userinfo close

  ,

اُشو


oshoclub

تاسیس: 31 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی باقری - معاونان
تاریکی را همان جا که هست رها کن. شمع وجود خویش را بر افروز.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
24
349
91/2/27 (01:36)
9
220
91/1/28 (09:57)
10
232
91/1/15 (11:27)
1
24
91/1/15 (10:37)
36
1259
90/12/1 (00:33)
14
181
90/8/22 (14:37)
* *
5
164
90/7/18 (09:43)
1
37
90/7/3 (16:59)
10
223
90/6/22 (01:46)
* *
10
206
90/6/22 (01:25)
12
149
90/6/22 (01:04)
11
130
90/6/22 (00:46)
2
109
90/6/16 (08:08)
2
67
90/6/1 (00:08)
7
128
90/5/16 (03:06)
9
364
90/2/25 (12:04)
3
132
90/2/12 (17:06)
0
81
90/2/11 (21:26)
0
44
90/2/11 (13:30)
11
159
90/1/29 (04:00)

عنوان بحث

علی مراد , siftool
علی مراد - 03:14 1385/08/1

عشق خداست! (عاشقانه ها)

عشق خداست و خدا عشق است.

خدا و عشق هم معنی هستند.زندگی با عشق همان زندگی با خداست. شناخت عشق شناخت خداست.

هیچ دلیلی برای وجود خداوند بجز عشق نیست همچنین هیچ راهی برای پرستش او بغیر از عاشق شدن وجود ندارد.

عشق خداست... 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
پویا جون  , poya_joon57
پویا جون - 01:46 1390/06/22
10

سلام بر شما عاشقان عشق

در مورد بحث فرق بین دوست داشتن و عشق ورزیدن می خواهم نظری را عنوان کنم قبل از هر چیز منظور خود را واضح تر بیان کنیم این دوست داشتن و عشق ورزیدن نسبت به عالم مادی است یا روحانی . اینجور به نظر می رسد که منظور شما عالم ماده یا عالم حادث است در این عالم تمام احساسات و عواطف بر پایه نیاز است که موجودات برای رفع نیازهای اولیه و ثانویه خود نیاز به کششی دارند که ما ان را دوست داشتن یا حالا عشق می نامیم ، در قران کریم خداوند دوست داشتن را مورد تاکید قرار داده و از عشق کلامی بیان نشده اما در عالم مخلوقات برای قابل توجه بدون امر بدیهی ان را بزرگتر از ان نشان داده و مقام ان را بالاتر در نظر گرفته سپس در گفتار مردم از ان برای با اهمیت قرار دادن ان موضوع و ان حالت روانی از کلماتی استفاده می کنند که ساخته و پرداخته ذهن خودمان است وگرنه دوست داشتن و عشق ورزیدن در راستای هم و تکمیل کننده هم هستند و  فرق چندانی با هم ندارند البته نوع نیازهای ما در ان وحله زمانی و مکانی  فرق داره و نوع کشش ما و احساسات ما نسبت به ان موضوع فرق می کنه و ثانیا هر ما بیشتر نیازمند باشیم قوه احساسات ما نیز بیشتر خود را نشان می ده باید دید ان نیاز اولیه است یا ثانویه مثلا هوا و بستنی اولی نیاز اولیه و دومی نیاز ثانویه می باشد پس کششو احساس دوست داشتن و عشق ورزیدن نسبت به هر کدام از اینها فرق داره اما در عالم روحانی کشش بسوی عالم ناشناخته است و این فراتر از عالم ماده یا کثرت است و تمام عالم کثرت و ماده برای این هدف است یعنی احساس بزرگ شدن و تکامل یافتن و رسیدن به منبع اگاهی که همان خداوند می باشد این نوع نیاز نه از جنس نیاز اولیه مادی است نه از جنس نیاز ثانویه و باید از طریق عالم ماده به عالم روحانی سفر کرد . باتشکر

علی مراد , siftool
علی مراد - 01:10 1385/09/20
9

فرق بین دوست داشتن و عشق ورزیدن و فرق بین عشق معمولی و عشق روحانی در چیست ؟

بین دوست داشتن و عشق ورزیدن فرق زیادی است . در دوست داشتن تعهدی وجود ندارد ولی عشق ورزیدن تعهد است . به همین علت است كه مردم زیاد راجع به عشق حرف نمیزنند . در واقع مردم به نحوی از عشق حرف میزنند كه تعهدی  مورد نیاز نباشد . مثلا میگویند : (( من عاشق بستنی هستم )) چگونه میتوان عاشق بستنی بود ؟ میتوان بستنی را دوست داشت اما نمیتوان عاشقش بود . یا میگویند : (( عاشق سگم هستم )) یا (( عاشق ماشینم هستم )) میگویند عاشق اینم ,  عاشق آنم ;  اما مردم واهمه دارند از اینكه به همدیگر بگویند عاشق هستند .

