userinfo close

  ,

نیک اندیشان


nikandishanclub

تاسیس: 31 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیریت کلوب نیک اندیشان - معاونان
لطفا" آیین نامه کلوب نیک اندیشان را که در اولین تاپیک بخش بحث ها قرار گرفته است را مطالعه بفرما ادامه »
لطفا" آیین نامه کلوب نیک اندیشان را که در اولین تاپیک بخش بحث ها قرار گرفته است را مطالعه بفرمایید و نظرات پیشنهادی خود را به آدرس ایمیل مدیر این کلوب ارسال کنید. nikandishan@yahoo.com
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
17
106
91/2/15 (16:32)
9
718
91/1/29 (21:03)
1
79
90/8/27 (15:46)
17
430
90/8/26 (17:36)
112
3789
90/8/6 (15:10)
319
1836
88/9/6 (23:38)
2
180
88/6/19 (02:44)
2
316
88/6/14 (00:51)
11
138
88/5/23 (01:45)
4
112
88/1/11 (14:24)
51
599
88/1/3 (00:50)
1
27
87/11/22 (00:20)
2
130
87/11/22 (00:20)
12
172
87/11/15 (08:31)
7
63
87/11/11 (22:46)
0
40
87/10/27 (01:00)
2
41
87/10/12 (19:24)
0
44
87/10/12 (19:22)
14
110
87/10/7 (10:02)
3
79
87/9/27 (15:57)

عنوان بحث

غزل غزل , tarane52
غزل غزل - 14:58 1386/03/8

زنان و فرهنگ و تمدن

زن در فرهنگ ملى - اسلامى ایران، مظهر وفا ، پاكدامنى ، مدیریت ، تلاش و از خود گذشتگى است اگرچه در برهه هایى از تاریخ پرفراز و نشیب كشورمان جز گوشه اندرونى مردان، جایى بهتر نداشته است. زن ایرانى از دیرباز در مبارزات ضداستبدادى و ضداستعمارى ، پا به پاى مردان حضورى فعال یافته و در عرصه زندگى، نقش محورى مدیریت را برعهده داشته است، چنانكه این خصیصه هم اكنون نیز در زنان ایلاتى و كرد و لر و آذرى و ... به یادگار مانده است.
در همین حال گرچه امروزه با پس رفتن اندیشه هاى متحجرانه، نقش زنان با خودباورى و مبارزات مدنى در عرصه
 هاى سیاسى، اجتماعى ، علمى و فرهنگى پررنگتر گشته است اما در روزگارانى كه زن به عنوان «ضعیفه» و «ناقص العقل» و بخشى از «اموال شوهر» در چاردیوارى خانه ها محبوس مى گردید، تاریخ ایران شاهد درخشش شیرزنانى است كه براى همیشه نامشان جاودان مانده  است.
كارشناسان معتقدند ، تاریخ
 نگارى ایران، اغلب مردان را مورد توجه قرار داده و جایى براى نقش آفرینى «زن ایرانى » وجود نداشته است. از آنجائیكه زنان به توانایی هایشان برای قضاوت و داوری كمتر از مردها اعتماد می كنند و در روابطشان غالباً  تصمیم گیری را به مردها واگذار می كنند یعنی به قدرتشان كمتر اعتماد می كنند و این فقدان اعتماد  ما را به سیاهی حسادت سوق می دهد كه با مقایسه خود با مردان خود را در موقعیت ناعادلانه ای ببینیم. پس لازم است بیشتر تلاش كنیم و بدانیم چه چیزی موجب ترس ما می شود و بعد به ماورای آن برویم. ما تغییر واقعی را در زندگیمان‘ آزادی واقعی را تا زمانی كه این فرایند تقریباً یك شستشوی مغزی را در نگرانیهایی كه مانع از احساس صلاحیت و كامل بودنمان می شود‘ آغاز نكنیم‘ تجربه نخواهیم كرد.با توجه به سابقه درخشان تمدن مثبت نگرش به زنان در اجتماع و هم چنین نقش ارزنده و مقام آنان در فرهنگ و ایفای وظایف خود‘ همه اینها باعث می شود حقوقی مشابه حقوق مرد در جامعه شبانی برای خود كسب كند: بیاید‘ برود و گوسفند را بزایاند و گاو را بدوشاند و شتر را روغن مالی كند‘ و به كمك شوهر با روچوب و چادر را بر پشت چارپا بگذارد‘ در عین اینكه گهواره را با یك دست می جنباند‘ پایه های چادر و آلاچیق را با دست دیگر محكم می كند و میخ چادر را می كوبد‘  اظهار نظر كند ‘ دخالت كند‘ در یورت و مجلس مشاوره شركت كند ‘ در خرید و فروش گوسفند و مرتع دخالت نماید و .... و در یك روز به مقام سلطنت مثل خاتون بخارا برسد و سرداران عرب هم در كار او متحیر بمانند. مهمترین كلام آنكه آنچه مهندس سادات در مورد خصوصیات روح زن می گوید كه زن نباید بخاطر سیاستهای اقتصادی و اجتماعی وارد عرصه اجتماعی شده و با مردان رقابت كند و اینها بخاطر طبع لطیف اوست و ممكن است او را از ارزشهای متعالی دور سازد‘ هم با كلام قرآن هم با احادیث پیامبر و هم با سخن امام (ره) كه می فرمودند: امروز زنان در جمهوری اسلامی همدوش مردان در تلاش سازندگی خود و كشور هستند و این است معنای «آزاد زنان و آزاد مردان»‘ مغایرت دارد چرا كه اسلام زن را مثل مرد‘ در همه شئون همانطوریكه مرد در همه شئون دخالت دارد‘ دخالت می دهد. كما اینكه كلمه «امروز» ممكن است به كلمه «آن روز» هم كه حضرت زینت (س) در مقابل حكومت امویه چون مردان ایستادگی كرد‘ نیز بازگردد. آنچه مهم است اینست كه نه زن بخاطر زن بودن برتر است نسبت به مرد و نه مرد بلحاظ مرد بودن امتیازی نسبت به زن دارد. بلكه هر دو باید هم چون دو نیم از یك سیب به تعبیر پیامبر اسلام (ص)- دست در دست هم داده و در ساختن جامعه ای بر اساس اصول انسانی بكوشند و هر یك به نوبه خود وجود دیگری را تكمیل كند. آری به یك اعتبار هم مرد ناقص است هم زن و تكمیل آنها در پیوند آنهاست. لیكن به فرمایش استاد مطهری: «من ادعا نمی كنم حقوقی كه عملاً در اجتماع به ظاهر اسلامی ما نصیب زن می شد ارزش مساوی با حقوق مردان داشته است‘ بارها گفته ام كه لازم و ضروری است كه به وضع زن امروز رسیدگی كامل شود  و حقوق فراوانی كه اسلام به زن اعطا كرده و در طول تاریخ عملاً متروك شده به او بازپس داده شود»‘ یعنی مذهب‘ در گذر زمان از نیات اصلی خود فاصله می گیرد. افلاطون با كمال صراحت مدعی است كه زنان و مردان دارای استعدادهای مشابهی هستند و زنان می توانند همان وظایفی را عهده دار شوند كه مردان عهده دار می شوند و از همان حقوق هم بهره مند گردند. بنابراین دلیلی وجود ندارد كه حتماً یكی برتر و دیگری كهتر باشد. همچنان كه در طول تاریخ زنان نیز لیاقت و شایستگی خود را نشان داده اند؛ بانوی صدر اسلام حضرت فاطمه (س) الگوی تمام زنان عالم بطور اعم و الگوی زنان مسلمان بطور اخص می باشد وچنانچه زبان از توصیف اعمال و گفتار و كردار ایشان قاصر است‘ به كمتر از آن بسنده می كنیم:

