userinfo close

  ,

ایران ما


our_beloved_nation_iran

تاسیس: 13 خرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیرحسین ایزدی - معاونان
دست در دست هم دهیم به مهر - میهن خویش را کنیم آباد
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
2
9
90/9/30 (17:23)
2
3
90/1/13 (08:55)
1
2
89/1/22 (19:35)
0
1
87/5/27 (02:41)
0
1
87/2/9 (03:14)
0
1
86/9/20 (18:14)
0
0
86/9/19 (01:14)
0
9
86/7/9 (00:19)
0
2
86/6/27 (22:36)
0
1
86/6/26 (19:53)
0
1
86/5/29 (00:08)
0
0
86/4/29 (15:40)
0
1
86/4/11 (23:55)
0
3
86/2/30 (08:44)
0
4
86/2/22 (20:10)
0
2
86/2/2 (08:09)
1
11
86/1/4 (03:31)
0
4
85/12/18 (19:44)
0
2
85/12/18 (09:40)
0
2
85/12/17 (06:23)

عنوان بحث

امیر پریزاد , amirparizad
امیر پریزاد - 19:44 1385/12/18

بیانیه شماره 4

به‌نام خداوند جان و خرد

بیانیه‌ی شماره‌ی 4 سازمان‌های مردم‌نهاد در مخالفت با آبگیری سد سیوند

پروردگار بپایاد این سرزمین را از دروغ، از خشك‌سالی و از سپاه دشمن

 

پیش از ورود به بحث لازم است باری دیگر یادآور شویم: پرونده‌ی سد سیوند پرونده‌ای است ملی، و كاملا فنی و فرهنگی. سوءاستفاده‌ی سیاسی از آن، موضوع اصلی را لوث می‌كند. خوشبختانه تا امروز گفت‌وگو میان موافقان و مخالفان آبگیری سد سیوند در فضایی آزاد در درون كشور برقرار بوده است و امید می‌رود تا در چهارچوب نهادهای رسمی موجود، نتیجه‌ی مطلوب گرفته شود.

 

1. توسعه امری است لازم و مورد تأیید همه‌ی ایرانیان – به‌ویژه ایران‌دوستان -، اما همان‌گونه كه كارشناسان امر اذعان دارند هر توسعه‌ای الزاما به پیشرفت منتهی نمی‌شود (مانند طرح‌های عمرانی چندی كه با وجود آسیب زدن به محیط زیست و میراث فرهنگی، پس از مدتی متوقف شده و هیچگاه فایدتی از آنها نصیب مردم نشده است) بلكه توسعه باید پایدار باشد. آیا سد سیوند دارای این ویژگی‌ها هست؟ آیا آنچه به‌دست می‌آوریم به‌نسبت آنچه از دست می‌دهیم اگر ارزنده‌تر نباشد، دست‌كم یكسان است؟ پس نگاهی دوباره به این سد می‌افكنیم:

عنوان شده است كه، گزارش توجیهی سد سیوند كه در اوایل دهه‌ی هفتاد برای گرفتن ردیف بودجه به مجلس شورای اسلامی ارایه شده است از آن زیر نام سد تأخیری نام برده شده كه بودجه‌ای 8 میلیاردی را در بر می‌گرفته است. حال كه پرونده‌ی ساخت این سد به پرونده‌ای ملی بدل شده، لازم است كه این سوابق از بایگانی‌ها بیرون آورده و به این پرسش پاسخ داده شود كه در صورت درستی این موضوع، چگونه است كه این سد به سدی مخزنی تبدیل شده و هزینه‌ای نزدیك به ده برابر را به بیت‌المال تحمیل كرده است؟ موضوع دیگر، عنوان شدن گاه به‌گاه این نكته از سوی مدیران درگیر در ساخت سد سیوند است كه طرح ساخت این سد متعلق به پیش از انقلاب است. هرچند ما بر این باوریم كه ریشه داشتن چنین طرحی در رژیم پیشین به خودی‌خود دلیلی بر درست بودن آن نیست ولی تا آنجا كه ما پژوهیدیم در آن زمان مطالعاتی جهت ساخت سدی در منطقه‌ی دشت بال سیوند انجام گرفته بود كه هیچ‌گونه مشكل و تحدیدی برای آثار باستانی منطقه‌ی پاسارگاد وجود نداشته است. حتی در آن هنگام با توجه به این‌كه احتمال آب‌گرفتگی روستای سیوند وجود داشته به اهالی این منطقه اعلام شده بود كه روستا را تخلیه كنند و برخی از آنها به شیراز و مرودشت كوچ كردند كه با توجه به پیروزی انقلاب این طرح ناتمام ماند. غرض از طرح این موضوعات، تأكید بر این موضوع است كه با توجه به بُعد ملی پرونده‌ی سد سیوند لازم است كه وزارت محترم نیرو اطلاعات خود در این‌باره را در اختیار كارشناسان مستقل بگذارد و توضیح دهد ‌كه چرا ساخت چنین سدی این مقدار زمان و هزینه برده است و این‌كه گفته می‌شود مشكل آبرفتی بودن منطقه‌ای كه سد در آن زده شده و قرار است دریاچه‌ی پشت سد در آنجا تشكیل شود هنوز رفع نشده و توافق كمیسیون فرهنگی مجلس و وزارت نیرو برای كاهش میزان آبگیری به این موضوع برمی‌گردد، تا چه حد صحیح است؟ در ضمن باز تأكید می‌كنیم كه این سخن آن وزارت‌خانه مبنی بر آنكه سد سیوند از سال گذشته آماده‌ی بهره‌برداری بوده و برای كاوش‌های باستان‌شناسی آبگیری آن را به عقب انداختند قابل بحث به‌نظر می‌رسد چرا كه در سیزدهم آبان‌ماه سال گذشته، گروهی از مهندسان سازمان نظام مهندسی ساختمان استان فارس از آن منطقه بازدید كردند و می‌توانند گواه باشند كه ساخت بدنه‌ی سد آغاز نشده بود (عكس‌های آن موجود است). هم‌چنین این‌كه وزارت نیرو مدعی است در این یك‌سال بارها زمان‌هایی را برای آغاز آبگیری اعلام كرده (اسفند 1384 و اردیبهشت، خرداد و شهریور 1385) – به‌قول برخی مسئولان، پنج بار - ولی هر بار باز ظاهرا به همان خاطر (دادن زمان به باستان‌شناسان)، آن را به تعویق انداخته‌اند هم سخنی كارشناسانه نیست، چرا كه اگر فرض ناتمامی سد را به كناری نهیم، بنا به گفته‌ی كارشناسان، تنها هنگام آبگیری سد، از آذر‌ماه تا بهمن‌ماه و در زمان آخرین سیلاب‌های فصلی است و این به آن معناست كه اگر در زمستان سال گذشته سد آبگیری نشده تا زمستان امسال نمی‌توانسته آبگیری شود. به هر رو این‌ها دغدغه‌هایی است كه باید در فضایی كارشناسی از سوی نمایندگان سازمان‌های مردم‌نهاد پی‌گیری شود.

2. شنبه بیست‌وهشتم بهمن‌ماه شماری از كشاورزان روستای شوراب، از توابع شهرستان ارسنجان، با تجمع در برابر سازمان آب منطقه‌ای استان فارس در شهر شیراز خواستار آب‌گیری سد سیوند شدند. ما نه‌تنها بر این باوریم كه باید دست این مردانِ راه آبادانی ایران را بوسید و یاریگرشان بود بلكه با شناختی كه از رادمردی كورش بزرگ – از لابه‌لای تاریخ‌های بازمانده كه بر دست دوستان و دشمنان نوشته شده و كتاب‌های آسمانی كه او را مسیح یهودیان و ذوالقرنین مسلمانان ‌نامیده‌اند - سراغ داریم بر این گمانیم كه خود او نیز پس از آگاهی از معضل كم‌آبی دهستان‌های خبریز و شوراب بی‌هیچ تردیدی رای به آبگیری سد می‌داد، اما پرسش‌هایی چند در این ‌جا مطرح است:

در بخش‌هایی از سرزمین ایران – همانند منطقه‌ی احداث سد سیوند - كه به‌خاطر وضعیت اقلیمی، میزان تبخیر و هدررفت آب بسیار بالاست، ساختن سد باید آخرین راه‌حل باشد. به گفته‌ی كارشناسان كشاورزی منطقه، راهكارهای مختلفی برای تأمین و ذخیره‌ی آب وجود دارد از جمله طرح‌های آبخوانداری و آبخیزداری كه موجب نفوذ بیشتر آب و تغذیه‌ی سفره آب‌های زیرزمینی می‌شود و به‌جای ساخت سد می‌شد از طرح‌های مذكور استفاده نمود. از سوی دیگر مقرر است 4500 هكتار از زمین‌های شهرستان پاسارگاد و بخشی از منطقه‌ی خفرك از آب سیوند استفاده نمایند و در صورت مازاد بودن آب، - در صورتی كه مشكل اختلاف سطح میان جایی كه سد زده شده و زمین‌های ارسنجان كه در سطح بالاتری قرار دارند با صرف هزینه‌ی هنگفت دیگری رفع شود - منطقه‌ی ارسنجان نیز بهره‌مند گردد، از این‌رو قاعدتاً كشاورزان منطقه نباید چندان امیدی به این آب داشته باشند، كما این‌كه از نظر تاریخی هم منطقه‌ی ارسنجان فاقد حق‌آبه از این آب بوده‌ است. از سویی دیگر نباید فراموش شود كه توسعه‌ی كشاورزی – كه فی‌نفسه امری است مقدس – اگر بی‌رویه‌ باشد باعث نابودی منابع آب – كه در سرزمینی چون ایران بسیار مهم است – می‌شود. آیا منطقه‌ای كه نام آن «شوراب» است می‌تواند جایی مناسب برای كشاورزی تلقی شود؟ یا این‌كه بهتر است متولیان امر برای توسعه‌، مزیت‌ نسبی آن منطقه را در نظر بگیرند. علاوه بر این‌، باید یادآور شد كه تأثیر منفی آبگیری سد سیوند بر روی رود كُر و دریاچه‌های طشك و بختگان به ضرر مردم همان مناطق تمام خواهد شد.

