userinfo close

  ,

مرکز ملی پاسخگویی


pasokh

تاسیس: 2 اردیبهشت 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب مرکز ملی پاسخگویی - معاونان
لطفا: **** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد*** ادامه »
لطفا:
**** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد****
****متخصصان مرکز ملی پاسخگویی فعلا فرصت شرکت در مباحث دیگر کلوب ها رو ندارند لذا خواهشمندیم اگر لازم می دانید پاسخ سوالی از سوی متخصصان مرکز ارائه گردد آن سوال رو در بحث مربوط به خود طرح نمایید ****
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
178
1155
91/3/11 (20:48)
304
2169
91/3/11 (21:40)
22
81
91/3/12 (12:28)
257
297
91/3/12 (11:32)
328
560
91/3/12 (10:49)
1892
8157
91/3/12 (02:33)
85
64
91/3/11 (22:35)
80
130
91/3/11 (21:16)
1895
7351
91/3/11 (20:13)
52
69
91/3/11 (20:08)
608
6997
91/3/11 (17:55)
172
215
91/3/11 (12:50)
2
8
91/3/11 (12:13)
629
4502
91/3/10 (19:22)
1171
5633
91/3/10 (17:06)
183
508
91/3/8 (21:35)
685
2435
91/3/6 (15:26)
311
1133
91/3/6 (12:05)
85
117
91/3/3 (16:31)
204
977
91/3/3 (00:36)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi

گاه شمار تاریخ اسلام و ایران

با توكل بر خداوند متعال و استعانت از ساحت مقدس آقا امام زمان-علیه السلام- در این بحث به بیان حوادث و اتفاقات مهم مربوط به تاریخ اسلام و ایران خواهیم پرداخت.دوستان عزیز می توانند سوالات مرتبط با مطالب مطرح شده را در همین بحث و یا بحث پاسخگویی به سوالات تاریخی طرح كنند،تا پاسخ مناسب ارائه گردد.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
257
13خرداد سالروز عملیات‌ محدود نصر2 بر فراز میمك‌ در سال 66



طرح‌ و اجرای‌ عملیات‌ «نصر2 » بر خلاف‌ عملیات‌ نصر- 1 كه‌ به‌ دست‌ نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ به‌ اجرا درآمده‌ بود- توسط‌ نیروی‌ زمینی‌ ارتش‌ به‌ انجام‌ رسید.
 

هدف‌ عملیات‌ نصر2 آزادسازی‌ بلندی‌های‌ مشرف‌ بر خطوط‌ مواصلاتی‌ دشمن‌ در جبهه‌ «میمك» واقع‌ در منطقه‌ میانی‌ جنگ‌ بود. به‌ همین‌ منظور تك‌ نیروهای‌ ارتش‌ با رمز «یا حسین‌ مظلوم» در روز13 خرداد ماه‌1366 در محور كوهستانی‌ میمك‌ آغاز شد.


در‌ این‌ یورش‌ بلندی‌های‌404 ،400 ،396 و منطقه‌ «خزر» و «هلاله» به‌ تصرف‌ رزمندگان‌ ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ درآمد و 4 گردان‌ كماندویی، توپخانه‌ و پیاده‌ و یك‌ گروهان‌ تانك‌ دشمن‌ آسیب‌ دید و مقداری‌ سلاح‌ و مهمات‌ از دشمن‌ به‌ غنیمت‌ گرفته‌ شد.
 

همچنین‌ در این‌ عملیات‌ محدود و كوتاه‌ مدت،800 تن‌ از نیروهای‌ عراقی‌ كشته‌ و زخمی‌ و ده‌ها تن‌ دیگر نیز اسیر شدند.


در این‌ عملیات‌ شهید تقی‌ رضوی‌ معاونت‌ مهندسی‌ قرارگاه‌ خاتم‌الانبیأ(ص) به‌ شهادت‌ رسید.

 
مشخصات کلی:

نام‌ عملیات: نصر 2 (محدود)

زمان‌ اجرا : 13/3/66

تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمی‌ و اسیر) 800

رمز عملیات: یا حسین‌ مظلوم

مكان‌ اجرا: جبهه‌ میمك‌ - بلندی‌های‌ جبهه‌ میانی‌ جنگ‌

ارگان‌های‌ عمل‌كننده: نیروی‌ زمینی‌ ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌

اهداف‌ عملیات: تصرف‌ مناطق‌ اشغال‌ شده‌ و سركوب‌ دشمن‌.

 
تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
256
ولادت امام جواد(علیه السلام)



حضرت جواد الأئمه(ع) بنابر مشهور در دهم رجب سال 195هـ به دنیا آمده اند.


اقوال دیگر در ولادت آن حضرت چنین است: 17 ماه رمضان، 15 ماه رمضان و آخر ذی القعده. به قولی هم در 13 رجب ولادت آن حضرت واقع شده است.

پدر بزرگوار آن حضرت امام رضا(ع) و مادر آن حضرت جناب سبیکه یا دره است که حضرت رضا(ع) نام ایشان را "خیزران" نهادند.

نام آن حضرت محمد و کنیه ایشان ابوجعفر و مشهورترین القاب آن حضرت تقی و جواد است. حضرت رضا(ع) آن حضرت را با کنیه یاد می کردند و می فرمودند: "أبوجعفر به من نامه نوشته است" و نامه هایی که از آن حضرت می رسید در نهایت جلالت و زیبایی بود و هنگامی که امام(ع) می خواستند نامه برای امام جواد(ع) بنویسند آن حضرت را به بزرگی و احترام مورد خطاب قرار می دادند.

یک روز در ایام کودکی حضرت جواد(ع) آن حضرت را نزد پدر بزرگوارش امام رضا(ع) آوردند. آن حضرت فرمودند: "این مولودی است که برای شیعه مبارکتر از او بدنیا نیامده است"، چرا که چهل سال و چند ماه از سن مبارک امام رضا(ع) گذشته بود و آن حضرت هنوز اولادی نداشتند و برخی از شیعیان در امر امامت نگران بودند، هنگامیکه خداوند جواد الأئمه(ع) را به مولایمان حضرت رضا(ع) داد نگرانی و شک و تردید مردم بر طرف شد.

آن حضرت شش فرزند داشت: أبوالحسن حضرت هادی(ع)، أبوطالب جناب زید، أبوجعفر جناب موسی مبرقع، حکیمه خاتون، خدیجه خاتون، أم کلثوم.

مأخذ: اینجا

تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
255
8 رجب؛ سالروز ولادت شیخ حرّ عاملی



محمد بن حسن معروف به حر عاملی در شب جمعه هشتم رجب سال 1033 در یكی از قراء لبنان و شام به نام مشعر به جهان دیده گشود و از كودكی و نوجوانی از محضر پدر و عم بزرگوار و سبط الشهید در جبل عامل به درجات علمی و معنوی نائل آمد و با آنكه به درجه استنباط رسیده بود، سالها در محضر علمای ایران از قبیل مرحوم فیض كاشانی، محقق خوانساری و محقق سبزواری نیز بهره ها برد و توشه‌های مختلف از خرمن علوم مختلف تهیه نمود.

چهل سال اول عمرش را در جبل عامل (لبنان) سپری نموده و در آنجا به تعلیم و تحقیق و تألیف مشغول بوده، سپس بیست و چهار سال نیز در كشور امام هشتم (مخصوصا مشهد مقدس) به ترویج و تصنیف و تدریس و رفع دعاوی و قضاوت بین عبادالله اشتغال داشته و در خلال این شصت و چهار سال چند بار به خانه خدا مشرف شده و به شهرها و كشورهای مختلف نیز مسافرت نموده است.

شیخ حر عاملی یكی از بزرگان علمای امامیه و از مشاهیر محدثان اسلام در قرن یازدهم هجری بود. وی دانشمندی محدث، فقیهی متبحر و مجتهدی پارسا و متقی بود. حرّ عاملی از سرمایه عمر خویش در مسیر كمال و خدمت به اسلام و مسلمین حداكثر استفاده را نمود و با تألیفات خویش مهمترین خدمت ارزنده را به جهان اسلام نمود.

از آثار مهم شیخ حر عاملی: «جواهر السنیه» در احادیث قدسیه، «فصول مهمه» در امامت و «صحیفه ثانیه» در ادعیه، «فواید طوسیه»، «هدایت امت» (در سه جلد شامل مسائل فقهی)، «اثبات هدایت» در دو جلد، «نصوص و معجزات»، «بدایت» در تلخیص هدایه، اربعین در حدیث، اثنی عشریه در رد صوفیه، فهرست وسائل، احوال صحابه، رجعت، تواتر قرآن، تنزیه معصوم، تسمیه هدی علیه السلام، رسائلی در شرح رجال خبر و در اجماع شیعه و غیره را می‌توان نام برد.

