی (نه در میهن دیگری! مثلا شاید چینی ها كه مسلمان نیستند و بدین ترتیب احتیاج به میهن دوستی ندارند) در نهایت چیزی جز ضربه زدن به اسلام نمی باشد من به عنوان یك مسلمان وظیفه دارم میهن اسلامیم را دوست بدارم (فقط برای دفاع از نفوذ غیر مسلمان برای زنده نگه داشتن اسلام) . بله درسته من اینو قبول كردم ولی چد نكته رو می خوام اضافه كنم 1-در زمینه چشم و هم چشمی حرف شما كاملا درسته در همه جای دنیا هست ولی قبول كنیم كه در ایران بسیار بیشتر از جاهای دیگه اس البته من از حرفهاتون این طوری برداشت كردم كه شما فكر می كنید كه من نقش آدمی رو بازی میكنم كه عاشق غرب و تمدن غرب هستم و به دنبال این هستم كه اونها رو فرشته جلوه بدم ولی خودمان رو پست و بی ارزش ! ولی این طوری نیست چون مردم كشور های دیگه خصلت ها و خصوصیات بسیار بدی هم دارند كه البته كم نیست مثلا یونانیها مردمان بسیار كثیفی هستند كه البته این جمله معروف در مورد یونانیها بار ها شنیدید كه باد گلو زدن در بعد از غذا با صدای بلند نشانه ی تشكر كردن از میزبان است و حكایت های دیگری كه گفته میشود یا مردم انگلستان مردمانی متكبر و موذی هستند یا آلمانها نژاد پرست های معروف تاریخند مردمان فرانسه نا امید ترین مردم دنیا هستند یا ایتالیا یی ها مردمان بی بند و باری هستند و غیره البته تمام موارد ذكر شده ی بالا به همه ی افراد بر نمی گرده ولی آمار نشون داده كه اكثریت مردم آن كشور این خصلت رو دارند در مورد ایران هم همینه در كشور های دیگر این قدر چشم و هم چشمی دیده نمیشه مردم به كار هم كاری ندارند (البته باز هم می گم اكثرا) ولی مردم ایران به نظر من این طوری نیست واین گفته ی من با قران منافات نداره چون همه جا خوب و بد و غیبت كردن و خیلی چیز های دیگر دیده میشه ولی تاثیر جو حاكم بر جامعه رو نباید بر افراد در نظر نگیریم مثلا به نظر من در جامعه ما خیلی بیشتر از دیگر جوامع این خصلت بد به چشم می خوره یك مطلب دیگر امید وارم دوست عزیزم جناب دلفین ناراحت نشن چون اون قسمت اخر مطلبشون رو (كه البته میدونم از روی حسن نیت نوشتند و هیچ منظوری هم نداشتند) رو من نپسندیدم چون گفتند كه تفكرات من خوبه ولی ناقصه كه این حرف به نظر من این طوری برداشت میشه كه شما در این بحث با این حالت وارد نشدید كه امكان داره نظرتون عوض شه و از اول آخر بحث رو پیش بینی كرده اید باز هم میگم دلفین جان از حرف من ناراحت نشو ولی من میخوام این جا طوری باشه كه همه با هم به چیز های درستی برسیم من حتما اشتباه دارم و شما هم همینطور پس خواهشا موقع بحث سعی كیند یك جانبه قضاوت نكیند و از همون اول حرف خودتون رو درست ندونید هرچند كه به چیز های بسیار خوبی اشاره كردید و نظر من متعادلتر شده و در نهایت هدف كلی من رسیدن به تعادله و هدف من از طرح بحت میهن دوستی: من این بحث را مطرح كردم كه با شعار های میهن دوستی كه به غلط در ذهن مردم جا داره عیب های خودمان را كه دیگر جوامع كمتر از ما این عیب ها رو دارند مخفی نكنیم و بهشون مهر تایید نزنیم ما حتما اشتباهت و عیب های بزرگی داریم كه شاید خیلی دیگر جوامع نداشته باشند و ما باید از انها یاد بگیریم كه این خصلت ها رو از بین ببریم در پایان : اقا جون هركی دوست داری دعا كن كه ما امسال قبول شیم وضعمون برای قبول زیاد خوب نیست!! |
