| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
178
|
1155
|
91/3/11 (20:48)
|
|
||
|
|
304
|
2169
|
91/3/11 (21:40)
|
|
||
|
|
22
|
81
|
91/3/12 (12:28)
|
|
||
|
|
257
|
297
|
91/3/12 (11:32)
|
|
||
|
|
328
|
560
|
91/3/12 (10:49)
|
|
||
|
|
1892
|
8157
|
91/3/12 (02:33)
|
|
||
|
|
85
|
64
|
91/3/11 (22:35)
|
|
||
|
|
80
|
130
|
91/3/11 (21:16)
|
|
||
|
|
1895
|
7351
|
91/3/11 (20:13)
|
|
||
|
|
52
|
69
|
91/3/11 (20:08)
|
|
||
|
|
608
|
6997
|
91/3/11 (17:55)
|
|
||
|
|
172
|
215
|
91/3/11 (12:50)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
91/3/11 (12:13)
|
|
||
|
|
629
|
4502
|
91/3/10 (19:22)
|
|
||
|
|
1171
|
5633
|
91/3/10 (17:06)
|
|
||
|
|
183
|
508
|
91/3/8 (21:35)
|
|
||
|
|
685
|
2435
|
91/3/6 (15:26)
|
|
||
|
|
311
|
1133
|
91/3/6 (12:05)
|
|
||
|
|
85
|
117
|
91/3/3 (16:31)
|
|
||
|
|
204
|
977
|
91/3/3 (00:36)
|
|
با عرض سلام و آرزوی نیكبختی برای همه عزیزان؛ بنده آمادگی خودم را برای پاسخگویی به مباحث اخلاقی - تربیتی در این كلوب اعلان میدارم. امیدوارم بتوانم در این مباحث به قدر وسع خویش در خدمت عزیزان باشم. انشاءالله

سلام دوست گرامی خیلی دلم می خواد حضور قلب در نمازم داشته باشم کمکم کنید
علیکم السلام
عوامل حضور قلب
1. نشاط جسمی
پزشکان معتقدند، اگر آدمی غذا را با شادی میل کند، زودتر و بهتر جذب بدن می شود. طب روحانی نیز خبر می دهد که اگر انسان غذاهای روحانی را از روی اشتیاق صرف کند و از خمودگی دور با شد، آثار پاکی و زدایندگی آن زودتر در قلب پدیدار می شود. نشاط جسمی، از عوامل ایجاد شور و شوق به نماز و در نتیجه، یکی از زمینه های حضور قلب در نماز است. بی گمان، نماز کسی که در سلامت جسمی کامل به سر می برد، با نماز کسی که از بدنی بیمار رنج می برد، در میزان بهره مندی از اشتیاق و حضور قلب در نماز، از برخی جنبه ها با هم متفاوت است. پس سزاوار است، کسانی که دغدغه حضور قلب در نماز را دارند، تندرستی خویش را قدر بدانند و جسم خود را در حال نشاط و آمادگی همیشگی برای بندگی شایسته پروردگار نگه دارند.
پیام متن:
شرایط بدنی انسان، از لحاظ سلامتی، تأثیر مستقیم بر روح او و چگونگی نماز او دارد.
2. پرهیز از دنیادوستی
از جمله مواردی که رسیدن به مقام قرب الهی را مانع می شود و انسان را از لذت مناجات با خداوند باز می دارد و نیز قلب را به تاریکی می کشاند، دوستی با دنیاست که در سخنان گهربار ائمه معصومین علیهم السلام بسیار نکوهش شده است.
امام صادق علیه السلام می فرماید: «رَأسُ کُلِّ خَطیئةٍ حبُّ الدّنیا؛ منشأ هر خطایی، دوستی دنیاست».
قلب آدمی، چون پرنده ای است که پیوسته از شاخه ای به شاخه دیگر می پرد و تا هنگامی که درخت حبّ دنیا در وجود انسان پا برجاست، پرنده قلب نیز بر شاخه های آن آویزان است. اگر انسان با اندیشیدن در پی آمدهای دوستی دنیا از خلال آیات و روایات و حالت های اولیای خدا بتواند این درخت را از وجود خویش ریشه کن سازد، آن زمان است که قلب او آرامش و به حضور قلب در نماز توفیق می یابد. ولی تا زمانی که قلب انسان در نماز به جاذبه های دنیایی توجه دارد، از یاد خدا و حضور قلب در نماز باز خواهد ماند و از درک فیض نزدیک شدن به خداوند محروم خواهد بود.
پیام متن:
هرگز خدادوستی با دنیادوستی جمع نمی شود. بنابراین، با دوستی دنیا نمی توان به مرتبه حضور قلب در نماز رسید.
3. پرهیز از وسواس
وسواس، قلب را در نماز به سوی اموری جز خدا می کشاند. بدون شک، وسواس از القائات شیطان است تا حضور قلب را از انسان بگیرد و او را از حال توجه به خداوند یگانه و رحمان باز دارد. شخصی که در نماز، پیاپی در رکعت ها و رکن های نماز شک می کند و همه توجهش را در درست به کار بردن واژه ها صرف می کند، خود را از فیض درک محضر پروردگار محروم می سازد و از برکت و روشنی نماز نصیبی نمی گیرد.
پیام متن:
وسواس عملی شیطانی است و دل نمازگزار را از یاد خدا در نماز باز می دارد.
