userinfo close

  ,

نیک اندیشان


nikandishanclub

تاسیس: 31 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیریت کلوب نیک اندیشان - معاونان
لطفا" آیین نامه کلوب نیک اندیشان را که در اولین تاپیک بخش بحث ها قرار گرفته است را مطالعه بفرما ادامه »
لطفا" آیین نامه کلوب نیک اندیشان را که در اولین تاپیک بخش بحث ها قرار گرفته است را مطالعه بفرمایید و نظرات پیشنهادی خود را به آدرس ایمیل مدیر این کلوب ارسال کنید. nikandishan@yahoo.com
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
17
106
91/2/15 (16:32)
9
718
91/1/29 (21:03)
1
79
90/8/27 (15:46)
17
430
90/8/26 (17:36)
112
3789
90/8/6 (15:10)
319
1836
88/9/6 (23:38)
2
180
88/6/19 (02:44)
2
316
88/6/14 (00:51)
11
138
88/5/23 (01:45)
4
112
88/1/11 (14:24)
51
599
88/1/3 (00:50)
1
27
87/11/22 (00:20)
2
130
87/11/22 (00:20)
12
172
87/11/15 (08:31)
7
63
87/11/11 (22:46)
0
40
87/10/27 (01:00)
2
41
87/10/12 (19:24)
0
44
87/10/12 (19:22)
14
110
87/10/7 (10:02)
3
79
87/9/27 (15:57)

عنوان بحث

یوسف عزیزدل , 09134126004
یوسف عزیزدل - 22:08 1386/01/6

انواع عشق و عاشقی د راین روزگار

 

عشق و عاشقى 

 

عشق عبارت است از یك نوع محبت و وابستگی افراطی كه اراده عاشق مسخ معشوق شده و آرامش خود را تنها در گرو معشوق خود می طلبد.عشق حقیقی و عشقی كه از روی درك قلبی باشد هر گز بدیل و جانشین ندارد و عشق هایی كه به فراموشی سپرده شوند یا چیزی دیگر جایگزین آن شود عادت یا هوس  به حساب می آیند. اینكه ما میگوییم عاشق اینترنت هستیم یا عاشق كارمان هستیم اینها عشق نیست بلكه اینها عادت است.و كلیه عشقهای رویایی و عقیدتی جزء عشقهای مجازی به حساب می آیند.اساس عشق بر پایه نیاز استوار است وهر فرد بر اساس نیازهای خود عشق خود را پی ریزی میكند.

 

عشق همیشه مابین دو جنس مخالف نیست و همیشه اهداف جنسی و غریضی ندارد.گاه پیش می آید كه یك فرد شیفته و شیدای دوست یا همكلاسی خود می شود و نا خودآگاه احساس می كند كه وجود این دوست نقش اساسی در زندگی او بازی می كند و عدم رابطه دائمی با او زندگی روزمره وی را مختل می سازد.این نوع عشق ها از روی غریضه نیست و به آنها عشق های مقطعی یا احساسی گفته می شود كه بیشتر خاص سنین نوجوانی است. عوامل مختلفی بر بوجود آمدن این نوع عشق ها موثرند، كه برای شناخت این دلایل، باید فرد روانكاوی شود. اما عواملی چون كمبود محبت ، درون گرایی،فرارازافكار مایوس كننده، الگو گیری ،احساس حس برتری طرف مقابل و وجود صفات خاصی در طرف مقابل مانند شكل ظاهری ، صدای دلنشین و خلق و خوی برتر باعث این وابستگی افراطی می شود. دامنه این عشق ها تا حدی است كه فرد ناخداگاه عاشق معلم ،استاد،یا افرادی می شود كه از نظر سن و سال و موقعیت اجتماعی هیچ سنخیتی با او ندارند.مشكل اساسی در این نوع عشق ها این است كه چون انگیزه مشتركی برای محبت دو جانبه در بین نیست، بیشتر این عشق ها موجب سرخوردگی و نا امیدی عاشق میشود.مگر اینكه این نیاز دو جانبه باشد یا عاشق برای رفع نیازهای اساسی خود نسبت به بی تفاوتی معشوق گذشت كند.این قبیل عشق ها، از سنین بلوغ جسمی تا بلوغ عقلی به اوج خود میرسند.

