| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
3
|
90/5/1 (09:46)
|
|
||
|
|
11
|
51
|
89/4/17 (18:33)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
89/4/5 (00:39)
|
|
||
|
|
2
|
16
|
89/3/19 (14:42)
|
|
||
|
|
2
|
21
|
89/2/5 (11:38)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
88/5/6 (18:21)
|
|
||
|
|
2
|
24
|
88/3/2 (14:56)
|
|
||
|
|
3
|
21
|
88/3/2 (14:46)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
87/5/26 (10:39)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
87/4/9 (19:14)
|
|
||
|
|
3
|
21
|
86/10/22 (02:57)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
86/10/14 (16:48)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
86/10/14 (15:00)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
86/9/7 (12:27)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
86/8/10 (19:15)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
86/8/10 (04:21)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
86/8/10 (04:20)
|
|
||
|
|
2
|
12
|
86/8/10 (04:19)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
86/7/18 (23:51)
|
|
||
|
|
18
|
38
|
86/7/18 (23:45)
|
|
دوستان هر چه که پیرامون تاریخ شهر شوش می دانید در این کاوش بگنجانید .
بخش دوم:
روکش آجری به همراه راه آب های آجری آب بندی شده با گچ و قیر معدنی از عوامل پایداری بنای زیگورات می باشد . این راه آبها در عمق 80 سانتی متری روکش آجری قرار داشته که به صورت عمودی پایین آمده سپس تبدیل به آبراهه ای افقی با طاقی هلالی شکل شده و نهایتا به کانالی روباز بر روی اول زیگورات تبدیل می گردد . برای جلوگیری از سقوط عمودی آب و فرسایش آجرها ، پلکان هایی آجری در محل تغییر زاویه راه آبها ساخته شده به علاوه سیستم پیشرفته ای شامل تعداد زیادی لوله های سفالی به نام تنبوشه ، وظیفه جمع آوری ، کانالیزه و هدایت آب باران را بر عهده داشته است . در وسط هر یک از چهار ضلع زیگورات پلکانی است که راه صعود به طبقات بالاتر را هموار می نموده و بوسیله دروازه ای نیز مسدود می شده است . پلکان ها از روی صحن زیگورات شروع شده و سپس به یک درگاه باریک و اتاق رواق شکل در پشت آن متصل می شوند . پس از آن پلکان دیگر شروع شده که به سرسرا وصل می گردد . دو طرف این سرسرا پلکانی شبیه پلکان ورودی تخت جمشید است که راه رسیدن به طبقه دوم را هموار می نموده است . را صعود به معبد اعلا پلکان جنوب غربی زیگورات بوده که روحانی اعظم پس از ورود به طبقه دوم به پلکان جنوب شرقی می رفته و از این راه به طبقه چهارم و بخش شمال شرقی زیگورات و از آنجا با استفاده از پلکانی کوچک وارد معبد اعلا می شده است .
**************
وقتی از تاریخ سخن به میان می آید مهمترین اصل ارائه سند است . به جرئت می توان گفت مهمترین اسناد تاریخی نوشته هایی است که هنگام ساخت بر روی بنا ها نوشته شده است . در بدنه زیگورات پس از هر 10 ردیف آجر ساده ، یک ردیف آجر نوشته به کار برده شده است . تا سال 1965 میلادی 5275 آجر نوشته و خشت نوشته به زبان های ایلامی و آکدی در شهر دور اونتاش کشف گردیده که 659 عدد آن بر بدنه زیگورات باقی مانده است . نوشته هایی که هر کدام حاوی حکایتی است گویا در وصف سازنده این بنا وعلل ساخت آن. در تمامی اضلاع زیگورات سنگهایی وسیع ومحدود بین یک حصاروبنای زیگورات در ابعاد واشکال متفاوت وجود دارد . این سنگ ها مسیر حرکت دسته جمعی ذاکران در مناسک مذهبی بوده است . از آثار بر جای مانده و جالب توجهی که نشان از حیات انسانی در این بنای باستانی دارد ، جای پای کودکی است که پس از گذشت هزاران سال همچنان بر صحن زیگورات نقش بسته است . با توجه به منابع تاریخی می توان تصور کرد روزگاری در این مکان مراسمی شبیه آیین حج اسلامی همراه با قربانی کردن گوسفند بر پا می شده است . نقش حک شده بر روی مهری بدست آمده از دوران ایلامی ، بیانگر گوشه ای از مراسم مذهبی ایلامیان است .
*************
روبروی در ورودی یک لنگه که جهت قفل کردن آن از جا کلونی های سنگی استفاده می شده ، سکویی به ارتفاع یک متر قرار گرفته است . این معبد دارای پنج اتاق در یک ردیف بوده که یکی از اتاق ها مسدود شده است . دو اتاق انتهای معبد توسط دری که نام " اونتاش ناپراشا" بر جا کلونی های سنگی آن حک شده ، از سایر اتاق ها جدا می شده و آخرین اتاق معبد هم مکانی است که مجسمه اینشوشیناک بر روی سکویی در آن قرار می گرفته است . سکوهایی که بقایایی از آن در تمامی معابد خدایان ایلامی ، بر جای مانده است . به هنگام خاک برداری از روی پله های پلکان شمال شرقی زیگورات ، قطعات متعددی از یک مجسمه به صورت برجستگی های مدور از جنس سفال لعابدار بدست آمد که حاوی نوشته ای به زبان ایلامی بود و نشان می داد مجسمه ای است از یک گاو نر که اونتاش ناپیراشا ، آن را به خدای اینشوشیناک اهدا نموده است . در ادامه کاوش ها و در یکی از اتاق های طبقه اول زیگورات ، میله هایی شیشه ای به رنگ سیاه و سفید کشف گردید . گویا از این میله ها جهت تزئین در های زیگورات ، معابد و کاخ ها و حتتا حصار های شهر استفاده می شده است . میله های شیشه ای به شکل مار که در اعتقادات ایلامیان همچون نگهبانی است در برابر ابلیس به عنوان محافظ ، دروازه ها و درها را تزئین نموده است . در ابتدای یکی از پله های طبقه اول زیگورات ، یک تخته سنگ و در صحن شمال غربی آن نیز قطعه سنگی استوانه ای شکل یافت شده که وظیفه ای همانند لولا های بالا و پایین در ها را را بر عهده داشته است . خورده ورقه های طلای چکش خورده با ضخامتی کمتر از یک برگ کاغذ ، از دیگر اشیایی است که بیش از بقیه بر روی بدنه زیگورات یافت شده است .
