| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
178
|
1155
|
91/3/11 (20:48)
|
|
||
|
|
304
|
2169
|
91/3/11 (21:40)
|
|
||
|
|
22
|
81
|
91/3/12 (12:28)
|
|
||
|
|
257
|
297
|
91/3/12 (11:32)
|
|
||
|
|
328
|
560
|
91/3/12 (10:49)
|
|
||
|
|
1892
|
8157
|
91/3/12 (02:33)
|
|
||
|
|
85
|
64
|
91/3/11 (22:35)
|
|
||
|
|
80
|
130
|
91/3/11 (21:16)
|
|
||
|
|
1895
|
7351
|
91/3/11 (20:13)
|
|
||
|
|
52
|
69
|
91/3/11 (20:08)
|
|
||
|
|
608
|
6997
|
91/3/11 (17:55)
|
|
||
|
|
172
|
215
|
91/3/11 (12:50)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
91/3/11 (12:13)
|
|
||
|
|
629
|
4502
|
91/3/10 (19:22)
|
|
||
|
|
1171
|
5633
|
91/3/10 (17:06)
|
|
||
|
|
183
|
508
|
91/3/8 (21:35)
|
|
||
|
|
685
|
2435
|
91/3/6 (15:26)
|
|
||
|
|
311
|
1133
|
91/3/6 (12:05)
|
|
||
|
|
85
|
117
|
91/3/3 (16:31)
|
|
||
|
|
204
|
977
|
91/3/3 (00:36)
|
|

به نام حضرت دوست
دوستان میتوانند سوالات شرعی و احکام رو در این بخش مطرح نمایند.
دانشجویانی که در شهری غیر از وطن خود تحصیل میکنند از دو صورت زیر خارج نیستند:
1) یا کثیر السفر هستند یعنی زیاد رفت و آمد دارند، مثلا حد اقل هفتهای یک بار به طور منظم تردد دارند.
2) یا کثیر السفر نیستند و گاهگاهی به شهر خود سفر میکنند.
به فتوای رهبری چه کثیر السفر باشد یا نباشد، نمازش شكسته و روزهاش صحیح نیست.
اگرچه این بخش از سوال شما کاملا روشن نیست(آیا مسائل حد ترخص هم باید در نظر گرفت؟) ، اما یکی ازشرایط مسافربودن وشکسته خواندن این است: كه به حد ترخص برسد یعنى از وطنش (یا جایى كه قصد كرده ده روز در آنجا بماند) به قدرى دور شود كه دیوار شهر را نبیند و صداى اذان آن را نشنود ولى باید در هوا، غبار یا چیز دیگرى نباشد كه از دیدن دیوار و شنیدن اذان جلوگیرى كند و لازم نیست به قدرى دور شود كه منارهها و گنبدها را نبیند ، یا دیوارها هیچ پیدا نباشد، بلكه همین قدر كه دیوارها كاملًا معلوم نباشد كافى است .
توضیح المسائل مراجع، ج 1، ص 686، مسئله 1312 و 1313. و ص 716 .
2. اگر احساس خطر کنید ، از مواردی است که مجازید نماز را بشکنید ودفع ضرر کنید وسپس نماز را از ابتدا ؛ یعنی نیت وتکبیرة الاحرام شروع نمایید.
سلام علیکم
هریک از نمازها، یک وقت مخصوص و یک وقت فضیلت دارد وبین دووقت مخصوص ، وقت مشترک می باشد.مثلا وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است ، تا وقتى كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد ، كه اگر كسى مثلا نماز عشا را سهوا در این وقت بخواند باید بعد از نماز مغرب نماز عشا را دوباره بخواند . ووقت مخصوص نماز عشا موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده كه اگر كسى تا این موقع نماز مغرب را عمدا نخواند باید اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند. و بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا وقت مشترك نماز مغرب و عشا است. وقت مخصوص و مشترك ، براى اشخاص فرق مىكند ، مثلا اگر باندازه خواندن دو ركعت نماز از اول ظهر بگذرد ، وقت مخصوص نماز ظهر كسى كه مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترك مىشود ، وبراى كسى كه مسافر نیست ، باید به اندازه خواندن چهار ركعت نماز بگذرد .
