userinfo close

  ,

مرکز ملی پاسخگویی


pasokh

تاسیس: 2 اردیبهشت 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب مرکز ملی پاسخگویی - معاونان
لطفا: **** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد*** ادامه »
لطفا:
**** سوالات خود را در بحث مربوط به خود مطرح نمایید تا متخصص آن بحث پاسخ گوی سوال شما باشد****
****متخصصان مرکز ملی پاسخگویی فعلا فرصت شرکت در مباحث دیگر کلوب ها رو ندارند لذا خواهشمندیم اگر لازم می دانید پاسخ سوالی از سوی متخصصان مرکز ارائه گردد آن سوال رو در بحث مربوط به خود طرح نمایید ****
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
178
1155
91/3/11 (20:48)
304
2169
91/3/11 (21:40)
22
81
91/3/12 (12:28)
257
297
91/3/12 (11:32)
328
560
91/3/12 (10:49)
1892
8157
91/3/12 (02:33)
85
64
91/3/11 (22:35)
80
130
91/3/11 (21:16)
1895
7351
91/3/11 (20:13)
52
69
91/3/11 (20:08)
608
6997
91/3/11 (17:55)
172
215
91/3/11 (12:50)
2
8
91/3/11 (12:13)
629
4502
91/3/10 (19:22)
1171
5633
91/3/10 (17:06)
183
508
91/3/8 (21:35)
685
2435
91/3/6 (15:26)
311
1133
91/3/6 (12:05)
85
117
91/3/3 (16:31)
204
977
91/3/3 (00:36)

عنوان بحث :: این بحث را 45 نفر دنبال می کنند.

 پاسخگوی قرآنی , p_qurani
پاسخگوی قرآنی - 12:41 1387/02/14

۩ ۞ پاسخگویی به سوالات قرآنی و حدیثی۞ ۩


بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام  و آرزوی توفیقات الهی برای تمامی دوستان وكاربران گرامی.

بنده در این بحث سؤالات قرآنی و حدیثی پاسخ می دهم  . ان شاء الله كه  بتوانم در حد توانم و بضاعت اندك خویش در خدمت دوستان گرامی باشم.

ان شاء الله


پاسخ به سوالات قرآنی

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
پادینا   , padinaaa
پادینا - 02:33 1391/03/12
1892
قالَ علیه السلام : یَخْفى عَلَى النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ یَغیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ، وَ هُوَ سَمّیُ رَسُول اللّهِ صلى الله علیه و آله وَ كَنّیهِ.


امام جواد (ع) فرمود: زمان ولادت امام عصر علیه السلام بر مردم زمانش مخفى است ، و شخصش از شناخت افراد غایب و پنهان است . و حرام است كه آن حضرت را نام ببرند؛ و او همنام و هم كنیه رسول خدا صلى الله علیه و آله است .



سوالم روی قسمتی که پررنگ شده....؟!!!!
 پاسخگوی قرآنی , p_qurani
پاسخگوی قرآنی - 07:49 1391/03/11
1891
نقل قول از : فردی صادق و مذهبی و تنها

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لِیَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّی مَنْ آذَى عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ

امام جعفر صادق (ع) : خداوند متعال فرموده است : هر كه بنده مومن مرا اذیت كند همانا خود را به جنگ با من آماده ساخته است .

 

الكافی ج 2 ص 350

 

در مورد این حدیث هم میشود توضیخی بفرمایید؟ آیا منبعش درست هست؟ آیا میشود مومن را بطور اختصاص فقط شیعیانی بدانیم که تقوا دارند؟