او در نشر حدیث (همانند همتای عصر خویش علامه مجلسی) جدیتی به سزا نمود. یكی از بهترین و مهمترین اثرات او كتاب «وسایل الشیعه» است كه مجلدات آن شامل تمام احادیث كتب اربعه به اضافه سایر احادیث معتبر می باشد. مجموعه مجلدات وسائل بر روی هم شامل هفتاد كتاب است كه چندین بار تجدید چاپ شده است و در هر كتابخانه و مخزن كتاب به چشم می خورد.

شیخ حر صاحب «آمل الامل» نیز می‌باشد كه این كتاب و تتمیم آن، یكی از بهترین كتب تراجم علما و رجال بزرگ شیعه است. از آثار مهم دیگر او: «جواهر السنیه» در احادیث قدسیه، «فصول مهمه» در امامت و «صحیفه ثانیه» در ادعیه، «فواید طوسیه»، «هدایت امت» (در سه جلد شامل مسائل فقهی)، «اثبات هدایت» در دو جلد، «نصوص و معجزات»، «بدایت» در تلخیص هدایه، اربعین در حدیث، اثنی عشریه در رد صوفیه، فهرست وسائل، احوال صحابه، رجعت، تواتر قرآن، تنزیه معصوم، تسمیه هدی علیه السلام، رسائلی در شرح رجال خبر و در اجماع شیعه و غیره را می‌توان نام برد.

وی با مرحوم علامه مجلسی معاصر بوده و بین آن دو صمیمیت و اخوتی شایان برقرار بوده است و در مسافرت‌ها هنگام مراجعت به مشهد چند بار به اصفهان نیز آمده است. سرانجام در شب بیست و یكم ماه رمضان سال 1104 (لیلة القدر) جهان فانی را وداع نمود و در جوار ثامن الحجج (ع) آرمید.

منبع: اینجا

تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
254
سوم رجب سالروز شهادت امام هادی (علیه السلام)



امام هادی - علیه السلام - با آنكه در سامرّاء تحت كنترل و مراقبت قرار داشت، اما با وجود همه رنج ها و محدودیت ها، هرگز به كمترین سازشی با ستمگران تن نداد. بدیهی است كه شخصیت الهی و موقعیت اجتماعی امام و نیز مبارزه منفی و عدم همكاری او با خلفا، برای طاغوتهای زمان هراس آور و غیر قابل تحمل بود و پیوسته از این موضوع رنج می بردند. سرانجام تنها راه را خاموش كردن نور خدا پنداشتند و در صدد قتل امام برآمدند و بدین ترتیب امام هادی- علیه السلام - نیز مانند امامان پیشین با مرگ طبیعی از دنیا نرفت، بلكه در زمان «معتزّ»، مسموم گردید[1] و در رجب سال 254 هجری به شهادت رسید و در سامرّا، در خانه خویش به خاك سپرده شد[2].

پی نوشتها:
[1] . شبلنجى، نوالأبصار، قاهره، مكتبه المشهد الحسینى، ص 166 .
[2] . شیخ مفید، الارشاد، قم، مكتبه بصیرتى، ص 334 .

منبع: مهدی پیشوایی ـ سیره پیشوایان، ص612.

تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
253
اول رجب سالروز شهادت آیت الله سید محمد باقر حكیم



آیة الله سیّدمحمّدباقر حكیم در 25 جمادى الاولى سال 1358 ق. در شهر مقدّس نجف اشرف، مركز مرجعیّت دینى تشیّع متولّد شد. او فرزند آیة الله العظمى سیّد محسن طباطبایى حكیم، مرجع تقلید شیعیان جهان و نوه سیّد مهدى بن سیّد صالح بن سیّد احمد بن سیّد محمود حكیم بود.

سیر تحصیلى وتدریس

دوران رشد و نوجوانانى سیّد محمّد باقر، با حوادث تلخ و گزنده جنگ دوم جهانى همراه بودولى او با آن شرایط دشوار، شبانه روز به تحصیل علم و كسب فضایل و معارف مشعول بود.

تحصیل را از مكتب خانه هاى نجف آغاز و در مدرسه ابتدایى منتدى النّشر ادامه داد و از آن جا وارد حوزه علمیه شد. در دوازده سالگى كتاب هاى قطرالندى، شرح ابن عقیل، مغنى اللبیب، حاشیه ملاّ عبدالله، منطق مظفّر، مطول، منهاج الصّالحین و اللمعة الدمشقیه را در مدت كوتاهى فراگرفت و به درس هاى عالى حوزه گام نهاد. متون درسى این دوره، یعنى رسائل، مكاسب و كفایة الاصول را نیز تحصیل نمود و بعد از گذر از دروس عالى، در درس هاى خارج فقه و اصول شركت كرد و در جلسات درسى ممتازترین استادان حوزه نجف، یعنى آیة الله خویى و علاّمه شهید سیّد محمّدباقر صدر، همچون ستاره اى درخشید. نبوغ علمى، قدرت اندیشه و استعداد فوق العاده آن روحانى پاك مرام، تجلیل و قدردانى مدرّسان و استادان حوزه را برانگیخت و او در سال 1384 ق. موفق به دریافت مدرك اجتهاد در فقه، اصول و علوم قرآنى گردید. وى آموخته هاى علمى و تحقیقى خود را با قدرت استدلال قوى و منطق عمیق در جلسه تدریس درس هاى سطح عالى، در مسجد هندى نجف اشرف به زیباترین شكل عرضه نمود و فرهیختگان و نخبگان عمق نگر حوزوى را گرد آورد. شهید حكیم تنها به علوم رایج حوزوى اكتفا نكرد، بلكه كرسى درس خود را از حوزه نجف به دانشگاه اصول دین بغداد توسعه داد، او خود این دانشگاه را با همكارى شهید صدر، علاّمه سیّد مرتضى عسكرى و سید مهدى حكیم بنیان نهاده بود.

آیة الله شهید سیّد محمّد باقر حكیم، با این كه در عالم سیاست از چهره هاى درخشان جهان تشیّع به شمار مى رفت، اما فعالیّت هاى فرهنگى و علمى اش تا حدودى ناشناخته مانده است و مبارزات فرهنگى آن بزرگوار در عرصه علم و فرهنگ، اگر مهم تر از مبارزات سیاسى اش نباشد، مطمئناً كمتر نبوده است كه با نگاهى به فهرست تألیفات آن یگانه علم و سیاست، مى توان به حقیقت پى برد. آثار او در زمینه هاى علوم قرآنى، سیره اهل بیت(علیهم السلام)، حقوق، شرح حال بزرگان دینى، حكومت اسلامى و اندیشه هاى سیاسى، فرهنگى و اجتماعى، نشانگر شخصیت برجسته علمى و عملى اوست. آثار پژوهشى و تحقیقى وى عبارتند از:

1. القصص القرآنى كه در موضوع شیوه داستان گویى قرآن و كتاب بندگى است. این كتاب متن درسى دانشگاه جهانى علوم اسلامى ایران به شمار مى رود. و با نام داستان هاى قرآنى، به فارسى ترجمه شده است. در این كتاب، داستان هاى قرآن بر اساس آیات و روایات و به دور از اسرائیلیّات مورد بررسى قرار گرفته است.

2. الظاهرة الطاغوتیة فى القرآن.

3. تفسیر سوره حمد، با مقدمه اى در روش تفسیر كه این كتاب نیز به فارسى ترجمه شده است.

4. تفسیر سوره هاى صف، جمعه، منافقون، حشر و تغابن.

5. الهدف من نزول القرآن.


6. اهل البیت(علیهم السلام) و دورهم فى الدّفاع الاسلام كه نقش اهل بیت(علیهم السلام) را در دفاع از اسلام بیان كرده است.

7. دور اهل بیت(علیهم السلام) فى بناء الجماعة الصالحه كه پیرامون نقش اهل بیت(علیهم السلام) در ساختار جامعه صالح است و در دو جلد تألیف یافته است.

تربیت یافتگان مكتب شهیدحكیم

شهید محراب نجف، در طول عمر 66 ساله خویش، انسان هاى وارسته زیادى را تربیت كرد و به جامعه اسلامى تحویل داد. بسیارى از طلاّب، دانشجویان و جویندگان معارف عالى اسلامى از محضر وى بهره ها برده و جرعه هاى حیات بخش علمى نوشیدند. او در دانشگاه اصول دین بغداد، مسجد هندى نجف، در جلسات عزادارى مواكب الطلبة الجامعات و در دیگر عرصه هاى علمى و فرهنگى، در عراق و دیگر شهرهاى اسلامى، همواره شیفتگان مكتب اهل بیت(علیهم السلام) را سیراب مى كرد. تعدادى از معروفترین شاگردان وى عبارتنداز:

1. سیّد مرتضى كشمیرى.

2. سیّد عبدالصاحب حكیم، برادر كوچكتر او.

3. شهید سیّد عباس موسوى، دبیر كل سابق حزب الله لبنان.

