userinfo close

  ,

مرکز ملی پاسخگویی


pasokh

تاسیس: 2 اردیبهشت 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب مرکز ملی پاسخگویی - معاونان
لطفا: **** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد*** ادامه »
لطفا:
**** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد****
****متخصصان مرکز ملی پاسخگویی فعلا فرصت شرکت در مباحث دیگر کلوب ها رو ندارند لذا خواهشمندیم اگر لازم می دانید پاسخ سوالی از سوی متخصصان مرکز ارائه گردد آن سوال رو در بحث مربوط به خود طرح نمایید ****
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
178
1155
91/3/11 (20:48)
304
2169
91/3/11 (21:40)
22
81
91/3/12 (12:28)
257
297
91/3/12 (11:32)
328
560
91/3/12 (10:49)
1892
8157
91/3/12 (02:33)
85
64
91/3/11 (22:35)
80
130
91/3/11 (21:16)
1895
7351
91/3/11 (20:13)
52
69
91/3/11 (20:08)
608
6997
91/3/11 (17:55)
172
215
91/3/11 (12:50)
2
8
91/3/11 (12:13)
629
4502
91/3/10 (19:22)
1171
5633
91/3/10 (17:06)
183
508
91/3/8 (21:35)
685
2435
91/3/6 (15:26)
311
1133
91/3/6 (12:05)
85
117
91/3/3 (16:31)
204
977
91/3/3 (00:36)

عنوان بحث :: این بحث را 3 نفر دنبال می کنند.

فاطمه صادقی , ashege_sard
فاطمه صادقی - 23:01 1390/01/15

چرا توسل و شفاعت شرک نیست؟


سلام

 یکی از سوالاتی که فکر کنم سوال خیلی ها باشه... مساله توسل و شفاعته

چرا شفاعت شرک نیست؟

نظر شما چیه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سید موسوی , moosavirad
سید موسوی - 22:47 1390/11/16
90

احادیث و سیره صحابه درباره طلب شفاعت

محدث معروف «ترمذى» نویسنده یكى از صحاح اهل تسنن از انس نقل مى‏كند:

 «سالت النّبىّ ان یشفع لی یوم القیامة فقال انا فاعل قلت فاین اطلبك فقال على الصّراط ...» (سنن ترمذی ج4 ص 32 باب ما جاء فی شان الصراط) (انس مى‏گوید)، از پیامبر درخواست كردم كه در روز قیامت در حق من شفاعت كند وى پذیرفت و گفت شفاعت خواهم كرد گفتم كجا تو را پیدا كنم فرمود كنار صراط.

انس با ظرافت طبع از پیامبر گرامى درخواست شفاعت مى‏كند، وى نیز مى‏پذیرد و نوید عمل به او مى‏دهد.

 «سواد قارب» از یاران پیامبر است در ضمن اشعارى از پیامبر درخواست شفاعت مى‏كند و مى‏فرماید:

         فكن لی شفیعا یوم لا ذو شفاعة             بمغن فتیلا عن سواد بن قارب  

(قاموس الرجال ذیل ماده سواد)

اى پیامبر گرامى روز رستاخیز شفیع من باش روزى كه‏ شفاعت دیگران به حال سواد قارب مفید و سودمند نخواهد بود.

مردى به نام «تبع» از قبیله «حمیر» پیش از تولّد پیامبر شنیده بود كه به همین زودى پیامبرى از سرزمین عربستان از جانب خدا برانگیخته خواهد شد وى پیش از مرگ نامه‏اى تنظیم كرد و از نزدیكان خود درخواست نمود كه اگر روزى چنین پیامبر مبعوث به رسالت شد، نامه مرا به او برسانید. و در آن نامه چنین نوشته بود:

 «و ان لم ادركك فاشفع لی یوم القیامة و لا تنسنى» اگر عمرم وفا نكرد و پیش از درك تو درگذشتم، در آخرت درباره من شفاعت بنما و مرا فراموش مكن.

وقتى نامه به دست پیامبر رسید سه مرتبه فرمود:

 «مرحبا بتبع الاخ الصّالح»  (بحار ج 15 ص 314)

آفرین بر «تبع»، برادر صالح من.

هرگاه درخواست شفاعت شرك بود، هرگز پیامبر او را برادر خود نمى‏خواند و سه مرتبه بر او آفرین نمى‏گفت.

طلب شفاعت در حال ممات‏

این بخش از احادیث حاكى است كه طلب شفاعت از شفیع راستین در حال حیات و زندگانى او كاملا بى‏اشكال است.

از یك رشته روایات و احادیث استفاده مى‏شود كه صحابه پیامبر پس از وفات وى از روح پاك او طلب شفاعت مى‏كردند. از باب نمونه:

1- «ابن عباس» مى‏گوید: هنگامى كه امیر مؤمنان از غسل و كفن پیامبر فارغ گردید روى او را باز كرد و گفت:

 «بابى أنت و امّى طبت حیّا و طبت میّتا ... و اذكرنا عند ربّك ...»  

پدر و مادرم فداى تو، در حال حیات و ممات پاك و پاكیزه هستى، از ما پیش پروردگار خود یادى بفرما.

2- هنگامى كه پیامبر گرامى درگذشت، ابو بكر در منزل چهره او را باز كرد و بوسید و گفت پدرم و مادرم فداى تو باد، در حال حیات و ممات پاك و پاكیزه هستى از ما پیش پروردگار خود یاد كن و به خاطر داشته باش(کشف الارتیاب ص 265)

روایات مذكور مى‏رساند كه در طلب شفاعت میان حال حیات و ممات شفیع تفاوتى نیست. پس با توجه به این آیات و روایات، و سنت جارى در میان مسلمانان در تمام اعصار، موضوع درخواست شفاعت به صورت یك مسأله بدیهى در مى‏آید كه هرگز نباید درباره آن كوچكترین شك و تردیدى به خود راه داد. گذشته از این، صحابه پیامبر پس از درگذشت او، از او طلب دعا مى‏كردند، و اگر درخواست دعاء پس از وفات وى صحیح باشد، طلب شفاعت نیز كه یك نوع درخواست دعاء است صحیح خواهد بود .

 

فاطمه صادقی , ashege_sard
فاطمه صادقی - 21:41 1390/07/16
89

توسل امام شافعی به ابوحنیفه + عکس کتاب

وقتی زیارت قبر ابوحنیفه و توسل به او جایز هست!!


شافعی، رهبر و امام فقه شافعی می گفت: من هر روز می رفتم كنار قبر ابوحنیفه و به قبر او تبرك می جستم. وقتی مشكلی برای من پیش می آمد، كنار قبر او دو ركعت نماز می خواندم و متوسل می شدم و حاجتم برآورده می شد


سمعت الشافعی یقول : إنی لأتبرك بأبی حنیفة وأجئ إلى قبره فی كل یوم - یعنی زائرا " - فإذا عرضت لی حاجة صلیت ركعتین وجئت إلى قبره وسألت الله تعالى الحاجة عنده


تاریخ بغداد - الخطیب البغدادی - ج 1 - ص 135- دار الكتب العلمیة

السیف الصقیل رد ابن زفیل - السبكی - پاورقى ص 182- مكتبة زهران

حاشیة رد المحتار - ابن عابدین - ج 1 - ص 59- دار الفكر



Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com


حال عزیزان وهابیت یک سوال؟

مگر نمی گویید. کسی که زیارت قبور کند و توسل کند به صاحب قبر مشرک هست.

ببخشید نظرتون در مورد امام شافعی چیه؟

إنی لأتبرك بأبی حنیفة - ابوحنیفه- توسل شافعی- زیارت قبور- سالت تعالی الله- الحاجه عنده


حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 15:05 1390/06/3
88
نقل قول از : حامد ربانی

آقای اسلام ایران، فکر می کنید، منظور از مردگان در آیه ای که شما به آن اشاره کرده اید، چه کسانی هستند؟ شاید بهتر باشد که کمی بیشتر با قرآن آشنا شوید.

اولا که بنده در سابق برایتان نوشتم که طبق قرآن توسل ما به اهل بیت(ع) ، توسل به زندگان است.