****************
ایلامیان برای خدایان خود معابدی می ساختند و تصویری از آنان را به صورت نقش برجسته یا مجسمه در آن قرار می دادند . در شهر دور اونتاش و در صحن زیگورات معابدی چند قرار گرفته که معبد " ایشنی کاراب " به همراه دو معبد " کریشا" ی غربی و شرقی واقع در شمال غربی زیگورات ، از جایگاه ویژه ای بر خوردار می باشد . تنها معبد مجزا در شهر دور اونتاش معبد "گال" بوده که در نزدیکی دروازه حصار شمال زیگورات قرار دارد . رب النوع گال که اکنون ناپیراشا نامیده می شود از جایگاهی همانند بزرگترین خدایان یا حامی بزرگ برخوردار بوده است . در شرق محله مقدس چهار معبد قرار دارد . معبد " پنی کی یر" که متعلق به خدای باروری و زایش حیوان ها و انسان هاست و روزگاری در صدر خدایان قرار داشت . معبد "ایم" و "شلا" که نیایشگاه زوج ایم الهه توفان و شلا بوده ، معبد "شیموت" و "نین آلی" که شیموت یا "مانزا" مردمی ترین الهه ایلامیان و مظهر باروری را به همراه نین آلی ، الهه بانوی شهر در خود جای داده و معبد ناپراتپ ها که که هشت الهه روزی دهنده را در برگرفته است . در شمال شرقی زیگورات معبد "هیشموتیک" و "روهو راتیر" متعلق به دو خدای مذکر ایلامی قرار دارد . در این معبد بنایی است شبیه حمام که گویی در مراسم سالانه غسل و شستشوی خدایان ، مورد استفاده قرار می گرفته است .
درود بر همه دوستان
در پی توهینی که به مردم گرامی دزفول شد ، بهتر آن دیدیم تا به کمک دوستان پیرامون تاریخ این شهر ، منطقه شوشان و استان خوزستان به پژوهش بپردازیم و آنچه که می توان از آغاز پیدایش تا به امروز در اینجا بنگاریم . هدف این نامردمان دروغ پرور و ایران ستیزاز طرح چنین داستان هایی زیر پرسش بردن تمدن ایرانیان در پیش از اسلام است تا با این کار مار را سرخورده کنند ، تاریخمان را تحریف کنند و همه چیزمان را به یغما ببرند . ایشان با زیر پرسش بردن نجابت زن ایرانی در دوره های پیشین بر پایه این دروغ که ما مردمانی بی تمدن بوده ایم ، در پی آنند تا به آرمان های ناپاک و پلید و گستاخانه خود پس از 1400 سال ناکامی دست یابند . از نمونه این توهین ها کم نبوده است . ازدواج محارم توهین و تهمتی دیگر است که ایشان به ایرانیان دوره های زرتشتی گری و پیش از آن نسبت می دهند که خوشبختانه هم میهنان زرتشتی اسناد معتبری در این زمینه نگاه داشته اند که بی پایه و اساس بودن این دروغ ها را نشان می دهد که آن ها را در پست های آینده برای شما خواهم نگاشت . همچنین در خوزستان اسناد به جای مانده از ایلامیان در اشکفت ایذه نشان می دهد که مذهب چند خدایی ایلامیان پیش از زرتشتیان در خوزستان دارای تعریف هایی برای نظام خانواده بوده است که به آن نیز خواهیم پرداخت . از این رو بر پایه سخنان پاک نیاکان بر آن گشته ام تا با شناساندن تمدن آریایی ایلامی در این فضا به دوستان گرامی و ثبت آن در اینترنت درس جاودانه ای به این بی خردان داده باشم . از آفریدگار جهان خواستارم که این مردمان را به راه راست و رستگاری رهنمون باشد . امیدوارم تا دوستان با گوشزد کردن این یافته های باستان شناسی و تاریخ و آموزش و شناساندن آن ها به دیگران نیز درسی به این نابخردان بدهند که همچون شاهنامه فردوسی تا عمر دارند فراموش نکنند . این است تاریخ و تمدن پرشکوه و شایسته مردمان شمال خوزستان در کشور امرداد و نامیرای ایران :
" اگر می خواهی دشمنانت را تنبیه کنی ، به دوستانت نیکی کن "
کوروش هخامنشی
" دانش را هنگامی بدست می آوری با بهره گیری از منش نیک ، زمانی که خرد را دریافتی راهی به سوی راستی ، بالاترین پیام خرد ؛ بوسیله واژه های برتر ما می بایست بازگردانیم آنهایی که بی بهره اند با گفتار "
اشو زرتشت سپنتمان
شهر دزفول یکی از جایگاه های ایلامیان بوده است که آن را با نام " آوان " می شناختند . آوان ( دزفول امروزی ) و هیدالو ( شوشتر امروزی ) هردو از شهر بزرگتری به نام شوش پیروی می کرده اند . برخی آوان را نخستین شهر جهان دانسته اند . به این گفته نمی توان آنچنان بسنده کرد . چرا که شکل گیری شهر ها دارای مراحلی است که پژوهشگران بر سر آن جنگ دارند . چایلد ، موریس و جیکوبز سه تن از صاحب نظران این تئوری ها هستند . آنچه هر سه در آن اشتراک نظر دارند ، وجود دولت برای پایدار شدن یک جامعه است . در سال 1383 باستان شناسان توانستند در گرداگرد شوشتر ردپای دولت هیدالو را در 7000 سال پیش که از دولت شوش پیروی می کرد ، پیدا کنند . آوان و شوش هم نزدیک به همین اندازه حال با کمی پس و پیش دارای تاریخ تمدن هستند . قدیمی ترین تمدن جهان ، تمدن ارت در کرمان می باشد . ولی هنوز که هنوزه دانشمندان شوش را نخستین شهر سیستماتیک جهان بر شمرده اند چرا که شهر ، تمدن ، شهر سیستماتیک و جامعه هرکدام تعریف های ویژه خود را دارند .