4. توجه داشتن به خداوند در همه حال
بزرگان اخلاق، برای توفیق یافتن بر حضور قلب در نماز، به افراد چنین سفارش می کنند که در طول روز نیز در همه حال متوجه حضرت حق باشند.
انسان به هر چیز بیشتر توجه کند، همان چیز، قوی تر و پررنگ تر در روح او نقش می بندد. پس به گاه خواندن نماز نیز یاد او از آن پر و توجهش بدان سوست. بدین ترتیب، شاید یکی از ثمره های این آیه شریفه که می فرماید: «اذْکُرُوا اللّه َ ذِکْرا کَثِیرا؛ بسیار خداوند را یاد کنید.» (احزاب: 41)، همین باشد که: یاد فراوان خدا در طول شبانه روز، تأثیر بسزایی در ایجاد حضور قلب در نماز خواهد داشت.
پیام متن:
دلی که در بیشتر وقت ها از یاد خدا غافل است، نمی تواند در نماز به یاد خدا باشد. پس باید همواره دل را از هر چه جز خدا خالی داشت و یاد خدا را تنها حاکمِ بر قلب و روان خود نماییم و از هر چه جز خواست او رو بگردانیم تا از نمازی ملکوتی و روحانی در فضایی پر از اخلاص و بندگی خداوند بهره مند شویم.
5. یقین کردن به بزرگی خدا
آن گاه که بنده به عظمت خداوند و گستردگی فرمانروایی و قدرت او معرفت یافت و با جان و دل فهمید که خود، در حقیقت، هیچ است و به اندازه ذره ای مالک خیر و شر خود نیست و زندگی و مرگ و حشر و نشرش به دست برترینِ عالم یعنی خداست، عقل و اندیشه اش در برابر این عظمت و شکوه زانو می زند. پس در پیشگاه حضرت حق، به فروتنی می افتد و قلبش از مشاهده شکوه بزرگی و فرمانروایی او، بیش از حد و وصف خاضع و خاشع می شود و مراقب حضور و نظر پروردگار و رد و پذیرش او خواهد بود؛ با مراقبتی که یک چشم به هم زدن از آن غافل نخواهد شد.
امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرمایند:
ولو فَکَّروا فی عَظیمِ القُدرةِ وَ جَسیمِ النّعمةِ لَرَجَعُوا إلی الطّریق و خافُوا عذابَ الحریقِ.
اگر مردم در عظمت قدرت خدا و بزرگی نعمت های او می اندیشیدند، به راه راست باز می گشتند و از آتش سوزان می ترسیدند.
«اگر انسان به مناجات با حق تعالی و ولی نعمت خود به قدر مکالمه با یک مخلوق عادی ضعیف اهمیت دهد، هرگز این قدر نسیان و سهو و غفلت نمی کند؛ ولی نعمتی که آدمی را به وسیله انبیا و اولیا و قرآن کریم، به مناجات با خود دعوت فرموده و درهای مکالمه با خود را به روی او گشوده است. اگر انسان امری را بی اهمیت تلقی کند، کم کم به ترک آن منجر می شود و ترک اعمال دینی، انسان را به ترک دین می رساند. چنانچه اگر انسان اهمیت عبادت ها را به قلب بفهماند، از این غفلت و سهل انگاری منصرف شده و از این خواب سنگین بر می خیزد».
از ابوحمزه ثمالی نقل کرده اند که گفت:
امام سجاد علیه السلام را دیدم که نماز می خواند. عبای آن حضرت از شانه اش افتاد، ولی حضرت آن را راست نفرمود، تا آنکه از نماز فارغ شد. از حضرت در این باره پرسیدم، فرمود: وای بر تو آیا می دانی در حضور چه کسی بودم؟ همانا از بنده تنها قسمتی از نماز پذیرفته می شود که در آن توجه قلبی داشته است.
پیام متن:
اندیشیدن در عظمت پروردگار، سبب خضوع و خشوع و حضور قلب در نماز می شود.
6 . خواندن دعاهای پیش از نماز
یکی از عواملی که به ایجاد حضور قلب در نماز کمک می کند، خواندن دعاهای پیش از شروع نماز است که از معصومین علیهم السلام نقل شده است.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام به یاران خویش سفارش می فرمود که پیش از نماز، این دعا را بخوانند:
یا مُحسِنُ قد اَتاک المُسی ءَ و قَد اَمرتَ المحسنَ أن یَتَجاوَزَ عنِ المُسی ءِ أنت المحسنُ و أنا المُسی ء فبِحَقِّ محمدٍ وآلِ مُحمّدٍ صَلِّ علی محمّدٍ وآل محمّدٍ و تَجاوَزْ عن قبیح ما تعلمُ مِنّی.
ای نیکوکار! گناهکار به سوی تو آمده و تو خود امر کردی که نیکوکار از گناهکار در گذرد و تو نیکوکاری و من گناهکار، پس به حقّ محمّد و آل محمّد بر محمّد و آل محمّد درود فرست و از کارهای زشتم که به آن آگاهی، درگذر.
پیام متن:
دعای پیش از نماز، آماده ساز توجه دل به ساحت ربوبی است.