ثانیا: منظور از مردگان در آیه ای که شما بیان کرده اید، کسی نیست که دیگر نفس نمی کشد. بلکه از منظر قرآنی، زندگی اصلی، حیات معنوی است.

آن جا که قرآن شرط حیات را عمل صالح بیان می کند، منظور کدام حیات است؟

مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً (نحل 97)

آنجا که قرآن، خود را فقط برای زندگان معرفی می کند، کدام گروه را غیر زنده می شمارد؟

لِیُنْذِرَ مَنْ كانَ حَیًّا وَ یَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرینَ (70 یس)تا كسانى را كه [به عقل و هوش و استعداد] زنده‏اند هشدار دهد، و فرمان عذاب بر كافران محقق و ثابت شود.

اجابت دعوت خدا و رسول که سبب زنده شدن شمرده شده، کدام زندگانی را مد نظر دارد؟

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما یُحْییكُمْ (انفال 24) اى كسانى كه ایمان آورده‏اید اجابت كنید خدا و رسولش را زمانى كه شما را مى‏خوانند بدانچه زنده‏تان مى‏سازد.

ثالثا : عدم شنوایی از نظر قرآن برای چه کسانی است؟

وَ مَثَلُ الَّذینَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذی یَنْعِقُ بِما لا یَسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ (171بقره)

مَثَل كافران، مثَل حیوانى است كه كسى در گوش او آواز كند، و او جز بانگى و آوازى نشنود. اینان كرانند، لالانند، كورانند و هیچ درنمى‏یابند.

وقتی قرآن از کوری سخن می گوید، منظور کدام چشم است؟

أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُالَّتی‏ فِی الصُّدُورِ (46حج) آیا در زمین سیر نمى‏كنند تا صاحب دلهایى گردند كه بدان تعقل كنند و گوشهایى كه بدان بشنوند؟ زیرا چشمها نیستند كه كور مى‏شوند، بلكه دلهایى كه در سینه‏ها جاى دارند كور باشند.

آیا قرآن توضیح نداده که منظورش از کرانی که نمی شنوند، چه کسانی است؟ آیا مردگانی که شما می گویید، توان راه رفتن نیز دارند که بخواهند پشت کنند؟ آیا شما خجالت نمی کشید که آیه قرآن درباره مردگان را به پیامبر(ص) نسبت می دهید؟ آیا سخن شما توهین بزرگی به پیامبر(ص) نیست؟

 فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى‏ وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرینَ (روم52)  تو نمى‏توانى صداى خود را به گوش مردگان برسانى، و نه سخنت را به گوش كران هنگامى كه روى برگردانند و دور شوند.

قرآن عدم توانایی بر شنیدن دعوت پیامبر (ص) را ثمره گناه می داند:

نَطْبَعُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَسْمَعُونَ (100اعراف) و بر دلهایشان مهر مى‏نهیم تا نتوانند بشنوند

آیات در این باره بسیار زیاد است که من با آیه ای از سوره فصلت این قسمت را تمام می کنم:

بَشیراً وَ نَذیراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا یَسْمَعُونَ (4فصلت)در حالى كه بشارت‏ده و بیم‏رسان است و در عین حال بیشترشان از آن رویگردانیده در نتیجه آن را نمى‏شنوند

رابعا: آیا تاکنون این روایت را ندیده اید که :

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله دستور داد: كشته هاى مشركان را در چاه بدر بریزند. وقتى اجساد آنان در میان چاه ریخته شد، آن حضرت بر دهانه چاه ایستاد و خطاب به كشتگان كرد و آنان را با نام ، یك به یك صدا زد و فرمود: اى عتبه ، شیبه ، امیه ، ابوجهل ...! شما بد همسایگان ، بد همجواران ، بد بستگان و خویشانى براى رسول خدا بودید، مرا تكذیب كردید و دیگران تصدیقم كردند، ... در این موقع ، گروهى از مسلمانان از جمله عمر، گفتند: یا رسول الله ! آیا كسانى را كه مرده اند و سرهاى آنها از بدنهایشان جدا شده است صدا مى زنید؟ آیا آنان خطاب شما را مى فهمند؟ فرمود: ساكت باشید، سوگند به خدا، شما از آنان شنواتر نیستید، آنها فقط قدرت بر جواب ندارند.

حقا که امام شما عمر است و شباهت ادعای شما، با سخن پیشوایتان عمر نیز بسیار جالب است!

كَذلِكَ قالَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ (بقره 118) جاهلانى هم كه قبل از ایشان بودند نظیر این سخنان را مى‏گفتند. دلهاى اینان با آنان شبیه بهم است


آقای صدرا علوی

من خیلی با سنی ها بحث داشتم. معمولا وقتی کاملا به بن بست می رسن، غیبشون می زنه و بعد که آبها از آسیاب افتاد، دوباره همون حرفها!

حالا که آقای اسلام ایران (که عرض کردم اسم گذاری از باب  زلفعلی نامیدن کچل ) غیبشان زده، توصیه می کنم شما بحث های قبل را مطالعه کنید، تا سخنان ایشان را تکرار نکنید.

من با آیات قرآن نشان دادم که منظور از کران و مرده در این آیه، کر و مرده حقیقی یعنی لجبازان در مقابل حقیقت است.  و نسبت دادن این آیات به پیامبر (ص) قطعا گناهی است که باید جوابگویش باشید.

قرآن صریحا می گوید که شهدا زنده هستند و شما ائمه را مرده معرفی می کنید!

شما آیاتی که صریحا پشت کرده گان را کر و مرده نامیده است را به پیامبر (ص) نسبت می دهید!!!

آیا شما در صورت اعتقاد به این سخن، می توانید مسلمان نامیده شوید؟

 

کر حقیقی و مرده کسی است که حق را بشنود و برنتابد! صم بکم عمی فهم لایرجعون

صدرا علوی , sadra1390
صدرا علوی - 01:52 1390/06/3
87
إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ﴿نمل/۸۰﴾

فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ﴿روم/۵۲﴾

تو نمى توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى و نمى توانى كران را هنگامى كه روى بر مى گردانند و پشت مى كنند صدا كنى !


وَمَا یَسْتَوِی الْأَحْیَاء وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ یُسْمِعُ مَن یَشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ ﴿فاطر/۲۲﴾

و زندگان و مردگان یكسان نیستند خداست كه هر كه را بخواهد شنوا مى ‏گرداند و تو كسانى را كه در گورهایند نمى ‏توانى شنوا سازى.
--------------------

اگر موافقید كه ما میتوانید از ائمه و پیغمبری كه فوت شده اند توسل كنید و چیزی بخواهیم جواب این دو آیه را بدهید .
علی کارشناس دینی , vana12
86

نکته ای بسیار اساسی که غالبا مورد غفلت واقع می شود ، حقیقت انسان و دو بعد جسمانی و روحانی اوست.        اگر چه همه ماترکیب انسان از این دو بعد را می دانیم ، اما معمولا در محاسبات خود آن را در نظر نمی گیریم. اما عالم مطلق و پروردگار حکیم ما ، هر دو جهت را برای ما در نظر گرفته و عبادات ما را ترکیبی از این دو کرده است.

در نماز که از مهم ترین عبادات ماست، برای بعد روحانی ، حضور قلب لازم است و برای بعد جسمانی حرکات و افعال خاص. و این دو به یکدیگر گره می خورند  و از هم جدا نیستند. مثلا خضوع و خشوع قلبی در حالت سجده بیشتر تحقق می یابد.

در حج که از مهم ترین عبادات مسلمانان است، دریایی از رمز و راز، به افعالی جسمانی گره می خرد. وقوف در بیابان ها و پوشیدن احرام، برای جسم است، تا دل خود را در مواقف قیامت بیابد و ...

و چگونه می توانیم این دو جهت در هم تنیده را از هم جدا کنیم؟ ایا هیجان و شگفت زدگی ، از سنخ ادراکات روح نیست؟ پس چگونه قلب انسان را تحت تاثیر قرار می دهد و تپش آن را تند می کند؟

چرا در قرآن هنگامی که از شئون روح سخن گفته می شود، از واژه هایی نظیر قلب و صدر و ... سخن گفته می شود؟

با دقت و عدم غفلت نسبت به این مساله می یابیم که چرا باید در عبادت خود، جسم و روح را با یکدیگر حاضر کنیم.

