| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
53
|
773
|
89/6/15 (22:03)
|
|
||
|
|
1
|
43
|
89/6/10 (12:02)
|
|
||
|
|
0
|
24
|
89/2/25 (21:54)
|
|
||
|
|
1
|
34
|
89/2/22 (14:02)
|
|
||
|
|
9
|
28
|
88/2/11 (20:34)
|
|
||
|
|
6
|
31
|
87/6/21 (05:13)
|
|
||
|
|
4
|
22
|
87/6/18 (08:16)
|
|
||
|
|
5
|
80
|
87/3/9 (13:01)
|
|
||
|
|
1
|
40
|
87/2/21 (21:01)
|
|
||
|
|
3
|
45
|
87/2/21 (10:42)
|
|
||
|
|
5
|
70
|
86/11/21 (04:01)
|
|
||
|
|
2
|
21
|
86/11/21 (03:45)
|
|
||
|
|
2
|
21
|
86/11/17 (02:53)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
86/11/17 (02:46)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
86/11/11 (21:32)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
86/10/21 (05:06)
|
|
||
|
|
3
|
51
|
86/9/23 (04:01)
|
|
||
|
|
2
|
12
|
86/8/13 (06:15)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
86/8/9 (01:46)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
86/4/15 (05:14)
|
|
پاک
هنگام بدرقه ی عشق،
پیراهنی چندان سپید به تن کن
که گویی برهنه ای!
سلام
البته منم نگفتم اختلاف نظری اساسی داریم .بیشتر تفاوت سلیقه ی ما سر اینه که شما بیشتر از نگاه فلسفی بررسی میکنید ومن از نگاه ادبیات.
وجه تمایز نصرت در همین نگاه منحصر به فردشه که در یک فراز کلی میشه اونو در زوایای بزرگتری بسط داد والا این نوع نگاه کردن به معشوق درسته که با نصرت به اوج خودش رسید ولی در تاریخ ادبیات ما از وجوه دیگه قابت ردیابیه .اگه بخواهیم از نظر نشانه شناسی بررسی کنیم قطعا به حافظ میرسیم ویا حتی به مولوی هم میشه بربخوریم اما بحث سر اینه که ترکیب این دو گونه یا اصلا ترکیب دو فضا در تاریخ ادبیات ما کم تر یافت میشه مسئله سر اینه که تا ایرج میرزا کسی این جرات را به خودش نداده بود از دایره واژگانی حاکم بر ادبیات عدول کنه این رو هم در نظر بگیریم که ایرج این کار رو در لوای طنز انجام میده هرچند که انتقاد شدیدی میکنه ولی اون جسارت نصرت رو در بکار بردن زبان غیر طنز نداره در آثار ایرج نگاه کن به (عارف نامه).
در واقع مادر آثار نصرت با شخصیت مواجهیم نه با تیپ شخصیت هایی که در روایت جای خودشون رو پیدا کرده اند ودر موازات روایت پیش میرند این وجه تمایز ه که از واژه روسپی یا فاحشه در شعر درد واندوه رو متبادر میکنه نه حس انزجار رو در واقع شما میتونید با شخصیت هایی که در آثار دیگران حس نفرت یا گریز شمارو تحریک میکنه در آثار نصرت باهاش به همزادپنداری برسید.
