| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
128
|
2421
|
91/3/10 (21:09)
|
|
||
|
|
316
|
5911
|
91/1/17 (18:22)
|
|
||
|
|
118
|
6555
|
90/12/20 (01:42)
|
|
||
|
|
121
|
1406
|
90/12/2 (12:31)
|
|
||
|
|
248
|
7019
|
91/3/10 (20:26)
|
|
||
|
|
9
|
20
|
91/3/2 (02:21)
|
|
||
|
|
32
|
526
|
91/2/20 (00:06)
|
|
||
|
|
15
|
321
|
91/1/26 (12:50)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
91/1/21 (19:59)
|
|
||
|
|
7
|
197
|
91/1/12 (18:20)
|
|
||
|
|
1
|
40
|
90/12/28 (19:20)
|
|
||
|
|
4
|
83
|
90/12/28 (19:19)
|
|
||
|
|
1
|
76
|
90/12/19 (14:22)
|
|
||
|
|
7
|
99
|
90/11/29 (20:21)
|
|
||
|
|
5
|
187
|
90/11/27 (13:58)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
90/11/27 (07:51)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/9/5 (07:53)
|
|
||
|
|
4
|
250
|
90/7/18 (12:45)
|
|
||
|
|
28
|
742
|
90/7/14 (11:43)
|
|
||
|
|
1
|
232
|
90/6/6 (22:18)
|
|
فمینیسم و نیچه (4)
همانگونه كه پیشتر آمد ( پست شمارهی 281 ) ، به زعم من ، موج سوم از جنبش فمینیسم در بنیاد مبتنی بر چشمانداز نیچهای است . چرا ؟
ماهیت مردانهای كه نیچه در جنبش فمینیسم به ذكاوت دریافته بود و آنرا موجب انحطاط زن میخواند در بارزترین بروز ، در اواخر موج دوم رخ نمود . هم از این رو موج سوم در واكنش به چنین بروزی ، رهنمود نیچه را دریافت و آغوش بر تكثر گشود . واسازی ایدهی یكه و جهانی زن كه تا موج دوم مركزیتی ماهیتاً مردانه یافته بود ، منتج به برگزیدن راهكار مبتنی بر چشمانداز فردی گشت . و هم از این جا بود كه چشمانداز نیچهای در جنبش فمینیستی جریان یافت . نظر به پس . طنین چشمانداز نیچهای چنین به درستی در موج سوم طنین یافت . موج سوم مبتنی بر آنچه آمد ، ماهیتاً واكنش بود و نه كنش . چه به درستی دریافته بود كه استعلای كنش همچنان مبتنی بر منطق مردانهی افلاطونی خواهد ماند . از این رو نگاه از جمع به فرد بازگشت . جنبش فمیینیسم در خود نِگریست ؛ فرانِگریست . اما نَگریست . بل ، مبتنی بر رهیافتی ماهیتاً زنانه بر تنوع و تكثر و تباینهای موجود آغوش گشود . نگاه از جمعیت به فردیت بازگشت . و از آنجا در ادامه بر تن خیره ماند . و پرسشی از « میدانستماش » چنین برخاست كه « وتن كجاست ؟ »
دریافتن خون بیگانه آسان نیست . از سرسریخوانان بیزار ام !
سلام
میشه لطفا نظرتون رو درباره جمله "تازیانه " که در مورد زنان به کار برده با جملاتی واضح تر (البته برای من) بدونم؟
آیا این با آیه ای که در قران مسلمانان آمده مبنی بر زدن زنان در صورت نافرمانی شان می تونه بیانگر یه نظر مشترک در موزد زنان باشه؟









:D:D:D:D:D:D









:D:D:D:D:D:Dفمینیسم و نیچه (4)
همانگونه كه پیشتر آمد ( پست شمارهی 281 ) ، به زعم من ، موج سوم از جنبش فمینیسم در بنیاد مبتنی بر چشمانداز نیچهای است . چرا ؟
ماهیت مردانهای كه نیچه در جنبش فمینیسم به ذكاوت دریافته بود و آنرا موجب انحطاط زن میخواند در بارزترین بروز ، در اواخر موج دوم رخ نمود . هم از این رو موج سوم در واكنش به چنین بروزی ، رهنمود نیچه را دریافت و آغوش بر تكثر گشود . واسازی ایدهی یكه و جهانی زن كه تا موج دوم مركزیتی ماهیتاً مردانه یافته بود ، منتج به برگزیدن راهكار مبتنی بر چشمانداز فردی گشت . و هم از این جا بود كه چشمانداز نیچهای در جنبش فمینیستی جریان یافت . نظر به پس . طنین چشمانداز نیچهای چنین به درستی در موج سوم طنین یافت . موج سوم مبتنی بر آنچه آمد ، ماهیتاً واكنش بود و نه كنش . چه به درستی دریافته بود كه استعلای كنش همچنان مبتنی بر منطق مردانهی افلاطونی خواهد ماند . از این رو نگاه از جمع به فرد بازگشت . جنبش فمیینیسم در خود نِگریست ؛ فرانِگریست . اما نَگریست . بل ، مبتنی بر رهیافتی ماهیتاً زنانه بر تنوع و تكثر و تباینهای موجود آغوش گشود . نگاه از جمعیت به فردیت بازگشت . و از آنجا در ادامه بر تن خیره ماند . و پرسشی از « میدانستماش » چنین برخاست كه « وتن كجاست ؟ »
دریافتن خون بیگانه آسان نیست . از سرسریخوانان بیزار ام !