و در نقل دینی نیز دقیقا این را می یابیم. چرا حضور در مسجد بهتر از عبادت در خانه است؟ چرا در بین مساجد، مسجد الحرام جایگاهی بسیار عالی تر دارد؟ چرا بوسیدن حجر الاسود، چنگ زدن به در خانه کعبه و ... همه مورد اهتمام و توجه بوده اند.

پس بنا نیست که فقط به عالم معنا نگاه کنیم و جسمانیات نیز در عبادات ما سهمی دارند. بوسیدن محلی که فرشتگان الهی خود را با آن تبرک می کنند، چگونه سبب قرب ما نشود؟

آیا خداوند جسمانیات  را موثر در احوالات ما نکرده است؟ آیا این قرآن نیست که از شفای چشمان یعقوب با پیراهن سخن می گوید؟ (فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِیرُ أَلْقاهُ عَلى‏ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیراً ؛ پس چون مژده رسان آمد، آن پیراهن را بر چهره او انداخت، پس بینا گردید. - یوسف ، آیه 96)

اگر توجه به هر امر جسمانی شرک بود، چرا پیامبر (ص) از آنها نهی نمی کرد؟

اصحاب پیامبر اكرم(ص) هنگام وضو گرفتن ایشان، هجوم مى‏آوردند تا هر كسى قطره‏اى از آب وضوى ایشان را به عنوان تبرّك برگیرد؛ به گونه‏اى كه نمى‏گذاشتند قطره‏اى از آب وضوى پیامبر(ص) بر زمین بریزد و اگر به كسى چیزى نمى‏رسید، از رطوبت دست دیگرى استفاده مى‏كرد. (صحیح بخارى، ج 1، ص 33 و ج 7، ص 50؛ مسند احمد، ج 4، ص 329 و 330.) سیره اصحاب، تبرّك جستن به ظرف غذاى پیامبر(ص)، چاه‏هایى كه آن حضرت از آن آب نوشیده‏اند و... - چه در زمان حیات ایشان و چه بعد از رحلت ایشان - بوده است . (صحیح بخارى، ج 3، ص 35؛ كتاب المغازى؛ فضائل اصحاب النبى، باب مناقب على بن ابیطالب؛ صحیح مسلم، كتاب الجهاد السیر، ح 132؛ صحیح مسلم، كتاب الحج، ح 323 و 326؛ مسند احمد، ج 5، ص 68)

اگر سنیان این مسائل را مردود می دانند، چگونه دو شخصیت اصلی آن ها ( ابوبکر و عمر) برایشان مهم بوده که در جوار پیامبر (ص) دفن شوند؟

البته بین شیعه و سنی در مساله توسل و تبرک اختلافی نیست و این فرقه وهابیت است که سعی در از بین بردن تمام مظاهر و شعائر الهی داشته است. و الا برای یک مسلمان روشن است که شعائر را باید بر پا داشت:

مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ (32حج)

كسانى كه شعایر خدا را بزرگ مى‏شمارند كارشان نشان پرهیزگارى دلهایشان باشد.

حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 15:33 1390/05/24
85

اقا سعید بهتر نیست ابتدا ملاک شرک بودن یک عمل را به دست آورید و سپس به دنبال تشخیص مصادیق شرک بروید؟

فکر می کنید فرق شرک با بت پرستی چیه؟

بنده در نوشته های قبلی به آن اشاره کرده ام و مناظره پیامبر (ص) با بت پرستان را نوشته ام. به شماره 9 در همین بحث نگاه بیندازید.

حسین تبار   , nasim14
حسین تبار - 01:14 1390/05/24
84
نقل قول از : سعید دولی بولی

خوب حرف های شما قبول .

اینكه مردم توی همین حرم امام رضا روزی هزار بار دره ورودی امام رضا رو میبوسن چی میگین ؟
اینكه پارچه میبندن به ضریح و ازش درخواست دارن چی ؟
اینكه ضریح رو میبوسن چی ؟

اینا هم توسله یا شرك و نوعی بت پرستی ؟

با سلام دوست  عزیز جناب سعید آقا ...فکر میکنم که  بنابراین  اینکه ما نیاز به توسل به امامان برای رسیدن  به حقیقت یعنی الله داریم  هم عقیده ایم  وشما هم قبول  فرمودین.... جای  تحسین داره..

اما  اینکه  پس  مردم  و برخی   بی  خبران  چه میکنند  ... این ربطی به  اسلام(قرآن  و سیره  معصومین )نداره. برادر...
بوسیدن  ضریح  از آن جهت  که آهن  و چوب  و...  هیچ ارزشی نداره...
بلکه  از آن جهت  که  مدفن  بدنی مطهر  و پاک است  دارای ارزش  واعتبار است. وگرنه سنگ و چوب  چه برای  خانه خدا  بکاررود  وچه برای  ساخت بت کده ..هر دو بظاهر یکی است  ...اما  آنی که  ارزش میده  حقیقت  خانه خدا ست  که در  کعبه  و مسجد  و مراقد  انوار ائمه  علیهم السلام هست  ولی در بت کده ها نیست ...
اینها  توسل  به  این  ضریح درحقیقت نیست بلکه توسل به  روح  شریفی است  که  با بدن  این قبر  بوده واین بدن  با آن روح  خدا را عبادت  میکرده...
شرک  و بت پرستی هم نیست. زیرا  آیا شما دیدین  که   یک شیعه  واقعی بیاید  بگوید  ای آهن  و  چوب  و...(ضریح) تو ، به من  شفا بده  و...؟؟؟

یا  همش  میگویند: ای امام  رضا  تو از خدا بخواه ،  مثلا  ایمانم را  قوی کنه و... ؟



امیدوارم  به پاسختان رسیده باشید.
موفق باشید

حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 15:09 1390/05/23
83

چند مطلب دیگر که باید در مقابل مطالب دوستان گفت اینکه :

1-توسل به معنای یاد گرفتن راه نیست. بلکه ما علاوه بر اینکه باید از امام راه را بیاموزیم، باید آن ها را وسیله نزدیک شدن به خدا نیز قرار دهیم. اگر فقط آموختن راه از معصومین کفایت می کند، پس چرا واجب است که آنها را دوست داشته باشیم؟ آیا نمی توان کسی را دوست نداشت و راه را از او آموخت؟

قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ (شوری 23)بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزدیكانم (اهل بیتم‏)

آیا پرداخت نکردن مزد رسالت پیامبر(ص) جایز است؟ چگونه می توان در مقابل کسی که سعادت جاودان ما را بیان کرده، ظلم کرد؟

و جالب این جاست که فرموده اند، این مزد فایده به حال خودمان است:قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُ (سبا 47)

آیا هر کس که نجوای صمیمانه با اهل بیت ندارد، گناهکار نیست؟

در حالی که دوست داشتنشان واجب است و آنها نیز زنده هستند!

2-اگر چیزی را متوجه نمی شویم، سریع تکذیب نکنیم!

بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ یُحیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا یَأْتِهِمْ تَأْویلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَیْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمینَ (39 یونس)

چیزى را دروغ شمردند كه به علم آن احاطه نیافته بودند و هنوز از تأویل آن بى‏خبرند. كسانى كه پیش از آنان بودند نیز پیامبران را چنین به دروغ نسبت دادند. پس بنگر كه عاقبت كار ستمكاران چگونه بوده است.

مبارزه با خرافات بسیار خوب است. اما نباید با جهل به مبارزه با خرافات پرداخت! که ریشه خرافات همین جهل است!

اگر شما لباستان بوی بدی بدهد، دو کار می توانید بکنید: الف) شستن لباس ب) عطر زدن به آن

وقتی گناه کرده اید، یا توبه کنید که بوی گند گناه از شما دور شود.

یا چیزی همراه کنید (مثل عطر و ادکلن) که بوی بد گناه را بپوشاند.

