userinfo close

  ,

مرکز ملی پاسخگویی


pasokh

تاسیس: 2 اردیبهشت 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب مرکز ملی پاسخگویی - معاونان
لطفا: **** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد*** ادامه »
لطفا:
**** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد****
****متخصصان مرکز ملی پاسخگویی فعلا فرصت شرکت در مباحث دیگر کلوب ها رو ندارند لذا خواهشمندیم اگر لازم می دانید پاسخ سوالی از سوی متخصصان مرکز ارائه گردد آن سوال رو در بحث مربوط به خود طرح نمایید ****
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
178
1155
91/3/11 (20:48)
304
2169
91/3/11 (21:40)
22
81
91/3/12 (12:28)
257
297
91/3/12 (11:32)
328
560
91/3/12 (10:49)
1892
8157
91/3/12 (02:33)
85
64
91/3/11 (22:35)
80
130
91/3/11 (21:16)
1895
7351
91/3/11 (20:13)
52
69
91/3/11 (20:08)
608
6997
91/3/11 (17:55)
172
215
91/3/11 (12:50)
2
8
91/3/11 (12:13)
629
4502
91/3/10 (19:22)
1171
5633
91/3/10 (17:06)
183
508
91/3/8 (21:35)
685
2435
91/3/6 (15:26)
311
1133
91/3/6 (12:05)
85
117
91/3/3 (16:31)
204
977
91/3/3 (00:36)

عنوان بحث

بهنام فرزاد , rahnemaay
بهنام فرزاد - 01:26 1390/11/20

امام علی (ع) بنیانگذار وحدت شیعه و سنی

به نام پروردگار «انسان»


یکی از بزرگترین توصیه ها و اهداف قرآن کریم، پیامبر اسلام (ص)، ائمه معصومین (ع) و مراجع عالیقدر، تاکید بر «وحدت اسلامی» بین امت، یعنی باورمندان به «الله»، «قرآن کریم» و رسول الله» بوده است.

 

هنگامی که قرآن می فرماید: «  وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُون‏»(ال عمران / 103)

(همگى به ریسمان خداوند چنگ زنید و دچار تفرقه نشوید و نعمت خداوند را نسبت به خودتان به یاد آورید، آنگاه كه دشمنان یكدیگر بودید و خداوند بین دلهاى شما انس و الفت برقرار نمود و به بركت لطف او برادر شدید،و بر لبه‏ ى گودال آتش بودید كه شما را نجات داد، خداوند اینگونه آیات خود را بیان می کند، شاید که هدایت شوید! )


کاملا پیداست که مورد خطاب این آیه، «همگی مسلمانان» اند، نه فقط شیعیان! سیره و هدف پیامبر اعظم (ع) نیز - به تبعیت از قرآن کریم - ساختن «امت واحده»، یعنی:

ایجاد وحدت اسلامی در کل مجموعه ی امت اسلام در سراسر جهان. بوده است. و بوجود آمدن وحدت امت، بدون در نظر گرفتن شرایط  و خصوصیات تمام ملت های مسلمان امکانپذیر نیست.


امام علی (ع) نیز حفظ «وحدت اسلامی» را حتی مهم تر از امامت و رهبری بر امت می دانند:

و با این كه بیشترین ظلم را به ایشان روا داشته‏ اند و حتى حرمت خانه و خانواده وى كه خانه ی وحى و رسالت است را شكسته ‏اند. با اینكه از هیبت و شجاعتش برخود مى‏ لرزند، اما براى حفظ ارزش ‏هاى دینى، حریص ‏ترین و علاقه‏ مندترین فرد بر پاسداری از وحدت است.

 

در پاسخ معاویه ی سیاست باز كه وى را متهم به ایجاد تفرقه مى‏ نمود مى‏ فرماید: 

«هیچ كسى از من حریص ‏تر و داناتر به اتحاد جامعه ی اسلامى و امت محمد نیست.»(نهج البلاغه، نامه 78 ص .466)


«و خشیت ان لم انصر الاسلام و اهله ان ارى فیه ثلما او هدما تكون المصیبة به على اعظم من فوت ولا یتكم»

«از این خطر هراس داشتم كه اگر - با حفظ وحدت - به یارى اسلام و مسلمانان نشتابم رخنه ‏اى ایجاد شود و مصیبتى پدید آید كه به مراتب خطرش افزون از روگرداندن از ولایتم بر شما باشد!» نهج البلاغه نامه 62 ص 451


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
بهنام فرزاد , rahnemaay
بهنام فرزاد - 19:36 1391/02/5
17

هدف از «وحـدت اسلامی» چیست ؟
«تخریب مذاهب» یا «تقریب مذاهب» ؟


1- آیا هدف «انتخاب مذهب معیار» است ؟
بعضی گمان می کنند که منظور از تقریب (نزدیکی و وحدت) این است كه در میان مذاهب اسلامى،
یک مذهب به عنوان اصل و معیار سنجش معرّفى شود و مذاهب دیگر خود را با آن هم‏اهنگ كنند،
چنین گمانی تعریف درستی از «تقریب» نیست!
زیرا شکی نیست كه پیروان هر کدام از مذاهب اسلامى به طور كاملًا طبیعى و قابل درك،
مذهب خود را مذهب برتر و معیار سنجش مى‏ شناسند و به راحتى نمى ‏توانند
از اعتقادات خود به سود مذهب دیگرى کوتاه بیایند.
بنابراین چنین تصویرى از تقریب، نه تنها باعثوحدت مسلمین نمى شود، بلکه برعکس،
زمینه ی نزاع مذهبى و اختلاف بیش از پیش آنان را فراهم می سازد.
                      
2- آیا هدف «چشم پوشی از مسائل مورد اختلاف» است ؟
برخى دیگر خیال می کنند: «فراموش کردن مسائل مورد اختلاف»
و «ایجاد یک مذهب جدید بر پایه ی مشتركات مذاهب اسلامى» لازمه ی «تقریب» است.
اما این نظریه نیز غیر قابل قبول و دچار تناقضى آشكار است.
زیرا شکی نیست كه مسائل شرعى مورد اختلاف، به هر حال بخشى از شریعت اسلام را
تشكیل مى‏ دهند و از یاد بردن آن‏ها دقیقاً به معناى رها کردن بخشى از دین است
كه به هیچ وجه قابل قبول نمى‏ باشد.

به عبارت دیگر ما نمى‏ توانیم بعضی از عقاید و احكام اسلامى را به خاطر آن‏كه
مورد اختلاف مذاهب قرار دارند نادیده بگیریم و چشم خود را به روى آن‏ها
كه خواه ناخواه بخشى از اسلام هستند ببندیم.
چنین كارى تخریب مذاهب است، نه تقریب مذاهب! و به تعطیل شریعت مى ‏انجامد.

3- آیا هدف، «آزادى در انتخاب دلبخواه هر یك از مبانى و دیدگاه‏ هاى مذاهب دیگر» است؟‏
بعضی دیگر گمان مى‏ كنند كه مقصود از تقریب، نوعی «آزادى مذهب»ى است.
به این معنا كه هر مسلمانى در انتخاب هر یك از مذاهب اسلامى آزاد باشد
 و بتواند در هر مسأله ‏اى به هر كدام از مذاهب كه خواست، رجوع كند.
اشكالى این تعریف آن است كه: چه ملاكى براى انتخاب و مراجعه به یك مذهب وجود دارد؟

اگر انتخاب یك مذهب، بى‏ قاعده و بدون ملاك مشخّص باشد و رجوع به هر یك از مذاهب
بر پایه ی سلیقه ی شخصى انجام شود نوعی «هرج و مرج مذهبى» به وجود مى ‏آید
كه نتایج زیانبار فراوانى براى فرد و جامعه خواهد داشت.

4- آیا هدف «تساهل و مصلحت ‏اندیشى‏ هاى موقت سیاسى‏» است؟
عده ای هم مى‏ پندارند كه تقریب مذاهب اسلامى فقط یک تدبیر سیاسى
و اقدامى مصلحت ‏اندیشانه در برابر دشمنان مشترك اسلام و مسلمین است.
یعنی هر چند اختلافات موجود ذاتاً عمیق و غیر قابل اصلاح است اما شرایط فعلى جهان اسلام،
پرهیز از تفرقه و ایجاد و حفظ وحدت مسلمین را به‏ عنوان امرى عرضى ایجاب مى ‏كند.

هر چند از ظاهر کلام بسیارى از صاحب‏نظران اسلامى چنین تعریفى برداشت مى‏شود
ولى نمى ‏توان اشكالات موجود در آن را نادیده گرفت. مثلا:
اگر تقریب مذاهب اسلامى به اجبار شرایط فعلى جهان اسلام باشد، با تغییر احتمالى شرایط،
ضرورت خود را از دست خواهد داد، و این به معناى بازگشت به تفرقه و از دست دادن وحدت است!
كه در هیچ حالى مطلوب به نظر نمى‏ رسد.
 تجربه  نیز نشان داده است كسانى كه به تقریب مذاهب اسلامى از چنین زاویه ‏اى نگاه می کنند،
در عمل كارى از پیش نبرده‏ اند و ناكام مانده ‏اند.

5- آیا هدف «گفت‏گوى صحیح و سازنده ی مذاهب» است؟‏
به نظر مى ‏رسد مقصود از تقریب، «همکاری و همفکری علمى و عملى مذاهب اسلامى»
بر مبناى «مشتركات و احترام متقابل» است كه با احساس برادری و تسامحى معقول و شیوه ‏اى عالمانه،
به دور از احساس نفرت و خالی از تعصّبات غیرمنطقى و به دور از روشى عوامانه حاصل مى ‏شود.

به تعبیر دقیق‏ تر، «تقریب مذاهب اسلامى» به معناى:
«ترویج فرهنگ گفت‏گوى صحیح و سازنده، بر اساس اصول و مبانى مشترك، با هدف درك یكدیگر
و دست‏یابى به رشد علمى و مذهبى» است.
بنابراین، مذاهب اسلامى مى‏ توانند ضمن پاى‏بندى به مبانى و دیدگاه‏هاى خود،
در سایه ی همفکری و همکاری منطقى و گفت‏گوى علمى یكدیگر را درك كنند و به هم نزدیك شوند.

هر چند به نظر مى ‏رسد این شیوه ی تقریب، به دلیل آن كه جنبه ی گفت‏گو و صورت «نظرى» دارد،
فقط در میان خواصّ امّت و صاحب‏نظران اسلامى قابل طرح است وشامل عوام مسلمین نمى‏ شود،
امّا تردیدى نیست كه وجود چنین نگرشى در میان خواص امّت؛ بر نگرش عوام مسلمان،
كه شدیدا تحت تأثیر علماء و فضاى حاكم بر جامعه خود هستند، تأثیرى عمیق مى‏ گذارد
و عملا به ایجاد «حسّ تفاهم» و «مداراى مذهبى» در میان عموم مسلمانان مى ‏انجامد.
گسترش احساس «وحدت اسلامى، هم‏زیستى مسالمت ‏آمیز و احترام به دیدگاه‏هاى یكدیگر»،
نتیجه ی روحیه ی برادری حاكم بر علماى امّت و تقریب مذاهب اسلامى است
كه در میان عموم مسلمین و همه ی اقشار جامعه اسلامى ظهور پیدا می کند.

وقتى علماى مذاهب و خواصّ جامعه اسلامى به جاى بذر گفت‏گوى صحیح و سازنده،
تخم پیكار و جنجال و دشمنی مى ‏کارند، طبیعتاً نمى ‏توان توقّع داشت كه میان افراد امّت
و عوام مسلمین، محصولى جز خصومت و خشونت به بار آید.
به همین جهت، همکاری صحیح و گفت‏گوى سازنده ی عالمان مذاهب اسلامى
كه بر پایه ی مشتركات و احترام متقابل صورت مى ‏پذیرد و به دنبال آن، برخورد صحیح
و روابط حسنه عموم مسلمانان در عمل، كه بر مبناى احساس برادرى و مداراى اسلامى انجام مى ‏شود،
بهترین و عملى‏ ترین تعریفى است‏ كه مى‏ توان از تقریب مذاهب اسلامى به دست داد.


