| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
157
|
1043
|
90/11/19 (21:02)
|
|
||
|
|
276
|
2003
|
90/11/10 (21:59)
|
|
||
|
|
1772
|
5932
|
90/11/21 (00:55)
|
|
||
|
|
339
|
5461
|
90/11/21 (00:21)
|
|
||
|
|
391
|
3448
|
90/11/21 (00:12)
|
|
||
|
|
156
|
1554
|
90/11/20 (23:17)
|
|
||
|
|
4
|
11
|
90/11/20 (20:56)
|
|
||
|
|
67
|
120
|
90/11/20 (19:13)
|
|
||
|
|
434
|
2385
|
90/11/20 (18:45)
|
|
||
|
|
1856
|
3343
|
90/11/20 (17:25)
|
|
||
|
|
137
|
160
|
90/11/20 (17:05)
|
|
||
|
|
1798
|
7847
|
90/11/20 (07:13)
|
|
||
|
|
1133
|
5453
|
90/11/19 (23:50)
|
|
||
|
|
114
|
331
|
90/11/18 (23:22)
|
|
||
|
|
35
|
32
|
90/11/18 (23:16)
|
|
||
|
|
584
|
4313
|
90/11/18 (20:17)
|
|
||
|
|
40
|
44
|
90/11/18 (02:03)
|
|
||
|
|
1699
|
6785
|
90/11/17 (22:23)
|
|
||
|
|
660
|
5849
|
90/11/17 (09:08)
|
|
||
|
|
90
|
402
|
90/11/16 (22:47)
|
|
با سلام خدمت تمامی خواهران و برادران گرامی.
می خواستم نظر شماها رو نسبت به متعه و ازدواج موقت بدونم.
جدیدا هم که طبق حکم مراجع دختر خانم ها هم بدون اذن پدر می تونن از این قاعده و قانون دینی استفاده کنن.
آیا شما خودتون اگه پیش بیاد، از ازدواج موقت استفاده می کنید؟
بررسی کامل مساله ی اجازه و اذن پدر برای ازدواج (موقت/دائم) دختر باکره
در جواب این مساله به ظاهر ، پنج نظر در کتب فارسی هست :
1- لازم است.
آقایان : سیستانی ، شبیری زنجانی ، خمینی ، نوری همدانی
2- بنا براحتیاط ، لازم است.
آقایان : مکارم شیرازی ، اراکی ، خوئی ، گلپایگانی ، فاضل لنکرانی ، صافی ، وحید خراسانی ، خامنه ای ، تبریزی
(نوع احتیاطدر همین مطلب مفصلا توضیح داده خواهد شد)
3- تکلیفاً لازم است، یعنی اگر بدون اذن پدر عقد خوانده شود عقد صحیح است،
ولی فردی که باید اجازه میگرفت و نگرفته ، معصیت کار است.آقای بهجت
4- اذن پدر لازم نیست.
آقایان : روحانی ، گرامی ، حسینی شاهرودی ، غروی علیاری ، جناتی
5- درعقد دائم اذن لازم نیست، ولی در عقد موقت لازم است.
آقای صانعی
بنابراین اگر کسی مقلد مراجع دسته دوم باشد ، می تواند با رجوع به فتوای کسانی که اذن را لازم نمیدانند ، بدون اذن پدر ازدواج (دائم یا موقت ) نماید.
همچنین بنا به فتوای مراجع دسته سوم و چهارم چنین ازدواجی ایراد شرعی ندارد .
تنها در صورتی که کسی مقلد مراجع دسته اول و پنجم باشد ، ظاهرا! برای ازدواج موقت باید اذن پدر دختر را داشته باشد.
لازم است فرق دو لفظ قراردادی « احتیاط مستحب » و « احتیاط واجب » روذکر کنم. پس از بیان این دو نوع تعریف ، شما قادر خواهید بود لفظ « احتیاط » (بدون پسوند واجب یا مستحب) را به یکی از این دو نوع برگردانید.
هرگاه مجتهدی به حکم یک مساله برسد ، فتوی میدهد (با الفاظی مثل : اقویاینست که ، اظهر این است که ، لا یخلو عن قوة ، لا یخلو عن وجه ، …) و اگرپس از ذکر حکم مساله ، کلمه احتیاط آمد ، به معنای احتیاط مستحب است و عملبه آن لازم نیست. مثال :
کسی که نمیتواند نماز را به هیچ نحوی درست ادا کند باید هر طور که میتواند نمازبخواند هر چنداحتیاط آن است که به جماعت بخواند.
در مساله ی فوق ، چون حکم داده شده است (هر طور میتواند بخواند) لذا احتیاط بعد از آن مستحب است ومیتوان آن را ترک کرد.
بقول یکی از متخصصین : « احتیاط واجب » ترجمه با کلاس « نمیدانم » است !!! یعنی مجتهد حکم مساله را نتوانسته بدست بیاورد و میتوان به مجتهدی که دراین مساله فتوا دارد رجوع کنید.
