| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
17
|
106
|
91/2/15 (16:32)
|
|
||
|
|
9
|
718
|
91/1/29 (21:03)
|
|
||
|
|
1
|
79
|
90/8/27 (15:46)
|
|
||
|
|
17
|
430
|
90/8/26 (17:36)
|
|
||
|
|
112
|
3789
|
90/8/6 (15:10)
|
|
||
|
|
319
|
1836
|
88/9/6 (23:38)
|
|
||
|
|
2
|
180
|
88/6/19 (02:44)
|
|
||
|
|
2
|
316
|
88/6/14 (00:51)
|
|
||
|
|
11
|
138
|
88/5/23 (01:45)
|
|
||
|
|
4
|
112
|
88/1/11 (14:24)
|
|
||
|
|
51
|
599
|
88/1/3 (00:50)
|
|
||
|
|
1
|
27
|
87/11/22 (00:20)
|
|
||
|
|
2
|
130
|
87/11/22 (00:20)
|
|
||
|
|
12
|
172
|
87/11/15 (08:31)
|
|
||
|
|
7
|
63
|
87/11/11 (22:46)
|
|
||
|
|
0
|
40
|
87/10/27 (01:00)
|
|
||
|
|
2
|
41
|
87/10/12 (19:24)
|
|
||
|
|
0
|
44
|
87/10/12 (19:22)
|
|
||
|
|
14
|
110
|
87/10/7 (10:02)
|
|
||
|
|
3
|
79
|
87/9/27 (15:57)
|
|

سازهای کوبه ای از قدیمی ترین سازهایی هستند که از هزاران سال پیش تمدن بشری از آنها استفاده میکرده است. اولین استفاده بشر از سازهای کوبه ای برای برقراری ارتباط راه دور بوده و بتدریج برای مراسم شادی، عزا، تشریفات مذهبی و ... از آنها استفاده شده است.

تقسیم بندی سازهای ضربه ای و کوبه ای از نظر ملیت:
سازهای ضربه ای پوستی و کوبه ای پوستی و بدون پوست با ملیت غیر ایرانی:
1_ طبلا 2_ تیمپانی 3_ تمپو 4_ جاز 5_ قاشقک 6_ سایدرام 7_ ناقوس (بلز).
سازهای ضربه ای پوستی و کوبه ای پوستی و بدون پوست با ملیت ایرانی:
1_ دف 8_ تنبوره 15_پیپه 22_ تبیره 29_ دمن
2_ تمبک 9_ خم 16_ بشقابک 23_ دبدبه 30_ تیمبک
3_ دایره 10_ آینه پیل 17_ شندف 24_ جلجل 31_ کومه
4_ نقاره 11_ دمام 18_ جرس 25_ جام 32_ مندل
5_ دایره زنگی 12_ غوغا 19_ درای 26_ طبل غازی 33_ سنکه
6_ دهل 13_ تمبوک 20_ زنگ 27_ طبلک 34_ تاس
7_ گورگه 14_ کسر 21_ چغانه 28_ طبل آویز
رباب
شکل ظاهری : رباب از 4 قسمت ، شکم ، سینه ، دسته و سر تشکیل شده است.
شکم در واقع جعبه ای به شکل خربزه است که بر سطح جلویی آن پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته است. سینه نیزجعبه ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن ، تا اندازه ای گرده ماهی و از جنس چوب است . در سطح جانبی سینه (سطحی که هنگام نواختن بالا قرار می گیرد) ، هفت گوشی تعبیه شده که سیم های تقویت کننده صدای ساز به دور آن ها پیچیده می شوند. بر سطح جانبی دیگر (سطح پاینی) ، پنجره ای دایره ای شکل ساخته شده است. دسته ساز نسبتا کوتاه است و بر روی آن ، حدود ده " دستان " بسته می شود و بالاخره در سر ساز ، مانند تار ، جعبه گوشی ها قرار گرفته و در سطوح بالایی و پایینی این جعبه ، هر یک سه گوشی تعبیه شده است ، سطح جانبی جعبه گوشی ها کمی به طرف عقب ادامه یافته است.
