userinfo close

  ,

مرکز ملی پاسخگویی


pasokh

تاسیس: 2 اردیبهشت 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب مرکز ملی پاسخگویی - معاونان
لطفا: **** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد*** ادامه »
لطفا:
**** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد****
****متخصصان مرکز ملی پاسخگویی فعلا فرصت شرکت در مباحث دیگر کلوب ها رو ندارند لذا خواهشمندیم اگر لازم می دانید پاسخ سوالی از سوی متخصصان مرکز ارائه گردد آن سوال رو در بحث مربوط به خود طرح نمایید ****
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
178
1155
91/3/11 (20:48)
304
2169
91/3/11 (21:40)
22
81
91/3/12 (12:28)
257
297
91/3/12 (11:32)
328
560
91/3/12 (10:49)
1892
8157
91/3/12 (02:33)
85
64
91/3/11 (22:35)
80
130
91/3/11 (21:16)
1895
7351
91/3/11 (20:13)
52
69
91/3/11 (20:08)
608
6997
91/3/11 (17:55)
172
215
91/3/11 (12:50)
2
8
91/3/11 (12:13)
629
4502
91/3/10 (19:22)
1171
5633
91/3/10 (17:06)
183
508
91/3/8 (21:35)
685
2435
91/3/6 (15:26)
311
1133
91/3/6 (12:05)
85
117
91/3/3 (16:31)
204
977
91/3/3 (00:36)

عنوان بحث :: این بحث را 63 نفر دنبال می کنند.

پاسخگوی اعتقادی   , p_eteghadat

۩ ۞ پاسخگویی به سوالات اعتقادی (آرشیو 2)


با سلام و عرض ادب

دوستان میتوانند سوالات  عقیدتی و کلامی خود را در این بحث مطرح نموده پاسخ خود را در اسرع وقت دریافت بفرمایند .


پاسخ به سوالات اعتقادی

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
پاسخگوی اعتقادی   , p_eteghadat
1974
نقل قول از : هادی الف

با سلام
من یه سوالی تو ذهنم که سالهاست بهش فکر میکنم و جوابی پیدا نکردم
اونم اینه من تو یه مراسمی از سخنران حدیثی شنیدم به این مضمون که در اواخر
عمر پیامبر ایشون برای امت خودش در آخرت نگران بوده و نمیخواستن که امتشون جلوی امتهای دیگه رسوا بشن و گناهانشون معلوم بشه نهایتا کار به اونجا میرسه که خدا به پیامبر میگه من حتی نمیگذارم که توی پیامبر هم از گناهای امتت خبردار بشی.
اولا:آیا این حدیث درسته؟
ثانیا:اگر درسته پس چططورر میشه که امام زمان از اعمال و رفتار ما با خبر باشه چون ظاهرا با این حدیث منافات داره؟
با تشکر



سلام

جواب سوال در تاپیک جدید درج خواهد شد.

هادی الف , hadi91
هادی الف - 21:25 1391/02/30
1973
با سلام
من یه سوالی تو ذهنم که سالهاست بهش فکر میکنم و جوابی پیدا نکردم
اونم اینه من تو یه مراسمی از سخنران حدیثی شنیدم به این مضمون که در اواخر
عمر پیامبر ایشون برای امت خودش در آخرت نگران بوده و نمیخواستن که امتشون جلوی امتهای دیگه رسوا بشن و گناهانشون معلوم بشه نهایتا کار به اونجا میرسه که خدا به پیامبر میگه من حتی نمیگذارم که توی پیامبر هم از گناهای امتت خبردار بشی.
اولا:آیا این حدیث درسته؟
ثانیا:اگر درسته پس چططورر میشه که امام زمان از اعمال و رفتار ما با خبر باشه چون ظاهرا با این حدیث منافات داره؟
با تشکر


پاسخگوی اعتقادی   , p_eteghadat
1972

ضمن عرض ادب و احترام:

دوستان با توجه به محدودیت تاپیک های کلوب و عدم مکان درج پست بعد از 2000، تاپیک جدیدی برای سوال های اعتقادی ایجاد شد که می توانید به آن مراجعه کرده و سوال خود را مطرح نمایید.

در تاپیک جدید در خدمتتان هستم.

http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/pasokh/topicid/2373833#topic

پاسخگوی اعتقادی   , p_eteghadat
1971
نقل قول از : حسین حسین

بنام خدا

با سلام و خسته نباشید به همه مسولین این سایت

من یک  مسلمون شیعه و عضو یه خانواده تقریبا مذهبی هستم ولی یک سوال یه مدت هست که برام مطرح شده و اون این هست که مشکل احتلاف  و افتراق بین مسلمونها  یه مساله ای بوده که پیامبر اسلام در همون زمان حیاتشون از بابت اون واهمه داشتند و اون رو یگانه تهدید برای دین اسلام قلمداد میکردند ولی با این وجود اقدام عملی خاصی برای جلوگیری از اون نکردند مثلا در احادیثی که از ایشون مورد وثوق هر دو انشعاب مسلمونها هست خیلی در لفافه به ولایت حضرت علی اشاره کردند مثلا در جریان عید غدیر ایشون به جای کاربرد یه لغت که معنی دوگانه داره(ولی) میتونستن یه لغت درست و حسابی تر که لب جریان رو حتی بعد از یک ملیون سال به خوبی به نسل های بعد منتقل کنه ، به کار ببرن. یا اینکه به جای اونکه ما توی نقطه ها و زیر و زبر قرآن دنبال ادله ولایت اهل بیت بگردیم، میشد  یه کمی صریح تر تو قرآن از ائمه یاد بشه راستش رو بخواین به نظر من پیامبر تو این قضیه پیامبرگونه رفتار نکرده.