 

 درست زمانیكه آقامحمدخان به برادرزاده اش فتحعلیشاه در مورد گروه فرومایه رعیت و زارع می گفت كه هر ده خانه را یك دیگ نباشد تا به جهت طبخ آشی یكروز به انتظار به سر برند والا رعیتی نكنند ....‘ در روسیه كاترین دوم  یا كاترین كبیر كه در تاریخ به ملكه مقدس برفها معروف است‘ در جلسات وزیران و مقامات دولتی و دیپلماتهای روسی درس مدیریت و اقتصاد در سیاست و دیپلوماسی می داد و به كتابهایی چون روح القوانین منتسكیو و تاریخ عمومی ولتر و فرهنگ بایل استناد می كرد.

هم چنین از جمله زنان مبارزى كه در تاریخ معاصر ایران تا حدود بسیارى ناشناخته مانده و اطلاعات چندانى از زندگى وى در دست نیست ، زنى است تبریزى به نام «زینب پاشا» كه به تنهایى نهضتى ماندگار و غرورآفرین بر پا ساخت.

زینب پاشا كه در منابع گوناگون با نامها و القابى چون: «بى بى شاه زینب»، «زینب باجى» ، «ده باشى زینب» و «ائل قیزى» از او یاد شده است، فرزند «شیخ سلیمان» از مردان تهى دست محله «عموزین الدین» تبریز بود. از تاریخ تولد، دوران كودكى و جوانى وى مطلبى در منابع تاریخى ذكر نشده است اما نام «زینب پاشا» در جریان قرارداد استعمارى رژى و آغاز مبارزات ضداستبدادى و ضداستعمارى وى براى همیشه در تاریخ ثبت گردید.

واقعه قرارداد استعمارى رژى یا همان واگذارى امتیاز تنباكو به دولت انگلستان اتفاقى بود كه در دوران قاجار رخ داد. عصرى كه شاه به عنوان «مالك كشور» بدون هیچ قید و بندى اموال ملى را در اختیار بیگانگان قرار مى داد، سال ۱۲۶۳ شمسى زینب و گروه وى مبارزات خود را آغاز كرده و از اواخر دوره ناصرى تا زمامدارى مظفرالدین شاه در صحنه سیاسى آن دوران به نقش آفرینى پرداخته اند.
«زینب پاشا» و بستن بازار تبریز:

پس از انتشار اخبار انعقاد قرارداد واگذارى امتیاز تنباكو به دولت استعمارى انگلستان توسط چند روزنامه نگار تبریزى، این شهر نخستین كانون مبارزه و مخالفت با این قرارداد در كشور گردید.
در پى فتواى مجتهد تبریزى بیش از ۲۰ هزار تن از مردم تبریز در اعتراض به قرارداد رژى شورش كرده و با بستن بازار و حمله به چند مركز دولتى مخالفت خود را با آن اعلام كردند. اما مدتى از این حركت نگذشته بود كه سربازان مسلح ناصرالدین شاه به سرعت در سطح شهر تبریز مستقر شده و ضمن سركوب و متفرق كردم مردم، بازاریان، شهر را با زور و تهدید اسلحه مجبور به بازكردن مغازه
 ها مى نمایند.

در همین حال زینب پاشا به همراه گروه خود به بازار تبریز ریخته و ضمن درگیرى با مأموران، بازاریان را نیز دوباره مجبور به تعطیلى بازار مى كنند.

حركت دیگر زینب پاشا در جنبش مردم علیه گرسنگى و قحطى در سالهاى انقلاب مشروطه متبلور مى شود. « احتكار » در سالهاى انقلاب مشروطیت در تبریز و آذربایجان بلاى جان فقیران شده بود و محتكران و گرانفروشان از به ذلت نشاندن مردم ، پولهاى كلان به جیب مى زدند.
در این مقطع نیز قیام زنان تبریز به رهبرى زینب پاشا آغاز مى شود. زینب و هوادارانش محتكران را شناسایى كرده و به انبار آنان حمله مى كردند. آنان آرد و گندم را از انبار بیرون كشیده و بین فقراى شهر و روستاهاى اطراف پخش مى كردند. برخى منابع تاریخى از فعال بودن ۳هزار زن در كنار زینب پاشا براى مبارزه با محتكران سخن به میان آورده
 اند.

