| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
25
|
846
|
91/3/6 (18:35)
|
|
||
|
|
21
|
220
|
91/2/15 (20:32)
|
|
||
|
|
9
|
328
|
91/1/23 (13:25)
|
|
||
|
|
33
|
1190
|
90/10/7 (00:09)
|
|
||
|
|
48
|
394
|
90/10/6 (23:40)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
91/1/31 (00:18)
|
|
||
|
|
10
|
76
|
91/1/23 (13:33)
|
|
||
|
|
9
|
183
|
91/1/23 (13:31)
|
|
||
|
|
3
|
6
|
91/1/23 (13:30)
|
|
||
|
|
2
|
11
|
91/1/23 (13:30)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
91/1/23 (13:29)
|
|
||
|
|
5
|
50
|
91/1/23 (13:28)
|
|
||
|
|
9
|
146
|
91/1/23 (13:27)
|
|
||
|
|
8
|
238
|
91/1/23 (13:26)
|
|
||
|
|
7
|
168
|
91/1/23 (13:25)
|
|
||
|
|
3
|
72
|
91/1/23 (13:24)
|
|
||
|
|
12
|
256
|
91/1/23 (13:20)
|
|
||
|
|
4
|
73
|
91/1/23 (13:02)
|
|
||
|
|
4
|
37
|
90/11/27 (15:38)
|
|
||
|
|
5
|
44
|
90/11/8 (20:39)
|
|
دربارهی اخلاق چه میگویید؟ ـــ دروغگفتن
، خیانت در امانت، غیبتكردن، گداییكردن...
بیشتر مذاهب برای منفعت همگان یك نظام اخلاقی دارند. آیا تقوا ربطی با اشراق دارد؟
من فكر میكنم كه شعارِ "اگر كار نكنی، غذا هم نخور،" شعارِ بسیار خوبی است.
لطفاًراهنمایی كنید.
اول اینكه، تقوا ربطی به اشراق ندارد. ولی البتّه اشراق با تقوا بسیار مربوط است. تو از طریق تقوا به اشراق نمیرسی، از طریق اشراق به تقوا خواهی رسید. اینكه نخست تقوا داشته باشی و سپس به اشراق برسی، یعنی امور را معكوس دیدن. یعنی گاری را جلوی گاو بستن. نخست درون باید درست شود و آنگاه، بیرون مانند سایه آن را تعقیب خواهد كرد.
نخست آگاهی باید روی دهد و آنگاه وجدان طبیعتاً از درون آن برخواهد خاست.
اگر این را از آن سر انجام دهی، نكته را گم خواهی كرد: شخصی با رفتار مناسب خواهی بود، ولی شخصی مناسب و درست نخواهی بود. تو بسیار زهدگرا، اخلاقگرا و خلوصگرا خواهی شد، ولی تمام اینها فقط آراستگیهای نفسانی تو خواهند بود: مدالهایی تازه برای نفس تو، گواهینامههایی برای نفس. میتوانی با رفتار با تقوا، یك قدیس شوی، ولی نمیتوانی بودا ــ بیدار ــ شوی. میتوانی یك زاهد مقدس بشوی، ولی نه یك مسیح. و تفاوت بین این دو بسیار عظیم است. سعی كن این را بفهمی.
شخصیت character از بیرون تحمیل میشود، شخصیت یك شرطیشدگی است، نوعی بردگی تحمیلی است. تو واقعاً در آن آزاد نیستی. تو باید كارهایی را بكنی، زیرا كه اگر انجام دهی، پاداشهایی خوب دریافت میكنی. اینكارها دستمزد خوبی برایت دارند. اگر آنكارها را نكنی، رنج خواهی برد، حرمت واحترامت را از دست میدهی و جنایتكار میشوی.
شخص زرنگ، شخص باهوش، نمیخواهد تا احترامش را در جامعه از دست بدهد. پس تمام كسانی كه زرنگ و باهوش هستند، "متقّی" میشوند. طبیعتاً در ذهنشان یگانه نیستند و تقسیم میشوند. در ظاهر نشان میدهند كه پرهیزكار هستند و از درعقب، به انجام كارهایی كه همیشه میخواستند انجام دهند، ادامه میدهند. آنان دستِكم دو رو خواهند داشت: یك رو، چهرهای برای عموم كه به دیگران نشان میدهندR و یك چهرهی خصوصی كه با آن زندگی میكنند. آنان منافق خواهند بود.
شخصیت تحمیلی، نفاق را به دنیا میآورد. شخصیت تحمیلی سبب تقسیم و شكاف بین مردم است. اینان دچار شكافشخصیتی schizophernia خواهند شد. آنان چیزی میگویند و كاری دیگر میكنند. و چیزی دیگر تظاهر میكنند. زندگی آنان بیوقار است، زیرا كه یگانه نیستند، آنان هماهنگی را از دست میدهند.
بنابراین، مذاهب شما، كه بسیار روی اخلاقیات اصرار دارند، قادر نبودهاند تا دنیای بهتری را بسازند. آنان توانستهاند دنیایی منافق را درست كنند، دنیایی بسیار زشت. میتوانی این را ببینی، نیازی به گفتن آن نیست. میتوانی در همه جا این را ببینی، دنیایی بسیار زشت، بیرحم، كاذب و متظاهر.
و انسانی كه تظاهر میكند... او كار دیگری نمیتواند بكند.... انسان تا زمانی كه به معرفت درونی نرسیده باشد، تنها میتواند تظاهر كند و هیچكار دیگری نمیتواند انجام دهد. تنها كاری كه میتواند بكند دنبالهروی است. او از دستورات موسی، عیسی و بودا پیروی میكند ولی اینها تجارب خود او نیستند. او خودش چنان تجربههایی را نداشته است. تمام اخلاقیات او از دیگران قرض گرفته شده. او یك مقلّد است، اصیل نیست.
آنچه كه از معرفت و آگاهی خودت برنخاسته باشد، هرگز تو را آزاد نخواهد كرد و تو همواره در زندان خواهی بود. و تو آنقدر درگیر شكافها و تقسیمهای خودت خواهی بود كه برایت مشكل خواهد بود تا احساس خوشی و خوشوقتی كنی.
آقای پوریا میلانی
هرجارسیدی آدرس وبلاگت را گذاشتی. من به وبلاگ شما هم نگاه کردم متاسفانه شما بر علیه شخصیت بزرگی مثل اشو فعالیت می کنید . به جای این کارسعی کن درس های اشو رو خوب بفهمی . هرچند درک گفته های اشو روح بسیار ظریف وشعور و درک بسیار بالایی می طلبد