    

با عرض سلام و احترام

شاید بتوان به افراد حق داد که مساله امامت و خلافت را خیلی واضح ندانند و ابهام هایی در آن داشته باشند. اما نسبت دادن این ابهام ها به عمل رسول (ص) یا بیان قرآن، غلط است. چون ابهام ها و تردیدها، نتیجه فتنه انگیزی دوران بعد از رسول (ص) است.

حضرت علی (ع) می فرمایند: همانا آغاز پدید آمدن فتنه‏ها، هوا پرستى،  و بدعت گذارى در احكام آسمانى است، ... پس اگر باطل با حق مخلوط نمى‏شد، بر طالبان حق پوشیده نمى‏ماند، و اگر حق از باطل جدا و خالص مى‏گشت زبان دشمنان قطع مى‏گردید. امّا قسمتى از حقّ و قسمتى از باطل را مى‏گیرند و به هم مى‏آمیزند ، آنجاست كه شیطان بر دوستان خود چیره مى‏گردد و تنها آنان كه مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند یافت. (نهج البلاغه خطبه 50)

این حقی که به عنوان رنگ و لعاب باطل استفاده شده، عده ای را دچار شبهه می کند و اگر افراد بتوانند رنگ و لعاب را کنار بزنند و اصل ماجرا را ببینند، مساله واضح است. مساله امامت فقط با جواب دادن به یک سوال ساده حل می شود و آن اینکه: آیا خدای متعال راضی می شود که رهبری امت مومن، به دست فردی خطا کار باشد؟

با جواب دادن به این مساله و مسلم بودن عدم عصمت ابوبکر و عمر و التزام اهل سنت به این مساله و عصمت اهل بیت (علیهم السلام) مساله ای باقی نمی ماند!

 

از سویی کسانی که در زمان رسول (ص) بودند، در حدیث غدیر ابهامی نمی دیدند! پیامبر (ص) در آن گرما آن ها را متوقف کرده بود و دهها هزار نفر را گرد آورده بود تا در آخرین سفر حج خویش، سخنانش را برای امت بگوید. در خطبه خود از ولایت خویش می پرسد و می فرمایند: َ أَ لَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ؟ اینجا روشن است که معنای ولایت، دوستی نیست! بلکه سرپرستی و زعامت است و در پس این جمله می فرمایند: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا مَوْلَاه (رک: إعلام الورى بأعلام الهدى، ص 165) برای همین همه فهمیدند که بحث ولایت است و در بعد از خطبه پیامبر (ص) با شعار بخ بخ به امیر المومنین (ع) رو کرده و با ایشان بیعت کردند!

«عمر پس از این فرمایش رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) به علی (علیه السلام) این گونه تبریك گفت: افتخار، افتخار اى ابوالحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاى دیگرى هستی. » (الغزالی، أبو حامد محمد بن محمد، سر العالمین وكشف ما فی الدارین، ج 1، ص 18، باب فی ترتیب الخلافة والمملكة، تحقیق: محمد حسن محمد حسن إسماعیل وأحمد فرید المزیدی، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1424هـ 2003م.)

البته ماجرا منحصر در غدیر نبود که پیامبر (ص) از روز اول و در حدیث یو الدار نیز تکلیف را مشخص کرده بودند! آنجا که ابتدای دعوت علنی است، پیامبر (ص) مساله جانشینی را مطرح می کند و علی (ع) جانشین پیامبر (ص) معرفی می شود.

و این مسیر تا روز آخر عمر مبارک پیامبر (ص) ادامه می یابد، که قضیه قلم و دوات رخ می دهد و فتنه جویان، به پیامبر (ص) جسارت کرده و اجازه نوشتن وصیت کتبی نمی دهند.

در این بین نیز چیزی فروگذار نشده بود! از آنجا که پیامبر (ص) چند ماه مستمر، هر روز بر در خانه علی (ع) می ایستند و به اهل بیت سلام می دهند تا همه بفهمند اهل بیت کیستند، تا ماجرای بسته شدن درهای به سمت مسجد و باز ماندن در خانه علی (ع) و حدیث منزلت (به منزله هارون) و ...

همچنین از سوی مقابل نیز به همه نشان داده شده بود که ابوبکر و عمر آن نیستند که شایستگی داشته باشند! از ماجرای بازگرداندن ابوبکر برای ابلاغ سوره برائت، تا نشان دادن عدم توانایی آنها در فتح خیبر و ...