سخنرانى هاى آتشین زینب و شخصیت كاریزماتیك وى در فرهنگ و تاریخ آذربایجان به گونه اى تأثیرگذار و ماندگار شده كه حتى در مثل ها و اشعار فولكلور مردم این دیار نیز جاى گرفته است.
... و پایان نامعلوم یك مبارز:

همچنانكه از اوایل زندگى زینب پاشا اطلاعى در دست نیست سرنوشت وى نیز در منابع تاریخى در هاله اى از ابهام قرار گرفته است. نوشته اند كه اواخر عمربا معیت همراهان قصد اعتكاف در كربلا مى نماید. هنگام عبور از مرز مورد آزار و اذیت سربازان مرزى قرار مى گیرند كه وى على رغم سن زیاد به همراه یارانش قرارگاه مرزى را با خاك یكسان مى نماید. وى از آنجا به كربلا رفته و از آن تاریخ نشانه اى از وى وجود ندارد...

در سراسر تاریخ پرفراز و نشیب و طولانی ایران، همواره زن، در هر جایگاه و مقام، در انتقال فرهنگ و ارزش‌های آن به نسل‌های بعدی، نقشی كارساز و اساسی ایفا كرده است. طی این تاریخ دراز و پرماجرا، از هزاره چهارم قبل از میلاد به بعد؛ از آنچه كه از نقش‌ها بر روی مهرها، سكه‌ها، كتیبه‌ها، تندیس‌ها، قالی‌ها، مینیاتورها و نقاشی‌ها بر جای مانده، حضور فعال زن در یك زندگی فرهنگی و تمدنی به وضوح نمایان است. در ادوار بعدی، گذشته از نقوش در اسناد مكتوب و كتاب‌ها نیز این سیر تحول، هر چند، گاه غیرمستقیم و جسته و گریخته، موجود می‌باشد و دیده می‌شود.

ایرانیان از دیرباز به اصول اخلاقی معتقد بوده و بنا به دستور پیامبر باستانی خود از اندیشه نیك‘ گفتار نیك و كردار نیك پیروی می كرده اند و با همه ملل چه ایرانی و غیرایرانی‘ رفتاری از روی عدل و انصاف داشته اند و دادگستری و آزادمنشی و مهربانی و جوانمردی و بخشندگی را از بزرگترین فضیلت انسانی می شمردند‘ بدیهی است با زنان هم بر مبنای این اصول به عدل و انصاف رفتار می كردند و حقوق و مقام ایشان را چه در میان افراد خانواده و چه در اجتماع آنچنان كه سزاوار شخصیت انسانی و فضایل اخلاقی و معنوی خودشان بود‘ گرامی و محترم می داشتند.

از زمانی كه زن برای فرزند خود در گهواره زمزمه لالایی سر داده؛ و كمی بعدتر، زمانی كه برای او داستان و افسانه گفته، انتقال میراث فرهنگی را آغاز نموده است. تربیت فرزند، همان انتقال سنت‌ها، آداب و رسوم از نسلی به نسل دیگر است كه فرهنگ نامیده می‌شود؛ و اگر درنظر داشته باشیم كه ایرانیان مردمانی سنت‌گرا هستند، می‌توان به اهمیت موضوع بیشتر پی‌ برد. اگر از عصر پیش از تاریخ و از زمان ورود انسان به مرحله «شهرنشینی» كه دوران «مادر یا زن‌‌سالاری» نامیده شده، گفت‌وگوی خود را شروع كنیم، درمی‌یابیم كه مهم‌ترین فعالیت‌های زندگی روزمره و همچنین اختراعات و ابداعات اولیه، از غذا و دارو گرفته تا ساخت آلات و ادوات خانگی، بر عهده زن بوده است. بر روی نقوش انواع آلات و ادوات، طرز آرایش و لباس و زینت‌آلات، حتی نحوه نشستن و ایستادن زن؛ كه نمایانگر ظواهر زندگی و نحوه تمدنی است؛ و همچنین انواع كار در مزارع، چون میوه‌چینی، كاشت و برداشت محصول، دامپروری؛ و كار در كارگاه‌ها، چون قالی‌بافی و نخ‌ریسی، ساختن ظروف و وسایل خانه؛ و در ضمن شركت در مراسم مذهبی، چون نیایش و خواندن سرود، ساختن جوهرها و عطرها و بخورها برای آداب آیینی؛ كه اغلب قریب به اتفاق اینها توسط زن انجام می‌گرفته، نقش فعال او را در انواع وجوه زندگی نمایان می‌سازد و می‌توان او را سازنده و تداوم‌بخش فرهنگ و تمدن این دوران دانست و به همین جهت است كه در بین اشیا كشف شده، بیشترین نقوش انسانی و تندیس‌ها، اختصاص به الهه مادر و سایر ایزدبانوها داشته است؛ بدین ترتیب باید گفت كه زن از سویی بانی و از سوی دیگر پاسدار فرهنگ اولیه بوده؛ كه به نسل‌های بعدی منتقل می‌شده است.

در دوره مادرشاهی‘ زن در فلات ایران نسبت به مرد مقامی برتر داشت. در این عصر كه دوره ماقبل از تاریخ ایران است زن امور قبیله را اداره می كرد و به مقام روحانیت می رسید و سلسله انساب خانواده به نام او بود. زیرا زن ناقل خون قبیله به خالص ترین شكل خود به شمار می رفت. در این دوره فعالیت كشاورزی و اقتصادی با زنان بود. بدین جهت مردان برای زنان ارزش و مقامی بزرگ قائل بودند و زن را مظهر نعمت و فراوانی میدانستند. در این اجتماعات قبیله ای زنان و مردان باحق مساوی رؤسای خود را انتخاب می كردند و راجع به جنگ و صلح تصمیم می گرفتند. در این دوره بود كه زن به راز حاصلخیزی پی برد ‘ گندم كاشت و دروید و خانه ساخت و كارهای دستی و صنعتی ابتدائی را ایجاد كرد.