برای شناخت جامعه ایلامیان ، بهترین منبع در دسترس ، شهر متروکه دور اونتاش با نام امروزی چغازنبیل است چرا که بنای ایلامی شهر به دلیل نو ساز تر بودن و از کار افتادن تا به امروز نسبت به شهرهای همسایه اش آشکارتر و دست نخورده تر است. متنی که در زیر آورده شده فیلمنامه فیلم مستند " خشت های جاویدان دوراونتاش " کاری از میراث فرهنگی استان خوزستان می باشد که می تواند ما را در شناخت هرچه بیشتر جامعه و تمدن ایلامی یاری کند که آن را در چند بخش برای شما خواهم نگاشت . در ادامه به بررسی کتاب ها و نوشته ها و دیگر منابع خواهیم پرداخت :
" بخش نخست "
خوزستان کهن سرزمینی جاودان ، دیاری گرم و تفتیده با زمینی حاصلخیز و رود های روان با یادگارهای افسانه ای ، چونان نگینی است درخشان که ساکنین کره خاک را به سوی ویرانه های بر جای مانده از تاریخ پر شکوه خویش فرا می خواند تا بازگوید روایتی دیگر از راز دیرینگی و ماندگاری فرهنگ و تمدن ایرانی .
خشت های جاویدان دور اونتاش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرزمین باستانی خوزستان جایگاه شکل گیری شهر ها و تمدن های باشکوهی همانند شوش مرکز تمدن ایلامی بوده است . ایلامیان از حدود 4800 تا 2500 سال پیش حکومت می کرده اند . پس از انقراض ایلامیان سلسله هخامنشیان به قدرت رسیدند . بخش زیادی از اسناد بر جای مانده از تخت جمشید ، از جمله بیمه نامه های کارکنان آنجا که به زبان ایلامی است نشان از نقش غیر قابل انکار تمدن باشکوه ایلامی بر هخامنشیان و کل سرزمین ایران دارد . از مهمترین منابع تاریخی جهت شناسایی تمدن ایلامی اسناد بر جای مانده از تمدن بابلیان است که ساکنانش بین دو رود دجله و فرات و همزمان با ایلامیان زندگی می کرده اند .
**********
ایلام تغییر یافته کلمه الامتو است . نامی که بابلیان برای آن انتخاب کرده بودند . از سرزمین بابل تا خوزستان دشت صاف و یکدستی است که پس از بر خورد با رشته کوه های بختیاری تغییر ارتفاع در سطح زمین ایجاد شده و سرزمینی بلند پدیدار می گردد . بابلیان این سرزمین را الامتو به معنای کوهستان یا سرزمین بلند نامیده اند . قلمرو کشور ایلام شامل خوزستان ، ایلام ، لرستان ، بوشهر ، فارس و گاه تا اصفهان بوده است .
شوش در 120 کیلومتری شمال اهواز و آنشان یا تل ملیان در 80 کیلومتری شمال غربی شیراز دو شهر مهم سرزمین ایلام بوده اند .
*********
آنگونه که در متون تاریخی آمده دین در زندگی ایلامیان نقش بسزایی داشته ، به گونه ای که آنها همه خوبی ها را چونان هدیه ای الهی قلمداد می نمودند . در مذهب چند خدایی ایلامیان که هر یک از ایالت هایش خدایی را می پرستیده اند ، نقش خدایان زن یا الهه ها بسیار با اهمیت بوده است . این خدایان دارای سلسله مراتبی بودند . ابتدا خدایان زن و سپس خدایان مرد در صدر خدایان قرار داشتند . از آن زمان که شوش از شهری عادی به پایتخت ایلام تبدیل گردید ، اینشوشیناک خدای مذکر شوش در صدر خدایان قرار گرفت .
*********
در حدود 3300 سال پیش " اونتاش ناپیراشا " از شاهان ایلامی شهری مقدس و مذهبی با نام دور اونتاش یا شهر اونتاش را در کناره غربی رودخانه " دز " بین دو شهر " شوش " و " شوشتر " کنونی بنا نهاد . این شهر با مساحتی حدود صد هکتار با دیوار خشتی و مربعی شکل محصور بوده که تمامی بناهای آن از خشت خام و آجر با ملاتی از گل ، قیر معدنی و گچ ساخته شده ، به علاوه مصالحی چون سنگ ، ساروج و فلزات نیز در ساختمان این شهر و اتصالات آن به کار رفته است . اونتاش ناپیراشا برای تمامی خدایان مورد پرستش معابدی ویژه ساخت . مهترین معبد دور اونتاش زیگوراتی است که در مرکز شهر قرار داشت . منابع تاریخی واژه زیگورات یا زیقورات را برگرفته از فعل آکدی زقارو به معنای بلند و برافراشته ساختن می دانند . زیگورات بنایی است چند طبقه و پلکانی که مساحت هر طبقه در آن از طبقه پایین تر کمتر می باشد . شاه ایلام این زیگورات را وقف خدایان اینشوشیناک و ناپیراشا گردانید .
**********
" من اونتاش گال عبادتگاهی با تاقهای آجری ساختم ، نیایش گاهی عالی برای خدای اینشوشیناک و آن را به رب مقدس هدیه کردم و در آن زیگوراتی به سمت آسمان افراشتم . باشد که کار ها و اعمال من مورد قبول خدای اینشوشیناک قرار گیرد . "
اونتاش ناپیراشا
**********
باستان شناس فقیه فرانسوی رومان گیرشمن بر این باور است که این زیگورات در زمان آبادانی دارای 5 طبقه با ارتفایی حدود 52 متر بوده که فقط 5/2 طبقه از آن با ارتفاع حدود 24 متر باقی مانده است . وی معتقد بود طبقه پنجم زیگورات که مزین به آجرهای لعابدار آبی و سبز با پرتوهای نقره ای و طلایی بوده ، جایگاه خدایان ناپیراشا و اینشوشیناک یا همان معبد اعلا بوده است . طول هر ضلع طبقه اول زیگورات حدود 102 متر است و گوشه های آن منطبق با 4 جهت اصلی که این خود سندی است گویا در اثبات آشنایی سازندگان این بنا با جهات جغرافیایی . در این زیگورات که ساخت هر طبقه آن از سطح زمین آغاز شده ، سه نوع خشت به کار رفته است . خشت خام ، خشت پخته یا آجر و خشت خامی که با خشت پخته کوبیده یا شکسته شده مخلوط و با آن مسلح شده است . این خشت خام برای اولین بار در این زیگورات کشف گردیده است . هسته مرکزی زیگورات از خشت خام و بدنه و روی زیگورات با روکار آجری به ضخامت 2 متر که وظیفه حفاظت از هسته خشتی را در برابر باد و باران بر عهده داشته ، پوشیده شده است . بدنه آجری و هسته خشتی به وسیله چوب هایی که یک سر ان در هسته خشتی و سر دیگر در بدنه آجری قرار داشته به هم قفل شده اند . برای استحکام دیوار های هر طبقه دیوار کوتاهی به ارتفاع یک متر با عرض حدود 3 متر بر پاشنه آن دیوار و بر روی سطح طبقه پایینتر ، بنا گردیده است .