آیات قرآن نیز چیزی فروگذار نکرده اند. تنها دقت به همین آیه کفایت می کند:

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرینَ (67 مائده) اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعیّت كافران (لجوج) را هدایت نمى‏كند!

این کدام مساله است که معادل تمام رسالت رسول (ص) قرار گرفته است؟ آیا در آغاز رسالت می توان چنین لحنی داشت در حالی که هنوز امری انجام نشده تا از بی فایده بودن آن سخن گفته شود. و حال که در آغاز رسالت نبوده، چه مساله ای همسنگ تمام ابلاغ های رسالت است؟ جز تضمین ادامه راه؟؟!!

مشکل این جاست که ما با تمام تاکیدهای قرآن هنوز مساله نفاق را نفهمیده ایم! نفاقی که آن چنان گسترده و فراگیر می شود که پیامبر (ص) در سفر حجه الوداع به مردم می گوید: به علی ناسزا نگویید! (بحار الأنوار ، ج‏46    ص 178) این گروه چقدر قوت داشته اند که مردم را در زمان حساس معرفی نهایی علی (ع) به ناسزا گویی به ایشان می کشانند؟ و مساله آن چنان حاد می شود که خدای متعال می فرماید: وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ (مائده 67)

آیا ما که تصور می کنیم پیامبر (ص) صراحت کامل در معرفی علی (ع) نداشته! تاریخ را درست می شناسیم؟ کافیست مساله ترور پیامبر (ص) در کتب اهل سنت را تعقیب کنیم و ببینیم چرا حذیفه منافق شناس معرفی می شود و با اطلاع به آگاهی ناقص خود، بیابیم که چرا دچار شک و تردید هستیم!

 

 

 


 

حسین حسین , hoseinnnnn
حسین حسین - 19:58 1391/02/26
1970

بنام خدا

با سلام و خسته نباشید به همه مسولین این سایت

من یک  مسلمون شیعه و عضو یه خانواده تقریبا مذهبی هستم ولی یک سوال یه مدت هست که برام مطرح شده و اون این هست که مشکل احتلاف  و افتراق بین مسلمونها  یه مساله ای بوده که پیامبر اسلام در همون زمان حیاتشون از بابت اون واهمه داشتند و اون رو یگانه تهدید برای دین اسلام قلمداد میکردند ولی با این وجود اقدام عملی خاصی برای جلوگیری از اون نکردند مثلا در احادیثی که از ایشون مورد وثوق هر دو انشعاب مسلمونها هست خیلی در لفافه به ولایت حضرت علی اشاره کردند مثلا در جریان عید غدیر ایشون به جای کاربرد یه لغت که معنی دوگانه داره(ولی) میتونستن یه لغت درست و حسابی تر که لب جریان رو حتی بعد از یک ملیون سال به خوبی به نسل های بعد منتقل کنه ، به کار ببرن. یا اینکه به جای اونکه ما توی نقطه ها و زیر و زبر قرآن دنبال ادله ولایت اهل بیت بگردیم، میشد  یه کمی صریح تر تو قرآن از ائمه یاد بشه راستش رو بخواین به نظر من پیامبر تو این قضیه پیامبرگونه رفتار نکرده.

پاسخگوی اعتقادی   , p_eteghadat
1969
نقل قول از : فاطمه الف

 
سلام علیکم.

خداوند شما را مورد لطف و عنایت خویش قرار دهد.

با این لینکها بسیار ارام و خوشحل شدم.

و مطمینم هم خدا منو مورد لطف خود قرار داده که دوستانی چون شما دارم و هم شما که مسبب آگاهی گناهکاران هستید.

براتون دعا میکنم که آنچه صلاحتون هست براتون اتفاق بیافته


سلام

از نظر لطف شما تشکر می کنم.

فاطمه الف , traslatore
فاطمه الف - 00:54 1391/02/24
1968
نقل قول از : پاسخگوی اعتقادی


با عرض سلام

در ابتدا لازم است بابت تاخیری که پیش آمده از محضر شما عذر خواهی کنم.

بابت مطرح کردن سوال نیز بدانید که وظیفه بنده پاسخگویی است و به هیچ عنوان از زیاد بودن سوالات ناراحت نمی شوم.

اما درباره جبران گذشته، خدای متعال راه توبه را ایجاد کرده که با آن می توانید حتی زشتی های گذشته را به نیکی تبدیل کنید:

 یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً (70 فرقان) خدا بدیهاى این گروه را به نیكیها مبدل كند كه خدا آمرزگار و رحیم است.

برای توضیح بیشتر می توانید به لینک های زیر مراجعه فرمایید:

http://www.soalcity.ir/node/92

http://www.soalcity.ir/node/771

http://www.soalcity.ir/node/1091

 


 

سلام علیکم.

خداوند شما را مورد لطف و عنایت خویش قرار دهد.

با این لینکها بسیار ارام و خوشحل شدم.

و مطمینم هم خدا منو مورد لطف خود قرار داده که دوستانی چون شما دارم و هم شما که مسبب آگاهی گناهکاران هستید.

براتون دعا میکنم که آنچه صلاحتون هست براتون اتفاق بیافته
پاسخگوی اعتقادی   , p_eteghadat
1967
نقل قول از : فاطمه الف

با اجازه شما یه سوال جدید هم دارم.

