userinfo close

  ,

نیچه


nicheclub

تاسیس: 29 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دانیال باران - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
128
2421
91/3/10 (21:09)
316
5911
91/1/17 (18:22)
118
6555
90/12/20 (01:42)
121
1406
90/12/2 (12:31)
248
7019
91/3/10 (20:26)
9
20
91/3/2 (02:21)
32
526
91/2/20 (00:06)
15
321
91/1/26 (12:50)
1
10
91/1/21 (19:59)
7
197
91/1/12 (18:20)
1
40
90/12/28 (19:20)
4
83
90/12/28 (19:19)
1
76
90/12/19 (14:22)
7
99
90/11/29 (20:21)
5
187
90/11/27 (13:58)
0
5
90/11/27 (07:51)
0
6
90/9/5 (07:53)
4
250
90/7/18 (12:45)
28
742
90/7/14 (11:43)
1
232
90/6/6 (22:18)

عنوان بحث

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 00:36 1389/11/7

بازی زبانی

پاره نوشتار شماره‌ی 80 از كتاب برگه‌ها ، ویتگنشتاین : شكل گذشته‌ی « تو می‌آیی ، مگر نه ؟! » چیست ؟
 
نظر شما چیست ؟
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 00:31 1389/12/3
20

بازی زبانی – 4

مجمل اینكه ویتگنشتاین اول زبان را بازنمایاننده‌ی امر واقع می‌انگارد و ویتگنشتاین دوم بر كیفیت دلبخواهی بودن ارتباط زبان با امر واقع تاكید می‌نماید . مادامیكه از منظر ویتگنشتاین اول به زبان بنگریم ، به زعم من نه تنها امر واقع و نهایتاً تن مغفول می‌ماند ، بل زبان نیز به صرف زبان . تلقی رسانه‌ی شفاف زبان در ویتگنشتاین اول مبنای بروز متافیزیك افلاطونی است ؛ چه كه مُثُل و اوتوپیای افلاطونی جز از مفهومی زبانی نیست . رجوع نمایید به شامگاه بتان ، بخش چهارم ، پاره نوشتار پنجم ، جمله‌ی آخر .

Ich fürchte, wir werden Gott nicht los, weil wir noch an die Grammatik glauben ...

 

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 00:31 1389/12/3
19
نقل قول از : مریم راد

بابت تاخیر در پرداخت به بحث عذرخواهی می نمایم

 

البته گفتار وجه عملی زبان است ، اما یکسان دانستن ایندو را تنها به جهت موضوع همین بحث و پرداختن به معنا جایز دانستم .

چرا اینطور در نظر نگیریم که گفتار است که به زبان وسعت می بخشد ، ترکیب آوا و اشاره .

 اما همچنان موضوع معنا باید در نظر گرفته شود .

در چنین بحثی است که من احساس کردم بتوان ،نهاد و رویداد را یکسان دانست .

گفتار جدای آزادی در ایجاد ابهام و ساخت واژگان بی معنا ، همان زبان است ( تکرار می کنم در چنین مبحثی ) .

اما پرداختن به این موضوع آنقدر اهمیت ندارد که تاثیر آن و تحمیل نقش بر آدمیان همانطور که پیشتر گفتم  ، اما آنرا سئوال کردم

در پس اندیشه ی  بحث و انرا بدیهی نیا نگاشتم .

البته اگر گفتار و زبان را همچنان جدا بدانیم این سئوال صورت دیگری می یابد که شاید در طول بحث دوباره بروز کند .

 

ورود به زبانی :

آیا ورود به یک زبان ، تسلط یکباره بدان است ؟  اتفاقا موضوع اینجاست که شما در بین فارسی زبانان باید فارسی

صحبت کنید (فارسی بازی کنید ) و در مجامع انگلیسی زبان از زبان انگلیسی استفاده کنید . اما سئوال من اینست که در این تغییر

بازی چه فر آیندی رخ می دهد؟ واسطه های پنهان بین هر دو زبان ( بی نهایت زبان و اشاره را که در نظر بگیریم ) کدامند ؟

آیا این واسطه ها همچون بستری جهت ایجاد ارتباط بین تمام آدمیان نیست ؟ شاید بستری فرای زبان ؟

 

 