سلام 

این حدیث که درباره  اهمییت  احترام به حقوق مومنین می باشد  ،به بیانات متعددی ازجانب معصومین برای ما نقل شده است .  با توجه به احادیث مشابه در همین زمینه ، مراد از اذیت کردن مومن ، اذیت کردن به ناحق می باشد . به این معنا که حقی از حقوق مومن را رعایت نکند و این منجر به اذیت شدن مومن شود دراین صورت ، شامل حدیث می شود . در این همین زمینه روایت دیگری وجود دارد که می خوانیم قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله: من آذى مؤمنا بغیر حقّ، فكأنما هدم مكّة : یعنی آنچه گه حرام است اذیت کردن مومن به ناحق می باشد  .بنابراین اگر مومن ( که مراد شیعه حضرت علی می باشد ) به دلیل امر به معروف و نهی از منکر از جانب ما ، اذیت شود ، قطعا این مورد و مانند آن شامل این حدیث نمی شود . بنابراین مراد  این حدیث اذیت کردن به ناحق می باشد . 
نکته پایانی این که در نوع این احادیث ، مومن به معنای شیعه می باشد . چرا که در بسیاری از روایات دیگر مومن به همین معنا  بکار رفته است . اساسا از نظر  اهل بیت  شرط ایمان حقیقی ، اعتقاد به ولایت و امامت اهل بیت  می باشد . به عبارت دیگر یکی از ارکان ایمان قبول ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است و آنچه از آیات قرآن و کلمات پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت ایشان فهمیده می‌شود پیروی از اهل بیت (علیهم السلام) از مسایلی است که نقش اساسی در تحقق مفهوم ایمان دارد و اگر کسی بر اساس مکتب اهل بیت (علیهم السلام) زندگی خود را تنظیم نکند، ارکان ایمان او کامل نیست.
 پاسخگوی قرآنی , p_qurani
پاسخگوی قرآنی - 23:15 1391/03/8
1890
نقل قول از : فردی صادق و مذهبی و تنها

باسلام

بنده یک حدیثی رو شنیدم که بطور اجما لی در اینجا ذکر میکنم

ممنون میشم اگر منبعش رو بفرمایید و کمی هم توضیح بدید

پیامبر (ص) به حضرت امیر میفرمایند: هرکس به یکی از شیعیان اهانت کند به علی ع اهانت کرده است و هرکه بر تو اهانت کند به من رسول الله اهانت کرده و هرکس به من اهانت کند جایگاهش جهنم است.

 

مراد از شیعه تمام شیعیان هستند اعم از شیعه فاسق حتی؟

 


سلام

در این رابطه احادیث فراوانی ذکر شده که به برخی از این ها اشاره خواهم کرد و ظاهر این روایات این است که در این جهت ( آزار و اذیت مومن ) فرقی بین مومن و فاسق نیست . البته لازم به ذکر است که مراد از آزار و اذیت این است که حقوق شرعی مومن را رعایت نکرده و آن را تضییع کند .
اما روایات :

