| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
178
|
1155
|
91/3/11 (20:48)
|
|
||
|
|
304
|
2169
|
91/3/11 (21:40)
|
|
||
|
|
22
|
81
|
91/3/12 (12:28)
|
|
||
|
|
257
|
297
|
91/3/12 (11:32)
|
|
||
|
|
328
|
560
|
91/3/12 (10:49)
|
|
||
|
|
1892
|
8157
|
91/3/12 (02:33)
|
|
||
|
|
85
|
64
|
91/3/11 (22:35)
|
|
||
|
|
80
|
130
|
91/3/11 (21:16)
|
|
||
|
|
1895
|
7351
|
91/3/11 (20:13)
|
|
||
|
|
52
|
69
|
91/3/11 (20:08)
|
|
||
|
|
608
|
6997
|
91/3/11 (17:55)
|
|
||
|
|
172
|
215
|
91/3/11 (12:50)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
91/3/11 (12:13)
|
|
||
|
|
629
|
4502
|
91/3/10 (19:22)
|
|
||
|
|
1171
|
5633
|
91/3/10 (17:06)
|
|
||
|
|
183
|
508
|
91/3/8 (21:35)
|
|
||
|
|
685
|
2435
|
91/3/6 (15:26)
|
|
||
|
|
311
|
1133
|
91/3/6 (12:05)
|
|
||
|
|
85
|
117
|
91/3/3 (16:31)
|
|
||
|
|
204
|
977
|
91/3/3 (00:36)
|
|
بتول التوم تازهمسلمان ایرلندی:
اسلام محدودیت زمان و مکان ندارد
خبرگزاری رسا ـ بتول التوم، تازهمسلمان ایرلندی گفت: اسلام یگانه
دینی است که سرچشمه حیات است و محدودیت زمانی و مکانی در آن راه ندارد.
به گزارش
خبرگزاری رسا به نقل از آن اسلام، بتول التوم تازه مسلمان
ایرلندی در گفتوگو با برنامه اسلام و زندگی تلویزیون انگلستان گفت: سادگی،
صداقت و قوانین اسلام از جمله دلایل گرویدن غربیها به دین اسلام است و
دین اسلام را می توان سرچشمه حیات دانست.
وی افزود: مشکلات و نا
آرامیهای جهان امروز سبب شده است تا بسیاری از غیرمسلمانان به بررسی نگاه
اسلام به موضوعاتی چون تروریسم، صلح، همزیستی مسالمتآمیز با دیگران
بپردازند. نتایجی که بدست میآورند همیشه برای آنان حیرتانگیز بوده است، و
آن چیزی نبوده جز صلح و آرامش و همزیستی که اسلام مدام به آنها سفارش می
کند.
التوم تصریح کرد: خداوند هرآنکه را که بخواهد به راه خود هدایت
میکند. بنابراین باید همیشه به این موضوع توجه داشت که دیگران را به
سادگی مورد قضاوت قرار ندهیم.
لازم به ذکر است، با وجود تبلیغات
گسترده منفی علیه اسلام در غرب گزارشها حاکی از آن است که تعداد افراد تازه
مسلمان شده رو به افزایش است.
دستهای آلوده وهابیت درماجرای شیعه هراسی در مصر
خبرگزاری رسا ـ سلفی های وهابی در مصر که از سوی عربستان سعودی
حمایت مالی و فکری می شوند،
همزمان با برگزاری نخستین انتخابات ریاست جمهوری پس از سرنگونی مبارک،
جنگ آشکاری را علیه شیعیان این کشور به راه انداخته اند.
روزنامه الوفد مصر در راستای حملاتی که اخیرا در این کشور
برای دامن زدن به شیعه هراسی و تفرقه افکنی بین مذاهب و قومیتهای مختلف به
راه افتاده است، در گزارشی از سینه زنی در نخستین حسینیه شیعیان مصر وابسته
به سالم صباغ خبر داد.
این روزنامه مدعی شد: سالم الصباغ یکی از
رهبران شیعه در مصر است. او کسی است که علی الکورانی را دعوت کرد و این
سینه زنی نشان می دهد که شیعیان در حسینیه های خود که برای به چالش کشیدن
بیانیه الازهر مبنی بر ممنوعیت ایجاد حسینیه ها ایجاد شده، چه می کنند.
الازهر ایجاد حسینیه ها، سینه زنی برای شوراندن مردم علیه سنی ها، درخواست
از علی بن ابی طالب (ع) برای حمایت از آنها در برابر سنی ها و متهم کردن
اهل سنت به تروریسم و قتل و تحریف قرآن، را ممنوع کرده است.
در همین
راستا حمدین صباحی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری مصر، امروز در
بیانیه ای تأکید کرد که از آزادی عقیده و عبادت حمایت می کند، ولی این امر
به معنای موافقتش با آنچه که آنرا گسترش مذهب شیعه در مصر و ایجاد حسینیه
نامید، نمی باشد.
صباحی گفت: شیعیان در مصر فقط می توانند به امکان
مقدس اهل بیت (ع) بروند، البته این اقدام نباید برای ترویج و یا تبلیغ مذهب
شیعه باشد؛ و این امر برای افزایش گردشگی دینی در کنار پایبندی به قوانین
مصر است و نه بیشتر.
از سوی دیگر، دکتر احمد راسم نفیس، فعال شیعه
مصری، گفت: اقدام الازهر هیاهوی سیاسی با هدف از پیش تعیین شده است و هیچ
حسینیه ای در مصر تاسیس نشده است.
راسم افزود: رژیم عربستان سعودی جنگی را ضد شیعه رهبری می کند، و در جلوگیری از شکل گیری حزب التحریر شیعه دخالت دارد.
محمد
غنیم رئیس جریان شیعه مصر نیز در این راستا تأکید کرد: اظهارات احمد الطیب
شیخ الازهر، حلقه ای از زنجیره حمله سازماندهی شده و هدفمند سرویس های
امنیتی برای تخریب شیعه مصر است.