سركار خانم مریم راد

نخست اینكه همچنان پس از چندین پست به شخصه گمان می‌كنم ادبیات مشترك حاصل نگشته . گفتار در ادبیات فلسفی معاصر را می‌توان از دو منظر به بحث نشست . نخست گفتار در ادبیات سوسور كه از آن به parole تعبیر نموده و از آن جنبه‌ی فردی و شخصی كاربری زبان ( لانگاژ ) به هیات كنش‌های گفتاری توسط زبان‌ور را در قبال زبان ( لانگ ) به عنوان جنبه‌ی اجتماعی و غیر شخصی كاربری مزبور ، مراد می‌نماید . دیگری گفتار در قبال نوشتار فی‌المثل در ادبیات دریدا است كه بر نسبت كاربری مكتوب و غیرمكتوب متمركز است . بر این اساس در نظر به گفته‌تان كه « البته گفتار وجه عملی زبان است » ، نمی‌دانم وجه غیر عملی زبان ( لانگ ) چیست ! كه در ادامه بتوان به نهاد و رویداد پرداخت .

و دیگر اینكه به زعم من سخن از وسعت زبان به میان آوردن ، مستلزم پیش توصیف زبان است . مبتنی بر پست‌های پیشین‌تان به گمانم به زبان حداقل تابدینجا از منظر معناشناسیك می‌نگرید . و چنانچه چنین بنا نهیم ، وسعت بخشیدن به زبان را نمی‌فهمم ؛ چه كه معنا را عرض كاربر زبان می‌دانم نه زبان به صرف زبان . آنچه در زبان شناسی عمومی از آن به توسعه‌ی زبان ( لانگ ) تعبیر می‌گردد ، به زعم من جز از انتروپی گرامری نیست و چنانچه چنین باشد ، شاید بتوان گفت گفتار – خواه مبتنی بر ادبیات سوسوری ، خواه در نسبت با نوشتار – به واسطه‌ی تعلق كمترش به گرامر ،‌شاید بتوان گفت كمتر سهمی در توسعه‌ی مزبور داراست .

و دیگر اینكه مرادم از مثالی كه در خصوص واژگان « زن » و « woman » در زمینه‌ی ورود به زبان دیگر در پست پیشین ، جلب التفات به پیشینه و شبكه‌ی تاویلی واژگان بود ؛ چه كه تسلط به زبان فی‌المثل انگیسی به اصطلاح رایج نیز موجب درگیری ذهنی و تداعی مشابهی با آن كه زبان مادری‌اش انگلیسی است در من نمی‌گردد – كه در مورد واژگان مورد اشاره ، اتفاقاً خوشحالم كه چنین نمی‌گردد ؛ چه كه پس پشت واژه‌ی « زن » را نزدیك‌تر به زن می‌دانم تا واژه‌ی « woman » . یك مثال : حین دیدن اجرای نماینده‌ی روسیه در یوروویژن 2010 همسرم گفت كه « بهش میاد اسمش ولادمیر باشه » ! گمان می‌كنید یك روسی زبان تا چه حد با این گزاره موافق است ؟ فارسی زبان چطور ؟ دیگر زبان‌ها چطور ؟ در مبانی تولید گزاره‌ی مزبور دقت نمایید .

و دیگر اینكه پرسش انتهایی پست‌تان به گمانم سعی در طرح نسبت زبان و امر واقع دارد . در این صورت به زعم من تنها زمینه‌ی قطعاً مشترك به هیات واسطه مابین نه تنها كاربران زبان‌های مختلف ، بل كاربران مختلف یك زبان ، جز از سوء تفاهم نیست . طرح زبان و كاربری زبان اما به هیاتی چنین رادیكال به گمانم چندان مد نظر شما و همچنین كاربردی – كاربرد روزمره – نباشد .

 

مریم راد , mseven
مریم راد - 14:02 1389/11/26
18

بابت تاخیر در پرداخت به بحث عذرخواهی می نمایم

 

البته گفتار وجه عملی زبان است ، اما یکسان دانستن ایندو را تنها به جهت موضوع همین بحث و پرداختن به معنا جایز دانستم .

چرا اینطور در نظر نگیریم که گفتار است که به زبان وسعت می بخشد ، ترکیب آوا و اشاره .

 اما همچنان موضوع معنا باید در نظر گرفته شود .