7. توجه کردن به معانی الفاظ نماز
برای آنها که دغدغه حضور قلب در نماز را دارند، آموختن معانی نماز، بسیار راه گشاست. کسی که از معانی جمله های نماز ناآگاه است، نه از نماز به شایستگی لذت می برد و نه آنچنان که سزاوار است، از حضور قلب بهره مند می شود. نمازگزاری که به دلیل ندانستن معانی نماز، نه می داند چه می گوید و نه آگاه است که چه می خواهد، نمی تواند از شجره نماز، میوه های گوناگون بچیند.
پیام متن:
توجه کردن به معانی جمله های نماز، عاملی برای پیدایش حضور قلب در نماز است.
8 . توجه داشتن به تک فرصتی بودن نماز
یکی از مواردی که می تواند به حضور قلب بیشتر در نماز کمک کند و در روایت ها نیز به آن اشاره شده، در نظر داشتن این نکته است که احتمال دارد این نماز، آخرین نمازی باشد که می خوانیم.
در روایتی نقل است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به یکی از یاران خود فرمود:
«فَصَلِّها صلاةَ مُوَدِّعٍ؛ به هنگام نماز، به گونه ای نماز بخوان که گویا این آخرین نمازی است که می خوانی و نماز خداحافظی توست».
به راستی، از کجا می دانیم که پس از این نماز، آن قدر زنده بمانیم که به نماز دیگر نیز برسیم؟ ما وقتی وارد نماز می شویم، حتی نمی توانیم یقین کنیم که همین نماز را به پایان خواهیم برد، تا چه رسد به اینکه بخواهیم، به نمازهای دیگر دل خوش کنیم!
اگر انسان چند لحظه ای پیش از نماز بنشیند و بیندیشد که شاید این، آخرین نماز من باشد، باری شاید آن نماز را با حالت توجه به درگاه خداوند به جا آوَرَد.
پیام متن:
در نظر داشتن احتمال به پایان رسیدن عمر در حین یا بعد از نماز، سبب ساز افزودن بر حضور قلب در نماز است.
سلام دوست گرامی خیلی دلم می خواد حضور قلب در نمازم داشته باشم کمکم کنید
علیکم السلام
راههای مبارزه با نفس:
اسلام همواره مسلمانان را توصیه به تعادل می كند بدین معنا كه هم به امور دنیوی بپردازد و هم به امور اُخروی و نباید در پرداختن به آنها دچار افراط و تفریط شود. همانطور كه خداوند فرمود: نماز بخوانید و مرا یاد كنید و نیز فرموده: بخورید و بیاشامید ولی اسراف نكنید. این دو دسته آیات حاكی از آن است كه انسان همواره در حالت اعتدال باشد و مبارزه با نفس بدین معنا نیست كه انسان كلیه غرائز و امیال خود را از بیخ سركوب كند. مثلاً ازدواج نكند، فعالیت اجتماعی نداشته باشد و .... بلكه مبارزه با نفس بدین معناست كه انسان این امیال و غرائز را از طریق مشروع آن ارضاء كند نه طرق دیگر.
مهم ترین اصل در مبارزه با نفس:
این كه انسان باید متوجه باشد كه قادر بر هر كاری می باشد و انسان با این قدرتی كه خداوند به او داده می تواند بر مشكلات پیروز گردد. از این رو اگر در بدترین موقعیت محیطی قرار گیرد می تواند لجام نفس خود را بدست بگیرد. از این رو در روز قیامت وقتی كه از انسان سئوال شود، چرا عمل نكردی؟ نمی تواند بگوید كه من نمی توانستم، محیط آماده نبود و از این قبیل بهانه ها، چرا كه، خداوند نمونه ها زیادی می آورد كه توانسته اند در موقعیتهای گوناگون خودشان را از چنگال نفس اماره برهانند و شاید بزرگترین نمونه، حضرت یوسف ـ علیه السّلام ـ می باشد كه در بحبوبة جوانی و اوج شهوت توانست با یاد خداوند خود را از محكمه نفس اماره نجات بدهد؛ و یا زن فرعون آسیه و نیز آرایشگر زن فرعون، كه او نیز به واسطه تعلیمات آسیه زن فرعون موحد شده بود. این زن آرایشگر روزی گیسوان دختر فرعون را شانه می زد كه در آغاز كار گفت: بسم الله الرحمن الرحیم؛ دختر فرعون كه تا به حال چنین كلمات نشنیده بود از معنای آن پرسید: زن گفت: حقیقت این است كه پدر تو شخص متقلب می باشد و به دروغ ادعای خدائی می كند، خدای واقعی همان خدای موسی می باشد. این سخنان به گوش فرعون رسید و از آن زن خواست كه در جمع از گفته های خود ابراز ندامت كند تا نجات پیدا كند؛ امّا زن امتناع كرد و فریادی زد، احداً، احداً ..... دستور داد بر پائی آتش دادند، و یك یك فرزندان این زن را در داخل آتش می انداختند و این زن از گفته خویش ابراز ندامت نمی كرد تا اینكه نوبت فرزند شیرخواره او شد با وجود مهر و عاطفه مادری از گفته خویش برنگشت تا اینكه هر دوی آنها را در داخل آتش انداختند. در این زمینه نقل شده كه حضرت پیامبر فرموده: شب معراج در آسمان چهارم بوی عطر استشمام كردم كه تمام آسمان را فرا گرفته بود؛ از این موضوع از جبرئیل پرسیدم: جبرئیل گفت: این بوی عطر زن فرعون و فرزندان آرایشگر زن فرعون می باشد.