غنیم، با متهم کردن سرویس های
امنیتی به دخالت در حمله ضد شیعه در مصر، اظهار داشت: سرویس های امنیتی با
درز اخبار دیدارهای برخی رهبران شیعه از مصر، هدف از این دیدار ها را
افتتاح حسینیه عنوان می کنند؛ این در حالی است که آنچه حسینیه خوانده می
شود منازل شیعیان است و ارتباطی با حسینیه ندارد.
رِیس جریان شیعه مصر افزود: هیاهوی صورت گرفته صرفا برای ایجاد کینه و بیزاری و تحریک مردم ضد شیعه است.
محمد
غنیم گفت: آن ها می خواهند اینگونه القا کنند که برنامه ای برای گسترش
تشیع و سوء استفاده از نابسامانی امنیتی کشور برای تاسیس حسینیه وجود دارد.
رییس جریان شیعه مصر اظهار داشت: الازهر نوک پیکان حمله هلال سنی به هلال موسوم به شیعه است.
وی
هدف دست های پنهان را در این حمله تغییر رویارویی عربی - اسرائیلی به
رویارویی سنی - شیعی دانست و پیش بینی کرد که حمله به شیعه ، ایران و حزب
الله طی چند روز آینده تشدید شود.
باوجود این جنجال و حملات
تبلیغاتی علیه شیعیان، احمد الطیب شیخ الازهر روز گذشته با مجتبی امانی
کاردار ایران در قاهره دیدار و با استقبال از فتوای مقام معظم رهبری، بر
عمق و استحکام روابط مسلمانان شیعه و سنی تاکید کرد.
مجتبی امانی
کاردار ایران در قاهره در گفتوگو با شبکه خبری العالم اظهار داشت: شیخ
الازهر در این دیدار تاکید کرد که اهل تسنن نیز، شیعیان را تکفیر نمی کنند و
در نماز به امامان شیعه اقتدا می کنند.
امانی افزود: در این دیدار
فتوای حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر حرام بودن
توهین به شخصیت های مورد احترام اهل سنت را به شیخ الازهر ابلاغ کردم.
وی
اظهار داشت: من در این دیدار، فتواهای دیگر رهبر معظم انقلاب را به سمع
شیخ الازهر رساندم و از دیگر فتواهای مقام معظم رهبری مبنی بر حرمت توهین
به شخصیت های مورد احترام اهل سنت و هم چنین انتشار مذهب تشیع در کشورهای
سنی نشین خبر دادم که وی نیز از آنها استقبال کرد.
امانی در خصوص
احداث حسینیه ها در مصر گفت: مساله احداث حسینیه در مصر موضوع ما نیست و
این یک مساله داخلی در این کشور است که در آن هرگز دخالت نمی کنیم.
این
دیدار به دنبال جنجال به راه افتاده اخیر در خصوص فتوای احمد الطیب شیخ
الازهر مصر صورت گرفت که نسبت به ساخت هر نوع عبادتگاه با هر نامی چون
حسینیه شیعیان جز خانه خدا و مسجد مخالفت کرد.
در همین حال طاهر
الهاشمی فعال شیعی مصری در واکنش به این فتوا، در گفت و گو با نشریه
"الرای" بیانیه الازهر در این زمینه را مغایر با آزادی عقیده و حق شهروندی
که شعار انقلاب مصر در میدان التحریر بود، دانست.

|
«مصطفی موسی» نماینده پارلمان مصر با در دست داشتن نمونه ای از این اسباب بازی، اعلام کرد که وارد کنندگان آن، این محصول را به قیمت بسیار ارزان در بازار ریخته اند تا بتوانند تعداد بیشتری از آن را به فروش برسانند. |







به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از خبرگزاری حوزه، اسکندر حسیناف، از فعالان
سیاسی آذربایجان، در نشست بررسی بیداری اسلامی در جمهوری آذربایجان که شب
گذشته در سالن همایشهای مدرسه علمیه معصومیه قم برگزار شد، به بررسی تلاش
صهیونیستها برای دینستیزی در جمهوری آذربایجان و نقش آنها در عرصههای
امنیتی، سیاسی و اقتصادی این کشور پرداخت.
وی با اشاره به فروپاشی
شوروی و استقلال آذربایجان، اظهارداشت: پیش از این فروپاشی، دولتهای
غربی این مسئله را بررسی و فرصتها و آسیبهای موجود در این عرصه را دنبال
میکردند که در این میان، استقلال جمهوری آذربایجان، مهمترین تهدید در
این فروپاشی بود.
اسکندر حسیناف افزود: در آذربایجان، با توجه به
اشتراکات تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی و... با ایران و قدرت و نقش ایران در
منطقه، احتمال الحاق و یا همپیمانی میان این دو کشور وجود داشت که این
مسئله به قدرت ایران، اضافه میکرد؛ بنابراین، همزمان با فروپاشی، موج
مسائل قومیگرایی و ملی گرایی در این کشور به راه افتاد.
این فعال
حزب اسلامی آذربایجان با بیان این که ایران، برای فرهنگسازی، ملتسازی و
حکومتسازی غرب در آذربایجان سد محکمی بود، افزود: غرب برای این کار، با
اشغال قرهباغ و تصرف آن توسط ارامنه، چالشی جدید را برای ایران به وجود
آورد؛ به این معنی که ایران در صورت دخالت، با جبهه جدیدی روبرو میشد و
در صورت سکوت نیز با اعتراض و ملامت مردم این کشور روبرو میشد.
اسکندر
حسیناف افزود: غرب با این سیاست، میخواست چهره خوب ایران را در برابر
مردم آذربایجان، بد جلوه دهند و مسیر را برای فعالیتهای خود باز کند. این
مسئله، به گونهای تأثیرگذار بود که امروزه نیز چالشی اساسی در فعالیتهای
اسلامی در این کشور ایجاد میکند.
