userinfo close

  ,

مركز پاسخگویی به سوالات شرعی و شبهات


pasokhgo

تاسیس: 3 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سید محمد کاظم ابطحی - معاونان
خوب سئوال کردن نیمی از علم است.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
11
155
91/3/2 (16:39)
1
17
91/1/1 (16:07)
16
91
90/12/12 (15:22)
3
77
90/8/3 (21:04)
15
202
90/7/26 (22:06)
106
1223
90/6/28 (18:18)
34
216
90/6/28 (17:17)
0
4
90/6/28 (17:12)
46
385
90/6/22 (22:14)
7
113
90/2/6 (01:34)
0
6
90/1/27 (11:45)
5
67
90/1/8 (16:45)
4
71
89/12/27 (12:49)
112
103
89/10/23 (18:41)
3
257
89/8/22 (17:29)
3
206
89/8/6 (23:31)
2
71
89/8/5 (10:24)
0
7
89/6/4 (11:08)
0
12
89/5/4 (13:10)
1
56
89/2/12 (18:13)

عنوان بحث

حجه الاسلام و المسلمین  جواد صبور , sabor92

سوال از اهل سنت

برادران عزیز اهل سنت می توانند پاسخ های خود را ارائه بدهند :

1-آیا تعیین خلیفه كار خوبى است یا نه؟ اگر خوب است چرا مىگویید پیامبر (ص) خلیفه تعیین نكرد؟ اگر بد است چرا ابوبكر و عمر این كار را كردند؟

2-متقى هندى این حدیث را از عمر نقل مىكند كه گفت: «هیچ امتى پس از پیامبرش با هم اختلاف نكردند مگر این كه گروه باطل آنها بر گروه حق پیروز شدند. [ما اختلفت امة بعد نبیها الا ظهر أهل باطلها على أهل حقها، كنز العمال 1 / 283، حدیث 929، كتاب الاعتصام بالكتاب و السنة].

3-چرا هنگامى كه پیامبر (ص) در بستر بیمارى فرمودند: «دوات و قلم بیاورید تا چیزى برایتان بنویسم كه هرگز گمراه نشوید». [عمر گفت: انّ النبی (ص) غلبة الوجع و عندنا كتاب الله حسبنا، صحیح بخارى، كتاب العلم باب كتابة العلم]. عمر گفت: «درد بر او غلبه كرده و كتاب خدا ما را بس است»؛ ولى هنگامى كه ابوبكر خواست وصیت بنویسد نگفت درد بر او غلبه كرده كتاب خدا ما را بس است؟

4-اگر بیعت با كسى بدون مشورت جایز است چرا عمر تهدید به قتل كرد و گفت: «اگر بعد از این كسى چنین كارى كند بیعت كننده و بیعت شونده كشته خواهند شد» و اگر حرام است و موجب مهدور الدم شدن، چرا این حكم را در جریان سقیفه جارى نكرد و جارى نمىدانید؟ [صحیح البخارى، كتاب المحاربین، باب رجم الحبلى من الزنا، 8 / 585، در ضمن یك حدیث طولانى].

5-اگر نحوه بیعت گیرى و انتخاب خلیفه در سقیفه صحیح بود، چرا عمر آن را «فلتة» (یعنى كار ناگهانى و بدون تدبیر و فكر) نامید؟ [صحیح البخارى، كتاب المحاربین، باب رجم الحبلى من الزنا، 8 / 585، در ضمن یك حدیث طولانى].

6-اگر هدف و نظر پیامبر (ص) در مسأله خلافت، تعیین ابوبكر با عمر بود چرا آنان را در مرض رحلتش كه قبلاً

پیش بینى نزدیك شدن رحلتش را نیز فرموده بود، آنان را اعزام به جبهه تحت فرماندهى اسامه نمود و تأكید فراوان هم بر حركت آن لشكر مىفرمود؟

7-شما مىگویید ابوبكر و عمر مصداق آیه اى هستند كه مىفرماید: (وعد الله الذین آمنوا منكم و عملوا الصالحات

لیستخلفنهم فى الارض)، خداوند وعده داده افراد با ایمان و عمل صالح را به خلافت در زمین برساند.