مجید    اف        توحید اسلامی , takhat2600
16

 

                                       سنیانی که شیعه شدند …

تعدادى ازعلما و نخبه گان اهل سنت توانستند زنجیرهاى خود را شکسته واز موانع خفقان تـبـلـیـغـاتـى عـبور کنند وخود را به علوم ومعارف مذهب تشیع به عنوان مـذهبى با تاریخ ، معارف وفرهنگ خاص خود رسانند وبا مطالعه آن ابرهاى تیره گمراهى از آسمان حقیقت کنار رفته با مشاهده حقانیت تشیع به این مذهب گرویدند و فریاد حق سر داده وخود را پیرو و مبلغ مکتب اهل بیت (ع ) اعلام کنند.

ایـن جـریـان شـامـل هزاران روشنفکر ونویسنده قدیم ومعاصرمى شود که مجال ذکر اسامى همه آنها نیست و تنها به چند نمونه از میان آنان اکتفا مى کنیم :

۱-علامه شیخ محمّد مرعی، امین انطاکی: فارغ التحصیل جامع الازهر که در حلب مقام قاضى القضاة را بـه عـهـده داشته است .

او داراى موقعیت علمى واجتماعى بوده، که خداوند متعال او را به پیروى ازمـکـتـب اهـل بیت (ع ) هدایت نمود .

او کتابى دارد به نام لماذا اخترت مذهب الشیعه که چاپ ومنتشر شده است وهمراه با او هزاران نفراز اهالى حلب شیعه شدند.

او در عوامل و اسبابی که منجر به تمسک به مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ شد می گوید:

اولاً: مشاهده کردم که علم به مذهب شیعه مجزی است و ذمة مکلف را به طور قطع بری می کند. بسیاری از علمای اهل سنت ـ از گذشته و حال ـ نیز به صحت آن فتوا داده اند …

ثانیاً: با دلایل قوی، برهان های قطع آور و حجت های واضع، که مثل خورشید درخشان در وسط روز است، ثابت شد حقانیت مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و این که آن مذهب همان مذهبی است که شیعه آن را از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ اخذ کرده واهل بیت نیز از رسول خدا و او از جبرائیل و او از خداوند جلیل اخذ کرده است …

ثالثاً: وحی در خانة آنان نازل شد و اهل خانه از دیگران بهتر می دانند که در خانه چیست. لذا بر عاقل مدبّر است که دلیل هایی که از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ رسیده رها نکرده، و نظر بیگانگان را دنبال نکنند.

رابعاً: آیات فراوانی در قرآن کریم وارد شده که دعوت به ولایت و مرجعیت دینی آنان نموده است.

خامساً: روایات فراوانی از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده که ما را به تعبد به مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دعوت می کند، که بسیاری از آنها را در کتاب الشیعه و حججهم فی التشیع آورده ام.

۲٫ علامه شیخ احمد امین انطاکی:

او برادر شیخ محمد امین است که بعد از مطالعة کتاب المراجعات سید شرف الدین عاملی و تدبر و تفکّر در مطالب آن، از مذهب خود عدول کرده، مذهب تشیع را انتخاب نموده است. او نیز در مقدمة کتابش فی طریقی إلی التشیع می گوید: « سبب تشیع من گفتاری است از پیامبر اکرم که تمام مذاهب اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «مثل اهل بیت من همانند کشتی نوح است، هر کسی بر آن سوار شد نجات یافت هر کسی از آن سرپیچی کرد غرق شد». ملاحظه کردم که اگر از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ پیروی کرده و احکام دینم را از آنان اخذ کنم بدون شک نجات یافته ام. اگر آنان را رها کرده و احکام دین خود را از غیر آنان اخذ نمایم، از گمراهان خواهم بود … ».

و نیز می فرماید: « با تمسک به مذهب جعفری، ضمیر و درونم آراشم یافت. مذهبی که در حقیقت مذهب آل بیت نبوت ـ علیهم السّلام ـ است، که درود و سلام خدا تا روز قیامت بر آنان باد. به عقیده ام از عذاب خداوند متعال با پذیرفتن ولایت آل رسول ـ علیهم السّلام ـ نجات یافته ام، زیرا نجات جز با ولایت آنان نیست .

۳٫ دکتر محمد تیجانی سماوی:

او در تونس متولد شد. و بعد از گذر از ایام طفولیت، به کشورهای غربی مسافرت نمود، تا بتواند از شخصیتهای مختلف علمی بهره مند شود. در مصر، علمای الزهر از او دخواست کردند که در آنجا بماند و طلاب الأزهر را از علم فراوان خود بهره مند سازد، ولی قبول نکرد و در عوض سفری که به عراق داشت، با مباحثات فراوان با علمای شیعة امامیة، مذهب تشیع را انتخاب نمود و الآن در دنیا از مروجین تشیع شناخته می شود و کتابهایی را نیز در دفاع از این مذهب تألیف نموده است.

او در بخشی از کتابش می گوید:« شیعه ثابت قدم بوده و صبر کرده و به حقّ تمسک کرده است … و من از هر عالمی تقاضا دارم که با علمای شیعه مجالست کرده و با آنان بحث نماید: که به طور قطع از نزد آنان بیرون نمی آید جز آن که به مذهب آنان که همان تشیع است، بصیرت خواهد یافت … آری من جایگزینی برای مذهب سابق خود یافتم و سپاس خداوند را که مرا بر این امر هدایت نمود و اگر هدایت و عنایت او نبود، هرگز بر این امر هدایت نمی یافتم.

ستایش و سپاس خدایی را سزاست که مرا بر فرقة ناجیه راهنمایی کرد؛ فرقه ای که مدتها با زحمت فراوان در پی آن بودم. هیچ شک ندارم هر کس به ولای علی و اهل بیتش تمسک کند به ریسمان محکمی چنگ زده که گسستنی نیست. روایات پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این مورد بسیار است، روایاتی که مورد اجماع مسلمین است. عقل نیز به تنهایی بهترین راهنما برای طالب حق است … آری، جایگزین را یافتم، و در اعتقاد به امیر المؤمنین و سید الوصیین امام علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ، به رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ اقتدا کردم و نیز در اعتقاد به دو سیّد جوانان اهل بهشت و دو دسته گل از این امّت امام ابو محمّد حسن زکّی و امام ابو عبدالله حسین، و پاره تن مصطفی خلاصة نبوت، مادر امامان و معدت رسالت و کسی که خداوند عزیز به غضب او غضبناک می شود، بهترین زنان، فاطمة زهراء.

به جای امام مالک، با استاد تمام امامان امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ و نه نفر از امام معصوم از ذریة حسین و امامان معصوم را برگزیدم .. ».

او بعد از ذکر حدیث « باب مدینه العلم » می گوید: « چرا در امور دین و دنیای خود از علی ـ علیه السّلام ـ تقلید نمی کنید، اگر معتقدید که او باب مدینة علم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است؟ چرا باب علم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را عمداً ترک کرده و به تقلید از ابو حنیفه و مالک شافعی و احمد بن حنبل ابن تیمیه پرداخته اید، کسانی که هرگز در علم، عمل، فضل و شرف به او نمی رسند؟

آن گاه خطاب به اهل سنت نموده می گوید:« ای اهل و عشیرة من! شما را به بحث و کوشش از حقّ و رها کردن تعصّب دعوت می کنم، ما قربانیان بنی امیه و بنی عباسیم، ما قربانیان تاریخ سیاهیم. قربانی ها ی جمود و تحجر فکری هستیم که گذشتگان برای ما به ارث گذاشته اند.

او کتاب هایی در دفاع از تشیع نوشته که برخی از آنها عبارت از: ثم اهتدیت، لأکون مع الصادقین، فاسألوا أهل الذکر، الشیعه هم أهل السنة، اتقوا الله و یا قومنا أجیبوا داعی الله، که زیر چاپ است.

۴٫ نویسنده معاصر، صائب عبد الحمید :

او شخصی عراقی است که با سفر به ایران و تحقیقات فراوان، با عنایات خداوند مذهب اهل سنت را رها و تشیع را انتخاب نموده است. او در بخشی از کتاب خود می نویسد: « من اعتراف می کنم بر نفس خود که اگر رحمت پرور دگار و توفیقات او مرا شامل نمی شد، به طور حتم نفس معاندم مرا به زمین میزد. این امر نزدیک بود وحتی یک بار نیز اتفاق افتاد. ولی خداوند مرا کمک نمود. با اطمینان خاطر به هوش آمدم در حالی که خود را در وسط کشتی نجات می یافتم، مشغول به آشامیدن آب گوارا شدم و الآن با تو از سایه های بهاری آن گلها سخن می گویم.

بعد از اطلاع دوستانم از این وضع همگی مرا رها نموده به من جفا کردند. یکی از آنان که از همه داناتر بود به من گفت: آیا می دانی که چه کردی؟ گفتم: آری، تمسک کردم به مذهب امام جعفر صادق، فرزند محمد باقر، فرزند زین العابدین، فرزند سید جوانان بهشت، فرزند سید وصیین و سیدة زنان عالمیان و فرزند سید مرسلین. او گفت: چرا این گونه ما را رها کردی، و می دانی که مردم در حقّ ما حرف ها می زنند؟ گفتم: من آن چه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرموده می گویم. گفت چه می گویی: گفتم: سخن رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را می گویم که فرمود: من در میان شما چیزهایی قرار می دهم که با تمسک به آنها بعد از من گمراه نمی شوید: کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم» گفتار پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در حق اهل بیتش که فرمود: « اهل بیتم کشتی های نجات اند، که هر کس بر آن ها سوار شود، نجات یابد.»

صائب عبد الحمید کتاب هایی را نیز در دفاع از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و تشیع نوشته که برخی از آنها عبارتند از: منهج فی الانتماء المذهبی و ابن تیمیه، حیاته، عقائده و تاریخ الاسلام الثقافی و السیاسی.

۵٫ استاد عبد المنعم حسن:

او نیز از جمله کسانی است که با مطالعات فراوان پی به حقانیت تشیع برده، او مذهب اهل سنت را رها کرده تشیع را انتخاب می کند. او از جمله کسانی است که بدون خوف و ترس از کسی، به طور علنی اعتراف به تشیع نموده و مردم را نیز درمصر به آن مذهب دعوت می نماید.

در بخشی از کتاب خود الخدعة، رحلتی من السنة الی الشیعة می نویسد:« در مدتی که سنی بودم، مردم را به عقل گرایی دعوت کرده و شعار عقل را سر دادم، ولی در میان قوم خود جایگاهی نیافتم و از هرطرفی تهمت ها و شایعات علیه خود شنیدم … و من به خوبی می دانستم که کوتاه آمدن از عقل یعنی ذوب شدن در پیشینیان و در نتیجه انسان بدون هیچ شخصیتی خواهد بود که واقع را بر او روشن کند… من هرگز چیزی را بدون تحقیبق و دقت نظر نمی گویم… عقل گرایی من عامل اساسی و تمایلم به سوی تشیع و خط اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و اختیار مذهب آنان بود…»

۶٫ استاد معتصم سید احمد سودانی:

او با مطالعات فراوان در تاریخ و حدیث، به حقانتی مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ پی برده و با رها کردن مذهب خود، تشیع را انتخاب می کند. او در توصیف و وجه نام گذاری کتابش، بنور فاطمه اهتدیت می گوید:« هر انسانی در اندرون خود نوری را احساس می کند که راهنمای به حق است، ولی هواهای نفسانی و پیروی ازگمان بر آن نور پرده می اندازد، لذا انسان نیازمند تذکر و بیداری است و فاطمه ـ علیها السّلام ـ اصل آن نور است. من آن نور را دائماً در وجود خود احساس می کنم…»

او نیز دربارة نظریة عدالت صحابه می گوید: « عدالت صحابه نظریه ای است که اهل سنت در مقابل عصمت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ جعل نمودند، و چقدر بین این دو فرق است. عصمت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ حقیقتی است قرآنی و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز بر آن تأکید دارد و در واقع نیز تحقق پیدا کرده است. اما نظریة عدالت صحابه، مخالف قرآن کریم است. همان گونه که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز تصریح به خلاف آن نموده است، بلکه خود صحابه به بدعت هایی که در زمان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز تصریح بر خلاف آن نموده است، بلکه خود صحابه به بدعت هایی که در زمان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و نیز بعد از آن ایجاد کردند، اقرار نمودند.»