عوامل هشت گانه، كنترل غرائز از دیدگاه آیت الله حسین مظاهری 1. عقل: اگر عقل فرد قوی بشود و بتواند خوب و بد را تشخیص دهد می تواند در كنترل غرائز دخیل باشد.
2. علم: علم به صفات رذلیه و صفات حسنه عاملی برای كنترل غرائز محسوب می گردد.
3. تربیت: مسلماً تربیت خانوادگی فرد نقش بسزائی در شكل گیری شخصیت فرد دارد؛ و اگر فرد در یك خانواده اصول گرا و ایده آل تربیت پیدا كند مسلماً این شخص بهتر می تواند غرائز خود را كنترل كند.
4. وجدان اخلاقی: كه در قرآن تفسیر به(نفس لوامه) شده، این وجدان اخلاقی انسان را به كارهای نیك و شایسته رهنمون می كند و از كارهای بد و پلید برخورد می كند.
5. قانون: جامعه قانون داشته باشد تا افراد جامعه نتواند كارهای زشت را مرتكب بشوند.
6. امر به معروف و نهی از منكر:
7. ایمان علمی: علم به وجود خداوند، علم به نبوت، معاد و نبوت كه از طریق برهان و استدلال بدست می آید.
نكته: هفت عاملی كه بیان شد در حالتهای عادی تا حدودی می توانید غرائز را كنترل كنند امّا، اگر غرائز طوفانی شود و اسیر خواسته های عقل، ایمان علمی، وجدان اخلاقی قانون نشود، در این صورت از هیچ كدام از عوامل فوق كاری برای خاموش كردن این طوفان نیست.
عامل هشتم: ایمان قلبی: ایمانی كه در دل و جان انسان رسوخ كرده باشد، این نوع ایمان دیگر نیاز به برهان و استدلال ندارد، و تا زمانی كه ایمان انسان قلبی نشده خودش را از مهالك نفس اماره برهاند. عبدالملك مروان ملقب به «كبوتر سجده» بود، در آن هنگام كه خبر ریاستش را آوردند در مسجد مشغول تلاوت قرآن بود، در هماندم قرآن را بر زمین انداخت گفت تا به حال با من بودی و دیگر نیستی. هیچ چیز جزء ایمان قلبی نمی تواند انسان را كنترل كند و این ایمان از سه چیز حاصل می شود.
1. تقلید به ظواهر شرعی:
2. صبر در بحرانها:
3. رفع صفات رذلیه:
بیانی دیگر از مبارزه با نفس: «دیدگاه آیت الله مصباح یزدی»:
وقتی انگیزه های شیطانی در انسان فعال شدند باید با یك عامل مؤثر درونی و نیرومند با آن انگیزه های شیطان مقابله كرد و این كار با ایجاد و به عبارت بهتر با بیدار كردن انگیزه های رحمانی و الهی امكان دارد. بنابراین راه مبارزه با هواهای نفسانی این است كه كشش های دیگر در مقابل آنها باشد و تقویت شود، و باید توجه داشت كه این انگیزه های رحمانی نیز در فطرت ما وجود دارد ولی بیدار نیستند.
سئوال: چگونه این امیال خفته رحمانی بیدار و هوشیار می شوند:
این امیال خفته بوسیله تفكر و ادراك آنها بیدار می شوند؛ به عبارت دیگر وقتی انسان شناخت و نگرش خود را به یك موضوع تغییر داد، خود بخود زمینه های تغییر رفتار نیز در او مشاهده می شود.
محاسبه نفس:
شاید یكی از بهترین روشهای در اختیار گرفتن، عنان نفس، روش محاسبه نفس باشد، بدین صورت كه انسان اعمال و رفتار خود را در هر شبانه روز مورد ارزیابی قرار دهد. و مشاهده كند كه در شبانه روز چند درصد وقتش صرف امور و عریزی گردید و چند در صدصرف امور اخروی(باید توجه داشت كه صرف پرداختن به امور غریزی نمی تواند مذموم باشد. بلكه اگر قبل از ارضاء غرائز فكر می كنیم و سپس تصمیم می گیرم و تأثیر این رفتار در روح و سرنوشت خویش و رابطه با خدایمان مورد توجه قرار دادیم، چنین تصمیمی، پیروی از نفس نیست، ولی اگر هدف از ارضاء غریزه صرفاً لذت آنی باشد و هیچ تفكری در آن نباشد می شود پیروی از هوی) (مصباح یزدی، 1380)
در روایات زیادی نیز انسان توصیه به محاسبه نفس شده است. امام صادق ـ علیه السّلام ـ در این زمینه می فرماید: «یا بن جندب حق علی كل مسلم یعرفنا أن یَعْرِضَ عَمَلَه فی كل یومٍ ولیلةِ علی نفسه فیكونُ محاسبَ نفسه فان رای حَسَنَةً استزارُ منها و إن رأی سینةَ استغفَرَ منها لئلاَّ یُجزی یومَ القیامه»[2]
بر هر مسلمانی كه ما را می شناسد لازم است كه هر شبانه روز اعمال خود را به نفس خود عرضه كند و آنرا محاسبه كند اگر حسنه بود آنرا زیاد كند و اگر گناهی بود استغفار كند. تا روز قیامت رسوا نگردد.
