عرفان به دوشاخه نظری وعملی تقسیم میشود وتمیز این دو همچنان كه از نامشان
پیداست این می باشد كه درشاخه نظری اصولا بحث ها فلسفی است ودرشاخه عملی
سیروسلوك .
بعنوان مثال اثبات وجود خدا از طریق فلسفه اثبات واجب
الوجود ودرمقابل ان ممكن الوجود روشن می شود ودراثبات خدا ازطریق سیروسلوك
دیدن صفات وافعال از طریق چشم باطن یا سوم ممكن می شود ،وطبق مثل عامیانه
شنیدن كی بود مانند دیدن، ارزش سیروسلوك بهترنمایان می شود .
سالك برای رسیدن به مقصود اعمالی وزحمت هایی بایستی بكشد وشرایط اولیه ای كسب كند .
شرائط :
شخص
ازنظر روانی( نظیر ضعف اعصاب) وروحی (نظیر افراد منگل ومشابه) سالم باشد
وبنده شكم وشهوت نباشد وعامل وعالم به مسئله مورد نظر باشد .
طریقی كه بزرگان فرموده اند :
اول : انجام واجبات و ترک محرمات
دوم : انجام مستحبات و ترک مکروهات
اگر مردی برون آی و سفر کن ز هر چه پیشت آید زان گذر کن
و برای بدست آوردن این علوم باید یا خود عالم بود یا به كتاب های توضیح المسائل علمایی كه از انان تقلید می كنید مراجعه كنید .
سوم: وجود استاد
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی
منازل
بسیار وخطرهای شیاطین وارواح اسمان اول همواره وجود دارند كه راهنمایی كه
این مسیرهارا پیموده بایستی از كریم طلب كرد واین افراد درهر شهرودیاری
اماده خدمت به اهلش می باشند .بنابراین اول برادری را ثابت كن بعد طلب
میراث بكن .
چهارم : ترک آنچه غیر خداست .برای رسیدن به این فرمول از اسباب مشارطه ومراقبه ومحاکمه ومعاقبه استفاده می شود
مشارطه
: سالك كه اول صبح از بستر برخواست و فریضه ی صبح و وظایف عبادی خود را
انجام داد ، ساعتی به فراغت قلب نشیند و با نفس خود به مشارطه پردازد و به
او بگویدكه: من سرمایه ای به جز عمر ندارم و اگر این سرمایه از دست من
برود ورشكست به تمام معنا می شوم و هرگز امید سودی نخوام داشت. پس امروز
را كه خدای تعالی به من مهلت داد و مرگم را به تاخیر انداخت و این نعمت را
به من ارزانی فرمود - كه اگر مرا از دنیا برده بود الان آرزو می كردم كه
یك روز مرا به دنیا بازگرداند تا عمل صالحی انجام دهم – اكنون تو چنین فرض
كن كه از این دنیا رفته ای و باز برگشته ای بیا و این روز را ضایع نكن كه
نفسی كه می كشی جوهر گرانبهایی است كه قیمتی برای آن نمی توان تعیین كرد
مراقبه :
مراقبه
به معنای حضور دل است با خدا .وعبارت است از یقین بنده به اینکه خداوند
درجمیع احوال عالم بر قلب وضمیر واز رازهای درونی آگاه است.
اصل
مراقبه آن است که بداند خداوند تبارک وتعالی مطلع است بر او درهر آنچه که
می کند ومی اندیشد .اگر خلق ظاهر او را می بینند خدا بیننده ظاهر وباطن
وحاضر وناظر بر اعمال اوست.خداوند می فرماید:"اَ لَم یَعلَم بِاَنَّ الله
یَری"نمی دانی که خدا تورا می بیند؟
اسم های دیگر ان ذن ومدیتیشن است .
محاكمه
: حساب نمودن اعمال روزانه و رسیدگی به اعمال هر روزه چنانچه گویند بنده
از زمره سالكین حقیقی محسوب نمی شود تا آنکه به حساب خود برسد .