4. سیّد محمّد باقر موسوى مهرى.

5. شیخ اسدالله حوشى.

6. شیخ عدنان زلغوط.

شهادت طلبى

آن مجتهد مجاهد، در راه اعتلاى سخن حق و كلمة الله از هیچ گونه تلاش و كوششى فرو گذارى نمى كرد.

او حتى جان خود را در طبق اخلاص نهاد و هر لحظه آمادگى شهادت در راه خدا را داشت. وى در این زمینه، دنباله رو رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بودزیرا رهبر جهان اسلام، حضرت محمّد بن عبدالله(صلى الله علیه وآله) همواره آرزوى شهادت در راه خدا را داشت و مى فرمود:

«وَ الذَّى نَفسى بیده لوددت انى اقتل فى سبیل الله، ثم احیا، ثمّ اقتل، ثم احیاء، ثم اقتل، ثم احیا، ثم اقتل : قسم به آن كه جانم در دست اوست، دوست دارم كه در راه خدا نه یك بار و دوبار كه چندین بار كشته و زنده شوم و بار دیگر، به شهادت برسم».



شهید حكیم كه تمام وجودش را عشق پیامبر(صلى الله علیه وآله) و آموزه هاى متعالى آن گرامى فرا گرفته بود، فرهنگ شهادت طلبى را نیز به عنوان یكى از دو پیروزى (احدى الحسنین) قلمداد مى كرد.

هنگامى كه صدام دیكتاتور ستمگر عراق، برادران مجاهد وى ـ سیّد علاء، سیّد محمّد حسین و سیّد عبدالصاحب حكیم ـ را به شهادت رساند، به آیة الله سیّد محمّد باقر حكیم پیام داد كه یا دست از كارهاى مبارزاتى بردارد یا آن كه تمامى خاندان حكیم ـ و نیز خود وى ـ كشته خواهند شد. شهید حكیم در پاسخ وى با كمال شهامت، آمادگى خود را براى شهادت در راه خدا اعلام كرد و در سخنرانى خود قبل از نماز جمعه تهران گفت:

«من به راه جهاد و مبارزه با رژیم بعث عراق ادامه خواهم داد و هرگز دست از جهاد براى آزادى مردم در بند عراق، بر نخواهم داشت[حكیم عشق، ص 9.].»

آن عارف شیداى حق، هشت بار در آستانه شهادت قرار گرفت و سرانجام در نهمین سوء قصد به همراه 140 نماز گزار حرم علوى، به آرزوى دیرینه اش نایل آمد.



شهید حكیم كه با شمّ قوى و معنوى خود، نزدیك بودن لحظات عطرآگین شهادت را حس مى كرد، در آخرین خطبه نماز جمعه اش در حرم حیدرى كه ساعتى قبل از شهادت خود ایراد نمود، چنین گفت:

یا امیرالمومنین! آیا اگر ما آمدیم به عالم دیگر، از ما استقبال مى كنى همچنان كه مردم عراق از ما استقبال كردند؟ آیا شما هم ما را مى پذیرى؟

وى در پایان سخنان خود، به ذكر مصیبت پرداخته، با گریه و حزن و اندوه در مصائب ابى عبدالله الحسین(علیه السلام) به آستانه شهادت نزدیك شد.

همسر فداكار این شهید والامقام ـ خانم مامقانى ـ مى گوید:

او در روز اوّل رجب، روز جمعه، در محراب عبادت، در حرم امیرالمومنین(علیه السلام) به آرزویش كه خواسته تمام اولیا بود، رسیدزیرا او همواره در مكّه از خدا چنین درخواست كرده بود: خدایا! مى خواهم در راه تو (همانند مولایم امام حسین(علیه السلام)) شهید شوم و بدنم پاره پاره شود[حكیم عشق، ص 13.].

منبع: اینجا


تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
252





روز سوم خرداد ماه، سالگرد حماسه آزادی و فتح خرمشهر پس از بیش از یک سال و نیم اشغال آن به دست بعثیان است. فتح خرمشهر، موجب برانگیختگی احساسات و عواطف پاک ملت ایران شد و هم دلی و وحدت را میان اقشار ملت پدید آورد. حماسه شگرف آزادسازی خرمشهر، پیروزی سروقامتانی را پدید آورد که با فتح آفرینی خود، نهایت ایثار، اوج مظلومیت، انتهای پاک بازی و منتهای توکل را رقم زدند. خرمشهر برای ملت ما تنها یک شهر نیست، بلکه تاریخ گویای پایداری، ایثار و جاودانگی انقلاب است.

دشمن و حفظ خرمشهر

فتح خرمشهر موجب سرشکستگی صدام و نیز تلخ کامی حامیان قدرتمند وی شد. صدام و نظامیان بعثی، همه همت، توان و تدبیر خود را برای حفظ اشغال خرمشهر، از آغاز تصرف آن به کار گرفتند و این شهر را به گمان خود به دژی نفوذناپذیر تبدیل کرد. این کار با کشیدن حصارهای دفاعی متعدد به دور این شهر، ساختن خاکریزهای دفاعی گسترده، ویرانی خانه های مردم و ایجاد میدان های مین صورت گرفت. بعثیان حتی فکر مقابله با عملیات هوایی نیروهای ایرانی را نیز کرده بودند. بر این اساس، هر جا زمینی مساعد برای فرود آمدن نیروها از هوا بود، آن ناحیه را با کاشتن عمودی تیر آهن برای اقدام نظامی از آسمان ناممکن ساخته بودند. همه این اقدامات، نشان از عزم جدی صدام برای در اختیار داشتن این شهر داشت. او حتی در نقشه های منتشر شده خود، نام این شهر را عوض کرد و آن را «مُحمّره» نامید.

فتح خرمشهر، نقطه تزلزل دشمن


پس از 23 روز نبرد شبانه روزی رزمندگان اسلام در عملیات بیت المقدس و درست هنگامی که آنان به فتح خرمشهر نزدیک می شدند، صدام همچنان به تقویت نیروهای خود در این شهر می پرداخت و برای جلوگیری از پیروزی قطعی سپاه اسلام، سربازان جدیدی را وارد خرمشهر می کرد، به گونه ای که بیشترین اسیران عملیات بیت المقدس، از داخل شهر خرمشهر به اسارت گرفته شدند. به اسارت درآمدن حدود دوازده هزار نفر از نظامیان بعثی در این شهر، از اراده جدی صدام برای برافراشتن پرچم دشمن بر بالای خانه های این شهر خبر می دهد. پس از فتح خرمشهر، صدام احساس کرد جنگی که آغاز کرده بود تا انقلاب اسلامی را از پای درآورد، موجب سستی حکومت وی شده است و اشغال سرزمین ایران، حتی امکان کشانده شدن جنگ را به خاک کشورش در پی دارد.

نتایج عملیات بیت المقدس

فتح خرمشهر، مهم ترین نتیجه عملیات بیت المقدس بود، ولی تنها نتیجه آن به شمار نمی آید. در این نبرد که یکی از مهم ترین و گسترده ترین عملیات ها در دوران جنگ تحمیلی است، حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک کشور آزاد شد. وجود موانع طبیعی در اطراف منطقه تحت اشغال، یعنی رودخانه کرخه نور در شمال، کارون در شرق، رودخانه اروندرود در جنوب و آب های هورالهویزه در غرب و نیز وجود دشت های وسیع مناسب با مانور زرهی که ستون فقرات ارتش صدام را تشکیل می داد، شرایط بسیار مناسبی برای نیروهای اشغالگر پدید آورده بود. دشمن با حمایت گسترده نیروی هوایی و آتش پشتیبانی می توانست احساس کند در دژی استوار نشسته است و امکان نفوذ به جبهه وی وجود ندارد.
خرمشهر، نماد مقاومت

مقاومت 43 روزه مردم خرمشهر، فصل مهمی در هشت سال دفاع مقدس است؛ زیرا بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند اگر خرمشهر مقاومت نمی کرد و متجاوزان به آسانی آن جا را اشتغال می کردند، شاید سرنوشت جنگ این گونه رقم نمی خورد. این پایداری سترگ، سدّی شد در برابر اینکه عراقی ها سریع به اهدافشان برسند و توان نظامی آنها در منطقه به هم بریزد. اگر خرمشهر در همان روزهای نخست به دست عراقی ها می افتاد، دشمن به نقطه ای حساس دسترسی پیدا می کرد و آن استفاده از بندر خرمشهر بود. از سوی دیگر، تصرف آبادان و اهواز برای دشمن، راحت و کار برای رزمندگان اسلام بسیار دشوار می شد.