مراحل محاسبه نفس:[3]
1. مشارطه: از اوّل صبح با خود شرط كند كه آن روز وظایفش را به خوبی انجام دهد.
2. مراقبه: مراقب اعمال خود باشد.
3. محاسبه: در آخر شب به حساب كارهای خود برسد كه تا چه اندازه به وظائف خود عمل كرده.
4. معاتبه: اگر دچار لغزش و اشتباه بود. به نحوی آن را جبران كند. با صدقه دادن، روزه گرفتن.
نكاتی مهمی كه در محاسبه نفس باید به آنها توجه داشت:
1. اجتناب از جمیع گناهان.
2. توجه به كمیت گناهان. (چقدر از وقت ما صرف گناه شد)
3. توجه به كیفیت گناهان. (برخی از گناهان به قدر هفتاد سال ارتكاب نوع دیگر گناه عظمت دارد)
4. انجام همه واجبات.
5. توجه به شروط صحت اعمال.
منابع كمكی
1. مظاهری، حسین، عوامل كنترل غرائز در زندگی انسان، تهران انتشارات: نشر و تحقیقات ذكر، سال 1374، چاپ هشتم.
2. محمد تقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، قم، انتشارات: مؤسسه امام خمینی ـ رحمة الله علیه ـ ، سال 1380، چاپ پنجم.
3. محمد تقی مصباح یزدی، پندهای امام صادق به ره جویان صادق، قم انتشارات: مؤسسه امام خمینی ـ رحمة الله علیه ـ ، سال 81، چاپ اول.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . محمد تقی مصباح یزدی؛ اخلاق در قرآن، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی، امام خمینی، سال 1380، ص 205.
[2] . محمد تقی مصباح یزدی، پندهای امام صادق به رهپویان صادق، انتشارات مؤسسه امام خمینی قم، سال 1380، ص 21.
[3] . همان، ص 26.
سلام دوست گرامی خیلی دلم می خواد حضور قلب در نمازم داشته باشم کمکم کنید
به نام خدا و با سلام و احترام؛ خانواده در تربیت دینی فرزندان و هدایت صحیح آنها بسوی رستگاری و اعمال صالح بیشترین و مؤثرترین نقش را در برابر سایر عوامل دارد، هر چند که نقش عوامل دیگر را نمی توان انکار کرد اما اگر تربیت دینی در یک خانواده به نحو احسن و با نظارت و کنترل دقیق و دور از هر گونه افراط و تفریط صورت گیرد، می توان بر بسیاری از دوگانگی ها و عوامل مخرب و تاثیرگذار دیگر غلبه کرد.
بسیاری از رفتارها و گرایشهای کودک و نوجوان، از قبیل گرایش به نماز و روزه، شرکت در کارهای خیر و اهمیت دادن به وظایف و تکالیف دینی، غالباً متاثر از تجارب خوشایند تربیتی آنان در خانه و خانواده است. کودکان بشدت نیازمند و تشنه یادگری هستند و احتیاج به امنیت و آرامش خاطر و اتصال به یک قدرت، رحمت و عطوفت دارند. آوای ملکوتی قرآن و نوای دلنشین اذکار نماز، حتی در دوران بارداری مادر موجب جنب و جوش و شکوفایی گرایش و احساسات دینی در کودک می شود. بنابراین باید آموزه های اخلاق دینی در خانواده توسط مربیان و والدین حاکم گردد. موفق باشید.

به نام خدا و با سلام و احترام؛ ارتباط
با جنس مخالف موضوعى مهم و حساس است و در اکثر قریب به اتفاق موارد به انتقال
پیامهاى احساسى، عاطفى، جنسى و... که ریشه شیطانى دارد، مىانجامد. بنابراین،
معیار داورى درباره روابط افراد، به ویژه جنس مخالف، توجه به مقررات وموازین عقلى و
شرعى ارتباط است و عقل و شرع نیز با توجه به مضرات و آسیب هائی که این گونه روابط
دارد آن را جایز نمی داند. به همین دلیل دین عزیز اسلام این
روابط را صحیح نمی داند.
همه ی مراجع : دوستی بین دختر و پسر جایز نیست ؛ چون ترس
افتادن به گناه در میان است . (رساله ی دانشجویی ، مطابق با نظر ده تن از مراجع ، ج16
ص194 ،پرسش280)
به نام خدا و با سلام و احترام؛ ارتباط با جنس مخالف موضوعى مهم و حساس است و در اکثر قریب به اتفاق موارد به انتقال پیامهاى احساسى، عاطفى، جنسى و... که ریشه شیطانى دارد، مىانجامد. بنابراین، معیار داورى درباره روابط افراد، به ویژه جنس مخالف، توجه به مقررات وموازین عقلى و شرعى ارتباط است و عقل و شرع نیز با توجه به مضرات و آسیب هائی که این گونه روابط دارد آن را جایز نمی داند. به همین دلیل دین عزیز اسلام این روابط را صحیح نمی داند.
همه ی مراجع : دوستی بین دختر و پسر جایز نیست ؛ چون ترس افتادن به گناه در میان است . (رساله ی دانشجویی ، مطابق با نظر ده تن از مراجع ، ج16 ص194 ،پرسش280)
سلام الله علیکم یا اهل بیت رسوالله
میلاد بانوی
دوعالم , حضرت فاطمه زهرا (س),ام ابیها و امّ الائمّه النّجباء
پیشاپیش بر
محبانش به ویژه بانوان و مادران گرامی مبارکباد !