بنا به اعتقاد ایرانیان عهد باستان در دین مزدیسنا كه اساس اعتقادات ایرانیان قدیم بر آن است‘ زن و مرد را اهورامزدا آزاد و یكسان و محترم بیافرید. هردو در یك نطفه تكوین یافته و با هم سر از زمین برداشته و تكامل جسته و یكسان بصورت آدمی درآمده اند و اهورامزدا با آن دو به یك زبان سخن گفته و قانون و دستور واحدی را برای زندگی شان مقرر داشته و به آنها گفته پدر و مادر مردمان جهانید؛ من شما را پاك بیافریدم. نخستین چیزی كه آن نخستین زن و مرد اندیشیدند این بود كه هر یك از ما باید خشنودی و دوستی دیگری را فراهم آوریم.

مطابق اوستا مقام زن در دین باستانی ایرانیان برابر مرد بوده و همه جا هم نام این و هم نام آن در یك ردیف ذكر شده. سن بلوغ برای زن و مرد یكسان میباشد تا هر دو در ادای فرایض دینی و انجام وظایف اجتماعی در یك مرحله واحد سنی احساس مسئولیت كنند. همه جا در اوستا زنان  و مردان پارسا من باب تقدیس با هم ذكر شده و در اعمال مذهبی و ادعیه نیز برابر شمرده شده است.

در آغاز دوران زندگی اجتماعی بشر‘ زن نسبت به مرد در سراسر روی زمین بطور اعم و در میان مردمان فلات ایران بطور اخص دارای مقام برتر و احترام فوق العاده ای بوده است. در این دوره (كه از اواخر عصر حجر كه به 6 یا 7 هزار سال قبل میلاد می رسد‘ تا عصر مفروغ و برنز و حتی اوایل عصر آهن كه به دوره مادرشاهی معروف میباشد) شخصیت زن بخاطر امتیازات اقتصادی و اجتماعی و حق قضاوت و حكمیت در حل و فصل مسائل قومی و فراهم آوردن رفاه و فراوانی بصورت ربة النوع های گوناگون مجسم شده است. «كیرشمن» در این باره می نویسد: مردم ایران در ماقبل تاریخ برای توجیه فكر كنجكاو خود در مقابل این پرسش كه خالق اول انسان چه كسی  و چگونه بوده‘ زن را كه علاوه بر داشتن اشتراك مساعی با مردم در تمام امور دارای امتیاز زایندگی است و اولین زن را كه مادر تمام زندگان است بصورت خدا مجسم می كنند و تصور خود را از او بوسیله بت متجلی میسازند. مجسمه هایی كه به راوانی بوسیله حضریات باستان شناسان از نواحی ماقبل تاریخی بدست آمده و زن را بصورت الهه های گوناگون نشان میدهد گواه این حقیقت است.

از آثاری كه طی حفاریهای شوش پیدا شده و نیز تحقیقاتی كه از روی قرائن تاریخی و اسناد و سنگهای منقوش و منقور دوران ایلامیان بعمل آورده معلوم گشته كه زن در آن عهد كهن به صورت ربة النوع مجسم و مورد ستایش قرار می گرفته و از لحاظ اجتماعی هم مقامی ارجمند داشته است. در هزاره سوم و دوم قبل از میلاد نقش زنان در جامعه كهن ایلام نسبت به مرد برتر بوده و حتی رسیدن به پادشاهی از طریق مادر انتقال می یافته است. در هزارو پانصد سال قبل از میلاد كه ایلامیان به مرحله تمدن شهرنشینی رسیدند باز مقام زن از لحاظ معنوی در همان مرتبه ادوار گذشته باقی بود و مجسمه ربة النوعها مورد ستایش قرار داشت. این زمان كه دوره سلطنت «اونتاشكان» و همسر او «فاپیراسو» بوده یكی از درخشانترین ادوار تاریخ ایلام به شمار می رود و این ملكه قدرتی برتر از پادشاه داشته است.

در دوره هخامنشیان اگرچه مقام و موقعیت اجتماعی زن به پایه گذشته نبود و هم چنین حقوق و امكانات او در خارج از خانه و اجتماع از بعض جهات با مرد نمی توانست قابل مقایسه باشد ولی آنچه به تحقیق دانسته شده تا حد زیادی انسانی و عادلانه بوده بطوریكه زمینه اجتماعی مقام زن كه در این دوره بر مبنای عدالت و مردمی بوده تا دوره اشكانیان و آخر ساسانیان و حتی در متن اجتماعی دوره های بعد از آن هم باقی ماند. از آن میان می‌توان از پَروُشات، همسر اردشیر دوم (405 ـ 359 ق م) هخامنشی؛ و همچنین موزا، ملكه عهد پارتی و از پوران‌دخت و آذرمی‌دخت شاه‌بانوهای ساسانی، كه سكه‌هایی از آنان باقی است، نام برد.  زنان در عصر هخامنشیان مثل دوره ظهور زرتشت با روی گشاده همه جا رفت و آمد می كردند و شهبانو مثل پادشاه تاج بر سر نهاده و بر تخت شاهی تكیه می زده و زنان در امور سیاسی مداخله می كردند و در امور لشكركشی و در صحنه های پیكار ظاهر میشدند و با دشمن می جنگیدند.

در این زمان براساس لوح های گلی تخت جمشید زنان هم دوش مردان در ساختن كاخ های شاهان هخامنشی دست داشتند و دستمزد برابر دریافت می نمودند، پیشه بیشتر زنان در دوره هخامنشیان صیقل دادن نهائی سنگ نگاره ها و همچنین دوخت و دوز و خیاطی بوده است. باید خاطرنشان كرد كه زنان در زمان بارداری و با بدنیا آوردن كودكی برای مدتی از كار معاف میشدند ، اما از حداقل خقوق برای گذران زندگی برخوردار می گشتند و علاوه بر آن اضافه خقوقی بصورت مواد مصرفی ضروری زندگی دریافت می نمودند، همچنین در گل نوشته های تخت جمشید شاهد آن هستیم كه در كارگاههای خیاطی ، زنان بعنوان سرپرست و مدیر بودند و گاه مردان زیردست زنان قرار می گرفتند.