از امام صادق (ع) نقل شده:
قال رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: من نظر إلى مؤمن نظرة لیخیفه بها، أخافه اللَّه عزّ و جلّ یوم لا ظلّ إلّا ظله.(1)
رسول خدا فرمود: هر كس به مؤمنى نگاه كند و با نگاه خود، او را بترساند، خداوند او را در روزى كه هیچ سایه‏اى جز سایه او وجود ندارد ،خواهد ترسانید.
نیز: من أعان على مؤمن بشطر كلمة لقی اللَّه عزّ و جلّ یوم القیامة مكتوب بین عینیه: آیس من رحمتی؛ (2)
هر كس با كلمه ای به مؤمنى زیان برساند، روز قیامت خدا را در حالى ملاقات مى‏كند كه میان دو چشمش نوشته شده است: ناامید از رحمت من!
رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: من آذى مؤمنا فقد آذانی و من آذانی فقد آذى اللَّه و من آذى اللَّه فهو ملعون فی التّوراة و الإنجیل و الزّبور و الفرقان؛(3)
هر كه مؤمنى را آزار كند ،مرا آزار كرده، هر كه مرا آزار كند ، خدا را آزار كرده، هر كه خدا را آزار كند ، در تورات و انجیل و زبور و فرقان لعنت شده است.
رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: من أحزن مؤمنا ثمّ أعطاه الدّنیا لم یكن ذلك كفّارته و لم یؤجر علیه؛ (4)
هر كه مؤمنى را غمگین كند، آن گاه دنیا را به او بدهد ، كفّاره عمل او نخواهد بود . براى این كار پاداشى به او نخواهند داد.
امام رضا علیه السّلام عن آبائه (ع) قال: قال رسول اللَّه (ص) : من استذلّ مؤمنا أو حقّره لفقره و قلّة ذات یده، شهره اللَّه یوم القیامة ثمّ یفضحه؛(5)
پیامبر فرمود: هر كه مؤمنى را به خاطر فقر و تهى‏دستى خوار و كوچك بشمارد، روز قیامت خداوند او را به مردم مى‏شناساند و رسوایش مى‏كند .
نبیّ صلّى اللَّه علیه و آله قال: من أذلّ مؤمنا أذلّه اللَّه؛ (6)
هر كه مؤمنى را خوار سازد ،خدا او را خوار خواهد ساخت.
رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: من مشى مع ظالم لیعینه و هو یعلم أنّه ظالم فقد خرج من الإسلام؛
هر كه با ستمگرى- با اینكه مى‏داند ستمگر است- راه برود تا به او كمك كند، از اسلام بیرون رفته است.
رسول اللَّه (ص) : أعجل الخیر ثوابا صلة الرّحم و أسرع الشّرّ عقابا البغی؛
پاداش صله رحم از هر كار نیكى سریع تر، و كیفر ستم از هر كار بدى زودتر خواهد بود.
أمیر المؤمنین علیه السّلام: بئس الزّاد إلى المعاد العدوان على العباد؛
ستم بر بندگان (خدا) بد توشه‏اى براى آخرت است.
علیّ (ع): لكلّ ظالم انتقام. (7)؛ برای هر ظالم و ستمگری انتقام گیرنده ای هست .
به کتاب الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى ،ص 591 به بعد . باب آزار و اذیت مومن مراجعه نمایید .
پی نوشت ها:
1. وسائل 8/ 614 ؛الكافی 2/ 368 ؛مجموعة ورام 2/ 209
2. جامع الاخبار ،ص 72 ؛بحار ،ج 75،ص 150.
3. الكافی ،ج 2،ص 368.
4. بحار ،ج 75،ص 150 .
5. عیون اخبار الرضا ،ج 2،ص 33 ؛بحار،ج 75 ،ص 142.
6. البحار ،ج 75 ،ص 142.
7. الحكم الزاهرة ، ترجمه انصارى ،ص 591 به بعد ، باب آزار و اذیت مومن .

 پاسخگوی قرآنی , p_qurani
پاسخگوی قرآنی - 22:54 1391/03/8
1889
نقل قول از : یاد یاران شهید

بسم رب الشهدا

 لطفاً درباره بحث از حادث یا قدیم بودن قرآن توضیحاتی بفرمایید و اینكه نظر شیعه در این باره چیست؟