علیکم السلام
آری براستی پیامبر اسلام ص رحمه للعالمین است امر خانواده به لطف الهی و تغییر ندریجی نگرش شما و تعدیل آن انشاء الله حل خواهد شد ضمنا رفتار و منش بسیاری از خانواده های مذهبی از نظر موازین اسلامی دارای اشکال است که من و شما و دیگران بایستی با معرفت افزایی و مطالعه در منابع اصیل حساب خودمان را از آنها جدا نماییم ما مجبور نیستیم با هر خانواده ای ارتباط فامیلی برقرار کنیم در پایان باید به عرض شما برسانیم که افراد جاهل و دارای ناهنجاری های رفتاری در هر دین و آیین و در همه نقاط عالم کم و بیش بوده و هستند و این اختصاص به کشور ما ندارد. موفق باشید
علیکم السلام
رفتار انسانها نباید برای شما ملاک قضاوت درستی یا نادرستی و حق بودن و یا باطل بودن یک ایده و راه و مذهب باشه به نظر میاد لطف الهی شامل حال شما شده و چنانکه فرمودید طینت پاک تان موجب هدایت و گذر از پیچ و خم های دشوار و گول زننده محیط اطرافتان شده است و تحقیقی که شروع کردین به ویژه در این سن که به هر حال بزرگتر شدین و بهتر میتوانید مسائل را با عقل و فکر رشید خودتان تحلیل و بررسی کنید در صورت استمرار و پرداختن به مباحث اعتقادی و معرفتی دیگر بسیار مبارک و خوش نتیجه خواهد بود. انشاء الله
* كنترل گوش: باید از شنیدنىهایى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمینهساز حرام هستند پرهیز شود. مانند نوار موسیقى، صداى شهوتانگیز نامحرم و...

به نام خدا و با سلام و احترام؛ پاسخ سوال اول شما:
1. میشه یه راهی بگین ادم موقع گناه از گناه کردن منصرف بشه ی راه اساسی که بدرد من جوون بخوره ممنون میشم اخه واقعا دوسندارم شرمنده خدا بشم
در این زمینه باید چند چیز را دقیقا و حتما بدون سهلانگارى انجام داد:
1- تصمیم جدی و قاطع بر گناه نكردن؛ تا انسان عزم راسخ بر ترك گناه نداشته باشد، چندان توفیقی در عدم ارتكاب گناه به دست نمی آورد.
2- ترك زمینه گناه: پیشگیرى از گناه آسان ترین راه مبارزه با گناه است . جوانى كه مى خواهد گناه نكند باید خود را از صحنه هاى گناه دور نگه دارد.
این خود زیرمجموعهاى دارد كه مهمترین آن عبارت از است:
* كنترل چشم: دقیقا باید مواظب چشم خود بود كه مبادا به نامحرم و كلاً هر آنچه كه شهوتانگیز است، نگاه شود. امام صادق(ع)می فرماید: «النظر سهم من سهام ابلیس مسموم و كم من نظرة اورثت حسرة طویله؛ نظر دوختن تیرى مسموم از تیرهاى ابلیس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد»، (1)
تا حد امكان انسان از حضور در مجالس مختلط یا برخورد با نامحرم پرهیز نماید.
* كنترل گوش: باید از شنیدنىهایى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمینهساز حرام هستند پرهیز شود. مانند نوار موسیقى، صداى شهوتانگیز نامحرم و...
* ترك مصاحبت با دوستان ناباب: دوستانى كه باعث مىشوند انسان مزه گناه را مزمزه كند، در واقع دشمن هستند و باید از آنها پرهیز كرد.
حضرت سجاد(ع) از همراهى و سخن گفتن و رفیق بودن با پنج كس را نهى فرموده: كذاب، گناهكار، بخیل، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است»،(2)
البته اینها از مهمترین زمینههاى گناه هستند كه باید ترك شوند. ولی به طورکلی هر چیزى كه زمینه گناه را فراهم مىكند باید ترك شود.
3- ترك فكر گناه: ترك زمینه گناه سهم به سزایى در ترك فكر گناه دارد. ازاینرو هر چه بیشتر و دقیقتر زمینه گناه ترك شود فكر گناه كمتر به سراغ انسان مىآید. این فكر گناه است كه شوق در انسان ایجاد مىنماید و بعد از شوق ارادهى عمل سپس خود گناه محقق مىشود، مسلما تا اراده و شوق و میل نسبت به كارى نباشد انسان مرتكب آن كار نمىگردد.
4- اشتغال به برنامه شبانهروزى: حتما باید شبانهروز خود را با برنامهریزى صحیح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنیم و هیچ ساعت بیكارى نداشته باشیم تا نفس، ما را مشغول كند. در اوقات بیكارى وسوسههاى نفس و شیطان به سراغ انسان مىآید و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مىكشاند قال امیرالمؤمنین على(ع): «ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛ براستى و حقیقت كه این نفس (انسانى) پیوسته و مرتب به بدى امر مىكند در نتیجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مىكشاند»،(3)
5- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حیوانى و شهوانى انسان را تضعیف مىكند اگر قواى شهوانى ضعیف گشت قهرا فكر گناه هم كمرنگ مىشود. عن ابى جعفر(ع) قال: «اذا شبع البطن طغى؛ هرگاه شكم پر شود طغیان مىكند،(4). مفهومش این است اگر شكم بر نشود طغیان نمىكند و بهترین قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.