درود بر شما هم میهنان و همسایگان دوست داشتنی شوشی
من همانجور که پیشتر گفتم و در پروفایل من هم هست ، شوشتری هستم . و عاشق و دلباخته منطقه تاریخی شوشان که شهرهای خوزستانی "شوش" ، "شوشتر" و "دزفول" و "اندیمشک" و " دوراونتاش تنها ولی جاویدان " در این منطقه هستند . شوش به عنوان مادر همه شهر های این منطقه به راستی که همچون فرزندانش مورد بی مهری است . چرا مردمان خانواده شوشان آرام نشسته اند و به ویرانی شهر های خود می نگرند ؟ چگونه می توان دوراونتاش را اینچنین تنها دید ؟ چگونه می توان شوش را اینچنین ستم دیده دید ؟ چگونه می توان شوشتر را اینچنین افسرده و فرسوده دید ؟ چگونه می توان دزفول را ویران دید ؟ چگونه می توان ..... ؟
ما منتظر چه کسی ایستاده ایم تا نجاتبخش ما از چنگال بی مهری باشد ؟
دیروز فیلمی را در تلویزیون دیدم مربوط به شهر تاریخی رم در ایتالیا .
خانواده های بسیاری در کنار کاخ ها و ورزش گاه ها و میدان های باستانی رومی های باستان گرد آمده بودند . خبر نگار از کودکی 5 یا 6 سال پرسید : قهرمان شما چه کسی است ؟
کودک با چهره ای هیجان زده پاسخ داد : " قهرمان ما جولیوس سزار است "
اگر امروز از یک کودک شوشی ، شوشتری یا دزفولی بپرسند : " قهرمان شما چه کسی است ؟ " او چه پاسخی می دهد ؟
اونتاش ؟ کوروش ؟ داریوش ؟ هرمزان ؟ شوشیندخت ؟ یزدگرد ؟ شاپور ؟
کدام را به راستی قهرمان خود می داند . پاسخ آشکار است . هیچ کدام . او بی گمان یا نام یک هنرپیشه هالیوودی را نام خواهد برد و یا یکی از بازیکنان بندسلیگا . در جوانان نیز همینگونه است چرا که آنها از نبود تربیت درست تاریخی در کودکیشان رنج می برند .
در کدام یک از میدان های این شهرهای باستانی پیکره ای از یادبود این بزرگمردان و بزرگزنان دیده می شود ؟ در کدام میدان ؟
اینک کشور ما دارای حکومتی است که حال به چه دلیل ، انگار که با آثار باستانی و تاریخ مردمی کشور ایران دشمنی دارد و می کوشد تا بی آنکه جایی برای جبران بگذارد همه چیز را نابود کند ؟
پاسارگاد ها را به زیر آب می برد !
اینشوشیناک زیگورات را به زیر آلودگی های ویرانگر می برد !
ارگ بم ها را ویران رها می سازد تا ویرانتر شوند .
خانه ستارخان این مبارز آذری و مردمی ایران را ویران می کند !
با رسانه های نامردمی خود در فیلمی بسان اغما زبان و فرهنگ باستانی ایران را به دروغ بی معنی ، ناتوان و زشت می خواند . زبانی را که نتیجه ترکیب تمدن های ایلامی و کاسپی و ساکا و آریا است نیازمند ترکیب با تمدن های عقب افتاده تر می نمایاند .
بیستون را با ریل قطار تهدید می کند !
و آرامگاه فردوسی را با دکل های بلند برق ولتاژ قوی !
دژ بابک خرمدین را با مانور های نظامی سوراخ سوراخ می کند !
هرچند این دولتمردان هم همانند همان کودکانی هستند که از تربیت تاریخی سرزمینشان بی بهره مانده اند و حتا نام یک قهرمان کشور خود را نمی شناسند .
پس ما منتظر چه کسی هستیم ؟ می خواهیم چه کسی به یاری ما بشتابد ؟
من اگر راهکار بدهم ، تو اگر راهکار بدهی ، او اگر راهکار بدهد ، چه کسی کار می کند ؟
این همه سرمایه دار در گرداگرد این شهر ها برای خود کارخانه ساخته اند ، ولی هیچ کدام ، یک شاهی هم برای بهبود این وضعیت خرج نمی کنند ، آنها در اندیشه این هستند که برای خود زراندوزی کنند ولی نمی دانند که اگر با سیاست و هدفمند خدمتی به شهر های خود کنند دوچندان از آنشان خواهد گردید چرا که منطقه شوشان در تاریخ ثابت کرده که توان همه گونه توان دارد چه از دید سیاسی که تا صد سال پیش مرکزی قدرتمند بود ، چه از اقتصادی که خداوند همه گونه منابع طبیعی را در دامان آن نهاده و چه از دید اجتماعی که مردم آنجا نخستین کسانی بودند که دارای نگرش هایی چون آزادی دینی و دوری از تعصب های قومی بوده اند و از این روست که از همه ادیان در این منطقه ها آثار باقی است . آثاری چون آرامگاه دو پیامبر یهودی دانیال و شعیب و شخصیت ها تاریخ اسلامی همچون سبز قبا و آثار زرتشتی گری همچون آتشگاه های شوشتر و .....
من بر این باورم که کورش بزرگ سنگ نبشته حقوق بشر را از فرهنگ زرتشتی و شوشانی خود الهام گرفته .
امیدوارم کسانی که می توانند کاری کنند ، بیکار ننشیند .
امیدوارم کسانی که می توانند سخنی بگویند ، خاموش نمانند .
امیدوارم کسانی که می توانند چیزی بنویسند ، از نوشتن باز نمانند .
امید دارم و بر این باورم که سرزمین شوشان به شکوه گذشته خود باز می گردد با کمک هیچ کس ، مگر مردمان و دوستداران خود .