در چنین بحثی است که من احساس کردم بتوان ،نهاد و رویداد را یکسان دانست .

گفتار جدای آزادی در ایجاد ابهام و ساخت واژگان بی معنا ، همان زبان است ( تکرار می کنم در چنین مبحثی ) .

اما پرداختن به این موضوع آنقدر اهمیت ندارد که تاثیر آن و تحمیل نقش بر آدمیان همانطور که پیشتر گفتم  ، اما آنرا سئوال کردم

در پس اندیشه ی  بحث و انرا بدیهی نیا نگاشتم .

البته اگر گفتار و زبان را همچنان جدا بدانیم این سئوال صورت دیگری می یابد که شاید در طول بحث دوباره بروز کند .

 

ورود به زبانی :

آیا ورود به یک زبان ، تسلط یکباره بدان است ؟  اتفاقا موضوع اینجاست که شما در بین فارسی زبانان باید فارسی

صحبت کنید (فارسی بازی کنید ) و در مجامع انگلیسی زبان از زبان انگلیسی استفاده کنید . اما سئوال من اینست که در این تغییر

بازی چه فر آیندی رخ می دهد؟ واسطه های پنهان بین هر دو زبان ( بی نهایت زبان و اشاره را که در نظر بگیریم ) کدامند ؟

آیا این واسطه ها همچون بستری جهت ایجاد ارتباط بین تمام آدمیان نیست ؟ شاید بستری فرای زبان ؟

 

 

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 13:38 1389/11/21
17

اگر قبول کنیم که اصناف متنوع ، بواسطه ی بازی زبانی خاص خود ،گفتمانی دارند، مسئله ی یادگیری

هر زبان(ورود به یک زبان(تغییر بازی)) بر چه بستری رخ میدهد؟

ورود به بازی زبانی جدید ، مبتنی بر آنچه در سه بخش نخست بازی زبانی آمده ، را می‌توان به پذیرش و كاربرد كد‌های جدید در راستای تبادل اطلاعات تعبیر نمود . اما ورود به بازی زبانی جدید را به معنای یادگیری زبان جدید نمی‌دانم . یكسان‌نگری این دو نیز همچنان كه در پست پیشین آمده ، ناشی از خلط مابین زبان و گفتار می‌دانم . چنانچه استعاره‌ی « بر بستر چیزی رخ دادن » را به گونه‌ای مجاز جزء به كل و محاط بودن در مفهومی عام‌تر تلقی نماییم ، بستر بروز « ورود به بازی زبانی جدید » را می‌توان به تقریب تبادل اطلاعات مبتنی بر پذیرش و كاربری كد‌های جدید تلقی نمود . اما چند نكته برجاست .

نخست اینكه گفتمان را مقابل discourse می‌دانم كه در ادبیات فلسفی معاصر به تقریب می‌توان آنرا به « مجموعه‌ای از نشانه‌های زبانی و كاربری آنها طی برهه‌ای زمانی به هیات پدیده‌ای اجتماعی كه واجد شباهت خانوادگی‌ ( family resemblance ) و سویه‌ی همسان‌اند » تعبیر نمود . بر این اساس ، وجود بازی زبانی ویژه‌ی صنفی خاص همچون عالمان یا صوفیانی كه بدیشان اشاره نموده‌اید ، وجود گفتمان متناظر را لازم نمی‌سازد و بر این اساس فرض پرسش كه « اگر قبول كنیم ... » مخدوش است .

و دیگر اینكه نكته‌ای ظریف و البته پیچیده در بخش دوم پرسش وجود دارد . ایا یادگیری زبان جدید ، ورود بدان است ؟ به زعم من خیر . چرا ؟ ایا چنانچه من نشانه‌هایی از فی‌المثل زبان انگلیسی را بیاموزم ، آیا به زبان انگلیسی ورود كرده‌ام ؟ خیر . فی‌المثل واژه‌ی woman را در نظر بگیرید كه در زبان فارسی به « زن » برگردانده می‌شود . من فارسی زبان هنگام استفاده از نشانه‌ی زبانی woman همچنان « زن » را مراد می‌نمایم و نه woman را . دقت نمایید كه هر نشانه‌ی زبانی در شبكه‌ای از پیش‌انگاشت‌ها و پنداشت‌های مفروض پیشینی زبان واقع است و بر این اساس آنچه در فارسی با واژه‌ی « زن » مراد می‌گردد و بیان می‌شود ، به شدت با woman در انگلیسی متفاوت است . بر این اساس ، صرف یادگیری و كاربرد نشان‌های زبانی جدید ، به معنای ورورد كردن بدان زبان نیست . امری كه سوء تفاهم همیشگی متضمن در تفاهم و توافق بر صحت تبادل اطلاعات در مواجهه‌ی افرادی از زبان‌های مادری متفاوت را آماج قرار می‌دهد . امری كه قطعیت ترجمه را به چالش می‌كشاند .