اما زنان خاندان شاهی از موقعیت دیگری برخوردار بودند ، آنان می توانستند به املاك بزرگ سركشی كنند و كارگاه های عظیم را با همه كاركنانش اداره و مدیریت می كردند و درآمدهای بسیار زیاد داشتند ، لازم به ذكر است كه حسابرسی و دیوان سالاری هخامنشی حتی برای ملكه هم استثنا قائل نمی شد و محاسبه درآمد و مخارج از وی مطالبه می كرد.

دریكی از مهرهای بدست آمده از تخت جمشید زنی بلندپایه در صندلی تخت مانندی نشسته و پاهایش را روی چهارپایه ای گذارده و گل نیلوفری در دست دارد و تاجی برسرنهاده كه چادری روی آن انداخته شده است و به تقلید از مجلس شاه ، ندیمه ای در برابر او ایستاده و عود سوزی در آن دیده می شود. این مهر یكی از زنان ثروتمند دربار هخامنشی است كه نقش مهمی در مدیریت جامعه داشته است و دستورات خود را به این مهر منقوش می كرده است.

بنابراین با كمك گل نوشته های تخت جمشید تصویری كاملا نو از زنان و ملكه های هخامنشی بدست می آوریم كه برخلاف ادعای نویسندگان یونانی ، كه آنها را عروسكهایی محبوس در حرم سراها می دانستند، نه تنها همدوش مردان در آئین های مذهبی شركت می كردند ، بلكه در صحنه زندگی و در اداره امور كشور هم نقش و شخصیت مستقل خویش را حفظ می كردند . بررسی دقیق لوح های دیوانی تخت جمشید نشان می دهد، كه زن در دوران فرمانروائی هخامنشیان بویژه در زمان شاهنشاهی داریوش بزرگ از چنان مقامی برخوردار بودند كه در میان همه خلق های جهان باستان نظیر نداشت . 

مقام زن در دوره اشكانیان به پایه مقام او در دوره مادها و هخامنش ها نمی رسید. آنچه مورخین درباره محدودیت زن در دوره اشكانیان نوشته اند غالباً درباره طبقات عالی جوامع آن عهد می باشد كه از نظر موقعیت ممتازی كه داشته اند مورد توجه قرار گرفته و شرح احوالشان در تاریخ آمده ولی این قاعده درمیان طبقات پایین كه پیوسته در بند رفع حوائج عادی زندگی بوده اند نمی تواند صادق باشد زیرا مردم عادی در آن زمان تابع شرایطی بودند كه مشمول آن محدودیتهای طبقات بالا نمی گشتند.

در نقش‌های برجسته در دل كوه‌ها و نقش‌های  روی ظروف سفالین و تندیس‌گونه‌هایی كه به شكل آلات و ادوات مفرغی و سپس سیمین و زرین ساخته می‌شده، و این نقوش نمودار و نماد زندگی و اندیشه‌های ماوراءالطبیعی و زمینی ایرانیان هستند، همچنان بیشترین صحنه‌ها اختصاص به زنان دارد.

در زمان ساسانیان نقش آناهیتا ربه.. النوع عظیم الشأن  و مورد پرستش عموم كه در زمان اشكانیان ساخته شد_ را برای تبرك در كنار نقش اهورا مزدا ( مانند امشاسپندان‘ امرداد‘ خرداد‘ و سپندارمذ كه صفات اهورامزدا هستند) در مجالس تاجگذاری شاهان قرار دادند. ایزدبانوی آناهیتا، كه مظهر توالد و تناسل و بقای نسل، حاصلخیزی، باروری، آتش و به خصوص آب است، در اوستا، كه فصل مبسوطی به آن اختصاص داده شده است، با چهر‌ه‌ای زیبا، اندامی كشیده و نیرومند، پیراهنی فاخر و زیبا و زینت‌آلاتی درخشان و پربها، توصیف شده است؛ و تندیس‌های او نیز نمودار و مبین همین توصیف است. او مظهر زندگی، نیرومندی، زیبایی و نگاهبان اجاق خانواده؛ و الگوی ماوراءالطبیعی زن در همه دوران باستان است كه نسل به نسل به ایرانیان منتقل شده بوده. «كریستن سن» درباره این دوره می نویسد: رفتار مردان نسبت به زنان به قدری از روی احترام و مبادی بر آداب بوده كه انسان را به جای چنان دوران دور به یاد رفتار نزاكت آمیز قرن هیجدهم می اندازد. درباره حقوق زن در دوره ساسانیان در كتاب ماتیكان هزار داتستان آمده كه زن در این دوره از احترام و مقامی بس ارجمند برخوردار و تقریباً با مرد برابر بوده‘ بطوریكه به امور قضاوت می پرداخته و بزرگترین حقوقدانان را در مباحثه مجاب میكرده است. در این عصر پدر خانواده نمی توانسته دختر را بدون رضای او مجبور به ازدواج كند. زن میتوانست معامله كند‘ حق مالكیت داشت و می توانست دارائی خود را اداره كند. می توانست از روی قانون از طرف شوهر خود داخل محاكمات شود و بنام شوهر امور را اداره كند. زن حتی می توانست در برخی مواقع بجای موبدان مراسم دینی بجای آورد. در كتاب قانون دادگستری در شاهنشاهی ایران باستان‘ تألیف اشرف احمدی‘ تمدن بوسیدن دست زن در عصر ساسانیان چنین آمده كه وقتی مریم شاهزاده رومی را (دختر قیصر روم) كه به نكاح خسروپرویز درآورده بودند‘ به ایران می آوردند‘ خسروپرویز به استقبال مركب عروس رفت و چون به نزدیك او رسید از اسب پیاده شد و دست عروس را بوسید.