 

بسیاری عشق های دیگر بصورت غریضی و نیاز طبیعی فرد را به سمت عاشق شدن سوق می دهد، مانند عشق بین دختر و پسر.در اینجا فرد با برخورد با طرف مقابل یك سری صفات برجسته ای از فرد را در نظر میگیرد و چون این صفات برای او اشكال یا رفتار ایده آل می باشند. عاشق، دارنده این خصوصیات می شود.گاه پیش می آید كه این صفات بسیار معمولی و برای دیگران مسخره است. اما در نظر عاشق این رفتار قابل ستایش هستند.مشكل این نوع عشق ها زمانی بروز میكند كه عاشق به مدت طولانی در كنار معشوق خود باقی بماند تا هم این صفات كه در نظر او بهترین بودند كم رنگ شود و هم عیب هایی را كه معشوق پنهان میكرد، یا خود عاشق ، بواسطه افراط در عشق خود نمی دید.هویدا شوند.در این نوع عشق به خاطر افراط و غلو درنگاه عاشق و انتظارهای بلند پروازانه عاشق از معشوق این عشق تبدیل به تنفر و انزجار می شود.

 

نوعی دیگر عشق كه به عشق متقابل یا رابطه معقول معروف است. كه براساس شناخت متقابل دو فرد بوجود می آید.كه این دو فرد در فرصت مناسب با تعقل و تفكر همه صفات خوب و بد همدیگر را در نظر می گیرند.واز برآورد همه خصوصیات همدیگر عاشق یكدیگر می شوند.در این نوع عشق كه بسیار كمیاب است هر دو فرد عاشق صفات نیكوی یكدیگر شده و هر دو نسبت به عیب های هم چشم پوشی میكنند.مسلم است كه چون این عشق بر اساس خرد و اندیشه پی ریزی شده است ، نتایج خوبی را عاید می كند و موجب آرامش هر دو طرف است.برای بوجود آمدن این نوع عشق عواملی دخیل می باشند از جمله این عوامل هم شانی فردی و اجتماعی ، شناخت و برسی همه جانبه، فرهنگ و گذشت دو جانبه ، راستگویی و صداقت ،هم فكری و نیازهای هم سو از عوامل شاخص می باشند.

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سارا -- , sara631
سارا -- - 00:21 1386/01/11
2
عاشق شدن , اهلی شدن است, اهلی شدن ایجاد علاقه کردن است.من گل سرخی دارم که باتمام گلهای سرخ عالم فرق می کند و هیچ گل سرخی سر سوزنی به گل سرخ من نمی ماندگلهای دیگر را کسی اهلی نکرده است اما گل من به تنهایی از همه گلها سراست , چون فقط اوست که آبش داده ام فقط اوست که زیر حبابش گذاشته ام فقط اوست که با تجیربرایش حفاظ درست کرده ام فقط اوست که پای گله گذاری ها یا خودنمایی هاو حتی گاهی پی بغ کردن و هیچی نگفتن هایش نشسته ام او دیگر حالا گل من است ...تو نیز اگر کسی را اهلی کنی هردو تا بهم احتیاج پیدا می کنید تو برای او میان همه عالم موجود یگانه ایی می شوی واو هم برای تو...برای اهلی کردن باید خیلی خیلی صبور باشی و اولش یه خرده دورتر از او بایستی تا او زیر چشمی به تو نگاه کند و تو نباید لام تا کام هیچی بگویی *چون سرچشمه همه سوء تفاهم ها زیر سر زبان است*عوضش میتوانی هر روز یک خرده نزدیکتر بنشینی .همیشه سر یک ساعت مشخص به دیدنش بیا تا اگر مثلا سر ساعت 4 بعدازظهر باشد او از ساعت 3 توی دلش قند آب شود و هر چه ساعت جلوتر برود بیشتر احساس شادی و خوشبختی بکندو وقتی ساعت 4 شد دلش بنا کند به شور زدن و نگران شدن آن وقت است که قدر خوشبختی را بفهمد...راستی یادت باشد تو تا زنده ایی نسبت به آ نی که اهلی کرده ایی مسئولی.و بدان که هیچ وقت نهاد وگوهر را با چشم سر نمی بینند. "برگرفته از کتاب شازده کوچولو"


پیام در تاریخ 86/1/10 ویرایش شده است.
باران    , narsis_rrrrr
باران - 01:01 1386/01/10
1
عشق جوشش کوری ازسر نابینایی است
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.