 

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 00:17 1389/11/21
16
نقل قول از : مریم راد

درود مجدد

جناب رادمان

سپاس بخاطر تحریر مطالب مفید

البته من در ابتدای مطالعه ی این مبحث می باشم ،امادر طول مطالعه سئوالاتم را از شما خواهم پرسید .

 

زبان خود ابزاریست برای پرداختن بخود،اما آیا آدمیان تنها بازیگران نقشهایی هستند که گفتار بر آنها

 تحمیل میکند ؟

 

اگر قبول کنیم که اصناف متنوع ، بواسطه ی بازی زبانی خاص خود ،گفتمانی دارند، مسئله ی یادگیری

هر زبان(ورود به یک زبان(تغییر بازی)) بر چه بستری رخ میدهد؟

 

تولید زبان تنها مبتنی بر ارزشهای استعمالیست ؟ جای ارزشهای غایی و شاید فرا زبانی کجاست ؟

 

 


 
نقل قول از : مریم راد

جناب رادمان

 

1- منظورم از خود ، خود زبان است .ما بوسیله ی خود زبان به خود زبان می پردازیم .

2- بله ، گفتار و زبان را یکسان دانسته ام .

 

3و4- عالمان ، عارفان و ....که بازی زبانی مخصوص بخود را دارند ، یا همان کارگر و بنا که پیشتر شما بدان اشاره کردید .

برای ورود به دایره ی گفتار هر کدام نیاز به یاد گیری آن زبان است تا بتوان زبانشان(منظورشان) را فهمید .(منظورم از یاد گیری

، همان ورود به زبان دیگری است )

اما این یادگیری بر چه بستری روی میدهد؟

 

5- سئوالات آخر بر این اساس شکل گرفت که چون برای من نظریه کاربردی یا ابزاری معنا اینرا می نمایاند که  ساختارزبان چگونگی

تفکر درباره ی جهان را معین میکند ،پس تنهابعنوان ابزاری برای هر آنچه قابل تجربه باشد استعمال میشود .

 تجربیات غیرقابل پیش بینی احتمالا برای توصیف(قابل درک شدن ) نیاز به تولید زبان خواهند داشت (توسط شخص تجربه کننده ) .

پس میتوان اندیشید که چیزی فراتر از زبان وجود دارد و زبان برای توصیف آن بکار میرود .

 

هنوزمحل دقیق مسائلی چون هدف از آفرینش و مقصد نهایی انسان درنظریه ی ویتگنشتاین متاخررا نیافتم ! آیا بدلیل نبود حکم قطعی

درباره ی چنین مسائلی ، عقیده بر اینست که نباید درباره اشان سخن گفت ؟

 


زبان خود ابزاریست برای پرداختن بخود،اما آیا آدمیان تنها بازیگران نقشهایی هستند که گفتار بر آنها

 تحمیل میکند ؟

خلط مابین توصیف و تعریف .

در پست شماره‌ی 13 آمده كه « زبان خود ابزاری است برای پرداختن به خود » و در پست شماره‌ی 15 آمده كه « بله ، گفتار و زبان را یكسان دانسته‌ام » . با جایگزینی زبان با گفتار داریم « گفتار خود ابزاری است برای پرداختن به خود » و در ادامه « اما آیا آدمیان تنها بازیگران نقش‌هایی هستند كه گفتار بر آنها تحمیل می‌كند ؟ » . نخست تعریفی از گفتار آمده  و مبتنی بر قید « اما » ، مبنای طرح پرسش ، تعریف مزبور اعلام می‌گردد . نكاتی چند به چشم می‌اید .