با تشکر

به نام حضرت دوست
دوست عزیز در مورد ازدواج موقت دختران و پسران باید واقع بینانه نگاه كرد. و همهجوانب قضیه رو مد نظر داشت . و دید واقعا چرا باید یك دختر بدون اذنپدرش اقدام به ازدواج موقت بكنه . و آیا راه حل برطرف نمودن مشكلات روحی وعاطفی و جنسی انان منحصر به ازدواج موقت می شه یا راه حل دیگه ای هموجود داره كه می شه از اونها استفاده نمودآنچه كه مشخص و مبرهن است ازدواج موقت برای اون دسته از خانمها واقایونی كه مرجع تقلیدشون در صحت عقد اجازه پدر رو شرط نمی دونند هزار مرتبه بهتر ازروابط نادرست و خلاف شرعه. اما ما به هیچ وجه نمی تونیم با توجه به مشكلاتو موانع فعلی و بعدی ازدواج موقت رو برای دختران جوان و باكره و پسرانجوان راه حل خوبی بدونیم دوستان عزیز اگر بصورت واقع بینانه برایاین مشكلات و موانعی كه عرض می كنم راه حلی دارند بفرمایند
1)خیلی از مراجع اجازه پدر رو در ازدواج دختر شرط می دونند و پدرها هم اكثرا راضی به ازدواج موقت دخترشان نمی شوند البته برخی مراجع هم می گند واجبه اما اگر بدون اجازه باشه عقد درسته (مشكل شرعی)
2)پسران و دختران جامعه ما با فردی كه قبلا تجربه ازدواج موقت داشتهازدواج نمی كنند در نتیجه این شخص نمی تونه در شرایط عادی با شخص هم كفخودش ازدواج كنه و مشكلات بعدی پیش می آید ( مشكل اجتماعی)
3)چون معلوم نیست ازدواج موقت منجر به ازدواج دائم بشه یا نه و بخاطر بیشتر عاطفی بودن دختر ضربات فراوان روحی خواهد دید ( مشكل فردی (
4)خواهی نخواهی بالاخره بعد از مدتی این رابطه به رابطه جنسی خواهد كشید و مشكلات عدیده مخصوصا برای دختر به وجود خواهد آورد
به نظر بنده با وجود این مشكلات خوب در مواقع ضروری كه بتوان مشكلشرعی مساله رو حل نمود برای فرار از گناه می توان از این راه استفادهنمود اما راه حل درست رو آوردن به ازدواج دائم است جوانان ما می تونند به راحتی با هم دیگه ازدواج دائم بنمایند و مسلما مخالفت پدر در ازدواجدائم به مراتب كمتر از ازدواج موقت خواهد بود حال بر فرض هم مخالفت كنه ودلیل قانع كننده هم نداشته باشه دختر و پسر می تونند با مراجعه به دادگاهبا توجه به فتاوای مراجع اجازه ازدواج دائم خودشون رو بگیرند
با سلام.
دوست عزیز شما این فتاوایی رو که آوردید از کجا هستن، یعنی منبع اونها رو ذکر کنید (چون هر کس از قول هر کس دیگه می تونه حرفی رو بزنه ولی صحت اون نیاز به منبع معتبر داره). من خودم مقلد آقای بهجت هستم و آنچه که درباره ی نظر ایشون می دونم قدری متفاوته، ایشون اذن پدر را شرط میدونن و ««بدون حصول کلیه شرایط»» در عقد موقت، عقد رو صحیح نمی دونن (یعنی دو نفر به هم محرم نمیشن) (عقد فقط با حصول کلیه شرایط صحیح است) (--»از سایت اطلاع رسانی آیت الله بحجت mtb.ir). شروط هم که معلومه، ** اذن پدر برای دختر بجز دخترانی که فقط (وفقط) به واسطه ی شوهر کردن باکره نیستن (یعنی اگه دختری بواسطه ی حادثه یا خطا یا هرچیز دیگری به غیر از شوهر (دائم یا موقت) بکارت خودش رو از دست داده باشه، حکمش مثل دختر باکره هستش ونیاز به اذن پدر داره) **مدت، مهریه، صیغه و . . . (--» mtb.ir و استفتائات و مراجعه حظوری به دفتر ایشان). یعنی اگر دختر بدون اذن پدر (که جزو شروطه) صیغه را بخونه، (با توجه به اینکه یکی از شرایط حاصل نشده) دو نفر به هم محرم نمیشن (درست مثل اینکه مدت عقد رو معلوم نکرده باشن، که عقد باطله) (--» آنچه در اطلاعیه ها و استفتائات دیده شده و البته از آنچه در بالا گفته شد مستدل عقلی میشه). حالا دیگه در باره ی فتوای بقیه چیزی نمی دونم که بگم.
