userinfo close

  ,

نیچه


nicheclub

تاسیس: 29 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دانیال باران - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
128
2421
91/3/10 (21:09)
316
5911
91/1/17 (18:22)
118
6555
90/12/20 (01:42)
121
1406
90/12/2 (12:31)
248
7019
91/3/10 (20:26)
9
20
91/3/2 (02:21)
32
526
91/2/20 (00:06)
15
321
91/1/26 (12:50)
1
10
91/1/21 (19:59)
7
197
91/1/12 (18:20)
1
40
90/12/28 (19:20)
4
83
90/12/28 (19:19)
1
76
90/12/19 (14:22)
7
99
90/11/29 (20:21)
5
187
90/11/27 (13:58)
0
5
90/11/27 (07:51)
0
6
90/9/5 (07:53)
4
250
90/7/18 (12:45)
28
742
90/7/14 (11:43)
1
232
90/6/6 (22:18)

عنوان بحث :: این بحث را 4 نفر دنبال می کنند.

قسمت استفاده , afd_nothing
قسمت استفاده - 05:02 1386/06/15

زنان در دیدگاه نیچه

زنان در دیدگاه نیچه !!

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
جمال جمالی منفرد , jamalcloob
316
وقتی تفکر کسی مثل نیچه اصالت قدرت باشه معلومه که جایگاه زنان تو این تفکر چی میشه!!!!!
علی رجایی مقدم , alirmoghadam
علی رجایی مقدم - 18:38 1390/12/21
315
همون که خودتون میدونید یادتون نره
سعید میلانی , andysaeed
سعید میلانی - 03:27 1390/11/9
314
خطاب نیچه در ابتدا به خدا های تفسیری هر شخص هست...که جیزی جز توهم..نیست...پس لزوما با حضور خدا در زندگی مخالف است.اگزیستانسالیسم..!
...و دیگر بحث بر سر امکان وجود خدا ی یکتا در مورد نیچه بی معنی به نظر میرسد!
سعید میلانی , andysaeed
سعید میلانی - 04:00 1390/11/5
313
نیچه با زنان مشکلی نداشت....
اتفاقا عاشق دختری شده بود..که عشقش به جنون کشیده و متحیر گردید...منظور از تازیانه همان هوش و خرد و عقل است...
و زن را لزوما و خصوصا مادینه و بی ارزش نمیداند..بلکه نگاه بی ارزش به زن را با تازیانه دور میکرد..
سپاس
الینا  , 872781082
الینا - 14:44 1390/08/23
312
نقل قول از : رادمان ساکت

 

فمینیسم و نیچه (4)

همانگونه كه پیشتر آمد ( پست شماره‌ی 281 ) ، به زعم من ، موج سوم از جنبش فمینیسم در بنیاد مبتنی بر چشم‌انداز نیچه‌ای است . چرا ؟

ماهیت مردانه‌ای كه نیچه در جنبش فمینیسم به ذكاوت دریافته بود و آنرا موجب انحطاط زن می‌خواند در بارزترین بروز ، در اواخر موج دوم رخ نمود . هم از این رو موج سوم در واكنش به چنین بروزی ، رهنمود نیچه را دریافت و آغوش بر تكثر گشود . واسازی ایده‌ی یكه و جهانی زن كه تا موج دوم مركزیتی ماهیتاً مردانه یافته بود ، منتج به برگزیدن راهكار مبتنی بر چشم‌انداز فردی گشت . و هم از این جا بود كه چشم‌انداز نیچه‌ای در جنبش فمینیستی جریان یافت . نظر به پس . طنین چشم‌انداز نیچه‌ای چنین به درستی در موج سوم طنین یافت . موج سوم مبتنی بر آنچه آمد ، ماهیتاً واكنش بود و نه كنش . چه به درستی دریافته بود كه استعلای كنش همچنان مبتنی بر منطق مردانه‌ی افلاطونی خواهد ماند . از این رو نگاه از جمع به فرد بازگشت . جنبش فمیینیسم در خود نِگریست ؛ فرانِگریست . اما نَگریست . بل ، مبتنی بر رهیافتی ماهیتاً زنانه بر تنوع و تكثر و تباین‌های موجود آغوش گشود . نگاه از جمعیت به فردیت بازگشت . و از آنجا در ادامه‌ بر تن خیره ماند . و پرسشی از « می‌دانستم‌اش » چنین برخاست كه « وتن كجاست ؟ »‌

 

دریافتن خون بیگانه آسان نیست . از سرسری‌خوانان بیزار ام !