مأخذ: اینجا



تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
251
 اول رجب سالروز ولادت با سعادت امام محمد باقر(علیه السلام)



زندگی اجمالی امام باقر(ع)

پنجمین امام شیعه، محمد بن علی بن الحسین - علیه السلام - است که به باقر شهرت یافته است. مادر آن حضرت، فاطمه دختر امام حسن بن علی - علیه السلام - است که امام صادق - علیه السلام - از وی با تعبیر «کانت صدیقه لم تدرک مثلها فی آل الحسن» یاد کرده اند.[1] بدین ترتیب، امام باقر - علیه السلام - نخستین کسی است که پدرش از نسل امام حسین - علیه السلام - و مادرش از نسل امام حسن است.[2]


روز تولد آن حضرت را در برخی نقلها اول رجب و در برخی دیگر سوم صفر دانسته اند.[3] سال تولد امام در منابع متعددی 57 هجری[4] و در برخی از منابع سال 56 یا 58، سال تولد آن حضرت دانسته شده است.[5] یعقوبی از آن حضرت روایت می کند که فرمود:
قتل جدّی الحسین و لِیَ أربع سنین و إنّی لأَذْکُر مقتله و ما نالَنا فی ذلک الوقت.[6]

هنگامی که جدم حسین - علیه السلام - به شهادت رسید، من چهار ساله بودم و جریان شهادت آن حضرت و آنچه در آن روز بر ما گذشت همه را به یاد دارم.

در خبر دیگری که صدوق - ره - آورد، آمده است که زراره خدمت حضرت باقر عرض کرد که شما امام حسین - علیه السلام - را درک کردید؟ امام فرمود: أذکر و أنا معه فی المسجد الحرام و قد دخل فیه....[7]

روز رحلت امام را هفتم ذی حجه و برخی ربیع الاول یا ربیع الثانی دانسته اند.[8] یعقوبی آن را سال 117 هجری، در سن پنجاه و هشت سالگی یاد کرده است؛[9] در حالی که در بیشتر منابع سال 114 روایت شده است.[10] نقلهای دیگر سال 115، 116 و 118 را نیز یاد کرده اند. [11] در هر صورت، رحلت آن حضرت در دوران خلافت هشام بوده است. در نقل دیگر آمده که امام باقر - علیه السلام - در زمان ابراهیم بن ولید بن عبدالملک مسموم شده، به شهادت رسید و در بقیع، در کنار قبر پدر بزرگوارش دفن شد. [12] ابراهیم درست پیش از آخرین خلیفه اموی، برای مدت کوتاهی خلافت کرد.

امام پنجم شیعیان، افزون بر لقب «شاکر» و «هادی» به طور عمده به لقب «باقر» شهرت یافته است. معنای باقر شکافنده است که جابر بن یزید جعفی در توضیح آن گوید: لأَنّه بقر العلم بقراً ای شقّه و أظهره اظهارا؛[13] زیرا آن حضرت علم را شکافت و رموز و دقائق آن را روشن ساخت. ‏
یعقوبی می نویسد: کان سْمُّیُ الباقر لأنًّه‏‎‏ُ بُقَر العلم.[14] بدان سبب باقر نامیده شد که علم را شکافت. راغب اصفهانی هم مانند همین سخن را گفته است.[15]

ابن منظور در مورد کلمه باقر چنین گفته: التبقر التوسًّع فی العلم و المال و کان یقال محمد بن علی بن الحسین بن علی الباقر رضوان الله علیهم لأنَّه بقر العلم و عرف اصله و استنبط فرعه.[16] «تبقر» داشتن علم و مال زیاد را گویند و به محمد بن علی بن حسین بن علی - علیه السلام - بدان جهت باقر گفته می شود که آن حضرت علم را شکافت و اصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بیان فرمود.


پی نوشتها:

[1] . دعوات راوندی، ص 68، حدیث 165؛ بحار الانوار، ج 46، ص 215.
[2] . عمده الطالب، ص 195. گفتنی است که فرزندان حسن مثنی نیز که مادرشان فاطمه دختر امام حسین _ علیه السلام _ بود، همین ویژگی را داشتند.
[3] . قول اول در مسار الشیعه، ص 33 و قول دوم در کشف الغمه، ج 2، ص 136 آمده است.
[4] . کلینی، شیخ مفید و شیخ طوسی در الکافی ج 1، ص 469، مسار الشیعه، ص 33 و التهذیب، ج 6، ص 77 این سال را یاد کرده اند.
[5] . اثبات الوصیه، ص 173.
[6] . تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 320.
[7] . من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 243، حدیث 2308.
[8] . کشف الغمه، ج 2، ص 136.
[9] . تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 320 «توفی ابو جعفر... سنه 117 و سنّه ثمان و خمسون سنه.»
[10] . الکافی، ج 1، ص 469؛ فرق الشیعه، ص 75؛ الارشاد، ص 294؛ التهذیب، ج 6، ص 77؛ المعرفه و التاریخ، ج 3، ص 346؛ تاریخ ابی زرعه الدمشقی ج 1، صص 295 _ 294.
[11] . تواریخ النبی و الآل، ص 67.
[12] . الفصول المهمه، ص 221.
[13] . علل الشرایع، ج 1، ص 233.
[14] . یعقوبی، ج 2، ص 320.
[15] . المفردات، ص 54.
[16] . لسان العرب، ذیل کلمه باقر.

مأخذ: اینجا



تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
250
آخر جمادی الثانی907 قمری آغاز حكومت صفویه



«بدون تردید، یکی از دوره های مهم تاریخی کشور ما ، هم به لحاظ تامین کننده استقلال و هویت ملی – دینی ما و هم تاثیر شگرف آن در فرهنگ مذهبی جاری ما ، دوره صفوی است .

  ایران پیش از صفوی ، ایرانی از  هم گسیخته و پراکنده بود که هر گوشه ای از آن ، در اختیار دولت و طایفه ای بود . روزگاری نیز که سلطه وا حدی بر همه آن اعمال می شد ، فرمان و سلطه از آن شام ، بغداد و یا ترکان ماوراءالنهر و مغولان بود . با آغاز فعالیت صفویان ، شاه اسماعیل ، به همراه سپاه نیرومند قزلباش ، ایران را یکپارچه و متحد کرد و فرزندان او ، کوشیدند تا فرهنگ بالنسبه منسجمی را در این کشور فراهم آورده ، با حمایت از علما ، ادبا ، هنرمندان ، صنعتگران و پیشه وران  و کشاورزان ، کشوری یک دست به وجود آوردند . کوشش آنان ، تا  اندازه زیادی نتیجه بخش بوده و نه تنها ایران را طی دویست و سی سال متحد نگاه داشت ، بلکه پس از آن تا  به  امروز همان اتحاد بر جای مانده ، جز آن که بخشهایی از خاک آن از دست رفته است . این نشانگر آن است که کار صفویان در استقلال بخشیدن به ایران ، کاری کارستان بوده است ، کاری که ما هنوز از میراث آن بهره مندیم .


یکی از مهمترین اقدامات این دولت ، رواج مذهب حقّۀ امامیه در این کشور بود که سالها در برخی از نقاط ایران حضور داشت و مجبور بود تا در پردۀ تقیه روزگار را سپری کند . به برکت وجود این دولت ، تشیع در سراسر ایران انتشار یافت و شیعیان ، پس از قرنها توانستند با آزدی کامل به انجام اعمال و شعائر مورد قبول خود بپردازند . گو  این که در برخی از موارد افراط هایی صورت گرفت ؛ اما در مجموع ، فرهنگ غنی شیعه با حمایت علماء ، فقها و فلاسفه و عرفای شیعه ، روز به روز بارورتر شده  و تا به امروز توانسته است که بر غنای خود افزوده و در صحنۀ سیاسی جامعۀ ایران حضور قاطع خود را برای هدایت مردم ، حفظ کند .»[ر. ک. صفویه  از ظهور تا زوال . رسول جعفریان]

 
تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
249
29 جمادی الثانی سالروز وفات سید محمد فرزند امام هادی(علیه السلام)



سید محمد با کنیه ی ابوجعفر، فرزند بزرگ امام هادی (ع) و فردی جلیل القدر و عظیم الشأن بود؛ بگونه ای که شیعیان و غیر شیعیان  گمان می کردند امامت بعد از پدر به وی خواهد رسید؛ زیرا  وجودش مجمع کمالات اخلاقی و نفسانی بود. لیکن مرگ او در زمان حیات پدرش بر این پندار خاتمه داد. سید محمد  در 50 كیلومتری جنوب سامراء و در شمال بغداد و نزدیك قریه ای به نام بلد(قریه بلد امروزه در استان صلاح الدین واقع شده است كه به سبب وجود این قبر به « بلد سید محمد » معروف است. این قریه تا بغداد هشتاد كیلومتر فاصله دارد) از نواحی دُجَیل، بین راه بغداد و سامراء، دفن شده است. او، كه از بزرگان و مبارزان عصر خود بود، در میان شیعیان و دوست داران اهل بیت به « سبع الدجیل »، شیر دجیل، معروف بود. سید محمد در 228 ق، به دنیا آمد و در 252ق دو سال قبل از شهادت امام هادی(علیه السلام)، درحالی كه از زیارت پدر باز می گشت در قریه بلد بیمار شد و از دنیا رفت و در همان جا خاك شد.