وقتی گناه کرده اید، می توانید با بردن اسم اهل بیت و پیامبر (علیهم السلام)  === توسل ، بوی گند گناه را مخفی کنید. و خودتان را به استجابت نزدیک کنید

حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 14:43 1390/05/23
82

آقا سعید

اظهار نظر کردن راجع به مسائل دینی ، حتما باید با اطلاع و احاطه علمی باشه. و الا به تحریف دین منجر می شه.

شما خیلی راحت می فرمایید که هیچ کدام از ائمه به امام قبلی توسل نکردن!

من یک جستجوی خیلی سریع کردم، فقط درخواست به عبارت " بحق محمد" حدود 500 حدیث داریم! چند تاش رو ببینید:

الكافی     2     549    باب الدعاء فی أدبار الصلوات ..... 

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد

الكافی     2     562    باب الدعاء للكرب و الهم و الحزن و ا

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِی‏

الكافی     2     576    باب الدعاء فی حفظ القرآن .....  ص :

أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِیِّكَ وَ رَسُولِكَ وَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِكَ وَ صَفِیِّكَ وَ مُوسَى كَلِیمِكَ وَ نَجِیِّكَ وَ عِیسَى كَلِمَتِكَ وَ رُوحِكَ وَ أَسْأَلُكَ بِصُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَ تَوْرَاةِ مُوسَى وَ زَبُورِ دَاوُدَ وَ إِنْجِیلِ عِیسَى وَ قُرْآنِ مُحَمَّدٍ ص‏

الكافی     2     584    باب دعوات موجزات لجمیع الحوائج للدن

بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ بِحَقِّ الْأَوْصِیَاءِ بَعْدَ مُحَمَّدٍ

الكافی     8     304    حدیث أبی ذر رضی الله عنه .....  ص :

بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ فَاطِمَةَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمْ

وسائل‏الشیعة     7     98    37- باب استحباب التوسل فی الدعاء بم

بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْن‏

وسائل‏الشیعة     7     99    37- باب استحباب التوسل فی الدعاء بم

أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْن‏

وسائل‏الشیعة     7     100    37- باب استحباب التوسل فی الدعاء بم

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بحقِّ مَّحمدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع‏

حسین تبار   , nasim14
حسین تبار - 12:50 1390/05/23
81
نقل قول از : سعید دولی بولی

دوستای خوبم
من به امامات و اینكه بهشون توسل كنیم اعتقاد دارم
حتی همین صحبتی كه نسیم یار عزیز هم كردن قبول دارم
كه فرمودن یعنی ما وسیله‎ هستیم از طرف خداوند برای مردم.

اما حرفه من اینه
تا وقتی زنده بودن و در دنیا بودند این حرف درست بود
نه الان كه از دنیا رفته اند
دنیای زندگان با مردگان خیلی فرق داره


من توی حرم امام رضا در همین باب به طور كلی كه اولا میگن كسی كه دعاهاش زود مستجاب میشه گناهكاره درسته ؟ و كسی كه دیر مستجاب میشه آدم خوبیه. و بحث توسل به پیامبر و ائمه رو هم ازش پرسیدم

از روحانی ای پرسیدم. میدونید به من چی جواب داد؟وقتی انسان گناهكار دعا میكنه از دهانش بوی بد میاد !
خدا هم كه عجابتش نمیكنه اینم هی دعا می كنه !



فرشته ها به خدا میگن خدایا یا خواسته ی این رو زود بده یا یه پرده بین ما و او بگذار كه بوی دهنش خفمون كرد !!!!!!
بعد دیگه صداش نمیرسه ! اینجا باید بره سراغ ائمه و از اونها بخواد كه به خداوند بگن و چون پاك هستند و ...

اینجا باید بگم آخه فرضا حرفه تو درست !
خوده خدا گوش نمیده به حرفش به خاطر بوی بدش !
پیغمبر چه گناهی كرده بوی بده اینو تحمل كنه ؟!!!

بعدشم شما تا حالا دیدین توی حدیثی امامی از امام قبل از خودش كه پدرش میشه و فوت كرده چیزی خواسته باشه؟؟؟؟

اونا همش از خدا میخواستن نه از پدرشون یا جدشون كه امام علی هست !
من تا حالا ندیدم امام جعفر صادق در هیج جایی حتی حدیث های جعلی گفته باشه یا علی لطفا به خدا بگو فلان كارو برام انجام بده !
همیشه از خدا خواستن !
خوده ائمه از امامان فوت شده قبلشون نمیخواستن چیزی از خدا میخواستن
اونوقت من بیام از ائمه بخوام ؟
چرا از خدا نخوام ؟
یعنی خدا اینقد بی عدالته و خشن و عصبی كه پرده بندازه صدای منه گناهكار بهش نرسه ؟




یا سلام دوست عزیز  جنای سعید  وتشکر از واقع نگری  تان  و تنفر از  خرافات گری!!
خوب  پس الحمد لله  قبول دارین که  : توسل به امامان  مانعی نداره .
دراینجا یک نکته را  اضافه  کنم که :
توسل  الزاما به این معنی نیست که  ما بگوئیم ای  امام  علی  تو از خدا بخواه به من فلان حاجت را بده.
بلکه  معنی توسل  همانطوریکه  عرض  کردم اینه که :  ما از طریق  امامان معصومین که انوار قدسی اند  ودر صراط  مستقیم ،  راه  چگونه  رسیدن به خدا را یاد بگیریم مثلا در دعای  کمیل  امام  علی راه  بندگی را  درمقابل  خدا به ما یاد میده  که : ..وانا عبدک الضعیف ..
خدایا من بنده ضعیف توام... که حتی مثلا  توان  مقابله  با  پشه را هم گاهی ندارم  تا چه رسد به اینکه  مغرور به دنیا  باشم  داعیه فرعونیت کنم و  دیگران را به بندگی وبردگی خود  به اجبار  واکراه وادارم....
یا امام  سجاد  به ما یاد میدهد که  چگونه نماز بخوانیم  و...
یا امام  صادق  به ما یاد میدهد گه  چگونه به  خدا اعتقاد داشته باشیم ..تا اینکه  مانند اهل سنت  معتقد به  رویت  خدا در قیامت و..نشویم زیرا خدا جسم نیست و موجود  غیر جسمانی وغیر مادی قابلیت  دیدن با ابزار  جسمی چون چشم ندارند...
اینها  معنای  توسل است برادر.....
اما  اینکه  فرمودین:  توسل به انها دردنیا  درست ولی بعد از فوتشان  صحیح نیست ....
ببینید حتما  با من  موافقید که ارزش  و انسانیت انسان به  جسم او نیست بلکه به  هویت و انسانیت  و شخصیت  و روحانیت اوست... به همین دلیل  خداوند درقرآن  می فرماید:  ولا تحسبن الذین قتلوا  فی سبیل الله  امواتا بل  احیاء  عند ربهم یرزقون (سوره  آلعمران آیه 169) یعنی -حتی- گمان هم نکنید  کسانی  را  که درراه خدا  کشته شده اند  مرده اند  بلکه آنان  زنده اند  و درنزد خدا روزی  میخورند.
ویا  می فرماید: ولا تقولوا  لمن یقتل فی سبیل الله  اموات بل احیاء ولکن لا تشعرون.(سوره بقره آیه 154) یعنی - حتی - برزبان هم نیاورید شهدای درراه خدا  مرده اند  بلکه آنان  زنده اند  ولی  شما  نمی فهمید. (چون در حجاب  مادیت  گرفتارید!)
پس میبیند که :
1-  هم از نظر وحی وقرآن  شهدا  وبلکه مردگان  جسمانی زنده اند  .
2-هم از نظر علم   امروزی  هیچ موجودی  معدوم نمیشود  بلکه از  حالی به حال دیگر تغییر میکند(اصل بقاء ماده)براساس قانون لاوازیه.
3- هم  همه  ما میبینیم که  حتی مادیها هم  روحانیتی برای مردگان  قائلند!
دراین صورت  امامانی که زنده اند  ودارند روزی خدا را میخورند و  از  دائره  حجاب مادیت  بیرون رفتند  و در زمان  ومکان  مادی  محصور نیستند  چه  فرقی دارد  که ما به قول شما به زنده اونها(دردنیا) توسل  کنیم یا به  زنده  اونها (از نظرقرآن) هرچند جسم مادیشان نزد ما نباشد؟!!
ودر خصوص  عدم توسل  امامی به امام  قبلش ....
باید  عرض  کنم که :  امام  کسی استکه  جانشین  پیامبر خدا باشه وآن نیست جز انسان کامل  النفس  ...  دراین صورت فرقی نداره  که امام  علی باشه یا امام  صادق باشه  یا امام  مهدی علیهم السلام زیرا  کلهم نور واحد  همشان  یک نورند   و کمبودی ندارند تا از  دیگری بگیرند...این ما انسانهای  نیاز به تعلیم  هستیم که هرآن درمعرض سقوط از جاده  مستقیم  خدائیم لذا نیاز به توسل وراهنما داریم.