این فعال سیاسی آذربایجانی با
بیان این که در طول 20 سال که از استقلال جمهوری آذربایجان میگذرد،
بمباران تبلیغات ضد ایرانی در این کشور انجام میشود، گفت: کمتر روزی است
که درباره ایران، تبلیغات سوء نشود و چهره این کشور را در میان مردم
آذربایجان بد جلوه ندهند.
مدیر موسسه حق یولی، با اشاره به حجم
گسترده فعالیتهای ضد دینی در این کشور، اذعان داشت: از جمله فعالیتهای ضد
دینی، فعالیت 3600 سازمان غیر دولتی (ان جی او) در این کشور است که در
صورت داشتن طرح ضد دینی، مورد حمایت دولت قرار میگیرند و فرهنگ ضد دینی را
در میان مردم عادی جلوه میدهند.
معرفی شهدای بحرینی جنگ ایران و عراق؛
حماسه بحرینی ها در هشت سال دفاع مقدس
خبرگزاری رسا ـ مجاهدت بحرینی ها در هشت سال دفاع مقدس که منجر به
شهادت برخی از آنان شد خاطره ای ماندگار در ذهن ها رقم زد که امروز مردم
غیور و بصیر ایران را به حمایت از بحرین مظلوم فرامی خواند.
به گزارش
خبرگزاری رسا، چند صباحی نگذشته است از روزی که تنی چند از شهیدان فراوطنی،
با دغدغه حفاظت از اسلام و انقلابی که «اسلامی» بود به ایران زمین آمدند و
چون بانگ جنگ برخاست مردانه به میدان رفته و بلندتر از مرزهای کوتاه
جغرافیایی پرواز کردند. در اینجا به اختصار به معرفی تنی چند از این دلاور
مردان بحرینی می پردازیم.
ابوهانی، شهاب شاخ شمیران
نامش
شاکر مهدی عبد الرسول الزهیری بود و کنیه اش ابوهانی! در منطقه سنابس
بحرین می زیست. قلبی پاک و اخلاقی نیکو و شجاعتی مثال زدنی داشت. هنوز
درسهای مدرسه اش به پایان نرسیده بود که دولت بحرین خانواده او را به بهانه
های واهی اخراج نمود و آنان پس از این اقدام به ایران و شهر قم آمدند.
ابوهانی که شیفته معارف الهی بود وارد حوزه علمیه شد و خواندن دروس دینی را
آغاز نمود ولی همچنان شوق و شعفی از شهادت در راه خدا برای کمک به اسلام
را در دلش احساس می کرد.
نهایتا تاب نیاورد و به جبهه های حق علیه
باطل رفت و در نبردی مردانه، در منطقه شاخ شمیران، حوالی حلبچه، توسط تیر
قناصه عراقی ها دست چین شد و به دیار محبوب شتافت. بدن مطهرش که به قم
بازگشت به همراه دیگر شهدا تشییع باشکوهی شد و در گلزار شهدای قم در کنار
سایر شهدا آرام گرفت.
ابواحمد، کربلاییِ کربلای دو
شیخ
خلیفه بن علی الحداد که او را ابواحمد صدا می کردند ساکن منطقه رأس الرمان
در شهر منامه بود. خوش اخلاق بود و خوش مرام و شاید این ویژگی ها در ویژگی
دیگرش که همان تداوم در اقامه نماز شب بود ریشه داشت، چرا که تا رابطه با
معبود اصلاح نشود بعید است که رابطه با خلق سامان یابد. از همین رو بود که
در انجام امور برادران دینی خود سر از پا نمی شناخت و خود را وقف آنان کرده
بود. شاید این حدیث را آویزه گوش کرده بود که: «نزدیک ترین مردم به خداوند
در روز قیامت، نافع ترین آنان برای مردم است»
روحیه عدالتخواهانه
داشت و شجاعتی وافر و نسبت به ظلم ظالمان بی تفاوت نبود. به جرم نوشتن شعار
علیه حکام سنگدل بحرین، دستگیر و به مدت شش ماه زندانی شد!
از
هنرستان که فارغ التحصیل شد برای دوره ای آموزشی به سنگاپور نیز اعزام
گردید اما او که مشتاق فهم بیش تر دین و تبلیغ آن بود به حوزه علمیه قم
آمد. آن قدر کتاب می خواند و در دروس حوزه نیز پرتلاش بود که مثال زدنی شده
بود. چندین مقاله هم در مجله ای که طلبه های بحرینی منتشر می کردند نوشته
بود.
عملیات کربلای دو مصادف با 26 ذی الحجه 1406 انجام شد. او و
برادرش شیخ موسی بابور که هر دو در ظل تعالیم دینی و نان حلال پدر تربیت
شده بودند، مشتاقانه به جبهه ها رفته بودند و در آن عملیات، از خود جان
فشانی هایی ماندگار به یادگار گذاشتند. یکی از رزمندگان می گوید که دیدم او
خود را بر روی مین انداخت تا مسیر بسته را برای رزمندگان باز کند و
اینچنین شهادت را با اشتیاق به آغوش کشید و به آرزویی که از دیرباز در دل
داشت، رسید. بدن مطهرش سالها مفقود بود و نهایتاً باقیمانده آن در کنار
برادر گرامی اش در گلزار قم مدفون گردید.
حسن علی، ققنوس قافلة شهیدان
حسن
علی محمد پهلوان بچه منامه بود. به فقرا خیلی توجه می کرد و آدمی شجاع و
با اراده بود خصوصا در دفاع از حق، هرگز سستی نمی کرد. برادران دینی اش را
نصیحت می کرد و به آنان مهربانی می نمود. روحیه ای پرنشاط و انقلابی داشت.