و نیز می فرماید: « من در وجود خود چیزی می یابم و احساس می کنم، که نمی توانم توصیفش کنم. ولی نهایت تعبیری که می توانم از آن داشته باشم این که: هر روز احساس می کنم که به جهت تمسک به ولای اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در خود قرب بیشتری به خداوند متعال پیدا کرده ام، و هر چه در کلمات آنان بیشتر تدبر می کنم معرفت و یقینم به دین بیشتر می شود. معتقدم اگر تشیع نبود، از اسلام خبری نبود. و هر گاه در صدد تطبیق و پیاده کردن تعلیمات اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در خود بر می آیم، لذت ایمان و لطافت یقین را در خود احساس می کنم.و هنگامی که دعاهای مبارکی را که از طریق اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ رسیده و در هیچ مذهبی یافت نمی شود، قرائت می کنم، شیرینی مناجات پروردگار را می چشم…»[۴]

۷٫ وکیل مشهور مصری، دمرداش عقالی:

او از شخصیت های مشهور و بارز مصری است که در شغل وکالت مدت هاست فعالیت می کند. هنگام تحقیق در یک مسئله فقهی و مقایسة آرا در آن مسئله، فقه و استنباط های شیعة امامیه را از دیگر مذاهب فقهی قوی تر می یابد و همین مسئله فاصله دارد تشیع را در دلش روشن می گرداند، تا این که حادثه ای عجیب سر نوشت او را به کلی عوض کرده و او را مفتخر به ورود در مذهب تشیع می نماید و آن، این بود که: وقتی گروهی از حجّاج ایرانی همراه با حدود بیش از بیست کارتن کتاب اعتقادی وارد عربستان می شوند. تمام کتاب ها از طرف حکومت مصادره می شود. سفیر ایران در زمان شاه، موضوع را با ملک فیصل در میان می گذارد . او نیز به وزارت کشور عربستان می نویسد تا به موضع رسیدگی کنند. وزیر کشور دستور می دهد که تمام کتا بها را بررسی کرده، اگر مشکلی ندارد آن را به صاحبش برگردانند. در آن زمان « دمرداش عقالی » در حجاز به سر می برد، از او خواستند که این کتاب ها را بررسی کند و در نهایت رأی و نظر قانونی خود را بدهد.او با مطالعه این کتاب ها به حقانیّت تشیع پی می برد و از همان موقع قدم در راه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ می گذارد…»

۸٫ علامه دکتر محمد حسن شحّاته

او نیز که استاد سابق دانشگاه ازهر است پس از مطالعات فراوان در رابطة با شیعة امامیة پی به حقانیت این فرقه برده و در سفری که به ایران داشت در سخنرانی خود برای مردم اهواز می گوید:

« عشق به امام حسین ـ علیه السّلام ـ سبب شد که از تمامی موقعیت هایی که داشتم دست بردارم.» و در قسمتی دیگر ازسخنانش می گوید: « اگر از من سؤال کنند: امام حسین ـ علیه السّلام ـ را در شرق یا غرب می توان یافت؟ من جواب می دهم که امام را می توان در درون قلب من دید و خداوند توفیق تشرف به ساحت امام حسین ـ علیه السّلام ـ را به من داده است.»

وی در ادامه می گوید: « ۵۰ سال است که شیفتة امام علی ـ علیه السّلام ـ شده ام و سالهاست که هاله ای از طواف پیرامون ولایت امام علی ـ علیه السّلام ـ در خود می بینم.»

۹٫ عالم فلسطینی شیخ محمد عبد العال:

او کسی است که بعد از مدت ها تحقیق در مذهب تشیع، پی به حقانیّت آن برده، و به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ اقتدا نموده است. در مصاحبه ای می گوید: « … از مهم ترین کتاب هایی که قرائت کردم کتاب المراجعات بود، که چیزی بر ایمان من نیفزود و تنها بر معلوماتم اضافه شد. تنها حادثه ای که مطلب را نهایی کرده و مرا راه ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ رهنمود ساخت . این بود که: روزی در پیاده رو، رو به روی مغازة یکی از اقوامم نشسته بودم، مغازه ای کوچک بود. شنیدیم که آن شخص به یک نفر از نوه های خود امر می کند که به جای او در مغازه بنشیند، تا نماز عصر را به جای آورد. من به فکر فرو رفتم، که چگونه یک نفر مغازه خود را رها نمی کند تا به نماز بایستد، مگر آن کسی را به جای خود قرار دهد که بتواند حافظ اموالش باشد، حال چگونه ممکن است که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ یک امتی را بدون امام و جانشین رها کند!! به خدا سوگند که هرگز چنین نخواهد بود…

هنگامی که از او سؤال شد که آیا الآن که در شهر غربت لبنان به سر می بری احساس وحشت و تنهایی نمی کنی؟ او در جواب می گوید: « به رغم این که عوارض و لوازم تنهایی زیاد و شکننده است، ولی در من هیچ اثری نگذاشته و هرگز آنها را احساس نمی کنم؛ زیرا در قلبم کلام امیر المؤمنین را حفظ کرده ام که فرمود: « ای مردم هیچ گاه از راه حق به جهت کمی اهلش وحشت نکنید.»

او نیز می گوید:«مردم به خودی خود به دین اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ روی خواهند آورد، زیرا دین فطرت است،ولی چه کنیم که این دین در زیر چکمه های حکومت ها قرار گرفته است.»

و نیز در پاسخ این سؤال که آیا ولایت احتیاج به بیّنه و دلیل دارد می گوید:« ما معتقدیم که هر چیزی احتیاج به دلیل دارد مگر ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ، که دلیل محتاج به آن است…»

و نیز می گوید: « هر کسی که دور کعبه طواف می کند ـ دانسته یا ندانسته، جبری باشد یا اختیاری یا امر بین الامری ـ در حقیقت به دور ولایت طواف می کند، زیرا کعبه مظهر است و مولود آن، جوهر، و هر کسی که برگرد مظهر طواف می کند در حقیقت به دور جوهر طواف می کند. »

۱۰٫ مجاهد و رهبر فلسطینی محمد شحّاده

او کسی است که هنگام گذراندن محکومیّت خود در زندان های اسرائیل با بحث های فراوانی که با شیعیان لبنانی در بند زندان های اسرائیل داشت پی به حقانیت شیعه برد و با انتخاب تشیع و مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ از دعوت کنندگان صریح و علنی مردم فلسطین به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ است. اینک قسمت هایی از مصاحبه ای را که با او انجام گرفته نقل می نماییم:« بازگشت فلسطین به محمد و علی است.» « من آزاد مردان عالم را به اقتدا و پیروی از امام و پیشوای آزاد مردان حسین ـ علیه السّلام ـ دعوت می کنم.»

و نیز می فرماید:« من هم دردی فراوانی با مظلومیت اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دارم و احساسم این است که علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ حقاً مظلوم بود و این احساس به مظلومیت آن حضرت ـ علیه السّلام ـ در من عمیق تر و ریشه دار تر شده، هر گاه که ظلم اشغالگری در فلسطین بیشتر شود.

جهل من به تشیع عامل این بود که در گذشته در تسنّن باقی بمانم. و امیدوارم که من آخرین کسی نباشم که می گویم: « ثم اهتدیت»؛ آنگاه هدایت شدم. « رجوع من به تشیع هیچ ربطی به مسئله سیاسی ندارد که ما را احاطه کرده است. من همانند بقیة مسلمانان افتخار ها و پیروزی هایی را که مقاومت در جنوب لبنان پدید آورد در خود احساس می کنم، که در درجة اول آن را « حزب الله» پدید آورد. ولی این بدان معنا نیست که عامل اساسی در ورود من در تشیع مسائل سیاسی بوده است، بلکه در برگرفتن عقیدة اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ از حانب من، در نتیجه پذیرش باطنی من بوده و تحت تأثیر هیچ چیز دیگری نبوده است. راه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ راه حق است که من به آن تمسک کرده ام». « تشیع من عقیدتی است نه سیاسی». « زود است که در نشر مذهب امامی در فلسطین بکوشم و از خداوند می خواهم که مرا در این امر کمک نماید».

« امام قائم آل بیت نبوت ـ علیه السّلام ـ برای ما برکت ها و فیض های دارد که موجب تحرک مردم فلسطین است. و در ما جنب و جوشی دائمی ایجاد کرده، که نصرت و پیروزی را در مقابل خود مشاهده می کنیم و فرج او را نزدیک می بینیم ان شاء الله و من با او از راه باطن ارتباط دارم و با او نجوا می کنم و از او می خواهم که ما را در این موقعیت حساس مورد توجه خود قرار دهد».

« آزاد مردان عالم خصوصاً مسلمانان با اختلاف مذاهب را نصیحت می کنم که قیام حسین ـ علیه السّلام ـ و نهضت او بر ضد ظلم را سرمشق خود قرار داده و هزگز سکوت بر ظلمی را که آمریکا، شیطان بزرگ و اسرائیل آن غدة سرطانی که در کشورهای اسلامی رشد کرده، رو اندازد».

من در کنفرانس ها و جلساتی که در فلسطین تشکیل می شود و مرا برای سخنرانی دعوت می کنند، در حضور هزاران نفر، تمام کلمات و سخنان خود را بر محور مواقف و سیرة اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ قرار می دهم که این سخنان سهم به سزایی در تغییر وضع موجود در جامعة فلسطین رابطه با اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ داشته، و این روش را ادامه می دهم تا این که مردم قدر آنان را بدانند و با اقتدا به آنان به اذن مشیت خداوند به پیروزی برسند…».

زود است که با مشیّت خداوند با گروهی از برادران مؤمنم مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را در فلسطین منتشر خواهیم کرد تا این که زمینه ساز ظهور مهدی آل محمد عجل الله تعالی و فرجه الشریف گردد.»

هنگامی که رئیس علمای ازهر مصر به طور صریح به جهت نشر تشیع و دفاع از آن، او را مورد هجوم قرار داد، در جواب فرمود:« من تنها ( این را ) می گویم: بار خدایا قوم مرا هدایت کن، که آنان نمی دانند … » سپس می گوید: « من مردود کلامی را که به زبان جاری کرد: که جهل و نادانی من نسبت به مذهب شیعه باعث شد که وارد تشیع شوم و تنها بر این نکته تأکید می کنم که در حقیقت این جهل به تشیع بود که مرا در مذهب تسنّن تا به حال باقی گذارد، تا الآن که به حقانیّت آن اعتراف می کنم.»

۱۱٫ طبیب فلسطینی اسعد وحید قاسم:

او نیز بعد از مطالعات بسیار در رابطة با شیعه، تشیع را انتخاب نمود و از راه های مختلف در صدد اثبات حقانیت و نشر تشیع بر آمد و در این راه سعی و کوشش فراوان نمود. در مصاحبه ای که با او انجام گرفته می گوید:« به عقیدة من تشیع همان اسلام است و اسلام نیز همان تشیع.»او نیز تألیفاتی در دفاع از مذهب تشیع دارد که از آن جمله می توان به ازمة الخلافة و الامامة و آثارها المعاصرة اشاره کرد.

۱۲-نـویـسـنـده اهـل سـوریـه سـیـد یـاسـیـن مـعـیوف البدرى : که کتابى به نام یا لیت قومى یعلمون (ایکاش قوم من می دانستند)منتشر نموده است .

۱۳-مـحـدث جـلیل القدر ابو النضر محمد بن مسعود بن عیاش :معروف به عیاشى، او قبل از شیعه شـدن، از بـزرگـان عـلـمـاى اهـل سـنـت بوده، واکنون از بزرگان علماى شیعه امامیه است، او تفسیرى ماثور به نام تفسیر عیاشى دارد.

۱۴- شـیخ سلیم بشرى :که از علماى اهل سنت وجماعت بوده ودوبارریاست جامع شریف الازهر را بـه عـهـده گـرفـتـه اسـت، میان اووعبدالحسین شرف الدین که از علماى شیعه است مناظراتى مـتـعـدددر گـرفت که در کتابى به نام المراجعات جمع آورى شده واین مناظرات فقهى سبب تشیع شیخ سلیم بشرى گشت .