وقت فضیلت نماز ظهر از اذان ظهر تا موقعی است كه سایه شاخص(شاخص است و سیله ای است صاف مانند قطعه چوب صاف یا میله آهنی صاف که آن برای تشخیص وقت ظهر در زمین هموار بطور عمودى فرو می کنند كند، صبح كه خورشید بیرون مى آید سایه آن به طرف مغرب مى افتد و هر چه آفتاب بالا آید این سایه كمى شود، هنگامى كه سایه به آخرین درجه كمّى رسید موقع ظهر است و همین كه رو به زیادى گذارد و سایه به سوى مشرق برگشت اوّل وقت نماز ظهر و عصر است .) به اندازه خود شاخص شود (منظور سایه ای است كه از ظهر به بعد پیدا میشود) که زمانش یک ساعت وچهل دقیقه از هنگام اذان ظهر است.و وقت فضیلت عصر از موقعی است كه شاخص به اندازه خود آن است تا موقعی كه به اندازه دو برابر آن شود؛ یعنی وقت فضیلت نماز عصر دو ساعت و پنجاه دقیقه بعد از اذان ظهر شروع می شود و چهل و دو دقیقه ادامه دارد. و وقت فضیلت نماز مغرب از غروب است تا ناپدید شدن حمره مغربیه (یعنی رنگ سرخی كه بعد از غروب آفتاب در مغرب ظاهر میشود؛)؛ یعنی وقت فضیلت اذان مغرب پنجاه و یک دقیقه از زمان اذان مغرب ادامه دارد. و وقت فضیلت نماز عشا از موقعی است كه سرخی مزبور ناپدید میشود تا یك سوم از شب؛ یعنی وقت فضیلت نماز عشا پنجاه و یک دقیقه بعد از اذان مغرب شروع می شود وسه ساعت و ده دقیقه ادامه دارد. و وقت فضیلت نماز صبح از اول طلوع فجر، یعنی سپیده صبح است تا موقعی كه هوا کمی روشن شود؛ یعنی وقت فضیلت نماز صبح تا بیست و یک دقیقه بعد از اذان صبح ادامه دارد .(1)
1.آیت الله ناصر مكارم شیرازی، توضیح المسائل، مسئله 695. ونرم افزار سایت نجومی آیت الله سیستانی .
البته نظر اکثر مراجع بر این است که فضیلت نماز عصر ، از بعد از خواندن نماز ظهرهم شروع می شود و هچنین فضیلت عشاء از بعد از خواندن نماز مغرب هم شروع می گردد ؛ از اینرو چنانچه کسی نماز ظهر وعصر همچنین نماز مغرب وعشاء را با هم بخواند ، فضیلت هردو نماز را درک کرده ونمازها را در اول وقت خوانده است(1)
1.تحریر الوسیلة ، امام خمینی، کتاب الصلوة، فصل فی مواقیت الیومیة، مسئله 6 .
دلیل و گواه ما بر جواز جمع میان دو نماز احادیثی است که از پیشوای ششم حضرت صادق(ع) نقل شده است و مرحوم شیخ حرّ عاملی این احادیث را در کتاب خود(1) گرد آورده است.