به جبهه های مقابله جهان با انقلاب اسلامی ایران شتافت. او و دوستانش که
عربی را به خوبی می دانستند برای یک عملیات نظامی در نزدیکی یکی از مقرهای
دشمن عراقی به آن جا نفود کرده بودند. چندین بمب ساعتی را کار گذاشتند ولی
متاسفانه قبل از فاصله گرفتن آنها، بمب ها منفجر شد و این عزیزان نیز به
خیل شهدای گرانقدر اسلام پیوستند. آل خلیفه، حاکمان مستبد بحرین، در انتقام
از این شهید دلاور، تمام خانواده او را از بحرین اخراج کردند!
الستری، شورآفرین شلمچه
محمد
ضیاء الستری از اهالی شبه جزیره ستره بود. در میان دوستانش به تواضع و
تقوی شهره بود. نزدیکانش می دانستند که نماز شب اش ترک نمی شود. بعد از
نماز صبح، تا طلوع آفتاب ذکر می گفت و پس از سجده شکر از سر سجاده برمی
خاست. چنان پرتلاش و مشتاق درس بود که وقتی به جبهه می رفت برای آن که عقب
نماند به دوست اش می سپرد تا دروس را روی نوارهای کاست ضبط کنند تا او پس
از بازگشت آن ها را گوش دهد.
دوستانش می گویند که به جزئیات خیلی
توجه داشت. آدمهای مؤمن وجه ممیزه شان همین است. یکی از دوستانش می گوید یک
روز که مشغول خوردن صبحانه بودیم متوجه شد که چند سنگ از نانوایی سنگگی بر
پشت نان چسبیده، آن ها را جدا کرد. ما خواستیم آن ها را دور بیاندازیم ولی
ایشان نگذاشت و گفت: این ها مال آن نانوایی است و باید به آن جا برگردد.
خودش آن چند عدد سنگ ریز را به نانوایی برد!
یکی از نزدیکانش نقل
کرده که روزی از جبهه برگشت ولی همچنان عزم و شوق بازگشت داشت. آن ایام،
عراقی ها قم را هم بمباران می کردند. روزی که قرار بود او مجددا به جبهه
بازگردد بمباران انجام شد و انفجارهایی مهیب در قم رخ داد. او خواب بود و
در اثر این انفجارها از خواب پرید! وقتی از خواب پرید از شدت شوق رفتن به
جبهه و ترس از این که مانعی در آن ایجاد شود گفت: خدا کند راه آهن را نزده
باشند!
هنوز دو ماه از شهادت دو برادر قهرمان، شیخ موسی بابور و شیخ
خلیفه حداد نگذشته بود که روح این فرشته آسمانی در حین عملیات بزرگ کربلای
پنج در منطقه شلمچه به پرواز در آمد.
ابوحسن، سربه دار سردشت
اسماعیل
بن عباس بن حسن الجعفری یا همان ابوحسن، متولد شهر محرق بود. متاهل بود و
فرزندی به نام حسن از او باقی مانده است. خانواده اش مؤمن و پایبند به
دستورات خداوند بودند و حب شدیدی به اهل بیت پیامبر(ص) داشتند. بر اساس
همین تربیت، او فردی شجاع و خوش اخلاق و مؤمن گشته بود. پدر او از مداحان
معروف بحرین بود که همه فرزندانش را به خوبی تربیت نموده بود و هم او،
روحیه کمک به مردم و فقرا را در دل فرزندانش کاشته بود.
حکام ظالم
بحرین از هیچ محرومیت و ظلمی بر مردم دریغ نداشتند فلذا اعتراضات این شهید
عزیز که نمی توانست آن جنایات را ببیند به دستگیری او توسط عمال آل خلیفه
منجر شد. در مدت هجده روز اسارت، انواع شکنجه های روحی و بدنی بر او وارد
آمد. قسمتهایی از بدنش سوزانده شد و این آثار تا سالها بر بدن او باقی بود
تا نشانه ای بر ظلم حکام بحرین باشد!
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
در ایران، روح امید در ملل مستضعف منطقه دمید و سرنگونی دیکتاتورها به امری
شدنی بدل گردید. از همین رو و برای جلوگیری از آثار این بیداری اسلامی،
حکومتها دست به سرکوب شدید مردم زدند. حکومت بحرین نیز هر کسی را که اندکی
همدلی با این انقلاب می کرد را دستگیر کرده و یا تبعید می نمودند.
هزاران
نفر در آن ایام به زندان افتادند و دهها نفر شکنجه و کشته شدند. به خانه
های مردم هجوم می بردند و هر کس در خانه اش عکس امام خمینی را داشت مورد
اذیت و آزار و شکنجه قرار می گرفت! خانواده او نیز به همین جرم، پس از آزار
فراوان به ایران تبعید شدند و خانه و کاشانه شان در بحرین توسط حکومت غصب
شد!
در فضای ایمانی و انقلابی قم، شور جهاد نیز در او دمیده شد و
تصمیم گرفت که با رزمندگان اسلام همراه گردد و در کنار آنان با دشمنان
اسلام بجنگد لذا بارها به جبهه رفت. آخرین باری که این شهید عزیز از جبهه
بازگشت، نورانیتی یافته بود که از چهره اش هویدا بود. بر گرفتن روزه های
واجبی که در جبهه از او قضا شده بود اصرار داشت در حالی که خانواده او
اصرار می کردند که آن ها را بعدا خواهی گرفت ولی او می خواست زودتر آن ها
را ادا کند.
شوق شهادت در او روزافزون بود. یکی از دوستانش می گوید
روزی در مراسم تشییع تعدادی از شهدا به من گفت: روزی می رسد که من را نیز
در میان این جنازه ها خواهی دید! این بار که به جبهه رفت، وداعی متفاوت از
همیشه با دوستان و خانواده اش کرد و رفت!
