userinfo close

  ,

نی نی خوشگلا


nini_khoshgella

تاسیس: 1 دی 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: میترا آفتاب - معاونان
1.کلوب نی نی خوشگلا فروشی نیست ، پس هی پیام ندین . 2.واسه پیوستن به جمع نی نی ها سن و سال مهم نیست ادامه »
1.کلوب نی نی خوشگلا فروشی نیست ، پس هی پیام ندین .
2.واسه پیوستن به جمع نی نی ها سن و سال مهم نیست دل آدم باید جون باشه ، به خودت ایمان بیار .
3.تو کلوب ما کسی که جنبش پایین باشه زود زود کم میاره چون نی نی ها باجنبه هستن و از هم دلگیر نمیشن و قهر هم نمیکنن ، حالا که فهمیدی یه یا علی بگو و بیا تو جمعمون و از با هم بودن لذت ببر .
4.معاون های کلوب خیلی خیلی گل هستن و هیچ گونه بی احترامی رو به اونها تحمل نمیکنیم .
5. واسه خودت تو جمع نی نی ها یه جوری جا باز کن که وقتی دو روز نیومدی همه دلتنگت بشن.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
759
2620
91/2/21 (20:40)
1509
3733
91/3/5 (23:26)
1572
4411
90/10/29 (12:44)
345
1220
88/3/6 (14:19)
58
285
89/12/6 (23:07)
1190
4429
89/6/18 (04:25)
52
290
89/12/8 (22:42)
1084
3584
89/9/6 (01:18)
430
1462
89/9/6 (01:16)
170
513
89/9/6 (01:14)
536
2078
89/5/18 (23:37)
667
2096
89/5/18 (17:54)
569
2103
88/6/30 (04:08)
21
146
88/4/18 (14:51)
814
2982
88/3/6 (14:21)
766
2947
88/3/6 (14:16)
1237
4982
88/3/6 (14:11)
734
2528
88/3/6 (14:08)
320
1815
88/3/6 (14:04)
19
100
87/6/22 (23:53)

عنوان بحث

ندا آسمونی , sare88
ندا آسمونی - 15:25 1386/10/13

▪••ღ♥ღهر چی دلت خواست

دوست داشتن از عشق هم برتر است(دكتر شریعتی)و چه زیباست دوست داشتن دوست داشتنی ترین دوست دنیا....

                                                                  برای بهترین دوست دنیا

هر چی كه دلت رو آروم میكنه بزار

 

 

16.gif23.gif********** امتیاز به کلوب یادتون نره********** 23.gif16.gif

glitterimagesstars36.gifglitterimagesstars36.gifglitterimagesstars36.gifglitterimagesstars36.gifglitterimagesstars36.gif

1.gifاونایی که کیبورد فارسی ندارن از این لینک استفاده کنن ، خیلی راحته 1.gif

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
معین حبیبی , hellboy_moein_2006
معین حبیبی - 14:04 1388/03/6
320
آی آدمها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یكنفر در آب دارد می سپارد جان. یك نفر دارد كه دست و پای دائم میزند...
رضا چاووشی , reza_chavooshi2000
رضا چاووشی - 01:40 1387/08/3
319
و آنگاه که خدا مرخصی بود و زن آفریده شد

بنده خدایی ، كنار اقیانوس قدم میزد و زیر لب ، دعایی را هم زمزمه میكرد ...
نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردین و ساحل طلایى انداخت و گفت :
- خدایا ! میشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟!
ناگهان ، ابرى سیاه ، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى زد ودر هیاهوى رعد و برق ، صدایى از عرش اعلى بگوش رسید كه میگفت : چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من ؟!
مرد ، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت : اى خداى كریم ! از تو مى خواهم جاده اى بین كالیفرنیا و هاوایی بسازى تا هر وقت دلم خواست در این جاده رانندگى كنم !!!
از جانب خداى متعال ندا آمد كه :  اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسیار دوست میدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم ، اما ، هیچ میدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هیچ میدانى كه باید ته اقیانوس آرام را آسفالت كنم ؟! هیچ میدانى چقدر آهن و سیمان و فولاد باید مصرف شود ؟! من همه اینها را مى توانم انجام بدهم ، اما ، آیا نمى توانى آرزوى دیگرى بكنى ؟
مرد ، مدتى به فكر فرو رفت ، آنگاه گفت :  اى خداى من ! من از كار زنان سر در نمى آورم ! میشود بمن بفهمانى كه زنان چرا مى گریند ؟ میشود به من بفهمانى احساس درونیشان چیست ؟ اصلا میشود به من یاد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟!!
صدایی از جانب باریتعالى آمد كه :
اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى ، دو باندى باشد یا چهار باندى ؟!!