او در اولین مناظره اعلام کرد که متعصب نبوده ومى گوید: من تنها جوینده یک گمشده وخواهان یک حقیقت مى باشم، پس اگر حق آشکار شد،مسلما پیروى از حق سزاواتر است، واگر نشد من مانند گوینده این بیتم : نحن بما عندنا وانت بما عندک راض والراى مختلف

(هر یک از ما وشما به آنچه دارد راضى است، هر چند که آراءمختلف باشد).

ایـن مناظرات بیانگر دانش، بزرگوارى، اخلاق وحقیقت جویى دوطرف بوده ودر پایان مناظرات شیخ سلیم بشرى اعلام مى دارد: پـوشـیـده هـا نـمـایان، حقیقت از مخفى گاه خود ظاهر وروشنایى صبح براى هر بینائى پدیدار گـشـت، خدا را شکر مى کنم که ما را به دین خود هدایت وتوفیق عمل در راه خود را به ما عنایت نمودوصلوات وسلام خدا بر پیامبر وآل او باد

۱۵-شیخ محمود ابوریه : دانشمند ونویسنده مصرى، که داراى کتابهاونوآورى هاى فراوانى است، از جمله : اضواء على السنة المحمدیه وکتاب ابوهریره شیخ المضیره

۱۶-احمد حسین یعقوب :با خواندن ماجرای کربلا اشک از چشمان احمد حسین جاری شد و انقلابی عاطفی در وی پدید آمد و این آغازی بود برای کنکاش فکری و مطالعات عمیق و دقیق کتاب ها وی منابع گوناگون را یکی پس از دیگری مو شکافانه قرائت،بررسی و تحلیل نمود و پس از طی سیر و سلوک فکری خویش و دریافت حقیقت با خدای خویش پیمان بست که تا آخرین لحظات حیات خود جایگاه اهل بیت علیهم السلام را پاس داشته و دیگران را به حقیقتی که او بدان دست یافته بود رهنمون باشد و به راستی تا پایان بر این پیمان وفادار باقی ماند.اوکتابهاى النظام الـسـیـاسـى فـی الاسـلام، نـظـریه عدالة الصحابه و الخط السیاسیه لتوحید الامة الاسلامیه را به نگارش در آورده است .

۱۷-نویسنده وخبرنگار سید ادریس حسینى: از مغرب عربى، داراى کتابهاى لقد شیعنى الحسین، الخلافة المغتصبه وهکذا عرفت الشیعه

۱۸- سـعید ایوب :داراى کتاب عقیدة المسیح الدجال، او در اول کتابش مى گوید: خود را هنگام تحقیق دیدم، که چگونه سعى مى کنم حقایق را از زیر آوار بیرون آورده، تا حقیقت در برابر چشم ها وعـقـل ها آشکار گردد .

این آوار توسط اساتید حقپوش، در طول تاریخ انسانیت بوجود آمده است ! هـنـگـامى که تبر را به دست گرفته تا دریچه هاى گمراهى را از میان بردارم، وسایل کافى براى انجام این کار در اختیار داشتم

او کتاب معالم الفتن را در دو جلدنوشته است .

۱۹-نویسنده مصرى صالح الوردانى : داراى کتابهاى : الخدعه رحلتى من السنة الى الشیعه حرکة اهـل الـبـیـت (ع ) الـشیعة فی مصرعقائد السنة وعقائد الشیعه التقارب والتباعد السیف والسیاسة واهل السنة شعب اللّه المختار دفاع عن الرسول

۲۰- شـیـخ عـبـداللّه نـاصـر از کنیا :او شیعه شد پس از آنکه از بزرگان شیوخ وهابیت بود، ایشان چـنـدیـن کـتـاب در ایـن زمینه نوشته است مانند: الشیعة والقرآن، الشیعة والحدیث، الشیعة والصحابه، الشیعة والتقیه والشیعة والامامة .

۲۱- محمد عبدالحفیظ نویسنده مصرى:مولف کتاب لماذا اناجعفرى

۲۲-دانـشمند، سخنور ومرد بحث ومناظره جناب سید على بدرى :او پس از شیعه شدن، خدمت بزرگى در نشر مذهب اهل بیت (ع )نموده است، او به دور جهان گشته ومناظره هاى متعددى بر پـاکـرده اسـت، وبـه دنبال آن کتاب بزرگى تحت عنوان احسن المواهب فی حقائق المذاهب را نوشته که بزودى به چاپ مى رسد.

۲۳-دکتر عصام العماد:شیعه شدنش را هدیه‌ی آسمانی برشمرد و گفت: من در نزد «بن‌باز» در عربستان مشغول تحصیل بودم و با خود در این اندیشه بودم که پس از قرن‌ها ارادات خالصانه نسبت به امام علی و امام حسین (ع) و دیگر امامان بزرگوار، همچنان در قلوب عده‌ای موج می‌زند و کهنه نشده است و از طرف دیگر نقدهای شدید نسبت به امام علی (ع) و امام حسین(ع) را در مجالس علمی عربستان مشاهده می‌کردم و می‌دیدم ظلم‌های یزد و معاویه توجیه می‌شود ولی به راحتی امامان شیعه نقد می‌شوند

۲۴-عبدالمجیدمحمد فارغ التحصیل دانشگاه الازهر مصر.او در مورد علت شیعه شدنش می گوید:دلایل متعددى وجود دارد و فردى که به دنبال حقیقت است، باید کتاب‏هاى اصیل تاریخى از قبیل تاریخ طبرى، الکامل ابن اثیر، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید و محمد عبدُه و… را که به وسیله بزرگان اهل تسنن نوشته شده است، مطالعه کند. علاوه بر این یک دلیل بسیار ساده وجود دارد و آن این است که در زبان عربى مى‏گویند: «اهل البیت أدرى بما فى البیت؛ اهل خانه به آن چه در خانه است آگاه‏ترند.» چنان که صاحب خانه بهتر مى‏داند وسایل و ظروف خانه در کجا قرار دارد؛ اهل بیت نبوت«ع» هم به مسائل و احکام دین آگاه‏ترند؛ البته علماى دیگر هم مسائلى را مى‏دانند؛ ولى همانند اهل بیت«ع» آگاهى ندارند. دلایل بسیارى دارد که در این مجال کوتاه نمى‏گنجد.

۲۵-محمد سعید دحدوح: از دانشمندان و امام جمعه و جماعت اهل سنت‏حلب بود و پس از خواندن الغدیر با پدرش محمد بشیر و فرزندانشان و به گفته خودش بزرگان  شهرستان حلب علنا شیعه شده و از مروجین مذهب شیعه جعفری شدند.

لازم به ذکر است که حقانیت تشیع باعث گرایش تعداد فراوان از پیروان اهل سنّت و سایر ادیان به این مذهب گردیده و انسانهای پاک نهاد و حقیقت گرا؛ پس از درک حقانیّت شیعه، پیرو این مکتب پویا و مقدس می شوند. و همین عالمان که نام برده شدند با تالیفات خود میلیونها نفر را شیعه کرده اند.

آن چه در این مختصر آورده شد، تنها به عنوان نمونه مطرح گردید

  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
مجید    اف        توحید اسلامی , takhat2600
15

آثار وحدت از دیدگاه علی (ع) چیست؟ 
مهم ترین آثار وحدت اجتماعی, عبارتند از

1ـ عزت ملی.

2ـ اقتدار ملی.

3ـ امنیت.

4ـ حاكمیت بر دنیا.

امیر مؤ منان آن گاه كه درباره گذشتگان سخن گفته اند, به آثار یاد شده تصریح كرده اند؛ چنان كه در خطبه 192 از نهج البلاغه می‏خوانیم از كیفرهایی كه در اثر كردار بد و كارهای ناپسند بر امت های پیشین واقع شده است, برحذر باشید و حالات آن ها را در خوبی ها و سختی ها همواره به یاد آرید؛ نكند شما مانند آنان باشید! پس, آن گاه كه در تفاوت حال آنان به هنگامی‏كه در خوبی بودند و زمانی كه در شر و بدی قرار داشتند اندیشه نمودید, به سراغ كارهایی روید كه موجب عزت و اقتدار آنان شد و دشمنان را از آنان دور نموده , عافیت و سلامت به آن‏ها روی آورد و نعمت را در اختیارشان قرار داد و كرامت و شخصیت باعث پیوند اجتماعی آنان شد؛ یعنی از تفرقه و پراكندگی اجتناب ورزیدند و بر الفت و هم گامی‏همت گماشتند و یك دیگر را به آن توصیه و تحریض نمودند. از هر كاری كه ستون فقرات آن ها را در هم شكست و قدرت شان را سست كرد اجتناب ورزید؛ یعنی از كینه های درونی , بخل و حسادت و پشت كردن به هم و ایجاد فتور و سستی بین جامعه دوری گزینید در شرح حال مؤمنان پیشین تدبر كنید كه چگونه در حال آزمایش و امتحان بودند! آیا بیش از همه, مردم در شدت و زحمت نبودند؟ آیا از همه جهانیان درتنگنای بیشتری قرار نداشتند؟ فرعون ها آنان را برده خویش ساخته بودند و همواره در بدترین شكنجه‏ها قرار داشتند. تلخی های روزگار را به آن ها چشاندند و این همچنان باذلت هلاكت ومقهوریت ادامه داشت؛ نه راهی داشتند كه از این وضع سر باز زنند و نه طریقی برای دفاع از خود می‏یافتند؛ تا آن گاه كه خداوند؛ جدیت و استقامت و صبر در برابر ناملایمات به خاطر محبتش و تحمل ناراحتی ها از خوف وخشیتش را در آن ها یافت؛ در این موقع از درون حلقه های تنگ بلا, راه نجاتی برایشان گشود و ذلت را به عزت و ترس را به امنیت تبدیل كرد؛ یعنی آن ها را حاكم؛ زمامدار و پیشوا گردانید. آن قدر كرامت و احترام از ناحیه خداوند به آنان رسید كه حتی خیال آن را هم در سر نمی‏پروراندند. بنگرید آن ها چگونه بودند؛هنگامی‏كه جمعیت هاشان متحد, خواسته‏ها متفق, قلب ها واندیشه ها معتدل, دست ها پشتیبان هم, شمشیر ها یاری كننده یك دیگر , دیدها نافذ و عزم ها و مقصود ها شان همه یكی بودند. آیا آن ها مالك و سرپرت اقطار زمین نگردیدند؟ آیا زمامدار ورئیس همه جهانیان نشدند؟
 

مجید    اف        توحید اسلامی , takhat2600
14

 
برای این كه بین شیعه و سنی رابطه برقرار كنیم ، و بین آنان وحدت ایجاد نماییم، چه باید كنیم؟ 