اگر کسی در زندگی گذشته مدتی به گناهی مشغول بوده که گناهش متوجه خود او بوده باید چطور جبران مافات کند؟؟؟؟؟؟/

مثلا کسی بدحجاب بوده چطور میتواند جبران کند؟ یا کسی که چیزهایی که قضا ندارند .!

( من دارم عمیقا روی اعتقاداتم تجدید نظر میکنم و میخوام اسلام واقعی را بشناسم پس درکم کنید که سوالاتم زیاد باشد)

   

با عرض سلام

در ابتدا لازم است بابت تاخیری که پیش آمده از محضر شما عذر خواهی کنم.

بابت مطرح کردن سوال نیز بدانید که وظیفه بنده پاسخگویی است و به هیچ عنوان از زیاد بودن سوالات ناراحت نمی شوم.

اما درباره جبران گذشته، خدای متعال راه توبه را ایجاد کرده که با آن می توانید حتی زشتی های گذشته را به نیکی تبدیل کنید:

 یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً (70 فرقان) خدا بدیهاى این گروه را به نیكیها مبدل كند كه خدا آمرزگار و رحیم است.

برای توضیح بیشتر می توانید به لینک های زیر مراجعه فرمایید:

http://www.soalcity.ir/node/92

http://www.soalcity.ir/node/771

http://www.soalcity.ir/node/1091

 


 

پاسخگوی اعتقادی   , p_eteghadat
1966
نقل قول از : فاطمه الف


 



خوب توی این کتاب این موضوع خیلی کوتاه آمده بود. حالا به نظر شما دلیل پیامبر برای برگرداندن آن زن چه بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همون عفو خدا دلیل بوده یا چه چیزی؟؟؟؟؟؟؟


سلام

قطعا عفو الهی نیز در این ماجرا دیده می شود. اقرارهایی که مربوط به حق الناس باشد، با آن چنین مواجهه ای نمی شود. در حالی که در مسائل مربوط به حق الله، اقرار تا جای ممکن نادیده انگاشته شده است.

 

به هر حال اسلام به دنبال تنبیه و مجازات دیگران نیست که به اندک مناسبتی بخواهد، اقدام به مجازات کند. و طبق قاعده مشهور فقهی باید با اندک شک و شبهه ای، اجرای حد تعلیق می شود.

اسلام می خواهد افراد مسیر صحیح زندگی را برگزینند و واقعا اصلاح شوند. و تنها در جایی که به مثابه دندان پوسیده است و گریزی از کشیدن آن نیست، حکم تنبیهی را اجرا می کند.

 

 

فاطمه الف , traslatore
فاطمه الف - 19:34 1391/02/19
1965
با اجازه شما یه سوال جدید هم دارم.

اگر کسی در زندگی گذشته مدتی به گناهی مشغول بوده که گناهش متوجه خود او بوده باید چطور جبران مافات کند؟؟؟؟؟؟/

مثلا کسی بدحجاب بوده چطور میتواند جبران کند؟ یا کسی که چیزهایی که قضا ندارند .!

( من دارم عمیقا روی اعتقاداتم تجدید نظر میکنم و میخوام اسلام واقعی را بشناسم پس درکم کنید که سوالاتم زیاد باشد)
فاطمه الف , traslatore
فاطمه الف - 19:28 1391/02/19
1964
نقل قول از : پاسخگوی اعتقادی

نقل قول از : فاطمه الف

سلام در کتابی با نام  (( راه نفوذ در دلها در سیره نبوی )) که روایات از پیامبر است آمده است که:

روزی زنی باردار نزد پیامبر میرود و میگوید از زننا باردار است و پشیمان است . پیامبر از شوهر اصلی زن فرصت میگیرد تا بچه بدنیا آید. وقتی بچه بدنیا می اید زن به نزد پیامبر میرود که توبه کند و پیامبر حکم سنگسار زن میدهد.زن میپذیرد و جان میدهد. پیامبر بروی نماز میخواند و میگوید او پاک از دنیا رفته است.

به نظر شما چرا این زن که توبه کرده خدا او را نبخشده تا به کارهای ثواب بپردازد.

اینکه فرد اشتباهی کند و گول شیطان بخورد چرا بازخواست آن باید مرگ باشد؟؟؟؟؟

مگر نمیگویند خدا ارحم راحمین است چرا آن زن حتما باید کشته میشد تا پاک شود ؟؟؟

   

با عرض سلام و احترام

روایتی که نقل کرده اید به صورت کامل تر چنین است:

بشیر بن مهاجر از پدرش روایت شده كه گفت: من نزد پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله نشسته بودم كه زنى از قبیله غامد به محضرش آمد و گفت: اى پیامبر خدا من زنا كرده‏ام و مى‏خواهم مرا پاك سازى.

پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله به او فرمود: برگرد. فردا بار دیگر آن زن آمد و اعتراف به زنا كرد و گفت اى رسول خدا! من زنا كرده‏ام و مى‏خواهم مرا پاك گردانى. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله به او فرمود: برگرد.

