| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
93
|
595
|
87/4/7 (14:07)
|
|
||
|
|
137
|
585
|
87/3/27 (20:01)
|
|
||
|
|
4
|
45
|
87/3/10 (00:01)
|
|
||
|
|
15
|
233
|
86/9/19 (01:58)
|
|
||
|
|
17
|
130
|
86/7/26 (17:25)
|
|
||
|
|
5
|
61
|
86/7/26 (16:09)
|
|
||
|
|
222
|
395
|
86/7/4 (18:13)
|
|
||
|
|
5
|
136
|
86/2/15 (05:25)
|
|
||
|
|
6
|
178
|
85/11/8 (20:48)
|
|
||
|
|
31
|
79
|
85/6/29 (19:22)
|
|
عنوان بحثنهیلیسم... 22 شهریور 84 - 23:53 | |
می خواستم بحث رو با یک تعریف ساده از این مکتب شروع کنم ولی با وجود تعاریف و مفاهیم گسترده اون در زمینه های فلسفی و اجتماعی و حتی سیاسی بهتر دیدم تا اول هرکس درک و تعریف شخصی خودش رو از نهیلیسم بگه تا روی اونها بحث رو ادامه بدیم. در ضمن به نظرم "چه وقت بهتون احساس نهیلی دست می ده"بحث جالبی نباشه لطفا از این جور بحثها راه نندازید. | |
222 4 مهر 1386 ساعت 18:13 | |
آن کدام حیوان است که دنیا را به هیچ گرفته وارونه، شولای سیاه در بر تاب می خورد و ککش هم نمی گزد که از آن پایین روی سرش برف بریزد یا از آن بالا سنگش بزنند ... کاش من هم یک خفاش بودم |
221 4 مهر 1386 ساعت 18:12 | |
سه قانون اساسی بر جهان حکم فرماست :
1/ هیچ قانونی وجود ندارد.
2/ همین قانون اول هم وجود ندارد.
3/
|
220 20 شهریور 1386 ساعت 21:35 | |
نظریه ای که میگوید هیچ چیز یا هیچ چیز بخصوص وجود نداشته و قابل درک و فهم و یا ارزشمند نمی باشد. "غورجیاس" معتقد بود که : 1- هیچ چیز وجود ندارد. 2- چنانچه چیزی وجود داشته باشد قابل فهم و دانائی نیست. 3- و حتی اگر آن چیز هم مفهوم واقع شود قابل بیان و شرح به دیگران نخواهد بود. بدبینی "شوپنهاور" و انکار اراده نیز نوعی از همین گونه معتقدات میباشد.این نوع اعتقاد در امور اجتماعی عبارت از اعتقاد به اینکه پیشرفت تنها در اثر از بین بردن همه موسسات و تشکیلات اجتماعی بوقوع می پیوندد خواهد بود. نیهیلیسم نام جریان اجتماعی است که در سالهای 60 قرن نوزدهم در روسیه پدید آمد.این نام را مخالفین روی آن گذاشتند.خود این دسته نام "واقع بینان متفکر" به خود میدادند. نیهیلیست از کتاب تور گنف (پدران و فرزندان) گرفته شده و از کلمه لاتین نیهیل یعنی "هیچ چیز" می آید. این دسته تمام عادات، فرهنگ ، اعتقادات و فرم و استتیک ، خلاصه همه چیز درباری را نفی میکردند. نیهیلیسم ریشه طبقاطی داشت و بیان کننده افکار روشنفکران رادیکال خورده بورزوازی بود.در قرن نوزدهم در روسیه هر جریان انقلابی را به نام نیهیلیسم می خواندند.این تعریف غیر صحیح مدت طولانی در ادبیات غرب اروپا و ادبیات روسی درباره انقلابیون روسی استعمال می شد. phil |
219 21 تیر 1386 ساعت 00:49 | |