در جواب دوست دیگمون هم باید بگم که مخالفت پدر در ازدواج دائم مسلما کمتره ولی شرایط ازدواج دائم (با توجه با اونچه که الان عرف جامعه هستش و البته تا حدود زیادی اشتباه هستش) فراهم نیست. از طرفی، وقتی که دختری در 14-15 سالگی به بلوغ میرسه چرا باید خودش رو تا 24-25 سالگی حفظ کنه؟ یعنی بهتر بگم، تو شهری مثل تهران، این دختر چطور میتونه جلوی احساسی که خدا به اون داده رو لااقل 10 سال بگیره؟ از طرفی شرایط جامعه برای گناه فراهمه، از طرفی هم اون در اوج نیاز جنسی به سر میبره، چطور باید این احساس رو مهار کرد و به اون پاسخ داد؟ برای پسر ها هم هیچ فرقی نمکنه، پسرا هم درست همینجور. وقتی پسری در 17-18 سالگی به اوج نیاز جنسی خودش میرسه، چرا، و اصلا چطور باید تا 27-8 سالگی به این نیاز خودش نه بگه؟ توجه داشته باشید که الان فاصله ی احساس شدید نیاز جنسی تا زمانی که فرد شرایط ازدواج دائم (با توجه به عرف غلط جامعه) رو بدست میاره، فاصله ی کمی نیست. 10 سال واقعا فاجعه هستش. یک فرد عادی تا حدی میتونه روی نیاز های خودش سرپوش بذاره، ولی تا کی؟ مگر اینکه واقعا ایمان قوی داشته باشه (میتونید به حرفهای شهید مطهری در این باره رجوع کنید که متاسفانه الان دقیقا نمی تونم بهتون آدرس بدم). درس مثل این میمونه که از طرفی به کسی بگید برای رضای خدا (یا اصلا خدا امر کرده) دوهفته روزه بگیرید و چیزی نخورید. بعد هر روز جلوی اون صفره های رنگارنگ از غداهای خوش بو و خوشمزه پهن کنید. بعد از دوفته به اون بگید دوهفته دیگه هم باید بگیری و بعد باز هم هر روز اون رو تحریک و وسوسه به غذا خوردن کنید. و همین منوال رو هی کش بدید (مثلا یک سال، طوری که فرد ندونه آخرش بلاخره کی هست). خدتون قضاوت کنید که این آدم باید در چه مرحله ای از ایمان باشه که بتونه در تمام این مدت مثلا یک ساله که شاید هم هی بیشتر بشه، جلوی خودش رو بگیره و چیزی نخوره؟ یه فرد عادی بلاخره خسته میشه و از امر خدا سرپیچی میکنه، هرچند که به اون برای روضش وعده ی بهشت و . . . داده باشند. (حالا نگید که خدا همچین چیزی نگفته ها، مثال بوده). وضع جامعه ما هم همینه، از طرفی هر روز فرد باید گشنگی بکشه (از نظر جنسی) و از طرفی هم هر روز تحریک میشه و از طرفی هم روز به روز فشار گشنگی بیشتر میشه. حالا شما هی بهش وعده ی تشکیل خانواده (همون بهشت)، یا مثلا ثوابی که خدا میده رو بهش بدید. تا کی میشه تحمل کرد؟ خودتون قضاوت کنید.
پس تنها راهی که میمونه (غیر از گناه) ازدواج موقته، که البته در جامعه ی امروز ما نیاز به فرهنگ سازیه گسترده داره. همونطوری که در عرض 4 تا 10 سال روابط آزاد دخترا و پسرا (bf, gf) از حالت زشت بودن و ضد فرهنگ بودن خودش (به غلط) خارج شد و الان به این وضعی رسیده که همه می بینید و اکثر افراد هم دوست بودن ختر و پسری کاملا عادی می دونن (چیزی که اسلام هرگز صحیح نمیدونه)، و همه هم موقع ازدواج این امکان رو میدن (والبته میدونن) که طرفشون پیش از ازدواج با کسی دوست بوده، با اون ازدواج میکنن؛ باید ازدواج موقت هم همین صورت رو پیدا کنه. (که البته از ما که گذشت، این فرهنگ رو برای نسل بعدی رواج بدید)
البته باز هم بنا به حرف آقای بهجت، ازدواج موقت با حصول شرایط، البته به سود و نفع جامعه (حتی با همین اوضاع حال) خواهد بود(mtb.ir). با تشکر
با سلام.
دوست عزیز شما این فتاوایی رو که آوردید از کجا هستن، یعنی منبع اونها رو ذکر کنید (چون هر کس از قول هر کس دیگه می تونه حرفی رو بزنه ولی صحت اون نیاز به منبع معتبر داره). من خودم مقلد آقای بهجت هستم و آنچه که درباره ی نظر ایشون می دونم قدری متفاوته، ایشون اذن پدر را شرط میدونن و ««بدون حصول کلیه شرایط»» در عقد موقت، عقد رو صحیح نمی دونن (یعنی دو نفر به هم محرم نمیشن) (عقد فقط با حصول کلیه شرایط صحیح است) (--»از سایت اطلاع رسانی آیت الله بحجت mtb.ir). شروط هم که معلومه، ** اذن پدر برای دختر بجز دخترانی که فقط (وفقط) به واسطه ی شوهر کردن باکره نیستن (یعنی اگه دختری بواسطه ی حادثه یا خطا یا هرچیز دیگری به غیر از شوهر (دائم یا موقت) بکارت خودش رو از دست داده باشه، حکمش مثل دختر باکره هستش ونیاز به اذن پدر داره) **مدت، مهریه، صیغه و . . . (--» mtb.ir و استفتائات و مراجعه حظوری به دفتر ایشان). یعنی اگر دختر بدون اذن پدر (که جزو شروطه) صیغه را بخونه، (با توجه به اینکه یکی از شرایط حاصل نشده) دو نفر به هم محرم نمیشن (درست مثل اینکه مدت عقد رو معلوم نکرده باشن، که عقد باطله) (--» آنچه در اطلاعیه ها و استفتائات دیده شده و البته از آنچه در بالا گفته شد مستدل عقلی میشه). حالا دیگه در باره ی فتوای بقیه چیزی نمی دونم که بگم.
