| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
17
|
106
|
91/2/15 (16:32)
|
|
||
|
|
9
|
718
|
91/1/29 (21:03)
|
|
||
|
|
1
|
79
|
90/8/27 (15:46)
|
|
||
|
|
17
|
430
|
90/8/26 (17:36)
|
|
||
|
|
112
|
3789
|
90/8/6 (15:10)
|
|
||
|
|
319
|
1836
|
88/9/6 (23:38)
|
|
||
|
|
2
|
180
|
88/6/19 (02:44)
|
|
||
|
|
2
|
316
|
88/6/14 (00:51)
|
|
||
|
|
11
|
138
|
88/5/23 (01:45)
|
|
||
|
|
4
|
112
|
88/1/11 (14:24)
|
|
||
|
|
51
|
599
|
88/1/3 (00:50)
|
|
||
|
|
1
|
27
|
87/11/22 (00:20)
|
|
||
|
|
2
|
130
|
87/11/22 (00:20)
|
|
||
|
|
12
|
172
|
87/11/15 (08:31)
|
|
||
|
|
7
|
63
|
87/11/11 (22:46)
|
|
||
|
|
0
|
40
|
87/10/27 (01:00)
|
|
||
|
|
2
|
41
|
87/10/12 (19:24)
|
|
||
|
|
0
|
44
|
87/10/12 (19:22)
|
|
||
|
|
14
|
110
|
87/10/7 (10:02)
|
|
||
|
|
3
|
79
|
87/9/27 (15:57)
|
|
عشق و عاشقى
عشق عبارت است از یك نوع محبت و وابستگی افراطی كه اراده عاشق مسخ معشوق شده و آرامش خود را تنها در گرو معشوق خود می طلبد.عشق حقیقی و عشقی كه از روی درك قلبی باشد هر گز بدیل و جانشین ندارد و عشق هایی كه به فراموشی سپرده شوند یا چیزی دیگر جایگزین آن شود عادت یا هوس به حساب می آیند. اینكه ما میگوییم عاشق اینترنت هستیم یا عاشق كارمان هستیم اینها عشق نیست بلكه اینها عادت است.و كلیه عشقهای رویایی و عقیدتی جزء عشقهای مجازی به حساب می آیند.اساس عشق بر پایه نیاز استوار است وهر فرد بر اساس نیازهای خود عشق خود را پی ریزی میكند.
عشق همیشه مابین دو جنس مخالف نیست و همیشه اهداف جنسی و غریضی ندارد.گاه پیش می آید كه یك فرد شیفته و شیدای دوست یا همكلاسی خود می شود و نا خودآگاه احساس می كند كه وجود این دوست نقش اساسی در زندگی او بازی می كند و عدم رابطه دائمی با او زندگی روزمره وی را مختل می سازد.این نوع عشق ها از روی غریضه نیست و به آنها عشق های مقطعی یا احساسی گفته می شود كه بیشتر خاص سنین نوجوانی است. عوامل مختلفی بر بوجود آمدن این نوع عشق ها موثرند، كه برای شناخت این دلایل، باید فرد روانكاوی شود. اما عواملی چون كمبود محبت ، درون گرایی،فرارازافكار مایوس كننده، الگو گیری ،احساس حس برتری طرف مقابل و وجود صفات خاصی در طرف مقابل مانند شكل ظاهری ، صدای دلنشین و خلق و خوی برتر باعث این وابستگی افراطی می شود. دامنه این عشق ها تا حدی است كه فرد ناخداگاه عاشق معلم ،استاد،یا افرادی می شود كه از نظر سن و سال و موقعیت اجتماعی هیچ سنخیتی با او ندارند.مشكل اساسی در این نوع عشق ها این است كه چون انگیزه مشتركی برای محبت دو جانبه در بین نیست، بیشتر این عشق ها موجب سرخوردگی و نا امیدی عاشق میشود.مگر اینكه این نیاز دو جانبه باشد یا عاشق برای رفع نیازهای اساسی خود نسبت به بی تفاوتی معشوق گذشت كند.این قبیل عشق ها، از سنین بلوغ جسمی تا بلوغ عقلی به اوج خود میرسند.
بسیاری عشق های دیگر بصورت غریضی و نیاز طبیعی فرد را به سمت عاشق شدن سوق می دهد، مانند عشق بین دختر و پسر.در اینجا فرد با برخورد با طرف مقابل یك سری صفات برجسته ای از فرد را در نظر میگیرد و چون این صفات برای او اشكال یا رفتار ایده آل می باشند. عاشق، دارنده این خصوصیات می شود.گاه پیش می آید كه این صفات بسیار معمولی و برای دیگران مسخره است. اما در نظر عاشق این رفتار قابل ستایش هستند.مشكل این نوع عشق ها زمانی بروز میكند كه عاشق به مدت طولانی در كنار معشوق خود باقی بماند تا هم این صفات كه در نظر او بهترین بودند كم رنگ شود و هم عیب هایی را كه معشوق پنهان میكرد، یا خود عاشق ، بواسطه افراط در عشق خود نمی دید.هویدا شوند.در این نوع عشق به خاطر افراط و غلو درنگاه عاشق و انتظارهای بلند پروازانه عاشق از معشوق این عشق تبدیل به تنفر و انزجار می شود.
نوعی دیگر عشق كه به عشق متقابل یا رابطه معقول معروف است. كه براساس شناخت متقابل دو فرد بوجود می آید.كه این دو فرد در فرصت مناسب با تعقل و تفكر همه صفات خوب و بد همدیگر را در نظر می گیرند.واز برآورد همه خصوصیات همدیگر عاشق یكدیگر می شوند.در این نوع عشق كه بسیار كمیاب است هر دو فرد عاشق صفات نیكوی یكدیگر شده و هر دو نسبت به عیب های هم چشم پوشی میكنند.مسلم است كه چون این عشق بر اساس خرد و اندیشه پی ریزی شده است ، نتایج خوبی را عاید می كند و موجب آرامش هر دو طرف است.برای بوجود آمدن این نوع عشق عواملی دخیل می باشند از جمله این عوامل هم شانی فردی و اجتماعی ، شناخت و برسی همه جانبه، فرهنگ و گذشت دو جانبه ، راستگویی و صداقت ،هم فكری و نیازهای هم سو از عوامل شاخص می باشند.