معاقبه : یعنی تنبیه کردن نفس تا بترسد به این نحوکه اگر در محاكمه متوجه گناهی شد یا ترک واجبی نمود خود را تنبیه نماید
مثال
: اگر امشب نمازم قبل از اذان صبح قضا شد 10 روز روزه می گیرم زیرا تکرار
گناه و تنبلی دوستی با گناه را بوجود می آورد پس باید تنبیهی در نظر
گرفته شود .
عرفان خطا : برای رسیدن به عرفان عملی دور شدن از مردم
و سكنی گزیدن دردیری یا غاری یا گوشت نخوردن ورهبانیت وحرف نزدن ودستورات
طاقت فرسای ذكر واعمال بدنی مدنظر شیعه نیست ولذا عرفان حقیقی كه همان
عرفان شیعه است راه خودش را از تصوف و روشهای شرق وغرب دنیا جدا میكند .
عرفان
صحیح : راجع به زن که شما خود از روش پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم
باخبرید، و درباره غذا، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم گوشت
تناول می کرد و هم عسل تناول می فرمودولی بقدر نیازونه پرخوری یا درسیری
خوردن، و خدا نیز فرموده: در زندگی آن طبقه از شما که به خدا و روز جزا
امیدوارند که فراوان یاد خدا کنند و پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و
سلم را سرمشق زندگی خود قرار دهند.ضمن اینكه ایشان گاهی 70 بار گاهی صدبار
یا 70 هزاربار استغفار مینمودند وهمانطور كه می دانیم ایشان مقام عصمت
دارند یعنی به هیج وجه چه ازنظر فعل یا صفت یا فكروذات گناهی برایشان
مترتب نیست ولذا یك بعد ازاینكه خدای متعال آنقدر دربینهایت بزرگ است كه
پیامبر گرامی اسلام برای رسیدن به مقامات نزدیكتر استغفار میكنند ویك بعد
این است كه به من وجنابعالی طریق سیروسلوك را بیاموزند ویا حضرت امیر علیه
السلام گاهی هزارركعت نماز می خواندند . دراذكاراسلامی بكرات ازیادخداو
اسم اعظم یادشده وبنابه روایات متعدد منجمله روایات قدسی یا سلسله الذهب
آمده كه جمله اعظم لا اله الا الله می باشد كه توصیه می شود انهایی كه به
علم جفر یا علم حروف واعداد علاقمند هستند دراین جمله یا پاراگراف تعمق
كنند نتایج شگفت انگیزی بدستشان می رسد . وبا این ترتیب اسم اعظم الله
خواهد بود ضمنا در عداد هفتاد اسغفار یا هزار نماز والله بكاررفته دران
قطعا رمزورموزاتی نهفته است تحقیقش باشما . ذكر اسم اعظم و القاب آل عبا
علیهم السلام درهرجایی می تواند باشد درغذا خوردن در وقت كار خواب وصحبت
وهمیشه میسر است وبقول سهراب سپهری ساده باشیم ،چه در باجه یک بانک،چه در
زیر درخت. . مداومت براین اسامی به این می ماند شما فردی را مرتب صدا
بزنید یا سلام كنید بالاخره جوابی میگیرید واگرجواب گرفتید یعنی به مقصود
رسیده اید وپایان كار وزحمات گذشته وشروع زحماتی متفاوت و مبارك واسمانی
الی الابد انشاء الله .