در جواب دوست دیگمون هم باید بگم که مخالفت پدر در ازدواج دائم مسلما کمتره ولی شرایط ازدواج دائم (با توجه با اونچه که الان عرف جامعه هستش و البته تا حدود زیادی اشتباه هستش) فراهم نیست. از طرفی، وقتی که دختری در 14-15 سالگی به بلوغ میرسه چرا باید خودش رو تا 24-25 سالگی حفظ کنه؟ یعنی بهتر بگم، تو شهری مثل تهران، این دختر چطور میتونه جلوی احساسی که خدا به اون داده رو لااقل 10 سال بگیره؟ از طرفی شرایط جامعه برای گناه فراهمه، از طرفی هم اون در اوج نیاز جنسی به سر میبره، چطور باید این احساس رو مهار کرد و به اون پاسخ داد؟ برای پسر ها هم هیچ فرقی نمکنه، پسرا هم درست همینجور. وقتی پسری در 17-18 سالگی به اوج نیاز جنسی خودش میرسه، چرا، و اصلا چطور باید تا 27-8 سالگی به این نیاز خودش نه بگه؟ توجه داشته باشید که الان فاصله ی احساس شدید نیاز جنسی تا زمانی که فرد شرایط ازدواج دائم (با توجه به عرف غلط جامعه) رو بدست میاره، فاصله ی کمی نیست. 10 سال واقعا فاجعه هستش. یک فرد عادی تا حدی میتونه روی نیاز های خودش سرپوش بذاره، ولی تا کی؟ مگر اینکه واقعا ایمان قوی داشته باشه (میتونید به حرفهای شهید مطهری در این باره رجوع کنید که متاسفانه الان دقیقا نمی تونم بهتون آدرس بدم). درس مثل این میمونه که از طرفی به کسی بگید برای رضای خدا (یا اصلا خدا امر کرده) دوهفته روزه بگیرید و چیزی نخورید. بعد هر روز جلوی اون صفره های رنگارنگ از غداهای خوش بو و خوشمزه پهن کنید. بعد از دوفته به اون بگید دوهفته دیگه هم باید بگیری و بعد باز هم هر روز اون رو تحریک و وسوسه به غذا خوردن کنید. و همین منوال رو هی کش بدید (مثلا یک سال، طوری که فرد ندونه آخرش بلاخره کی هست). خدتون قضاوت کنید که این آدم باید در چه مرحله ای از ایمان باشه که بتونه در تمام این مدت مثلا یک ساله که شاید هم هی بیشتر بشه، جلوی خودش رو بگیره و چیزی نخوره؟ یه فرد عادی بلاخره خسته میشه و از امر خدا سرپیچی میکنه، هرچند که به اون برای روضش وعده ی بهشت و . . . داده باشند. (حالا نگید که خدا همچین چیزی نگفته ها، مثال بوده). وضع جامعه ما هم همینه، از طرفی هر روز فرد باید گشنگی بکشه (از نظر جنسی) و از طرفی هم هر روز تحریک میشه و از طرفی هم روز به روز فشار گشنگی بیشتر میشه. حالا شما هی بهش وعده ی تشکیل خانواده (همون بهشت)، یا مثلا ثوابی که خدا میده رو بهش بدید. تا کی میشه تحمل کرد؟ خودتون قضاوت کنید.