نخست اینكه به زعم من گفتار و زبان یكسان نیستند ؛ بل گفتار را گونه‌ای كاربری زبان توسط آدمیان می‌دانم . یكسان نگریستن این دو ، یكسان نگریستن ابزار و كاربری آن است . آیا فی‌المثل قیچی با برش یكسان است ؟

و دیگر اینكه در پرسش ، تحمیل نقش از جانب گفتار بر آدمیان مفروض و بدیهی انگاشته شده است ! همانگونه كه گفته شد ، گفتار را گونه‌ای كاربری زبان توسط آدمی می‌دانم . بر این اساس گفتار عرض است بر آدمی ؛ وصفی است از آدمی . و صفت چگونه طرح نقش ایجابی می‌نماید ؟ مشرق محل طلوع خورشید است ، نه آنكه هر چه از محلی به نام مشرق برآید خورشید است . مشرق بر اساس خورشید تعریف می‌شود و طلوع از مشرق وصفی است بر خورشید . 

و دیگر اینكه قید « تنها » بداهت مورد اشاره در نكته‌ی پیشین را موكد می‌سازد بدین طریق كه پاسخ هر چه باشد – بله یا خیر – وجود نقش‌های تحمیلی بدیهی می‌ماند !

در خصوص تعریف ارایه شده از زبان در « زبان خود ابزاری است برای پرداختن به خود » نیز می‌توان به بحث نشست ؛ چه ، مصادیق تعریف مزبور به زعم من از حیطه‌ی « كاربری » خارج‌اند .

 

مریم راد , mseven
مریم راد - 16:25 1389/11/17
15

جناب رادمان

 

1- منظورم از خود ، خود زبان است .ما بوسیله ی خود زبان به خود زبان می پردازیم .

2- بله ، گفتار و زبان را یکسان دانسته ام .

 

3و4- عالمان ، عارفان و ....که بازی زبانی مخصوص بخود را دارند ، یا همان کارگر و بنا که پیشتر شما بدان اشاره کردید .

برای ورود به دایره ی گفتار هر کدام نیاز به یاد گیری آن زبان است تا بتوان زبانشان(منظورشان) را فهمید .(منظورم از یاد گیری

، همان ورود به زبان دیگری است )

اما این یادگیری بر چه بستری روی میدهد؟

 

5- سئوالات آخر بر این اساس شکل گرفت که چون برای من نظریه کاربردی یا ابزاری معنا اینرا می نمایاند که  ساختارزبان چگونگی

تفکر درباره ی جهان را معین میکند ،پس تنهابعنوان ابزاری برای هر آنچه قابل تجربه باشد استعمال میشود .

 تجربیات غیرقابل پیش بینی احتمالا برای توصیف(قابل درک شدن ) نیاز به تولید زبان خواهند داشت (توسط شخص تجربه کننده ) .

پس میتوان اندیشید که چیزی فراتر از زبان وجود دارد و زبان برای توصیف آن بکار میرود .

 

هنوزمحل دقیق مسائلی چون هدف از آفرینش و مقصد نهایی انسان درنظریه ی ویتگنشتاین متاخررا نیافتم ! آیا بدلیل نبود حکم قطعی

درباره ی چنین مسائلی ، عقیده بر اینست که نباید درباره اشان سخن گفت ؟

 

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 03:39 1389/11/17
14
نقل قول از : مریم راد

درود مجدد

جناب رادمان

سپاس بخاطر تحریر مطالب مفید

البته من در ابتدای مطالعه ی این مبحث می باشم ،امادر طول مطالعه سئوالاتم را از شما خواهم پرسید .

 

زبان خود ابزاریست برای پرداختن بخود،اما آیا آدمیان تنها بازیگران نقشهایی هستند که گفتار بر آنها

 تحمیل میکند ؟

 

اگر قبول کنیم که اصناف متنوع ، بواسطه ی بازی زبانی خاص خود ،گفتمانی دارند، مسئله ی یادگیری

هر زبان(ورود به یک زبان(تغییر بازی)) بر چه بستری رخ میدهد؟

 

تولید زبان تنها مبتنی بر ارزشهای استعمالیست ؟ جای ارزشهای غایی و شاید فرا زبانی کجاست ؟

 

 


سركار خانم مریم

برای پرداختن به پرسش‌هایی كه طرح نموده‌اید ، نیاز است تا نخست ادبیاتی مشترك حاصل گردد كه بر این راستا پرسش‌های زیر را تقاضا دارم پاسخ دهید .