رزمندگان اسلام و از
جمله این شهید عزیز در منطقه سردشت، کشیک می دادند که با هجوم سنگین دشمنان
مواجه شدند. آنان با شجاعت تمام به مقابله پرداختند و مواضع خود را حفظ
نمودند و تعدادی از دشمنان را به هلاکت رساندند. در اثناء درگیری، تیری به
قلب او خورد و خون مطهرش را به زمین ریخت. او همچون دوستانش در قم تشییع
باشکوهی شد و در گلزار شهدا آرام گرفت.
ابوعیسی، ساقی کربلای پنج
شیخ
ابراهیم بن حسن بن محمد علی المادح که کنیه اش ابوعیسی بود متولد منطقه
جدحفص بحرین بود. در زمان وقوع انقلاب چهارده ساله بود. از کودکی به آداب
شریعت ملتزم بود و مستحبات و نماز شب را نیز به جا می آورد. در کمک به
دوستان و محرومان نیز پیش قدم بود. بعد از پایان دبیرستان به حوزه علمیه قم
آمد و دروس دینی را آغاز نمود. در دروس سخت کوش بود و در ایام تحصیل، برخی
سخنرانی ها را نیز در قم انجام داد.
پنج روز از شهادت محمدضیاء
نگذشته بود که او نیز در مرحله جدید عملیات کربلای پنج به فوز شهادت نائل
شد. دوستانش می گویند که او در خط مقدم و با وجود گلوله باران سنگین، با
شجاعتی مثال زدنی، به این طرف و آن طرف می رفت و به رزمنده ها، آب و مهمات
می رساند. در یکی از دفعات در حالی که آب توزیع می کرد، تیر قناصه دشمن به
دست راستش که آب را با آن حمل می کرد اصابت کرد. از او آب خواستند.
در
همان حین گلوله دیگری آمد به سر مبارک او اصابت کرد و آبی که در دستش بود
را با خون سر و دست او آغشته نمود و همچون مولایش اباالفضل العباس«ع» به
شهادت رساند و از دست آن حضرت سیراب نمود. بدن مطهرش را در گلزار شهدای قم
دفن نمودند.
ابوالشهید، شهید تنگة مرصاد
محمد
جعفر عبد المحسن السرو چنان عاشق شهادت بود که کنیه خود را ابوشهید انتخاب
کرده بود. متولد منطقه دراز بود و در حالی که فقط 17 سال داشت به لقاء
الهی رسید. او نیز به همراه شهید محمد العاشور در عملیات مرصاد به شهادت
رسید و با خون خود نمادی شد از کینه دیرینه منافقین کوردل به مسلمانانی که
گرچه ایرانی بودند اما چون اسلام را به عنوان وطن خود انتخاب نکرده بودند
در مقابل هم وطنان جغرافیایی خود نیز ایستادند و هموطنان ایمانی شان را نیز
به شهادت رساندند.
ابوجعفر، جاری قتلگاه شلمچه
شیخ
محمد العالی، معروف به ابوجعفر در منطقه عالی بحرین به دنیا آمد. از کودکی
به آموختن آموزه های دینی پرداخت و از همین رو به عنوان مدرس قرآن و
شریعت، در مساجد منطقه خود مشغول بود. او چند سال در حوزه علمیه نجف به
تحصیل علوم دینی پرداخت و سپس برای تکمیل دروس حوزوی به قم سفر نمود. اما
نتوانست از جبهه ها دور بماند و با شوق به سوی آن شتافت و در عملیات کربلای
پنج در منطقه عمومی شلمچه به وداع حق رسید و علوم خود را به کمال تحقق
رساند تا نمونه ای از عالمان اهل عمل باشد.
ابورضا، فریادگر قلة حاج عمران
شیخ
موسی بن جعفر بن عبدالله ابن محمد البابور که به ابورضا مشهور بود در
الدیر که اطراف محرق قرار دارد متولد شد و در حالی که بیش تر از 24 سال
نداشت به شهادت نائل گردید. پدر و مادرش از محبت و احترام فراوان آن ها به
او یاد می کنند و دوستانش از تقوا و شجاعتش!
بعد از اتمام دروس
دبیرستان در منطقه محرق از آن جا که در رشته فیزیک دانشگاه ریاض پذیرفته شد
به آن جا رفت و لیسانس خود را از آن جا اخذ نمود. بعد از آن بود که برای
یادگیری علوم دینی به قم آمد و با آن هوش سرشاری که داشت به عنوان طلبه ای
موفق شناخته شد و توانست در عرض سه سال مرحله سطح یک را به پایان برساند.
او هم زمان به تدریس و فعالیت های مختلف فرهنگی نیز مشغول بود.
شوق
به لقاء الله آرامش را از او گرفته بود و از همین رو به سوی جبهه روان شد و
در عملیات کربلای دو که در منطقه ارتفاعات حاج عمران انجام شد، شرکت کرد.
در کم تر از دو ساعت، رزمندگان به اهداف عملیات دست یافتند در حالی که
انتظار می رفت حداقل پنج ساعت به طول بیانجامد. او که در خط مقدم جبهه بود
با گلوله دشمن که بر قلب مطهرش فرود آمد به شهادت رسید. گفته شده که در
آخرین لحظات عمرش، سه بار با صدای بلند فریاد «الله اکبر» سر داد و به دیار
معبود شتافت.
او و دهها شهید دیگر شهر، در چهارم محرم سال 1407
قمری در تشییعی بزرگ و ماندگار در شهر تهران تشییع شدند و فردای آن روز به
همراه 84 شهید شهر قم، بر دستان مردم تشییع و در گلزار شهدا به خاک سپرده
شدند.
او و دوستانش که عربی را به خوبی می دانستند برای یک عملیات
نظامی در نزدیکی یکی از مقرهای دشمن عراقی به آن جا نفود کرده بودند. چندین
بمب ساعتی را کار گذاشتند ولی متاسفانه قبل از فاصله گرفتن آنها، بمب ها
منفجر شد و این عزیزان نیز به خیل شهدای گرانقدر اسلام پیوستند. آل خلیفه،
حاکمان مستبد بحرین، در انتقام از این شهید دلاور، تمام خانواده او را از
بحرین اخراج کردند!