پس تنها راهی که میمونه (غیر از گناه) ازدواج موقته، که البته در جامعه ی امروز ما نیاز به فرهنگ سازیه گسترده داره. همونطوری که در عرض 4 تا 10 سال روابط آزاد دخترا و پسرا (bf, gf) از حالت زشت بودن و ضد فرهنگ بودن خودش (به غلط) خارج شد و الان به این وضعی رسیده که همه می بینید و اکثر افراد هم دوست بودن ختر و پسری کاملا عادی می دونن (چیزی که اسلام هرگز صحیح نمیدونه)، و همه هم موقع ازدواج این امکان رو میدن (والبته میدونن) که طرفشون پیش از ازدواج با کسی دوست بوده، با اون ازدواج میکنن؛ باید ازدواج موقت هم همین صورت رو پیدا کنه. (که البته از ما که گذشت، این فرهنگ رو برای نسل بعدی رواج بدید)
البته باز هم بنا به حرف آقای بهجت، ازدواج موقت با حصول شرایط، البته به سود و نفع جامعه (حتی با همین اوضاع حال) خواهد بود(mtb.ir). با تشکر
سلام
دوست عزیز در مورد فتوای حضرت ایت الله بهجت لطف نید مستندات خودتون رو دقیقا ارائه کنید تا بررسی کنیم چون بر اساس مستنداتی که در اختیار ماست ایشان اجازه پدر را واجب می دانند اما عمل ننمودن به این واجب را به معنی باطل شدن عقد ازدواج نمی دانند
http://www.pasokhgoo.ir/fa/node/5267
در مورد مطلبی هم که فرموده اید عرض شد که ازدواج موقت دختران باکره و پسران مشکلات عدیده ای برای هم پسر و هم دختر به بار میاورد و مکروه هم هست
علامه حلى در زمینه متعه دختر باکره فرموده است : " ویكره ان یتمتع ببكر ، فان فعل فلا یفتضها " ( مكروه است دوشیزگان را متعه كردن واگر این امر واقع شد سعى شود نزدیكى انجام نشود. )
صاحب جواهر فتواى محقق را تأئید كرده ومى نویسد : این حكم شامل دختران بى پدر هم مى شود وبعد براى اثبات مدعاى خود به چند حدیث استدلال مى كند . یكى از آنها حدیثى است از امام صادق ( علیه السلام ) كه فرموده : " یكره للتعیب على أهلها " ( متعه دوشیزگان مكروه است ؛ چون شخصیت خانوادگى آنان زیر سؤال مى رود ) لذا به نظر من اگر قرار است در جامعه فرهنگ سازی صورت گیرد مسلم است که فرهنگ سازی ازدواج آسان که زودتر از ازدواج موقت برای دختران و پسران جوان هم جای خود را می تواند باز کند بسیار بهتر و آسانتر از فرهنگ سازی برای ازدواج موقت دختران باکره است که هم مشکلات اجتماعی به بار می آورد و هم احتمال قبول نمودن خانواده ها بسیار کم است
البته شایان ذکر است که هر راه شرعی هزاران مرتبه بهتر از ذره ای به گناه افتادن است
التماس دعا
من با ازدواج موقت شدیدا مخالفم این حمكی به نفع مرد های هوس باز و اصلا جایی برای صحبت باقی نمی گذاره و من نمی فهمم چرا یك عده اینطور از این موضوع به خوبی یاد می كنند .
به نظر شما تفاوت دوستی و ازدواج موقت چیه ؟ فقط اینكه حكما و عرفا به كسی مراجعه بشود و اعلام كنند كه ما همدیگر را فعلا می خواهیم و به هم نیاز داریم ؟
من از همان مردان سوال می كنم اگر بخواهند با دختری ازدواج كنند و آن دختر بگوید قبل از اینكه تو به خواستگاری من بیایی من با چند نفری صیغه كردم آیا واقعا آن مرد باز هم به ادامه صحبت برای ازدواج می پردازد ؟
این قضیه فقط برای سو استفاده سو استفاده گران است و نه چیزی بیش از آن .
جواب سوال منو ندادید ؟
آیا خود شما به عنوان یك مرد قبول می كنید با چنین دختری ازدواج كنید ؟
البته این موضوع از طرف خانم هایی كه یكبار ازدواج كردند و طلاق گرفتند خیلی استقبال می شه و همین طور از طرف تمام آقایون چه ازدواج كرده باشن و چه نكرده باشن!
با مرسوم و عادی كردن این نوع ازدواج دیگه كی رغبت به ازدواج می كنه ! واقعا این همین چیزی كه خدا می خواد؟ و توی قرآن اومده ؟
متاسفانه به زن در جامعه ما فقط به عنوان یك وسیله نگاه می كنن نه یك انسان !
شما از مواقع ضروری حرف زدید فكر می كنید توی جامعه ما این موقع ضروریه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر زن های بیوه جامعه بیش از مردان زن دار بودن را می گن ضروری نه وقتی كه اینهمه دختر دم بخت و در سن ازدواج داریم !
هو السلام
خدمت دوستان محترم سلام و عرض ادب و احترام دارم امیدوارم از بقیه روزهای باقی مانده خداوند بهره ی كافی را ببریم
احادیث زیادی هست در باب نكوهش كردن تعصب و ائمه معصومین علیهم السلام فرموده اند كه تعصب بیجا نكنید
خواهشا دوستان با قضیه احساسی برخورد نكنند
همه میدونید خداوند بهترین و كامل ترین و زیباترین مكتب و دین شو بدست پیامبرش حضرت محمد صلوات الله علیه و آله و بدست وصی و وزیر الهی اش ساقی كوثر حضرت علی علیه السلام برامون به ارمغان اورده و در اون برای تمامی لحظات زندگی قواعد و روشهایی بیان شده كه انسان به گمراهی و ضلالت نیفتد
حضرت علی علیه السلام خطاب به شیعیان فرموده است با شرایط روز زندگی كنید و الان فقهای ما كه به درجه اجتهاد رسیده اند و بین عموم به اعلمیت مشهور باشند
میتوانند مرجع خوبی برای این مسائل باشند و ما موظف به اجرای حكم خدا هستیم نه مواظب به بستن دهان مردم !
اگر اكنون به علت برخی مسائل جوان احساس نیازی برای ارضای قوه شهوتش بشود چاره اش چیست ؟ باید با چكش به سر این ذات و میل خدادای بزند و بگوید ساكت باش ؟ یا به راهی كه خدا و رسولش و ائمه هدی بدان امر كرده اند ؟
حضرات دوستان با استفاده از منابع اهل بیت در این موضوع سخن بگند كه بهتر است ودهان یاوه گویان نیز بسته میشود
( وَلْیَسْتَعْفِفِالَّذِینَ لا یَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّىیُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ )1 كسانى كه به ازدواج دسترسى ندارندباید صبر كنند و خودشان را پاك نگهدارند تاوقتى كه خداوند از فضل خودش آنان را غنابخشد .
