| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
93
|
609
|
87/5/5 (20:10)
|
|
||
|
|
133
|
601
|
87/5/4 (22:39)
|
|
||
|
|
33
|
86
|
87/4/28 (23:00)
|
|
||
|
|
5
|
52
|
87/4/28 (02:48)
|
|
||
|
|
16
|
235
|
87/4/27 (07:58)
|
|
||
|
|
17
|
131
|
86/7/26 (17:25)
|
|
||
|
|
5
|
63
|
86/7/26 (16:09)
|
|
||
|
|
222
|
395
|
86/7/4 (18:13)
|
|
||
|
|
5
|
137
|
86/2/15 (05:25)
|
|
||
|
|
6
|
182
|
85/11/8 (20:48)
|
|
عنوان بحثنیچه، و نیهیلیسم 18 اسفند 85 - 02:05 | |
نیچه در كتاب اراده معطوف به قدرت چنان از آینده و فاجعه ای عظیم سخن می گوید كه گویا پا خویش و امروزش نهاده و بر آمده ‹‹آنچه در اینجا می آورم تاریخ دو سده آینده است. آنچه را كه خواهد آمد و جز آن هم نتواند بود، توصیف می كنم: برآمدن نیهیلیسم (نیست انگاری)...›› نیچه بروز نیهیلیسم اروپایی را با این جمله بیان می كند: نیهیلیسم دم در ایستاده است. او علل نیهیلیسم را بیچارگی اجتماعی، انحرافات فیزیولوژیكی یا فساد نمی داند: ‹‹بینوایی روان و تن و خرد نیز خود به خود به هیچ روی توان آن ندارد كه نیهیلیسم (یعنی روگردانی قطعی از ارزش و از معنی و از آرزومندی) به بار آورد.›› نیچه در اینجا با اشاره به افول مسیحیت (مشابه همان چیزی كه امروزه در جامعه خودمان در رویكرد با اسلام می بینیم) شك و ریب در اخلاق را قطعی ترین موجب نیهلیسم می داند. اما ارمغان نیچه ارزیابی دوباره همه ارزشها ست. همان گاه كه جان كودك می شود و به آفرییندگی دست می یازد: ‹‹ مرا پاس می دارید؛اما چه خواهدشد اگر روزی تندیس این پاس داشت فروافتد؟ بپایید که این تندیس افتان شما را خرد نکند! شما آن گاه که مرا یافتید هنوز خودرا نجسته بودید. مومنان همه چنین اند. ازین رو ایمان چنین کم بهاست. اکنون به شما می گویم که مرا گم کنید وخود را بیابید. وتنها آن گاه که همگان مرا انکار کردید، نزد شما باز خواهم آمد. براستی آن گاه گم گشتگانم را با چشمی دیگر خواهم جست؛ با عشقی دیگر به شما عشق خواهم ورزید. ودیگر بار دوستان من خواهید بودو فرزندان یک امید. آن گاه نزد شما باز خواهم آمد تا نیمروز بزرگ را با شما جشن گیرم.و نیمروز بزرگ آن گاه خواهد بود که انسان در میانه راه خویش، میان حیوان وابر انسان، ایستاده باشد و رهسپاری خویش به شامگاه را چون برترین امید خویش جشن گیرد؛ زیرا که این راهی ست به بامدادی نو. آن که همیشه شاگرد می ماند آموزگار خود را پاداشی بسزا نمی دهد...›› نیچه بر این باور بود كه ارزشهای كنونی ما از این رو به نیهیلیسم می رسد كه نیست انگاری حاصل منطقی ارزشهای بزرگ و آرمانهای عالی ماست و آن نیز هرگاه درباره آن تا به انجام بیندیشیم – زیرا كه نخست باید نیهیلیسم را بخوبی دریافت و چشید تا بتوان فهمید و به این حاصل رسید كه براستی ارزش این ارزشها چه بوده است.... هنگامی رسد كه به ارزشهای تازه ای نیازمندیم... .........................................
كارل یاسپرس نظر نیچه راجع به تاریخ جهان را به سه دسته سوال تقسیمم می كند؛ اولی مربوط می شود به آگاهی او از بحران عصر كنونی؛ دومی به استدلال نیچه كه مسیحیت علت این بحران است؛ و سومی به رای او در باب كل تاریخ و موقعیت مسیحیت در آن. نیچه تصویری هولناك از جهان امروز در آیینه تصور ترسیم كرد كه از زمان او تا كنون پیوسته تكرار شده است. او انحطاط فرهنگ را می دید و اینكه آموزش جانشین پرورش می شود؛ می دید كه همه، همه جا ظاهر سازی می كنند تا كمكی باشد به جبران و تلافی جوهر از دست رفته روح ما كه در عالم تظاهر و به شیوه ‹‹چنانكه گویی›› زندگی می كنیم؛ می دید كه لذت جویی نامحدود خستگی و ملالی كرخ كننده به بار آورده است؛ محیط روحی ساختگی و دروغینی را می دید كه دیگر هیچ چیز در آن نمی بالد و نمی روید و همه حرف می زنند و هیچ كس گوش نمی دهد و همه چیز در دریای حرف غوطه می خورد و می میرد و فروخته می شود. به عقیده نیچه، مسیحیت بود كه هر حقیقتی را كه آدمی در روزگاران پیش از مسیحیت با آن می زیست نابود كرد ـــ و از همه بالاتر، حقیقت تراژیك زندگی را آنگونه كه یونانیان پیش از سقراط درك می كردند. مسیحیت برای مقابله با آن، مشتی افسانه ردیف كرد: خدا، نظم جهانی اخلاقی، جاودانگی، گناه، فضل و عنایت الهی، رستگاری. اما سر انجام ‹‹حس راستگویی زاییده خود مسیحیت از كل براشت مسیحی از جهان كه به دروغ آمیخته است، روی بر می تابد و پس می كشد››، و همینكه آدمیان به ماهیت دنیای افسانه ای و ساختگی مسیحیت پی ببرند، یگانه چیزی كه بتواند باقی بماند هیچی است: ‹‹ نیهیلیسم محصول نهایی و منطقی همه ارزشها و آرمانهای بزرگ ماست.›› پیام در تاریخ 85/12/17 ویرایش شده است. | |
پاسخ ها5 15 اردیبهشت 1386 ساعت 05:25 | |
شرارت برترین نیروی بشریت است! |
4 28 فروردین 1386 ساعت 20:23 | |
ها ای چیزایی که شما وگویید یعنییییییییی چه ؟
|
3 28 فروردین 1386 ساعت 18:14 | |
گفته های نیچه با افکاری که سعی در القای انها دهشت تضاد هشکاری دارد یک بعد نگری به افکار نیچه همچون بذیرفتن بنیانگذاری نازیسم توسط او اهمقانه است |
2 23 فروردین 1386 ساعت 05:20 | |
فلسفه نیچه فلسفه بینشها و برداشتهای نافذ است اما نظام نیست نیچه میگوید شر بهترین نیروی انسان است! |