اگر ابوبكر دستور حضرت را عمل مىكردند و همراه لشكر اسامه از شهر بیرون مىرفتند مسلماً شخص دیگرى خلیفه مىشد، بنابر این اطاعت نكردن از فرمان پیامبر (ص) زمینه اجراى وعده الهى شد؟

8-عقل مىگوید براى فرماندهى لشكر باید تواناترین و مدیرترین و شجاعترین انتخاب شود، چرا پیامبر (ص) آنها را فرمانده یك گروه اعزامى براى جهاد قرار نداد و اسامه را فرمانده و آنان را فرمانبر قرار داد و آنها را الیق در این فرماندهى ندانست؟ چگونه كسى كه براى فرماندهى لشكر سزاوار نیست، براى جانشینى پیامبر (ص) كه مقامى است بسیار بالاتر، لایق باشد!

9-عایشه (صحابیه) پس از آنكه برادرش (محمد بن ابى بكر) به دستور معاویه كشته شد بعد از هر نماز معاویه را نفرین مىكرد، [الكامل فی التاریخ، حوادث سنة 38، ذكر ملك عمرو بن العاص، 3 / 357]، پس نفرین به معاویه، اقتداى به عایشه است و نیز موجب هدایت!!

10-عایشه یكى از صحابیه بود و به عثمان صحابى و خلیفه سوم اهانت مىكرد و او را «نعثل» مىنامید. [تاریخ الطبرى، حوادث سنة 36، قول عائشة ـ رضى الله عنها ـ و الله لأطلبن بدم عثمان، 3 / 476.] (نعثل به كفتار گفته مىشود و نیز نام یك فرد یهودى بود) هدفش هركدام كه باشد یك ناسزا محسوب مىشود، پس پیروى از عایشه ام المؤمنین و اهانت به عثمان، راه هدایت است!!

11-با توجه به روایت سؤال 17) عمر به صحابى اهل بدر (حاطب بن ابى بلتعه) ناسزا گفت و او را منافق نامید. [اسدالغابه فی معرفة الصحابة، لابن الاثیر، ترجمه حاطب بن ابی بلتعة، 1 / 361.] بنابر این سب و ناسزاگویى به صحابه، پیروى از عمر است كه او نیز صحابى بوده و پیروى از او موجب هدایت است!!

(12-با توجه به روایت سؤال 17) صحیح بخارى نقل مىكند: «عده اى از صحابه با هم دعوا و نزاع نمودند و با دست و چوب و لنگ كفش به جان هم افتادند. [صحیح بخارى، كتاب الصلح، باب ما جاء فی الاصلاح بین الناس، حدیث 1 و 2، 4 / 360.] آیا اگر مسلمانان امروز نیز به جان هم بیفتند و چوب و لنگ كفش نثار یكدیگر كنند نجات یافته و هدایت شده اند؟

1?-(با توجه به روایت سؤال 17) سعد بن عباده انصارى كه از صحابه بشمار مىآمد هرگز با ابوبكر بیعت نكرد، یعنى او را به خلافت قبول نداشت [عسقلانى در كتاب الاصابة فى تمییز الصحابة در شرح حال سعد مىگوید: «قصته فى تخلفه عن بیعة ابى بكر مشهورة» جریان عدم بیعت سعد با ابوبكر مشهور و معروف است. 3 / 80 و الكامل فی التاریخ، حوادث سنه 11 ، حدیث السقیفة و خلافة أبى بكر 2 / 331] چرا كسانى را كه خلافت ابوبكر را قبول ندارند و پیرو سعد بن عباده مىباشند، هدایت یافته نمىدانید؟

??-با توجه به روایت سؤال 17) قرآن مىگوید: «جمعى از صحابه از جنگ احد و حنین فرار كردند و هر چه پیامبر (ص) آنها را صدا زد توجه نكردند. [قوله تعالى: (اذ تصعدون و لا تلوون على أحد و الرسول یدعوكم فى اخریكم فأثابكم غما بغم لكیلا تحزنوا على ما فاتكم و لا ما أصابكم و الله خبیر بما تعملون) آل عمران / 153.] آیا به نظر شما اگر كسى به آنها اقتدا كند و از جنگ و جهاد فرار كند هدایت یافته است؟

??-با توجه به روایت سؤال 17) قرآن مجید در سوره جمعه مىفرماید: «جمعى از صحابه نماز جمعه را ترك كردند و سراغ تجارت و لهو و لعب رفتند و پیامبر (ص) را تنها گذاشتند. [قوله تعالى: (و اذا رأوا تجارة أو لهوا انفضوا الیها و تركوك قائما قل ما عند الله خیر من اللهو و من التجارة و الله خیر الرازقین) جمعه / 11]. آیا اگر مسلمانان به آنها اقتداء كنند و به جاى نماز جمعه سراغ لهو و لعب (خوانندگى و نوازندگى) بروند، به راه هدایت رفته اند؟