واما  اینکه  فرمودین:
از روحانی ای پرسیدم. میدونید به من چی جواب داد؟وقتی انسان گناهكار دعا میكنه از دهانش بوی بد میاد !
خدا هم كه عجابتش نمیكنه اینم هی دعا می كنه !

////////////
باید عرض  کنم  برادر:  نه هرکه سربتراشد قلندری داند....
اینکه  هر  روحانی که شمادیدین چیزی گفت  برای شما حجت باشد  این  درست نیست ..
چنین  پاسخ از هرکسی باشد غلط  فاحش است  
زیرا اولا: باید علم  را بقول قرآن از اهل ذکر پرسید واز  کسی  که تخصص در مباحث  دینی وقرآنی داشته باشد.
ثانیا:  سخنان او راباید  بنقل  معصوم:  به قرآن تطبیق  دهیم  اگر  موافق قرآن بود  فبها وگرنه  آن سخن  هیچ ارزشی نداره  وباید(درسطل )خرافات جای داد..
قرآن  درآیات متعدد  درباره ارزش توبه وتوبه کاران  سخن میگوید از جمله می فرماید:ان الله  یحب التوابین (سوره بقره آیه 222) یعنی خدا  کسانی را که همواره توبه میکنند دوست دارد.
خوب برادر  توبه ما  قطعا از  گناه است .  پس خدا گناه کار توبه کننده را دوست دارد.
1- این چه بنده ای ایستکه  دهانش بوی بد دارد  و محبوب خداست ؟!!
2- واساسا  اگر  مثلا  پا گناه کرده چه ربطی به دهان دارد که باید بد بوباشد؟!!
3- اینکه او هی دعا کنه وخدا اجابت نکنه  دراین صورت  چه سودی برای دعا کردن؟!! درحالی که قرآن فرمود: قال ربکم ادعونی استجب لکن.... مرا دعا کنید تا اجابتتان کنم.

پس میبینید که  اینگونه پاسخ  گفتن ارزشی برای  شنیدن ندارد.
اینجاست که  معنی توسل  وتکیه به  امامان  معصوم  روشن میشه تا  هر  کسی از  ظن خود  دین  ومردم را به بیراهه نبرد
امیدوارم  به پاسخهای خود رسیده باشید
موفق وسربلند باشید



حسین تبار   , nasim14
حسین تبار - 00:47 1390/05/23
80
نقل قول از : سعید دولی بولی

نقل قول از : نسیم یار

نقل قول از : سعید دولی بولی

سلام حامد جون
من تمام ترجمه های این آیه رو پیدا كردم كه در لینك زیر موجود میباشد
http://tadabbor.org/Default.aspx?page=tadabbor&SOID=5&AYID=35
بیشتر مترجمان اینگونه ترجمه كرده اند :
ترجمه فولادوند
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خدا پروا کنید و به او [توسل و] تقرب جویید و در راهش جهاد کنید، باشد که رستگار شوید
دقت كنید گفته به او [توسل و] تقرب جویید نگفته به امام یا پیامبر توسل جویید .
گفته به خوده خداوند.
 با سلام دوست  عزیز..
 اینگونه ترجمه  که شما گذاشتید  نادرست است زیرا اگر  مراد این بود  باید  قرآن میفرمود:  و ابتغوا الیه... یعنی به او تقرب بجوئید.
و یا باید میگفت:  و توسلوا  الیه ...یعنی به او توسل جوئید ...دقیقا  آنچه شما  ترجمه گردید این  دو مورد میشود.
واگر هر ترجمه ای 
از هر کسی اینگونه باشد   آن ترجمه نادرست است.
برای ما ملاک  نظر افراد نیست بلکه  خود قرآن  است.
ترجمه صحیح  از خود عبارت  قرآن این است:  وابتغوا الیه الوسیلةَ ... یعنی و برای رسیدن به او(خدا) از  وسیله استفاده کنید.
حال  وسیله در روایات  به امامان  تفسیر شده  از جمله  امام علی علیه السلام که فرمود: نحن الوسیله ..ما  وسیله  رسیدن شما به خدا هستیم... یعنی اگر  امامان نباشند  مردم گمراه میشوند. وبت هوای نفسشان را با خدا اشتباه میگیرند.

سلام خسته نباشین
ممنون از پاسخ خوبتون .
ترجمه از فولادوند هست كه جز معروف ترین مترجمان قرآن هستند .

فكر نمی كنید امام علی منظورشون امامانه حاظر در دنیا بوده است ؟
چرا اون وسیله رو نماز و دعا نمیگویید ؟

قابل قبول تر هستند

با سلام دوست  گرامی جناب  سعید...
این برداشت  شما  نادرست است زیرا  از خود امام معصوم نقل شده  که درتفسیر آیه  :یا ایّها الّذینَ امنو اتَّقُوا الله و ابتَغوا الیه الوسیلة و جاهدوا فی سبیله لَعلَّکُم تُفلِحون (سوره مائده آیه 35)
فرمود:نحن الوسیلة فی القرآن؛ یعنی ما وسیله‎ هستیم از طرف خداوند برای مردم.
در واقع این وسیله همان توسل به حضرات معصومین(علیهم‎السلام) است.
دوست   گرامی..  آیا  سخن از این صریحتر هم  میخواهید  که  هم منطور ار وسیله را  دقیق  معین کند  وهم  اینکه  انسانها  دررسیدن به خدا نیاز به  توسل به  اولیاء الله  دارند؟؟
البته که  قرآن  و تقوا  و جهاد  و... همه  وسیله  رسیدن به خدایند.
اما سخن ما این است  قرآن  ناطق  ائمه هستند  و تقوا وجهاد  جز از  طریق ارائه از انسانهای معصوم صحتش  یقین آور نیست ..
بنابراین  به فکر  ما : منطقی ترین راه  اینه که : قرآن  و  جهاد  و  تقوا  و ..هر وسیله  که از  راه  مستقیم امامت ارائه گردد  وسیله  رسیدن به خدایند.
موفق باشید.

حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 15:42 1390/05/22
79

توسل به اولیاء الهی برای تقرب جستن به خدا، سیره مشترک مسلمانان است که وهابی ها، در این زمینه بر خلاف امت اسلامی اقدام می کنند. کسانی که با قتل و غارت مکه را تصاحب کرده و خون ریزی های فراوانی در سرزمین های اسلامی به راه انداختند.

وهابی ها همان کسانی هستند که بارها و بارها توسط علمای سنی، فتوا بر کفرشان صادر شده بود. که امروز با توطئه هایی این مساله را  از یادها محو کردند.

 

1-از عایشه در باره خوارج نقل شده است كه پیامبر فرمود :هم شرّ الخلق والخلیقة ، یقتلهم خیر الخلق والخلیقة ، وأقربهم عند اللّه وسیلة .

خوارج، بدترین خلائق هستند ، آن‌ها را بهترین فرد از میان خلائق كه نزدیك‌ترین وسیله به خداوند است ، خواهد كشت .(مراد حضرت علی علیه السلام  است .)

شرح نهج البلاغة ، ج2 ، ص267 به نقل از مسند احمد ؛ که امروز در مسند احمد نیست. چون دستان خائن، این روایات ها را از کتاب های اهل سنت حذف می کنند .

