userinfo close

  ,

پاییز


paeezclub

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: بابک - معاونان
دوستان دل درست پاییزی، لطفا بحثی که ایجاد می کنید فقط و فقط در مورد پاییز باشه.سایر مطالب خودتون رو ادامه »
دوستان دل درست پاییزی، لطفا بحثی که ایجاد می کنید فقط و فقط در مورد پاییز باشه.سایر مطالب خودتون رو در تاپیك بحث آزاد مطرح كنید. در غیر این صورت ناچار به حذف اون بحث خواهیم شد!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
949
5107
91/2/22 (00:59)
4
10
91/3/7 (21:18)
3
12
91/3/7 (21:13)
417
1247
91/2/30 (01:30)
82
264
91/2/8 (18:45)
21
73
91/2/5 (17:11)
9
32
91/2/5 (00:23)
93
392
91/2/5 (00:12)
13
104
91/2/5 (00:05)
395
1672
91/1/24 (10:07)
11
48
90/12/29 (05:11)
77
406
90/12/1 (21:46)
18
101
90/12/1 (21:44)
314
1121
90/12/1 (21:42)
24
60
90/12/1 (21:42)
25
75
90/12/1 (21:39)
11
62
90/12/1 (21:37)
47
161
90/12/1 (21:36)
15
49
90/12/1 (21:34)
107
391
90/11/28 (17:36)

عنوان بحث :: این بحث را 14 نفر دنبال می کنند.

بابک  , silentboy
بابک - 17:36 1385/09/22

بحث آزاد ! هر چی دلت میخواد اینجا بگو..

برای غرورم می نویسم...

برای غروری كه شكستگی را خوب می فهمد حالا...

برای غروری كه حالا كمی سربالاتر راه می رود در خیابانهای اطراف تنهایی ام...

كه بندزده اش زیرخاكی تر است و قیمتی تر انگار...

برای غروری كه دیگر به من نمی خندد...

...

سلام به دوستان پاییزی ام.

این تاپیك رو ایجاد كردم تا تمامی بحث های خودتون رو كه با موضوع و محتوای كلوبپاییز همخوانی ندارد رو توش بنویسید .

از معرفی كلوب های دیگه گرفته تا ... خلاصه در چارچوب قوانین سایت كلوب هر چه می خواهد دل تنگت بگو!

و خواهشآ خارج از این تاپیك ، همه ی بحث ها مرتبط با موضوع كلوب پاییز و غیر تکراری باشه .

آرام باشید و رها.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مهرداد   , dance_devil
مهرداد - 00:59 1391/02/22
949

در شبم او نقشِ مطلق می کشد
گوشه ی چشمش اناالحق می کشد...
من فقط گفتم: کمی دلواپسم
شیخ صنعانی غریب و بی کَسَم
در نگاهت عشق را حک می کنم
نذرِ صد جعبه ، عروسک می کنم
گریه ام را از نگاهت پاک کن
این دلم را با دو دستت خاک کن
بعد از آن ، از من به این و آن بخوان
هیچوقت! ، بر گور من قرآن نخوان....
در شب ِ تشویش ِ شعرم حاضری
در غزل آباد زخمم ، شاعری
بی تو من داغ ِ عروسک داشتم
کاشکی! ، من چون تو قلّک داشتم
جمع می کردم ، شبی غم های ناب
می شکستم اشک هایم را به خواب
سهم چشمانم همیشه چکّه بود
کار و بار غم در اینجا سکّه بود
فکر اینجا را نکردی ماه ِ من؟
شعله دارد حسرت این آه ِ من!
نذر چشمانت دو چشم یاس من
حافظت باشد فقط احساس من
من نسب از پشت حسرت بُرده ام
مهربانم! ، پیش از اینها مُرده ام....