1-       مرجع « خود » دوم در پرسش نخست ؟ زبان ؟ مان ؟ آدمیان ؟ یا چه ؟

2-       گفتار و زبان را آیا در پرسش نخست یكسان نگریسته‌اید ؟

3-       توصیف‌تان از « گفتمان » ؟ ایا آنرا برابر discourse می‌دانید ؟ یا چه ؟

4-       بستر مورد اشاره‌تان در پرسش دوم ، از منظر صنفی است ؟ یا چه ؟ به گمانم عبارت « از منظر ... » در پرسش دوم پیش از « بر چه بستری ... » جامانده است .

5-       ایا مرادتان از « ورود به زبان » كاربری زبان است ؟ چنانچه چنین است ، آیا كاربری زبان را با یادگیری زبان همسان می‌دانید ؟ چنانچه چنین نیست و مراد از بازی در « تغییر بازی » ، بازی زبانی است ، یادگیری زبان به زعم من مقدم بر و به گونه‌ای مستقل از كاربری زبان و متعاقباً مشاركت در بازی زبانی است .

6-       مرادتان از « تولید زبان » در پرسش سوم ؟

7-       « ارزش‌های غایی و شاید فرازبانی » ،‌همچون ؟

مریم راد , mseven
مریم راد - 00:11 1389/11/17
13

درود مجدد

جناب رادمان

سپاس بخاطر تحریر مطالب مفید

البته من در ابتدای مطالعه ی این مبحث می باشم ،امادر طول مطالعه سئوالاتم را از شما خواهم پرسید .

 

زبان خود ابزاریست برای پرداختن بخود،اما آیا آدمیان تنها بازیگران نقشهایی هستند که گفتار بر آنها

 تحمیل میکند ؟

 

اگر قبول کنیم که اصناف متنوع ، بواسطه ی بازی زبانی خاص خود ،گفتمانی دارند، مسئله ی یادگیری

هر زبان(ورود به یک زبان(تغییر بازی)) بر چه بستری رخ میدهد؟

 

تولید زبان تنها مبتنی بر ارزشهای استعمالیست ؟ جای ارزشهای غایی و شاید فرا زبانی کجاست ؟

 

 

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 18:31 1389/11/16
12

بازی زبانی – 3

مبتنی بر چشم‌انداز ویتگنشتاین ، بروز گفتار لاجرم به هیات بازی زبانی است چنانچه از آن به عنوان ابزار تبادل اطلاعات تعبیر گردد . در گفتار معنا در هر یك از كاربران زبان سهیم در بازی زبانی به گونه‌ای مستقل تولید می‌گردد . اینگونه زبان به هیات گفتار ، استفاده می‌گردد تا اطلاعات مورد نظر مبادله گشته ، و صحت تبادل به هیات معناداری گفتار بروز می‌یابد . بر این اساس نوشتار چیست ؟ حك گفتار ؟ تثبیت و تسكین گفتار ؟ چنانچه چنین باشد ، حصول توافق بر صحت و كمال تبادل اطلاعات معطل می‌ماند ؛ چه كه كاربر / كاربرانی غایب‌اند تا كنش مبتنی بر توافق مزبور ، حصول‌اش را مبین سازد . اینگونه در نوشتار معنا دچار تاخیر و تفاوت می‌گردد زیرا از سویی معطل حضور مخاطب است و از دیگر سوی توافق حاصله پس از حضور مخاطب احتمالی به واسطه‌ی غیاب كاربر زبان مصدر صدور كدهای زبانی ارایه شده به واسطه‌ی نوشتار ، لاجرم متفاوت از آن چیزی خواهد بود كه به حضور تام و همزمان كاربران سهیم در بازی زبانی حاصل می‌گردیده است ؛ و این تقریب به مفهوم تفاوط ( Differance ) دریدا از منظری متفاوت است .