 با تشكر

سلام
نظریاتی كه دراین زمینه، بین دانشمندان مسلمان مطرح بوده عبارت بود از:
1-نظریه اهل حدیث و حنابله: قرآن، مخلوق خدا و حادث نیست، بلكه كلام او و قدیم است.
2-نظریه معتزله: قرآن و وحی ، مخلوق و حادث است و بر پیامبر(ص) نازل شده است.
3-نظریه شیخ اشعری: منظور از قرآن همان حقیقت قرآن است كه كلام نفسی و قدیم است.
سخن قرآن كریم که طبعا همین هم نظر شیعیان می باشد
قرآن، كلام خدا را حادث می داند، در آیه 2 سوره ی انبیاء می فرماید:« ما یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ ».هیچ پند تازه‏اى از پروردگارشان به سویشان نیاید مگر آنكه به عنوان استهزاء به آن گوش فرا دهند.
منظور از ذكر در اینجا همان قرآن است و منظور از محدث، یعنی جدید. پس منظور این است كه قرآن پس از انجیل نازل شده است. این جمله فقط دلالت بر حدوث از نظر نزول ندارد، بلكه دلالت بر حدوث ذاتی قرآن می كند، زیرا حدوث را وصف ذكر(قرآن) قرار داده است(ونه صفت نزول ذكر) و استناد حدوث به ذكر ظهور در حدوث ذاتی ذكر و قرآن دارد.
چون جو تقیه در این مسئله شدید بوده و صاحبان آراء، گاهی دچار مشكلاتی از طرف مخالفین می شدند، لذا ائمه(علیهم) شیعیان را از ورود در این بحث نهی می فرمودند.
البته وقتی كه مجالی می یافتند، حقیقت را ابراز می فرمودند، به این صورت كه :خداوند خالق است هر چه غیر اوست مخلوق است و قرآن ، خود خدا نیست و گر نه اتحاد نازل کننده و نازل شونده لازم می آید. پس قرآن مخلوق است(سبحانی ، جعفر،محاضرات فی الهیات،ص117-123).

بنابراین در این مسئله دیدگاه امامان شیعه این بود كه اصلا مطرح كردن این گونه بحث نادرست است چون جز خدا چیزى خالق و قدیم نیست و در نتیجه قرآن و غیر آن همه مخلوق هستند و این، نیازى به بحث ندارد ولكن نامگذارى درست نیست و ما حق نداریم روى قرآن نام خاصى، مثل مخلوق بگذاریم چون كلمه مخلوق گاهى به معناى مكذوب و دروغ است. ما نباید به قرآن این گونه كلمه را اطلاق بكنیم.همچنین می توان در تکمیل این بیان چنین گفت که
اگر مراد از قران محتوای آن باشد , محتوای قرآن ریشه در علم الهی داردو قدیم است چون علم خداوند ذاتی است وقدیم و اگر مراد الفاظ وحروفی باشد که بر پیامبر گرامی اسلام وحی شده قران حادث ومخلوق است
منابعی جهت مطالعه بیشتر:
1-تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان.
2- مروج الذهب، مسعودی.
3- تاریخ الخلفا، سیوطی
4- بحوث فی الملل و النحل، جعفر سبحانی.
5- ناسخ التواریخ، زندگانى امام محمد تقى(ع) ، ج 2، ص 83- 243 ناسخ التواریخ، زندگانى امام هادى (ع) ، ج 3، ص 24، چاپ اسلامیه.
6- تحلیلى از تاریخ دوران دهمین خورشید امامت، امام هادى(ع)، ص 130، چاپ مركز تحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامى.
7-حیاه الامام الهادى، الشیخ محمد جواد الطبسى، ص 248.
8- تحلیلى از زندگانى امام هادى(ع) نوشته باقر شریف قرشى، ترجمه رضا عطائى، ص 474، چاپ سال 1371.
9-موسوعه الامام الهادى، ج 2، مؤسسه ولى عصر(عج) تحت نظارت آیه الله خزعلى، ص 452.

فردی صادق و مذهبی و تنها , moh_amin68
1888
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لِیَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّی مَنْ آذَى عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ

امام جعفر صادق (ع) : خداوند متعال فرموده است : هر كه بنده مومن مرا اذیت كند همانا خود را به جنگ با من آماده ساخته است .