ولی باید توجه داشت که تنها محدّثان شیعه نیستند که احادیث را نقل نمودهاند، بلکه محدّثان اهل تسنن نیز روایات مربوط به جواز جمع میان نمازها را ـ حتى در مواقعی که عذری در پیش نیست ـ از پیغمبر گرامی اسلامی(ص) نقل کردهاند و در حدود ده روایت در کتابهای معتبر خود از ابن عبّاس و معاذ بن جبل و عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عمر ذکر نمودهاند که نقل تمام جزئیّات آنها از حوصله این جواب بیرون است و فقط به برخی از آنها اکتفا میکنیم:
1ـ محدّث معروف جهان تسنن، احمد بن حنبل، در کتاب معروف خود از ابن عباس نقل میکند: «صلّى رسول الله(ص) الظهر و العصر جمیعاً، والمغرب والعشاء جمیعاً من غیر خوف ولا سفر؛(2) رسول خدا(ص) نمازهای ظهر و عصر، و مغرب و عشا را با هم در یک جا، بدون داشتن عذری مانند ترس از دشمن و مسافرت به جا آورد».(2)
2ـ باز همان محدّث از طریق جابر بن زید از ابن عبّاس نقل میکند: «من با پیامبر اکرم(ص) هشت رکعت نماز ظهر و عصر و هفت رکعت نماز مغرب و عشا را یک جا به جا آوردهام» و این حدیث از ابن عباس به عبارتهای گوناگونی نقل شده است.
3ـ و نیز در کتاب خود از عبدالله شقیق نقل میکند: «روزی ابن عباس برای مردم خطابهای ایراد میکرد و سخنرانی او به اندازهای طول کشید که ستارگان در آسمان پیدا شدند، مردی از «بنیتمیم» برخاست و به عنوان اعتراض گفت: الصلوه، الصلوه؛ اکنون وقت نماز مغرب است و ادامة سخن سبب میشود که وقت آن سپری گردد. ابن عبّاس به وی گفت: من به سنّت و روش پیامبر(ص) از شما آشناترم، میدیدم که پیامبر خدا نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشا را با هم میخواند. راوی میگوید من در این مطلب به شک و تردید افتادم، جریان را به ابوهریره گفتم. او گفتار ابن عبّاس را تصدیق کرد».(3)
4ـ محدّث معروف مسلم بن الحجاج القشیری متوفّای سال 261 هجری قمری، یک باب در صحیح خود به عنوان «جمع نماز در حضر» منعقد نموده و چهار روایت در این زمینه که سه روایت از آن به «ابن عباس» و یکی به «معاذ بن جبل» منتهی میگردد نقل نموده است؛(4) و مضمون این چهار حدیث با آنچه نقل کردیم یکی است و در این روایات به نکتة تازهای اشاره شده است و آن این که: وقتی راوی از علّت این جمع میپرسد، وی در پاسخ میگوید:«اراد أن لا یحرج امّته؛ خواست امّت خود را به زحمت و مشقّت نیفکند».
این تعلیل در روایات شیعه نیز وارد شده و در روایاتی که از امام صادق(ع) در این باب نقل شده، این نکته نیز موجود است.(5)
5ـ راویان این مسأله (جمع میان دو نماز) منحصر به ابن عبّاس و «معاذ» نیستند، «طبرانی» از «عبدالله بن مسعود» نقل میکند که پیامبر خدا میان نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا را برای این که امّت وی به زحمت نیفتند جمع نمود.(6)
عین این مطلب از عبدالله بن عمر نیز نقل شده است؛ وی میگوید: «پیامبر در حالی که مسافر نبود، میان دو نماز جمع نمود تا امّت وی در مشقّت نباشند».(7)
اینها قسمتی از احادیثی است که محدّثان اهل تسنن در کتابهای حدیث و تفسیر خود نقل کردهاند و همگی حاکی از این است که جدا خواندن نمازها امری مستحبی است و اگر روزی دیدیم که مراعات این مستحب به اصل ادای فریضه لطمه میزند، به دستور خود پیامبر میتوانیم ترک کنیم ـ یعنی هر دو را با هم به جا آوریم.
