| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
18
|
90/12/16 (17:41)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/11/27 (11:19)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/9/5 (08:56)
|
|
||
|
|
78
|
1217
|
90/6/14 (23:14)
|
|
||
|
|
4
|
124
|
90/4/23 (09:45)
|
|
||
|
|
4
|
39
|
90/3/29 (19:18)
|
|
||
|
|
6
|
101
|
90/3/15 (21:50)
|
|
||
|
|
5
|
37
|
90/2/4 (03:27)
|
|
||
|
|
0
|
24
|
88/7/28 (09:25)
|
|
||
|
|
0
|
29
|
88/7/28 (09:21)
|
|
||
|
|
0
|
34
|
88/7/26 (19:13)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
88/3/11 (20:04)
|
|
||
|
|
2
|
38
|
87/10/12 (20:37)
|
|
||
|
|
5
|
33
|
87/10/12 (20:35)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/9/10 (08:32)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
87/9/3 (08:29)
|
|
||
|
|
14
|
190
|
87/8/21 (08:48)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
87/8/11 (15:55)
|
|
||
|
|
1
|
45
|
87/8/10 (01:53)
|
|
||
|
|
0
|
37
|
87/8/10 (00:24)
|
|
وقتی نیچه گریست
|
نگاهی به روند اقتباس در فیلم «وقتی نیچه گریست»، ساختهی پینچاس پری |
|
«من نمیدانم به یک رمان با ارزشی که نویسنده سه یا چهارسال از عمر خود را صرف آن کرده چگونه میتوان دقیقاً وفادار ماند.»(1) این جمله را آلفرد هیچکاک – کسی که در کارنامهی پر کار خود چندین فیلم اقتباسی از آثار برتر ادبی و داستانی دارد- گفته و پر واضح است که ساختن فیلمی مانند پرندگان که برگرفته از کتاب دافنه دوموریه است تا چه اندازه میتواند هیچکاک را برای سخن گفتن دربارهی اقتباس از آثار ادبی در سینما موجه سازد. با این همه گاهی به فیلمهایی برمیخوری که به نظر میرسد اقتباس موجب شده است تا بخشهای مهمی از آنچه مدنظر مؤلف بوده از ماجرا بهکلی حذف شود. از جمله این آثار فیلم «When Nietzsche wept» است که بر اساس رمانی به همین نام، در 2007 به کارگردانی پینچاس پری ساخته شده است. در این یادداشت نخست به رمان میپردازم و سپس به سراغ فیلم میروم.
نویسنده بیش از آنکه قصد سخن گفتن در باب آرای نیچه یا حتی فلسفه را داشته باشد، درصدد مطرح ساختن راهکارهای روانشناختی و روانکاوانه درمان بیماریهای روانی در قالب رمان بوده است اما در این بین شاید بهترین فیلسوفی که قابلیت طرح مباحث فلسفی و در عین حال روانشناختی را به نویسنده میداده، نیچه بوده که هم زندگی - به لحاظ روانی- تأملبرانگیزی دارد و هم اندیشههای فلسفی تأثیرگذار. نظریات نیچه در داستان بیشتر بر اساس دو کتاب «دانش شادان» و «انسانی بسیار انسانی» نوشته شده است. مورخان تاریخ فلسفه معمولا زندگی فلسفی نیچه را به سه مرحلهی زمانی تقسیم میکنند و کتاب انسانی بسیار انسانی، نمایندهی اندیشهی فیلسوف در دوره دوم زندگی اوست. از این کتاب آنچه برای اروین یالوم اهمیت داشته، حواشی اندیشهی نیچه بوده است؛ مسائلی مانند کالبدشکافی اخلاقی آدمی، بازشناسی و بررسی انگیزههای شخصی و مانند اینها. هر چند مسائلی که از این کتاب در رمان ذکر شده اندیشهی اصلی کتاب نیست اما نویسنده از این حواشی برای پیوند دادن نیچه با مسائل روانی که محور داستان است، بهرهی فراوان برده. از ایدههای اصلی نیچه در کتاب دانش شادان – مانند مرگ خدا، آزادی اخلاقی از قید اتوریتههای سنتی و ...- هم چندان استفاده نشده جز در بعضی از محاورات که از زبان نیچه جملات و مضامین این کتاب نقل میشود. نادیده نباید گرفت که ردپای کتابهای دیگر او مانند اندیشههای نابهنگام، سپیدهدم و چنین گفت زرتشت نیز چنانکه خود نویسنده هم در یادداشت پایانی کتاب آورده، به چشم میخورد. |
آنکه بر فراز قله ها به پرواز در می آید ، اندوه ها و نمایش های زندیگی و حتی خود زندگی را به ریشخند میگیرد.نیچه
خیلی جالب بود
"یک زندگی مطمئن خطرناک است".
"من اینطور می خواستم" خواست،علامت مشخصه انسانها برای کنترل بر روی خود و قدرت است.