شاعر : مهدی شریفی








تنها ی تنها  , pouya1000
تنها ی تنها - 10:36 1391/02/19
948
آخر تابستان که می شه کم کم بوی پاییز را حس می کنم آماده می شوم برای جمع کردن برگ های که هر کدام رازی در دل دارند و با کلی حرفهای نگفته بر زمین می نشینند باد پاییزی صورتم را نوازش می دهد صدای سماوری خونه مادر بزرگتوی پاییز که با لا و پایین می پرد پاییز بدان که من عاشقت می مانم و به همه می گم که چقدر زیبای
مهرداد   , dance_devil
مهرداد - 23:55 1391/02/15
947
مأیوس میشوی هیجانت- اگر منم
سهم کمی ست کل جهانت، اگر منم
 کم کم میان درد خودت پیر میشوی
گل واژه های شعر جوانت ،اگر منم
داری برای من! به هدر میروی عزیز؟
در پشت اشک های روانت، اگر منم
غیر از عذاب هیچ نصیبم نمیکند
معنای چهره ی نگرانت اگر منم
پنهان نبوده راز نهانم، اگر تویی
افشا شدست راز نهانت، اگر منم
بگذار بعد مرگ و بخوان بر مزار من
اسمی که مانده توی دهانت، اگر منم


شاعر : امیر احسان دولت ابادی








مهرداد   , dance_devil
مهرداد - 12:19 1391/02/8
946




آخرش هم من نفهمیدم چه هستی ماه یا ...
آن که می سوزاند این دل را تویی یا آه یا ...
قبل هر چیزی بگو هستی و پایی یا که نه ؟
همسفر ...همپا ... و یا هم مقصدی ...همراه یا ....
انتظارت سخت تر از مردنی تدریجی است
کی ؟ کجا ؟...اصلا بیایی ؟...گاه یا بیگاه ؟ یا ...
قصد من تنها تویی ...اینجا نشد آنجا ....و یا
از چه راهی یا چه جوری ...راه یا بیراه یا ...
مات این کیشت شدم حالا چه فرقی می کند
این که سربازم در این بازی ..وزیرم ...شاه یا ...
یوسفی بازاری ام آیا عزیزت می شوم ؟
خب که چی از پشت کوهی آمدم ...یا چاه ...یا
هر چه بیزارم از این " یا " باز امروز این غزل
پر شد از یا راه یا بیراه یا گمراه یا
پوستت مهتابی است آیا و یا رنگت پرید؟
آخرش هم من نفهمیدم چه هستی ماه یا ...



شاعر : رضا توسلی









راحیل  , rahil_rrr
راحیل - 11:01 1391/02/8
945
از زندگی از این همه تکرار خسته ام

از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه

امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام

دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم

آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام

بیزارم از خموشی تقویم روی میز

وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود

تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید

از حال من مپرس که بسیار خسته ام...

مهرداد   , dance_devil
مهرداد - 17:31 1391/01/30
944

بس کن ای اشک ز دریا شدنت می ترسم
عمری ای لحظه ز فردا شدنت می ترسم
خب که چی مرده شود زنده و کوری بینا؟
دست بردار ....ز عیسی شدنت می ترسم
یا درختی به زبان آمد و چیزی هم گفت
بی خیالش که ز موسی شدنت می ترسم
گشته ام عاقل و فرزانه کسی شک نکند
من خودم هیچ ... ز لیلا شدنت می ترسم
پر پروانه اتاقم .... پر بیداری شب
گویی از خواب و ز رویا شدنت می ترسم
گه گداری گله ای کردم اگر از ترس است
بس که از این همه زیبا شدنت می ترسم
پرسم از خود ز چه کوتاه ترین دیواری
ناخودآگاه ز حاشا شدنت می ترسم


شاعر : رضا توسلی









مهرداد   , dance_devil
مهرداد - 22:21 1391/01/18
943




رها شو از قفس دستهای سیمانی
سلام برتو هوای همیشه بارانی
تویی که جنس مرا از خودت نمی دانی ...!
سلام بر تو که دیوانه وار می باری
وَ فصل فصل مرا می کنی زمستانی
بگو برای چه امشب دلت گرفته تو هم ...؟
رها شو از قفس ِ فکرهای سیمانی
دوباره عزم سفر کرده ای به این زودی...؟
برای دل خوشی من چرا نمی مانی ...؟
منم شکسته قفس تا به خانه ات برسم ...
به کوچه باغ پر از شادی و غزل خوانی
بده اجازه ی پرواز بی نهایت تا...
حریم این شب غمگین شود چراغانی
هزار مرتبه پاشیده ای مرا از هم ...
بخوان دوباره بگیرم نفس نفس جانی
به عشق تُست اگر شعر می شوم گاهی ...
اگر چه هیچ زمانی مرا نمی خوانی ....!