 الگوهای زمینی زن در این دوران طولانی، ابتدا در اساطیر ایرانی مشاهده می‌شود كه در شاهنامه فردوسی منعكس است. زن در شاهنامه فردوسی هم مقامی ارجمند و خصوصیات و كرداری همانند قهرمانان مرد دارد. همانطور كه در صحنه های پر حادثه و شگفت شاهنامه مردانی همچون كاوه آهنگر و رستم و اسفندیار می بینیم‘ با زنانی خردمند و جنگاور و پهلوان و با سیاست مانند سیندخت‘ گردآفرید و كتایون هم مواجه می گردیم. زنانی كه عرصه میدانهای نبرد جولانگاه آنهاست تا زمانی كه سریر سلطنت و افسر خسروی به وجود گرانقدرشان ارج یافته و بالاخره زمانی كه با سیاست و كیاست و چاره گری خود كارهای بزرگ انجام می دهند و به دست توانای خود مهام امور مملكت را اداره می كنند.

گرد‌آفرید، دوشیزه‌ای دلاور و جنگجوست كه شجاعت و پاكدامنی او نمونه است. زنان دیگر شاهنامه، به جز یك مورد استثنا، همگی فرزانه، نجیب و شریف‌اند؛ و همسران و فرزندان خود را به سوی یك زندگی آبرومند، با حفظ سنت‌ها و ارزش‌های میراث فرهنگی ایرانی، رهنمون هستند. تهمینه، همسر رستم، جلوه‌های فرهنگی زندگی همسر را كه شجاعت، نجابت، پهلوانی، اطاعت از فرمانروا و حفظ آب و خاك است، به فرزند خود سهراب می‌آموزد.

با ورود به دوره تاریخی، آتوسا، دختر كورش كبیر، همسر داریوش كبیر و مادر خشایارشا كه در تاریخ عهد باستان ایران جایگاهی بس والا و مهم دارد، بانویی فرهیخته و سیاستمدار است. هرودوت بیش از سایر مورخین درباره او گفت‌وگو داشته و اشیل (ایسخیلوس) در نمایشنامه «ایرانیان» خود، او را «بانوی بانوان» خوانده است. آتوسا شعر می‌سرود، از اوضاع زمانه و جهان اطراف خود آگاهی داشت؛ و فرزندان خویش و سایر درباریان و اطرافیان را به آموزش و پرورش فرا می‌خواند. با وجود كمبود منابع، كه این معدود منابع نیز اغلب یونانی و رومی‌اند؛ و با استناد به همان اندك مدارك، از این نمونه زنان كه در كارهای سیاسی و فرهنگی زمان خود شركت داشته‌اند؛ و در نتیجه در اعصار پس خود نیز تاثیرگذار بوده‌اند. در دوره داریوش دوم‘ هم چنین به گفته كتزیاس‘ زنی بنام ركسانا حق داشته و میتوانسته در امور سپاهیگری وارد شده و همچنین مردان در صحنه های پیكار و میدان های جنگ با ابراز شجاعت از سرزمین خود دفاع كند.

قبل از اسلام زن عرب در مورد ازدواج‘ طلاق‘ میراث صاحب هیچ گونه حقی نبود. بهنگام گسترش اسلام و رشد فرهنگی جامعه‘ زنان نیز می توانستند نقش خود را بطور ارزنده ای ایفا كنند. زمانی كه پیامبر اكرم (ص) اعلام فرمود: طلب العلم فریضة علی كل مسلم و مسلمه‘ بزرگترین امتیاز به زنان اعطا شد و اسلام هم اعلام نمود كه زن نیز مانند مرد نه تنها می تواند سواد دار شود كه بعنوان یك امر ضروری می بایستی زنان نیز به دانش اندوزی بپردازند. چرا كه اسلام با آموزش زنان به دلایل عقلی و قرآنی كاملاً موافقت دارد. اولین گروه زنان باسواد را نزدیكان خاندان نبوت تشكیل می دادند و آزادی زنان جهت شركت در مساجد و نیاز به فراگیری احكام خداوند سبب ترغیب آنان به سوادآموزی گردید. پیامبر اكرم (ص) قسمتی از وقت خود را به آموزش همسران خویش اختصاص داده بود و آنان نیز احادیث و گفتار حضرت را به زنان دیگر تعلیم می دادند. مادر حسن بصری در سده اول هجری برای زنان داستانها و سخنان پندآموز دینی می گفت و فرزندش نیز از بزرگترین مبلغان تفكر اسلامی است. با این حال شرایط اجتماعی آن روز عربستان و عدم امكانات باعث گردید كه كمتر به آموزش زنان توجه شود.

در این عهد طولانی نیز نقش كارساز و میراث‌داری فرهنگی زن ادامه یافته، منتها به سبكی دیگر كه متاثر از تغییرات و دگرگونی‌های ژرف فرهنگی و تمدنی این دوران بوده است. تفاوت این زمان با اعصار پیشین در كوشش‌ها و كوشش‌های زن است كه می‌بایست در پرده‌نشینی به امور بپردازد؛ كه گاه این كوشش‌ها طبق سنت و ناخودآگاه صورت می‌پذیرفته و گاه هوشیارانه رنگ مبارزات درونی و یا بیرونی را به خود می‌گرفته؛‌ تا بتواند موقع و مقام خویش را در خانواده و حتی در جامعه و در سیاست حفظ و یا تثبیت و تقویت نماید. دختران در خانه، سواد خواندن و نوشتن، آداب خانه‌داری و انواع هنرهای معمول و متداول زمان خود را می‌آموختند و آنها را همراه با سنن و رسوم، به فرزندان خود منتقل می‌ساختند.

در كنار ادبا‘ شعرا و دانشمندان بزرگ مرد‘ زنان نیز توانستند مقام خویش را بازیابند. مثلاً عایشه همسر پیغمبر(ص) فقیهی باهوش بود و در حدود 1200 حدیث از وی نقل شده است. رابعه عَدَویه از عرفای بزرگ زن در اعصار نخستین اسلامی است. نفیسه دختر حسن بن زید به حدی دانش آموخته بود كه امام شافعی پای درس او می نشست. زینب دختر عبدالرحمن شعری فقیهی بود كه اجازه روایت و فتوی صادر می كرد. رابعه قزداری معروف به رابعه بنت كعب در شعر تازی و پارسی مهارت تام داشت‘ وی معاصر رودكی بود. اگرچه اطلاعات كمی از وضع سواد زنان در اسلام داریم‘ اما از بعضی سرگذشتها و صفحات تاریخ چنین برمی آید كه زنان نه تنها حق حضور و استفاده از مجالس درس را داشته اند بلكه بعضی از آنان نیز مثل تذكاربای خاتون دختر ملك ظاهر بیبرس در بغداد محلی با موقوفات كافی برای تعلیمات زنان دایر نموده است.