 

الكافی ج 2 ص 350

 

در مورد این حدیث هم میشود توضیخی بفرمایید؟ آیا منبعش درست هست؟ آیا میشود مومن را بطور اختصاص فقط شیعیانی بدانیم که تقوا دارند؟

رقیه فرامرزی , shivaaa_sh
رقیه فرامرزی - 22:32 1391/03/8
1887
نقل قول از : یاد یاران شهید

حادث یا قدیم بودن قرآن

امام هادی (ع) میفرمایند:

«خدا ما و شما را از این فتنه مصون دارد. ما این جدال در (حدوث و قدوم) قرآن را بدعت میدانیم که سوال کننده و پاسخ دهنده هردو در گناه آن شریک اند؛ تنها سخنی که در این باره باید گفت و ریشه ی این بحث انحرافی را کند ، این است که : الله آفریدگار (قدیم و ازلی) است ، ما سوای او (حادث و ) آفریده ی اویند، و قرآن کلام خداست»


فردی صادق و مذهبی و تنها , moh_amin68
1886

باسلام

بنده یک حدیثی رو شنیدم که بطور اجما لی در اینجا ذکر میکنم

ممنون میشم اگر منبعش رو بفرمایید و کمی هم توضیح بدید

پیامبر (ص) به حضرت امیر میفرمایند: هرکس به یکی از شیعیان اهانت کند به علی ع اهانت کرده است و هرکه بر تو اهانت کند به من رسول الله اهانت کرده و هرکس به من اهانت کند جایگاهش جهنم است.

 

مراد از شیعه تمام شیعیان هستند اعم از شیعه فاسق حتی؟

 

یاد یاران شهید , hgolleparsaey
یاد یاران شهید - 17:16 1391/03/7
1885
بسم رب الشهدا

 لطفاً درباره بحث از حادث یا قدیم بودن قرآن توضیحاتی بفرمایید و اینكه نظر شیعه در این باره چیست؟

 با تشكر
منتظر ظهور , mrfi
منتظر ظهور - 07:22 1391/03/1
1884
نقل قول از : پاسخگوی قرآنی



با سلام

بسیار سپاسگزارم
 پاسخگوی قرآنی , p_qurani
پاسخگوی قرآنی - 16:56 1391/02/30
1883
نقل قول از : منتظر ظهور

به نام خدا

آیا کسانی که به پیامبر جسارت و توهین میکردند هم مشمول این آیه میشوند؟

لَّئنِ لَّمْ یَنتَهِ الْمُنَفِقُونَ وَ الَّذِینَ فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فىِ الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یجَُاوِرُونَكَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا( احزاب 60)


با سپاس





سلام  ظاهرا این آیه ارتباط مستقیمی با سوال شما نداشته باشد . بنابراین این آیه را اگر در ادامه آیه قبل بدانیم  ، معنایش این است  كه منافقان و بیماردلان مدینه مزاحم زنان مؤمن بودند كه خداوند در آیه قبل به زنان دستور پوشش كامل داد و در این آیه به این بیماردلان هشدار مى‏ دهد و ممكن است این آیه مستقل باشد، و مراد این باشد كه با توطئه‏ گرانى كه با جنگ سرد و شایعه‏ سازى، ایجاد دلهره مى‏ كنند برخورد كرده و آنها را قلع و قمع نمایید.

در این آیه «مُرجفون» از «اِرجاف»، به كسانى گفته مى‏شود كه با شایعه‏ سازى، در جامعه‏ى اسلامى دلهره ایجاد مى‏كنند. كسانى كه به جبهه نمى‏رفتند، امّا در شهر شایعه مى‏ كردند كه مسلمانان شكست خوردند و كفّار پیروز شدند یا پیامبر اسلام شهید شد، آنان با این اقدام زشت سبب نگرانى مردم مى‏ شدند.

«لنُغرینّك» از «اِغراء» به معناى چسباندن و كنایه از تسلّط همه جانبه است.همچنین جمله‏ آخر این آیه «لنغرینّك بهم ثمّ لا یجاورونك ...» را دو گونه مى‏ توان معنا كرد:
الف: چنان تو را بر آنان مى‏شورانیم كه همگى قلع و قمع شوند و جز مدّت كمى نتوانند در كنار تو بمانند.
ب: چنان آنان را تار و مار مى‏كنیم كه جز تعداد كمى از آنان در مجاورت تو باقى نمانند.