3. چهارشنبه هجدهم بهمن‌ماه گروهی از دوستداران میراث فرهنگی، با هماهنگی‌ای محدود و به‌طور خودجوش نخست روبه‌روی وزارت نیرو و سپس روبه‌روی سازمان میراث فرهنگی در اعتراض به آبگیری سد سیوند تجمع كردند. از جمله قول‌هایی كه مدیر روابط عمومی سازمان به آنها داد پذیرش برپایی مناظره‌ای كارشناسی با حضور نمایندگان تشكل‌های مردمی - در یك ماه بعد - بود، و دیگر این‌كه در طی دو هفته‌ی آینده گزارش‌های كامل كاوش‌های منطقه‌ی تنگ بلاغی بر روی تارنمای (وب‌سایت) آن سازمان قرار گیرد، كاری كه تاكنون انجام نشده است. یك هفته بعد از آن تاریخ، به دعوت چند انجمن غیردولتی استان فارس و گروهی از بختیاری‌ها تجمعی با همان هدف در جلو مجلس شورای اسلامی برگزار شد. خواست آنها چنین بود كه: «با تشكیل كمیته‌ای مستقل، مركب از كارشناسان پیشنهادی انجمن‌های مردمی، هم بحث "در خطر بودن میراث فرهنگی و سرمایه‌های طبیعی (زیست محیطی)" و هم بحث "غیركارشناسی بودن این سد (از مكان‌یابی و ساخت تا دلایل طولانی شدن و هزینه‌بر بودن)" مورد بررسی دقیق قرار گیرد، تا آن‌گاه با آگاهی كامل نسبت به حل این معضل اقدام شود... واضح است كه تا آن هنگام باید هرگونه احتمال وقوع آبگیری منتفی گردد. هم‌چنین حق پی‌گیری حقوقی و قضایی این پرونده‌ی ملی از سوی نهادهای مدنی محفوظ خواهد بود». بر همین اساس امیررضا خادم، عضو كمیسیون فرهنگی مجلس كه در میان تجمع‌كنندگان حاضر شده بود این قول را داد تا شرایط را برای گفت‌وگوی نمایندگان سازمان‌های مردم‌نهاد با مسئولان سازمان میراث فرهنگی آماده كند كه به قول خویش عمل كرد و شایسته‌ی سپاس‌گزاری است. وی قراری را برای روز سه‌شنبه، یكم اسفندماه در كمیسیون فرهنگی با مدیران سازمان هماهنگ كرد ولی متأسفانه هنوز سازمان میراث فرهنگی از انتشار گزارش‌های كامل كاوش‌های تنگ بلاغی خودداری كرده است كه آگاهی از مفاد آن گزارش‌ها یاریگر نمایندگان سازمان‌های مردمی خواهد بود، پس آن نشست به تعویق افتاد. به هر رو تلاش‌های انجام گرفته از سوی سازمان میراث فرهنگی در این مدت را باید ارج نهاد (دكتر موسوی، معاون پژوهشی سازمان در مناظره‌ی خود در روز دوشنبه سی‌ام بهمن كه از رادیو سراسری پخش شد به كارشناسانی اشاره كرد كه بر روی رطوبت در منطقه كار می‌كنند) و پایگاه اطلاع‌رسانی كه امیدوار است آن سازمان از شرایط پیش‌آمده برای بهبود فعالیت‌های خود بهره ببرد، اعتراض به یونسكو را تا برگزاری مناظره‌ای كارشناسی در نیمه‌ی اسفندماه كه در آن نمایندگان وزارت نیرو، سازمان میراث فرهنگی، نمایندگان تشكل‌های مردمی و رسانه‌ها حضور داشته باشند به تعویق می‌اندازد. تا آن هنگام انتظار می‌رود سازمان میراث فرهنگی گزارش‌های یادشده را عرضه‌ی عمومی كند و جای قدردانی دارد اگر با هماهنگی نمایندگان سازمان‌های مردم‌نهاد یكی از تالارهایش را به این امر اختصاص دهد. 

 

«پایگاه اطلاع‌رسانی برای نجات یادمان‌های باستانی» به نمایندگی سازمان‌های مردم‌نهاد زیر:

1- كانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ (اصفهان)، 2- مؤسسه‌ی مهرآیین (رامهرمز)، 3- انجمن افراز (تهران)، 4- جمعیت سپندارمدان (تهران)، 5- كانون پرستوهای آزاد (تهران)، 6- مؤسسه‌ی توفا (شوشتر)، 7- كانون جوانان پارس (شیراز)، 8- انجمن فرپاد (شیراز)، 9- انجمن كهن‌دژ (همدان)، 10- انجمن اهورامنش (مرودشت)، 11- كانون آریا (دانشگاه علوم پزشكی تهران)، 12- كانون ایران‌شناسی پاسارگاد (دانشگاه تهران)، 13- انجمن علمی باستان­شناسی (دانشگاه تهران)، 14- انجمن یادگار نیاكان­ ما (تهران)، 15- انجمن پژواك نو (تهران)، 16- جمعیت حامیان زمین (تهران)، 17- كانون خورشید (تهران)، 18- خانه­ی باد و باران (همدان)، 19- جمعیت طبیعت­یاران (اصفهان)، 20- انجمن مثنوی­پژوهان (اصفهان)، 21- انجمن وحدت جوانان ایران­زمین (اصفهان)، 22- كانون پارس‌فرهنگ (الیگودرز)، 23- جمعیت طلایه­داران اندیشه­های نو (فریمان)، 24- موسسه­ی زیست­محیطی سبزاندیشان (اراك)، 25- انجمن شهداد (اراك)، 26- كانون عرشیان (اراك)، 27- جمعیت آریایی­ها (مرودشت)، 28- كانون بارگاه مهر (اصفهان)، 29- كانون ایران‌شناسی دانشگاه علم‌ و صنعت (تهران)، 30- انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریشا (ایذه)، 31- جمعیت جوانان عصر سبز (یزد)، 32- جمعیت یادگار یزد (یزد)، 33- انجمن دوستداران میراث فرهنگی افراز (تهران)، 34- انجمن طلایه‌داران فرهنگ (اصفهان)، 35- انجمن دوستداران میراث فرهنگی تیران و كرون (اصفهان)، 36- انجمن دوستداران‌ میراث ‌فرهنگی شوش، 37- انجمن اندیشه‌ی جوان (اصفهان)، 38- مؤسسه‌ی نویدآوران طراوت (اصفهان)، 39- كانون آینده‌نگری ایران (اهواز)، 40- مؤسسه‌ی علمی – فرهنگی آینده‌نگر (اهواز)، 41- انجمن حمایت از حیوانات (اصفهان)، 42- جمعیت گردشگران آریاووش (اصفهان)، 43- كانون توتم اندیشه (اصفهان)، 44- انجمن دوستداران میراث فرهنگی امرداد (اصفهان)، 45- انجمن اسپارترا (اصفهان)، 46- كانون ایران‌شناسی و گردشگری آریانا (اصفهان)، 47- خانه‌ی فرآوران ایران (تهران)، 48- انجمن میراث‌بانان زنده‌رود (اصفهان)، 49- انجمن هتل‌داران و گردشگران جوان (اصفهان)، 50- مؤسسه‌ی اصفهان‌پژوهان (اصفهان)، 51- انجمن ارتباط سبز (اصفهان)، 52- انجمن دوستداران یادمان‌های باستانی آریابوم (تهران)، 53- انجمن دوستداران یادگارهای تاریخی ایزیرتو (بوكان)، 54- انجمن ژیار (كرمانشاه)، 55- كانون مهر كرمانشاه، 56- خانه‌ی دوستی ایرانیان (كرمانشاه)، 57- انجمن نگاه تازه (كرمانشاه)، 58- انجمن كه‌ژوان (سنندج)، 59- جمعیت زنان مبارزه با آلودگی‌های محیط زیست (شاخه‌ی اصفهان)، 60- انجمن عیلام‌شناسی ایران (تهران)، 61- مؤسسه‌ی دانادلان جنوب (شوشتر)، 62- انجمن امید (كرمانشاه)، 63- انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری كرمانشاه، 64- خانه‌ی سازمان‌های غیردولتی استان كرمانشاه، 65- كانون میراث سپیدان (كرمانشاه)، 66- جمعیت افرای سبز (كرمانشاه)، 67- انجمن بهارستان (كرمانشاه)، 68- جمعیت بصیرت (كرمانشاه)، 69- كانون اهورا (كرمانشاه)، 70- انجمن اسپادانا (تهران)، 71- متخصصان علوم زمین (همدان)، 72- انجمن علمی- دانشجویی جغرافیای سیاسی (دانشگاه تربیت مدرس)، 73- انجمن علمی دانشكده‌ی علوم انسانی (دانشگاه تربیت مدرس)،  74- انجمن علمی باستان‌شناسی (دانشگاه تربیت مدرس)، 75- مؤسسه‌ی فرهنگ امروز گلستان (گرگان)، 76- كانون دانشگران فردا (گرگان)، 77- خانه‌ی مأوای جوان (گرگان)، 78- مؤسسه‌ی كندوكاو (تهران)، 79- كانون گلستان نوین (گرگان)، 80- كانون پاسارگاد (گرگان).

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.