توی فیلم مزخرف شهر گناه (Sin City) یه جمله بسیار جالبی داشت که می گفت : جهنم واقعی وقتیه که هر روز صبح از خواب پا می شی ولی حتی نمی دونی برای چی؟ ===================== توی چند تا پست چیزی در مورد حرکت کردن خوندم(این مشخص می کنه چقدر پست رو دقیق خوندم!!!) ... منم تمام مطلب رو به صورت کامل قبول دارم و بسیار رسا و خوب نوشته شده بود ... دقیقا به اون حرکت (!!!) رسیدم ... دانشگاه، کوه، کار،مسافرت، ددر دودور و هزاران مساله کوفتیه دیگه که معمولا باعث اینه که آدم میون مردم باشه اما هنوزم که وقتی ساعت زنگ بیدار باش می زنه و معنیش اینه که باید پاشی بری یه قبرستونی هنوز هم نمی فهمم برای چی؟ |
218 8 بهمن 1385 ساعت 21:01 | |
بیهوده است؟ در کوچه های خاکستری بگوش می رسد حتی دیگر شهوت پاره کردن چندین گربه نیز ارضا کننده نیست. چه تکراری با خود فکر میکنند چه تکراری، بیخود و بیهوده که بعد از هر شب صبحی است ولی بی فایده است. چون این حقیقت از یادشان می رود تقدیر این بود که ندانند شاید روزی در گربه حلول کنند یا در خاک من و بیادم این جملات را از سر گیرند. چه تکراری،بیخود و بیهوده پیام در تاریخ 85/11/8 ویرایش شده است. |
217 5 بهمن 1385 ساعت 21:15 | |
وقت آن رسیده که نیهیلیزم مدرن جای انواع سنتی آنرا بگیرد به تهوع سارتر یا سقوط کامو فکر کنید و آنرا مثلا با پوچگرایی هدایت مقایسه کنید من فکر میکنم علت پیشرفت سریع و غیر قابل دسترس شدن نوع مدرن در تیزهوشی بشر و پذیرفتن میباشد. دیگر نیازی نیست هر انسان نیهیلیستی خودکشی کند و یا از انجام نقش اجتماعیش سر باز زند نیهیلیزم مدرن همه دنیا را می پذیرد و به جای گریه به آن میخندد. هر چند لبخندی تلخ! |
216 26 آذر 1385 ساعت 22:12 | |
..
فارست گامپ اگر چه فیلیمه که مثل خیلی از آثار هالیوودی قصد داره آمریکاییها رو آموزگاران اخلاق انسانی معرفی کنه ، اما حاوی نکات حائز اهمیتی در زمینه مثبت اندیشیه. داستان یک معلول جسمی و روانی مادرزاد که به دلیل عشقی که محیط به اون میده و تلاشی که در جهت این عشق از خودش سر میزنه تبدیل به یک انسانِ سالم و کامیاب میشه. Forrest Gump Directed by Robert Zemeckis Starring : Tom Hanks Robin Wright Penn Gary Sinise Mykelti Williamson Sally Field Distributed by : Paramount Pictures Release date June 23, 1994 Running time 142:00 فرض کنین که یک پزشک یا تاجر موفق باشین یعنی در عرصه های علمی یا اقتصادی به اهداف و آرزوهای بزرگی رسیده باشین ، آیا زمانی که این قدرت ها و موقعیت ها در اثر کهولت سن یا هر تغییر محیطی دیگه از شما گرفته میشه باید زندگی رو کنار بذاریم؟ تمام پیرمردانی که در پارک ها شطرنج بازی می کنن همه افرادى هدفمند و بزرگی بوده اند که امروز هم حرکتی به فراخور شرایطِ فکری و جسمیشون انجام میدن. چون زندگی فقط با حرکت معنا پیدا می کنه و توقف یعنی بی هدفی و مرگ. بنابراین اینه که هدفه یعنی حرکت , نه مقصد این حرکت و نه نوع اون . حرکته که باعث میشه لحظه ها رو دریابیم و ازشون بهره مند بشیم و به کامیابی برسیم . یه روز مُلانصرالدین اومد توی محل به دروغ گفت توی آبادی اونطرف دارن آشنذری میدن! بعد خودش هم شروع كرد دویدن. یه نفر ازش پُرسید راست میگی كه آش میدن ،گفت: نه. گفت پس خودت كُجا میری !؟ گفت: شاید راست از آب در بیاد! (خودفریـبی) 1- حالا اگه تلقین راست هم نباشه حداقل یه تكونی به زندگی ما میده. خودش منشاء تحوّله. حالا مُمكنه این تحول مُثبت هم بشه. منفی كه نمیتونه بشه چون ما تلاش میكنیم برای مُثبتبودن و هیچ تلاشی بینتیجه نیست. 2- اگه درست فكر كنیم مُتوجه میشیم كه كارهای دیگهمون هم كه ظاهراً با هدف و بدونِ خودفریـبی بوده ، به خیالِ ما كارهای هدفداری هستن ، و در حقیقت اونها هم تلاشهایی هستن كه نتیجهشون روشن نیست و تنها فرقشون اینه بدونِ تلقین و به اجبار مُحیط و شرایط شكل گرفتهان. چه بهتره كه ما خودمون هم قادر به خلق لحظههای مُفید و پُرتلاش باشیم و تنها به بهانه كار و پیشرفت اجتماعی یا كارهای روتین دیگه قدم در راهی نذاریم. مثلاً اگه درسمون تموم شُد در نمونیم كه حالا چی میشه! یا اینكه كه چی من این همه درس خوندم! خوب این تلاش نتایجی داشته كه مُهمترینش مشغولیت و كسب آگاهی در یك بازه زمانی از زندگی ما بوده. حالا هم انگیزههای جدیدی هم در ادامه یا مُستقل از اون ممكنه پیش بیاد ، مسئولیتهایی مثل ادامه تحصیل ، كار ، مُطالعه آزاد ، ازدواج و یا غیره. خودكشی : به نظرم زمانی كه ظرفی میسوزه یا كاربردش كم میشه نباید اون رو دور انداخت یا شكست. میشه این ظرفی رو كه آلوده شده با الكل و دود و داروهای دیگه به چرخه استفاده برگردوند تا اینكه عمر مفیدش واقعاً تموم بشه. من خودم بارها در موقعیت روانی خود كشی قرار گرفتهام و تونستهام با داروی مُسكن (مواد مخدر كنترل شده) یا مواد مخدر دیگه مثل الكل وسیگار این احساس رو مهار كنم. به هر حال فلسفه حیات موجودات رو به سمت بقا هدایت میكنه اما زیستشناسی نظرش این نیست. خودكشی سلولها چیزیه كه همه زیستشناسان میشناسن و یا حتا سركشی اونها كه اسمش میشه سرطان. اما در عالم جانوری و گیاهی و تكسلولی هم اتفاقاتِ جالبی در این مورد رخ میده و من میخوام مثالی رو از عالم جانوری براتون بگم كه خیلی به ما نزدیكه. موشهای قطبی فقط گــُلسنگ میخورن(تركیبی از خزه و قارچ روی سنگها) اما در مقاطعی از سال كه تراكم گلسنگ كم میشه اونها به صورت دستهجمعی به سمت دریا حركت میكنن و اینبار هر چیزی رو كه سر راهشون باشه میخورن! و بعد هم خودشون رو یكییكی در آب میاندازن و خفه میشن! من فكر میكنم این كاهش جمعیت باعث میشه كه غذا برای بقیه فراهم باشه و نزاعی هم در موردش رخ نده. به هرحال خودكشی اصلاً امری غیر عادی نیست. اون هم برای كسی كه واقعاً در این دنیا كاری نداره. فرار از روزمرّهگی با معنا: یه راهش اینه كه یادمون بیفته اگه به روزمرّهگی ادامه بدیم بی هیچ نفعی یه روزی خواهیم مُرد. مرگاندیشی حتا ما رو از ابتذال