تعداد سیم های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم های جفت با یکدیگر هم صوت کوک می شوند.
سیم های رباب در قدیم از روده ساخته می شده ، در حالیکه امروز آنها را از نخ نایلون می سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد.
مضراب رباب امروزی مانند مضراب عود از پر مرغ ساخته شده است.
رباب ، اساسا محلی است و بیشتر در نواحی خراسان و مرز افغانستان معمول است.

منبع : کتاب سازشناسی/ پرویز منصوری
گفتگو با بهنام سامانی ، طراح ساز جدید اودو- ضربانگ:ساز چهاركاره
هوشنگ سامانی
"بهنام سامانی" یکی از اعضای گروه دستان ، ساز جدید "اودو- ضربانگ" را در آلمان به ثبت رسانده است. به این بهانه گفت و گویی با وی كرده ایم كه می خوانید.
-آقای سامانی !خیلی ساده بفرمایید چرا "اودو"؟
* برای اینکه ریشه اصلی این ساز از یک ساز آفریقایی به همین نام گرفته شده است. زنان در نیجریه از یک کوزه که سوراخی در گلویش ایجاد کرده اند، به منظور ارتباط با ارواح در گذشتگان خود بهره می برند. به این صورت که این کوزه تک سوراخه را به غار برده و در آنجا شروع به نواختن می کنند. فضای آکوستیک غار نیز برای تشدید صدای کوزه به نوازنده خیلی کمک می کند تا حس وحال خوبی بدست آورد. در آنجا به این کوزه "اودو" می گویند و چون به همین نام در دنیای خارج شناخته شده است، نوع تغییر یافته آن را که بنده به کمک شرکت آلمانی "شلاک ورگ" تهیه کرده ام، "اودو- ضربانگ" نامیدم زیرا تفاوت های زیادی با نمونه آفریقایی دارد.
- آیا بهتر نبود از یک واژه مناسب فارسی برای نام گذاری آن استفاده می کردید؟
*عرض کردم این ساز با نام اودو دراروپا و آمریکا شناخته شده است . به طوری که شرکت سازنده آن "شلاک ورگ" نیز قبول نمی کرد نام دیگری برای آن بگذاریم. زیرا در آنصورت برای فروش با مشکل مواجه می شد. یعنی باید ساز جدیدرا با نام جدید در دنیا معرفی می کرد که طبیعتاً زمان زیادی می برد.
- آقای سامانی ! ما سئوالها را به ترتیب از آخر به اول طرح می کنیم!! حال بفرمایید اصولاً اودو چگونه سازی است و چه قابلیت هایی دارد؟
* من هم ناچارم ابتدا پاسخ پرسشی را بدهم که هنوز از من نپرسیده اید!!! در طول بیست سالی که از ایران مهاجرت کرده ام، با نوازندگان کوبه ای دیگر کشورها آشنا شدم. نوازندگانی از آمریکای لاتین، آفریقا، هند و کشورهای عربی که هر یک سازهای کوبه ای منطقه خود را به بهترین شکل می نوازند. من تا حد امکان سازهای کوبه ای دیگر فرهنگ ها را نواخته ام و خیلی هم از آن لذت می برم ولی وقتی فکر می کنم می بینم هر چقدر هم خوب طبلا بزنم، هیچ گاه مثل یک نوازنده هندی نخواهم شد. پس باید سازی را دنبال کنم که تا حد امکان به فرهنگ موسیقی خودمان نزدیک باشد. من علاوه بر تنبک و دف که ساز تخصصی ام هستند ،همیشه دنبال صدایی آشنا و در عین حال جدید می گشتم. از طرفی در حدود 10 سال با یک ساز اودوی آفریقایی که تنها یک سوراخ داشت و بیشتر شبیه تخم مرغ بود، کار کردم. در طول چهار پنج سال اخیر مدام فکر می کردم که آیا می شود ازاین کوزه ساده صداهای دیگری هم تولید کرد و به این ترتیب به ذهنم رسید یک قطعه پوست به بدنه کوزه یا همان اودو اضافه کنم تا حالتی شبیه به تنبک خودمان داشته باشد. کم کم فکر کردم اگر یک سوراخ دیگر یا به قول دوست افغانی ام حکیم لودین، یک غار دیگر به آن اضافه کنم، با صدای متنوع تری روبرو خواهم شد. یعنی وقتی هر دو سوراخ باز باشند، یک صدا می شنویم، وقتی یکی از آنها را با دست بگیریم، صدای دیگری تولیدمی شود و اگر هر دو سوراخ را بگیریم صدای سوم تولید خواهد شد. در ضمن همزمان با اینکارها می توان با نواخت بر روی پوست، صداهای جالبی ایجاد کرد.