سلام به شما دوستان عزیز
من صمیمانه از حسن همكاری شما تشكر می كنم
اما در ورد شوش مظلوم وقتی كه هر كجا تشریف می برید و می گوید از شوش هستم و در جواب بهتون می گن میدان شوش تهرا ن دیگه چه ارزشی داره كه شوش رو شناخت
من خودم یكی از افرادی هستم كه همیشه در تلاشم كه شوش رو بهتر به اطرافیان بشناسونم ولی افسوس .............
سلام
چرا شوش مظلوم
چرا از الفاظ قشنگتری استفاده نمی كنین
باید بدونیم كه شوش با داشتنه دوستداران و عاشقانی مثل ما هیچوقت مظلوم نیست
همه جا باید با افتخار نام شهرمون رو زنده كنیم

سلام بر شما دوستان
من از شما عزیزان صمیمانه سپاس گزارم واز راهی دور دست یکایک شمارو میبوسم
و قتی میبینم کسان دیگری هم به شوش مظلوم من علاقه دارند دیگر لبریز از شور وشعف میشوم.
دورود بر شما دورود که این به این نام زیبا احتمام میورزید
من گرچه از شوش دورم اما به شما قول میدهم هرچه در توانم باشه برای سربلندی و زنده نگهداشتن ((شوش مظلوم)) میکنم . آخر میدانید این شهر سترگ واقعا مورد بیمهری از سوی همه قرار گرفته و حالا ما موظفیم تا برای آبادیش کمر ببندیم
و همه جا و پیش همه کس از عشقمون به این شهر بگیم .
به امید روزی که منم بتونم به شوش زادگاه خود برگردم و دین خودمو به اون و مردمش ادا کنم
salam man az hameye shoma bekhatere matalebe mofid va jalebi ke ferestadin tashakor mikonam
استفاده از مطالب با ذکرمنبع بلا مانع است
دوستان با عرض پوزش از اینکه نوشته جدید من قدری طول کشید .چون درگیر امتحانات بودم و اصلا هم وقت تایپ و نوشتن رو نداشتم. نوشته این سری من در مورد شوش در ادوار مختلف تاریخ از جمله دوره سلوکی ، اشکانی ، و ساسانی هست همچنین در مورد شوش در دوران اسلامی هم یک نگاهی داریم .ر/پ پان شوشیسم /روح الله پورطالب
شوش در ادوار تاریخ
بنا بر اکتشافات علمی ثابت شده است که شوش بواسطه موقعیت خاص کشاورزی و اقتصادی و ثروت وآبادی خیره کننده اش زمانی در شمار بزرگترین شهرهای عیلام بوده. مجسمه های ارباب انواع خاص به خود داشته است و همواره وفور نعمت آبادی آن مطمح نظر مهاجمین بیگانه و ملل قدیم به خصوص قوم «آسور» بوده است . روی همین اصل در سال 645 ق . م .آسوریانی پال آشور که پی بهانه و جنگ علیه عیلام بر آمده بود بت معروف رب النوع شهر «ارخ» را از «خوم بان کلداش » پادشاه عیلام خواست و چون مجسمه مزبور بیش ازبیش از 1635سال در شوش نگهداری شده بود وی نمی توانست به این آسانی آن را به دشمن مسترد داردمگر آنکه از تخت و تاج عیلام چشم بپوشد.زیرا مقام سلطنت عیلام وحفاظت از رب النوع «ارخ» هر دو بهم پیوستگی داشت از این رو جواب رد به خواسته «آسوربانی پال » داد و در نتیجه آشوریان وارد شوش شوند و شهرراغارت و مردم را به قتل رساندند و جواهرات و مجسمه های خدایان و رب النوع( ارخ ) را به نینوا پایتخت دولت آسور منتقل کرده از آنان گرفتند و«خوم بان کلداش» پادشاه عیلام و تاماریتو پادشاه سابق ان را وادار نمودند تا هر دو ارابه اش را تا معبد « آسور» و «ایشتار» خدایان آسور بکشند . نام شوش چندین قرن از صفحه گیتی محو شد تا آنکه داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی به سال 521 ق.م. ضمن مسافرت به بابل ،از این محل عبور کرد و شهری جدید را بنیان نهاد و در آن قصرها و عمارات زیاد یساخت وآنگاه دستور داد تا برج و باروی این شهر را ب دیوارهای قطور و بلندی بسازند و در پای دیوار خندقی عمیق حفرنمودند تا آب رودخانه «شائور» از آن بگذرد .
شوش پایتخت جهان که آن روزبا چهار رودخانه به دریا متصل می شد بدین صورت مقر شاهان،شاهزادگان ،سفرا ،هنرمندان و دیگر دانشمندانی شد که به آنجا می آمدند.