باران      , sharke
باران - 11:27 1387/08/2
318
خلقت زن
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.

فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : « چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟ »

خداوند پاسخ داد : « دستور کار او را دیده ای ؟ »

او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.

 

باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند..

 

باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.

 

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.

 

و شش جفت دست داشته باشد.

 

فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.

 

گفت : « شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟ »

 

خداوند پاسخ داد : « فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.

 

تازه به این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها. »


خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.

 

یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید،

 

از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.

 

یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!

 

و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،

 

بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

 

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.

 

« این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید » .

 

خداوند فرمود : نمی شود !!

 

چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.

 

از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند

 

و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

 

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

 

« اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی » .

 

« بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند

 

و زحمت بکشد . »

 

فرشته پرسید : « فکر هم می تواند بکند ؟ »

 

خداوند پاسخ داد : « نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد . »

 

آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.

 

« ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید. »

 

خداوند مخالفت کرد : « آن که نشتی نیست، اشک است. »

 

فرشته پرسید : « اشک دیگر چیست ؟ »

 

خداوند گفت : « اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش. »

 

فرشته متاثر شد

 

شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا" حیرت انگیزند.

 

زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کند.

 

همواره بچه ها را به دندان می کشند.

 

سختی ها را بهتر تحمل می کنند.

 

بار زندگی را به دوش می کشند،

 

ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.

 

وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.

 

وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.

 

وقتی خوشحالند گریه می کنند.

 

و وقتی عصبانی اند می خندند.

 

برای آنچه باور دارند می جنگند.

 

در مقابل بی عدالتی می ایستند.

 

وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، « نه » نمی پذیرند.

 

بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.

 

برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.

 

بدون قید و شرط دوست می دارند.

 

وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.

 

در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.

 

در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،

 

با این حال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.

 

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد.

 

زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند.

 

می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد.

 

کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،

 

آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند.

 

زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.

 

 

علیرضا   , yds
علیرضا - 22:58 1387/08/1
317
داش رضا دیگه نزار كلوبو فیلتر كنن
رضا چاووشی , reza_chavooshi2000
رضا چاووشی - 12:12 1387/06/1
313

خواهش داش علی

زنـدگـــی


زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد.


خواهش داش علی زنـدگـــی زندگی، ارزش آنرا دارد که ب

  • علیرضا   , yds
    علیرضا - 12:57 1387/05/30
    312
    باران و رضا جان مرسی
    رضا چاووشی , reza_chavooshi2000
    رضا چاووشی - 02:35 1387/05/30
    311
    چرا حلقه ازدواج در انگشت چهارم باید قرار بگیرد؟؟؟


    مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید .


    تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.


    (این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)


    1. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی


    دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.


    2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید


    3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند .


    f_fingerm_f29d433.jpg

    4.سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید.


    انگشت شصت نمایانگر والدین است.


    انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند


    زیرا تمام انسان ها روزی می میرند .


    به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.


    5. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید .


    سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید.


    انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند.


    آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند .


    این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.


    6. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از


    هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است.


    دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.


    7. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم


    (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید.


    احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید.


    به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهای عاشق هستند که برای تمام عمر با هم


    می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.


    انگشت شصت نشانه والدین است .


    انگشت دوم خواهر و برادر .


    انگشت وسط خود شما .


    انگشت چهارم همسر شما .


    و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است .


    باران      , sharke
    باران - 13:30 1387/05/29
    310

    من خالی از عاطفه و خشم

    گیج و مبهوت بین بودن و نبودن

    عشق آخرین همسفر من ، مث  تو منو رها كرد

    حالا دستام مونده و تنهایی من

    ای دریغ از من ! كه بیخود مثل تو گم شدم ..... گم شدم  تو ظلمت تن

    ای دریغ از تو!  كه مثل عكس عشق ...  هنوزم داد می زنی تو آینه ی  من

    وای گریه مون هیچ .. خنده امون هیچ

    باخته و برنده امون هیچ...

    تنها آغوش تو مونده...غیر از اون هیچ....

    ای...ای مثل من تك و تنها !

     دستامو بگیر كه عمر رفت

    همه چی تویی ،  زمین و آسمون هیچ........

    در تو می  بینم همه بود و نبود

    بیا پر كن منو  ای خورشیر دلسرد

    بی تو می میرم مثل  قلبت چراغ

    نور تو بودی .. كی منو از تو جدا كرد...

     

    باران      , sharke
    باران - 23:42 1387/05/28
    309

    برای تو ............