قرآن كریم در مورد ازدواج موقت فرموده است: ( فما استمتعتم به منهنّ فآتوهنّ أجورهنّ فریضة ) از هر زنى كه به طور مشروع كام بر گرفتید، آنچه را كه در مقابل این كامجویى به عنوان مهر مقرر داشتهاید به او بپردازید. ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّفَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ) 2 روایات زیادى درترغیب به صیغه هم از شخص پیامبر و هم از ائمه هدی علیهم السلام وارد شده .
ازامام صادق علیه السلام پرسیده شد: آیا صیغه ثواب دارد ؟ فرمود : اگرمقصودش از آن رضاى خدا باشد در ازاى هركلمه اى كه با او صبحت كند یك نیكى برایش نوشته مى شود و هر باریكه به او نزدیك شودخداوندگناهى را از او میبخشد وهرگاه غسلكند به انداره قطرات آبیكه بربدنش ریخته خداوند گناهانش را مى آمرزد .3
گذشته از روایات اهل بیت علیهمالسلام كه آن را به ازدواج موقّت (متعه) تفسیر كردهاند.(١) در احادیث اهلسنّت نیز این تفسیر از عدّهاى از صحابه و تابعان روایت شده است. ابن عباس، أبى بن كعب و سعید بن جبیر و سدّى آیه را چنین قرائت مىكردند: «فما استمتعتم به منهنّ الى أجل مسمّى فآتوهنّ أجورهنّ فریضة»(٢) و مجاهد نیز گفته است: این آیه در مورد ازدواج موقت نازل شده است.(٣)
فخرالدین رازى، پس از ذكر قرائت أبى بن كعب و ابن عباس گفته است: «مسلمانان این گونه قرائت را بر آن دو انكار نكردند. از این جا به دست مىآید كه درستى این قرائت مورد قبول همهى مسلمانان و اجماعى بوده است، در نتیجه مشروعیت ازدواج موقّت مورد اجماع مسلمانان بوده است.(٤)
- اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند، بعد از آن كه مدت و مهر را معین كردند، چنانچه زن بگوید : ( زوجتك نفسى فى المدة المعلومة على المهر المعلوم ) بعد بدون فاصله مرد بگوید: ( قبلت ) صحیح است. و اگر دیگرى را وكیل كنند و اول وكیل زن به وكیل مرد بگوید: ( متعت موكلتى موكلك فى المدة المعلومة على المهر المعلوم ) پس بدون فاصله وكیل مرد بگوید: ( قبلت لموكلى هكذا ) صحیح مىباشد.
- صیغه كردن زن اگر چه براى لذت بردن هم نباشد صحیح است.
- شوهر بیش از چهار ماه نباید نزدیكى با متعه خود را ترك كند.
- زنى كه صیغه مىشود اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او نزدیكى نكند، عقد و شرط او صحیح است و شوهر فقط مىتواند لذتهاى دیگر از او ببرد ولى اگر بعدا بهنزدیكى راضى شود، شوهر مىتواند با او نزدیكى نماید.
- زنى كه صیغه شده اگر چه آبستن شود حق خرجى ندارد.
- زنى كه صیغه شده حق همخوابى ندارد و از شوهر ارث نمىبرد و شوهر هم ازاو ارث نمىبرد.
- زنى كه صیغه شده اگر نداند كه حق خرجى و همخوابى ندارد عقد او صحیح است و براى آن كه نمىدانسته، حقى به شوهر پیدا نمىكند.
- زنى كه صیغه شده، مىتواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون برود، ولى اگر به واسطه بیرون رفتن، حق شوهر از بین مىرود بیرون رفتن او حرام است.
- اگر زنى مردى را وكیل كند كه به مدت و مبلغ معین او را براى خود صیغه نماید، چنانچه مرد او را به عقد دائم خود در آورد یا به غیر از مدت یا مبلغى كه معین شده او را صیغه كند، وقتى آن زن فهمید اگر بگوید راضى هستم عقد صحیح و گرنه باطل است.
- پدر و جد پدرى مىتوانند براى محرم شدن، یك ساعتیا دو ساعت زنى را به عقد پسر نابالغ خود در آورند و نیز مىتوانند دختر نابالغ خود را براى محرم شدن، به عقد كسى در آورند ولى باید آن عقد براى دختر مفسده نداشته باشد.
- اگر پدر یا جد پدرى، طفل خود را كه در محل دیگرى است و نمىداند زنده استیا مرده، براى محرم شدن به عقد كسى در آورد، بر حسب ظاهر محرم بودن حاصل مىشود و چنانچه بعدا معلوم شود كه در موقع عقد آن دختر زنده نبوده عقد باطل استو كسانى كه به واسطه عقد ظاهرا محرم شده بودند نامحرمند.