آنچه مسلم است شوش در ان زمان از هرحیث مرکزیت داشته است و به همین جهت هم در زمان هخامنشیان این شهر از نضر اقتصادی و سیاسی از سه پایتخت دیگر آن روز یعنی اکباتان ، تخت جمشید ، وبابل به مراتب با اهمیت تربوده است . زیرا شهر شوش بواسطه چهار رودخانه کرخه ،شائور ، آبدیز وکارون در زمان قدیم به دریای آزاد متصل می شد . شوش از راه های زمینی نیز به اقصی نقاط امپراتوری وصل می شده است که راه مشهور شوش تا شهر «افس» اخرین نقطه اباد اسیای صغیر می رسیده است . این راه از روی دجله می گذشته و طول ان بالغ بر 2683 کیلومتر می شده است .(1)
کار ساختمان کاخهای شوش در مدت حمله نیروهای ایران به کشور یونان که به فرماندهی خود داریوش آغاز شده بود تمام شد و در پایان این جنگها داریوش به شوش بازگشت و در کاخ جدید خود ساکن شد ودر مدت سه سال مقدمات جنگ مهم جدیدی را علیه یونان تهیه کرد ولی وی پس از32سال سلطنت از دنیا رفت کاخ داریوش که در قرن پنجم ق.م. یعنی حدود سال 440 قبل ازمیلاد در دوران اردشیراول اتش گرفت و سوخت در دوران اردشیر دوم مجددا تعمیر و بنا شد و بالاخره در حدود سال 323 ق.م. به دست اسکندر افتاد(2)
اسکندر از بابل به طرف شوش رهسپارشد و روز بیستم از حرکت به بابل به آنجا رسید . اسکندر در شوش خزانه داریوش را تصرف کردپس از ان به پارس لشکر کشید . اشغال ایران شرقی ادامه یافت و اسکندردر هرجا شهرهای جدیدی به نام اسکندریه بنا کرد . درسال 327 اسکندر از هندوکش گذشت و به سوی هند فرو امد .رسال 327 اسکندر از هندوکش گذشت و به سوی هند فرود امد .ر/پ
1-شوش بهشت شهرهای عیلام ، عباس قدیانی ،صفحات 37تا40
در 45 كیلومتری جنوب شرقی شهر شوش یكی از اعجب انگیزترین آثار باستانی جهان متعلق به 3200 سال پیش مشهور به زیگورات چغازنبیل وجود دارد . چغازنبیل به ساختمان طبقاتی معبد ایلامیان كه توسط اونتاش گال پادشاه این قوم در سال 1250 قبل از میلاد ساخته شد اطلاق می شود كه این شهر را دور اونتاش نیز می نامند. این شهر متشكل از سه حصار تودرتوی خشتی است. دروازه این شهر در قسمت شرقی بنا واقع شده است. در حد فاصل حصار اول و دوم كاخ های شاهی و آرامگاه سلاطین قرار دارند. در حد فاصل حصار دوم و سوم آثار و بقایای تصفیه خانه آب مربوط به آن دوره است و در مركز حصار سوم معبد چغازنبیل قرار دارد. ابعاد معبد اصلی 105*105 متر است و تمام ساختمان از 5 طبقه ساخته شده است كه امروزه حدود 5/2 طبقه آن باقی مانده است. ارتفاع این بنا 53 متر بوده و امروزه حدود 25 متر آن باقی مانده است.
چغازنبیل به بنای زیگورات محدود نمی شود بلكه مشتمل به حصاری است كه با وسعت 800*1200 متر حول یك مجموعه گرد آمده است . محوطه مقدس چغازنبیل از طریق هفت دروازه با محیط اطراف ارتباط دارد . در درون این مجموعه سه معبد با حیاطهای سنگ فرش وانبارهای متعدد آلات وادوات جنگی قرار دارد .
نكته قابل توجه در ساخت این بنا این است كه تمامی طبقات این بنا بروی خاك بكر قرار گرفته اند.
این معبد در سال 640 پیش از میلاد به دست آشور بانیپال ویران شده است.
عملیات باستان شناسی این بنا در سال 1325 آغاز شد و تا سال 1341 ادامه داشت . باستان شناس و تاریخ نگار معروف گیرشمن به همراه همسرش در حفاری های آن شرکت داشتند.
چند وقت پیش از طرف یكى از شركت هاى وابسته به شركت نفت قرار بود TNT در اطراف آن كارگذاشته و براى نفت، لرزه نگارى شود كه جلوى آن گرفته شد.
محوطه باستانی شوش در شهر شوش، محوطه وسیعی را در برمیگیرد، كه بناها و سازههای معماری بسیار متنوعی پیش از تاریخ تا دوران اسلامی را در خود جای داده است. كاخ «آپادانا» یكی از باشكوهترین كاخهای آن از شهرت عالمگیر برخوردار است.
كاخ آپادانا به دستور داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی در حدود سالهای 515_521 پیش از میلاد در شوش روی آثار و بقایای عیلامی بنا نهاد شد. دیوارهای كاخ از خشت و ستونهای آن از جنس سنگ است.
كاخ داریوش دارای قسمتهای مختلفی از جمله تالار بار عام، دروازه و كاخ پذیرایی و همچنین دارای سه حیاط مركزی است. دیوارهای كاخ از خشت با نمای آجری و ستونهای آن از سنگ است. كاخ داریوش واحدهای مختلفی از جمله تالار بار عام، حرمسرا، دروازه و كاخ پذیرایی و همچنین سه حیاط مركزی دارد. دیوارهای داخلی كاخ با آجر لعابدار منقوش با طرحهای سربازان گارد جاویدان، شیر بالدار و نقش گل نیلوفر آبی مزین بودهاند كه بقایای بهجایمانده آنها در موزههای خارجی و داخلی نگهداری میشوند.
زیباترین آثار به دست آمده از ایوانهای كاخ، آجرهای لعابدار منقوش، با طرحهای سرباز گارد جاویدان، شیر بالدار و نقش گل نیلوفر آبی است. ستونهای سنگی این كاخ متشكل از چند قسمت، زیرستون، پایه ستون، شالیستون، ساقه ستون، گل ستون و سرستون است. كه سر ستون به شكل نیمه جلویی دو گاو كه زانو زده و پشت به هم دادهاند، است.
ستونها و دیوارهای آپادانا 22 متر ارتفاع داشتند اما بلندی بقیه قسمتها كمتر و سقف آنها گهوارهای و از خشت ساخته شده است. از تزئینات كاخ اطلاعی در دست نیست ولی كف بسیاری از قسمتهای از مصالحی ساخته شده كه قرمز رنگ بوده است.
بخشهای مهمی از كاخ آپادانا در زمان اردشیر اول(461 پیش از میلاد) دچار حریق شد كه در زمان اردشیر دوم(359 پیش از میلاد) بازسازی شد. شهر شوش در حمله اسكندر مقدونی در حدود سال 320 پیش از میلاد ویران شد.
واژۀ آپادانا به معنای بار عام است. آپادانا محل اصلی برگزاری گردهمایی ها و تالار مجمع عمومی ضیافت های نمایند گی ملل بوده است.این كاخ از یك تالارمركزی و 3ایوان تشكیل شده است. 3ایوان مشابه در جوانب تالار آپادانا را در میان گرفته اند . سقف هر ایوان برفراز 12 ستون سنگی در دوردیف استوار بوده است. و تالار مركزی 36ستون 20 متری دارد كه مجموعأ 72 ستون سنگی باشكوه سقفی را برسر دارند.
