userinfo close

  ,

علوم باطنی


oloombateni

تاسیس: 18 آذر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: رامین عابدی - معاونان
دوستان عزیز من به شمال میروم و این آی دی منه ramin_tanhaye اگر نیازی به کمک بنده داشتین در شمال در خدمتم.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
26
2863
91/2/10 (22:52)
71
3598
91/1/24 (16:16)
167
2378
90/9/12 (10:13)
5
117
91/2/27 (22:12)
0
6
91/2/27 (00:40)
41
494
91/2/6 (02:21)
0
25
91/1/17 (02:15)
0
9
91/1/16 (16:18)
1
15
91/1/16 (00:39)
0
12
91/1/14 (16:34)
4
10
91/1/13 (12:30)
36
307
91/1/12 (18:27)
0
20
91/1/11 (21:08)
0
26
91/1/11 (01:53)
0
11
91/1/11 (01:51)
4
19
90/12/7 (22:43)
23
295
90/12/7 (22:39)
20
721
90/12/6 (22:32)
14
262
90/11/26 (23:01)
1
26
90/11/23 (22:50)

عنوان بحث :: این بحث را 3 نفر دنبال می کنند.

مارتین مار , lacapa
مارتین مار - 02:31 1390/04/4

در معرض خطرم

سلام بر تمامی دوستان و اساتید گرامى
دارم دیوانه میشم یا اصلا شدم به كمكتون نیاز دارم
قبل از هر چیزی
قبل از اشنایی من با این سایت فكر میكردم من با همه فرق دارم و همه چیز رو میدونم و چیزی استثنایی هستم حالا چرا شو میگم !! ولی وقتی با این سایت اشنا شدم و مطالب اونو خومدم تازه فهمیدم  هیچ كس نیستم و در  مقابل خیلی از شما  چیزی نیستم تازه فهمیدم كه واقعا از این علم چیزی نمیدونم , خیلی از اصطلاحاتی كه شما بكار میبرید رو اصلا متوجه نمیشم مثل :  اثیری , مدیتیشن , چاكرا , و . . . . .
دوستان خلاصه میگم تقریبا از دو سال پیش فهمیدم كه به خواب هام تسلط دارم یعنی تو خواب میفهمم دارم خواب میبینم قبلا همین كه میفهمیدم دارم خواب میبینم و این رویا هست فورا از خواب میپریدم ولی الان  تسلط كامل به خوابهام دارم  و از خواب نمیپرم , هر كاری دلم میخاد میتونم تو خواب انجام میدم , میتونم بیام خونمون خودم رو ببینم كه رو تخت خابیدم , برم خونه همسایه ها  همه رو میبینم ( حتى یه خاطره جالب از این ماجرا هم دارم  كه دزد ماشین خونه همسایمون رو هنگام دزدی دیدم من دقیقا بالای سرش بودم , فرداش به صاحب ماشین  گفتم اونا ماشین رو پس گرفتن )راحت پرواز میكنم و از دیوارها رد میشم ( ولی در این مواقع زود كنترلم رو از دست میدم و بیدار میشم نمیدونم چرا ) هر شخصی رو كه بخام رو احضار می كنم  ( البته مرده ها رو راحتتر میتونم احظار كنم نمیدونم چرا )باهاش صحبت میكنم  كلی كارها میتونم انجام بدم كه به درد زندگیم میخوره مثلا یه شب  كه سه روز بعد امتحان داشتیم تو خوابم استاد اون ماده امتحانی رو احظار كردم و ازش خواستم سوالات رو بهم بده اونم یه ورق داد من ( تو رویا ) كه سوالات توش بود فقط دو سوال اول رو خوندم و از خواب پریدم تو امتحان همون دو سوال اول هم امد یا مثلا تو خواب شخص مورد نظرم رو احظار كردم و بهش گفتم كه فردا  چه جور لباسی رو بپوشه و بیاد دانشگاه و اون هم فرداش همین كار رو كرد و خیلی كارهای دیگه 
باور كنید نه درسی رو خوندم نه پیش استادی رفتم و نه كسی به من یاد داد شاید خدادای باشه به خاطر همین فكر میكردم كه استثنایی هستم 
==========================
اما الان یك ماهی هست هر وقت خواب میبینم ( بدبختی اینه كه نمی تونم خواب نبینم یعنی اصلا دست من نیست یهو حس میكنم تو خوابم ) یك شخصی میاد سراغم و بهم میگه اگه دست از این كارات بر نداری تاوانش رو پس میدی  و دنبالم میكنه روزهای اول وقتی دنبالم میكرد من فورا به جای دیگه میپریدم ( نمیدونم چه طوری توصیف كنم ولی اگه خواستید كل تجربه هام رو در اختیارتون قرار میدم ) ولی باز هم اون اونجا بود به طرفم حمله میكرد فورا یه چاه سر راهش درست میكردم میافتاد توش بعدش میومد بیرون یا یه دیوار میساختم اون از وسطش رد میشد ( تجربش رو داشتم قبلا رو مواردی جواب میداد ) و به طرفم حمله میكنه  به شكلهای عجیبی ظاهر میشه خیلی ترسناك و اینقدر منو میترسونه كه از خواب میپرم وقتی كه میپرم  كلی عرق كردم قلبم شاید 200 تا بزنه تمام تنم لرزش داره  كل عضلات بدنم سفت شده ( بخصوص پاهام ) به سختی نفس میكشم و . . . كار به جایی رسید كه صداش رو تو بیداری هم میشنوم تو سرم زمزمه میكنه ( البته نه هر وقت برنامه مشخصی نداره یهو مثل دیوانه شروع میكنه سرم داد زدن  ) یه شب  قبل از خواب تصمیم گرفتم باهاش صحبت كنم همین كار رو كردم بهم گفت نباید بیای اینجا ( اخه چه جوری مگه دست منه  مگه اونجا  كجاست ؟ به اون چه ربطی داره ؟ اون كیه ؟)  تو بیداری وقتی صداش رو میشنوم اینقدر سرم رو به دیوار میزنم تا صداش بره و  ازش التماس میكنم كه ولم كنه كلی گریه و زاری میكنم ( دست خودم نیست از ترس ) بعضی شبها قران میزارم زیر سرم و میخابم ولی همون كاسه و همون اش  با این فرق كه وقتی بیدار میشم دیگه اون علایم گرفتگی عضلات و تپش قلب و عرق كردن نیست فقط ترس وجودم رو فرا گرفته, همیشه هم وسط خوابهام  پیداش میشه یعنی من تو خوابم همین كه احساس میكنم اگاهی كامل به خوابم دارم و تسلطم خوبه و یه كاری رو شروع میكنم میاد سراغم 
كار به اونجایی كشیده كه نزدیكان من متوجه رفتارهای عجیب من شدن یهو صداش تو سرم وزوز میكنه بعضی وقتها باهاش صحبت میكنم میخام بهش بگم دست من نیست ولی متوجه میشم دوستام بهم میگن با كی صحبت میكنی ؟؟ از زندگی عادی دارم فاصله میگیرم دوستام ازم دور شدن دارم دیونه میشم تو رو خدا كمكم كنید راه چیه ؟ چاه كجاست ؟ چكار كنم ؟
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مریم قلیزاده , maryamgholipour4
مریم قلیزاده - 16:34 1390/06/30
3

