| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
11
|
155
|
91/3/2 (16:39)
|
|
||
|
|
1
|
17
|
91/1/1 (16:07)
|
|
||
|
|
16
|
91
|
90/12/12 (15:22)
|
|
||
|
|
3
|
77
|
90/8/3 (21:04)
|
|
||
|
|
15
|
202
|
90/7/26 (22:06)
|
|
||
|
|
106
|
1223
|
90/6/28 (18:18)
|
|
||
|
|
34
|
216
|
90/6/28 (17:17)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/6/28 (17:12)
|
|
||
|
|
46
|
385
|
90/6/22 (22:14)
|
|
||
|
|
7
|
113
|
90/2/6 (01:34)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/1/27 (11:45)
|
|
||
|
|
5
|
67
|
90/1/8 (16:45)
|
|
||
|
|
4
|
71
|
89/12/27 (12:49)
|
|
||
|
|
112
|
103
|
89/10/23 (18:41)
|
|
||
|
|
3
|
257
|
89/8/22 (17:29)
|
|
||
|
|
3
|
206
|
89/8/6 (23:31)
|
|
||
|
|
2
|
71
|
89/8/5 (10:24)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
89/6/4 (11:08)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
89/5/4 (13:10)
|
|
||
|
|
1
|
56
|
89/2/12 (18:13)
|
|
سلام
اگر خدا عادل بود این همه نقص کاستی شر و ظلم در دنیا وجود نداشت.
اگر بگیم عادله پس قادر نیست یعنی قدرت نداشته که بعد از خلقت مقابل این همه شر و بدی و کاستی به وجود اومده را بگیرد .
اگر بگیم عادل پس عالم نیست که این همه موجود را خلق کرده می خواسته هم عادلانه باشه ولی علمش اونقدر نبوده تمام جوانب بعد از خلقت را در بر بگیره بعدش که خلق کرده خوب اینهمه شر ظلم بدی کاستی نقص از خلقتش ناشی شده .
اگر می خواهید جواب بدید لطف کنید از راه نقلی کلامی یا عرفانی نباشه فقط عقلانی جواب بدید مستدل باشه لطفا ممنون
سلام
آقای ویکتور(آرش) من قبول دارم که لزوم عدل نظم هست ولی هر نظمی لزوما عدل به همراه ندارد من به کلی منکر نظم مجود در جهان نمی شم . شما می گید این زلزله نیست که آدما رو می کشه خانه هاست!!!! شما بگویید چه چیز خا نه ها را خراب می کند که بعد بر سر مردم خراب شود؟زلزله آیا نمیشد مثلا قدرت ساخت خانه های قوی و مقاوم در برابر زلزله را خدا از بدو خلقت در وجود آدمی می گذاشت تا این گونه نمی شد؟ یا خارج شدن نیروی درونی زمین بگونه ای دیگر بود که این همه شر و خرابی و بد بختی به بار نمی امد آیا خدا قدرت این را نداشت که این نظام را به گونه ای دیگر ایجاد کند که اینطور نشود؟ یا خدا خیر خواه واقعی نیست که خواسته؟ در مورد کودک ناقص الخلقه که می گویید ژن ها جا به جا شده خوب این هم که به گفته ی شما خواست خداست و در قدرت خدا آیا کودکی که ناقص به دنیا می آید در ناقص شدن خود دخالت کرده؟ آیا او مقصر است؟ آیا این سوال ایجاد نمی شود که چرا این کودک این گونه شد و محروم ماند از فرصت های بسیار در این دنیا؟ عدل یعنی چه؟
من منظورم نظام خاصی نیست منظورم اینه که این جنگ ها کشت و کشتا همه دارای نظم اصول داره تاکتیک داره ولی آخرش مردم بی گناه می میرن!
سلام
آقای ویکتور(آرش) درست است که در جهان شر مطلق وجود ندارد ولی هر شری فقط از موجود دارای اختیار (انسان)سر نمی زند
کودکی که ناقص الخلقه به دنیا می آید زلزله ای که هزاران کودک را بی پدر و مادر می کند و آینده ی آنها را خراب و......