:
بینش : اتفاقا معشوق در شعر نصرت جلوه ی خاصی داره
بینش : به شعرهایی که خطاب به نلیحه دختر همسایه شده نگاه کن
زمان: 14:7
مریم : منکر نیستم . اما جلوه ش منحصر به فرده . منظورم این نیست که معشوق انتزاعی یه . اما قرین یه عشق ادبی مرسوم نیست
مریم : عشق نصرت فرمی داره که اونو از فرم چیزی به نام عشق خارج میکنه
بینش : اصلا یکی وجوه تمایز نصرت به عنوان یه شاعر وزبانش و تصاویری که از پیرامونش خلق میکنست
بینش : نصرت به خوبی تونست شعرو از تملک تجمل طلبی بیرون بیاره
بینش : ضمنا به شاعر کوچه پس کوچه های تهران معروفه
مریم : موافقم با حرفت . خب یه نمونه میگم که شاید حرفم روشن تر بشه : تو "زن" های ادگار آلن پو رو دیدی ؟ زن هایی که تو داستانهاش ترسیم میکنه برای هیچ کس قابل درک نیست . حالا این حالت برای
مریم : نصرت در قالب زن نه
مریم : در قالب عشق صادقه
مریم : زنها معمولی ان . کوچه بازاری
مریم : اما فضای عاشقانه ی نصرت در تصور خواننده به راحتی قابل شکل گیری نیست
مریم : دقیقا همون طور که گفتم ... زن ها علیرغم اینکه به ملموس ترین شکل هستن
مریم : انگار نیستن
بینش : نه نه پس بذار ارجاع بهتری برات بیارم آثار ساراماگو
مریم : انگار دودن ! م
مریم : خب
بینش : مخصوصا همهی نامها وتا حدودی در کوری تقدس زن در یک فضای سورئال
بینش : در عین اینکه در زشت ترین وجه ممکن تصویر میشه
مریم : خب یعنی میخوای ازش به عشق سورئال آدمهای رئال تعبیر کنی ؟
بینش : نه
مریم : ؟
بینش : این برمیگرد به جهان بینی شاعر که به عنوان یک انسان نه ادم رفتارو دلیل شخصیت نمیدونه ومانعی برای خوب بودن
مریم : و نتیجه و تعمیم ؟
بینش : تعمیم درچی
مریم : در مورد ارتباط میان زن های کوچه بازاری و عشق هنرمندانه
بینش : نه ارتباط بین دو انسان که در جای خودشون قرار نگرفتن
بینش : یکی زنی که بر اثر هنجار اجتماعی بد کاره قلمدا میشه بدون در نظر گرفتن شرایط زندگیش
بینش : یکی شاعری که تحت تاثیر این صحنه قرار میگره
بینش : دفتر شعر مرا جمله به آن فاحشه بسپار/هر چند که کولی صفت از من برمیدست
نمونه هایی از این قبیل در مجموعه ی نصرت به وفور یافت میشه حتی میتونید نگاه نصرت رو به تابو های موجود از دید بررسی کنید مثل مادر یا خواهر ونوع دیالوگی که با اونها وجود داره اصلا با معیار های جامعه همخوانی نداره و نصرت با جسارت شاعرانه ازش استفاده میکنه.البته ذرسته که در مجموعه های بعدی نصرت نگاهش رو به زن با نشانه شناسی همراه میکنه ولی نمیتونیم عاشقانه هایی مثل ترمه ویا بر گور لیلی رو نادیده بگیریم این اشعار گرچه با نشانه شناسی همراهه ولی معشوق در محوریت اثر قرار داره ودست آویزیست برای ابراز درد هایی که شاعر از وضعیت اجتماعی اطرافش درک میکنه. یه جاهایی البته حرف شما مصداق داره مثلا در شعر زیر که فکر نمیکنم شنیده باشید چون جایی چاپ نشده این امر جاریه تا حدودی:
خدایا تو بوسیده ای هیچگاه
لب سرب فام زنی مست را
ز وسواس لرزیده دندان تو
به پستان کالش زدی دست را
.
.
خدایا تو احساس اگر داشتی
دلت را چومن مفت میباختی
برای خود ای تیزد بی خدا
خدای دگر نیز می ساختی
البته چیزی که ذهن متبادر میشه شبیه چیزیه که شما میگید اما نظر خودنصرت چیز دیگه ای بود با خودش که راجع به این شعر حرف میزدم تکیه اش بیشتر بر اثر تلویحی یک برخورد رو دخیل میدونست اما از جمله تبحر های نصرت این بوده که تاویل پذیری آثارش بشدت زیاده .اما اگه بخوایم از نظر فلسفی و جامعه شناسی این دست اشعار نصرت رو بررسی کنیم باید اول ببینیم در چه دوره ای این اشعار سروده شدند و جو حاکم بر جامعه چه نقشی میتونسته بر شاعر کذاشته باشه. در هر صورت در این قبیل اشعار نصرت زوایای اروتیک حرف اول رو میزنن که قابل کتمان نیست ولی نمیشه بطن هنجار شکن اون رو همراه با حس همدردی رو که در مخاطب ایجاد میکنه نادیده گرفت