مردم به هم میگویند (( به شما علاقه دارم )) چرا به هم نمیگویند (( عاشق شما هستم )) برای اینكه عشق تعهد آور است . عشق درگیر شدن است خطر كردن  و مسوولیت پذیری است . علاقه داشتن گذراست . من امروز دوستتان دارم و فردا ممكن است دوستتان نداشته باشم هیچ خطر كردنی با آن همراه نیست . وقتی به زنی میگویید (( عاشقتان هستم )) تن به خطر داده اید یعنی میتوانی روی من حساب كنی .

وقتی مردی به زنی میگوید (( به تو علاقه دارم )) در اصل چیزی راجع به خودتان اقرار میكنید و میگویید : من چنین آدمی هستم و بر این اساس به تو علاقه دارم . من به بستنی هم علاقه دارم . به ماشین هم علاقه دارم و به همین نحو به شما هم علاقه دارم . ولی وقتی پای عشق به میان می اید شما راجع به ان شخص حرف میزنید . منظورتان این است كه شما دوست داشتنی هستید و پیكان به طرف ان شخص هدفگیری  شده است .و خطر در همین است . دارید قول میدهید
علی مراد , siftool
علی مراد - 22:32 1385/08/20
8

نشانه های عاشق بودن چیست ؟

سه تاست . اولی ,  اغنای محض . به هیچ چیز دیگری نیاز نیست . دوم آینده وجود ندارد . همین لحظه عشق ابدیت دارد ,  نه لحظه بعد نه فردا نه ا ینده . و سوم ,  وجودت از میان بر میخیزد ,  دیگر وجود نداری .اگر هنوز وجود داشته باشی معنی اش این است كه هنوز وارد معبد عشق نشده ای .

وقتی كسی احساس كرد عاشق است این سه چیز برای او معیار سنجش قرار خواهد بود . اید نظارت كند ببیند كه ایا این سه چیز در او رخ میدهد یا نه . اگر رخ نمیدهد معنی اش این است كه این نه عشق بلكه میتواند چیزهای بسیار دیگری باشد .  عشق پدیده بزرگی است : ( منظور اینجا كلمه عشق است كه در معانی متفاوتی به كار میرود نه عشق حقیقی كه آن سه معیار برایش ذكر شد) میتواند اشكال متفاوتی داشته باشد و میتواند شهوت باشد . میتواند تمایل جنسی باشد . میتواند احساس مالكیت باشد . میتواند صرفا مشغله برای اینكه تنهایی شما را پر كند باشد چون حضور شخص دیگر باعث احساس امنیت شما میشود .عشق حقیقی یعنی توقف فكر وقتی با هم هستید فكر را كنار بگذار در چنین حالتی است كه به هم نزدیك خواهید شد . روابط خودتان را تبدیل به یك پدیده مقدس كنید . اگر چنین نباشد پس بدان كه این عشق نیست ; امكان ندارد .

تكریم و ستایش دومین چیز است . در حضور معشوق و محبوب احساس ستایش كنید . اگر نتوانی تقدس را در وجود محبوبتان ببینی , پس این تقدس را در هیچ كجا نخواهی دید .چگونه خدا را در یك درخت میتوانی ببینی اگر هیچ رابطه ای بین تو و درخت نباشد . اگر بتوانی خدا را در وجود معشوق حس كنی  دیر یا زود او را در همه جا حس خواهی كرد زیرا همین كه این در برای اولین بار گشوده شود همین كه نظری به خدا در هر شخصی بیندازی , دیگر قادر نخواهی بود كه این نظر را فراموش كنی .

علی مراد , siftool
علی مراد - 22:23 1385/08/20
7

سلام

ممنون از محبت تمام دوستان

متن اولی بخشی از کتاب انتقال چراغ اشو است

منتظر مطالب باشید

 هو الحق

خسرو قادری , ghaderikh
خسرو قادری - 18:26 1385/08/20
6
صوفیای عزیز ممنون از خوراکی که می دهی.
علی مراد , siftool
علی مراد - 20:42 1385/08/19
5

نشانه های عاشق بودن چیست ؟

سه تاست . اولی ,  اغنای محض . به هیچ چیز دیگری نیاز نیست . دوم آینده وجود ندارد . همین لحظه عشق ابدیت دارد ,  نه لحظه بعد نه فردا نه ا ینده . و سوم ,  وجودت از میان بر میخیزد ,  دیگر وجود نداری .اگر هنوز وجود داشته باشی معنی اش این است كه هنوز وارد معبد عشق نشده ای .

علی مراد , siftool
علی مراد - 20:36 1385/08/19
4
عصاره ی پیام من ، عشق است.
پیامی ساده و بی پیرایه دارم : عشق.
در عشق، ابهامی وجود ندارد
ابهام در ماست.
مهم نیست كه به چه كسی عشق میورزی
متعلق عشق موضوعیت ندارد.
آنچه مهم است این است كه
بیست و چهار ساعت روزت را عاشقانه سپری كنی ،
همان طور كه در بیست و چهار ساعت روزهایت ،
بی استثنا نفس میكشی .
علی مراد , siftool
علی مراد - 03:16 1385/08/1
3

 

................ زندگی را سرشار از عشق كنید. ولی خواهید گفت، "ما همیشه عشق می ورزیم.