martine azizam,gahgahi ma ostadaye bateni be vaseteye alaqamun be in mabahes peyda mikonim,amuzeshaye in asatid tu zamire na khoda gahemun sabt mishe,alaraqme tasavoret darmorede nadashtane ostad man fekr mikonam ostad dari,va une ke dare tanbihet mikone,tu olume bateni bayad kheyli moraqeb bud,nmdunm chi begam vali moshkele man dar sathe shoma budo az kasi ke motekhasese in olum bud komak gereftam vagarna sar az bimarestan dar miavordam

محمد صیاد , abood_siah
محمد صیاد - 10:10 1390/04/27
2
سلام .
خوب کاملا طبیعی هست . تو هر کاری دلت می خواسته با نیروهای درونی که می تونستی در راه صحیح استفاده کنی انجام دادی . استفاده منفی از نیروهای درونی موجب ایجاد بیماری و دردسر های فراوان برای اقدام کننده میشه . و حتما در حین انجام و قبل قبل از اقدام کردنت بهت هشدار داده اند و تو توجهی نکردی .

حریم خصوصی افراد رو ندیده گرفتی , به زوزر ازشون حرف کشیدی . گرچه چیزی که تو از دیگران می دیدی جسمشون نبوده و فقط کالبد هاشون بوده , اما تو حق انجام همچین کاری رو نداشتی . جهان های غیر مادی مثل دنیای فیزیکی بی صاحاب نیست که هر طوری زورت برسه بخوای عمل کنی . اون کسانی هم که باهات برخورد می کنند راهنمایان روحی هستند که در جهت مثبت کار می کنند و به شادگی می تونن افرادی رو که مثل تو کار های منفی انجام میدن نابود کنند .

پس بهتره بجای اینکه دست به دامن کار های غلط بیشتری بشی , به خودت بیای و دیگه سعی نکنی از نیروهات بطور خودخواهانه استفاده کرده , به دیگران ظلم کنی , حریم های خصوصی و ناخودآگاهشون رو تحت تاثیر خودت قرار بدی .

حتی اگر باز هم اصرار به سوء استفاده از نیروهای درونی بکنی  ممکنه به مرگت منجر بشه .

رزا افشار , anjel
رزا افشار - 12:16 1390/04/26
1
برو پیش روانپزشک علائم شما شباهت زیادی به اسکیزو فرنی داره
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.