فردا بار دیگر آمد و در محضر پیامبر اعتراف به زنا كرد و گفت: اى پیامبر خدا مرا پاك گردان شاید مى‏خواهى مرا رد كنى همان طور كه ما عز بن مالك را رد نمودى، به خدا سوگند من بار دارم. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله به او فرمود برگرد تا زایمان كنى. وقتى زایمان كرد به همراه فرزندش آمد و گفت: اى پیامبر خدا این نوزاد را من به دنیا آورده‏ام. فرمود: برو و او را شیر بده تا وقتى كه او را از شیر باز دارى. وقتى او را از شیر باز گرفت به همراه فرزندش كه تكه نانى به دستش بود آمد و گفت: اى پیامبر خدا! این فرزندم است كه او را از شیر باز گرفته‏ام.

پس پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله فرزند را به مردى از مسلمانان سپرد و دستور داد گودالى كندند و آن زن تا سینه‏هایش در گودال قرار گرفت سپس مردم را فرمان داد كه او را سنگسار كنند. پس خالد بن ولید پیش آمد و سنگى به سرش پرتاب كرد كه خون بر صورت خالد پاشید و آن زن را دشنام داد پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله دشنامش را به زن شنید و فرمود: اى خالد! آرام باش او را دشنام مده، سوگند به جان آن كسى كه جانم به دست اوست، آن زن چنان توبه‏اى كرد كه اگر هر باجگیرى چنین توبه كرده بود بخشیده مى‏شد پس بر آن زن نماز خواندند و او را دفن كردند (بحارالانوار، ج 21، ص 366)

 

 درباره سوال شما نیز چند مطلب می تواند مد نظر قرار گیرد.

1-همان گونه که در روایت کامل روشن است، پیامبر (ص) تا جایی که ممکن بوده، زن را بازمی گردانند و حکم را در حقش اجرا نمی کنند. و این خود زن است که اصرار بر اجرای حکم دارد.

2-غفران و بخشش الهی، مانند عذاب الهی، در دنیای دیگر به طور کامل تحقق می یابد، بنابراین این دنیا محل غفران نبوده که جویای آن شویم. این دنیا باید با قوانین اداره شود و در اجرای قوانین نیز ظواهر ملاک و معیار است چون به طور طبیعی راهی برای شناخت نیت های افراد و آنچه در دلشان می گذرد، وجود ندارد.

3-باید به فرق حکم تشریعی و تکوینی دقت کنیم. مثلا غرق شدن انسانی که مدت زیادی زیر آب مانده، یک اثر حقیقی و تکوینی است. در حالی که لزوم توقف در پشت چراغ قرمز حکمی تشریعی است که می تواند کاملا عوض شود و مثلا قانون این گونه شود که پشت چراغ آبی توقف کنند!

با این توضیح باید گفت که سیاهی ای که گناه در دل ایجاد می کند، و انحراف و فسادی که در عالم به وجود می آورد، یک حکم تکوینی است و تشریع صرف نبوده که به راحتی حذف شود! زنی که زنا کرده، فرزندی را متولد می کند که استعداد انحراف او بیشتر است! و همین فرزند می تواند فسادهایی به وجود آورد که تعداد بسیاری را درگیر سازد!  همین طور مردی در گناه زن شریک بوده! زندگی آن مرد نیز ممکن است تحت تاثیر واقع شده باشد، فرزندان آن مرد و ...

پس بنگریم که گناه در یک نقطه متوقف نمی شود و می تواند امتداد بسیار وسیعی داشته باشد! با این حال چگونه می توان با یک کلمه همه چیز را حذف کرد؟ شاید رحمت خدا به این باشد که به جای چشاندن ثمره عظیم چنین خباثتی، تنها گوشه بسیار اندکی از آن را به طرف بازگرداند و باقی را با رحمت خویش بپوشاند

وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدیكُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثیرٍ (30 شوری) و آنچه مصیبت كه به شما مى‏رسد به خاطر اعمالى است كه به دست خود كرده‏اید، و خدا از بسیارى از گناهان درمى‏گذرد


 



خوب توی این کتاب این موضوع خیلی کوتاه آمده بود. حالا به نظر شما دلیل پیامبر برای برگرداندن آن زن چه بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همون عفو خدا دلیل بوده یا چه چیزی؟؟؟؟؟؟؟
پاسخگوی اعتقادی   , p_eteghadat
1963
نقل قول از : فاطمه الف

سلام در کتابی با نام  (( راه نفوذ در دلها در سیره نبوی )) که روایات از پیامبر است آمده است که:

روزی زنی باردار نزد پیامبر میرود و میگوید از زننا باردار است و پشیمان است . پیامبر از شوهر اصلی زن فرصت میگیرد تا بچه بدنیا آید. وقتی بچه بدنیا می اید زن به نزد پیامبر میرود که توبه کند و پیامبر حکم سنگسار زن میدهد.زن میپذیرد و جان میدهد. پیامبر بروی نماز میخواند و میگوید او پاک از دنیا رفته است.

به نظر شما چرا این زن که توبه کرده خدا او را نبخشده تا به کارهای ثواب بپردازد.