منتظر ظهور , mrfi
منتظر ظهور - 01:09 1391/02/30
1882
به نام خدا

آیا کسانی که به پیامبر جسارت و توهین میکردند هم مشمول این آیه میشوند؟

لَّئنِ لَّمْ یَنتَهِ الْمُنَفِقُونَ وَ الَّذِینَ فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فىِ الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یجَُاوِرُونَكَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا( احزاب 60)


با سپاس



 پاسخگوی قرآنی , p_qurani
پاسخگوی قرآنی - 15:17 1391/02/29
1881
نقل قول از : فاطمه الف

سلام.

چرا در حدیث کسا اسمی از حضرت زینب نیومده است؟؟؟؟؟؟/

سلا م

اولا فضایلی که در حدیث کسا و دیگر آیات و روایات همچون زیارت جامعه که مخاطب اهل بیت نبوت هستند آمده است مخصوص به چهارده نفس مقدس است که معصومند وشامل همه فرزندان امیرمومنان و دیگر اولاد ائمه نمی شود.

“ام سلمه” که بنابر برخی روایات، این حادثه در خانه او اتفاق افتاده بود، اجازه حضور در تحت کساء را پیدا نمی کند و پیامبر (ص) به ایشان اجازه ندادند"فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ أَ لَسْتُ مِنْ أَهْلِکَ فَقَالَ إِنَّکِ إِلَی خَیْرٍ وَ لَکِنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی وَ ثِقْلِی‏...{الکافی، ج 1، ص 286 ، باب ما نص الله عز و جل و رسوله علی‏...}.

حضرت زینب (سلام الله علیها) نیز اگر چه از مقام والایی در میان اهل بیت علیهم السلام برخوردار است، اما از اصحاب کساء” محسوب نمی گردند.

ثانیاً حضرت زینب(سلام الله علیها) نسبت به امام حسن وامام حسین(علیهما السلام) فرزند کوچکتر بوده اند، ولادت ایشان نیز در حدود پنج سال آخر عمر پیامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است به همین جهت در روایات و منابع تاریخی در ارتباط ایشان و پیامبر(صلی الله علیه و آله) کمتر مطلبی آمده است و در مورد اینکه در زمان حدیث کسا آیا حضرت زینب(سلام الله علیها) متولد شده بوده اند یا نه در تاریخ و منابع روایی مطلبی به دست ما نرسیده است.

بنابراین همان گونه که گفته شد فضایل اصحاب کسا خاص به معصومین است وبالفرض ایشان هم اگر در زمان وقوع آن بوده اند هر چند دارای مقامات عالیه ودرجات بالای ایمان هستند ولی نمیتوانند جزو اصحاب کسا باشند و پیامبر به خصوص تاکید داشته اند که واژه اهل بیت در مورد معصومین یعنی خصوص امامان وحضرت زهرا بکار رود که در زمان آن حضرت چهار تن از انان به اضافه پیامبر وجود داشته اند .

فاطمه الف , traslatore
فاطمه الف - 01:32 1391/02/29
1880
سلام.

چرا در حدیث کسا اسمی از حضرت زینب نیومده است؟؟؟؟؟؟/
 پاسخگوی قرآنی , p_qurani
پاسخگوی قرآنی - 14:43 1391/02/24
1879
نقل قول از : فاطمه الف

ایا این موضوع درست است که تفسیر آیاتی از سوره نسا این است که :

اگر زن از همخوابی با شوهرش خوددرای کگند مرد حق کتک زدن او را دارد و اگر مردی امتناع کند زن بهتر است با او سازش کند.؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من بارها چنین تقسیری را دیدم. اما خدایی که من میشناسم فکر نمیکنم چنین بی عدالت باشد. هرگز نمیتواند چنین باشد.