برای ایجاد وحدت اسلامی راهكارهای متعددی وجود دارد كه به بعضی اشاره می شود:
1) گفتگو (دیالوگ)
اولین و مهم ترین راهكار جهت همگرایی مسلمانان، گفتمان علمی است، بدین معنا كه نظریه پردازان و عالمان دینی فرقه های اسلامی در كنار هم قرار گرفته، گفتگوهای علمی انجام دهند. در این گفتگوها بر مسایل مشترك تأكید شده و عالمان اسلامی از مبانی یكدیگر آشنا شوند؛ زیرا خیلی از مسایل اختلافی بین مسلمانان ناشی از آن است كه فرقه های اسلامی از بعضی اصول و مبانی یكدیگر آشنایی كامل ندارند . عدم آشنایی كامل آنها از اصول یكدیگر موجب شده كه مسلمانان كه برداشت های نادرستی از هم داشته و نسبت به یكدیگر بدبین گردند، حتی حكم تكفیر یكدیگر را صادر نموده و زمینه های برخوردهای فیزیكی فراهم گردد. بیشتر تعصبات مذهبی و قومی نیز ریشه در عدم آگاهی از مبانی گروه های اسلامی دارد.
عدم آشنایی مذاهب از عقاید یكدیگر موجب می شود دشمنان اسلام و آنها كه از تفرقه ها میان فرقه های اسلامی سود می برند . به واسطه جهل و ناآگاهی مردم، موارد اختلاف برانگیز را پررنگ تر كرده و مواردی را كه موجب اتحاد بین مسلمانان می شود، نادیده گیرند.
علامه شرف الدین یكی از اندیشمندان شیعی است كه به گفتمان علمی پرداخته و بین او و شیخ سلیم بشری (از علمای اهل سنت) سؤال و جواب هایی مطرح شده است كه نتیجه آن كتاب \"المراجعات\" است كه نقش بنیادی در زمینه و فرهنگ سازی برای وحدت اسلامی دارد.
2 - توجه به نقاط مشترك و دشمن مشترك:
یكی از عوامل مهمی كه در جهان معاصر می تواند موجب وحدت بین دو گروه بزرگ اسلام شود، توجه به نقاط مشترك بین این دو مذهب است. مطمئناً مسائل مورد اتفاق میان این دو مذهب بسیار فراتر از موارد اختلاف می باشداما غالباً مسائل مورد اختلاف مورد توجه قرار گرفته و مسائل و اعتقادات مشترك نادیده نگاشته می شود، كه یكی از عوامل ایجاد اختلاف و دوری هر چه بیشتر مسلمانان از یكدیگر است.
هم چنین توجه به دشمن مشتركی كه اصل اسلام و كشورهای اسلامی و مردم جهان اسلام را مورد مذمت قرار داده است، یكی از عوامل مهم اتفاق نظر و وحدت میان كشورهای اسلامی می تواند می باشد. اگر به صدر اسلام نیز نگاه كنیم، علت اساسی سكوت امیرمؤمنان و ائمه معصومین (ع) و همراهی با مخالفان فكری و عقیدتی در جهان اسلام، توجه به دشمن مشترك و مورد تهدید قرار گرفتن مرزهای اسلامی به وسیله دشمنان اسلام بوده است.
3 - تدوین آثار فرشت های علمی
یكی از شیوه های كاربردی در ایجاد وحدت اسلامی تدوین اثار علمی در قالب كتاب ، مجله و روزنامه ، نیز برگزاری نشست های علمی و تبادل افكار و نظریات است . در آثار علمی باید به عوامل وحدت و عوامل اختلاف پرداخته شده و مشكلات جهان اسلام بررسی گردد. تدوین فقه مقارن و عقاید تطبیقی و مقایسه ای نیز باید از محورهای مهم آثار علمی باشند . كتاب هایی مانند \"الفصول المهمه\" تألیف علامه شرف الدین و انتشار مجله ای مانند \"رسالهالتقریب\" نقش بنیادی در زمینه سازی وحدت اسلامی داشتند. از سوی دیگر با تدوین سریال ها و نمایش نامه ها نیز می توان جهت ایجاد وحدت اسلامی زمینه سازی نمود. بهتر است این دست از آثار به زبان های مختلف ترجمه شوند و در اختیار مسلمانان قرار گیرند.
4 - صدور فتواهای همگرایی
بی تردید صدور فتوای مجتهدان فرقه های اسلامی نقش بنیادی در وحدت اسلامی دارد، همان گونه كه نقش اساسی در اختلافات مسلمانان دارد. اگر مجتهدان فتاوایی مانند جواز شركت نمودن مسلمانان در مراسم عبادی همدیگر را صادر نمایند، زمینه های همسویی مسلمانان را فراهم می كند. بعضی از مجتهدان و عالمان اهل سنت و تشیع در این خصوص پیشگام بوده اند.
شیخ محمود شلتوت ، رئیس دانشگاه الازهر مصر در زمان جمال عبدالناصر یكی از كسانی است كه در فتوای معروف خود، مذهب جعفری و فقه شیعه را به عنوان یك مذهب رسمی و فقهی تأیید كرد.(1) فتوای معروف او در زمان خود در نزدیكی اهل سنت به شیعه تأثیر به سزایی داشت.
5 - آشنایی با معارف اسلامی
یكی از راهكارهای وحدت اسلامی، آشنایی مسلمانان با آموزه های دینی است. در آیات متعدد مسلمانان به همگرایی دعوت شده اند.(2) در برخی از آیات همه مسلمانان برادران دینی خوانده شده و مرزهای جغرافیایی و ملی نادیده گرفته شده است :\"انما المؤمنون اخوه...\"(3)
\"واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا...\".(4) در روایات اسلامی نیز همه مسلمانان به همبستگی و اتحاد اسلامی سفارش شده است. (5)
چرا مسلمانان وحدت ندارند؟
یكی از عوامل مهم آن فاصله گیری از معارف و آموزه های دینی است. شخصیت هایی مانند امام راحل و علامه شرف الدین بر این باور بودند كه جهت\" ایجاد وحدت اسلامی\" آشنایی كامل مسلمانان با معارف اسلامی لازم است. نكته قابل دقت آن است كه یكی از موارد قانون اساسی \"جماعه التقریب بین المذاهب الاسلامیه\" كه در قاهره تشكیل شده ، آن بود كه مسلمانان با معارف اسلامی آشنایی پیدا كنند.
6 - شناسایی عوامل اختلاف
برای ایجاد وحدت اسلامی، همان گونه كه شناخت عوامل و زمینه های همگرایی ضرورت دارد، شناخت عوامل و زمینه های اختلاف نیز بایسته است. بر این اساس برای ایجاد وحدت اسلامی، باید عوامل اختلاف همانند تعصبات قومی، قدرت گرایی و پیروی از هواهای نفسانی، شناسایی و با آنها مبارزه گردد. دشمنان خارجی نیز نقش بنیادی در ایجاد اختلاف داشته و دارند استعمارگران با شعار \"اختلاف بینداز و حكومت كن\" بین مسلمانان اختلاف ایجاد كرده اند. داده های تاریخی نشان از آن دارد كه استعمارگران در حوادث ناگواری كه در جهان اسلام به وجود آمدند، نقش اساسی داشتند. آنان با ایجاد اختلاف جنگ های داخلی را به وجود آوردند. حتی می توان عامل اساسی و ریشه ای ایجاد و پیدایش بعضی از فرقه ها میان اهل سنت و شیعه را استعمارگران دانست و دست های مرموز آنها را پیدا كرد.
بر این اساس برای ایجاد وحدت اسلامی ، شناخت عوامل داخلی و خارجی اختلاف ضرورت دارد. مرحوم آیت الله بروجردی در آخرین لحظات عمر خویش یكی از راه های ایجاد وحدت اسلامی را شناسایی عوامل اختلاف دانست وی می گوید : \"من برای ایجاد حسن تفاهم میان مسلمانان آرزوهای بسیار داشتم و درصدد بودم در نامه ای به شیخ محمود شلتوت بنویسم و به ایشان یادآور شوم كه موجبات رفع اختلاف را فراهم سازند\".(6)
7 - اتخاذ سیاست های مشترك
یكی از شیوه های ایجاد وحدت اسلامی ، اتخاذ سیاست مشترك توسط كشورهای اسلامی است. این سیاست ها می توانند در روابط بین المللی و سیاست های اقتصادی و تشكیل بازارهای مشترك اقتصادی شكل گیرد هم چنین می توان در صحنه های سیاسی در برابر دشمنان مسلمانان سیاست های راهبردی اتخاذ نموده و به حمایت از مظلومان و آسیب دیدگان جهان اسلام پرداخت.
پی نوشت ها :
1 - عبدالكریم بی آزار شیرازی، همبستگی مذاهب اسلامی . ص 310 - 311.
2 - آل عمران، آیه 103؛ تفسیر نمونه، ج3، ص 43.
3 - حجرات، (49) آیه 10.
4 - آل عمران، آیه 13.
5 - تفسیر نمونه، ج3، ص 46.
6 - عبدالكریم شیرازی، پیشین، 115.

بهنام فرزاد , rahnemaay
بهنام فرزاد - 21:49 1390/12/3
13
عمر بن خطاب اول محرم کشته شده، نه نهم ربیع الاول

طبق منابع معتبر تاریخی، خلیفه دوم در 26 ذی الحجه ترور شد و سه چهار روز بعد درگذشت.
بنابراین وی در آخر ذیحجه یا اول محرم درگذشته. لذا مراسم عید الزهرا که برخی با تاخیر 70 روزه،
در  نهم ماه ربیع الاول برگزار می کنند اساسا از لحاظ تاریخی غلط است !

این مطلب را همه ی مورخان قدیمی شیعه و سنی در آثار خود آورده اند.
 
الف - منابع تاریخی شیعه :
1.تاریخ ‏الیعقوبى ج ‏2 ص 159 ، قرن سوم
2.ترجمه تاریخ‏ یعقوبى، ج‏ 2 ص 49 ، قرن سوم
3.التنبیه ‏و الإشراف ص 250 ، قرن چهارم
4.مروج ‏الذهب ج ‏2 ص 304 ، قرن چهارم
5.مروج‏ الذهب ج ‏2 ص 321 ، قرن چهارم
6.الفتوح ج‏2 ص:323 قرن: چهارم
7.مسارّ الشیعه ،
اوایل قرن پنجم . مؤلف: شیخ مفید (ره) پیشوای بزرگ شیعیان
(خوشبختانه نسخه خطی این کتاب با دستخط خودشان هم اکنون موجود و در آن مرگ عمر در ذی الحجه ذکر شده است. می دانیم که شیخ مفید(ره)
از نظر عظمت علمی و تقوائی در حد عالی هستند. تا جایی که طبق عقیده رایج به دریافت نامه از امام عصر(عج) مشرف شده اند.)


ب - منابع تاریخی اهل سنت :
8.الإمامة  و السیاسة ج ‏1 ص 39 ، قرن سوم
9.المعارف ص 183 ، قرن سوم
10.أنساب‏ الأشراف،ج ‏10 ص417 ، قرن سوم
11.الطبقات ‏الکبرى،ج‏ 3، ص 258 ، قرن سوم
12.تاریخ‏ الطبری،ج‏4، ص 191 ، قرن چهارم

(سایر منابع جهت اختصار ذکر نمی شود. اما واضح است که علمای متقدّم شیعه بر اینکه عمر در ذیحجه یا اول محرم کشته شده
اتفاق نظر داشته اند. و حتی علامه مجلسی( ره) هم به این امر اشاره دارد. (بحارالانوار، ج‏31، ص 118 )

گرچه مجلسی (ره) خود سعی کرده به هر قیمت شده نهم ربیع الاول را تایید فرمایند! (بعید نیست ایشان که در عصر صفوی می زیستند
از سوی حکومت تحت فشار بوده اند و لذا با کمال تعجب به روایتی که از نظر سندی کاملاً ضعیف است استناد کرده!
و اجماع مورخان شیعه و سنی را به کناری نهاده اند! روایتی که ایشان به آن استناد کرده از طریق دو راوی مجهول الهویه
به احمد بن اسحاق قمی (ره) منسوب شده که سند و متن آن بسیارِ ضیعف است.)

ابن ادریس حلی (صاحب سرائر) درباره تاریخ نهم ربیع می گوید:
مَنْ زَعَمَ أَنَّ عُمَرَ قُتِلَ فِیهِ فَقَدْ أَخْطَأَ بِإِجْمَاعِ أَهْلِ التَّوَارِیخِ وَ السِّیَرِ
(هر کس بپندارد عمر در نهم ربیع کشته شده به اجماع صاحبان کتب تاریخ و سیره در اشتباه است.)
سپس وی تاریخ ذیحجه را صحیح دانسته،می فرماید:
الإجماعُ حاصلٌ مِن الشیعةِ و أهلِ السنّةِ على ذلک.(شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند.)  بحارالانوار، ج‏31، ص 119


انگیزه ی
ابولؤلؤ از قتل عمر :
درباره قاتل عمر که فیروز ابولؤلؤ نام دارد واقعیت اینست که طبق منابع تاریخی ،
مسلمان یا زردشتی یا مسیحی بودن او معلوم نیست.
اینکه آیا او از زردشتی های همپیمان با مسلمانان بوده یا از مسیحیانی که مسلمان شده بودند، معلوم نیست.
همچنین هیچ سندی مبنی بر شیعه بودن او وجود ندارد.
انگیزه ی او در کشتن عمر بن خطاب نیز یک انگیزه شخصی بوده: او نسبت به زیاد بودن مالیات  اعتراض داشته
و نزد عمر شکایت برده ولی عمر مالیاتش را تخفیف نداده به همین خاطر نقشه ی قتل عمر را طراحی کرده.
بنابراین انگیزه ی ابولولو یک انگیزه ی شیعی نبوده بلکه صرفاً یک تصفیه حساب شخصی بوده است.
از این اینکه او برای خشنودی اهل بیت (ع) دست به این کار زده باشد از نظر مورخان کاملا نادرست است.
(به منابع بالا مراجعه کنید.)

مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی احتمال داده است: برخی از بزرگان قریش مثل مغیرة ( مالک ابولولو )
در ترورِ عمر نقش داشته اند زیرا از سختگیری های عمر به تنگ آمده بودند .
(تاریخ تحلیلی اسلام ص 129 و 130)
آنچه دیدگاه ایشان را تقویت می کند اینست که عمر در روزهای آخر گفته بود می خواهد شیوه اش را
در تقسیم بیت المال تغییر داده ، مساوات را برگزیند. که این می توانست موجب نگرانی برخی از بزرگان قریش شود
و آنان را به طراحی برای قتل عمر وادار کند.
طبق این نظریه ابولولو فریب چند عرب قریشی را خورده و آلت دست آنان شده است.
همچنین برخی از محققان با توجه به سخنان کعب الاحبارِ یهودی قبل از ترور عُمر، احتمال داده اند که کعب الاحبار
از نقشه ی ترور عمر آگاه بوده است. حجة الاسلام استاد رسول جعفریان در تاریخ خلفا این دیدگاه را نقد کرده.
(تاریخ خلفا صفحه 105تا 109 .)

موضع امیر مومنان، امام علی (ع) درباره ی ترور عُمر :
بدون شک اگر امام علی (ع) درگیری مسلحانه با دستگاه خلافت را صلاح می دیدند خودشان
از همان آغاز اقدام می کردند. ولی از آنجا که چنین درگیری را
مخالف مصالح اسلام و مسلمین می دانستند دست به شمشیر نبردند.
در برخی منابع آمده که پیامبر (ص) به علی (ع) توصیه کرده بودند که اگر مردم تو را یاری نکردند
صبر و شکیبایی در پیش بگیر. لذا ایشان صبر کردند ... :
نمی دانی که صبر من، غلاف ذوالفقار آمد ؟! (مولوی)
 
ایشان که در آغاز، از بیعت با ابوبکر امتناع کرده بودند، به خاطر پرهیز از جنگ داخلی و نیز خطر
ارتداد تازه مسلمان ها و همچنین خطرحمله رومیان به قلمرو اسلامی، با ابوبکر بیعت کردند.
بعد با عمر و سپس با عثمان برای  حفظ مصالح اسلام و حفظ وحدت بیعت کردند.
بیعت ایشان از ترس و احساس ضعف نبود زیرا ایشان شجاع ترین مرد عرب بودند و از هیچ فداکاری برای
اسلام دریغ نمی کردند. بدین ترتیب امیرالمومنین (ع) 25 سال بخاطر حفظ اسلام خون جگر خوردند و  صبر کردند.

همچنین هیچگاه در منابع تاریخی معتبر قدیم نیامده که امیرمومنان (ع) قتل عمر را تایید کرده باشند.
در این مورد، آثار شیخ کلینی (ره)، شیخ صدوق (ره)، شیخ مفید (ره) و شیخ طوسی (ره) و...
به مراتب معتبرتر از سخنان برخی از متاخران است. (مثلاً بحارالانوار که در اوایل قرن دوازدهم توسط
علامه مجلسی (ره) تالیف شده، از نظر اعتبار هرگز قابل مقایسه با آثار قدمای شیعه (رضوان الله علیهم) نیست.

در تواریخ آمده ابولولو پس از آسیب زدن به عمر، تعدادی از نمازگزاران صف اول را نیز مورد حمله قرار داد
و زخمی کرد که برخی به خاطر جراحات درگذشتند. حال براستی آیا امام علی(ع) راضی بودند
که عمر درمسجد و در حال نماز ترور شود؟ آیا مسجد احترام ندارد؟! آیا امام علی (ع) به زخمی شدن
چند بی گناه راضی بودند؟! آیا امام راضی بودند عمر در نظر آیندگان بجای اینکه مورد نقد و شماتت قرار گیرد
برعکس به عنوان "خلیفه ی شهید" و "شهید محراب" مورد احترام و تقدیس قرار گیرد؟!
لذا بی تردید امام علی (ع) به قتل عمر در نماز جماعت و در مسجد النبی (ص) راضی نبوده اند
و عملکرد ابولولو به هیچ وجه قابل دفاع نیست.

بنابراین با اینکه عملکرد عمر بن خطاب درباره اهل بیت (ع) را کاملاً  مردود و تا ابد مورد نقد است،
در عین حال ترور او نیز کاملا اشتباه بوده است. کاملا روشن است که  امیرمومنان (ع) نیز به این قتل
آن هم در مسجد و در حال نماز راضی نبودند. همانطور که بعدها به قتل عثمان نیز رضایت ندادند
و همه ی این امور بدون اطلاع ایشان انجام شده است.

برخی معتقدند اینها همه توطئه ی مخالفان علی (ع) بود که می خواستند آن حضرت را
همدستِ قاتلانِ خلفا معرفی کنند. چنانکه معاویه ایشان را به همکاری با قاتلان عثمان متهم می کرد.
(نهج البلاغه نامه ی 28)
و عجیب آنست که برخی از  شیعیان امام علی (ع) امروز همان حرفی را می زنند که معاویه
و داستان پردازان دربارِ او در آن زمان می گفتند!
حضرت امیر (ع) بارها و بارها خود را از اتهامات معاویه تبرئه فرموده اند.
در نهج البلاغه مکرراً تاکیدات آن حضرت را بر اینکه در قتل عثمان دستی نداشته اند مشاهده می کنیم.

کشتن عمر اوضاع را بدتر کرد
نتیجه ی کار ابولولو چنان شد که عثمان به جای عمر نشست.
کاش عمر زنده می ماند تا امور به دست عثمان نیفتد و آنهمه ریخت و پاش در دستگاه حکومت
راه پیدا نمی کرد و بنی امیه آنقدر قدرت نمی یافتند. عمربن خطاب با اینکه بشدت مورد انتقاد است
اما در مقایسه با عثمان، بیشتر به سنت پیامبر اعظم (ص) پایبند بود و مرگ او زمینه ساز
تسلط کامل بنی امیه و از بین رفتن بسیاری از سنتهای پیامبر اعظم (ص) شد.
در واقع این عثمان بود که به بنی امیه (مروان و معاویه و ...) پر و بال داد و شرایط را برای آنها فراهم کرد
و بعدا خود نیز قربانی این اشتباه شد ...
(عثمان از طایفه ی  بنی امیه بود، لذا به خاطر فامیلی به آنان منصب های حکومتی بسیار داد.)

مرگ ابولولو :
در کتب تاریخی آمده: ابولولو پس از مجروح کردن عمر و تعدادی دیگر از نمازگزاران پا به فرار گذاشت
اما نتوانست از مسجد بیرون برود و در همانجا مردم او را دستگیر کردند و او که خود را گرفتار دید،
با همان خنجری که عمر را با آن زده بود خود را کشت.

اما درباره ی قبر او، طبیعی است  که جنازه اش را در همان مدینه دفن کرده اند.
زیرا به هرحال او نتوانست بگریزد، حتی نتوانست از مسجد بیرون رود بلکه همانجا خودکشی کرد.
چه رسد به اینکه پایش به ایران و کاشان رسیده باشد!
بنابرین اینکه برخی از عوام می گویند: ابولولو فرار کرد و نزد حضرت امیر (ع) آمد و از ایشان پناه خواست
و ایشان فرمودند: "من تو را با طیّ الارض به کاشان می برم که مردمانش شیعه هستند"،
کاملاً بی پایه است زیرا مردم کاشان در آن زمان شیعه نبوده اند!
مردم کاشان به تبعیت و بعد از مردم قم شیعه شدند و چون رواج تشیع در قم بین سالهای
80 تا 115هجری آغاز شده بنابراین در سال مرگ عمر (سال 23 هجری) خبری از تشیع در کاشان یا قم نبوده
بلکه تشیع در آن زمان در میان عده ای از صحابه در مدینة النبی (ص) منحصر بود.
(رسول جعفریان ، تاریخ تشیع در ایران ص 173)

در یک کلام نمیتوان داستانهای عامیانه مربوط به ابولولو، که با عموم تواریخ شیعه و سنی تعارض دارند را باور کرد.
(درباره خودکشی ابولولو نیز به منابعی که در فوق ذکر شد مراجعه فرمایید.
استاد رسول جعفریان معتقد است قصه های عوامانه زیادی در قرن 6 و 7 در میان شیعیان درباره ابولولو رواج یافته که فاقد مستندات
تاریخی و علمی است. وی با اینکه از اشتباهات عمر دفاع نمی کند با این حال دفاع از ابولولو را نیز ناروا می داند - تاریخ خلفا ص 110 )


بهترین دفاع از تشیع چیست؟
بهترین دفاع از تشیع اینست که حقایق صحیح و معقول را بدون کم و کاست و بر اساس منابع معتبر
و استدلال به مردم معرفی کنیم که اگر چنین کنیم بسیاری از اهل سنت نیز به تشیع علاقمند می شوند.
می توانیم بسیار مودبانه و مستند انتقادهای خود از خلفاء را به اهل سنت بگوییم و آرام و منطقی
به گفتگو بنشینیم. اما تظاهر به ناسزاگویی در شأن پیروان علی (ع) نیست.

امامان معصوم (ع) در روایات خود ما را فراوان به مدارا و برخورد نیکو (مجامله) با اهل سنت فرا خوانده اند:

المحاسن للبرقی ج 1 وصایا أهل بیته (ع ) ص 18
الکافی ج 8 (کِتَابُ الرَّوْضَةِ ) ص 2 تا 14
تفسیر العیاشی ج 1 ص 373
بحارالأنوار ج 71 ص 217 باب 14 و ج 75 ص 215 باب 3 همچنین ج 27 ص 239 و ج 71 ص217
مجلسی (ره) در بحارالانوار، فقط در باب التقیة و المداراة 109 روایت درباره تقیه و مدارا نقل کرده
بحارالانوار ج ‏72 باب التقیة و المداراة
حاجی نوری (ره) در مستدرک الوسائل ج 12ص 306 باب وجوب کفّ اللسان عن المخالفین‏.


در یک کلام
تشیع حقیقی همان اسلام حقیقی است به شرطی که آن را با خرافات عوام الناس آلوده نکنیم.
باید پیرو تشیع امام صادق (ع) که امام عقلانیت و اعتدال و منادی وحدت است باشیم.
تشیع معصومین (ع) : همان مکتبی است که پیامبر اعظم (ص) در روز غدیر خم مردم را به آن فرا خواندند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین.

بهنام فرزاد , rahnemaay
بهنام فرزاد - 10:44 1390/11/25
12
فتوای آیت الله وحید خراسانی در مورد رفتار و گفتار با برادران و خواهران اهل سنت

بسمه تعالی
ما جمعی هستیم ساکن در محلی که اهل سنت زندگی می کنند
و آنها ما را کافر می دانند و می گویند شیعه کافر است
در اینصورت آیا ما هم می توانیم با آنها معامله به مثل کنیم و همانطوری که آنها ما را کافر می دانند، ما هم با آنها معامله کفار کنیم. مستدعی است وظیفه شرعی ما را در مقابل این حملات بیان کنید.
امضاء: جمعی از مؤمنین

جواب آیت الله وحید خراسانی:
بسم الله الرحمن الرحیم

هر کس شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت خاتم انبیاء
صلی الله علیه و آله و سلم بدهد مسلمان است،
و جان و عرض و مال او مانند جان و عرض و مال کسی که پیرو مذهب جعفری است محترم است.

و وظیفه شرعی شما آن است که با گوینده  ی شهادتین هر چند شما را کافر بداند،
به حسن معاشرت رفتار کنید، و اگر آنها به ناحق با شما رفتار کردند
شما از صراط مستقیم حق و عدل منحرف نشوید،
اگر کسی از آنها مریض شد به عیادت او بروید،
و اگر از دنیا رفت به تشییع جنازه او حاضر شوید،
و اگر حاجتی به شما داشت حاجت او را برآورید،

و به حکم خدا تسلیم باشید که فرمود:
«و لایجرمنکم شنأن قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی»
(
مبادا دشمنی قومی با شما (ولو دشمنی دینی) سبب گردد که از حق و عدالت‏ منحرف شوید.
به هر حال ، عدالت کنید که عدالت به تقوا نزدیکتر است)
و به فرمان خداوند متعال عمل کنید که فرمود:
«و لا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مؤمنا»
(به کسی که به شما سلام می گوید، نگوئید که مومن نیستی)
و السلام علیکم و رحمه الله

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=25383
تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
11
 وحدت از دیدگاه امام خامنه ای




اگر شما دیدین کسانی وحدت ملی مارو به بهانه ی مذهب این سنیه این شیعه است بخوان بهم بزنند  اون کسی که ندای تفرقه ی بین شیعه و سنی رو سر میدهد  چه شیعه باشه چه سنی مزدور دشمنه چه بدانه چه ندانه .