تازه مگر خود انسان که ایجاد بی نظمی و شر می کند خلقت خود خدا نیست ؟! انسان ها ی جانی خراب کار این ها خلقت خود
خداست ممکن است که در جهان نظمی وجود داشته باشد ولی هر نظمی نشانه ی عدل نیست ما خودمان در جهان می بینیم
که نظام های منظمی هستند که بسیار مخرب عمل می کنند به دیگران آسیب می رسانند و ماهت آنها شر است و مظهر بی
عدالتی هستند سرکرده های این نظام ها برای رسیدن به اهداف خود این این تشکیلات منظم را به وجود آوردند پس آیا خدا
واقعا دارای صفاتی مانند عدل. نظم. خیر خواهی . قدرت(قادر بودن). به صورت مطلق است؟ یا این صفات رابه کلی ندارد؟
جناب ویکتور ( آرش )
کدام نظم را می فرمایید؟ می توانید کمی نشان دهید؟ اتفاقا این جهان نظمی نداره. معتقدان به منظم بودن این جهان بر پایه ی روال های مختلفی که در روزگاران مختلف وجود داشته نتیجه می گیرند که جهان نظم دارد. در صورتی که اصلا اینطور نیست.
آیا حال که خورشیدی وجود دارد و نورش را می تاباند می توان گفت نظم وجود دارد؟ در آینده وقتی این خورشید تمام شد ( همانطور که تمام خواهد شد ) و کره ی زمین از عدم وجودش دچار نابودی شد می توان گفت نظم وجود دارد؟
آیا این همه حیوانات و انسان های ناقص الخلقه ای که متولد می شوند نشان از نظم دارند؟ مگر چند درصدشان به دلیل تعلل انسان است؟ آیا می توان گفت نابودی دایناسورها در پایان آن دوره ی زمین شناسی نشان از نظم دارد؟
ما در جهانی زندگی می کنیم که هر اتفاقی که می افتد شرایط به نوعی جدید رقم می خورد و بیشتر موجودات هم پیروی مساله ی تکامل در راستای شرایط جدید قدم بر می دارند. این اسمش نظم نیست که اصلا مساله ی تکامل با تفکر بنیادی مبدا آفرینش در اسلام متناقض است!
فاطمه خانم.
این چیزی که شما می گین همون "برهان شر" معروف هست. برهان شر یکی از برهان های قوی ای هست که آته ایست ها ( ناخداباوران ) از اون برای رد وجود خدا استفاده می کنند.
بحث پیرامون برهان شر به مساله ی جبر و اختیار کشیده میشه. به اینصورت که تنها جواب به این برهان "حکمت خداوندی" هست. پس ناچار چون از حکمت خدا هم نمی توان آگاه شد، اجبارا مجبورید پیرامون جبر و اختیار بحث کنید که در اونجا عده ای اعتقاد دارند "چون خداوند می خواهد به خود شما نشان دهد چگونه اعمالی انجام خواهید داد، جلوی شر را نمی گیرد"
به هر حال در فلسفه ی منطق محور خالص جوابی برای آن پیدا نخواهید کرد.
موفق باشید.
اخساس نمی کنی حرفت عجیب و نا مربوطه
به شخصه برای کسی که واسه والش وقت نمی زاره وقت نمی زارم
اخساس نمی کنی حرفت عجیب و نا مربوطه
به شخصه برای کسی که واسه والش وقت نمی زاره وقت نمی زارم
سلام آقای ذوالفقار
من فکر می کنم اگر شما با ادبیات بهتر هم بنویسید بتونید منظورتون رو برسونید اگر چه این کاره سختیه ولی ارزششو داره.
من به کتاب سال دوم مراجعه کردم ولی به هیچ وجه جواب سوالم نگرفتم.
من فکر می کنم که روش جواب به اغلب مباحث اسلامی (کلیت نداره) از طریق چهار روش باشه1.روش عقلی محض(روش فلسفی) 2.روش کشف و شهود(روش عرفانی) 3.استفاده از آیات و روایات(روش نقلی) 4. ترکیب روش های عقلی و نقلی(روش کلامی) هر کدام از این روش ها از جایگاه ویژه ای برخورداره و از نظر من این جایگاه های متفاوت دلیل بر میزان ارزشمند بودن این روش ها نیست بلکه این روش ها هر کدام به خودی خود دارای ارزش است. و شما ممکن منطق را در تمام این روش ها به کار ببرید .