هم نجات میده ، به هر حال از اون روال خارج میشی حالا یا خودكـُشی میكُنی یا اینكه به رستاخیز مُعتقدی و نجات پیدا میكُنی! ولی از شوخی گذشته مبنای علم تاریخ اصلاً تكرار زندگی بشره. یعنی تاریخ به این جهت آموزنده است كه وقایع با تشابه زیاد با گذشته تكرار میشن. چیزی كه ما رو نارحت میكنه شاید تكرار نزدیك وقایع ، عدم تنوع و انجام كارهای بیمعناست. مثلاً توی فیلم عصر جدید چارلیچاپلین بیمعنیترین كار یعنی پیچاندن یه پیچ رو میبینیم بدونِ اینكه خود شخص بدونه چیكار میكنه. حال اینكه این شخص میتونه خودش تولیدكننده یا ابداعكننده كامل یه چیز و مستقل باشه. نیاز به ایجادِ تنوع بدونِ معنا: همین بچهدار شُدن آدمها خودش ناشی از نیاز آدمها به تولید و خلق هست! آدمها بچه درست میكنن و مدتها سرشون به بزرگكردنِ اون گرمه! نترسین چیزی كه میتونه منشاء اثر باشه فقط بچه نیست ، بزرگترین ارزش و تعهدِ هُنر فراردادن آدمها از روزمرّگیه. جوك گفتن ، سینما ، تأتر ، موسیقی ، و حتا مُدگرایی! برخلافِ تصور آدمها ، فقط برای آدمهای بیخیال و بیدغدغه نیستن! گاهی بازی كنین ، تفریح و سرگرمی ، انجام مُطالعه و كسب مهارت در زمینههایی كه دوست داریم ، همه و همه به شكل قابلقبولی مؤثر هستن. برای همین ما علاوه برا اینكه كارهای معنیداری رو در زمینه علم و هُنر انجام میدیم باید مصرفكننده فعال هم باشیم. .. ناكامیها : ناكامیها دو نوع هستن : انطباقی و انتظاری ، یه روز یه نفر میره توی یه دیوونهخونه تا بازید كُنه میبینه یه دیوونهای ساكت رو صندلی نشسته و همهاش میگه : پ پ پ پ ، میپُرسه این داستانش چیه ؟ میگن این یه زنی رو به دوست داشته كه اسمش پری بوده و بهش نرسیده (ناكامی انطباقی) ، میره جلوتر میبینه یه نفر رو با زنجیر بستهان و داره خودش رو به در و دیوار میكوبه ! و همهاش داد میزنه : پــــــری ! پـــــــری ! میگه این كیه !؟ میگن این شوهر پریخانومه ! (ناكامی انتظاری) ناكامی انتظاری یعنی اون چیزی كه ما انتظار داریم بهش نمیرسیم. این زمانی اتفاق میاُفته كه مخصوصاً سطح انتظاراتِ ما بعد از اینكه به هدفمون نائل اومدیم ، بالاتر رفته. مثالِ سیاسیش هم دومخرداده كه مردم به اون چیزی كه میخواستن رسیدن ولی كافی نبود براشون. راهكارش اینه كه : قبل از پرداختن به هدفی ، هدفگذاری درست صورت بگیره و انتخابمون و بعدش هم ناكامی رو از خودمون دور كنیم چون ما در واقع با اونچه كه قرار بوده برسیم رسیدهایم. شرایطه كه عوض شُده. |
215 4 آذر 1385 ساعت 00:35 | |
نهیلیسم یعنی پی بردن به این تناقض مهم به این ارزش مهم پی ببری که واقعا هیچ ارزشی وجد ندارد جز اینکه بتونی بفهمی همه چیز بی ارزش است و این بی ارزشی چقدر مهم و فراگیر حتی در کوچکترین و مستحکم ترین ارزش های زندگی. ارزشی وجود ندارد جز بی ارزشی |
214 3 آذر 1385 ساعت 08:22 | |