جناب جام، پوزش میخواهم از دیرکرد در پاسخ گویی. متاسفانه به دلیل مشغله شخصی قادر به پاسخ گویی نبودم و تنها مطالب را دنبال میکردم. جناب رادمان به تفصیل در باب انتقاد شما از نوشتار من ، پاسخ گفتند. در صورتی که نقد شما همچنان باقی است ، لطفاً بفرمایید تا پاسخ گویم. ضمناً اگر نقل قول می آورید ، لطفاً ادرس آن را نیز درج نمایید که دیگران نیز بتوانند مطلب را دنبال نمایند.
سپاس از جناب رادمان عزیز که همواره از ایشان آموخته ، می آموزم.
دیونیزوس (4)
نسبتاش با زمان ( وجود / حضور )
به زعم من ، مهمترین بارزهی دیونیزوس كه تمیزش میدهد از دیگر یازده خدای المپ از سویی ، و دیگر خدایان اساطیری یونان باستان و ، حتا به تقریب ، دیگر تمدنها ، epiphany ( آنكه خواهد آمد ، epiphania ) بودناش است . این واژه با E برای جشن ظهور عیسا بكار برده میشود ، و جالبتر آنكه در حالت مفرد كه برای دیونیزوس بكار برده میشود فیالمثل ، واژهای مونث است .
مبتنی بر اسناد موجود ، دیونیزوس مشمول تمامی بارزههای خدایگانی است ، كه از آن جمله میتوان به مواجهات ، نبرد ، سفر ( كه از قضا از شناخته / متواترترین اشارات به سفرهایش ، سفر به آسیا و دقیقاً خاورمیانه و هند است ؛ در نسبت با زرتشت نیچه ، قابل تامل ! ) ، پرستش و پیروان اشاره نمود . با این همه در تمایز با تمامی دیگر خدایان ، دیونیزوس صرفاً حضور دارد و وجود ندارد ؛ خواهد آمد . و این كیفیتی سلبی به خدایگانیاش میبخشد كه در تطابق تام است با كیفیت نسبتاش با زن و مادرسالاری ( كاربرد دو واژهی زن و مادرسالاری بروز شبههای دیرپا را تداعی میكند برایم كه بد نیست بدان اشاره گردد و آن اینكه مادر و مادری از بنیاد فرای جنسیت است . مادر صرفاً به پرورش دهنده [ی كودك ] اطلاق میگردد ؛ خواه مونث ، خواه مذكر . اما انطباق دیرپای زن و مادر از دیرباز از سویی ، و اطلاق انسان در تمایز با دیگر حیوانات در ابتدا صرفاً به زن از دیگر سو ، این همانی این دو را رقم زده است . بروز این اینهمانی تا هنوز ، خود به گونهای تاییدی است بر كیفیتی كه در دوران مادرسالاری در خصوص نسبت انسان بودگی با زن و زنانگی بدان مواجهایم ؛ و همچنین است ایدهی باتلر و همداستاناناش در خصوص اكتسابی بودن نه تنها Gender مبتنی بر آرای دو بوآر ، بلكه Sexuality هم ) . همراهی - به كیفیتی خاص و متمایز از دیگر خدایان - دیونیزوس با میرندگان و بالاخص زنان ( كه به كررات موكد گردیده در اسناد موجود ) از سویی ، از مادری میرا ( mortal در نسبت با immortal - كه به خدایان نسبت داده میشده است ) بودن ، سملی ، از دیگر سوی ، خاستگاه ناكجاآبادیاش از سوی دیگر ، به همراه بیگانگی / غیریتاش و نوسان جنسیتیاش ، همگی موید بارزهی سلبی این اسطوره است كه به گمانم بتوان مصداق چنین بارزهای را در ابرانسان نیچهای یافت .