??-(با توجه به روایت سؤال 17) خالد بن ولید صحابى مالك بن نویره را كشت و همان شب با زنش زنا كرد [الكامل فی التاریخ، حوادث سنة 11، حدیث السقیفة و خلافة ابى بكر 2 / 359] آیا اگر كسى به او اقتدا كند و با زن مردم زنا كند به نظر شما هدایت شده است؟

17-شما مىگویید پیامبر (ص) فرمود: «أصحابى كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم» اصحاب من مانند ستارگان اند، از هركدام پیروى كنید هدایت مىشوید. و در صحیح بخارى نوشته ولید بن عقبه صحابى بود و شراب خورد، عثمان دستور داد او را هشتاد تازیانه زدند.[صحیح بخارى، كتاب فضائل أصحاب النبی (ص)، باب مناقب عثمان بن عفان 5 / 75، عثمان در این زمینه مىگفت: (اما ما ذكرت من شأن الولید فسنأخذ فیه بالحق ان شاء الله ثم دعا علیاً فأمره ان یجلده فجلده ثمانین)] از شما مىپرسیم: آیا به نظر شما اگر كسى از او پیروى كند و شراب بخورد هدایت شده است

18- با توجه به روایت سؤال 17) قرآن مجید در سوره جمعه مىفرماید: «جمعى از صحابه نماز جمعه را ترك كردند و سراغ تجارت و لهو و لعب رفتند و پیامبر (ص) را تنها گذاشتند. [قوله تعالى: (و اذا رأوا تجارة أو لهوا انفضوا الیها و تركوك قائما قل ما عند الله خیر من اللهو و من التجارة و الله خیر الرازقین) جمعه / 11]. آیا اگر مسلمانان به آنها اقتداء كنند و به جاى نماز جمعه سراغ لهو و لعب (خوانندگى و نوازندگى) بروند، به راه هدایت رفته اند؟

??-شما مىگویید پیامبر (ص) فرمود: «أصحابى كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم» اصحاب من مانند ستارگان اند، از هركدام پیروى كنید هدایت مىشوید. و در صحیح بخارى نوشته ولید بن عقبه صحابى بود و شراب خورد، عثمان دستور داد او را هشتاد تازیانه زدند.[صحیح بخارى، كتاب فضائل أصحاب النبی (ص)، باب مناقب عثمان بن عفان 5 / 75، عثمان در این زمینه مىگفت: (اما ما ذكرت من شأن الولید فسنأخذ فیه بالحق ان شاء الله ثم دعا علیاً فأمره ان یجلده فجلده ثمانین)] از شما مىپرسیم: آیا به نظر شما اگر كسى از او پیروى كند و شراب بخورد هدایت شده است

20-شما مىگویید همه صحابه (یعنى مسلمانانى كه پیامبر (ص) را دیده اند) راستگو بودند و تمام روایات آنها را از پیامبر (ص) بدون تحقیق مىپذیرند، در حالى كه قرآن مىگوید: بعضى از مسلمانها (از صحابه) به همسر پیامبر (ص) نسبت رابطه نامشروع دادند. [قوله تعالى: (ان الذین جاؤا بالافك عصبة منكم) نور / 11] آیا آن گروه از صحابه راستگو بودند؟ یا دروغگو بودند؟

??-شما مىگویید همه صحابه عادل بوده اند و بخارى مىگوید: ولید بن عقبه صحابى شراب خورد، [صحیح بخارى، كتاب فضائل اصحاب النبى (ص) باب مناقب عثمان بن عفان، 5 / 75 ، طبع دار القلم، بیروت] آیا شما دروغ مىگویید یا بخارى؟ و یا شراب خوردن و معصیت و به عدالت ضررى نمىزند؟

??-تنها دیدن و رؤیت پیامبر(ص) چه تأثیرى دارد كه هركس ایشان را دیده عادل و مانند ستاره وسیله هدایت شده است؟

??-شما مىگویید حضرت على (ع) خلفا را قبول نداشت و حال آنكه عمر مىگوید: حضرت على (ع) ما را دروغگو و گنهكار و نیرنگ باز مىدانست؟ شما راست مىگویید یا عمر؟ [صحیح مسلم، كتاب الجهاد و السیر، باب الفىء، در ضمن یك حدیث طولانى]