چرا این تقسیر اینقدر معروف شده.؟؟؟؟؟؟؟

سلام . این سوال بارها در کلوب مرکز ملی مورد بررسی قرار گرفته است . توجه به این نکته لازم است که یک خال بر روی گونه می تواند سبب زیبایی و جمال بیشتر گونه باشد، اما اگر همان خال به تنهایی دیده شود، منظره ای کریه خواهد داشت.
احکام و دستورات قرآنی نیز همه باید به صورت یک مجموعه منسجم دیده شود و هر چیز در سر جای خود نشانده شود، تا مطلب صحیح فهمیده شود. و الا انسان جز خسران خود، تاثیر دیگری ایجاد نمی کند:
«أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛[بقره/85] آیا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ایمان مى ‏آورید، و به بعضى كافر مى‏ شوید؟! براى كسى از شما كه این عمل (تبعیض در میان احكام و قوانین الهى) را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار مى ‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى ‏دهید غافل نیست.»

قرآن دستور داده که رفتار با زن (همسر) بر اساس معروف ها باشد و با اشاره به نقصان دانش بشر، به او گوشزد کرده است که خود را از خیر موجود در همسر محروم نکند:
«وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فیهِ خَیْراً كَثیراً؛[نساء/19] و با آنها بشایستگى رفتار كنید و اگر از آنان خوشتان نیامد، پس چه بسا چیزى را خوش نمى ‏دارید و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مى ‏دهد.»

قرآن سنگ بنای زندگی مشترک را مودت و رحمت معرفی می کند:
«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ؛[روم/21] و از نشانه‏ هاى او اینكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در كنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه‏ هایى است براى گروهى كه تفكّر مى ‏كنند!»

زن و شوهر از منظر قرآنی، دو موجودی هستند که همدیگر را حفظ می کنند:
«نِسائِكُمْ هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ؛[بقره/187] آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زینت هم و سبب حفظ یكدیگرید.»

بنابراین با این مبانی و یادآوری نگاه قرآن به زن و عدم موثر دانستن جنسیت در فضیلت، باید دقت کنیم که مساله محل بحث چیست؟
«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ؛[حجرات/13] اى مردم! ما شما را از یك مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ‏ها و قبیله‏ ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید (اینها ملاك امتیاز نیست،) گرامى‏ ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!»

در آیه 34 سوره نساء بعد از بیان جایگاه مدیریتی مرد و مسئولیت های او، و اشاره به زنان صالح، بحثی درباره زنان ناشزه مطرح می کند.
«وَ اللاَّتی‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِیًّا كَبیراً؛[نساء/34] (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نمایید! و (اگر هیچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظایفشان نبود،) آنها را تنبیه كنید! و اگر از شما پیروى كردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.)»

در این آیه در مقابل زنان ناشزه بیان می کند که در مراحلی باید سعی کرد، ناشزه ها را از جایگاه نشوز خارج نمود:
- قبل از هر چیز باید موعظه و سخن خوش به کار برد.
- در گام دوم مرد می تواند محل خواب خود را جدا کند و در کنار همسر نخوابد
- و در گام سوم، مطابق روایات مرد می تواند با چوب مسواک (چوبی به اندازه مداد) به گونه ای به مواضع غیر حساس زن بزند که هیچ سرخی و کبودی ای ایجاد نکند.[1]

بنابراین اصل زندگی باید بر پایه مهر و محبت باشد و در مقابل زن ناشزه نیز نباید عصبانیتی به کار برد. چون وجود مراحل مختلفی که با سخن شروع می شود و با جدایی در محل خواب ادامه می یابد (اموری زمان بَر که منافع مرد را نیز حذف می کند) به هیچ عنوان با عصبانیت سازگار نیست.  و زدن با چوب مسواک آن هم با این شروط، یک نوع واکنش شدیدا همراه عاطفه است. و در انتهای آیه نیز با نهی مردان از سرکشی، و ذکر علو و بزرگی خدا، ضمانت اجرایی حکم را ایجاد می کند که مردان از نیروی خود سوء استفاده نکنند.