تذكر این نكته بسیار ضرورى است كه اولاً: روزه نباید براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانیا: براى كارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنجشنبه باشد نه بیشتر ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى یعنى ورزش دو برابر شود.
6- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزشهایى باشد كه براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دویدن و نرم طناب زدن و انجام حركتهاى كششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بیست دقیقه به چهل دقیقه افزایش یابد.
7- فكر مرگ: این یكى دیگر از چیزهاى بسیار مفید است كه فكر گناه را یا از بین مىبرد و یا كم مىكند كه این به شدت و ضعف فرو رفتن در فكر مرگ بستگى دارد اگر انسان با این واقعیت انس بگیرد و مردن را باور دل سازد نقشى سازنده و بالا برنده دارد. قال امیرالمؤمنین على(ع): «اذكروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات؛ یاد كنید (مرگ را) درهم كوبنده لذات را و تیره و تلخ كننده شهوات را و دعوت كننده جدایىها را»،(5) یاد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مىسازد و انسان را از گناه و فكر گناه باز مىدارد آنچه كه بسیار مهم است این است كه اولاً :این فكر هر روز و مستدام باشد اگر شبانهروزى نیمساعت باشد كافى است. ثانیا: در مكان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن مكان خلوت خود محیط قبرستان باشد به هر گونه كه این فكر در مرگ با جان عجین شود و باور دل گردد بسیار مطلوب است مثلاً یكى از كیفیتهاى فكر در مرگ را یكى از بزرگان چنین مىفرمود: تمام خاطرات تلخ و شیرین گذشته را در حد امكان مثل یك فیلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند كه همه اینها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مىگذرد لحظات جان دادن، وقتى كه خویشان و نزدیكان را رها مىسازد و از تمام تلخ و شیرینىها وداع مىكند و... همه و همه را به خوبى تأمل كند تا دل بلرزند و چشم بگرید.
8- توجه كامل به این كه خداوند در همه حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است و حتی بر خطورات قلبی ما (در دل می گذرد) احاطه دارد و از آن ها هم با خبر است. اگر انسان چنین یقینی داشته باشد، خجالت می كشد گناه كند و از دستورهای خالقش سرپیچی نماید. برای این كه انسان به چنین توجهی موفق شود، همیشه به یاد خدا بودن بسیار سودمند است. این كه گفته می شود انسان باید همیشه به یاد خدا باشد، بدین خاطر است كه با یاد خدا انسان از مهلكات دور می شود و به عوامل سعادت نزدیك می گردد. علی(ع) فرمود: «خدا را در همه جا یاد كنید، زیرا در همه جا با شما است». (6) حضرت در حدیث دیگر فرمود: «ذكر دو گونه است: یاد خدا به هنگام مصیبت و بهتر از آن یاد خدا در رویارویی با حرام است كه این یاد خدا مانع از ارتكاب حرام می شود».(7) قرآن فرموده است: «آیا (او كه اهل گناه و شرك است) ندانست كه خدا می بیند».(8)
9- تفكر در عواقب زیان بار گناه: اگر انسان توجه كامل داشته باشد كه معصیت افزون بر آثار سوء دنیوی، چه عذاب های غیر قابل تحمل اُخروی به دنبال دارد، مطمئناً از گناه دوری می جوید.
قرآن می فرماید: « هر كس به خدای خود با حالت گناه وارد شود، جزای او جهنمی است كه در آن جا نه می میرد و نه زنده می ماند».(9) در آیه دیگر فرمود: «(در روز قیامت) گناهكار دوست دارد كه فرزندان، زن، برادر، همة خویشان و همة اهل زمین را فدا می كرد تا از عذاب نجات می یافت، (ولی) چنین نیست، (بلكه) آن آتش شعله كش است و ...».(10) در جای دیگر فرمود: «در روز قیامت كافر گوید: ای كاش خاك بودم».(11)
10- مقایسه بین بهشت و جهنم. اگر انسان یك مطالعه اجمالی در آیات و روایات اهل بیت(ع) در مورد نعمت های بهشتی و عذاب های جهنمی داشته باشد، مطمئناً به بهشت شوق پیدا می كند و از جهنم می ترسد در نتیجه مرتكب گناه نمی شود. در این زمینه مطالعه جلد شش كتاب پیام قرآن اثر آیت الله مكارم شیرازی بسیار مفید است. قرآن در مقایسه بین ثواب و عذاب اخروی می فرماید: «وصف بهشتی كه به پرهیزكاران وعده داده شده (چنین است) كه در آن، جوی هایی از آب گوارا، و جوی هایی از شیری كه مزه اش تغییر ناپذیر است، و جوی هایی از شراب لذت بخش برای آشامندگان، و جوی هایی از عسل پاكیزه (وجود دارد) و برای شان در آن جا همه گونه میوه هست، نیز آمرزشی از جانب پروردگارشان. (آیا چنین كسی) همانند كسی است كه جاودانه در آتش است و به آنان آبی جوشان نوشانده می شود كه دل و روده های شان را پاره پاره می كند؟!».(12)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: «مغبون كسی است كه بهشت عالی را به گناه پست بفروشد».(13)
11- باور كردن این كه شیطان و نفس امّاره، دشمن انسانند؛ وقتی انسان یقین پیدا كرد كه اینان دشمن اویند، به حرف آنان گوش نداده و گناه نمی كند. قرآن می فرماید: «ای بنی آدم، آیا با شما پیمان نبسته بودم كه شیطان را نپرستید كه او دشمن آشكار شما است؟!».(14)
در آیة دیگر فرمود: «نفس امّاره بسیار وادار كننده به بدی است».(15)
12- عمر انسان زودگذر است و در آینده بسیار نزدیك به نتایج اعمالش خواهد رسید؛ اگر انسان به این مسئله عنایت داشته باشد و فكر نكند كه فعلاً خبری از سرای آخرت نیست، در عدم ارتكاب گناه مؤثر است، چرا كه خیلی از افراد به خیال این كه عواقب وخیم معصیت دیر به سراغ انسان می آید، مرتكب معصیت می گردند. قرآن فرموده: «آن ها (كافران) آن (روز عذاب را) دور می بینند، و ما آن را نزدیك می بینیم».(16)
13- زیاد سبحان الله گفتن، كه باعث می شود شیطان از انسان دور شود. وقتی شیطان از انسان دور شود، دیگر گناه نمی كند.