??-خلیفه دوم شش نفر را تعیین كرد و گفت اینها از میان خود یك نفر را انتخاب كنند، یعنى هر یك از اینها لیاقت رهبرى امت اسلامى و جانشینى پیامبر (ص) را دارند، بعداً گفت: اگر كسى از آنها مخالفت كرد، گردنش را بزنید! چگونه كسى كه لیاقت خلافت دارد جایز القتل مىشود؟

??-عقل مىگوید براى فرماندهى لشكر باید تواناترین و مدیرترین و شجاعترین انتخاب شود، چرا پیامبر (ص) آنها را فرمانده یك گروه اعزامى براى جهاد قرار نداد و اسامه را فرمانده و آنان را فرمانبر قرار داد و آنها را الیق در این فرماندهى ندانست؟ چگونه كسى كه براى فرماندهى لشكر سزاوار نیست، براى جانشینى پیامبر (ص) كه مقامى است بسیار بالاتر، لایق باشد!

26-صحیح مسلم از قول عایشه نقل مىكند كه پیامبر اكرم (ص) دو تن از صحابه را نفرین كردند. [صحیح مسلم، كتاب البر و الصلة و الآداب، باب من لعنه النبی (ص) أو سبه أو دعا علیه، حدیث اول 4 / 2007.] آیا با وجود نفرین پیامبر (ص) براى صحابه، باز هم لعن هر یك از صحابه را كه نوعى نفرین است گناهى بزرگ و احیانا موجب كفر و مهدور الدم شدن مىدانید؟


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محمد صادقی , salareyvan
محمد صادقی - 16:07 1391/01/1
1
سلام دوست عزیز
بدلیل بد بودن فونت خطی من واضح همه جملات را نخواندم اما تقریبا متوجه شدم
من نه شیعه ام نه سنی اما بیایم خارج از دایره تعصبات بحث كنیم
تشكیل حكومت امری نسبی است و خوب و بد ان بصورت نسبی تعیین میشود.به یقین نمیتوان گفت كه حكومت الف خوب یا بد هست
تشكیل حكومت همواره بوسیله قدرت شكل میگیرد.اگر به صفحات تاریخ دقت كنید همواره حاكمان بر اساس قدرت و نفوذ خود تشكیل حكومت داده اند.گاهی حاكم علاوه بر قدرت مقبولیت مردم را دارد مثل حكومت محمد یا حكومت ابوبكر كه مردم این حكومت ها را قبول كردند یا  برعكس هرچند حاكم قدرت دارد اما مقبولیت مردمی ندارد مانند قوم مغول
پس اینكه میفرمایید حكومت خوب یا بد هست سوال از اساس اشتباه است.حكومت هم میتواند خوب باشد هم بد و حتی حكومت خوب هم میتواند بد باشد
از شما دوست عزیز میخواهیم بیایید بر اساس ایات قران بحث كنید نه روایات و حرف و حدیث.زیرا من كه یك محقق هستم نمیتوانم به حرفهای یك عده در حدود 1400 سال پیش اعتماد كنم اما چون به قران اعتقاد دارم پس شما ابتدا بیا تشكیل حكومت را از قران برای من اثبات كن.شما كه ادعای تشیع دارید بفرمایید در كدام ایات قران اشاره به ولایت یا تشكیل حكومت داده شده است؟؟/
اما بهرحال هم من و هم همه دوستان میدانند كه تشكیل حكومت یك امر سیاسی است.هیچ كس حتی برادران سنی ما هم منكر خوبی ها و علم و تقوای علی نیستند اما چه كسی مدعی است كه حاكم اسلامی حتما باید برترین مردم باشد؟؟؟
ایا یزید برترین انسانها بود كه تشكیل حكومت اسلامی داد؟؟؟پس اینكه شما علی را انسان شایسته بدانید و ابوبكر را منفی توصیف بفرمایید چیزی از سیاسی بودن امر حكومت كم نمیكند.ابوبكر با سیاست خودش از همان اول چشم به تشكیل حكومت داشت از همان لحظه ای كه دختر هفت ساله خود را بعد مرگ خدیجه به محمد داد و هزار ماجرای دیگر تا وقتی كه با سیاست بر مسند حكومت نشست و اتفاقا هم مقبولیت مردم را بدست اورد
بیایید بحث را زیر سایه روایات مجهولبهه سمت ایات قران بیاورید و ابتدا اثبات نمایید كه تشكیل حكومت امری الهی است تا بعد من به شما اثبات نمایم كه چیزی بنام حكومت و ولایت و عصمت در دین وجود ندارد


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.