چقدر دراذان واقامه ونماز ذكر اسم اعظم
داریم ولی بدلیل غفلت از انها بهره ای نداریم مگرنمازی مثل یا نزدیك به
حضرت امیر المومنین علیه السلام داشته باشیم كه تیر از پای شما درنماز
دربیاورند ومتوجه نشوید . اگر مداومت درراه حق وخلوص ظاهر وباطن به تعداد
حداقل 40 روز پیاپی باشد نتیجه حتمی خواهد بود چون هر کس چهل روز خود را
برای خدا خالص گرداند، چشمه های حکمت از قلب و درونش می جوشد و بر زبانش
جاری می شود ضمنا درعدد 40 هم رموز فراوانی نهفته است كه اهل تحقیق می
توانند بررسی كنند مثلا حضرت موسی 40 روز از قوم خود فاصله گرفت وبه عبادت
خدا مشغول بود یا پیغمبر اسلام صلی الله وعلیه واله در40 سالگی مبعوث
شدند واین چله ها گویا در ابعاد ملكوتی نیز برای رسیدن به مقامات بالاتر
واسمانهای بالاتر استفاده می شود همانطور كه درقران امده ما هفت اسمان
داریم وتمام اجرام وكهكشانهایی كه رصد می شوند در اسمان اول كه مادرآن
هستیم می باشند وآسمان اول از نظر ابعاد جزئی از اسمان دوم می باشد والی
آخر وآسمان هفتم هم همینجاست ودرك این مطلب مشكل است مثل درك مطلبی كه
خدادریك جا می گوید من در عرش اعلی هستم
ودرجای دیگر میگوید من ازرگ گردن بتو نزدیكترم اگر درك این مطلب اسان شد درك موقعیت اسمانها هم اسان می شود .
درباب
اینكه هركسی نفس خودش را بشناسد بتحقیق خدارا خواهد شناخت باید گفت خدا به
فرشتگان امر كرد آدم را ستایش كنید كه جانشین من است فرشتگان ابتدا از
تجربه ای كه از ادمهای قبل از حضرت ادم (آفرینش های قبلی )داشتند ابتدا
انتقاد كردند تا اینكه اسرار وجودی این آدم كه جد بزرگوار ما هستند برانها
مكشوف شد یكی از اسرار مهم ادمی این است كه انسان سه بعد دارد وبه خلاف
نظر عامه مردم دوبعد جسم وروح نیست ویك بعد میانی یا فانتوم یا برزخی یا
همزاد یا روان دارد كه هم خاصیت جسمانی دارد وهم روحانی .ضمنا همزاد جن
نیست كه بغلط تصور می شود.همانطور كه می دانید روح وجسم دو موجود متفاوت
وغیر قابل تلفیق هستند این موجود میانی نقش واسطه را بازی میكند ضمن اینكه
بعنوان شخص دوم شما می تواند درخدمت شما باشد وچون از جنس روح هم هست لذا
قدرت های خارق العاده دارد واین سه به هم بارشته هایی متصل هستند تا اینكه
بوسیله مرگ از هم جدا می شوند وجسم درخاك متلاشی می شود وجسم برزخی با
تغییر مختصر همراه روح براساس عملكرد زمان حیات در یكی از اسمانهای 7 گانه
تاقیامت كبری قرارمیگیرد واز امكانات آن آسمان نظیر خوردنی ها واشامیدنی
ها وشعر و اموزش وطبیعت گردی وورزش وشنا وغیره بهره مند می شود .
به
همین خاطر می گویند مرگ تغییر حالتی است نظیرطفلی كه ازشكم مادر می زاید
ووارد دنیای بزرگتری می شود .درپایان می توانید از این ذكر بهره ببرید
موفق باشید
بسم اللّه الرحمن الرحیم
استغفر اللّه الذى لا اله
الا هو الحى القیوم و اتوب الیه استغفر اللّه من جمیع ماكره اللّه اللهم
انى استغفرك ما قدمت و ما اخرت و ما اسررت و ما اعلنت من معصیتك و استغفرك
من الذنوب التى لا یغفرها غیرك و لم یطلع علیها سواك و لا یسعها الا حلمك
و لا یتجاوز منها الا عفوك و استغفرك من كل یمین صدر منى فخالفت منها و
استغفرك منها یا لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین و استغفرك یا
عالم الغیب و الشهاده من كل سیئه عملتها فى بیاض النهار و سواد اللیل و
ملاء و خلاء و سر و علانیه و انت ناظر بها الهى اذا ارتكبتها و انیت بها
من العصیان یا حلیم یا كریم و استغفرك لكل سید المرسلین و الینا من نبیك
محمد و اله الطیبین الطاهرین المعصومین من ال طه و یس برحمتك یا ارحم
الراحمین