در سال 1897 میلادی ژان ماری ژاک دومورگان فرانسوی جهت تحقیق و اکتشاف به شوش آمد و دولت فرانسه را متقاعد ساخت تا محلی امن و مناسب برای هیات باستان شناسی فرانسه در شوش ایجاد نماید . جهت اسکان او و همراهانش و نگهداری آثار باستانی مکشوفه عملیات ساخت قلعه شوش آغاز شد. برای این کار بلندترین نقطه تپه های شوش یعنی اکروپل انتخاب گردید و قلعه ای به شکل قلعههای قرون وسطا و ذوزنقه ای شکل بر روی آن ساخته شد. ساختمان این قلعه اغلب با خشت و بقایای باستانی آجرها و خشت های دوره های مختلف که در محوطه باستانی شوش باقی مانده بود به دست معماران دزفولی و با نظارت حاج مصطفی دزفولی بنا گردید و در سال 1912 میلادی کار ساخت آن به پایان رسید. این قلعه تا پیش از انقلاب اسلامی در اختیار فرانسویان بود و پس از آن به عنوان پایگاه باستانشناسی شوش مورد استفاده قرار گرفت.
این قلعه دژ دفاعی باستانشناسان فرانسوی در برابر هجومها و یورشهای قبایل و عشایر منطقه بوده است، این قلعه شباهت زیادی به زندان باستیل فرانسه دارد.
در طول جنگ تحمیلی، دهها بار مورد اصابت گلولههای توپ دشمن قرار گرفت ولی پس از پایان جنگ تحمیلی ستاد بازسازی استان خوزستان آن را مرمت كرد.
این قلعه در شهر شوش روبرى آرامگاه دانیال نبى و در كنار كاخ آپادانا قرار دارد.
پلان آن مشابه قلاع قرون وسطی اروپا می باشد. پلان قلعه ذوزنقه شكل است كه قاعده كوچك آن در سمت شمال واقع شده است . دور تا دور آن را راهرویی احاطه كرده وردیف اطاقهایی به سمت حیاط ، برگرد آن قرار گرفته اند . برج شمال غربی قلعه مربع شكل و برج شمالی شرقی، دایره شكل است. در واقع این قلعه را می توان موزه آجر ایران نام نهاد.
آكروپل واژه یونانی است كه به بلندترین منطقه شهر گفته میشود. این بخش از تپه های باستانی بالاترین نقطه این اراضی است. در این تپه آثار سكونت از زمان های گذشته به خصوص ایلامیان و قبل از آن دیده می شود. در این تپه حدود 27 لایه یا طبقه دیده شده كه نشان دهندهی این است كه این تپه 27 بار دستخوش دگرگونی شده و از طبقات اسلامی، ساسانی، اشكانی، سلوكی، هخامنشی و ایلامی و قبل از آن تشكیل شده.
مجسمه معروف ملكه نامیراستون، لوح قانون نامه حمورابی و لیوان مشهور سفالی شوش به رنگ نخودی و نقش بزكوهی، چند قطعه از ستونهای سنگی دوران ما قبل هخامنشیان وتعداد زیادی آثار منقوش به خط میخی از مهمترین آثار بدستآمده از تپه آكروپل است.
پس از انكه آلات و ادوات مربوط به تمدن های عصر هخامنشی وما قبل آن در این حوالی كشف شد قلعه ای بر قله تپه ها ساخته شد ، كه پس از مدتی به محل نگهداری آثار كشف شده قلعه اختصاص یافت .
شوش یكی از شهرستانهای استان خوزستان است كه از شمال به شهرستانهای دهلران، خرم آباد و اندیمشك از شرق به دزفول از جنوب شرقی به شوشتر، از جنوب به اهواز و از جنوب غربی و غرب به دشت آزادگان محدود است. شهر شوش مركز شهرستان شوش در َ15 ْ48 طول جغرافیائی و َ12 ْ32 عرض جغرافیایی و ارتفاع 71 متری از سطح دریا واقع شده است. شهر شوش در110 كیلومتری جنوب شرقی اهواز قرار دارد.
هوای شوش گرم و خشك است. در مركز این شهرستان بیش ترین درجه حرارت در تابستان ها 53 درجه بالای صفر و كم ترین آن در زمستان ها یك درجه بالای صفر است. میزان باران سالیانه این مركز به طور متوسط 250 میلی متر است. این شهرستان در جلگه خوزستان قرار گرفته است و هیچ گونه ناهمواری در آن مشاهده نمی شود به طور كلی این شهرستان یك دست دشتی و هموار است. منابع آبی شهرستان شوش را رودخانه ها تشكیل میدهند رودخانه مشهور كرخه كه به نام گاماسیاب از دامنه های الوند سرچشمه گرفته و در لرستان موسوم به رود سیمره می شود در خوزستان معروف به كرخه بوده و از شمال به جنوب شهرستان شوش جریان یافته و در انتها به باتلاق هورالعظیم وارد می شود.
درختان گز، كنار و كهور عمده ترین پوشش گیاهی این منطقه را تشكیل می دهند. هم چنین گیاهان مرتعی برای چرای دام موجود است. روباه، شغال، گرگ، گراز، آهو، كفتار، دراج، كبك، قرقاول، غاز و مرغابی از جمله جانوران این شهرستان به شمار می روند.
درود بر شما
آقای پورطالب تا آنجا که من می دانم ، پیش از اهواز ، شوشتر مرکز ایالت خوزستان به سر ایالتی مستوفی ها بوده است . شوشتر در دوره اشکانی ها ، ساسانی ها ، اسلامی تا زمان ناصرالدین شاه مرکز منطقه بوده است . ولی منکر این نیستم که با مرکز شدن اهواز ، شوش از رونق افتاده است .
مدارکی که در حال حاضر می تونم ارائه کنم اینها هستند :
ویکی پدیا :
پس از هخامنشی، در دوران اشکانی، ساسانی و تمام دوران اسلامی شوشتر مرکز حکومتی خوزستان بودهاست. در سال ۱۳۰۳ در پی شیوع بیماری وبا در شوشتر مرکز حکومتی خوزستان بمدت یکسال به دزفول و سپس به اهواز منتقل شد و تا کنون نیز اهواز است.
http://fa.wikipedia.org/wiki/استان_خوزستان
سایت جامع گردشگری ایران :
شهرستان شوشتر از جمله شهرهای مهم استان خوزستان به شمار می رود که در 90 كیلومتری شمال اهواز واقع شده است. شوشتر در قدیم مركز استان خوزستان بود و هم اكنون یكی از شهرهای آباد، با اهمیت و تاریخی این استان به شمار میرود.