  شاعر : سید مهدی نژاد هاشمی









مهرداد   , dance_devil
مهرداد - 22:53 1391/01/14
942

لطفن نگـــــــــــــاه آذری ات را به من بده
پروانه های روســـــــــــریت را به من بده
ای بندر نگاه تو در ســــــــــایه های موج
احساس رقص بنــــــــدریت را به من بده
افتاده ماه پیش نگـــــــاهت به روی خاک
ذوق قشنگ شاعـــــــریت را به من بده
سرشاخه های مریــم بی تاب گونه هات
یا خنده های زرگــــــــــریت را به من بده
قشلاق هر نگاه تو از جنس کوچ نیست
این هیبت عشایریت را بـــــــــه من بده
ای موج مریمانه تر از هــــر نسیم صبح
آئینـــــــــــــــه ی برابریت را به من بده
چشمان تو ست آینــــــــه ی بیت اخرت
جان تو بیت آخــــــــــــریت را به من بده


شاعر : جابر ترمک












مهرداد   , dance_devil
مهرداد - 18:11 1390/12/25
941

باز بغضم شده سد یا تو رقیقی ، نفسم!؟
رو به تلخیـــست چرا ثانیه های ملسم؟
ســیری از سـِـیر در آبادی چشـمت!؟ هرگز
نزنی پلک کـه شوریده سـری بوالهوســـم
چار سویم که نباشی برهـــوت غم توســت
میکند زیر و زبر، خار وخس ِ پیش و پسم
می شوم هر چه در آئینه ی حـسرت تکثـیر
تنگ تـر می شود انگار فــضای قفـــسم
شور عشقت شده آویزه ی هر واژه - یقـین
درد شــیرین تو آمیخته با شعـر گـــسم
روشـنم کـن که برای دل مـن میـــمانی
همدمم نیـست مگر ســایه ی فریاد رســم



شاعر : جعفر لاهوتی












مهرداد   , dance_devil
مهرداد - 23:29 1390/12/18
940

 كشمیر چشم های سیاه تو دیدنی است
لبنان قامت تو پر از سیب چیدنی است
وقتی كه نیست خلوت آغوش گرم تو
رویای پاك دامن تو آرمیدنی است
ای گل به كام تشنه ی زنبوركت هنوز
 تنها عصاره های تن تو مكیدنی است
جا مانده روی میز دو گیلاس خالی و
گیلاس های سرخ تو حالا چشیدنی است
با من برقص این همه شور و و ترانه را
این مستی و خرابی امشب پریدنی است
انگورهای نارس این تاك پیرسال
تنها در آفتاب نگاهت رسیدنی است
چون نقش روی ماه تو بر بوم آسمان
ناز تو نازبانوی زیبا كشیدنی است
حوا! بزن به گرد تنم حلقه با دو دست
تا ساقه های گندم عمرم خمیدنی است