امام صادق(ع) فرمود: «شیطان گفته است: پنج كس مرا بیچاره ساخته و راه به آن ها ندارم و بقیه مردم در اختیار من هستند:
1ـ كسی كه با نیّت صادق به خدا چنگ بزند و در تمام كارها به او توكّل كند.
2ـ كسی كه در شبانه روز زیاد تسبیح گوید.
3ـ كسی كه هر چه برای خود می پسندد، برای برادر مؤمن خود نیز بپسندد.
4ـ كسی در وقت رویارویی با مصیبت ناله و فریاد نزند.
5ـ كسی كه به آن چه خدا قسمتش كرده است راضی باشد».(17)
14- عقل ; حضرت على (ع)مى فرماید: فكرك یهدیك الى الرشاد;(18) افكار عاقلانه ات تو را به راه صواب و هدایت واقعى راهنمایى مى كند.
15- شناخت زیان ها و مفاسد گناه ; جهل منشأ بسیارى از لغزش ها است . علم به آثار و تبعات گناه انسان را ازارتكاب به آن باز مى دارد.
16- تربیت صحیح ; تربیت صحیح در محیط خانواده و نیز ادامهء آن تحت نظر مربیان اخلاق در جامعه انسان را باعفت و حیا درست مى كند, چنین فردى به راحتى بر غریزه هاى خودش مسلط می شود.
امام على (ع) مى فرماید: كسى كه به ادب آموزى وادار شود كار خلاف از او كم تر دیده می شود.(19)
17- نماز; نماز آدمى را از كارهاى زشت و گناه باز مى دارد.(20)
18- محاسبه و مراقبه ; كسى كه خواهان رشد و تكامل معنوى است , باید مراقب اعمال خود باشد و هر روزخودش را محاسبه كند تا نقایص و كاستى هاى خود را جبران و نقاط قوتش را تقویت كند.
در پایان حدیثی را كه امام حسین(ع) دربارة رهایی از معصیت فرموده می آوریم:
مردی به خدمت حضرت حسین(ع) رسیده و عرض كرد: من مردی گناهكارم و صبر بر معصیت (استقامت در برابر آن) ندارم، مرا موعظه فرما.
حضرت فرمود: «پنج عمل انجام ده، آن گاه هر گونه كه خواستی گناه كن: 1ـ روزی خدا را نخور و هر چه می خواهی گناه كن.
2ـ از ولایت خدا بیرون رو و هر چه خواستی گناه كن.
3ـ در جایی گناه كن كه خدا تو را نبیند.
4ـ به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائیل جانت را بگیرد و هر چه خواستی گناه كن.
5ـ وقتی مالك دوزخ تو را به آتش می اندازد، داخل آتش نرو، آن وقت هر گناهی خواستی انجام ده».(21)
در این حدیث حضرت می خواهد بگوید: تو كه بر هیچ یك از این پنج چیز قادر نیستی، پس چگونه گناه انجام می دهی و خود را بدبخت می كنی؟!
پی نوشت ها:
1- شیخ عباسى قمى، سفینةالبحار، ماده نظر
2- همان، ماده صحب.
3- غر ر الحکم ج2 ص 220
4- المحجةالبیضاء، ملا محسن فیض كاشانى، ج 5، ص 150
5- غرر الحکم ج2 ص 270
6. صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج 6، ص 295، شمارة 8567.
7. همان، ص 294، شمارة 8562.
8. علق (95) آیة 14.
9. طه (20) آیة 74.
10. معارج (70) آیة 11 ـ 15.
11. نبأ (78) آیة 40.
12. محمد (47) آیة 15.
13. غررالحكم، ج 1، ص 356.
14. یس (36) آیة 60.
15. یوسف (12) آیة 14.
16. معارج (70) آیة 6.
17. آثار الصادقین، ج 6، ص 290، شمارة 8543.
18.غررالحكم , ج 4 ص 415
19.همان , ج 5 ص 263
20.عنكبوت (29) آیهء 45
21-آثار الصادقین، ج 6 ص 349، شمارة 8789