این تغییرات را خودتان شخصاً اعمال کردید؟
* خیر در آلمان شرکت های سازنده آلات موسیقی معمولاً این کارها را می پذیرند. یعنی اگر مطمئن باشد طرح پیشنهادی، آینده قابل قبولی دارد، در آن سرمایه گذاری می کنند. من وقتی طرح "اودو-ضربانگ" را به شرکت "شلاک ورگ" دادم ابتدا نپذیرفتند. بعد از طریق دوست خوبم، حکیم لودین که یکی از سرشناس ترین نوازندگان سازهای کوبه ای در اروپاست، توانستم مدیران شرکت را متقاعد کنم تا در خصوص طراحی و ساخت "اودو- ضربانگ" سرمایه گذاری کنند. نکته جالب توجه اینکه وقتی نمونه اولیه ساخته شد، آنها از من خواستند تا کیفیت نمونه را ارزیابی کنم و چون مورد تایید من قرار نگرفت ، ساز را همانجا شکستند. آنها می گفتند تا زمانی که نمونه ساخته شده مورد تایید طراح و نوازنده ساز قرار نگیرد، اجازه خروج ساز از کارخانه را صادر نخواهد کرد، زیرا مایل نیستند کالای بی کیفیت به نام شرکت "شلاک ورگ" بیرون بیاید.
- الان چند ساز را در یک ساز جمع کرده اید؟
*اردو- ضربانگ در حال حاضر تلفیقی از چهار ساز مختلف است . یکی صدای روی پوست که یادآور تمپوی عربی است. دوم صدای یک ساز کوبه ای هند به نام کنجیره، سوم صدای تنبک ایرانی و چهارم همان صدای اصلی اودو که از آفریقا آمده است.
- با توجه به اینکه هر یک از سازهای نام برده، تکنیک نوازندگی خاص خود را می طلبد، بفرمایید تکلیف نوازنده "اودو- ضربانگ" چیست؟
* صحبت شرکت سازنده نیز همین بود که این ساز چگونه نواخته می شود. وقتی من یك مقدار برایشان نواختم، آنها علاقه مندی بیشتری نشان دادند تا کار به انجام برسد. به هرحال کسانی می توانند به نحو شایسته ای بااین ساز کار کنند که به نوازندگی چند ساز تسلط داشته باشند. یعنی همان سازهایی که نام بردم، تمپوی عربی، تنبک ایرانی، کنجیره هندی و اودوی آفریقایی. با این وجود من قصد دارم در آینده نزدیک یک دستور آموزشی برای آن چاپ کنم.
- آیا تاکنون ضبط حرفه ای و کاربردی با "اودو- ضربانگ" داشته اید؟
* بله، در کنسرت سال گذشته گروه دستان با خانم پریسا، از این ساز هم استفاده کرده ام. CD کار در اروپا منتشر شده است ولی متاسفانه در ایران قابل انتشار نیست. علاوه بر این، در ضبط یک کار محلی بختیاری به نام "مرزنگ" مشارکت داشتم که در آنجا هم از "اودو-ضربانگ" استفاده شده است. خوشبختانه این اثر، اوایل تابستان به بازار می آید و هموطنان می توانند با بخشی از قابلیتهای "اودو- ضربانگ" آشنا شوند. از طرفی، تیرماه امسال قرار است به اتفاق گروه دستان در كاخ نیاوران كنسرتی بدهیم و من قصد دارم آنجا از اودو-ضربانگ استفاده كنم.