یک روز که مشغول خوردن صبحانه بودیم متوجه شد که
چند سنگ از نانوایی سنگگی بر پشت نان چسبیده، آن ها را جدا کرد. ما
خواستیم آن ها را دور بیاندازیم ولی ایشان نگذاشت و گفت: این ها مال آن
نانوایی است و باید به آن جا برگردد. خودش آن چند عدد سنگ ریز را به
نانوایی برد!
در یکی از دفعات در حالی که آب توزیع می کرد، تیر
قناصه دشمن به دست راستش که آب را با آن حمل می کرد اصابت کرد. از او آب
خواستند. در همان حین گلوله دیگری آمد به سر مبارک او اصابت کرد و آبی که
در دستش بود را با خون سر و دست او آغشته نمود و همچون مولایش اباالفضل
العباس«ع» به شهادت رساند و از دست آن حضرت سیراب نمود.
او که در خط
مقدم جبهه بود با گلوله دشمن که بر قلب مطهرش فرود آمد به شهادت رسید.
گفته شده که در آخرین لحظات عمرش، سه بار با صدای بلند فریاد «الله اکبر»
سر داد و به دیار معبود شتافت.
او و دوستانش که عربی را به خوبی می
دانستند برای یک عملیات نظامی در نزدیکی یکی از مقرهای دشمن عراقی به آن جا
نفود کرده بودند. چندین بمب ساعتی را کار گذاشتند ولی متاسفانه قبل از
فاصله گرفتن آنها، بمب ها منفجر شد و این عزیزان نیز به خیل شهدای گرانقدر
اسلام پیوستند. آل خلیفه، حاکمان مستبد بحرین، در انتقام از این شهید
دلاور، تمام خانواده او را از بحرین اخراج کردند!
یک روز که مشغول
خوردن صبحانه بودیم متوجه شد که چند سنگ از نانوایی سنگگی بر پشت نان
چسبیده، آن ها را جدا کرد. ما خواستیم آن ها را دور بیاندازیم ولی ایشان
نگذاشت و گفت: این ها مال آن نانوایی است و باید به آن جا برگردد. خودش آن
چند عدد سنگ ریز را به نانوایی برد!
در یکی از دفعات در حالی که آب
توزیع می کرد، تیر قناصه دشمن به دست راستش که آب را با آن حمل می کرد
اصابت کرد. از او آب خواستند. در همان حین گلوله دیگری آمد به سر مبارک او
اصابت کرد و آبی که در دستش بود را با خون سر و دست او آغشته نمود و همچون
مولایش اباالفضل العباس«ع» به شهادت رساند و از دست آن حضرت سیراب نمود.
او
که در خط مقدم جبهه بود با گلوله دشمن که بر قلب مطهرش فرود آمد به شهادت
رسید. گفته شده که در آخرین لحظات عمرش، سه بار با صدای بلند فریاد «الله
اکبر» سر داد و به دیار معبود شتافت.
آخرین شهدای بحرین
شیخ
محمد نعمة حسن العاشور که به ابوجاسم نیز شناخته می شد متولد ستره بحرین
بود. شجاع بود و در عین حال روحی لطیف داشت. در روزهای پایانی جنگ هشت ساله
و ناکامی دشمنان در تحقق اهداف شان که همانا شکست انقلاب اسلامی بود،
منافقین کوردل با حمایت استکبار و با استفاده از امکانات ارتش عراق به
ایران حمله کردند. در این عملیات برخی طلاب بحرینی نیز شرکت جستند و به فوز
شهادت نائل شدند.
شهید محمد العاشور و محمد السرو از جمله آن ها بودند که آخرین شهدای بحرین در این جنگ محسوب می شدند.

|
گفتن اینکه یزید و شمر وعمر سعد و مانند اینها در بهشتند آنهم از سوی برخی مدعیان شاگردی بزرگان علماء و مفسرین قم، از بالاترین مصادیق بدعت بلکه کفر و آب به آسیاب دشمن ریختن است ... |

به گزارش ادیان نیوز، در
پی برخی انتشار اظهار نظرهای اخیر آیت الله صمدی آملی توسط پایگاه خبری
شیعه آنلاین در مورد تبرئه یزید، شمر، عمر سعد و امثال ایشان،
حضرت آیت
الله سید «محمدباقر شیرازی» از علمای سرشناس مشهد مقدس و فرزند مرجع
عالیقدر مرحوم حضرت آیت الله سید «عبدالله شیرازی»، که همواره در دفاع از
حریم ولایت و شبهات وارده از سوی مغرضان آگاه و کج فهمان بعضا ناآگاه، گوی
سبقت را از دیگران ربوده اند، در بیانیه ای که دفتر ایشان آن را منتشر کرد،
نسبت به چنین اظهاراتی به شدت واکنش نشان دادند.
متن کامل بیانیه
حضرت آیت الله سید «محمدباقر شیرازی» که همزمان با سالروز شهادت صدیقه
شهیده حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها صادر گردیده بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: فاطمه بضعه منی من آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذا الله
کما
قال (سلام الله علیها): إذا ظهرت البدع فعلی العالم أن یظهر علمه و الا
فعلیه لعنة الله و ألجمه بلجام من النارصبت علی الاسلام و فی زماننا مصائب
لو أنها صبت علی الایام صرن لیالیا
متأسفانه مصائبی بر
اسلام مصائبی در گذشته و مخصوصا در این زمان بر اسلام وارد آمده که اگر بر
روزها وارد می گردید آن را به شبهای تار و ظلمانی تبدیل می نمود، چرا که
گفتن اینکه یزید و شمر وعمر سعد و مانند اینها در بهشتند آنهم از سوی برخی
مدعیان شاگردی بزرگان علماء و مفسرین قم، از بالاترین مصادیق بدعت بلکه کفر
و آب به آسیاب دشمن ریختن است و یقینا اثر این گفتار از تیر و سنان شمر و
هرمله بر وجود مقدس امام حسین علیه السلام در روز عاشورا نه تنها کمتر نیست
بلکه از جهاتی بدتر است.