- اگر مرد مدت صیغه را ببخشد، چنانچه با او نزدیكى كرده باید تمام چیزى را كه قرار گذاشته باو بدهد و اگر نزدیكى نكرده باید نصف آن را بدهد.
١. وسائل الشیعة، ج ١٤، ابواب المتعة، باب اول.
٢. مقصود این است كه آنان كلمهى «أجل مسمّى» را به عنوان تفسیر به هنگام قرائت آیه اضافه مىكردند.
٣. تفسیر ابن كثیر: ٢ / ٢٤٤.
٤. مفاتیح الغیب: ١٠ / ٥١ ـ ٥٢.
با درود
من نمی دانم چنین بحثی می خواهد به کجا برسد؟
--- همه می دانیم که فاصله سن بلوغ تا حداقل سن ازدواج(برای آدمهای معمولی نه آدمهای خاص!!!) در کشور ما بیش از 10 سال است.
--- همه می دانیم نه پدران و مادران با ازدواج موقت موافقند و نه فرهنگ جامعه ما چنین چیزی را می پذیرد و جوانان بعد از این ازدواج از ادامه زندگی معمولی در شرایط حاکم بر کشور ما باز می مانند (به ویژه دختران)
--- تازه به فرض اینکه مورد قبلی را نادیده بگیریم در کشور اسلامی ما این عمل اسلامی ممنوع است!!! مثلا شما به گشت ارشاد توضیح بدهید که خطبه عقد را خودتان جاری ساخته اید تا جوابتان را ببینید 
--- عصر عصر ارتباطات است و اینترنت و ماهواره و ... و قابل مقایسه با عصر شتر و بیابان و خارزار نیست
جواب سوال کجاست؟ ما چه آسان در اصول اولیه زندگیمان مانده ایم!!! پیشنهاد دین در شرایط فعلی اجتماعی ما چیست؟ امیدوارم نخوردن غذاهای پرکالری و نپوشیدن لباسهای زیر تنگ و ورزش و ... نباشد !!!
نه جامعه فوق العاده خوبی می شه ، اینطور كه شما عنوان می كنید ،
فقط بلاكارد های بزرگ توی خیابون های شهر و گفتمان های رادیو و تلویزونی كم داریم مبنی بر اینكه كار تمام دختر و پسر هایی كه توی خیابون ها با هم آشنا می شن كاملا درسته و فقط بهتره آن صیغه ای را هم كه شما گفتید خودشون محض احتیاط بخونن .
اینطور كه شما می فرمایید خدا گفته با خوندن یك جمله زبونی محرم هر كسی كه بخواهید می تونید بشید!
خدا در قرآن در آیه 24 سوره نساء فقط حرف از این زده كه با زنان شوهر دار نمی توانید نكاح كنید و لی با بقیه می توانید و بعد هم یك اشاره به تعیین مهر برای آن زنی كه به طریق زناشویی و مشروع اختیار كردید تعیین كنید و آن را راضی كنید .
من توی این سوره كلمه یا چیزی هم مفهوم با به طور موقت آن را به نكاح خودتون در بیاورید ندیدم .
پست دهم را یكبار بخونید!
البته اینبار فقط خودتون را یك دختر فرض كنید و ببینید به نظر شما حكم و یا فرمان دیگه ای از طرف خدا صادر نشده كه بیشتر بتوان از یك زن سو استفاده برد؟
البته فكر نكنم چیز دیگه ای وجود داشته باشه وگرنه حتما ازش استفاده می شد.
نمی دونم چرا خیلی چیزهای بیخود توی جامعه ما رواج پیدا می كنه و حكم خدا قلمداد می شه؟
اگر این سوره حكم خدا مبنی بر صیغه موقت بود مدت زمان خاص توسط پیامبر آزاد نمی شد (موقع ضرورت) و بلكه حكم قطعی و حتمی بود و در همه زمان ها توسط پیامبر حلال شمرده می شد!
واقعا از كجا می تونید به قطع بگید این روایت ها دروغ نیست؟
چون در كتاب های شیعه عنوان شده ؟
به نظر منم فعلا شرایط ازدواج موقت در کشور ما فراهم نیست ولی افرادی هم که الان از این حکم خدا می توانند استفاده کنند
زیاد است و الان هم عده ای هستند از دختران و پسران که ضعیف النفسند وبه گناه می افتند وحتی به زنا می افتند وبا شرایط
و تعهداتی که در ازدواج موقت است این بی انصافی است که بگوییم فقط چند تا لفظ است بلکه یک تعهد می باشد در ضمن در
بسیاری از کشورها شرایط بهتر از ایران است و می توانند از آن استفاده بکنند و سو ءاستفاده از حکم خدا هم ربطی به حکم
خدا ندارد واین بشر دو پا از چی سوءاستفاده نکرده که از این حکم نکند و هر کسی هر کار شرعی خواست انجام بدهد باید
سنجیده عمل نماید وهیچ دستور الهی برای هوس بازی نیست وبلکه برای کنترل آن می باشد

نه جامعه فوق العاده خوبی می شه ، اینطور كه شما عنوان می كنید ،
فقط بلاكارد های بزرگ توی خیابون های شهر و گفتمان های رادیو و تلویزونی كم داریم مبنی بر اینكه كار تمام دختر و پسر هایی كه توی خیابون ها با هم آشنا می شن كاملا درسته و فقط بهتره آن صیغه ای را هم كه شما گفتید خودشون محض احتیاط بخونن .