المناقب ، ابن المغازلی شافعی ، ص56 ، ح 79.

 

2- در زمان عمر بن الخطاب قحطی آمد ، بلال بن حارث آمد كنار قبر پیامبر عرضه داشت :امت تو نابود شدند ، از خدای عالم باران رحمت طلب كن .بعد پیامبر به خوابش آمد و گفت برو پیش عمر و سلام مرا به او برسان و به او خبر بده كه باران رحمت نازل خواهد و به او بگو كه نسبت به مردم بذل و بخششت بیشتر باشد . این شخص آمد خدمت عمر . عمر خیلی گریه كرد كه ما قابل این سلام نبودیم . و گفت : هیچ خدمتی را نسبت به مسلمانان كه از دستم بر بیاید كوتاهی نخواهم كرد .

 ابن حجر  عسقلانی‌ از استوانه های علم رجال اهل سنت در آخر  می گوید : سند این حدیث صحیح است .

فتح الباری ، ج2 ، ص412

3- «امام مالك » درحرم پیامبر به منصور دوانیقی گفت: «هو وسیلتك و وسیلة ابیك آدم؛ آن حضرت وسیله توست همان‌گونه كه وسیله پدرت آدم بوده است». (زینی دحلان، 1364ش، ص157).

حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 15:14 1390/05/22
78

آقا اسلام ایران (بر سیره زلفعلی نامیدن کچلان)

1-شاید تعصب مانع دیدن شما شده است و برای همین علیرغم توضیح مجدد، هنوز توانایی درک آن چه مطالعه می کنید را ندارید. و فکر می کنید که آنچه خوانده اید ، صرفا سیاهه هایی بر روی صفحه بودند.

خوب بود درک کنید که کسی در پی اثبات زنده بودن پیامبر (ص) نبوده است. (البته مگر اینکه منظورتان همان قضیه عمر باشد که در قبل ذکر کردم)

آنچه بیان شده و چشمان بسته نمی تواند آن را ببیند، این است که : آنچه در سوره فاطر بیان شده، فرق بین زنده دلان و لج بازان است. و حقیقت این ماجرا در این بحث نیز دیده می شود که زنده دلان تابع حق هستند و لج بازان ، دچار کوری شده اند و جز سیاهی نمی توانند ببینند:

مثل كسانى كه كافر شدند مثل آن چوپانى است كه بر گوسفندان خود نهیب مى‏زند و چیزهایى مى‏گوید كه گوسفندان نمى‏فهمند تنها صدایى و ندایى از او مى‏شنوند، كر و گنگ و كورند و در نتیجه راهى براى تعقل ندارند (171بقره)

البته بحث زنده بودن اهل بیت نیز بسیار روشن است و جز تکذیب کنندگان قرآن کسی این مطلب را تکذیب نمی کند:

وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ (154بقره) و به كسى كه در راه خدا كشته شده مرده مگویید بلكه اینان زنده‏هایى هستند ولى شما درك نمى‏كنید.

2- مقایسه عمل ما با بت پرستان، همان سخن بت پرستان است در مناظره با پیامبر(ص) و یکسانی سخن شما با سخن بت پرستان نشانه امری است که در آیه ذیل بیان شده است:

جاهلانى هم كه قبل از ایشان بودند نظیر این سخنان را مى‏گفتند. دلهاى اینان با آنان شبیه بهم است (بقره118)

در نوشته شماره 9 همین بحث، مناظره پیامبر (ص) با بت پرستان را نوشته ام، زمانی که بت پرستان عمل خود را شبیه عمل مسلمانان می دانند:

 در مقابلش به قصد تقرّب بخداوند سجده مى‏كنیم. همچون سجده فرشتگان بر آدم، كه به قصد تقرّب به خدا بود، چنان كه سجده شما در محرابهاى مسجد، به قصد آن است كه به محاذات كعبه‏اید. و در مقابل كعبه نیز به نیّت پروردگار با عظمت و جلال عبادت و سجده مى‏كنید، نه خود كعبه‏ ( احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏1، ص:35)

و برای مطالعه جواب پیامبر (ص) می توانید به نوشته شماره 9 همین بحث مراجعه کرده و تصمیم بگیرید که با بت پرستان هم نوا شوید یا اینکه حقیقت را بپذیرید.

3- بیان قرآن از زبان شما ایمان به آن نیست. بلکه کفر به آن است. به دلیل این ایه:

چرا به بعضى از كتاب ایمان مى‏آورید و به بعضى دیگر كفر مى‏ورزید و پاداش كسى كه چنین كند بجز خوارى در زندگى دنیا و اینكه روز قیامت بطرف بدترین عذاب برگردد چیست؟ و خدا از آنچه مى‏كنید غافل نیست (85بقره)

شما ایات قرآن را دست چین کرده و به قسمتی که مطابق کفرتان است، تمسک می کنید. و الا می فهمید که نهی خدا در جایی است که بدون اذن او کسی واسطه قرار داده شده است

بگو: آیا شما (با این عقائد خود) مى‏خواهید به خدا از چیزى خبر دهید كه در آسمانها و زمین از وجود آن خبر ندارد (18 یونس)

و در جایی که اذن الهی باشد، واسطه قرار دادن نه تنها جایز ، بلکه لازم است:

از در توبه نزد تو آمده بودند، و از خدا طلب آمرزش كرده بودند، و رسول برایشان طلب مغفرت كرده بود مى‏دیدند كه خدا توبه پذیر و مهربان است، (64 نساء)

در این ایه صریحا استغفار پیامبر (ص) برای بخشیده شدن لازم شمرده شده است.

مگر اینکه شما بفرمایید واسطه قرار دادن پیامبر (ص) شرکی بوده است که در زمان حیات ایشان جایز بوده و پس از رحلتشان این شرک حرام شده است!!!

حامد ربانی , 678hamed
حامد ربانی - 14:42 1390/05/22
77

آقا سعید دولی بولی سلام

چند مطلب خدمتتان عرض میکنم:

1- همانگونه که روشن شد و آقا رضا مفصل فرمودند، بحث نماز و ... منافاتی با توسل به اهل بیت ندارد. و سخن شما مثل این است که بگوییم، چون نان انسان را سیر می کند پس نباید برنج خورد!

2-دوستانی که به شما جواب می دهند برای هر قسمت از مطالبشان سندی از قرآن و حدیث بیان می کنند. اما شما هیچ دلیلی از دین نمی آورید. و مطالبی را به دین نسبت می دهید. آیا فکر نمی کنید اسم عمل شما تحریف باشد؟

مثلا شما می فرمایید توسل با نماز قابل قبول تر است! چرا قابل قبول تر است؟ دلیلی دارید؟

یا مثلا شما به چه دلیلی تصور می کنید که دست ائمه و پیامبر از عالم ما کوتاه است و آن ها مثل بقیه رفتگان هستند؟؟!!!

3-در همان لینکی که شما قرار دادید حداقل 7 ترجمه بود که به طلب کردن وسیله ای اشاره کرده بودند. شما چطور فقط ترجمه فولادوند را ملاک گرفته اید و آن را نظر اکثر نیز دانسته اید؟

4- شما درباره مثالی که بنده بیان کرده بودم و بحث توسل را به کمک آن توضیح داده بودم، هیچ اظهار نظری نکردید!

5- و نکته آخر اینکه خوب است توجه کنید همه فرقه های اسلامی غیر از وهابی ها به توسل اشکالی نداشته اند و وهابی ها هم گروهی هستند که ابتدا همه آنها را تکفیر کردند و برای همین آن ها مجبور به فتح!!!! مکه شدند و در این راه عده بسیاری مسلمان کشتند! بد نیست جنایات وهابیت را ببینیم و نگذاریم آن ها خودشان را در پشت اشکال به توسل مخفی کنند.