2 2 اسفند 1386 ساعت 18:03 | |
میهن پرستی شاید کلمه درستی نباشه اما مفهومش هیچ ایرادی نداره میهن پرستی در واقع همان میهن دوستی است یعنی میهنمان را دوست بداریم و نگذاریم بیگانه در آن نفوذ کند و از آن دفاع کنیم چون جای ما آنجاست و اگر آن نباشد آواره خواهیم شد بیشتر اوقات از میهن پرستی به جای میهن دوستی اسم برده میشه در حالی که منظور همون میهن دوستیه میهن پرستی اشتباه است و به کسی میهن پرست میگویند که به خاک وطنش دل ببندد و این غلطه همونطور که شما گفتید در زمینه چشم و هم چشمی و اینا همه جای دنیا وجود داره و موج موج میزنه شما چون اینجایید فکر میکنید فقط اینجا هست (مثل مرغ همسایه غازه رو یادتون بیاد) خدا در قرآن وقتی اسمی نمیبره یعنی همه مد نظر هستند و وقتی میگه غیبت نکنید منظورش همه هستند و اگه فقط ایرانی ها اینطور بودند میگفت:ای ایرانیها غیبت نکنید! و قس علی هذا مطالعاتتون خوب ولی ناقصه با این حال موفق باشید و ادامه بدید کنکور هم انشا الله قبول میشید چون هر چی مقطع میره بالاتر شرکت کننده ها کمتر میشن و انگیزه ها میان پایین (: یا علی
|
1 2 اسفند 1386 ساعت 04:10 | |
خوب ابتدا از وطن پرستی شروع میكنیم!! به نظر من كسانی كه میهن پرست و یا وطن پرست هستند ادمهای نرمالی نیستند البته این حرف من رو یك روانشناس تایید كرد كسانی كه وطن پرستند از چند جهت در اشتباهند 1-وطن پرستی اون طور كه به ما گفته میشه از رادیو تلویزیون یك جور برتر دانشتن خود از دیگر جوامع می باشد كه این چیزی از نژاد پرستی كمتر نداره 2-این جور احساس به ما اعتماد به نفس بیش از حد یعنی تكبر القا میكنه بنا براین ما هیچ وقت نمی توانیم بفهمیم كه اشتباهات ما نسبت به دیگر جوامع چیست ؟ همیشه فكر می كنیم ما بهترین مردم دنیا هستیم در صورتی كه این درست نیست ما شاید در بعضی مواقع خیلی خوب عمل كردیم ولی جوامع دیگر هم در خیلی موارد از ما بهترند مثلا در بین ایرانیها شاید حسودترین مردم دنیا باشند چون غیبت و چشم و هم چشمی در جامعه ما موج میزنه!!!! و همین خیلی ها رو بد بخت كرده!!!!و... 3-وطن پرستی یعنی عشق بسیار به میهن داشتن در صورتی كه این با الهیات منافات داره چون منجر به دل بستن فرد به چیزی در این دنیا می شود كه این خود به گونه ای شرك محسوب میگردد در نهایت چه لزوم و ضرورتی دارد كه انسان در جایی كه خود نا خواسته متولد شده و اون خاك هیچ حقی از لحاظ فراهم آوردن امكانات برای ادامه زدنگی فرد ندارد عشق بورزد؟ یعنی من رو یك زمین متولد شدم ولی اون زمین هیچ كاری برای من نكرده ولی مادرمان بسیار حق به گردنمان دارند چون برای ما امكانات زنده ماندن رو فراهم كردند با وجود این كه نا خواسته فرزند این مادر شدیم ولی در نهایت این را اعتراف كنم كه من احساس متفاوتی نسبت به مكانی كه در ان متولد شدم دارم ولی این احساس مربوط به جا نمی شود بلكه ان مكان مرا یاد افراد و خاطراتم می اندازه بنابراین خود مكان ذره ای ارزش نداره!!!!! امید وارم كه یه نقد خوب از حرفهام بخونم!!!! |