طی این دوران تاریخی طولانی، بسیاری از زنان را می‌یابیم كه نه تنها مشوق، بلكه آموزگار فرزندان خود بوده‌اند؛ كه بعدها هنرمندی بزرگ از كار درآمده‌اند. به عنوان نمونه، سلطان علی مشهدی، خوشنویس عهد تیموری، كه تكمیل‌كننده خط نستعلیق بوده، ابتدا توسط مادرش تعلیم دیده، تشویق شده و به جلو رانده شده است. شرح مختصری از زندگی این هنرمند بزرگ را در كتاب «حبیب السیر» خواندمیر و سایر منابع عهد تیموری می‌توان یافت. در عهد غزنوی، حَسَنك وزیر كه اول شخص مملكت پس از سلطان به شمار می‌رفت، و سپس مغضوب شد و به قتل رسید؛ و شرح زندگی‌اش در كتاب «تاریخ بیهقی» آمده است، مادری روشنفكر، دلاور و سیاستمدار داشت، كه با وجود تنها اشاره‌هایی كه به این زن شده، می‌توان دریافت كه بر اثر تربیت وی و انتقال فرهنگی ایرانی به فرزند، حسنك شخصیتی معتبر گردیده بوده است. باز نمونه‌ای دیگر: در كتاب «انیس‌الناس» تالیف شجاع، از منابع عهد تیموری آمده است كه همسر یكی از فرمانروایان محلی فارس در زمان مغول، شعر می‌سرود و خوشنویس بود؛ كه توسط همسر خود، از این هنرها منع گردید؛ ولی به احتمال قریب به یقین، طبق سنت خانوادگی، آن را به فرزندان خود منتقل كرده بوده است. طی این تاریخ، زنان معدودی حكومت را در دست داشته‌اند؛ و حتی زنانی كه به گونه مستقیم عهده‌دار مقامی نبوده‌اند؛ ولی آنان نیز در كنار همسران یا فرزندان حكومتگر و یا كارگزار خود، میراث‌دار و انتقال‌دهنده فرهنگ ایرانی به فرزندان خویش از سویی و مردمان تحت حاكمیت خود و یا همسران و پسرانشان بوده‌اند. از گروه دوم، تعداد نسبتا زیادی را در تاریخ می‌یابیم كه با ساختن ابنیه و آثار خیر و مؤسسات فرهنگی و همچنین با پشتیبانی از اندیشمندان و علما در این زمینه كوشیده‌اند، زنان رامشگر، موسیقی‌دان و موسیقی‌نواز، كه اغلب در جنگ‌ها به اسارت گرفته می‌شدند و به گونه كنیز در خدمت بزرگان بودند، نقشی اساسی در انتقال این هنر به نسل‌های بعدی برعهده داشته‌اند. زنان شاعر را نیز در تاریخ می‌یابیم.

در جهان اسلام حاكمیت زن نیز وجود داشته مثل خانم گاندی دختر نهرو كه 700 میلیون آدم را اداره كرد و مشتی مردم فقیر را از گرسنگی كه در كنار خیابان جان میدادند‘ دراثر انقلاب سبز بجایی رساند كه خود صادركننده گندم شدند و روزی هم كه درگذشت‘ بیشتر مردم دنیا بخاطر او سیاه پوش شدند. خانم بی نظیربوتو در شرق ما 100 میلیون جمعیت را اداره كرد‘ بلقیس در مقابل فرمان حضرت سلیمان امر شوری را 2760 سال پیش از انقلاب كبیر فرانسه‘ 2880 سال پیش از آن كه «امرهم شوری بینهم» بر سر در مجلس شورای ملی ایران نقش بندد‘ 2891 سال پیش از آنكه انقلاب لنین پیش آید و كشور شوراها تأسیس شود و قوام گیرد‘ در كار ملك رسمیت داد. در شهر براز هم وقتی بوران- دختر خسرو پرویز- به تخت نشست‘ پیامبر گرامی ما هرگز با بانویی كه چنین افكار بلندی داشت و تنها 5/1 سال توانست پل ها را بسازد و سكه بزند و سپاهی فراهم آورد كه عنوان «فوج بوران دخت » را داشت و در جنگ ایران و عرب در برابر سعد وقاص ایستاد‘ برخورد تندی ابراز نكرد. در اینجا حدیث »لن یصلح قوم اسندو امرهم الی امرأه» بدلیل اینكه نصف خلق خدا را از شمول خود كه صلاح باشد خارج می سازد‘ با عقل مخالفت دارد‘ و با نقل هم مغایرت دارد چون با سند متقین قرآن كریم همراه نیست.

بطور كلی 849 تن پادشاه كه بعد از اسلام حكومت داشتند تنها 16 تن از آنها زن بوده اند یعنی 85/1 درصد. طبق آمار تنها 268 سال از 3421 سال بدون جنگ گذشته و آن 268 سال همان سالهایی است كه بعضی پادشاهان زن بر گوشه هایی از نواحی زمین حكومت می كرده اند و همه آنها ترك بوده اند یا نژاد آنان به تركان و افراسیابیان می رسیده مثل دوره 50 ساله حكومت دو زن قراختایی (نامی خاتون و دخترش پادشاه خاتون) در كرمان كه با آرامش تمام سپری شد و تاریخ عالم ثابت می كند كه در روزگاری كه زنان مصدر كار بوده اند احتمال این صلح و سازش بیشتر بوده.

