userinfo close

  ,

ایران ما


our_beloved_nation_iran

تاسیس: 13 خرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیرحسین ایزدی - معاونان
دست در دست هم دهیم به مهر - میهن خویش را کنیم آباد
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
2
9
90/9/30 (17:23)
2
3
90/1/13 (08:55)
1
2
89/1/22 (19:35)
0
1
87/5/27 (02:41)
0
1
87/2/9 (03:14)
0
1
86/9/20 (18:14)
0
0
86/9/19 (01:14)
0
9
86/7/9 (00:19)
0
2
86/6/27 (22:36)
0
1
86/6/26 (19:53)
0
1
86/5/29 (00:08)
0
0
86/4/29 (15:40)
0
1
86/4/11 (23:55)
0
3
86/2/30 (08:44)
0
4
86/2/22 (20:10)
0
2
86/2/2 (08:09)
1
11
86/1/4 (03:31)
0
4
85/12/18 (19:44)
0
2
85/12/18 (09:40)
0
2
85/12/17 (06:23)

عنوان بحث

سیمین مشیری , 30mean
سیمین مشیری - 15:40 1386/04/29

با همایان و تنهایان؛حماسه سی تیر

alt

نوشته سی تیرماه 1386

از : کرگدن خودم

 

با همایان و تنهایان

حماسه سی تیر

 

 

می چرم در میان سبزه ها و آب ها و سبزی ها و آبی ها و سنگ ها و آبشخورها

هرچه می گردم جای پائی از هم خون من ؛ هم مغز من و هم چشم من نیست

از هم جنسم نمیابم

مرا تنها گذاشته ای در این مرز و بوم ای خدا ؟ ؟ ؟

در این صحرای کویر بی امیدی و تنهائی و بی نوری ؟ ؟ ؟

هر چه می گردم نه سر پناهی و نه کاروانسرائی و نه آبشخوری

هم شاخهایم را نمی یابم و هر چه می بینم از دوردست ، همه درپی روزمرگی خودشان ، به دور خود می چرخند

به دنبال هم شاخ هایم می گردم و هم پوستانم و هم چشمانم اما ؛

 

هرچه می روم به شمال سرزمینم و می بینم بادبانهای سپید منجیل و آن زیتون سراهای رودبار و بادهای هوشیار و سرمست دیلمان

نه هم شاخی و نه هم پوستی و نه هم چشمی

همه نسل ها منقرض شده اند

 

هرچه می روم به استخر و نهاوند و پارسه همه از هم گریزانند و به هم ناپیوسته و در هم و برهم

 

به شرق کشور ؛ جائی که نادرمان ، بندرت یافت می شد در آن ایام و اکنون . . .

پوچی می بینم و سپیدی و خالی بودن و فقر . . . فقر و فقر که می کوبد بر در

 

به غرب می روم و همه در یاس و ناامیدی و تفرقه و . . . ای داد بیداد

که شمال غربمان هم بوی تعفن تفرقه به مشامم می رسد

 

و جنوب کشورمان همه در تعصب و دفاع از حرف های میهن پرستان مرکز ؛  پای تختمان ! ! !

 

ما همه با هم هستیم و تنهائیم . . .

هرچند حتی با هم نشست و حرف می زنیم اما ، گوش فرا نمی دهیم به دوستمان ؛ به یارمان ؛ به هم میهنمان

 

و صاحب مزرعه ناامیدی ؛ چه خوش می خروشد از خشم و سرمست از شادی و انقیاد ما کرگدن ها

 

گوشهایم پرشده از بع بع گوسفند ها و عر عر خر ها و صدای  نخراشیده طاووس ها ! ! !

چشمهایم پرشده از اشک هایم برای

کرگدن های بسته در حصار نا بخردی

کرگدن های به بیراهه رفته

کرگدن های خموش و در خواب

 

چه خوش بودیم در آن زمانهای دور که شما خموشان نبودید . . .

و چه با هم بودیم در آن زمانهای دور که شما نا بخردان نبودید . . .

و چه خوش بودیم در آن زمانهای دور که شما بیراهه رفته ها نبودید . . .

alt

 

 

 


امیر پریزاد


 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.