ابوجعفر سید محمدعلیه السلام فرزند امام هادی علیه السلام در میان صحرانشینان دجیلی و ساکنان شهر بلد، معروف به «سبع الدجیل» یعنی شیرمرد دجیل است، شیعیان عرب زبان، به این بزرگوار درست همان احترامی را قائل و معتقدند که شیعیان فارسی زبان بویژه ایرانیان برای حضرت ابوالفضل العباس قائلند.

وی نه تنها نزد شیعه بلکه نزد اهل سنت و اعراب بادیه هم از جایگاه رفیعی برخوردار است. آنان نیز احترام او را دارند و از جنابش می ترسند؛ از اینرو هرگز قسم دروغ به او نمی خورند و پیوسته از اطراف برای او نذر می برند. و مرقدش فصل الخصومه ی بسیاری از اختلاف و مشاجرات است؛ چرا که وقتی امر منتهی به قسم به امامزاده محمد می شود منکر از قسم خوردن نکول می کند و حق را به طرف دعوا می دهد، مبادا مورد خشم و نفرین آن بزرگوار قرار گیرد.


تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
248
29 جمادی الثانی سالروز شهادت مالك اشتر نخعی

آرامگاه مالك اشتر در قاهره،مصر

مالک بن حارث عبد یغوث نخعی، معروف به مالک اشتر، از فرماندهان نظامی و بزرگ و از دلاوران شجاع و یاران و اصحاب خاص امیرالمؤمنین علی علیه السلام. او مردی بسیارقوی و از رهبران و بزرگان شیعه است و بسیار عالم و زاهد و عاقل و زندگی با فقر و درویشی داشت.
گنبد آرامگاه مالک اشتر نخعی

گنبد آرامگاه مالک اشتر نخعی

وی بر قوم خود ریاست داشت و با جماعت کوفی برای مطالبه حقوق خودشان، به نزد خلیفه سوم (عثمان) رفت. سعید بن عاص والی عثمان در کوفه، به دستور عثمان و در ادامه سیاست تبعیدی که عثمان آن را دنبال می کرد، مالک را به همراه ۹ نفر دیگر به شام تبعید و بعد به کوفه برگرداند و مجددا به حمص تبعید نمود. مالک اشتر مردم را برای بیعت با حضرت علی علیه السلام رهبری کرد.

در جنگ جمل و جنگ صفین، امام را همراهی کرد، رشادت ها و جانفشانی های او در این جنگها در تاریخ ثبت است. در صفین اهل شام را درهم کوبید تا آنکه جنگ را به سمت معاویه رساند و پیش از آنکه سپاهیان، فریب قرآن بر سر نیزه کردن را بخورند و امام علی علیه السلام مجبور شود که تن به حکمیت بدهد، پیروزی را نزدیک کرده بود.

وی در جنگها با کفار شرکت می کرد و در واقعه یرموک حاضر بود و چشمش در آن حادثه پاره شد و به همین علت به او اشتر (به عربی کسی که پلک چشمش برگشته باشد) می گفتند. مالک فرماندار نصیبین در نزدیکی جزیره از طرف امام علی علیه السلام بود که جنگی را بر ضد متمردین از اصحاب معاویه به فرماندهی ضحاک، در شمال رهبری کرد.

مالک بن حارث عبد یغوث نخعی، معروف به مالک اشتر، از فرماندهان نظامی و بزرگ و از دلاوران شجاع و یاران و اصحاب خاص امیرالمؤمنین علی علیه السلام. او مردی بسیارقوی و از رهبران و بزرگان شیعه است و بسیار عالم و زاهد و عاقل و زندگی با فقر و درویشی داشت.
گنبد آرامگاه مالک اشتر نخعی

گنبد آرامگاه مالک اشتر نخعی

وی بر قوم خود ریاست داشت و با جماعت کوفی برای مطالبه حقوق خودشان، به نزد خلیفه سوم (عثمان) رفت. سعید بن عاص والی عثمان در کوفه، به دستور عثمان و در ادامه سیاست تبعیدی که عثمان آن را دنبال می کرد، مالک را به همراه ۹ نفر دیگر به شام تبعید و بعد به کوفه برگرداند و مجددا به حمص تبعید نمود. مالک اشتر مردم را برای بیعت با حضرت علی علیه السلام رهبری کرد.

در جنگ جمل و جنگ صفین، امام را همراهی کرد، رشادت ها و جانفشانی های او در این جنگها در تاریخ ثبت است. در صفین اهل شام را درهم کوبید تا آنکه جنگ را به سمت معاویه رساند و پیش از آنکه سپاهیان، فریب قرآن بر سر نیزه کردن را بخورند و امام علی علیه السلام مجبور شود که تن به حکمیت بدهد، پیروزی را نزدیک کرده بود.

وی در جنگها با کفار شرکت می کرد و در واقعه یرموک حاضر بود و چشمش در آن حادثه پاره شد و به همین علت به او اشتر (به عربی کسی که پلک چشمش برگشته باشد) می گفتند. مالک فرماندار نصیبین در نزدیکی جزیره از طرف امام علی علیه السلام بود که جنگی را بر ضد متمردین از اصحاب معاویه به فرماندهی ضحاک، در شمال رهبری کرد.

مهمترین واقعه زندگی مالک اشتر در سال ۳7 ه.ق بود که امیرالمؤمنین علی علیه السلام او را به حکومت مصر منصوب کرد و فرستاد تا فتنه ای به کمک معاویه بر ضد محمدبن ابی بکر بپا شده بود، خاموش کند.

بنا به نقل تاریخ، چون این خبر به معاویه رسید پیغام داد برای یکی از مالکان روستاهای بین راه مصر، که مالک اشتر را مسموم کن تا من خراج بیست سال را از تو نگیرم. وقتی مالک به آنجا رسید، دهقان که فهمیده بود او عسل را زیاد دوست دارد، مقداری عسل مسموم برای مالک، هدیه آورد و قدری هم از اوصاف و فوائد عسل، حرف زد. او شربتی از آن عسل زهرآلود را خورد که هنوز کاملا از گلوی او پائین نرفته بود که در همان بین راه از دنیا رحلت نمود.

بعضی گفته اند که شهادتش در “قلزم” واقع شد و نافع، غلام عثمان او را مسموم کرد.

علی علیه السلام درباره مالک فرمود: مالک برای من چنان بود که من برای رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم و به اصحاب خود فرمود: ای کاش در میان شما دو نفر مثل او و بلکه یک نفر مثل او داشتم. و نیز فرمود: او مردی بود که برای ما خیراندیش و خیرخواه و برای دشمن ما تند و سرکش بود. ما از او خرسندیم و خدا از او خرسند باشد و بر پاداش او بیفزاید.

  وقتی خبر شهادت مالک به حضرت علی رسید، آنقدر اندوهناک و محزون و متأسف شد و بر منبر رفت و خطبه ای خواند و بعد از منبر به خانه رفت و بزرگان نخع به خدمت آن حضرت برای تسلیت آمدند و آن حضرت متأسف بود و فرمود: خدا مالک را بیامرزد. به خدا قسم مرگ تو جهانی را محزون و غمگین و جهانی را خوشحال کرد. بر تو باد گریه کنان بگریند و آیا مانند مالک وجود دارد؟ و باز فرمود: چه بگویم در مورد مردی که حیاتش اهل شام را درهم شکست و مرگش اهل عراق را نابود کرده است.





تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
247
سالروز درگذشت خاتم المحدثین حاج میرزا حسین نوری



حسین فرزند محمد تقی معروف به «محدث نوری» از محدثین و عالمان بزرگ و پرتلاش جامعه شیعه است، كه زندگی پربار و فوق العاده پربركتی داشته است.

ایشان خود در مورد زندگیش می‏نویسد:

  «من هیجدهم ماه شوال سال 1254 هجری، در روستای «یالوا» از روستاهای نواحی مازندران به دنیا آمدم، بیش از هشت سال از عمرم نگذشته بود، كه پدرم را از دست دادم و با درد یتیمی هم آغوش شدم، چند سالی با رنج یتیمی زندگی را گذراندم و مشغول علم و دانش شدم.

در راه تحصیل علم و دانش توفیق خداوند نصیبم شد و قبل از آن كه به سن پانزده سالگی برسم، در حوزه درسی و تربیتی فقیه بزرگ «مولا محمد علی محلاتی» شركت جستم و از علم و راهنمائیهای پدرانه و دلسوزانه او، كه عالم زاهد و وارسته و عمیقی در علم فقه و اصول بود، خوب استفاده ‏ها كردم.