منبع : هنر و موسیقی
کمانچه
مرحوم استاد علی اصغربهاری نوازنده کمانچه

در دایره المعارف فارسی ج 2 ذیل کمانچه آمده است: از سازهای زهی قدیم ایران و در واقع نوع تکامل یافته رباب، کاسه گرد و پایه آهنی دارد و مانند تار و ویولن سیمهای آن را با گوشی محکم و کوک می کنند، کمانی که با آن کمانچه را می نوازند کمانه نام دارد و همان است که در ویولن کلمه فرانسوی آرشه به معنی کمان کوچک جای آن را گرفته است.
شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد: ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم. و به همین جا اضافه می کند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.
قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورتهای مختلف ساخته می شود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازه ها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست.
از نظر شکل، کاسه ها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست می کنند. کاسه هایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته می شوند. استفاده از این کمانچه ها در قسمت های مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچه ها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسه ی سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچه ها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچه ها اغلب سه سیم دارند ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم می شوند. کمانچه های پشت باز معمولا از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته می شوند.
کاسه های کروی به دو صورت یک تکه و ترکه ای هستند، در کمانچه های ترکه ای کاسه از به هم چسبیدن ترکه هایی که در روی قالب خم شده اند ساخته می شود. ضخامت این کاسه ها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت می گیرد. کاسه های یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولا از گردو خراطی می شود. وزن کاسه از کاسه های ترکه ای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است.صدای این نوع کمانچه ها زیاد مطلوب نیست، کمانچه هایی ساخته می شود که تغریبا کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته می شود، این کمانچه ها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازه های دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند.
قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولا 20 سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمنها کمانچه با کاسه های بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسه ها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته می شود.
دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریبا در یک شکل ساخته می شود. جنس دسته از چوب گردوو شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک 37 میلی متر و در محل اتصال به کاسه 31 میلی متر است. طول دسته کمانچه 31 سانتی متر است.
در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می شد و احتمالا در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار می گیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل می شوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده می شود و این پوست معمولا پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره می تواند باشد.
خرک بر روی پوست قرار می گیرد و سیم ها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیم گیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار می گیرد.
آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی 60 سانتی متر و موی دم اسب.
موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمی شود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فشار را بر روی سیم تغییر می دهد.
چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازه های کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه.
برای ساختن کمانچه ای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است.
__________________
منبع سایت:
Pc world
استاد کیهان کلهر

استاد ارشیر کامکار