اینکه فرد اشتباهی کند و گول شیطان بخورد چرا بازخواست آن باید مرگ باشد؟؟؟؟؟

مگر نمیگویند خدا ارحم راحمین است چرا آن زن حتما باید کشته میشد تا پاک شود ؟؟؟

   

با عرض سلام و احترام

روایتی که نقل کرده اید به صورت کامل تر چنین است:

بشیر بن مهاجر از پدرش روایت شده كه گفت: من نزد پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله نشسته بودم كه زنى از قبیله غامد به محضرش آمد و گفت: اى پیامبر خدا من زنا كرده‏ام و مى‏خواهم مرا پاك سازى.

پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله به او فرمود: برگرد. فردا بار دیگر آن زن آمد و اعتراف به زنا كرد و گفت اى رسول خدا! من زنا كرده‏ام و مى‏خواهم مرا پاك گردانى. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله به او فرمود: برگرد.

فردا بار دیگر آمد و در محضر پیامبر اعتراف به زنا كرد و گفت: اى پیامبر خدا مرا پاك گردان شاید مى‏خواهى مرا رد كنى همان طور كه ما عز بن مالك را رد نمودى، به خدا سوگند من بار دارم. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله به او فرمود برگرد تا زایمان كنى. وقتى زایمان كرد به همراه فرزندش آمد و گفت: اى پیامبر خدا این نوزاد را من به دنیا آورده‏ام. فرمود: برو و او را شیر بده تا وقتى كه او را از شیر باز دارى. وقتى او را از شیر باز گرفت به همراه فرزندش كه تكه نانى به دستش بود آمد و گفت: اى پیامبر خدا! این فرزندم است كه او را از شیر باز گرفته‏ام.

پس پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله فرزند را به مردى از مسلمانان سپرد و دستور داد گودالى كندند و آن زن تا سینه‏هایش در گودال قرار گرفت سپس مردم را فرمان داد كه او را سنگسار كنند. پس خالد بن ولید پیش آمد و سنگى به سرش پرتاب كرد كه خون بر صورت خالد پاشید و آن زن را دشنام داد پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله دشنامش را به زن شنید و فرمود: اى خالد! آرام باش او را دشنام مده، سوگند به جان آن كسى كه جانم به دست اوست، آن زن چنان توبه‏اى كرد كه اگر هر باجگیرى چنین توبه كرده بود بخشیده مى‏شد پس بر آن زن نماز خواندند و او را دفن كردند (بحارالانوار، ج 21، ص 366)

 

 درباره سوال شما نیز چند مطلب می تواند مد نظر قرار گیرد.

1-همان گونه که در روایت کامل روشن است، پیامبر (ص) تا جایی که ممکن بوده، زن را بازمی گردانند و حکم را در حقش اجرا نمی کنند. و این خود زن است که اصرار بر اجرای حکم دارد.

2-غفران و بخشش الهی، مانند عذاب الهی، در دنیای دیگر به طور کامل تحقق می یابد، بنابراین این دنیا محل غفران نبوده که جویای آن شویم. این دنیا باید با قوانین اداره شود و در اجرای قوانین نیز ظواهر ملاک و معیار است چون به طور طبیعی راهی برای شناخت نیت های افراد و آنچه در دلشان می گذرد، وجود ندارد.

3-باید به فرق حکم تشریعی و تکوینی دقت کنیم. مثلا غرق شدن انسانی که مدت زیادی زیر آب مانده، یک اثر حقیقی و تکوینی است. در حالی که لزوم توقف در پشت چراغ قرمز حکمی تشریعی است که می تواند کاملا عوض شود و مثلا قانون این گونه شود که پشت چراغ آبی توقف کنند!

با این توضیح باید گفت که سیاهی ای که گناه در دل ایجاد می کند، و انحراف و فسادی که در عالم به وجود می آورد، یک حکم تکوینی است و تشریع صرف نبوده که به راحتی حذف شود! زنی که زنا کرده، فرزندی را متولد می کند که استعداد انحراف او بیشتر است! و همین فرزند می تواند فسادهایی به وجود آورد که تعداد بسیاری را درگیر سازد!  همین طور مردی در گناه زن شریک بوده! زندگی آن مرد نیز ممکن است تحت تاثیر واقع شده باشد، فرزندان آن مرد و ...

پس بنگریم که گناه در یک نقطه متوقف نمی شود و می تواند امتداد بسیار وسیعی داشته باشد! با این حال چگونه می توان با یک کلمه همه چیز را حذف کرد؟ شاید رحمت خدا به این باشد که به جای چشاندن ثمره عظیم چنین خباثتی، تنها گوشه بسیار اندکی از آن را به طرف بازگرداند و باقی را با رحمت خویش بپوشاند

وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدیكُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثیرٍ (30 شوری) و آنچه مصیبت كه به شما مى‏رسد به خاطر اعمالى است كه به دست خود كرده‏اید، و خدا از بسیارى از گناهان درمى‏گذرد


 

فاطمه الف , traslatore
فاطمه الف - 15:42 1391/02/18
1962
سلام در کتابی با نام  (( راه نفوذ در دلها در سیره نبوی )) که روایات از پیامبر است آمده است که:

روزی زنی باردار نزد پیامبر میرود و میگوید از زننا باردار است و پشیمان است . پیامبر از شوهر اصلی زن فرصت میگیرد تا بچه بدنیا آید. وقتی بچه بدنیا می اید زن به نزد پیامبر میرود که توبه کند و پیامبر حکم سنگسار زن میدهد.زن میپذیرد و جان میدهد. پیامبر بروی نماز میخواند و میگوید او پاک از دنیا رفته است.

