| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
24
|
349
|
91/2/27 (01:36)
|
|
||
|
|
9
|
220
|
91/1/28 (09:57)
|
|
||
|
|
10
|
232
|
91/1/15 (11:27)
|
|
||
|
|
1
|
24
|
91/1/15 (10:37)
|
|
||
|
|
36
|
1259
|
90/12/1 (00:33)
|
|
||
|
|
14
|
181
|
90/8/22 (14:37)
|
|
||
|
|
5
|
164
|
90/7/18 (09:43)
|
|
||
|
|
1
|
37
|
90/7/3 (16:59)
|
|
||
|
|
10
|
223
|
90/6/22 (01:46)
|
|
||
|
|
10
|
206
|
90/6/22 (01:25)
|
|
||
|
|
12
|
149
|
90/6/22 (01:04)
|
|
||
|
|
11
|
130
|
90/6/22 (00:46)
|
|
||
|
|
2
|
109
|
90/6/16 (08:08)
|
|
||
|
|
2
|
67
|
90/6/1 (00:08)
|
|
||
|
|
7
|
128
|
90/5/16 (03:06)
|
|
||
|
|
9
|
364
|
90/2/25 (12:04)
|
|
||
|
|
3
|
132
|
90/2/12 (17:06)
|
|
||
|
|
0
|
81
|
90/2/11 (21:26)
|
|
||
|
|
0
|
44
|
90/2/11 (13:30)
|
|
||
|
|
11
|
159
|
90/1/29 (04:00)
|
|
من غیرسنتی هستم.
من ادعای هیچ سنتی را ندارم، من فقط به خودم وابسته هستم. من
هیچ مرجعیتی ندارم. من
نمی توانم بگویم هرچه كه می گویم درست است، زیرا وداها نیز چنین می گویند.
من نمی توانم بگویم كه هرچه كه می گویم باید درست باشد، زیرا مسیح نیز همین
را می گوید، محمد نیز همین را می گوید. نه، من از سوی هیچكس دیگر حمایت نمی
شوم: هرچیزی كه می گویم، گفته های خودم است. من اینگونه شناختی دارم. من به جز
خودم هیچ مرجعیتی ندارم. من یك حضور هستم، یك شخص. نیازی نیست به مرجعیت من اعتماد
كنی.
من یك كارشناس نیستم، من یك عصیانگرم ، چگونه می توانم مرجعیت داشته باشم؟ آنچه كه من دارم فقط تجربه ی خودم است. می توانی به من نگاه كنی، می توانی به چشمان من نگاه كنی، می توانی مرا احساس كنی، می توانی مرا بنوشی و همین می تواند تعیین كننده باشد.
و این رابطه ای بین یك مرجع قدرت و كسی كه هیچ قدرتی ندارد
نیست. این رابطه ای بین یك شخص دانا و یك شخص نادان نیست. این رابطه ای بین یك
دانش آموز و یك آموزگار نیست، نه. استاد دانشگاه مرجعیت دارد و دانشجو باید از او
درس بگیرد و او درست و غلط را می شناسد و دانشجو فقط باید ازاو تبعیت كند. من به
هیچ وجه مرجع قدرتی نیستم. من در اینجا وجود دارم: من یك
اعلام هستم، یك الهام. به من گوش می دهی، مرا در خودت حك می كنی، مرا می نوشی. اگر
همین مزه چیزی را مشخص كرد، خوب است. اگر چنین نكرد، آنوقت من برای تو نیستم، تو
برای من نیستی. آنوقت با من خداحافظی كن. آنوقت نیازی نیست كه در اطراف من بچرخی،
بی فایده خواهد بود. این یك رابطه ی عاشقانه است.
وقتی كسی را دوست داری ، تقاضای مرجعیت نمی كنی. عشق جنون است، دیوانگی است.