حیف مادرم حیف مادرم که همیشه می خواند نمازش را قبل از اذان قربانی میکرد وقتش را قبل از وقت ... اخرش هم گم کرد راهش را،ندید خدایش را،حس نکرد وجودش را و باخت تمام روحش را در اخرین لحظه هم گفت بسم الله و بوسید دستان مرگ را |
213 22 شهریور 1385 ساعت 02:32 | |
وقتی به پوچی رسیدی دیگه چرا دنبال درست میگردی؟ |
212 21 شهریور 1385 ساعت 02:52 | |
به نظرم هرکی بخواد دنبال فلسفه ی وجودی انسان فکر کنه به پوچی میرسه ولی سوال اینجاست وقتی به پوچی رسیدی کار درست چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
211 14 مرداد 1385 ساعت 14:20 | |
faghat kafiye ye nim negahi be karaye hadayat ba nietzsche bendazi nihil khodesh arzesh bi bavariye pooooochi motlagh |
210 19 تیر 1385 ساعت 23:56 | |
شما چی؟ شما نهیلیسید؟ به قول رضا نهیل رو با کتاب و فلسفه نمیشه بیان کرد . اونو در موقعیتش باید حس کرد . باید گرفتارش شی تا ببینی دچار چه عارضه وحشتناک و دژخیمی شدی . در عاقبت هم وقتی فکر میکنی دیگه چیزی برای از دست دادن نداری مجبور میشی خودتو خلاص کنی . چون فکر میکنی این دنیا ارزش تو رو نداره . یا بالعکس تو ارزش این دنیا رو نداری . در واقع یا خیلی دچار خود بزرگ بینی کاذب میشی یا خود کوچک بینی عمیق که در ذره ذره وجودت رسوخ کرده . انقدر دچارش میشی تا جایی که حقیقتا دیگه راهی جز خودکشی نداری . خودتو میکشی و فکر میکنی که راحت شدی ولی خب تازه میفهمی که توی یک خواب عمیق فرو رفته بودی و از هیچ چیز خبر نداشتی . نمیدونستی که این دنیا یه بازیچه ای تو دستت بوده که هر جور که میخواستی میتونستی با اون بازی کنی . نه اینکه اون با تو بازی کنه . اون تو رو عذاب بده . اون مجبورت کنه یه کاری رو که نمیخوای انجام بدی رو انجام بدی . خلاصه تو بازیچه اون شدی نه بالعکس ... نهیل یه رسمه بین اونهایی که از واقعیت فرارین . واسه خودشون دنبال دلیل و برهان هستن و میخوان خودشونو توجیه کنن در صورتی که اینهمه دلیل واسه بودن وجود داره . اینهمه دلیل واسه زندگی ، جریان داشتن ، نفس کشیدن . از خودم بدم میاد که نتونستم برای دوستم کاری بکنم . کسی که تو همه چیز از من جلوتر بود و به واسطه همین موضوع دچار غرور شد و این غروره که انسانو دچار تباهی مطلق میکنه . گوشهای انسان رو میبنده و دنیا رو در چشم آدمی تیره و تار ... و در آخر ........!؟ |
209 20 تیر 1385 ساعت 03:42 | |
من مسلمانم... نیهیلیسم به هیچ وجه چیز عذاب آور و دژخیمی نیست و حتی چیزی نیست که بشه حسش کرد و نیز چیزی نیست که بشه با برهان و کتاب اثباتش کرد....نه چیزی برای از دست دادن داری و نه چیزی برای بدست اوردن... تو نیهیلیسم ارزشی وجود نداره که بخوایم داشته باشیمش یا داشته باشن مشکل ما اینه که واقعیت رو تو یه چارچوب مشخص می خوایم ....همین باعث بحران می شه |
208 19 تیر 1385 ساعت 09:53 | |
واقعیت انقدر کتابی و با چهاچوب نیست.اول انسان دچاره بحران میشه. |



