و بسیار جای تعجب و تأثر است که فردی
مانند سبط ابن جوزی متعصب تنها به دلیل منع غزالی از سب و دشنام به یزید
آنهم به دلیل واهی که معلوم نیست شهادت امام حسین به امر مستقیم یزید بوده و
اگر هم بوده توبه کرده است، کتاب و رساله معروف: ((الرد علی الکافر العنید
فی منعه عن سب یزید)) را می نویسد
ولی امروز شاهد آن هستیم که این گفتار
کفرآمیز مخالف با تمام ادیان و ملل، آنهم از سوی برخی از اهل علم مدعی
شاگردی بزرگان علماء و مفسرین قم، بر زبانشان جاری شده و شاهد استنکار و
واکنشی نسبت به آن نباشیم با این وجود که به فرمایش پیامبر اکرم صلی الله
علیه و آله و سلم: ((إذا ظهرت البدع فعلی العالم أن یظهر علمه و الا فعلیه
لعنة الله و ألجمه بلجام من النار)): زمانی که بدعتهایی پدید آید پس بر
علماء و دانشمندان است که با استفاده از علم خود به ابطال آنها بپردازند و
الا لعنت خدا بر آنها است و خداوند ایشان را در روز قیامت با لجامی از آتش
به لجام می کشد.
اکنون و در آستانه مراسم عظیم بزرگداشت شهادت صدیقه
شهیده حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها که با همت های عالی همگان از مراجع
عظام تقلید و رهبری معظم انقلاب تا مسئولین و ملت شریف و قدردان ایران، که
با اعلام تعطیل رسمی به عنوان شهادت و به راه افتادن دسته جات عزاداری، به
صورت عاشورای فاطمی اقامه و تعظیم شعائر می شود و بایستی همان طور که
بارها عرض کرده ام باید هرساله باشکوهتر برگزار گردد تا مظلومیت آن شهیده
مظلومه واضحتر و عظمت ایشان بر همگان روشنتر گردد، به استحضار همگان می
رسانم که به نظر اینجانب این بیان مذکور در تبرئه یزید و شمر و امثال آنها و
ورود ایشان به بهشت، به مراتب از دار زدن مرحوم شیخ فضل الله نوری بدتر و
ناگوارتر است و گوینده این مطالب کفر آمیز باید یا از بیان مطالب خود به
صورت علنی استنکار نموده و توبه کند و یا به اشد مجازات مؤاخده شود. و
سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون./SHIAONLINE
مشهد مقدس سوم جمادی الثانی 1433
محمد باقر بن عبد الموسوی الشیرازی
با برگزاری تجمع؛
علمای الازهر قطع رابطه با رژیم صهیونیستی را خواستار شدند
خبرگزاری رسا ـ علمای الازهر با برگزاری تجمع و سر دادن شعار
«اسرائیل سرنگون خواهد شد» بر لزوم قطع ارتباط این کشور با رژیم صهیونیستی
تاکید کردند.
به گزارش «شیعه نیوز» ، در کشور همسایه ترکیه هم ساختار نظام آموزشی تغییر
می کند. در ایران از مهر ماه آینده نظام 6-3-3 بر قرار می شود و در ترکیه
نظام 4-4-4 اجرا می گردد. اما تغییر نظام آموزشی ترکیه به میدانی برای
رویارویی نیروهای لاییک و اسلامگرا تبدیل شد. با تصویب این لایحه در مجلس
ملی ترکیه، تحصیلات اجباری از 8 سال به 12 سال افزایش می یابد و نظام 8-
4که شامل هشت سال تحصیلات عمومی اجباری و سه یا چهار سال تحصیلات متوسطه
غیراجباری بود، به سیستم 4- 4- 4 تغییر می کند که شامل چهار سال دوره
ابتدایی و چهار سال دوره راهنمایی و چهار سال دوره متوسطه است. به جز این،
حداقل سن ورود به مدرسه هم از شش سال به پنج سال کاهش مییابد.
این
لایحه در مجلس ملی ترکیه به موضوعی چالشبرانگیز بین نمایندگان سکولار
وابسته به حزب جمهوریخواه و نمایندگان عضو حزب توسعه و عدالت تبدیل شد تا
جایی که برخی از نمایندگان مخالف و موافق به هم به درگیری پرداختند. بخشی
از جامعه مدنی ترکیه نیز به این لایحه واکنش منفی نشان داد. به دعوت حزب
ملیگرای جمهوریخواه و سندیکای کارکنان دولت و اتحادیه معلمان در زمان
بررسی این لایحه در مجلس ملی، تظاهرات و تجمعهای اعتراضی بزرگی در شهرهای
استانبول، آنکارا و ازمیر برگزار شد که برخی از این تجمعات به درگیری بین
تظاهرات کنندگان و پلیس و پرتاب گاز اشکآور منجر شد.
در حالی که
طرفداران دولت این لایحه را در جهت مدرنیزاسیون نظام آموزشی می دانند،
معترضان سکولار میگویند که با تصویب این طرح راه برای ترک تحصیل کودکان
واجب التعلیم باز میشود.لایحه مدرنیزاسیون نظام آموزشی سرانجام با رای
مثبت 295 نماینده از مجموع 550نماینده مجلس ملی به تصویب رسید.بر اساس
قانون مصوب سال 1997 که با اعمال نظر ارتش تصویب شده بود، همه کودکان ترکیه
باید دوره هشتساله آموزش عمومی را در مدارس سکولار بگذرانند و تنها پس از
گذراندن دوره هشتساله عمومی و از کلاس نهم ( 15 سالگی ) میتوانند وارد
مدارس دینی «امام خطیب» شوند. اما در سیستم آموزشی جدید، دانشآموزان
میتوانند برای طفره رفتن از تحصیل در نظام رسمی سکولار در پایان چهار سال
ابتدایی مدرسه دولتی را ترک کرده و در یازده سالگی وارد مدارس دینی شوند.