اینطور كه شما می فرمایید خدا گفته با خوندن یك جمله زبونی محرم هر كسی كه بخواهید می تونید بشید!
خدا در قرآن در آیه 24 سوره نساء فقط حرف از این زده كه با زنان شوهر دار نمی توانید نكاح كنید و لی با بقیه می توانید و بعد هم یك اشاره به تعیین مهر برای آن زنی كه به طریق زناشویی و مشروع اختیار كردید تعیین كنید و آن را راضی كنید .
من توی این سوره كلمه یا چیزی هم مفهوم با به طور موقت آن را به نكاح خودتون در بیاورید ندیدم .
پست دهم را یكبار بخونید!
البته اینبار فقط خودتون را یك دختر فرض كنید و ببینید به نظر شما حكم و یا فرمان دیگه ای از طرف خدا صادر نشده كه بیشتر بتوان از یك زن سو استفاده برد؟
البته فكر نكنم چیز دیگه ای وجود داشته باشه وگرنه حتما ازش استفاده می شد.
نمی دونم چرا خیلی چیزهای بیخود توی جامعه ما رواج پیدا می كنه و حكم خدا قلمداد می شه؟
اگر این سوره حكم خدا مبنی بر صیغه موقت بود مدت زمان خاص توسط پیامبر آزاد نمی شد (موقع ضرورت) و بلكه حكم قطعی و حتمی بود و در همه زمان ها توسط پیامبر حلال شمرده می شد!
واقعا از كجا می تونید به قطع بگید این روایت ها دروغ نیست؟
چون در كتاب های شیعه عنوان شده ؟
بسم الله الرحمن الرحیم 
با سلام : آیه فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ ... در باره متعه است و بدون شك مراد از كلمه استمتاع در آیه نكاح متعه است و این نكاح یعنى نكاح متعه و یا بگو نكاح موقت، در آن برهه از زمان در بین مسلمانان معمول بوده و در آن نیز هیچ شكى نیست- اخبار بر مسلم بودن آن توافق و اتفاق دارد حال چه اینكه اسلام آن را تشریع كرده باشد و چه از تاسیسات شارع اسلام نباشد بلكه قبل از اسلام هم معمول بوده باشد در أصل وجود چنین نكاحى در زمان رسول خدا (ص) و در پیش چشم و گوش آن جناب جاى تردید نیست و نیز جاى شك نیست كه در آن ایام نام این نوع ازدواج همین نام بوده و از آن جز به عنوان متعه تعبیر نمىكردند، پس چارهاى جز این نیست كه جمله: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ را حمل بر همین نوع نكاح نموده و از آن جمله این قسم نكاح را بفهمیم، هم چنان كه سایر رسوم و سنتهایى كه در عهد نزول قرآن به اسماء خودش معروف و شناخته مىشده آیات قرآن بر آن معناى معهود حمل مىشده، مثلا اگر آیهاى در باره حكمى راجع به یكى از آن اسما نازل مىشده آن عنوان را امضا مىكرده و یا رد و تخطئه مىنموده، یا در باره آن عنوان امر مىكرده و یا نهى مىنموده، چارهاى جز این نبوده كه آن اسما و عناوین را بر همان معانى معروف آن روزش حمل كنند، و هرگز سابقه ندارد كه با وجود چنین زمینهاى اسم نامبرده را بر معناى لغویش كه در آن روز متروك شده بوده حمل كرده باشند.
مانند كلمه حج و كلمه بیع، و ربا، و ربح، و غنیمت، و كلماتى دیگر از این قبیل كه یك معناى لغوى دارند و یك معناى معروف در بین اهل زمان مثلا كلمه (حج) در اصل لغت به معناى قصد كردن بوده ولى معناى معروفش در بین مردم عرب زیارت خانه كعبه بوده، و ممكن نیست كسى ادعا كند كه در قرآن كریم كلمه حج به معناى قصد است .
پس متیقن و مسلم شد كه باید استمتاع – لذت بردن - در جمله مورد بحث را، بر نكاح متعه حمل كنیم، چون در ایام نزول آیه، لفظ متعه به همین معنا بر سر زبانها دوران مىیافته، حال چه اینكه به اعتقاد شیعه بگوئیم نكاح متعه هم اكنون نیز به قوت و اعتبار خودش باقى است و چه اینكه به گفته اهل سنت بگوئیم حكم نكاح متعه به وسیله آیهاى دیگر و یا به وسیله سنتعمر بن خطاب نسخ شده و كوتاه سخن اینكه آنچه از آیه مورد بحث استفاده مىشود، حكم نكاح متعه است و بس و همین معنا از قدماى مفسرین یعنى مفسرین از صحابه و تابعین چون ابن عباس، و ابن مسعود، و ابى بن كعب، و قتاده، و مجاهد، و سدى، و ابن جبیر، و حسن، و دیگران نیز مىشود، و مذهب ائمه اهل بیت علیهم السلام هم در مساله متعه همین است.