 

رضا پ , jeycutler
رضا پ - 03:06 1390/05/22
76
نقل قول از : سعید دولی بولی

چرا اون وسیله رو نماز و دعا نمیگویید ؟
قابل قبول تر هستند
عزیز من عین تفسیر این ایه رو برات میذارم تا شما خودتون قضاوت کنید ، که وسیله شامل همه این چیزایی که شما گفتید هم میشه (تفسیر نمونه) فقط سعی کنید کامل بخونید

یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جَهِدُوا فى سبِیلِهِ لَعَلَّكمْ تُفْلِحُونَ‏(35)


ترجمه:


35 -اى كسانى كه ایمان آورده‏اید پرهیزگارى پیشه كنید و وسیله‏اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائید و در راه او جهاد كنید باشد كه رستگار شوید .


تفسیر:حقیقت توسل


در این آیه روى سخن به افراد با ایمان است و به آنها سه دستور براى رستگار شدن داده شده : نخست مى‏گوید : اى كسانى كه ایمان آورده‏اید : تقوا و پرهیزگارى پیشه كنید .


(یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله ) .


سپس دستور مى‏دهد كه وسیله‏اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائید ( و ابتغوا الیه الوسیلة) .


و سرانجام دستور به جهاد در راه خدا مى‏دهد .



تفسیر نمونه ج : 4ص :364


(و جاهدوا فى سبیله) .


و نتیجه همه آنها این است كه در مسیر رستگارى قرار گیرید .


(لعلكم تفلحون) .


موضوع مهمى كه در این آیه باید مورد بحث قرار گیرد دستورى است كه در باره انتخاب وسیله در این آیه به افراد با ایمان داده شده است .


وسیله در اصل به معنى تقرب جستن و یا چیزى كه باعث تقرب به دیگرى از روى علاقه و رغبت مى‏شود مى‏باشد .


بنابراین وسیله در آیه فوق معنى بسیار وسیعى دارد و هر كار و هر چیزى را كه باعث نزدیك شدن به پیشگاه مقدس پروردگار مى‏شود شامل مى‏گردد كه مهمترین آنها ایمان به خدا و پیامبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) و جهاد و عبادات همچون نماز و زكات و روزه و زیارت خانه خدا و همچنین صله رحم و انفاق در راه خدا اعم از انفاقهاى پنهانى و آشكار و همچنین هر كار نیك و خیر مى‏باشد .


همانطور كه على (علیه‏السلام‏) در نهج البلاغه فرموده است : ان افضل ما توسل به المتوسلون الى الله سبحانه و تعالى الایمان به و برسوله و الجهاد فى سبیله فانه ذروة الاسلام ، و كلمة الاخلاص فانها الفطرة و اقام الصلاة فانها الملة ، و ایتاء الزكاة فانها فریضة واجبة و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب و حج البیت و اعتماره فانهما ینفیان الفقر و یرحضان الذنب ، و صلة الرحم فانها مثراة فى المال و منساة فى الاجل ، و صدقة السر فانها تكفر الخطیئة و صدقة العلانیة فانها تدفع میتة السوء و صنائع المعروف فانها تقى مصارع الهوان ... یعنى : بهترین چیزى كه به وسیله آن مى‏توان به خدا نزدیك شد ایمان به خدا و پیامبر او و جهاد در راه خدا است كه قله كوهسار اسلام است ، و همچنین جمله اخلاص ( لا اله الا الله ) كه همان فطرت توحید است ، و بر پا داشتن نماز كه آئین اسلام است ، و زكوة كه فریضه واجبه است ، و روزه ماه رمضان كه سپرى است در برابر گناه و كیفرهاى الهى ، و حج و عمره كه فقر و پریشانى را دور مى‏كند و گناهان را مى‏شوید ، و صله رحم كه ثروت را زیاد و عمر را طولانى مى‏كند ، انفاقهاى پنهانى كه جبران گناهان مى‏نماید و انفاق آشكار كه مرگهاى ناگوار و بد را دور مى‏سازد و كارهاى نیك كه انسان را از سقوط نجات مى‏دهد .

و نیز شفاعت پیامبران و امامان و بندگان صالح خدا كه طبق صریح قرآن باعث تقرب به پروردگار مى‏گردد ، در مفهوم وسیع توسل داخل است ، و همچنین پیروى از پیامبر و امام و گام نهادن در جاى گام آنها زیرا همه اینها موجب نزدیكى به ساحت قدس پروردگار مى‏باشد حتى سوگند دادن خدا به مقام پیامبران و امامان و صالحان كه نشانه علاقه به آنها و اهمیت دادن به مقام و مكتب آنان مى‏باشد جزء این مفهوم وسیع است .


و آنها كه آیه فوق را به بعضى از این مفاهیم اختصاص داده‏اند در حقیقت هیچگونه دلیلى بر این تخصیص ندارند ، زیرا همانطور كه گفتیم وسیله در مفهوم لغویش به معنى هرچیزى است كه باعث تقرب مى‏گردد .


لازم به تذكر است كه هرگز منظور این نیست چیزى را از شخص پیامبر یا امام مستقلا تقاضا كنند ، بلكه منظور این است با اعمال صالح یا پیروى از پیامبر و امام ، یا شفاعت آنان و یا سوگند دادن خداوند به مقام و مكتب آنها ( كه خود یكنوع احترام و اهتمام به موقعیت آنها و یك نوع عبادت است ) از خداوند چیزى را بخواهند این معنى نه بوى شرك مى‏دهد و نه بر خلاف آیات دیگر قرآن است و نه از عموم آیه فوق بیرون مى‏باشد .


(دقت كنید)


تفسیر نمونه ج : 4ص :366


قرآن و توسل


از آیات دیگر قرآن نیز به خوبى استفاده میشود كه وسیله قرار دادن مقام انسان صالحى در پیشگاه خدا و طلب چیزى از خداوند به خاطر او ، به هیچوجه ممنوع نیست و منافات با توحید ندارد ، در آیه 64 سوره نساء مى‏خوانیم : و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما : اگر آنها هنگامى كه به خویشتن ستم كردند ( و مرتكب گناهى شدند ) به سراغ تو مى‏آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش مى‏كردند و تو نیز براى آنها طلب عفو مى‏كردى ، خدا را توبه‏پذیر و رحیم مى‏یافتند .


و نیز در آیه 97 سوره یوسف مى‏خوانیم كه : برادران یوسف از پدر تقاضا كردند كه در پیشگاه خداوند براى آنها استغفار كند و یعقوب نیز این تقاضا را پذیرفت .


در آیه 114 سوره توبه نیز موضوع استغفار ابراهیم در مورد پدرش آمده كه تاثیر دعاى پیامبران را در باره دیگران تایید مى‏كند و همچنین در آیات متعدد دیگر قرآن این موضوع منعكس است .


روایات اسلامى و توسل


از روایات متعددى كه از طرق شیعه و اهل تسنن در دست داریم ، نیز به خوبى استفاده مى‏شود كه توسل به آن معنى كه در بالا گفتیم هیچگونه اشكالى ندارد ، بلكه كار خوبى محسوب مى‏شود ، این روایات بسیار فراوان است و در كتب زیادى نقل شده و ما به عنوان نمونه به چند قسمت از آنها كه در كتب


تفسیر نمونه ج : 4ص :367


معروف اهل تسنن مى‏باشد اشاره مى‏كنیم:


1 -در كتاب وفاء الوفاء تالیف دانشمند معروف سنى سمهودى چنین مى‏خوانیم كه : مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پیشگاه خداوند از پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) و از مقام و شخصیت او ، هم پیش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش ، هم در عالم برزخ ، و هم در روز رستاخیز ، سپس روایت معروف توسل آدم را به پیامبر اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) از عمر بن خطاب نقل كرده كه : آدم روى اطلاعى كه از آفرینش پیامبر اسلام در آینده داشت به پیشگاه خداوند چنین عرض كرد : یا رب اسئلك بحق محمد لما غفرت لى .


خداوندا به حق محمد (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) از تو تقاضا مى‏كنم كه مرا ببخشى .


سپس حدیث دیگرى از جماعتى از راویان حدیث از جمله نسائى و ترمذى دانشمندان معروف اهل تسنن به عنوان شاهد براى جواز توسل به پیامبر در حال حیات نقل مى‏كند كه خلاصه‏اش این است : مرد نابینائى تقاضاى دعا از پیامبر براى شفاى بیماریش كرد ، پیغمبر به او دستور داد كه چنین دعا كند : اللهم انى اسئلك و اتوجه الیك بنبیك محمد نبى الرحمة یا محمد انى توجهت بك الى ربى فى حاجتى لتقضى لى اللهم شفعه فى .