    چشمت اگر چه که دورم هنوز
    پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
     ااگر غصه بارید از ماه و سال
    به یاد گرشته صبورم هنوز
     شکستند اگر قاب یاد مرا
     دل شیشه دارم بلورم هنوز
     سفر چاره ی دردهایم نشد
     پر از فکر راه عبورم هنوز
     ستاره شدن کار سختی نبود
     گرشتم ولی غرق نورم هنوز
     پر از خاطرات قشنگ توام
     پر از یاد و شوق و مرورم هنوز
    ترا گم نکردم خودت گم شدی
     من شیفته با تو جورم هنوز
     اگر جنگ با زندگی ساده نیست
     در این عرصه مردی جسورم هنوز
    اگر کوک ماهور با ما نساخت
     پر از نغمه ی پک و شورم هنوز
    قبول است عمر خوشی ها کم است
     ولی با توام پس صبورم هنوز

    علیرضا   , yds
    علیرضا - 22:50 1387/05/28
    308

    بازیهای المپیک  همیشه یکنواخت برگزار میشه ....بد نیست برای تنوع هم شده

    تغییراتی در این ورزشها انجام بشه .تا هیجانش بیشتر بشه

    .:مثلا

     

    دو میدانی :انگیزه  ی حفظ جان  ..باعث سریع تر دویدن میشه

    ______________________________________

     

     

    پرش سه گام اگه همرا ه با یه مانع این جوری باشه مسلما ورزشکارها بلندتر میپرن

    -----------------------------------------------

     

    مسابقات تیر اندازی هم  خوبه  با هدف متحرک باشه و ملموس

    ___________________________________

     

     

    دو امدادی:یعنی چی که یه تکه چوب بی خاصیت رو دست به دست میکنن ..فکر نمی کنین اگه

    دینامیت باشه . از ترسشون .تندتر میدون تا قبل از رسیدن به خط پایان منفجر نشه ؟؟

    -----------------------------------------------

     

     

    نبرد در ورزشهای رزمی یعنی این : همزمان با یه ببر و یه گلادیاتور

    -------------------------------------------

     

     

    ژیمناستیک هم این جوری بشه خیلی هیجان داره مخصوصا با برق فشار قوی

    -----------------------------------------

     

     

     

    و شمشیر بازی اگه سر مردن یا موندن باشه انگیزه ی ورزش رو میبره بالا ..شک نکنین

    _____________________________________

     

     

    پرش با نیزه  از روی سیم خاردار دیگه آخر هیجانه واسه تماشاچیـان

    ناصر موموشیا      , naser_blue
    ناصر موموشیا - 21:28 1387/05/27
    307

     

    مرگ من روزی فرا خواهد رسید .... در بهاری روشن از امواج نور

     

    در زمستانی غبارآلود و دور .... یا خزانی خالی از فریاد و شور

     

    مرگ من روزی فرا خواهد رسید .... روزی از این تلخ و شیرین روزها

     

    روز پوچی همچو روزان دگر .... سایه ای ز امروزها ، دیروزها

     

    دیدگانم همچو دالانهای تار .... گونه هایم همچو مرمرهای سرد

     

    ناگهان خوابی مرا خواهد ربود .... من تهی خواهم شد ازفریاد درد

     

    می خزاد آرام روی دفترم .... دستهایم فارغ از افسون شعر

     

    یاد می آرم که در دستان من .... روزگاری شعله میزد خون شعر

     

    خاک میخواند مرا هر دم به خویش .... می رسند از ره که در خاکم نهند

     

    آه ، شاید عاشقانم نیمه شب .... گل به روی گور غمناکم نهند

     

    بعد من ناگه به یکسو می روند .... پرده های تیره دنیای من

     

    چشمهای ناشناسی می خزند .... روی کاغذها و دفترهای من

     

    در اتاق کوچکم پا می نهند .... بعد من ، با یاد من بیگانه ای

     

    در بر آیینه می ماند به جای .... تار مویی ، نقش دستی ، شانه ای

     

    می رهم از خویش و می مانم ز خویش .... هر چه بر جا مانده ویران می شود

     

    روح من چون بادبان قایقی .... در افقها دور و پنهان می شود

     

    می شتابند از پی هم بی شکیب .... روزها و هفته ها و ماهها

     

    چشم تو در انتظار نامه ای .... خیره می ماند به چشم راهها

     

    لیک دیگر پیکر سرد مرا .... می فشارد خاک دامنگیر خاک

     

    بی تو ، دور از ضربه های قلب تو .... قلب من می پوسد آنجا زیر خاک

     

    بعدها نام مرا باران و باد .... نرم می شویند از رخسار سنگ

     

    گور من گمنام می ماند به راه .... فارغ از افسانه های نام و ننگ

     

                     

     

     

    میترا آفتاب , shabhaye_bi_gharari
    میترا آفتاب - 03:10 1387/05/27
    306
    قشنگ بود آفرین
    کلوب دات کام
    کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.