شاعر : محمد رضا حسینی










مهرداد   , dance_devil
مهرداد - 21:58 1390/12/4
939


آمدی... رفتی... ولی من مات و حیرانم هنوز
از نسیم ِ انتشار ِ تو ، پریشانم هنوز
تازه فهمیدم كه من در دفتر دستورعشق ،
جای دوّم شخص مفرد را نمیدانم هنوز !
ردّ پایت روی شعری - گمشده- جا مانده‌است
تا بیایی ، خیره بر این جاده می‌مانم هنوز
من ، اگر در حسرت دیدار ، پیدا نیستم
آخر دنیا ببینی اینكه پنهانم هنوز
می‌شود از خط‌ كشی‌های دلت ردّم كنی ؟
عابری در ابتدای پیچ حیرانم هنوز
دست در جیب و ، هوا ابری و ، من پشت سرت
برنگشتی تا ببینی زیر بارانم هنوز ؟!
با تو ام بی‌ادّعای من! منم. این ، شعر نیست
رفتی و... من خوشه‌چین درد ِ ایرانم هنو
هیچ می‌دانی كه روی طاقچه‌ی تنهایی‌ام
یاس می‌چینم كنار آب و قرآنم هنوز ؟
بوسه‌ی سرد غزلهایت دلم را مُهر كرد
مانده در سجّاده‌ی سبز تو دیوانم هنوز
روزه‌ی خاموشی‌ات بشكن ، گناهش پای من
گفته بودم ، منكر ِ یك نقطه - پایان ‌م هنوز



 شاعر : وحید رشیدی











احسان شکیبا , ehsan_shakiba
احسان شکیبا - 21:29 1390/12/1
938
دلم میخواداااااااا بگم  ولی روم نیمشه 
مهرداد   , dance_devil
مهرداد - 00:54 1390/11/4
937



یقینِ هــر سحـرِ مشـرقِ خیــال منی
نیاز نیمه ی شبرنگِ احتمـــال منی
منم وَ دشت شقایق ، تویی ، گریز و قرار
به دامِ بند به بندِ غــزل ، غــزال منی
تو مشـق سـاز دل و عـادت دقایقِ من
نوای زمزمه ی روز و ماه و سال منی
« کجا » ی فاصله ی عقل و عشق هستی که !؟
جواب کو؟و « کجا »؟و که؟... هر سؤال منی
بهشتِ سعـی و صفــا ، پشـت پلک تو پیداست
چه عالمیست ! طوافت ، که خود دو بال منی
مـلال لالیم اما دلیل همــدلی اسـت
زبان قافیه ی شعر شور و حال منی

شاعر : جعفر لاهوتی









مهرداد   , dance_devil
مهرداد - 21:45 1390/10/25
936

ماه در پنجه ی شب مست ِ غزل خوانی نیست
بی تو شبهای من از دور چراغانی نیست
پشت دیوار بلندی که هوا دم دارد
زندگی نامه ی من جز شب طولانی نیست
چشم در چشم سیاهی به تو می اندیشم
طعم تصنیف تو در این شب بارانی نیست
می کشد پنجه به دیوار پلنگی مغرور ...
که در اندیشه ی تکرار هوسرانی نیست
خوب فهمیده ام از شب پره های مجنون...
وادی عشق بجز پهنه ی حیرانی نیست
می روم خواب ببینم که تو خواهی آمد
ماه من در دل خواب است که زندانی نیست


سید مهدی هاشمی نژاد














مهرداد   , dance_devil
مهرداد - 21:07 1390/09/29
935



جسمی‌شکسته و روحی پر از خراش
عاشق نمی‌شوم ، دلواپسم نباش
دستانی از تهی ، پاهایی از ورق
فکر مرا نکن ، امروز بهترم
حال مرا مپرس ، چیزی مهم که نیست
این دلشکستگی ، اقرار بی کسیست
درگیر من مشو ، همدم نمی‌شوم
حوا ، مرا ببخش ، آدم نمی‌شوم!
تقصیر تو نبود ، نه من نه بخت خود
تو عشق خط زدی ، من خواستم نشد
درگیر عادتم ، سرگرم خود شدن
شکل خودم شدم ، تلخ و بدون رحم
در انتهای خویش ، حال مرا بفهم
شکلی شبیه خود ، با چشم گریه سوز
باور نمی‌کنم ، آیینه ام هنوز
ازپشت این سکوت ، از این نقاب و نقش
حال مرا بفهم ، جرم مرا ببخش
امروز بهترم ، حوا بیا ببین
دلتنگ من مباش ، من مرده ام همین !


شاعر : مرتضی لطفی








کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.