userinfo close

  ,

اُشو


oshoclub

تاسیس: 31 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی باقری - معاونان
تاریکی را همان جا که هست رها کن. شمع وجود خویش را بر افروز.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
24
349
91/2/27 (01:36)
9
220
91/1/28 (09:57)
10
232
91/1/15 (11:27)
1
24
91/1/15 (10:37)
36
1259
90/12/1 (00:33)
14
181
90/8/22 (14:37)
* *
5
164
90/7/18 (09:43)
1
37
90/7/3 (16:59)
10
223
90/6/22 (01:46)
* *
10
206
90/6/22 (01:25)
12
149
90/6/22 (01:04)
11
130
90/6/22 (00:46)
2
109
90/6/16 (08:08)
2
67
90/6/1 (00:08)
7
128
90/5/16 (03:06)
9
364
90/2/25 (12:04)
3
132
90/2/12 (17:06)
0
81
90/2/11 (21:26)
0
44
90/2/11 (13:30)
11
159
90/1/29 (04:00)

عنوان بحث

ااااااا   آیدا   ااااااا   , ruhebaran

فکر کن ثروتمند شو ....

http://pix.iroonimarket.ir/product_b_pic/IMAGE_8_0271.jpg

روزی هنری فورد در کتابفروشی دنبال کتابهی تازه میگشت و با ناپلئون هیل ملاقات میکند او خوب و موثر ولی قلابی مینویسد او در کتاب پر فروش خود بیندیشو ثروتمند شوپیشنهاد میکند که اگر تصور کنی که ثروتمند هستی ثروتمند خواهی شد تصورات تودیر یا زود یک واقعیت خواهند شد تو به این دلیل فقیر مانده ای که نمتوانی تصور کنی فقط فکر کن مثلا یک کادیلاک را تصور کنی و یک روز ناگهان بر در خانه ات ظاهر خواهد شد این کتاب او تازه از چاپ بیرون آمده بودو او شخصا در آن کتابفروشی حضور داشت و کتابها را امضا میکرد بنابراین به هنری فورد گفت مایلم یک جلد از این کتاب را به شما هدیه بدهم او نگاهی به عنوان کتاب کرد و او میدانست که ثروتمند شدن کاریست طاقت فرسا گفت من پس از یک سوال مختصر این کتاب را خواهم پذیرفت آیا با اتوبوس آمده ای یا باماشین شخصی؟ هیل گفت با اتوبوس فورد گفت همین کافیست کتاب را برای خودت نگه دار نخصت خود را در یک ماشین شخصی تصور کنروزی که تصورات تو به واقعیت تبدیل شداین کتاب را برایم بیاورمن هنری فورد هستمو ثروتمندم و نیازی به ثروت بیشتر ندارم.

 

در بقیه این داستان یه روزی انجمنی تشکیل شده بود که بر اساس همین مبنا تشکیل شده بود که سالهای از آن گذشت که روزی مردی که جزو همون انجمن بود نوه مردی را دید که اون خودش جزو همون انجمن بود به او گفت از پدربزگتون چه خبر نیستند ناسلامتی ایشون جزو قدیمیای ما هستند نوه گفتند که چندسالیست که مرض احوالند مرد گفت برو به او بگو که شما فکر میکنید که مریض هستید خودتو مسخره نکن بیا و سری به ما بزن هفته هایی از آن ماجرا گذشت آن مرد باز نوه را دید و گفت مگر به پدر بزرگت پیام مرا نرساندی گفت چرا آخه میدونید چیه ایشون الان فکر میکنند که مردند.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
علی رضا  , saft_man2010
علی رضا - 02:32 1390/01/29
3
aziz jan manam motaghedam ensanha mitavannad agar bedanand man prosaro tozih dadam hamash darkenare ham mishe na faghat andishidan va in bahzs saatha vaght lazeme moafagh bashi
shoma be benz miandishi dorost baadesh bein miandishi bara dashtane benz che barname rizi va cheghad daramad lazeme v...
امین رفعتی , borkiitalynafaso
امین رفعتی - 19:27 1390/01/18
2
با سلام
دوست عزیز
من کسی رو میشناسم که هر روز لباس عروسی میپوشید که یه نفر از آمریکا میاد با او عروسی میکند چند سال در فکرش نشست اما کسی نیومد الان نمیدنم در تیمارستان هستند یا با قرص اعصاب خودشون رو نگه داشتند مثبت اندیشی خوبه اما بر طبق توانایی که هرکس داره مثلا من 300تومان ماهانه میگیرم حالا بیام فکرمو در ماشین بنز متمرکز کنم مسلما نمیشود انسان سرخورده میشود و لذا میتوانم با طراحی به 206 برسم فقط تا این حد.لذا در شرق میگند تخیل کن بدون در نظر گرفتن توانایی ولی در غرب نسبت به توانایی که هرکسی دارد بر طبق ان تخیل میکنند.
موفق باشید
علی رضا  , saft_man2010
علی رضا - 04:05 1390/01/17
1
salam mosbat andishi ba ahmaghane andishidan motafavete man kami ba in bahs mokhalefam chon kheyli gosytardas migan biandish ta khalgh koni amma barae andishidan bayad bavare dorost dashte bashi va bavarha az ehsas nashat migire agar betoni khodeto to on afkar negah dari hatman miresi amma sakhte dar nahayet faghr hasele akfkare faghiraneye ensane va sarvat natijeye afkare servat joyaneye yek ensane inke ba falan chiz fekr kon behesh miresi are amma bayad marahele 3ganaro poshte sar bezari va factore salahe khodaro ham dar nazar begiri >azatoon babate matalebet mamnonam
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.