ویولن سر نافرمانی و لجبازی خواهد داشت و نواهای چند گانه و دامنه نامتناهی لطایف خود را دریغ خواهد کرد و شخص می ماند با یکی از آلات دوست داشتنی موسیقی که رنجیده دل است و بلا استفاده. هیچ ویولنی مثل ویولن دیگر نیست و هر یک مانند یک وجود بشری ویژه و منحصر به فرد است. در نواختن ویولن نوازنده موجودی مستقل است هیچ دست بیگانه ای در ملک طلق او اختیار ندارد و هیچ گوشی جز گوش او زیر و بم صدا را تعیین نخواهد کرد و به محض اینکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشی شگفت انگیز آغاز می شود. این ارتباط شگفت بین ویولن و نوازنده است که این ساز را منحصر به فرد ساخته. نوازنده در این راه هرگز اجازه ندارد که خسته شود گر چه مکن است بارها با ناکامی رو به رو شود ولی هرگز نباید از پا بیافتد. وجهه جهانی ویولن را می توان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف دید. این ساز هیچ محل ثابت و ساکنی به عنوان تکیه گاه ندارد و خود نوازنده نیز چنین وضعی دارد جز در آن نقاطی که پایش زمین را لمس می کند. دستهای نوازنده باید تا حد زیادی انعطاف پذیر و قوی و دارای حالت فنری باشد و همیشه در سطح شانه یا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند هر چند ویولن نواختن حرفه بسیار پر زحمتی است ولی خوب ویولن نواختن به هیچ وجه غیر ممکن نیست و در واقع در آموزش دادن فرا گرفتن و تسلط یافتن بر آن رضایتی عمیق و طولانی نهفته است. برای دستیابی به نوازندگی بهداشت هم خیلی مهم است: پاکیزگی- برانگیختن جریان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهای ورزشی خاص- استراحت متناوب ویولن یک ساز ظریف و فرنگی است و طبق نمونه های که ساخته می شود از ۵۸ قطعه مختلف که به طرز دقیقی با هم جور شده اند و وزن آن در حدود ۴۰۰ گرم می باشد و ابتدا توسط سازنده ایتالیایی گاسپارو برتولونی اختراع شده است. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آ آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان را پرورش داد یعنی آنتونیو استرادیواریوس. تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن های آنتونیو استرادیواریس برابری نماید.جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریس چیزی در حد کیفیت خورشید که روی پوست ابریشمی تابیده باشد است و هم چنین نرمی و لطافت خاص و منحصر به فرد یا می توان گفت پختگی. یکی از کارهای استرادیواریوس ایجاد ویولن کنسرت است که با طنین نیرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسیقی بیشتر از این لحاظ مدیون استرادیواریوس می باشد. تاکنون متجاوز از سه قرن از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده اند نه تنها نتوانسته اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده اند. اجداد ویولن تیر و کمان. شکل و ساختار ویولن به مثابه بدن یک مونث است به طوری که خط راست ندارد هر چیزی دارای انحنا است کمری زیبا –گردن باریک-پشت گرد شده. وسیله موسیقی به حد اعلا احساسی و زیبا. ● قسمتهای مختلف ویولن: این ساز دارای چهار سیم است که از بم به زیر به ترتیب سل ر لا می کوک می شود.و به دو طریق اجرا میشود با آرشه و پیسکاتو قسمتهای ساز: ۱.تنه ۲. دسته ۳. خرک و ضمائم. ۱. تنه: جعبه ای که ما بین طبله و زیره و جدارهای طرفی محصور شده است. در روی طبله سیمها-گریف-خرک-سیم گیر-و دو شکاف اف قرار دارد. و صدمه پذیرترین بخش ویولن است. ۲. دسته یا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در بالای آن است. انتهای دسته به جعبه چوبی ختم می شود که سیم ها در درون آن به دور گوشی ها پیچیده میشوند. ۳. خرک: ما بین سیم ها و طبله ویولن قرار گرفته و فشار سیم ها آن را به طور عمودی نگه می دارد. نقش خرک این است که ارتعاش سیم ها را به جعبه ویولن منتقل کند. منبع: guitar۴all.com |
تاریخچه و شناختی بر ساز سنتور
به طور کلی اولین اثری که از سازهای شبیه سنتور به دست آمده اثری است از حجاری های دوره های آشوریان و بابلیان در 669 قبل از میلاد که نشان می دهد این ساز را به وسیله بند به گردن می آویختند.
به دلیل قرار داشتن ایران در مسیر جاده ابریشم بین شرق و غرب و تغییر دائمی مرزها در شرایط کشورگشایی ها فرهنگها نیز مرتب دستخوش تحول شده و این تحول آلات موسیقی را بی نصیب نگذاشته است به طوریکه به درستی معلوم نیست سنتور ابتدا در کدام کشور مورد استفاده بوده است ولی مطمئنا ایرانیها قبل ازظهور اسلام با این ساز آشنا بودند و آن را کونار می نامیدند.
به اتکا قد مت آثار کشف شده گمان این است که این ساز از قلمرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نامهای مختلفی پیدا کرده است.
سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد.
این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلای ها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در امریکا زیتر می نامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند.
ساز سنتور در تعدادی از جمهوری های سابق شوروی مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست.
همچنین سنتورهای عراقی –هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود 360 سیم دارند.
عبدالقادر مراغه ای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار می بستند و با جابه جایی خرکها آن را کوک می کردند.
نام سنتور در اشعار منوچهری نیز آمده است:
کبک ناقوس زن و شارک سنتور زن است
فاخته نای زن و بربط شده تنبور زنان
سنتور سازی کاملا ایرانی است که ساخت آن را به ابونصر فارابی نسبت می دهند که مانند بربط، ساز دیگر ایرانی بعدها به خارج برده شد، سنتور سازی جعبه ای به شکل ذوذنقه است که به روی سطح آن دو ردیف خرک تعبیه شده و از زوی هر خرک 4 رشته سیم هم کوک عبور داده شده است.
سنتورهای معمولی دارای 9 خرک می باشند و وسعت صدایشان اندکی بیشتر از 3 اکتاو است و نوازنده در اجرای دستگاه های مختلف موسیقی سنتی کوک ساز را تغییر می دهد و یا محل خرک ها را پس و پیش می نماید.
سنتور یا شاهان تور از جمله سازهای کاملا شرقی است. شکل سنتور اقتباسی از کشتی است و سیم های آن برگرفته از تور ماهیگیری و صدا، صدای برخورد امواج دریا به صخره هاست.
سنتور در زمانهای گذشته به ابعاد مختلف ساخته می شد که تا امروز به شکل های استاندارد سل کوک و لا کوک درآمده است.
سنتور در طی سالیان و در پی مهاجرتها و رفت و آمدهای فرهنگی به کشورهای دیگر برده شد .از آن جهت گروهی بر این عقیده اند که سازهایی چون ارگ و پیانو که از نظر صدادهی صدایی چون سنتور دارند الگوهایی کامل شده از این سازسنتی ایرانی هستند و در طی سالیان و قرون متمادی دوره تکامل خود را پیموده و امروزه خود به سازهای مستقلی تبدیل گشته اند اما برخلاف این سازها که در مسیر تکامل گام برداشته بودند.
ساز سنتور پیشتر با 12 وتر سیم بم و 12 وتر سیم زیر ساخته می شد و سنتور 12 خرکی نامیده می شد، امروزه سنتور 10 خرک و سنتور 11 خرکی و سنتور لا کوک نیز ساخته می شود.
سنتور 11 خرک سنتور چپ کوک نامیده می شود در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه می شود صدای ساز یک پرده بم تر می گردد.
سنتور 9 خرک رایج ترین نوع سنتور است که سنتور سل کوک نامیده می شود و نت های ردیف براساس آن نوشته شده است در سنتور 9 خرک چنانچه براساس کوک تنظیم شود به ترتیب سیم ها از پایین بر مبنای می-فا- سل کوک می شوند و مناسب برای گروهی و ارکستر است.
شاز سنتور برای ردیف موسیقی سنتی و نیز برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش 7 خرک به خرکهای معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شده است.
معادل نصف عمر تمرین سنتور نوازان به کوک کردن آن می گذرد چون ضربه های مداوم مضراب روی سیم ها و تاثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیم ها کوک را به هم می زند و 72 سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود از این رو سنتور سازی شناخته می شود که در عین زیبایی بسیاری از عوارض طبیعی می تواند روی صدا و کوک ان تاثیر بگذارد و حتی نوازنده های باتجربه را برای یک کوک دلخواه ناکام می گذارد.
نقل شده است که حبیب سماعی نوازنده سرشناس سنتور روزی در مجلسی گفته است که کوک سنتور مرا پیر کرده است.
نویسنده: بهمن حجابیان
استاد پرویز مشکاتیان در حال نواختن سنتور

بَربَط یا عود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمیترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار میرود.این ساز در حقیقت نوعی سمبل تاریخی برای سازهای ایرانی است.