 رهبر عزیز انقلاب حضرت آیت الله العظمی الامام سید علی خامنه ای


 مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در روز عید سعید غدیر خم در سال 1388 سخنان مهم و راهگشایی پیرامون وحدت ایراد فرمودند كه بخش هایی از آن  خدمت دوستان عزیز ارائه می گردد:

دعوت ما از همه‌ى مسلمانان عالم این است که این حقائق را مورد تأمل قرار بدهند. ما در عالم وحدت امت اسلامى هیچ اصرارى نداریم که یک فرقه عقائد یک فرقه‌ى دیگر را حتماً قبول کنند؛ نه، وحدت به معناى این نیست. وحدت به معناى این است که با عقائد مختلف، شعب مختلف، مشترکات را بگیرند، موارد محل اختلاف را وسیله‌ى برادرکشى و جنگ و دشمنى قرار ندهند؛ مسئله‌ى وحدت این است.


 اما به عنوان بیان حقیقت و طلب حقیقت، این یک درخواست منطقى است از همه‌ى مسلمانان:

بروند تحقیق کنند، ملاحظه کنند، آنچه را که محققین شیعه نوشتند، علماى بزرگ شیعه در زمان خود ما جمع کردند، نوشتند، تحقیق کردند، در دنیاى اسلام آنها را عرضه کردند، نوشته‌ى آنها مورد تقدیر علماى اسلام، روشنفکران اسلام، برجستگان اسلام قرار گرفته است، اینها را ملاحظه کنند؛ خودشان را محصور نکنند، محروم نکنند. کتابهاى مرحوم سید شرف‌الدین عاملى (رضوان اللَّه علیه)، کتاب شریف الغدیر تألیف علامه‌ى امینى، اینها حقایقى است که جمع شده است. مسئله‌ى غدیر یک مسئله‌ى مسلّم تاریخى است. در ده‌ها کتاب، مرحوم امینى ده‌ها طریق از طرق اهل سنت را نقل میکند که ماجراى غدیر را به همین شکل که ما نقل میکنیم، نقل کرده‌اند. این چیزى نیست که فقط در کتابهاى ما باشد. حالا در معناى مولا، بعضى ممکن است خدشه کنند، بعضى خدشه هم نمیکنند. ماجرا یک ماجراى حقیقى، واقعى و بیان معیار است؛ مشخص است که امیرالمؤمنین على بن ابى‌طالب (علیه آلاف التّحیّة و السّلام) یک قله‌ى مرتفع است؛ هم براى حاکم اسلامى و حکومت اسلامى، هم براى هر فرد مسلمان....


حادثه‌ى غدیر به نگاه مرحوم علامه‌ى امینى (رضوان اللَّه تعالى علیه) صاحب کتاب الغدیر و بعد در نگاه مرحوم شهید مطهرى (رضوان اللَّه علیه) وسیله‌ى وحدت امت اسلامى است. گمان نکنند بعضى که حادثه‌ى غدیر مایه‌ى اختلاف است؛ نه. امروز ببینید که بیش از همیشه - در گذشته هم بوده است - شیعه را متهم میکنند. ببینند مسئله‌ى تشیع برآمده‌ى از یک اعتقاد صحیحِ سالمِ خالصِ نسبت به وحى الهى است - این است معناى تشیع - اعتقاد به ارزشهاست، اعتقاد به معیارهاست، ملاک قرار دادن معیارهائى است که قرآن آنها را ملاک قرار داده است.

حالا یک مشت یاوه‌گوى هرزه‌گو در گوشه و کنار دنیاى اسلام شیعه را متهم کنند به آن چیزى که شیعه فرسنگها از آنها دور است؛ مسئله‌ى ساختگى بودن و جعلى بودن و بعداً به وجود آمدن و سیاسى بودن و این حرفها را پیش بیاورند! نه، مسئله‌ى غدیر خط بطلان میکشد بر همه‌ى اینها.


 چه سودى می برند آن کسانى که سعى میکنند این جمعیت و این جریان عظیم اسلامى را از محدوده‌ى اسلام بیرون نشان بدهند، که سیاستها امروز دنبال آنهایند.

 امروز سیاستها همین را ترویج میکنند؛ چرا؟

چون شیعه به برکت روح ولایت توانسته است کارى را بکند که همه‌ى مسلمانان آرزوى آن را داشته‌اند. همه‌ى مسلمانان خیرخواه و دلسوز و علاقه‌مند آرزو میکردند که یک روزى اسلام با همان تمامیت و حقانیت بر کرسى قدرت بنشیند.

  روشنفکران مسلمان در این یکى دو قرن اخیر در حسرت چنین روزى زندگى کردند و در حسرت او از دنیا رفتند. امروز این را شیعه به وجود آورده است؛ این حاکمیت اسلامى را، این عظمت اسلامى را، این عزت اسلامى را. این، به برکت روح ولایت است. دشمن این را مى‌بیند، میخواهد دوْر شیعه را، دوْر اهل ولایت را خالى کند. لذا امروز اتهامات علیه تشیع از همیشه بیشتر است. در طول تاریخ بوده‌اند افراد کج‌فهم و کج‌تابى که علیه شیعه حرف زدند، اتهامات وارد کردند، دروغهائى ساختند؛ اما امروز از همه‌ى آن اتهامات، حجمِ اتهامات بیشتر است و اینها دست سیاستهاست؛ چرا این را نمیفهمند؟


 ما هم باید بفهمیم؛ ما شیعیان هم باید بفهمیم؛ بدانیم سیاست استکبار امروز، جدا کردن شیعه از غیر شیعه است، جدا کردن گروه‌هاى مسلمان از یکدیگر و به جان هم انداختن گروه‌هاى مسلمان است. ما باید کمک نکنیم به این هدف؛ ما بایستى نگذاریم دشمن به این هدف برسد؛

هم ما موظفیم، هم غیر شیعه؛ آن کسانى که شیعه نیستند؛ جمعیتها و مذاهب غیر شیعه در اسلام. همه این را بدانند:

 امروز شیعه است که در ایران اسلامى، این پرچم اقتدار اسلامى و عزت اسلامى را بلند کرده است و بر روى دست گرفته و استکبار احساس عجز میکند؛ این یک واقعیت است؛ این یک واقعیت است. این توطئه‌هائى که در این سى سال علیه نظام جمهورى اسلامى از سوى دشمنان گوناگون - البته در رأس آنها آمریکا و خبیث‌ترین آنها انگلیس - انجام دادند، به خاطر این است که اینها مرعوبند؛ از حرکت اسلامى، از بیدارى اسلامى، از به خود آمدن دنیاى اسلام میترسند؛ میدانند که اگر دنیاى اسلام به خود بیاید، توجه کند، احساس استقلال کند، احساس هویت کند، احساس عزت بکند، این منطقه‌ى حساس دنیا که در اختیار مسلمانان است - که حساس‌ترین مناطق دنیا، همین منطقه‌ى مسلمان‌نشین است - از تحت سیطره‌ى استکبار بیرون خواهد رفت؛ از این میترسند. چون میترسند، توطئه میکنند؛ ابزارهاى گوناگون را به کار میگیرند. امروز سردمداران سیاستهاى استکبارى - آمریکا و صهیونیستها و بقیه‌ى مستکبرین - همه‌ى توان خودشان را به کار گرفته‌اند، بلکه بتوانند ملت ایران را، نظام جمهورى اسلامى را منزوى کنند، بى‌اثر کنند؛ نتوانسته‌اند و به توفیق الهى، به فضل الهى، به حول و قوه‌ى الهى باز هم نخواهند توانست.

مجید    اف        توحید اسلامی , takhat2600
10
نقل قول از : شاهد زمان

نقل قول از : مجید اف توحید اسلامی

سلام استاد.

بنظربنده خارج ازموضوع اتحادشیعه وسنی مهم اینه باید نسبت به حقایق تاریخی دید علمی داشته باشیم .

بعضی وقتها انسانها فکرمی کنند درفلان مسئله شاید برایشان نفعی دارد یا ازپذیرش حق خود داری می کنند یا با ساختن تزهای عامیانه وخرافه گرانه حاشیه امنی برای مبطلات خود می سازنداینطورازتحقیق وجستجو تفکر کردن درباره مسائل حقیقی تفره می روند.

بقول حوزویان چه بسا مشهورات که کذب باشد.

اشکال جامعه اسلامی ابتداازگیرندهاست(درک وفهم بشری)،  بعدا داده های جعلی مشهور که درطی قرنها رواج یافتند. 

 


سلام علیکم

اختلاف ها یا رقابت های علمی بحث دیگری است.

گروه های مسلمان در هر موقعیتی لازم است اتحاد خود را حفظ نمایند. این اتحاد به نفع مسلمانان و بر ضد توطئه های دشمن مشترک می باشد.


موافقم .
شاهد زمان , shaahead
شاهد زمان - 23:48 1390/11/23
9
نقل قول از : مجید اف توحید اسلامی

سلام استاد.

بنظربنده خارج ازموضوع اتحادشیعه وسنی مهم اینه باید نسبت به حقایق تاریخی دید علمی داشته باشیم .

بعضی وقتها انسانها فکرمی کنند درفلان مسئله شاید برایشان نفعی دارد یا ازپذیرش حق خود داری می کنند یا با ساختن تزهای عامیانه وخرافه گرانه حاشیه امنی برای مبطلات خود می سازنداینطورازتحقیق وجستجو تفکر کردن درباره مسائل حقیقی تفره می روند.

بقول حوزویان چه بسا مشهورات که کذب باشد.

اشکال جامعه اسلامی ابتداازگیرندهاست(درک وفهم بشری)،  بعدا داده های جعلی مشهور که درطی قرنها رواج یافتند. 

 


سلام علیکم

اختلاف ها یا رقابت های علمی بحث دیگری است.

گروه های مسلمان در هر موقعیتی لازم است اتحاد خود را حفظ نمایند. این اتحاد به نفع مسلمانان و بر ضد توطئه های دشمن مشترک می باشد.

شاهد زمان , shaahead
شاهد زمان - 23:33 1390/11/23
8
نقل قول از : فریاد

دیدگاه بزرگان دین:

مقام عظمای ولایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

مقام عظمای ولایت

اگه اینا برگان دینند وای به حال این دین


مرجع تقلید شما چه کسی است؟

آیا ایشان با ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی موافق هستند؟

مجید    اف        توحید اسلامی , takhat2600
7

مشاور رهبری: سلفی‌ها را قبول داریم، وهابی‌ها را نه


علی‌اکبر ولایتی، مشاور عالی رهبر انقلاب در امور بین‌الملل در حاشیه نشست خبری مجمع بیداری اسلامی، در پاسخ به این سوال كه سیاست ایران در برابر اقدامات گروه‌های سلفی كه در جریان انقلاب‌های منطقه‌ای بروز می‌كند چیست و آیا اساسا می‌توان این اقدامات را در زمره بیداری اسلامی دانست، مطالبی را بیان داشت.
به گزارش «کردستان امروز» به نقل از خبرگزاری‌های داخلی، او در این رابطه گفت: هر جنبشی ولو با دیدگاه‌های مختلف، اگر ماهیت اسلامی داشته باشد، اما در چارچوب مبانی اصیل اسلام باشد مورد قبول است.
وی با اشاره به حضور برخی از مهمانان در اجلاس بیداری اسلامی در تهران گفت: ما عده‌ای از كسانی را هم كه در مجمع جهانی بیداری اسلامی دعوت كردیم از همین گروه‌های سلفی بودند.
بنابراین آن چیزی كه ما آن را در چارچوب اسلام نمی دانیم «وهابیت»است. ولایتی افزود: این در حالی است كه اكثریت سلفی‌ها اسلام اصیل را قبول دارند و افراط و تفریطی كه وهابی‌ها از خود نشان می‌دهند را قبول ندارند.
وزیر اسبق امور خارجه ایران در پاسخ به این سوال كه برخی از سلفی‌های مصر گروه‌های مخالف را تكفیر كرده‌اند نیز گفت: این از اصول ما است كه هر گروهی، اعم از شیعه یا سنی كه در چارچوب مبانی اصیل اسلامی حركت كنند مورد قبول ما است؛ بنابراین گروه‌هایی كه از مبانی اصیل شیعه و سنی به دورند مورد قبول ما نیستند. به تعبیر دیگر خط قرمز ما «وهابیت» است.

http://www.kurdistantoday.ir/NewsDetail.aspx?itemid=2813

مجید    اف        توحید اسلامی , takhat2600
6

سلام استاد.