من هم ادعا ندارم که دارای منطقی درست هستم و قطعا من هم اشتباه دارم ولی هر انسانی برای کارهاش و حرفاش منطقی داره . به هر حال فاقد اون نیست.
با سلام
خانم علوی در مورد اینها که فرموده اند باید دید خداوند چه کرده است؟که آیا مقصر او بوده است؟ و یا ازاین روش هدفی داشته است؟
داستان خلقت:
بر طبق اعتقاد مسلمانان خداوند ابتدا همه ارواح بشر را مساوی خلق کرد یعنی آنها (ارواح)که در حقیقت جسمی بسیار لطیف هستند(حتی لطیف تر از نور)و نوعی قوه دراکه (ضبط صوت) قوی بودند را از هر لحاظ یکسان و برابر خلق کرد و سپس به اعتقاد دسته ای از اهل علم به آنها علومی را که برای زندگی تا بی نهایت لازم دارند ،آموزش داد(فطرت)و طبیعتآ کسی که صاحب علم باشد باید دارای قدرت اختیار و انتخاب خوب و بد باشد ،پس خداوند به این نوع از مخلوق خود قدرت اختیار داد .
و بعد هم اورا برای رشد و طرقی بیشتر و تثبیت آموزشهای به مرحله آزمون دنیایی وارد کرد و در آنجانیز بادادن لوازم ترقی و رشد اورا آزاد (با اختیارش ) گذاشت تا بتواند خود را محک بزند. عده ای ضمن داشتن اختیار به فطرت خود عمل کرده و سلامت جامعه را به اندازه خود حفظ کردند، ولی عده ای که متأسفانه عده اشان بسیار زیاد هم بوده است با کنار گذاشتن فطرت ، شروع به مخالفت با تعلیمات الهی که بوسیله پیامبران آورده شده بود، کردند و با شیطان و هوای نفس و دشمنان خداوند همراه شدند. در نتیجه نقص و کاستی و ظلم و شر و بی عدالتی در دنیا حاکم شد . حال چرا خداوند مانع کلی این ها نشد ؟؟
چون
1- خداوند تا اندازه ای که مغایر با اختیار و امتحانات الهی بشر نباشد ، وارد شد مانند فرستادن پیامبران از ابتدای عمر بشر تا حالا و یا کمک و یاری کسانی که از او کمک می خواهندو... اما بیشتر از این نمی شد،چون اکثریت مردم خود در غفلت از خدا و هدف خلقت می باشند و این ظلم و ستم ها نتیجه همین غفلتهای همه گانی است .
2-خداوند بنا دارد که همه رشد کنند و همین نتیجه اعمالشان (به صورت ظلم و جور )باعث پیدا کردن راه درست که نتیجه درست بدهد می شود . کما آنکه گفته اند:
بیشتر انقلابهای بزرگ در اثر فشار ظلم و ستم ظالمین و بستوه آمدن ستم دیدگان بوده است . مانند انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب اسلامی ایران و یا انقلاب حضرت مهدی علیه اسلام (و یا منجیان آخر الزمان در ادیان دیگر)که در اثر زیاد شدن ظلم وجور ، در اثر خارج شدن از سیر صحیح الهی، مردم به ستوه آمده و خواستای منجی برای پیاده کردن عدالت الهی می شوند واین یعنی رشد.
حال اگر خداوند معجزه وار (گه شاید منظور شما هم همین است)همه کارهارا با قدرت و علم و عدالت ، درست می کرد آیا این همه رشد و طرقی به همراه داشت و یا بشر (ببخشید و بلاتشبیه)مثل گوسفند فرض شده بود.
کتاب " عدل الهی" شهید مطهری رو بخون، استدلال جالبی داره هر چند که از نظر من یک جاش ایراد داره.