http://www.anobanini.ir/travel/fa/khoozestan/cat-178/
سایت میراث فرهنگی و گردشگری شوشتر :
با توجه به اهمیت سیاسی و اقتصادی شوشتر و تأسیسات آبی آن، قلعه این شهر(سلاسل)، هم مركز كنترل این تأسیسات بوده و هم مقر والی خوزستان به شمار می رفته و تا قرن گذشته شوشتر به عنوان مركز خوزستان بوده است.
http://www.shushtarchtb.ir/farsi.php
با سلام خدمت دوستان خوبم که مرتب با نظراتی که می دهند من را دلگرم می کنن که بتوانم مطالب جدید تری را برای شما از شهرمون شوش به دست بیارم و در اینجا بزارم امید وارم که نتوانم نظر شما را جلب کنم مطلب امروزرو من در مورد قدمت و عظمت شوش انتخاب کردم که شاید بتونم قدمت شهرمون رو به همه وعظمتی رو که داشته به تمام جهانیان معرفی کنم . ر/پ پان شوشیسم
قدمت وعظمت شوش
براثر کاوشهایی که باستانشناسان انجام داده اند قدمت شوش را هزاران سال پیش از میلاد دانسته اند و نیز این نکته نشان می دهد که بنای آن در هزاران سال پیش از میلاد مسیح بوده و درطبقات پایین تر آثاری بدست آمده است ،که مربوط به هشت هزار سا قبل می باشد و این زمان اواخر عصر حجر یا اوایل عصر مس بوده است . (1)
«ابن مقفع»گفته است که : «نخستین بنایی که پس از طوفان نوح بوجود آمده حصار شوش بوده است.»
«مستوفی » در کتاب «نزهه القلوب » بنای آن را به «مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم ابوالبشر» نسبت می دهد و گوید : این اولین شهریست که در خوزستان بنا کردند و هوشنگ بر عمارت آ افزوده و قلعه ساخت و بر آن قلعه قلعه دیگری در غایت استحکام و شاپور ذوالاکتاف تجدید عمارت آن شهر کرد و شاپور خوره خواندو ...(2)
شوش در سال 17 هجری قمری به تصرف اعراب مسلمان در آمد ،در دوره اسلامی نیز مدت ها از شهر های پر جمعیت و پر رونق بود هنگامی که مرکز خوزستان به اهواز انتقال یافت ،شوش مرکزیت خود را از دست داد و رفته رفته رو به زوال گذاشت .
شوش یکی از قدیمی ترین مراکز متمدن جهان است که قدمت آن از شش هزار سال پیش از این تا اوایل قرن چهارم هجری می رسد، ذر این مدت طولانی شهر معمور بوده و مردم آن تمدن با شکوهی داشته و آثار بس شگرفی از خود باقی گذاشته اند
تپه های شوش نشاندهنده آثار بازماند از دوره استقراری هستند که عملا اسکان در آنبدون وقفه ،از آغاز هزاره چهارم تا قرن سیزدهم میلادی ،ادامه داشته است . دوره شوش1 که قدیمی ترین آثار و مواد شناخته شده وابسته به دوره استقرار و اسکان در منطقه کاوش را در بردارد در آکروپل آغاز می شود .
شوش در تاریخ عمر طولانی خود دارای دو عصر طلایی بوده است . دوره عظمت پادشاهان ایلام در زمان سلطنت «شیلخاک اینشوشیناک» که در این عصر خوزستان کشوری قوی و شوش شهری بسیار آبادان و مجلل و با ساختمانها و قصرهای سلطنتی و غنایم پر بها بوده است این دوره در سال 645 ق.م بدست آشور بانی پال خاتمه یافت .
دوره دوم عصر شاهنشاهان هخامنشی است که داریوش بزرگ شوش را تجدید عمارت نمود و قصرها و عمارات بسیار عالی و زیبا در آن بر پا کرد مانند قصر معروف آپادانا و این شهر را یکی از پایتخت های شاهنشاهی هخامنشی قرار داد و شاهراه تاریخی شوش به ساردس را احداث نمود که به واسطه آن این شهر که مرکز سیاست جهان بود مرکز تجارت شرق و غرب نیز گردید
پس از داریوش خشایار شاه و دیگر پادشاهان هخامنشی نیز بر قصر های آن افزودند (3).ر/پ پان شوشیسم 13/2/86
روح الله پورطالب
1- علیپور ، محمد ، شناسنامه شوش و دزفول ، انتشارات مسعود ، 1356 ، ص 28
2- مسوفی ، عبد الله ، نزهه القلوب ،ص 170 3
3- قدیانی ، عباس ، شوش بهشت شهرهای عیلام ،فرهنگ مکتوب ، تهران 1381، صص 61تا62
منبع
بانو مهنوش
درود بر شما
سپاس ویژه دارم از همراهی شما
از دیگر دوستان نیز خواهانم تا پیرامون تاریخ شوش ، مبادلات درون شهری و برون شهری آن برای ما بنویسند . باشد که این آگاهی های تاریخی در زندگی ما به کار آیند .
ناگفته نماند که آنچه از شوش گفته شده بر پایه رفتار اعتقادات پان نیست و همه این آگاهی ها مورد پذیرش مردم جهان هستند .
پاینده باد ایران
شوش
شوش كهن ترین شهر جهان حدود 4000 هزار سال پیش از میلاد به عنوان كانون مذهبی ساكنان دشت اطراف بنیاد نهاده شد.
نخستین كسی كه ویرانه های شوش باستان را باز شناخت بنجامین بن جناح خاخام كلیمی بود كه بین سالهای 1163و1173 میلادی برای بررسی وضعیت كلیمیان در ایران به سر می برد . وی هنگام زیارت آرامگاه دانیال نبی (ع) ، از تپه های باستانی شوش نیز دیدن كرد.
عملیات اكتشاف باستانی شناسی در شوش از سال 1850 میلادی آغاز گردید و چندین مرتبه ادامه یافت كه حاصل آن كشف آثار با ارزش و شكوهمندی از تمدن و فرهنگ اقوام ایلامی ، هخامنشی و اسلامی بوده است .
از دیدنیهای این شهر می توان موزه شوش ، بارگاه دانیال نبی (ع) ، كاخ شائور تپه های باستانی و قلعه شوش را نام برد.
شهر شوش در طول تاریخ بارها مورد هجوم قرار گرفت .اولین بار ( آشور بانی پال) امپراطور آشور آن را تخریب و سپس بدست اسكندر غارت شد .