امروز در بسیاری از مناطق، وضع زندگی طوری تنظیم شده که مراعات این استحباب، موجب مشقّت شده است و چه بسا سبب میشود که گروهی از انجام اصل نماز سرباز زنند. در این موقع با الهام گرفتن از راهنمایی خود پیامبر، میتوان برای مراعات «اهم» مسألة تفریق وجدا خواندن را ترک نموده و هم اکنون بسیاری از فقهای اهل تسنن همین نظر را دارند،ولی به ملاحظاتی از اظهار نظر خودداری میکنند.(8)
پینوشتها:
1. وسائل الشیعه، کتاب الصلوه، بابهای مربوط به وقت نماز (باب 32 و 33).
2. مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 221.
3. مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 251 و قریب به این مضمون را زرقانی شارح کتاب «موطأ مالک» در شرح خود، ج 1، ص 263، آورده است.
4. صحیح مسلم، ج 2، ص 151.
5. وسائل الشیعه، کتاب صلوه، ابواب وقت، باب 32، حدیثهای 2، 3، 4 و 7.
6. شرح موطأ زرقانی، صفحه 263.
7. کنز العمّال، ج ، ص 242.
8. رساله الاسلام، سال هفتم، شمارة 20، ص 156.
چه کنم که ایمان قلبیم نسبت به نماز زیاد بشه و توجه درستی داشته باشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟سلام علیکم
اگرچه سوال شما به بخش اخلاق مربوط می شود ؛ اما بنده مطالبی را ارئه میدهم وبرای توضیح بیشتر می توانید از کارشناس محترم اخلاق سوال نمایید.
براى جمع شدن حواس باید با عوامل حواس پرتى
مبارزه كرد و عوامل حضور قلب در نماز رعایت شود.
به برخى عوامل حواس پرتى اشاره مىشود:
1- خیالپردازى:
برخى دائماً در خیال و توهم هستند. تخیلها انسان را به جاهاى مختلف مىبرد و در
هنگام عبادت ذهن را مشغول مىدارد، به طورى كه در یك نماز دو ركعتى به مسایل و
جاهاى مختلف رفته، تنها جایى كه حواسش نبوده، نماز است.
راه مبارزه با حواس پرتى ریشه كنى خیالپردازىها است. مبارزه با خیالپردازى آن
است كه قبل از نماز، تمرین و ممارست در حفظ قوه خیال و متمركز كردن آن صورت
مىگیرد، به این صورت كه در ابتدا تمرین كنیم تا فكر و خیال خود را به امور خاصى
مثل پرستش و نیایش تمركز دهیم و دائماً مواظبت نماییم خیال به جاى دیگر نرود.(2)
در نماز نیز باید با خیالپردازىها مبارزه شود، بدین معنا كه انسان تصمیم بگیرد
خیال خود را در نماز یا معناى نماز متمركز نماید و هر وقت كنترل آن از اراده انسان
خارج شد، دوباره برگرداند. امام راحل(س) مىنویسد: «طریقه رام نمودن آن (خیال) عمل
نمودن بر خلاف است و آن چنان است كه انسان در وقت نماز خود را مهیّا كند كه حفظ
خیال در نماز كند و آن را حبس در عمل نماید... در هر یك از حركات و سكنات و اذكار
و اعمال نماز ملتفت حال آن (قوه خیال) باشد...».(3)
2- دنیا پرستى:
یكى از عوامل مهم حواس پرتى در نماز دنیا پرستى است. متأسفانه این آفت
دامنگیر خیلى شده و آنان را از معنویّت و حضور قلب در نماز دور كرده است. برخى
چنان جذب دنیا شدهاند كه حتى هنگام نماز خواندن به فكر مال دنیا و زرق و برقهاى
آن هستند.
دنیا گرایى موجب مىشود كه انسان نتواند حواس خود را جمع كند و فكر خویش را متمركز
عبادت نماید.