و من به شما می گویم كه شما به ندرت عشق می ورزید.

شاید اشتیاق عشق را داشته باشید، ولی بین این دو تفاوتی بس عظیم وجود دارد.

عشق ورزیدن و نیاز به عشق داشتن دوچیز كاملاً متفاوت هستند.

بیشتر ما در تمام زندگی همچون كودكانی باقی می مانیم، زیرا همه دنبال عشق هستند.

عشق ورزیدن چیزی بسیار اسرارآمیز است و اشتیاق عشق را داشتن چیزی بسیار بچه گانه.

كودكان خردسال عشق می خواهند، وقتی مادر به آنان عشق می دهد، رشد می كنند.
آنان همچنین از دیگران نیز عشق می خواهند و خانواده به آنان عشق می دهد. سپس وقتی بزرگ شدند، اگر شوهر باشند، از زنانشان عشق می خواهند و اگر زن باشند، از شوهرانشان عشق می خواهند.و هركس كه خواهان عشق باشد در رنج است، زیرا عشق چیزی نیست كه بتوان آن را خواست.عشق را فقط می توان داد. در خواستن عشق، تضمینی وجود ندارد كه بتوانی آن را به دست آوری.و اگر آن شخصی كه از او تقاضای عشق داری، او نیز از تو انتظار عشق را داشته باشد، مشكل ایجاد خواهد شد.مانند ملاقات دو گدا است كه باهم  و از هم، گدایی می كنند.در تمام دنیا زنان و شوهران مشكلات ازدواج را دارند و تنها دلیل آن این است كه هردو از هم توقع عشق دارند، ولی قادر به دادن عشق نیستند.

قدری در این مورد فكر كن __ نیاز پیوسته تو برای عشق.

می خواهی كسی دوستت داشته باشد و اگر عاشقت باشد، احساس خوبی داری.
ولی آنچه كه نمی دانی این است كه دیگری فقط به این دلیل دوستت دارد كه می خواهد تو عاشق او باشی. درست مانند این است كه كسی برای صید ماهی طعمه بگذارد:

او طمعه را برای خوراك دادن به ماهی پرتاب نمی كند، برای صید ماهی پرتاب می كند.

او نمی خواهد آن خوراك را به ماهی بدهد، او فقط برای این چنین می كند كه آن ماهی را صید كند.

تمام افرادی كه در اطرافتان می بینید كه عاشق هستند فقط طعمه می اندازند تا عشق به دست آورند.

برای مدتی طعمه را می اندازند، تا وقتی كه آن دیگری شروع كند به این احساس كه امكان گرفتن عشق از این شخص وجود دارد.
آنگاه او نیز قدری عشق نشان خواهد داد تا زمانی كه به این نتیجه برسند كه هردو گدا هستند!

آنان اشتباهی اساسی مرتكب شده اند: هریك می پنداشته كه دیگری پادشاه است.

و به زمان خودش هریك تشخیص می دهد كه هیچ عشقی از دیگری دریافت نمی كند،
آنگاه اصطكاك شروع می شود.

برای همین است كه زندگی زناشویی به نظر جهنم می آید، زیرا همه ی شما خواهان عشق هستید،

ولی نمی دانید چگونه عشق بدهید. این اساس تمام دعوا هاست. تا زمانی كه چیزی كه من می گویم اتفاق نیفتد، رابطه ی بین زن و شوهر هرگز هماهنگ نخواهد شد، مهم نیست كه چقدر آن را تنظیم كنید و چه نوع ازدواجی داشته باشید و مهم نیست كه قوانین اجتماعی چه بگویند.

تنها راه بهتر ساختن رابطه این است كه درك كنید عشق چیزی دادنی است و نمی توان آن را درخواست كرد.

عشق را فقط می توان داد. هرآنچه كه دریافت می كنی تنها یك بركت است، پاداش عشق ورزی نیست.

عشق را فقط باید داد و هرآنچه كه دریافت می كنی فقط یك بركت است، یك پاداش نیست.

و حتی اگر هیچ چیز دریافت نكنی، همیشه خوشحال هستی كه قادر به دادن عشق بوده ای.

اگر زن و شوهر به جای درخواست عشق شروع كنند به دادن عشق، زندگی می تواند برایشان بهشت شود.

و دنیا چنان اسرارآمیز است كه اگر آنان از خواستن عشق دست بردارند و بیشتر عشق بدهند،
عشق بیشتری دریافت خواهند كرد و این راز را تجربه خواهد كرد. 
و هرچه بیشتر عشق بورزند، كمتر درگیر سكس می شوند..............

 

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.