دریافتن خون بیگانه آسان نیست . از سرسریخوانان بیزار ام !
دیونیزوس (3)
جنسیت
دیونیزوس در تمامی اسناد « پسر » زئوس خوانده شده است اما پس از تولد مادام مابین زن و مرد در نوسان است و منشاش غالباً زنانه . هم از این رو وی را گاه « زن-مرد » یا « مرد زننما » ( man-womanish ، به همانی man و human دقت نمایید ) خواندهاند .
از سویی در میان زنان بارآمد و از سوی دیگر ( از ترس انتقام هرا Hera ، همسر زئوس ) به عنوان دختر معرفی و رشد داده شد .
خدای شراب ، سكر ، كشاورزی و تئاتر خوانده شده است كه به زعم من این هر چهار مورد انتساباتی از جنس زنانگیاند . همگان نیك میدانیم كه كشاورزی اختراع زنان است و ماهیتاً امری زنانه . از سویی سملی ( مادر میرای دیونیزوس ) به معنای « مادر زمین » است . دو روییدنی منتسب به دیونیزوس پیچك و تاك است كه از انگور دومی شراب و از شراب ، سكر را درآورد . به همگونی قابل تامل پیچك و تاك و حالشان دقت نمایید تا انتساب بینظمی در نسبت با منظم ( chaotic ، ordered ) به دیونیزوس در نسبت با آپولون ملموستر گردد برایتان . شراب و سكر را در تقابل normal ، think ، rational ، logical و worry با abnormal ( پیشوند ab- در این تركیب بسیار دقیق و مهم است ) ، feel ، irrational ، instinctual ، و liberty بیابید و نه در فیالمثل « نعره » (!) كه مردانگی سترونی است . در خصوص تئاتر بحث پیچیدهتر است و مفصل . به زعم من ، نه تئاتر ، حتا متناسب با تعریف لاتیناش كه مبتنی بر مفهوم تماشا است ، كه « رقص و آواز جمعی » منتسب به / همخوان با دیونیزوس است و در این خصوص فیالمثل رجوع نمایید به مفهوم دیترامب ( Dithyramb ) .
دریافتن خون بیگانه آسان نیست . از سرسریخوانان بیزار ام !
فروید معتقد است که هر سه بخش ذهن یعنی نهاد من و فرامن عملکردی نا خود آگاه دارن در واقع بخش زیرین نهاد ما کاملا ناخودآگاه کار میکنه همون که رویای روز وشب رو می سازه اما من و فرا من از آگاهی و ناآگاهی یا پیشا آگاهی برای سوبژه تشکیل شده (فرق نیچه و فروید) که آدمو یاده نظریه تذکار افلاطون می اندازه
پس ما دیگه نمی تونیم درون نهاد وحدت یافته و یک شکل داشته باشیم ( هر یک از ما راه های متفاونی برای شناخت خودمون داریم)
اونچه فروید رو به نیچه نزدیک می کنه (و هر دو رو به پست مدرنیستها) تمرکز زدایی از موضوع است و درگیری دو طرفه روانکاو بیمار در متن (پیش زمینه مخصوصی است) که ناخودآگاه ذهن زن و مرد به وسیله آن ساخته می شود و معنای آن هرگز به طور کامل قابل شناسایی نیست زیرا در انتهای گودال عمیق ناخودآگاه دفن شده است و آن امری است که نمی خواهد آشکار شود سرکوب شده است اما تنها مخزن امیال جنسی نیست این مخزن شاید به قول لاکان مجموعه ایی از رمز های ناخودگاه است (گونه ایی شکل ناتمام یا نماد است)
در خصوص نسبت فروید و فمینیسم ، پیشنهادم به اعضای پیگیر مطالعهی كتاب زیر است . كمینه در راستای تامین وسعت و دقت نظر مضاعف و درك و طرح مواجههی بهتر با مطالب سركار خانم مانا در این خصوص .
The Freudian Mystique : Freud, Women, and Feminism, by Samuel Slipp
(Rared HTML, 531KB)