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 00:39 1389/11/16
11

بازی زبانی – 2

مبتنی بر ایده‌ی بازی زبانی ویتگنشتاین ، معنا جز از توافق كاربران زبان سهیم در بازی زبانی بر صحت و كمال تبادل اطلاعات نمی‌تواند تلقی گردد ؛ بر این اساس نقش زبان در تبادل اطلاعات آیا جز از رسانه‌ای صرف است ؟

چنانچه زبان ، صرف ابزار كد نمودن اطلاعات به منظور افزایش افقی ( ارسال ) و عمودی ( انباشت ) امكان تبادل اطلاعات باشد ، و كمال و صحت تبادل در معنا بروز بیابد ، از زبان تنها گفتار مراد گردیده است . به بیان دیگر در این صورت نوشتار كد نمودن كدهای پیشین است ؛ كد نمودن زبان ؛ تولد متافیزیك .

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 23:58 1389/11/14
10

بازی زبانی -1

بازی زبانی ( Language game ، Sprachspiel ) مفهومی است كه ویتگنشتاین از آن گونه‌ای از كاربری زبان را مراد می‌نماید كه در آن كاربرد زبان به عنوان كنشی اجتماعی و بخشی از فعالیت / زندگی روزمره قلمداد می‌گردد . نامی‌ترین مثال بازی زبانی در آثار ویتگنشتاین مربوط به محاوره‌ی بین بنا و كارگر است كه در آن تك واژگان ( در این مثال اسامی ) به همراه میمیك و اشارات احتمالی و فارغ از گرامر و حتا افعال ، محاوره‌ای كامل همراه با مفاهمه را تولید می‌نمایند .

چنانچه از كاربری زبان ، مفاهمه و یا به بیان دقیق‌تر تبادل اطلاعات – كه به زعم اكثریت اندیشمندان این حوزه ، منشاء پیدایش زبان است –  مراد باشد ، بازی زبانی ویتگنشتاین به وضوح لزوم گرامر را بی‌اساس می‌سازد . همانگونه كه طبق نظر پژوهشگران حوزه‌ی زبان ، پیدایش زبان در راستای كد كردن اطلاعات به منظور افزایش حجم اطلاعات قابل تبادل بوده است ، گرامر نیز در راستای افزایش تعمیم و فراگیری زبان گوییا ایجاد گردیده است .

در خصوص بازی زبانی ویتگنشتاین اما نكاتی لازم است تا لحاظ گردد . واژه‌ی Sprachspiel مركب از دو جزء sprache و spiel است كه نخستین را می‌توان به گفتار ( speech ) برگرداند و دومی را به بازی ( play ) . بر این اساس دو نكته قابل ملاحظه است . نخست تفاوت game و play كه هر دو در فارسی به بازی برگردانده می‌شوند و دومی كیفیت گفتار نسبت به نوشتار و نیز كلیت زبان .

مشخصه‌ی play در عدم جدیت مستتر در آن است كه در مقابل كار ( work ) در نظر گرفته می‌شود . game اما بارزترین وجه افتراق‌اش با play در جمعیت مستتر در آن است ( از ریشه‌ی آلمانی كهن gaman مركب از دو جزء ga- كه پیشوند جمعی است و mann به معنای شخص و فرد ) . از آنجا كه این هر دو واژه در فارسی به بازی برگردانده می‌شود ، لازم است تا هر دو مشخصه‌ی جمعیت و عدم جدیت در آن لحاظ گردد .

نكته‌ی دوم اینكه دقت نمایید حوزه‌ی پرداخت به بازی زبانی ویتگنشتاین منحصراً گفتار است و نه نوشتار و متن به عنوان هیات مكتوب زبان . واژه‌ای كه ویتگنشتاین در توصیف بازی زبانی آورده woven ( gewebt ) است كه اسم مفعول از weave است به معنای بافتن و یا به بیان دقیق‌تر « شكل دادن از طریق به هم پیچاندن ریسه یا نخ‌ها » و هم‌ریشه با web . حال weave را كه ویتگنشتاین برای گفتار بكار برده قیاس نمایید با text برای نوشتار . هر دو واژه ریشه‌ی هند اروپایی كهن دارند ؛ نخستین از ریشه‌ی webh- به معنای بافتن و به هم گره زدن و دومی از ریشه‌ی tek- به معنای درست كردن . بارزترین وجه افتراق‌شان وجود تلقی گونه‌ای ثبات و نظم در text و عدم ثبات و بی‌نظمی در weave است . همچنین است نسبت speak هم‌ریشه با speech كه در اصل به معنای بیرون ریختن و پاشیدن است و write كه در اصل به معنای حك كردن و خراشیدن است . همچنین دقت نمایید كه در speak تاكید بر مبداء است و در write تاكید بر مقصد .