از آنجا پیشینهٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمیگردد، میتوان آن را از اصیلترین آلات موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی بین النهرین متعلق به هزارهٔ دوم قبل از میلاد، تصویر مردی ایستاده را نشان میدهد که به نواختن بربط مشغول است.
در حقیقت سومریهای باستان اولین قومی هستند که در آثار به جای مانده از آنها ردپایی از این ساز در دیده میشود. ساز عود در ایران پیش از اسلام به نام بربط شناخته میشد و پس از سومریها و در دوران هخامنشیان رواج داشته است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار متداول بوده است.
گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده است. بر پایهٔ بعضی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن اول هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش دادهاست. الاغانی میگوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود میزدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت میبرند و آن را تحسین میکردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.
چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است)
بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلیترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکههای چوبینی که انعطافپذیر است معنی نموده.
اصولا بربط یا همان عود در اندازههای مختلف ساخته میشود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونههای ساخت کشورهای عربی دارای کاسهای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.
در قدیم بربط را دو نوع به حساب میآوردند: یکی بربط با کاسهٔ بزرگ و دستهٔ کوتاه و دیگر با کاسهٔ کوچک اما دستهٔ بزرگ. امروز به اشتباه ساز دسته بلند را بربط و ساز دسته کوچک را عود مینامند. در حالی که اینگونه نیست و براساس تحقیقاتی که انجام شده توسط استاد سیگارچی هر دو عود یا همان بربط هستند و از یک ساختمان صدایی برخوردارند.
منبع سایت:
به نام خالق هستی
تاریخچه دف
باتوجه به نظرات فراوان که در باره مبدا پیدایش آلات موسیقی در جهان . پذیرفته شده است . این عقیده پیش از همه مورد تایید است که قدیمی ترین و اساسی ترین نمونه آلات موسیقی . سازهای ضربه ای هستند مطابق نطریه های متفاوت پیرامون تاریخچه دف و نیز تحقیقات وسیعی که در این زمنیه به عمل آمده است می توان به بیان کهن حضرت داوود در کتاب مقدس زبور اشاره کرد که فرموده اند که (او را به دف و رقص تسبیح بخوانید)این گفته حاکی از آن است که در زمانهای بسیار دور دف جایگاه و منزلت و یژه ای در آیین های سنتی . مذهبی . عرفانی . دراویشی و همچنین بزمی و رزمی در جهت نوروز و تحویل سال پارسیان در دوران شاهنشاهی ساسانیان توام با نوای دف بوده است. دف در ایران ساسانی همراه با سرودهای خسروانی و بطور گروه نوازی مورد استفاده قرار می گرفته است.
تاثیرات مقتضیات زمان و مکان و تقییر و تحولات سرزمینهارا در اشکال دف نمی توان نادیده گرفت . برخی قبایل نامهاو عناوین های متناسب با تمدن .فرهنگ . آیین و زبان آن زمان خود .بردف می نهادند.در نگاهی به ریشه این کلمه می توان دریافت که ریشه لغوی دف در آغاز (دوب)بوده است .
(دوب) در زبان سومری به معنای لوح و خط به کاررفته سات و بعدها به علت مقتضیات زمان در دوره ای دیگر وارد زبان آکدی شده و به (دوپو) یا توپو تغییر نام یافته است این کلمه بعدها در اثر تردد اعراب بادیه نشینبه سرزمین پارسیان عینا در مکتوبات عرب انتشار یافت و به نام دف مشهور شد.
بعدها در تاریخ اسلام در زمان هجرت حضرت محمد (ص) به شهر مدینه . مردان و زنان عرب با نوای دف به استقبال حضرت رسول آمدند پس از طی شدن دوره آغازین اسلام به تدریج دف جنبه مذهبی و آیین یخود را از دست داد و استفاده های عامیانه تری یافت و به تدریج جای خود را به سازهای دیگر همچون دایره . تنبکم و یا به قول اعراب ضرب داد .