آن گاه به تهران آمدم و در حوزه درسی عالم بزرگ و فقیه توانا «حاج شیخ عبد الرحیم بروجردی» شركت نمودم و رابطه استاد و شاگردی با استاد سبب شد، كه با دختر او ازدواج كنم و بهتر بتوانم از خرمن علم و دانش او بهره ‏مند شوم.

در سال 1373 راه كشور عراق را پیش گرفتم، و در حوزه علمی نجف اشراف حدود چهار سال از حوزه درسی مهم شیخ عبدالحسین تهرانی معروف به «شیخ عراقین» شركت نمودم و استفاده ‏های زیادی بردم. پس از آن به خاطر نا مساعد بودن شرائط آن حوزه به ایران بازگشتم، اما باز در سال 1278 به حوزه نجف اشراف برگشتم، و مدتی در كلاس درس استاد بزرگ «شیخ مرتضی انصاری» شركت نمودم. به همراه استاد خود «شیخ عبدالحسین تهرانی» مدتی زا در كربلا و دوسال در كاظمین علیه السلام به سر بردم و از سوی استاد خود به رتبه«اجازه نقل حدیث» دست یافتم.

در سال 1280 زیارت خانه خدا نصیبم شد، و پس از مناسك حج به نجف اشراف برگشتم و هم چنان به درس «شیخ انصاری» حضوری می‏یافتم، تا این كه او؛ رسال 1281 رحلت نمود. به سال 1284 به ایران آمدم و به زیارت حضرت امام رضا (ع) توفیق یافتم، و در سال 1286،كه به عراق برگشتم، استاد خود «شیخ عبدالحسین تهرانی» را از دست دادم و در مرگ او سوگوار شدم، اما باز از عراق راهی مكه شدم، و در بازگشت، در حوزه درسی مجدد بزرگ «میرزا محمد حسن شیرازی» شركت كردم، كه آن استاد در سال 1291 به همراه شاگردان خود به «سامرا» هجرت نمود، آن گاه در سال 1292 با اعضاء خانواده و استاد دیگر خود «مولافتحعلی سلطان آبادی» و داماد خود «شیخ فضل الله نوری» به سامرا مهاجرت كردیم.

پس از این مرحله، برای سومین بار به حج و زیارت حضرت رضا (ع) موفق شدم، در سال 1299 برای چهارمین بار به حج رفتم و پس از بازگشت به سامرا، ملازم جلسه ‏های درسی میرزای شیرازی گردیدم، تا این كه آن بزرگوار به سال 1312 در سامرا چشم از جهان فرو بست و من به حوزه نجف مهاجرت كردم».

محدث نوری، كه به سن هشت سالگی یتیم شده بود و قبل از سن بلوغ وارد حوزه علوم اسلامی گردید بود، در اثر مهاجرت متعدد و بهره جویی از محضر استادان و عالمان بزرگ، به مقام بلندی از فضل و دانش دست یافت، و در طی این مسافرتهای و اقامتها در مراكز علمی و دینی، از آموختن و اندوختن در مسائل تفسیری، حدیثی، تاریخی و نجوم از خود حدود سی كتاب به یادگار بگذارد، كه فقط كتاب «مستدرك تل.تستئل» او از حدود سی هزار حدیث تشكیل می‏شود.

آری، كتابهای ارزشمند و ماندگار «محدث نوری» كه محصول تلاش شبانه روزی عمر شصت و شش ساله اوست، هر كدام دارای ویژگی و اهمیت زیادی است، در حوزه ‏های علمی منبع و ماخذ استفاده عالمان و اهل تحقیق است، كه معرفی همه آنها از حوصله این نوشتار بیرون است، بدین دلیل تعدادی از آنها را معرفی می‏كنیم:

1- نفس الرحمان، درباره معرفی شخصیت سلمان فارسی.

2- دارالسلام، دو جلد، در مورد خواب و رویا.

3- معالم العبر، در تكمیل جلد هفده «بحارالانوار»

4- جنة الماوی، داستانهای افرادی كه به ملاقات امام زمان علیه السلام رسیده ‏اند.

5- فیض قدسی، در احوال علامه مجلسی.

6- صحیفه چهارم امام سجاد علیه السلام.

8- نجم الثاقب، در احوال امام غایب علیه السلام، فارسی.

9- كلمه طیبه، فارسی.

10- فصل الخطاب.

11- مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، مهمترین كتاب «محدث نوری» است، كه در سه جلد بزرگ با بیش از دو هزار صفحه به چاپ رسیده، و در چاپ جدید كنونی تعداد آن حدود بیست جلد می‏شود.

این عالم بزرگ دینی، از نظر اخلاق و رفتار انسانی در مرحله درخشانی قرار داشته است. شاگرد وارسته او «محدث قمی» درباره استاد خود كه سالیانی با او می‏زیسته است، می‏گوید:

محدث نوری، عالم خوش برخوردی بود، سریع چیز می ‏نوشت، حافظه نیرومندی داشت، موقعیت شناس بود، زود به افراد اعتماد نمی‏كرد، در انجام عبادت جدیت و قاطعیت به خرج می‏داد، زهد و پارسائی را شیوه خود قرار داده بود، هرگز نماز شب و مناجات سحر او با خداوند قطع نمی‏شد، و بالاخره این دانشمند بزرگوار در قله بلندی از شرافت و فضائل انسانی قرار داشت، بطوری كه با اعمال و رفتار سالم و جذاب خویش، سبب تبلیغ دین و گرایش افراد به راه خداوند می‏گردید.

این عالم بزرگ و شایسته، شب چهارشنبه بیست و هفتم جمادی الثانی سال 1320 هجری قمری در شهر «كوفه» زندگی را به درود گفت جسد او را به نجف منتقل كردند و در ایوان سوم سمت شرقی صحن مقدس حرم امیر المومنین علیه السلام به خاك سپرده شد.
 
تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
246
 25 جمادی الثانی سالروز درگذشت فخرالمحققین فرزند آیت الله علامه حلی (771 ق)



علامه فخرالمحققین که فرزند علامه حلی (شیخ جمال الدین بن مطهر حلی) می باشد، نامش «محمد» است ولی بعداً به شیخ فخرالدین و فخرالمحققین ملقب شد.


 بیستم جمادی الاول سال 682 ه.ق علامه فخرالمحققین در شهر حله دیده به جهان گشود.


ذوق و هوشیاری و همت و تلاش علامه فخرالمحققین چنان بود که در ده سالگی به درجه اجتهاد رسید و همانند پدر بزرگوارش قبل از آن که به بلوغ برسد از تحصیل در نزد دانشمندان بی نیاز شد و شهرت علمی و فقهی وی چنان شد که فخرالمحققین ملقب گردید. درباره علامه فخرالمحققین ضمن آن که ستایش های فراوانی به عمل آمده است، پیرامون اجتهاد وی در ده سالگی نیز اظهار شگفتی شده است.


به همین دلیل وی را با ابوعلی سینا که در نوجوانی به بالاترین مراتب علمی دست یافت و از تحصیل در نزد استادان بی نیاز شد، مقایسه کرده اند. فخرالمحققین در اصل نزد پدرش پرورش علمی و مذهبی یافت. استاد دیگر وی رضی الدین علی بن یوسف بن مطهر حلی است.

فخرالمحققین آثار متعددی از خود به یادگار نهاد که نام برخی از آنها چنین است:
ایضاح الفوائد که شرح کتاب قواعد است و به گفته شیخ بهایی نظیر آن در فقه استدلالی تألیف نشده است؛ تحصیل النجاه؛ شرح کتاب نهج المسترشدین، شرح مبادی الاصول؛ غایه السئول؛ ثبات الفوائد فی شرح اشکالات القواعد؛ جامع القوائد؛ حاشیه بر ارشاد الاذهان؛ الکافیه الوافیه؛ منبع الاسرار؛ مناسک حج؛ رساله فخریه، المسائل المظاهریه؛ واجبات الصلوة الثمانیه و...

علامه فخرالمحققین علاوه بر تألیف کتاب، شاگردان بزرگی نیز تربیت کرد که نام برخی از آنها عبارتند از:
محمد بن مکی عاملی جزینی معروف به شهید اول؛ شیخ جمال الدین احمد بن متوج بحرانی مؤلف منهاج الهدایه؛ شیخ ناصر متوج بحرانی؛ سید حیدر آملی مولف منبع الاسرار؛ سید بدرالدین مدنی؛ سید تاج الدین حسنی؛ شیخ ظهیرالدین؛ شیخ نظام الدین؛ فاضل مقداد و....
علامه فخرالمحققین از اساتید و شیوخ بزرگ اجازه نیز محسوب می شود. وی از این طریق به ساماندهی امور فرهنگی و ارزیابی دانشمندان می پرداخت.