البته در این جا می توان ژست های روشن فکرانه گرفت و همه چیز را مساوی خواست! اما جوامع غربی با این همه ادعای مساوات، توانسته اند از خشونت های شدید علیه زنان جلوگیری کنند؟ آیا به کار گرفتن عوامل بیرونی برای حل مشکلات درون خانواده، خیانت به خانواده و سبب از بین رفتن کانون گرم خانواده ها نیست؟ آیا ممکن است در خلوت اندرونی خانه ها، از نیروی قهریه استفاده کرد و خشونت علیه زنان را از بین برد؟
یا اینکه بهترین راه برای حفظ استحکام کانون خانوادگی، حل کردن مسائل و مشکلات در درون خانواده است؟ و بهترین شیوه این است که به مرد (که طبیعتا نیروی بدنی بیشتری دارد) بگویند دست بالای دست بسیار است و خدای علی و کبیر ناظر است و هیچ چیز بر او پوشیده نیست؟
در نگاهی فارغ از احساسات و با درک صحیح مساله در جایگاه واقعی خودش، کارآمدی نظامی واقع بینانه، در مقابل نظامی شعار محور روشن خواهد شد.

[1]. عن النبی : وَ تَضْرِبُوهُنَّ ضَرْباً غَیْرَ مُبَرِّحٍ - بحار الأنوار ج‏73، ص350.

 پاسخگوی قرآنی , p_qurani
پاسخگوی قرآنی - 07:30 1391/02/24
1878
نقل قول از : فاطمه الف

آیا حدیث یا روایت معتبری هست که بگه : اگر فردی برای نماز جماعت ظهر جمعه شرکت نکند باید نماز را دیرتر فردا کند؟؟؟؟؟؟/

مثلا شنیدم میگویند اگر روز جمعه نماز ظهر را فردا بخوانیم مثل پشت دستی زدن به امام جماعت است ( البته ببخشید که صریح میگم منظورم اینکه اینقدر گناه بزرگی دارد)   و نباید تا 3 بعد از ظهر نماز را فردا خواند.

سلام
این سوال شما در واقع به دو سوال برمیگردد . یکی این که آیا اساسا شرکت در نماز جمعه واجب است و ایا در این زمینه روایت معتبری وارد شده است یا خیر ؟
سوال دوم  این است که  بر فرض وجوب ، اگر کسی در نماز جمعه شرکت نکرد ، منافق است چنانچه در این زمینه روایاتی نیز وارد شده است

در مورد سوال اول باید عرض کنم که نسبت به وجوب نماز جمعه روایات متعددی وارد شده است اما همچنان که فقهاء در کتاب های  فقهی مطرح کرده اند ، این عمل  واجب  ، دارای شرائطی است که در صورت نبودن آن شرائط ، نماز جمعه نیز  واجب نخواهد  بود . 
مثلا در وسائل الشیعه این روایت آمده  است که پاسخ هر دو سوال شما را خواهد داد .

امام باقر(ع) می فرمایند: نماز جمعه، واجب بوده و اجتماع برای آن به امامت معصوم، واجب است. هرگاه مردی بدون عذر، سه جمعه را ترک گوید، امر واجب را ترک کرده و کسی سه امر واجب را بدون دلیل ترک نمی کند، مگر آن که منافق باشد.( وسایل الشیعه، ج 5 ص 4)

اما نکته این  است که وجوب نماز  جمعه  متوقف بر شرائط خاصی است . مثلا طبق نظر برخی از فقهاء وجوب نمز جمعه منوط به زمان حضورو ظهور معصوم می باشد و الا در شرائط حاضر ، نماز جمعه واجب شرعی نمی باشد و دیگر شرئطی که باید از پاسخ گوی احکام جویا شوید . غرض این که در این زمینه روایات متعددی صادر شده که دلالت بر وجوب نماز جمعه دارد اما این وجوب متوقف بر شرائط خاصی می باشد . در ضمن
لازم به ذکر است که این که شما نوشتین ( مثل پشت دستی زدن به امام جماعت است....) بنده در جایی ندیدم .



کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.