لیکن پس از مدتی با بوجود آمدن تصوف اسلامی دف نوازی مجددا رایج شده و در محافل عرفانی به رشد و نموی نوین پرداخت که تا دهها های اخیر دارای روندی کند و لیکن بسیار پربار و گرانبها بود. د رحال حاضر در کشورهای آسیایمیانه و شرقی مثل اندونزی. مالزی و سنگاپور نوعی ساز با ساختمان مشابه دف امروزی یافت می شود که در محافل . عبادتگاهها. معابد و غیره مورد استفاده قرار می گیرد.
هنری جورج فارس در تاریخ موسیقی مغرب زمین می نویسد : نخستین خواننده مرد حرفه ای اسلام در خوانندگی برای همراهی خود جز از دف از هیچ ساز دیگری استفاده نمی کرد.
الغیض ( به معنی خوشخوان)که نامش در زمره چهار خواننده بزرگ عرب آورده شده است آواز خودش رابا دف همراهی می کرد.در نقشهای حکاکی شده در خرابه های نینوا پایتخت کشور باستانی آشوردر بین نوازندگان . نوازنده ای در حال نواختن نوعی ساز کوبه ای دایره شکل که تناسب بسیار زیادی به ساز دف امروزی دارد می باشد. این نقش بیانگر رواجدف نوازی در امپراطوری آشور که خود زمانی مستعمره امپراطوری بابل بود دارد .
دف امروزه در ایران جایگاه ویژه ای دارد ایرانیان دف را در شادی ها . جشن های بزرگ خود مانند نوروز می نواختند امروزه نیز بسیاری از اقوام ایرانی مراسم سنتی . آیینی . مذهبی . عرفانی و محلی خود را با نوای دف و گاهی به همراه چند ساز دیگر مانند نی و تنبور همراهی می کنند.و بلاخره دف به وسیله مسلمانان به اسپانیا در اروپا را یافت.
ای دف زن دف بر دست دف زن که شوم سرمست
ایقاع کن آهنگی تا شور سماعم هست
تصوف بالاترین فلسفه ای است که تاکنون د راندیشه آدمی نقش بسته است و با لاترین افتخار نسل ایرانی این است که این فلسفه را با هنر به اوج کمال خود رسانیده و عالی ترین نتیجه اجتماعی . اخلاقی. و انسانی را از آن گرفته است. ( استاد سعید نفیسی)
استاد عبد الرحمن بدوی درباره سماع می نویسد : نخستین حلقه سماع را علی تنوفی یکی از یاران سری سقطی متوفی ۲۵۳هجری در بغداد بر پا کرد. اعراب اصولا از دف برای تثبت ضربه های تقطیع در وزن شعر استفاده می کردند . بنابر این شاید بتوان گفت ابتدا دف بدین وسیله به محافل صوفیانه وارد گردیدو بعدها در مساله سماع. بوط جدی مورد استقبال و توجه صوفیان قرار گرفت. مولانا در این ارتباط می گوید:
مست شدند عارفان . مطرب معرفت بیا زود بگو رباعیی. پیش در آ بگیر دف
نظامی گنجوی در خصوص تشبیه دف به ساغر و گلاب دان می گوید:
یکی بر جای ساغر دف گرفته یکی گلاب دان بر کف گرفته
حافظ حکایت کننده ای از اسرار عشق:
حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنی است به ناله دف و نی در خروش و و لوله بود
مولانا می فرماید: میا بی دف به گور من زیارت که در بزم خدا غمگین نشاید
امید است همواره اسلوب انسانیت . خدمت به مردم . پویایی توام با اخلاق . در نهاد هر هنرمندی شعله بر تابد.
منوچهر محمدی
«البته دفی که اعراب از اون استفاده میکردن یه کمی با دف امروزی که تو ایران استفاده میشه تفاوت داشته از نظر اندازه و تعداد حلقه یا زنجیر.»