بزرگان زیادی به محضر علامه فخرالمحققین می رفتند و پس از آنکه میزان دانش خود را عرضه می نمودند و استاد نیز از آنها امتحان به عمل می آورد، برای آنان اجازه نامه صادر می کرد. برخی از کسانی که موفق به دریافت اجازه از علامه فخرالمحققین شدند، عبارتند از: ابوالفتوح احمدآوی؛ شمس الدین محمد آوی؛ غیاث الدین اعرج حسینی؛ شیخ محمد آملی؛ سید ناصرالدین علوی؛ شهید اول؛ سید حیدر علوی حسینی و افراد متعدد دیگر.

علامه فخرالمحققین به منظور آشنا کردن خوانین و فرمانروایان مغول با اسلام اصیل، همراه پدر خود به ایران آمد. وی در جریان این مأموریت موفقیت های چشمگیری به دست آورد. فخرالمحققین در مناظره چیره دست بود و به راحتی می توانست حقانیت تشیع را آشکار کند. عظمت علمی فخرالمحققین سبب شده بود که وی هدف آماج تهمت های دشمنان شود و حسودان و دشمنان پیوسته به آزار این عالم بزرگ مشغول شوند. به همین دلیل مدتی از وطن خود دور شد و در آذربایجان اقامت کرد. علامه فخرالمحققین پس از 89 سال زندگی بابرکت، سرانجام در سال 771 ه.ق دیده از جهان فرو بست و علاوه بر آنکه تعداد کثیری آثار مکتوب به یادگار نهاد، فرزندان دانشمند و با فضیلتی نیز به جامعه اسلامی تقدیم کرد که یادگار پدر شدند. روحش شاد.


تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
245
25 جمادی الثانی سالروز درگذشت آیت الله اراكی



حضرت آیت اللّه العظمی حاج شیخ محمدعلی اراکی(ره) در 24 جمادی الثانی 1312 ق. در اراك دیده به جهان گشود. پدرش، حجه الاسلام حاج احمد آقا، مشهور به میرزا آقا فراهانی از علمای مشهور آن سامان بود. مادرش نیز از نوادگان امامزاده سید حسن واقف است.وی پس از یادگیری خواندن و نوشتن، در نوجوانی وارد حوزه علمیه اراك شد و در درس استاد سید جعفر شیثی حضور یافت و مقدمات علوم اسلامی را از او فرا گرفت. دروس سطح حوزه را نزد آیه الله العظمی سید محمد تقی خوانساری به خوبی پشت سر گذراند. آیه الله اراكی هم زمان با تحصیل دوره سطح، در درس شرح منظومه آیه الله شیخ محمد باقر اراكی معروف به سلطان آبادی شركت كرد و از دانش آن حكیم فرزانه خوشه‎ها چید،ایشان سالها در درس آیه الله العظمی آقا نور الدین اراكی و آیه الله العظمی شیخ عبدالكریم حائری یزدی شركت كرد و از دانش و تقوای آن دو مرجع بزرگ تقلید شیعیان، بهره‎ها برد. آیه الله حائری علاقه زیادی به او داشت. نبوغ فكری آیه الله اراكی مورد توجه استاد قرار گرفت. آیه الله اراكی به سفارش استاد معمم شد. با یكی از بستگان ازدواج نمود.

تدریس و تألیف

آیه الله اراكی در طول بیش از 35 سال تدریس در حوزه علمیه قم، پیچیده‎ترین مباحث علمی را با گفتاری شیوا و بیانی رسا مطرح می‎كرد. از ویژگی‎های درس ایشان پرهیز از تكرار و زیاده گویی بود. كلام را گزیده و پر معنی اداء می‎كرد. اعتقادش بر این بود كه طالب علم باید قبل از حضور در درس، مطالعه نماید.

آیه الله اراكی پس از وفات آیه الله سید محمد تقی خوانساری (متوفای 1371) به درخواست شماری از شاگردان او، به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت. بسیار از استادان برجسته حوزه علمیه قم و مسؤولان نظام جمهوری اسلامی سالها از محضر ایشان كسب فیض نمودند.

مرجع بزرگ تقلید شیعیان در طول عمر پر بركت خویش، كتابهایی نیز در علم فقه و اصول نوشت. آثارش عبارتند از:

1. تقریرات درس آیه الله شیخ محمد سلطان العلما

2. تقریرات درس فقه آیه الله شیخ عبدالكریم حائری یزدی

3. تقریرات درس اصول فقه آیه الله شیخ عبدالكریم حائری یزدی

4. حاشیه بر «درر الاصول» نوشته آیه الله شیخ عبدالكریم حائری یزدی

5. تقریرات درس فقه آیه الله سید محمد تقی خوانساری

6. حاشیه بر «عروه الوثقی»

7. شرح «عروه الوثقی»

8. توضیح المسائل

9. مناسك حج

10. رساله استفتائات

11. مقدمه بر كتاب «القرآن و العقل» نوشته آیه الله سید نور الدین اراكی

12. النكاح و الطلاق

اقامه نماز جمعه و جماعت



مرجع بزرگ حضرت آیت اللّه العظمی اراکی(ره) از سال ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در مسجد امام حسن عسکری قم نماز جمعه اقامه می کردند. در نماز جمعه ایشان بسیاری از علما و فضلا و بزرگان حوزه علمیه قم شرکت می جستند. آیت اللّه اراکی در خطبه های نمازجمعه خود با سوز و گداز خاصی خطاب به مردم و طلاب می فرمود: «ای مردم، گناه نکنید، معصیت خدا نکنید» و در هنگام ادای این عبارات بود که سیل اشک از چشمان پاک ایشان سرازیر می شد و در دل ها طوفانی ایجاد می کرد.مرجع بزرگ جهان تشیّع حضرت آیت اللّه العظمی اراکی(ره) حدود چهل سال در مدرسه فیضیه و حرم مطهر، نماز جماعت اقامه می کردند و دانشمندان و طلاب حوزه با شور و اشتیاق در نماز ایشان شرکت می کردند؛ به طوری که نماز جماعت ایشان مجمع و کانون علمای بزرگ و مجتهدان قم بود. کسانی که قبل از سال 1342 در نماز بسیار باصفا و سراسر معنویت مرحوم آیت اللّه العظمی اراکی در مدرسه فیضیه شرکت کرده اند، می گویند لحظاتی قبل از اذان می دیده اند که حضرت امام خمینی(رض) در نماز جماعت آقای اراکی حاضر می شدند و این نشان دهنده اوج احترام و علاقه و اطمینان امام به تقوا و ورع ایشان بود.

وفات

سرانجام در شامگاه روز سه شنبه 25 جمادی الثانی مصادف با هشتم آذرماه 1373 تاریخ زنده فقاهت قرن به صفحه آخر رسید و مرجع جهان تشیع، حضرت آیت اللّه اراکی پس از یک قرن زندگی افتخارآمیز به ملکوت اعلی پیوست. با شنیدن خبر ارتحال این مرجع عالی قدر، ایران اسلامی به سوگ نشست. پس از مراسم تشییع پرشکوه و کم نظیری در تهران و قم بعد از ظهر روز پنجشنبه دهم آذرماه 73 در مسجد بالاسر، در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد. سلامی از سر عشق و اخلاص، نثار روح مطهرش باد.


تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
244
سالروز عملیات بیت المقدس6



عملیات بیت المقدس6 در تاریخ 27/2/67 با رمز مبارک «یا امیرالمومنین(ع)» در منطقه عمومی سلیمانیه عراق برای پاسخ به شرارتهای دشمن در خلیج فارس و روستاهای مرزی کشور و با هدف خارج کردن نیروها ی خودی از تیررس دشمن و اشرار بر سّد دوکان به مرحله اجرا گذاشته می شود. رزمندگان نیروی زمینی سپاه پاسداران با حمله به مقر دشمن در عمق خاک عراق، موفق می شوند ارتفاعات اسوس، شیخ محمد و ارتفاعات مهم 2266 و 2100 را آزاد سازند. در این تهاجم، یگانهایی از دشمن از جمله سه تیپ منهدم می شوند و تلفات و خساراتی بر آنها وارد می آید. با فشار قوای اسلام، مواضع رزمندگان از دید و تیررس خارج و سد و شهر دوکان نیز تحت کنترل آنها در می آید. در مرحله اول این عملیات بیش از 1300 تن کشته و زخمی شده و بیش از 320تن اسیر می شوند.


 
مرحله دوم عملیات بیت المقدس 6

مرحله دوم این عملیات در تاریخ 28/2/67 در منطقه عمومی ماووت از استان سلیمانیه آغاز می شود و رزمندگان نیروی زمینی سپاه در حالی که دشمن از تحرکات آنها آگاه است، مواضع آنها را مورد هجوم قرار می دهند و تعداد دیگری را کشته و زخمی و عده را از جمله سرهنگ دوم صلاح احمد حسن، فرمانده گردان دوم از تیپ 448 و چند افسر بلند پایه را به اسارت در می آورند.