بنظربنده خارج ازموضوع اتحادشیعه وسنی مهم اینه باید نسبت به حقایق تاریخی دید علمی داشته باشیم .

بعضی وقتها انسانها فکرمی کنند درفلان مسئله شاید برایشان نفعی دارد یا ازپذیرش حق خود داری می کنند یا با ساختن تزهای عامیانه وخرافه گرانه حاشیه امنی برای مبطلات خود می سازنداینطورازتحقیق وجستجو تفکر کردن درباره مسائل حقیقی تفره می روند.

بقول حوزویان چه بسا مشهورات که کذب باشد.

اشکال جامعه اسلامی ابتداازگیرندهاست(درک وفهم بشری)،  بعدا داده های جعلی مشهور که درطی قرنها رواج یافتند. 

 

فریاد  , nashenas68
فریاد - 18:45 1390/11/21
5
دیدگاه بزرگان دین:

مقام عظمای ولایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

 

مقام عظمای ولایت

اگه اینا برگان دینند وای به حال این دین

تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
4

عواقب ایجاد تفرقه از دیدگاه بزرگان دین:

مقام عظمای ولایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی ای كه در روز چهارشنبه 27/9/87 ایراد شده است فرموده اند:

«ما از گذشته تا كنون می‌دانستیم که پول برخی کتاب‌های سراسر دشنام و تهمت را که علیه شیعیان و اهل تسنن چاپ می‌شود، یک مرکز وابسته به استکبار می‌دهد و آیا این واقعیت خطرناک، هشدار دهنده و بیدار کننده نیست؟

چاپ کتاب‌های دربردارنده تهمت و بدگویی در دنیای تشیع و تسنن، کمک به تحقق اهداف آمریکا و صهیونیزم میکند و همه بدانند که این‌گونه کتاب‌ها، هیچ شیعه‌ای را سنی نمی‌کند و دل هیچ یک از اهل تسنن را جذب عقاید شیعه نخواهد کرد.

اگر کسی تصور می‌کند که با بدگویی و تهمت به اهل تسنن می‌تواند از شیعه دفاع کند بداند که جز برانگیختن آتش دشمنی هیچ نتیجه‌ای نخواهد گرفت و این کار در واقع دفاع از ولایت نیست، بلکه دفاع از آمریکا و صهیونیست‌هاست».

رهبر معظم انقلاب همچنین در پاسخ به استفتائی اعلام کردند: « اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام [عایشه] حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمد(ص) -می شود».

 ایشان در سفر كردستان فرموده اند:

آن مرد شیعى هم که می‌رود به مقدسات اهل سنت اهانت می کند و دشنام می دهد، او هم مزدور دشمن است، ولو نداند که چه می کند.{بیانات حضرت امام خامنه ای در جمع مردم ولایت کردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ -سال 88}

ایشان همچنین فرموده اند:

شما از این طرف مراقب باشید؛ بدانید تحریک عواطف مذهبى برادران اهل سنت کار بسیار خطا و گناه است؛ این را به عنوان یک اصل بپذیرید. یک نقاط اختلافى وجود دارد. تکیه‏ى بر روى این نقاط، شعله‏ ور کردن آتش تعصبات در این نقاط اختلاف، این درست همان چیزى است که امروز سازمان هاى جاسوسى امریکا و اسرائیل دنبالش هستند؛ این همان‏چیزى است که آن ها میخواهند.{بیانات حضرت امام خامنه ای‏ در دیدار با کارگزاران فرهنگى و اجرائى حج‏ }.


 نظر آیت الله مكارم شیرازی:

سؤال 1755: [برخی از ] شیعیان در روز نهم ربیع الأوّل به مناسبت عید الزهراء(علیها السلام)مراسم جشن و سرور بر پا مى كنند. در برخى از این مراسم آنچه از سخنان ركیك، و حتّى خلاف مى دانند، مى گویند; بلكه گاه مردان، خود را به شكل زن در مى آورند! و هنگامى كه به آنان تذكّر داده مى شود، به روایت «رُفِعَ القَلَمْ» استناد جسته، و مى گویند طبق این روایت، اعمال مذكور اشكالى ندارد. آیا این اعمال، جایز و موجب رضاى خدا و اهل بیت عصمت و طهارت است؟ در صورت عدم جواز، توجیه روایت رفع قلم چیست؟

پاسخ:

اوّلا: روایتى با عنوان رفع قلم در آن ایّام مخصوص، در منابع معتبر نداریم.

ثانیاً: بر فرض، چنین چیزى باشد (كه نیست) مخالف كتاب و سنّت است، و چنین روایتى قابل پذیرفتن نیست، و حرام و گناه در هیچ زمانى مجاز نیست. همچنین سخنان ركیك و كارهاى زشت دیگر.

و ثالثاً: تولّى و تبرّى راههاى صحیحى دارد، نه این راههاى خلاف.

 

سؤال 470ـ معمولا در مراسم عیدالزهرا كف زدن، پایكوبى، رقص و حتّى امورى را كه جمیع فقها صریحاً فتوا به حرمت آن داده اند، را مستند به حدیث رفع القلم كه ذیلا به آن اشاره مى شود، جایز مى دانید؟ : «وَ اَمَرْتُ الْكِرامَ الْكاتِبینَ اَنْ یَرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ ثَلاثَةَ اَیّام مِنْ ذلِكَ الْیَوْمِ، وَ لا اَكْتُبُ عَلَیْهِمْ شَیْئَاً مِنْ خَطا یا هُمْ كَرامَةً لَكَ وَ لِوَصِیِّكَ»(1)

آیا این نوع احادیث از نظر سند معتبر است؟ و بر فرض اعتبار معناى حدیث چیست؟

 

پاسخ:

این روایت از نظر سند اعتبارى ندارد; به علاوه مخالف كتاب الله است، و معاذ الله كه ائمّه معصومین(علیهم السلام) اجازه ارتكاب گناه به افراد در این ایّام یا غیر این ایّام داده باشند. و بر فرض اعتبار، معناى حدیث این است كه اگر كسى لغزشى از او سر زد خداوند او را مى بخشد، نه این كه عمداً آلوده گناه شود.{منبع استفتاءات آیة الله مكارم شیرازی ج3}.

 

 نظر آیت الله بهجت(رحمة الله علیه)

* آیة الله محمدتقی بهجت (ره) درباره برگزاری مجالس به مناسبت حضرت زهرا سلام الله علیها (عیدالزهراء ) توصیه می فرمودند كه: به بیان فضایل اهل بیت (ع)  بویژه حضرت زهرا (س) و بیان حدیث ثقلین پرداخته شود. به فرموده ایشان شیوه مرحوم آیت الله بروجردی رحمه الله نیز همین بوده است ؛ یعنی بیان مشترکات میان شیعه و اهل تسنن و ترک مطاعن و مثالب یا لعن و سب آشکار .

 

* ایشان همچنین درباره برخی از رفتارها به نام عیدالزهرا فرمودند : " چه بسا ... این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در اینصورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود. "

 

* آیت الله بهجت بر ضرورت دقت شیعیان در گفتار و رفتار تاكید بسیاری داشتند كه مبادا موجب تحریك اهل سنت شود و بسیار بر تقیه عملی و قولی تاکید می كردند اما تقیه و تزلزل قلبی را حرام می دانستند.{منبع : کتاب "در محضر حضرت آیت الله العظمی بهجت " ، نوشته محمدحسین رخشاد ، ص 138 نکته شماره 198}.

 از این رو اهل بیت(ع) به شیعیان یادآور می شدند كه خداوند از دشنام گفتن - حتی نسبت به بتهای مشركان- نهی فرموده است. خداوند می فرماید: « به معبود كسانى كه غیر خدا را مى‏ خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها(نیز) از روى(ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند »[أنعام/108] بنابراین پرهیز از دشنام یك اصل قرآنی و اسلامی است.

   اهل بیت(ع) نیز بر این اصل تأكید كرده اند از این رو استثنا قایل شدن برای آن در شرایط خاص نیازمند دلیل خاص است.

 در جنگ صفین برخی از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) طرف مقابل را دشنام می دادند كه آن حضرت فرمود:

«بر شما روا نمی دانم كه نفرینگر و دشنامگو باشید، و فحش دهید و اظهار نفرت كنید. ولى اگر كارهاى زشت آنان را بیان مى‏ كردید و مى ‏گفتید كه رفتار و كردارشان چنین و چنان بوده، سخنى درست‏تر گفته و عذرى رساتر آورده بودید»{ نهج البلاغه.چاپ دارالهجره قم. خطبه 206 ص323 و  نصر بن مزاحم، وقعة صفین .چاپ قاهره. ص103 ؛ ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال.چاپ منشورات الرضی، قم. ص 165 ؛ ابن أعثم كوفی،الفتوح .چاپ بیروت. ‏ج2 ص543 }

در اینجا امیرالمؤمنین(ع) در عینِ نهی از دشنامگویی ، یاران خود را به افشاگری درباره عملكردِ دشمن فرا می خواند. بنابراین پرهیز از دشنامگویی به معنای سكوت در مقابل انحرافات نیست بلكه به معنای روشنگریِ مؤدبانه و استدلالی است كه احتمال هدایت مخاطبان را بیشتر می كند و در پیشگاه خداوند و در مقابل افكار عمومی نیز بهتر قابل دفاع است.

   در روایتی دیگر خطاب به شیعیان آمده :« از خدا پروا كنید و با هركس همدم می شوید به نیكویی همنشینی كنید و با همسایگان خوشرفتار باشید و امانت را به صاحبانش برگردانید و مردم را خوك نخوانید. اگر شیعه ما هستید همانگونه كه ما سخن می گوییم سخن بگویید و مانند ما رفتار كنید تا براستی شیعه ی ما باشید » {قاضی نعمان مغربی، دعائم ‏الإسلام.چاپ مصر.  ج1  ص61  و  میرزا حسین نوری ، مستدرك‏ الوسائل.چاپ قم. ج 8   ص311]

 از این روایت دانسته می شود كه در آن روزگار برخی از تندروها، پیروان مذاهب دیگر را با القابی زشت نامگذاری می كردند كه اهل بیت(ع) از این رفتار زشت نهی فرمودند. در زمان ما نیز برخی از افراطی ها از هر دو مذهب القاب زشتی به مخالفان خود می دهند كه بی تردید ناروا و بر خلاف شیوه پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) می باشد.

شاهد زمان , shaahead
شاهد زمان - 10:48 1390/11/20
3
به اسم مذهب و به اسم اسلام مى‏خواهند اسلام را از بین ببرند!


دستهاى ناپاكى كه بین شیعه و سنى در این ممالك اختلاف مى‏ اندازد اینها نه شیعه هستند و نه سنى؛
اینها ایادى استعمار هستند كه مى‏ خواهند ممالك اسلامى را از دست آنها بگیرند؛
ذخایر را از دست آنها بگیرند؛ بازار سیاه درست كنند براى ممالك به اصطلاح مترقى...

آنها كه ملتفت نیستند كه به سر آنها چه مى ‏آید.
از دست برداشتن از قرآن كریم، اتكا نداشتن بر قواعد اسلام، این ضررها پیش مى‏ آید.
تضعیف مى‏ كنند دوَل اسلامى را با ایجاد اختلاف مذهبى؛ تا هم مذهب را ببرند و هم دین را ببرند،
و العیاذ باللَّه.
حضرت امام خمینی (ره) صحیفه امام، ج‏1، ص:
377

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.