به نظر شما چرا این زن که توبه کرده خدا او را نبخشده تا به کارهای ثواب بپردازد.

اینکه فرد اشتباهی کند و گول شیطان بخورد چرا بازخواست آن باید مرگ باشد؟؟؟؟؟

مگر نمیگویند خدا ارحم راحمین است چرا آن زن حتما باید کشته میشد تا پاک شود ؟؟؟
پاسخگوی اعتقادی   , p_eteghadat
1961
نقل قول از : میم ه دال الف به فتح میم



با سلام
1- لطفا مراحل یقین را توضیح دهید.
2- چرا خداوند که می توانست جهان را خلق نکند، آن را به وجود آورد؟! (جواب کلی این سول را می دانم، اما نیاز به یک پاسخ جامع و دسته بندی شده برای پاسخگویی دارم)
3- لطفا در مورد عالم ذر توضیح دهید.

سپاس گزارم



    

با عرض سلام و احترام

برای یقین سه مرحله ذکر کرده اند که عبارتند از علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین. علم الیقین دانستن عقلی است. مثل اینکه از راه خارج شدن دود از دودکش می فهمیم، در فلان خانه، آتش روشن شده است. اما عین الیقین مرحله ای بالاتر بوده و به جای دریافت آثار و نشانه ها، خود معلوم دانسته می شود، مثل کسی که در حال نظاره آتش است و آن را می بیند. و حق الیقین، مرحله ای بالاتر بوده و در آن جا تفاوتی بین عالم و معلوم نیست، همانگونه که انسان احوال درونی خود مثل درد، گرسنگی و ... را می یابد، به معلوم علم پیدا می کند و آن را نزد خود حاضر می بیند.

در تفسر اطیب البیان مراحل ایمان با توجه به تفاوت های یقین، این گونه بیان شده است:

1-علم الیقین، و آن ایمانى است كه از روى ادلّه و براهین عقلى حاصل شود

 

 2- عین الیقین و آن ایمانى است كه از راه نورانیت دل و صفاى باطن پیدا شود بطورى كه حقایق را بچشم دل مشاهده كند گویا خدا را مى‏بیند و صحراى محشر و سؤال و جواب و صراط و میزان و بهشت و جهنم نصب العین اوست مانند ایمان‏ حارثة بن مالك بن نعمان انصارى كه در كتاب كافى  از حضرت صادق علیه السّلام روایت كرده‏ «

پیغمبر اكرم رو كرد بحارثه و فرمود چگونه‏اى تو اى حارثه؟ عرض كرد یا رسول اللَّه مؤمن از روى حقیقت، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود براى هر چیزى حقیقتى است و حقیقت گفتار تو چیست؟  (یعنى براى هر چیزى نشانه است كه حق و درست بودن آن را ثابت میكند و نشانه درستى گفتار تو چیست؟) عرض كرد یا رسول اللَّه بى‏رغبت كرده‏ام نفسم را از دنیا، پس شبم را به بیدارى میگذرانم و روزهایم را به تشنگى برگزار میكنم «یعنى روزه میگیرم» و گویا مى‏بینم عرش پروردگارم كه براى حساب نهاده شده و گویا مى‏بینم اهل بهشت را كه بزیارت یكدیگر میروند و گویا میشنوم صیحه و شیون اهل آتش را در آتش، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود این بنده‏ایست كه خداوند دل او را روشن گردانیده است، سپس فرمودند بحقایق بینا شده‏اى پس ثابت باش.

3-حقّ الیقین و آن ایمانى است كه نورانیت آن همه اعضاء و جوارح را فراگیرد و غیر از خدا نخواهد و نجوید بحدى كه از خود هم بیخبر باشد و از شدّت توجه بحق، دنیا و ما فیها در نظر او هیچ نماید (أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 138)

 

درباره هدف آفرینش می توانید به لینک های موجود در آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://www.soalcity.ir/taxonomy/term/289

و درباره عالم ذر نیز می توانید به لینک های موجود در آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://www.soalcity.ir/taxonomy/term/279


 

پاسخگوی اعتقادی   , p_eteghadat
1960
نقل قول از : مریم محمدی

سلام  چرا خدا زمینه ازدواج برای کسانی که نیاز جنسی شدید  دارد فراهم نمی کند که این افراد دچار خود ارضایی نشن ؟ خدا که این را حرام کرده چرا راه درست را برای این افراد باز نمی کنند  واین افراد اگر تا اخر عمرشون موردی برایشان پیدا نشود چه کار کنند ؟  بالاخره هر کسی تا حدی می توانند تحمل کنند وجلوی نفس خود را بگیرد .فکر کنم در جامعه ما خیلی از جوانان از کودکی تا ... دچار چنین مشکلی باشند سئوالات متعدی در این زمینه ها بدستان رسیده   که برخی هاش در سایت می بینیم چگونه میشود این گناه را ریشه کن کرد ؟(لطفا جوابهای تکراری ندهید ) با تشکر