خداوندا من از تو به خاطر پیامبرت پیامبر رحمت تقاضا مى‏كنم و به تو روى مى‏آورم اى محمد ! بوسیله تو به سوى پروردگارم براى انجام حاجتم متوجه مى‏شوم خداوندا او را شفیع من ساز .



تفسیر نمونه ج : 4ص :368


سپس در مورد جواز توسل به پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) بعد از وفات چنین نقل مى‏كند كه مرد حاجتمندى در زمان عثمان كنار قبر پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) آمد و نماز خواند و چنین دعا كرد .


اللهم انى اسئلك و اتوجه الیك بنبینا محمد (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) نبى الرحمة ، یا محمد انى اتوجه بك الى ربك ان تقضى حاجتى .


خداوندا من از تو تقاضا مى‏كنم و بوسیله پیامبر ما محمد (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) پیغمبر رحمت به سوى تو متوجه مى‏شوم ، اى محمد من بوسیله تو متوجه پروردگار تو مى‏شوم تا مشكلم حل شود .


بعدا اضافه مى‏كند چیزى نگذشت كه مشكل او حل شد .


2 -نویسنده كتاب التوصل الى حقیقة التوسل كه در موضوع توسل بسیار سختگیر است 26 حدیث از كتب و منابع مختلف نقل كرده كه جواز این موضوع در لابلاى آنها منعكساست ، اگر چه نامبرده سعى دارد كه در اسناد این احادیث خدشه وارد كند ، ولى واضح است كه روایات هنگامى كه فراوان باشند و به حد تواتر برسند جائى براى خدشه در سند حدیث باقى نمى‏ماند و روایاتى كه در زمینه توسل در منابع اسلامى وارد شده است ما فوق حد تواتر است و از جمله روایاتى كه نقل مى‏كند این است كه : ابن حجر مكى در كتاب صواعق از امام شافعى پیشواى معروف اهل تسنن نقل مى‏كند كه به اهل بیت پیامبر توسل مى‏جست و چنین مى‏گفت : آل النبى ذریعتى و هم الیه وسیلتى ارجو بهم اعطى غدا بید الیمین صحیفتى خاندان پیامبر وسیله منند آنها در پیشگاه او سبب تقرب من مى‏باشند امیدوارم به سبب آنها فرداى قیامت نامه عمل من به دست راست


تفسیر نمونه ج : 4ص :369


من سپرده شود .


و نیز از بیهقى نقل مى‏كند كه در زمان خلافت خلیفه دوم سالى قحطى شد بلال به همراهى عده‏اى از صحابه بر سر قبر پیامبر آمد و چنین گفت : یا رسول الله استسق لامتك ... فانهم قد هلكوا ... اى رسول خدا ! از خدایت براى امتت باران بخواه ... كه ممكن است هلاك شوند .


حتى از ابن حجر در كتاب الخیرات الحسان نقل مى‏كند كه امام شافعى در ایامى كه در بغداد بود به زیارت ابو حنیفه مى‏رفت و در حاجاتش به او متوسل مى‏شد ! و نیز در صحیح دارمى از ابى الجوزاء نقل مى‏كند كه سالى در مدینه قحطى شدیدى واقع شد ، بعضى شكایت به عایشه بردند ، او سفارش كرد كه بر فراز قبر پیامبر روزنه‏اى در سقف ایجاد كنند تا به بركت قبر پیامبر از طرف خدا باران نازل شود ، چنین كردند و باران فراوانى آمد ! .


در تفسیر آلوسى قسمتهاى زیادى از احادیث فوق را نقل كرده و پس از تجزیه و تحلیل طولانى و حتى سختگیرى در باره احادیث فوق در پایان ناگزیر به اعتراف شده و چنین مى‏گوید : بعد از تمام این گفتگوها من مانعى در توسل به پیشگاه خداوند به مقام پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) نمى‏بینم چه در حال حیات پیامبر و چه پس از رحلت او ، و بعد از بحث نسبتا مشروحى در این زمینه ، اضافه مى‏كند توسل جستن به مقام غیر پیامبر در پیشگاه خدا نیز مانعى ندارد به شرط اینكه او حقیقتا در پیشگاه خدا مقامى داشته باشد .



تفسیر نمونه ج : 4ص :370


و اما در منابع شیعه موضوع به قدرى روشن است كه نیاز به نقل حدیث ندارد .


چند یادآورى لازم


در اینجا لازم است به چند نكته اشاره كنیم:


1 -همانطور كه گفتیم منظور از توسل این نیست كه كسى حاجت را از پیامبر یا امامان بخواهد بلكه منظور این است كه به مقام او در پیشگاه خدا متوسل شود ، و این در حقیقت توجه به خدا است ، زیرا احترام پیامبر نیز به خاطر این است كه فرستاده او بوده و در راه او گام بر داشته و ما تعجب مى‏كنیم از كسانى كه این گونه توسل را یك نوع شرك مى‏پندارند در حالى كه شرك این است كه براى خدا شریكى در صفات و اعمال او قائل شوند و این گونه توسل به هیچوجه شباهتى با شرك ندارد .


2 -بعضى اصرار دارند كه میان حیات و وفات پیامبر و امامان فرق بگذارند ، در حالى كه گذشته از روایات فوق كه بسیارى از آنها مربوط به بعد از وفات است ، از نظر یك مسلمان ، پیامبران و صلحاء بعد از مرگ حیات برزخى دارند ، حیاتى وسیعتر از عالم دنیا همانطور كه قرآن در باره شهداء به آن تصریح كرده است و مى‏گوید آنها را مردگان فرض نكنید آنها زندگانند


3 -بعضى نیز اصرار دارند كه میان تقاضاى دعاء از پیامبر ، و بیان سوگند دادن خدا به مقام او ، فرق بگذارند ، تقاضاى دعا را مجاز و غیر آن را ممنوع بشمارند در حالى كه هیچگونه فرق منطقى میان این دو دیده نمى‏شود .


4 -بعضى از نویسندگان و دانشمندان اهل تسنن مخصوصا وهابیها


تفسیر نمونه ج : 4ص :371


با لجاجت خاصى كوشش دارند تمام احادیثى كه در زمینه توسل وارد شده است تضعیف كنند و یا با اشكالات واهى و بى اساس آنها را به دست فراموشى بسپارند ، آنها در این زمینه چنان بحث مى‏كنند كه هر ناظر بى‏طرفى احساس مى‏كند كه قبلا عقیده‏اى براى خود انتخاب كرده ، سپس مى‏خواهند عقیده خود را به روایات اسلامى تحمیل كنند ، و هر چه مخالف آن بود به نوعى از سر راه خود كنار بزنند ، در حالى كه یك محقق هرگز نمى‏تواند چنین بحثهاى غیر منطقى و تعصب آمیزى را بپذیرد .


5 -همانطور كه گفتیم روایات توسل به حد تواتر رسیده یعنى به قدرى زیاد است كه ما را از بررسى اسناد آن بى‏نیاز مى‏سازد ، علاوه بر این در میان آنها روایت صحیح نیز فراوان است با این حال جائى براى خرده‏گیرى در پاره‏اى از اسناد آنها باقى نمى‏ماند .


6 -از آنچه گفتیم روشن مى‏شود كه روایاتى كه در ذیل این آیه وارد شده و مى‏گوید : پیغمبر به مردم مى‏فرمود : از خداوند براى من وسیله بخواهید و یا آنچه در كافى از على (علیه‏السلام‏) نقل شده كه وسیله بالاترین مقامى است كه در بهشت قرار دارد ، با آنچه در تفسیر آیه گفتیم هیچگونه منافاتى ندارد زیرا همانطور كه مكرر اشاره كردیم وسیله هر گونه تقرب به پروردگار را شامل مى‏شود و تقرب پیامبر به خدا و بالاترین درجه‏اى كه در بهشت وجود دارد یكى از مصداقهاى آن است .


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.