با انجام این مرحله، اهداف عملیات به طور کامل حاصل می شود  وتلاش دشمن برای بازپس گیری مواضع از دست داده بی نتیجه می ماند. دشمن در اوج استیصال به سلاح شیمیایی متوسل می شود که با عکس العمل پدافند شیمیایی خنثی می شود و رزمندگان اسلام به تثبیت مواضع جدید می پردازند.


نتایج عملیات

یگانهای منهدم شده دشمن:

30 تا 70 در صد از تیپهای 448 و 606 از لشکر 4 پیاده

تیپ 76 از لشکر 4 پیاده
 

تعداد کشته و زخمی دشمن:

بیش از 2000 نفر
 

تعداد اسرا:

400 نفر.


تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
243
 سالروز درگذشت آیت الله گلپایگانی(رحمة الله علیه)



آیةالله سیدمحمدرضا گلپایگانی، مرجع بزرگ تقلید شیعیان ایران. او در 8 ذی القعده 1316 در روستای "گوگد" در یک فرسخی شهرستان گلپایگان متولد شد. پدرش سیدمحمدباقر گلپایگانی، مردی پرهیزگار و عالم عامل که به زهد و تقوی معروف بود. او 4 دختر داشت ولی از داشتن پسر محروم بود، زیرا هرچه پسر خدا به او داده بود، از دنیا رفته بود. از همین رو، سیدمحمدباقر، به عزم سفر به مشهد مقدس، پیاده تا آن شهر رفت و متوسل به امام رضا علیه السلام شد و از حضرت خواست که به اذن خدا، پسری به او عنایت کند. در پی این توسل و مشرف شدن به بارگاه امام هشتم، خداوند به او دو

پسر می دهد که اولی همین "محمدرضا" و دومی موقع تولدش با مادر خود، هر دو از دنیا میروند. مادر آیةالله گلپایگانی «هاجر» نام داشت که در سه سالگی او، موقع زایمان فوت کرد. کنیه او "ابوالحسن" و لقبش "هبةالله، موهبت خدا" بود. این لقب و کنیه را، پدرش به تبعیت از خاندان رسالت و ائمه اطهار، برای فرزندش انتخاب کرد. آیةالله گلپایگانی از همان دوران کودکی مقدمات علوم و سپس دروس حوزوی را نزد اساتید بزرگ فرا گرفت. استعداد قوی و خوش فهمی و نبوغ سرشاری در تحصیل علم و کسب معرفت داشت. قبل از 21 سالگی بود که در درس فقه و اصول مرحوم آیت الله حائری (مؤسس حوزه علمیه قم) شرکت میکرد و از شاگردان مبرز ایشان و پیوسته مورد توجه استادش بود. حدود 19 سال در درس ایشان حاضر بود. آیت الله حائری نیز نسبت به او، احترام خاصی داشتند و هر زمان که آقای گلپایگانی در درس استاد، ایراد و اشکال میکرد استاد (آیت الله حائری) نیز به آن ایرادات توجه کامل داشتند. خود ایشان می گوید: من در حوزه درسی استادم (حاج شیخ عبدالکریم حائری) حرف میزدم و اشکال میکردم، ولی مطلب را اول با خودم بازگو میکردم، اگر جوابی پیدا می کردم و رفع اشکال من می شد، نمی گفتم، اما اگر جوابی برای آن پیدا نمی کردم، آنوقت مطرح می کردم.

تدریس:
آیةالله گلپایگانی، بعد از گذراندن دوران تحصیل و رسیدن به مقامات علمی و معنوی، تدریس را شروع کرده و سپس سالهای متمادی که حدود 75 سال گفته شده، ادامه می دهد بیشتر از 60 سال این تدریس، مربوط به تدریس دروس خارج فقه و اصول بود. وی در زمان آیت الله بروجردی، یکی از استوانه های بزرگ علمی حوزه قم بود و در همان زمان سه تا درس خارج تدریس میکرد. آنقدر در بالا بردن سطح علمی و معنوی طلاب تلاش میکرد بطوری که میگفت: خدا را شاهد و گواه میگیرم که وقتی بعضی از طلاب را می بینم که به درس و بحث اهمیت نمی دهند، از شدت غصه تب می کنم. هیچگاه نمی شد که ایشان، درس را تعطیل کنند. حتی بیماری و کسالت ایشان هم، مانع نبود. سالی که پای او شکسته بود، درس را تعطیل نکرد و فرمود: از درس رفتن محرومم ولی الحمدلله، از درس گفتن محروم نیستم و در منزل درس را گفتند و این خود، درسی بود برای دیگران! به نقل از یکی از شاگردان ایشان که میگوید: زمانی که آیت الله گلپایگانی در محضر آیت الله حائری بود، روزی دیرتر از موعد مقرر آمد، مورد تأخیر را عذرخواهی کرد و گفت: کودک پنج ساله ای داشتم که در حوض دچار خفگی شد و من مشغول کفن و دفن او بودم، لذا کمی دیر شد.

آیت الله گلپایگانی از دیدگاه بزرگان:
1- آیت الله مکارم شیرازی نیز در مورد درس ایشان می گوید: در مکتب فقهی او، سه مطلب بسیار جلب توجه میکرد: 1- عمق نظر ایشان 2- مسئله استقلال فکری او 3- احاطه او (یعنی حضور ذهن و احاطه داشت) و یک مسئله که می گفت با مسائل دیگر می سنجید.

2- مرحوم آقابزرگ تهرانی می نویسد: ایشان امروز از علما با فضیلت قم و از مدرسین مشهور آن شهر هستند.

3- آیت الله حاج شیخ مرتضی اردکانی (صاحب کتاب غنیة الطالب فی شرح المکاسب) نقل میکند که روزی در محضر حاج شیخ عبدالکریم حائری بودم که دو سید جوان وارد شدند و آقا نسبت به آنها بسیار احترام کرد، بعد از رفتن آنها پرسیدم که اینها چه کسی بودند؟ آقا فرمودند: اینها دو نفر مجتهد عادل بودند، یکی سیداحمد خوانساری و یکی سیدمحمدرضا گلپایگانی.

4- آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری در جواب افرادی که از او می خواستند که آقای گلپایگانی را به اراک بفرستند تا عهده دار امور شرعی باشند فرمود: من میخواهم او را آقای دنیا کنم، شما می خواهید او را آقای اراک نمائید! آیةالله گلپایگانی از مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری، حاج آقارضا مسجدشاهی، محدث قمی، اجازه روایت داشتند. او با خانواده بروجردی وصلت کرد و دختر حجت الاسلام مهدی بروجردی، مشاور آیت الله حائری که خودش سهم زیادی در حوزه علمیه قم داشت، به همسری گرفت و ثمره این ازدواج سه پسر و پنج دختر بود!

وفات:
این بزرگمرد عالم تشیع، در آذرماه 1372 شمسی برابر با 1414 هـ ق، در سن 98 سالگی در شهر قم دار فانی را وداع کرد و در صحن بزرگ قم، آیت الله صافی گلپایگانی برایشان نماز خواند و در کنار استادش (حائری) در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها، مدفون گشت.

اساتید:
اساتید اصلی ایشان عبارتند از:
1- سیدمحمدحسن خوانساری
2- آیت الله ملامحمدتقی گوگدی گلپایگانی
3- آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری
اساتید مقطعی ایشان عبارتند از:
1- آیت الله محمدباقر گلپایگانی
2- آیت الله محمدرضا اصفهانی نجفی
3- علامه نائینی
4- علامه محمدحسین اصفهانی
5- آیت الله العظمی بروجردی
6- محقق عراقی
7- مرجع بزرگ سیدابوالحسن اصفهانی. تمام اساتید مقطعی ایشان از فقهای بزرگ شیعه هستند.

شاگردان:
چنانچه ذکر شد بعد از مرحوم آیت الله شیخ عبدالکریم حائری درس خارج ایشان از پررونق ترین درسها بود تعداد زیادی از فضلا و طلاب که اینک از نخبگان و بزرگان مکتب تشیع محسوب می شوند در درس ایشان شرکت می کردند.
1- مرحوم آیت الله مرتضی حائری یزدی (فرزند آیت الله شیخ عبدالکریم حائری)
2- مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد فکور یزدی
3- شهید مرتضی مطهری
4- شهید سیدمحمد علی قاضی طباطبایی
5- شهید دکتر بهشتی
6- شهید مدنی
7- شهید دکتر محمد مفتح
8- شهید حاج شیخ علی قدوسی
9- شهید حاج شیخ مهدی شاه آبادی
10- شهید حاج شیخ عبدالرحیم شیرازی
11- مرحوم شیخ عزیزالله نهاوندی
12- مرحوم فاضل همدانی
13- مرحوم شهید سیدنورالله طباطبایی نژاد
14- آیت الله مشکینی
15- علی اکبر هاشمی رفسنجانی
16- آیت الله جنتی
17- آیت الله مقتدایی
18- آیت الله علی احمدی میانجی و ...

منبع: اینجا

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.