امام راحل یكى از عوامل حواس پرتى در نماز را دنیا گرایى دانسته و ضرورت
مبارزه با آن را سفارش نموده است: «طالبان غیر حق، كه در نظر اهل معرفت، همه طالب
دنیا هستند... آنان كه حُبّ مال و ریاست در دل آنها است، در خواب نیز مطلوب خود
را مىبینند و در بیدارى به فكر محبوب خود به سر مىبرند و مادامى كه در اشتغال به
سر مىبرند، با محبوب خود هم آغوشند. و چون وقت نماز شود... فوراً متعلق به محبوب
خود (دنیا) مىشود، گویى تكبیرة الاحرام كلید در دكان، رافع حجاب بین او و محبوب
خود است.
یك وقت به خود مىآید كه سلام نماز را گفته، در صورتى هیچ توجه به آن نداشته و
همهاش را با فكر دنیا هم آغوش بوده، این است كه چهل، پنجاه سال نماز، ما را در دل
اثرى جز ظلمت و كدورت نیست».(4)
3- عوامل بیرونى:
یكى دیگر از عوامل حواس پرتى جذب شدن به عوامل بیرونى و ظاهرى است. اگر نماز گزار
در جایى قرار گیرد كه منظره جالب قرار دارد و یا چیزى را مىشنود كه مجذوب آن
مىشود، از خدا غافل شده و تمركز حواس ندارد. مگر ممكن است كسى هنگام نماز به
رادیو گوش دهد و یا به تصویر تلویزیون نگاه كند و تمركز حواس داشته باشد؟! شاید بر
همین اساس باشد كه در اسلام سفارش شده است نماز گزار مكان خلوت را گزینش نماید.
نمازگزار براى این كه هیچ چیز او را به خود جلب نكند، باید مكان خلوت و بى
منظرهاى را انتخاب كند. یكى از فقیهان مىنویسد: «از براى شخص ضعیف كه به اندك
چیزى كه چشمش مىبیند یا گوشش مىشنود، فكرش متفرق مىشود، علاج آن است... كه در
اتاق تاریكى نماز بخواند و یا آن كه در مقابل خود چیزى نگذارد كه نظر او را جلب
كند...».(5)
4- تعجیل در نماز:
یكى از عوامل حواس پرتى، تند خوانى و تعجیل در تمام نمودن نماز
است. علت سریع خواندن عدم اهتمام به نماز است؛ زیرا چنین افرادى تنها نماز را براى
رفع تكلیف مىخوانند، از این رو با كراهت و بى میلى عبادت را انجام مىدهند.
براى مبارزه با این آفت باید نماز با آرامش اقامه گردد. نمازگزار از نظر جسمى و
روانى باید بى حركت و كاملاً آرام باشد. پیامبر وقتى بر نماز مىایستاد، آرام و بى
حركت بود، چنان كه گویى بنایى ثابت یا عمودى قائم است.(6)
آن چه در حضور قلب مؤثر است، تلقین مىباشد، یعنى نمازگزار از ابتدا به خود تلقین
كند كه با توجه نماز بخواند و همواره آن را در ذهن خود مرور نماید.
نكته دیگر دقت در معانى اذكار و الفاظ نماز و مرور آن ابتدا در ذهن و سپس در قلب و
جان است.
5 – نماز را در اول وقت خواندن ، در حضور قلب موثر می باشد.
6- انسان قبل از نماز فکر کند که ممکن است این
آخرین نمازش باشد . در این صورت نماز را با توجه بیشتری می خواند.
پى نوشتها:
1. توضیح المسائل مراجع، ج 1، ص 653.مساله 1157 .
2. على اصغر عزیزى، علل و درمان حواسپرتى، ص 31 - 32.
3. امام خمینى، آداب الصلوة، ص 44.
4. همان، ص 48.
5. التنبیهات العلیه على وظایف الصلوة القلبیة، ص 110، با اقتباس از علل و درمان
حواس پرتى در نماز، ص 53.
6. بحارالانوار، ج 81، ص 265.