 

نتیجه

امروزه مشكل تبعیض زن و مرد‘ یك مشكل ملی است و راه حل ملی نیز می طلبد. طبیعی است وقتی مردها تعیین كننده در همه مسائل هستند‘ تفسیر آنها نیز از موضوعات مختلف بر اساس «اصل آهنین منافع شخصی» بیشتر به نفع خودشان خواهد بود‘ تا اینكه منافع شخصی زنان را هم در نظر گیرند. لوئیس هافمن از دانشگاه میشیگان اظهار داشته: دارا بودن امتیاز در خانه‘ غالب شدن در بحث‘ شكست دیگران در رقابت و حضور در كار بدون تشویش و نگرانی از سازگاری‘ همگی مواضعی هستند كه زنان در هنگام جهش مشكلاتی در ارتباط با آن خواهند داشت‘ بدون توجه باینكه ممكن است چقدر فطرتاً باهوش باشند. آقای دكتر رزاقی می نویسد: «یكی از موانع اصلی ارتقای زنان ‘   سلطه گری مرد است و هیچ بحثی هم نیست. ما نیاز داریم كه ریشه هر چه سلطه است بسوزانیم» حال آنكه آن مردی كه در سطح جامعه می بینیم جز پدر‘ برادر‘ یا شوهر ما كسی دیگر نیست. جسی برنارد در كتابش آتیه ازدواج- می نویسد: پشتكار و تكاپوی زیاد كه منجر به موفقیت خواهد شد- ویژگیهایی كه برای بدست آوردن شغل پردرآمد در جامعه مان مورد نیاز است- دقیقاً آن چیزی است كه اكثر مردان نمی خواهند در زنان وجود داشته باشد و به قول مهندس سادات متأسفانه زن در تمام اعصار از جانب مرد بعنوان وسیله ای تلقی شده كه تنها بدرد بهره برداری نفسانی و استثمار اقتصادی می خورد. اما آنچه اهمیت دارد این است كه مقام زن آن تعبیر موجودی آسیب پذیر‘ بی سلاح ترسو و مردد نیست‘ آن وجه تشابهی است كه بین او و قرآن كریم یافته اند كه هر دو انسان ساز هستند و مقام والای او چه در قرآن و چه در احادیث و روایت بزرگان دین ما‘ ارج گذاشته شده و اینكه امروزه در حقوق او كاستی مشاهده می شود‘ بخاطر اینست كه حدود آزادی هركس را مرزهای آزادی دیگران محدود می كند. ما باید برای خودمان آزادی بیشتر بخواهیم تا یك مقدار نابرابریها تعدیل شود‘ و مادران‘ همسران ‘ دختران‘ و خواهران بتوانند از موضع عادلانه تری برخوردار شوند یعنی نگرش نادرست مردها را اصلاح نمائیم. وقتی به مردها اجازه می دهیم در اتومبیل را برایمان بازكنند‘ در اتوبوس جای خود را به ما دهند و به خودمان می گوییم  چه اشكالی دارد؟ این خود عمل نیست كه زیانبار است چنانچه در آیه 34 سوره نساء آمده : «الرجال قواقون علی النساء» خداوند می فرماید: مردان برپادارندگان و عهده دار امور زنانند‘ اما احساسی كه در ما بوجود می آورد زیانبار است؛ احساس اینكه چقدر خوب است یك مرد از ما حمایت كند.با اینكه می دانیم حتی در دوران مشروطیت كه زنان نقش فعال نمایانی را برای به دست آوردن آزادی، همدوش مردان ایفا كرده‌اند؛ و حتی در روزنامه‌ها كه به تازگی انتشار می‌یافتند، طی نامه‌هایی شكوه‌انگیز و برانگیزنده، اندیشه‌های خود را منعكس می‌ساختند، در تنویر افكار مردم نقشی برعهده داشته‌اند‘ به تنهایی نیز توانسته اند ایفای نقش نمایند. انتقال فرهنگ توسط زنان طی قرون و اعصار متمادی، بدون طرح، نقشه و یا برنامه‌ای تنظیم شده؛ و تنها به پیروی از سنن و آداب مرسوم، كه نسل به نسل به آنان سپرده شده بود، انجام می‌گرفته؛ كه تا به امروز اثرات آن را حتی در نقاط دور افتاده و در بین اغلب خانواده‌ها می‌بینیم.

 با در نظر گرفتن این موضوع كه زنان، به خصوص برای انتقال فرهنگ شفاهی فراغت و حوصله بیشتری از مردان داشته‌اند؛ و با فرزندان خود ارتباط نزدیك‌تری برقرار می‌كرده‌اند؛ می‌توانستند در این زمینه تاثیرگذارتر باشند. مادران باسواد، گذشته از مكتب‌خانه‌ها، به فرزندان خود قرائت قرآن، دعاهای گوناگون، شرح چگونگی زندگی شخصیت‌های دینی و معصومین؛ و همچنین نمونه‌هایی از اشعار و قطعات ادبی ترتیبی را كه دربردارنده سنن، آداب و طرز اندیشه ایرانی است، به آنان می‌آموختند، تا از این آثار ارزشمند درس زندگی گیرند. مهم‌ترین این كتاب‌ها، علاوه بر روایات مذهبی، عبارتند از: اندرزنامه‌ها، قابوسنامه‌، شاهنامه، داستان‌های نظامی گنجوی، كلیله ‌و دمنه؛ و از نیمه قرن هفتم هجری به بعد، گلستان و بوستان سعدی و همچنین داستان‌های حماسی ـ قهرمانی.

امید است كه زنان امروزی، این فرهنگ و تمدن پربار و طرز اندیشه ایرانی را كه میراث‌دار آنند، آگاهانه، آراسته، پالوده و طبق اصول و موازین؛ به خصوص بخش‌های زندگی‌ساز، انسان‌ساز و منطبق با زمان حاضر را به فرزندان خود و سایرین منتقل سازند؛ تا این تداوم فرهنگی ارزشمند؛ كه یكی از رازهای بقای ایران است، در این دنیای آشفته، همچنان ادامه یابد و كارساز باشد، كه البته از این نوع زنان كم نیستند.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.