 

با عرض سلام و احترام

نمی دانم کدام جواب را تکراری می دانید که بنده نباید آن را بیان کنم. هر چند اگر می دانستم نیز جز بیان جواب صحیح، تکلیفی ندارم. سعی می کنم حق را بیان کنم تا ان شاء الله با سعه صدر آن را بپذیرید.

خدای متعال نظام هستی را به بهترین صورت خلق کرده است. و با اندک دقتی می توانیم بیابیم که فسادها، ربطی به خدای متعال ندارد:

ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (41 روم) در دریا و خشكى فساد ظاهر گشت به خاطر كارهاى بد مردم، ظاهر گشت تا خدا به این وسیله بعضى از آثار كار بد را به ایشان بچشاند.

فسادی که در عالم به وجود می آید، ثمره سوء اختیارهای انسان است که به جای استفاده از اختیار خود در جهت تکامل و سعادت، آن را عامل فساد قرار می دهد. و اگر بنا بود خدای متعال مانع عملی شدن انتخاب های ناروا شود، اختیار معنایی نداشت. چون برخورداری از حق اختیار تنها وقتی محقق می شود که انسان دو راهی ای در پیش داشته باشد و بتواند هر کدام را طی بکند.

بنابراین بهتر است، اگر بشر دست از خطاکاری و فساد بر نمی دارد، حداقل تبعات زشت کاری خود را بپذیرد و بداند که آثار سوء به خودش مرتبط است.

ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ (نساء 79) آنچه از خوبى‏ها به تو برسد از طرف خداوند است و آنچه از بدى‏ها برسد از خود تو است.

اگر عده ای در فقر و گرسنگی به سر می برند، اشکال در روزی رسان بودن خدا نیست! خدای متعال زمین و آسمان را مسخر انسان کرده تا روزی او را بدهند. اما زمانی که عده ای بیش از نیاز خود بر می دارند، و احتکار و اسراف می کنند، طبیعتا عده ای محروم و گرسنه خواهند ماند!

اگر عده ای به ازدواج دسترسی ندارند، اشکال در خلقت خدای متعال نیست. او در خلقت و تکوین انسان را زوج آفریده و طبع هر کدامین از زوجین را، به سمت ازدواج کشانده است و در شریعت نیز ازدواج را بسیار سهل و آسان قرار داده، اما وقتی کسی حرمسرایی پر می کند، طبیعتا دیگری دستش کوتاه می شود، همان گونه که موانع ساختگی و بی جای خود ما، می تواند ما را از ازدواج دور کند و این امر سهل را سخت کند.

بنابراین در گام اول باید گفت که به ریشه فساد بنگرید و اگر می توانید آن را حل کنید. و در گام دوم نیز باید گفت، اگر توانایی مقابله با مفسدین را ندارید و نمی توانید فساد را ریشه کن کنید، دقت کنید که ظلم دیگران، بستر رشد شماست.

اگر یزید آن چنان جنایت نمی کرد، جان نثاری امام حسین (ع) چگونه محقق می شد؟ اگر شیطان به زشتی نکشاند، استقامت بر ایمان چه معنایی دارد؟

کسی که دستش از ازدواج کوتاه شده، استعداد خویش در صبر و حیاء را شکوفا کند:

وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ (نور 33) و كسانى كه وسیله نكاح كردن ندارند به عفت سر كنند تا خدا از كرم خویش از این بابت بى نیازشان كند.

انسانی که می تواند با عزم و اراده، کوه ها را جا به جا کند، چگونه خود را این قدر حقیر می بیند که در مقابل نفس اماره خویش، این گونه تسلیم باشد و اجازه دهد نفس اماره، انسان را به پرتگاههای مهلک بکشاند؟

آیا آن جا که خطری رخ می نمایاند، باید تسلیم خطر شد و چون موجودی بی روح خود را به دست امواج سپرد؟ یا اینکه باید توان خود را به کار گرفت و بر امواج فائق آمد؟

غلبه بر شهوت امری سنگین نیست. یوسف پیامبر (ع) اگر نبی بود، بشری همانند سایر انسان ها بود و توانست سفت و سخت در مقابل حرام بایستد:

قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنی‏ إِلَیْهِ (یوسف 33) گفت پروردگارا زندان براى من از گناهى كه مرا بدان مى‏خوانند خوشتر است.

و اگر باورمان نمی شود که یوسف، ذاتی مانند سایر انسان ها داشته، ابن سیرین ها نیز کم نبوده اند.

 

 

برای راه مقابله با خودارضائی نیز به لینک های ذیل مراجعه کنید:

http://www.soalcity.ir/node/1725

http://www.soalcity.ir/node/1675

 

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.