نکته مهمتر اینکه دانشآموزان میتوانند چهار سال آخر یعنی دوره متوسطه را
به صورت غیرحضوری و از راه دور درس بخوانند.
در مدارس دینی، دانش
آموزان دختر و پسر از هم تفکیک می شوند و رعایت حجاب برای دختران اجباری
است. سکولارها می گویند که با سوءاستفاده از قانون جدید، خانوادههای
روستایی و محافظهکار که با تحصیلات دختران مخالفند، میتوانند به بهانه
آموزش در مدارس امام خطیب و آموزش از راه دور دختران خود را بعد از چهار
سال ابتدایی دیگر به مدارس رسمی نفرستند و منظور اصلی دولت و حزب حاکم
اسلامی کردن گام به گام سیستم آموزشی ترکیه است. به نظر میرسد دولت
اسلامگرای اردوغان که در چارچوب قانون اساسی قادر به تغییر یکباره نظام
سکولار آموزشی این کشور نیست، با این اقدام درصدد گشودن راهی برای
علاقهمندان به تحصیل در مدارس دینی برآمده است. چنین تغییری با استقبال
طبقات پایین جامعه ترکیه که در روستاها و شهرهای کوچک و محلات فقیرنشین
شهرهای بزرگ ساکن هستند و گرایش بیشتری به مذهب دارند؛ مواجه میشود اما
طبقات متوسط ساکن در شهرهای بزرگ که تمایلات لاییک دارند با این تغییر
مخالفند و همچنان مدافع نظام سکولار آموزشی هستند.
چالش دولت لاییک
با مذهب سابقه ای 90 ساله دارد. در ترکیه بعد از تاسیس دولت جمهوری به
رهبری کمال پاشا معروف به آتا تورک، که وارث امپراتوری عثمانی شد، محدودیت
های زیادی علیه دینداران اعمال شد و از آن زمان کلیه مساجد و مراکز و مدارس
دینی زیرنظر دولت و توسط «سازمان امور دیانت» اداره میشوند. آموزش دینی،
پس از استقرار نظام جمهوری در سال 1924 در سطح جامعه ممنوع شد، اما نظام
سکولار زیر فشار افکار عمومی جامعه ترکیه و با هدف تربیت ائمه و خطبای دینی
دولتی در سال 1950 در این قانون تجدید نظر کرد و اجازه تاسیس مدارس امام
خطیب را داد. در این مدارس علاوه بر درسهای رایج در دیگر مدرسهها، مواد
درسی عربی، قرآن، تفسیر، حدیث، تاریخ اسلام و... نیز تدریس میشود. این
مدارس از آن به بعد نقش مهمی در تربیت قشری از تکنوکراتهای مذهبی ایفا
کردهاند. بسیاری از کادرهای احزاب اسلامگرای ترکیه در این مدارس درس
خوانده اند. به عنوان مثال رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه فارغالتحصیل
دبیرستانهای امام خطیب است.از آغاز دهه 60 میلادی آموزش دینی به صورت
محدود در برنامه درسی مدارس دولتی گنجانده شد اما برنامه دولت همچنان
برجدایی دین از دولت و کنترل مراکز دینی استوار بود.
واقعیت این است
که 85 سال تسلط لاییکها بر جامعه ترکیه و انواع سختگیریها و ممنوعیتها
نتوانسته است دین را از معادلات اجتماعی و سیاسی این کشور حذف کند. در حال
حاضر ارتش ترکیه که طبق قانون اساسی پاسدار نظام لاییک این کشور است نمی
تواند مانند دهه های گذشته دست به کودتا بزند. اسلامگراها هم در چارچوب
قانون اساسی ترکیه و با نهادینه شدن تدریجی دمکراسی در این کشور توانسته
اند دولت و مجلس را به کنترل خود درآورند. هم اسلامگرایان و هم لاییک ها
خود را به مبارزه در چارچوب قانون اساسی متعهد می دانند. جامعه ترکیه اکنون
یک جامعه تقسیم شده بین اکثریت اسلامگرا و اقلیت لاییک است. در آخرین
انتخابات ترکیه حزب اسلامگرای توسعه و عدالت 49 درصد و حزب جمهوریخواه که
میراثدار آرمانهای آتاتورک است، 25 درصد آرا را کسب کردند که شکاف
اجتماعی جامعه ترکیه را به نمایش میگذارد.
اما جدا از مسایل سیاسی،
نکته تامل برانگیز این است که حد دخالت دولت ها در آموزش و پرورش کجاست؟
آیا آموزش و پرورش یک نهاد دولتی است یا آن را می توان یک نهاد عمومی
دانست؟ آیا این موضوع که دولتها تمام یا بخش عمده ای از بودجه نظام آموزشی
را تامین می کنند به آنها این حق را می دهد که برنامه های آموزشی را در جهت
سیاست های خود کنترل کنند؟ از طرفی مطابق بند 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر،
پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود مقدم هستند،
بنابراین پرسش اساسی این است که آیا دخالت دولتها در تعیین نوع آموزش
کودکان و ممنوع کردن تنوع در مدارس با حقوق بنیادی کودکان مغایر نیست؟
روزنامه "واشنگتن پست" به نقل از مقامات پنتاگون از اختصاص نیم میلیون
دلار به پروژه ساخت نسل تازهای از جنگافزارهای جنگ سایبری علیه ایران و
سوریه خبر داد.
|
|
|