 

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 05:28 1389/11/14
9
نقل قول از : مریم راد

پست  6 به این دلیل بود که من بطور کلی نفی زبان خصوصی (مبتنی بر تجربیات شخص ) را نمی توانم بپذیرم .

 بنظرم سرآغاز بنوعی زبان خصوصی بوده و در مسیر تکامل به زبان عمومی بدل گشته است .البته پیگیری

چگونگی پیوست آواها و اشارات تا رسیدن به واژگان بسیار پر اهمیت است اما آنچه بنظر میرسد اینست که اختراع واژه

در ابتدا بصورت خصوصی منطقی ترباشد!

 

 البته جهت حصول نتیجه ی بهتر ، پس از مطالعه منابع پیشنهادی شما به بحث باز خواهم گشت .

 

سپاس بخاطر بحث

 


در خصوص زبان خصوصی ، به زعم من ، با فرافكنی دانش امروزی به پیشین مواجه‌ایم. چیزی از جنس نسبی‌باور خواندن فی‌المثل پروتوگوراس.
 
چشم‌انتظار مشاركت شما و دیگر اعضا در این خصوص‌ام تا بیشتر بیاموزیم.
مریم راد , mseven
مریم راد - 20:28 1389/11/12
8

پست  6 به این دلیل بود که من بطور کلی نفی زبان خصوصی (مبتنی بر تجربیات شخص ) را نمی توانم بپذیرم .

 بنظرم سرآغاز بنوعی زبان خصوصی بوده و در مسیر تکامل به زبان عمومی بدل گشته است .البته پیگیری

چگونگی پیوست آواها و اشارات تا رسیدن به واژگان بسیار پر اهمیت است اما آنچه بنظر میرسد اینست که اختراع واژه

در ابتدا بصورت خصوصی منطقی ترباشد!

 

 البته جهت حصول نتیجه ی بهتر ، پس از مطالعه منابع پیشنهادی شما به بحث باز خواهم گشت .

 

سپاس بخاطر بحث

 

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 00:57 1389/11/12
7
نقل قول از : مریم راد

 

پاسخ شما منطقی است و آنرا می پذیرم ، اما در چنین دیدگاهی ، وحدت زبانی و حدود متعارف

(منشاء زبان نامعلوم است ) چگونه توضیح داده میشود .

خصوصا واژگانی که عهده دار بروز یک معنا از عالم خارجند .

 برای من همیشه سئوال بوده که چرا در ادیان مختلف یک سری اسامی خاص و با رسم الخط ویژه وجود دارند ؟

 

 


اندكی مشروح‌تر لطفاً .
 
یك پیشنهاد : دو اصطلاح « بازی زبانی » و « شباهت خانوادگی » در اندیشه‌ی ویتگنشتاین را بررسی نمایید تا در خصوص‌شان به بحث بنشینیم ؛ اینگونه به گمانم پرسش‌تان دیگر می‌شود از سویی و بحث ریشه‌ای‌تر از دیگر سو .
 
این دو اصطلاح را در كتاب « پژوهش‌های فلسفی » می‌توانید بیابید كه به فارسی نیز ترجمه شده است و شناسنامه‌اش را در لینك زیر بیابید. همچنین در صورت تمایل می‌ـوانم ترجمه‌ی انگلیسی معتبرش را نیز در اختیارتان بگذارم .
 
 
همچنین در خصوص منشاء زبان نیز مطالعه‌ی دو كتاب Prehistory of language و Cradle of language را توصیه می‌نمایم كه در مجموعه كتاب‌های معرفی شده در پروفایلم می‌توانید بیابیدشان .
مریم راد , mseven
مریم راد - 19:06 1389/11/11
6

 

پاسخ شما منطقی است و آنرا می پذیرم ، اما در چنین دیدگاهی ، وحدت زبانی و حدود متعارف

(منشاء زبان نامعلوم است ) چگونه توضیح داده میشود .

خصوصا واژگانی که عهده دار بروز یک معنا از عالم خارجند .

 برای من همیشه سئوال بوده که چرا در ادیان مختلف یک سری اسامی خاص و با رسم الخط ویژه وجود دارند ؟

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.