سلام

میشه لطفا نظرتون رو درباره جمله "تازیانه " که در مورد زنان به کار برده با جملاتی واضح تر (البته برای من) بدونم؟

آیا این با آیه ای که در قران مسلمانان آمده مبنی بر زدن زنان در صورت نافرمانی شان می تونه بیانگر یه نظر مشترک در موزد زنان باشه؟

م مثل مریم , marya_sadegh
م مثل مریم - 16:34 1390/08/3
311
نقل قول از : مانی خوبان

:D:D:D:D:D:D
به سراغ زنان می‌روی؟! تازیانه را از یاد مبر!!
:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D
مانی  خوبان , jouls
مانی خوبان - 01:02 1390/05/4
310
:D:D:D:D:D:D
به سراغ زنان می‌روی؟! تازیانه را از یاد مبر!!
:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D
رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 13:18 1389/03/8
309

فمینیسم و نیچه (4)

همانگونه كه پیشتر آمد ( پست شماره‌ی 281 ) ، به زعم من ، موج سوم از جنبش فمینیسم در بنیاد مبتنی بر چشم‌انداز نیچه‌ای است . چرا ؟

ماهیت مردانه‌ای كه نیچه در جنبش فمینیسم به ذكاوت دریافته بود و آنرا موجب انحطاط زن می‌خواند در بارزترین بروز ، در اواخر موج دوم رخ نمود . هم از این رو موج سوم در واكنش به چنین بروزی ، رهنمود نیچه را دریافت و آغوش بر تكثر گشود . واسازی ایده‌ی یكه و جهانی زن كه تا موج دوم مركزیتی ماهیتاً مردانه یافته بود ، منتج به برگزیدن راهكار مبتنی بر چشم‌انداز فردی گشت . و هم از این جا بود كه چشم‌انداز نیچه‌ای در جنبش فمینیستی جریان یافت . نظر به پس . طنین چشم‌انداز نیچه‌ای چنین به درستی در موج سوم طنین یافت . موج سوم مبتنی بر آنچه آمد ، ماهیتاً واكنش بود و نه كنش . چه به درستی دریافته بود كه استعلای كنش همچنان مبتنی بر منطق مردانه‌ی افلاطونی خواهد ماند . از این رو نگاه از جمع به فرد بازگشت . جنبش فمیینیسم در خود نِگریست ؛ فرانِگریست . اما نَگریست . بل ، مبتنی بر رهیافتی ماهیتاً زنانه بر تنوع و تكثر و تباین‌های موجود آغوش گشود . نگاه از جمعیت به فردیت بازگشت . و از آنجا در ادامه‌ بر تن خیره ماند . و پرسشی از « می‌دانستم‌اش » چنین برخاست كه « وتن كجاست ؟ »‌

 

دریافتن خون بیگانه آسان نیست . از سرسری‌خوانان بیزار ام !

طاهر ا , taher12112
طاهر ا - 17:50 1389/02/23
308
نقل قول از : فرهاد جام
 
جناب طاهر،پایکوبیِ زن تو را به چنین دیدگاهی رهنمون ساخته که به زن اصالتی دیونیزوسی می دهی!؟نعره های جانانه و بی مهابای دیونیزوسی چه نسبتی با عشوه گری و طنازی های زنانه دارد؟؟
در انتها جمله ای از چنین گفت زرتشت را یادآور می شوم که به گمانم بیجا نخواهد بود:
"شما نیک می رقصید اما پا بال نخواهد بود!"


جناب جام، پوزش میخواهم از دیرکرد در پاسخ گویی. متاسفانه به دلیل مشغله شخصی قادر به پاسخ گویی نبودم و تنها مطالب را دنبال میکردم. جناب رادمان به تفصیل در باب انتقاد شما از نوشتار من ، پاسخ گفتند. در صورتی که نقد شما همچنان باقی است ، لطفاً بفرمایید تا پاسخ گویم. ضمناً اگر نقل قول می آورید ، لطفاً ادرس آن را نیز درج نمایید که دیگران نیز بتوانند مطلب را دنبال نمایند.

 

سپاس از جناب رادمان عزیز که همواره از ایشان آموخته ، می آموزم.

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 01:51 1389/02/18
307
نقل قول از : فرهاد جام

نقل قول از : طاهر ...

پست شماره‌ی 279

جناب طاهر،پایکوبیِ زن تو را به چنین دیدگاهی رهنمون ساخته که به زن اصالتی دیونیزوسی می دهی!؟نعره های جانانه و بی مهابای دیونیزوسی چه نسبتی با عشوه گری و طنازی های زنانه دارد؟؟
در انتها جمله ای از چنین گفت زرتشت را یادآور می شوم که به گمانم بیجا نخواهد بود:
"شما نیک می رقصید اما پا بال نخواهد بود!"


جناب جام
 
مبتنی بر سری مطالب چهارگانه در خصوص دیونیزوس كه آمد ، آیا پرسش‌های منقول بالا همچنان برجاست ؟ ( چنانچه لازم آمد پس پشت « عشوه‌گری » و « طنازی » در نسبت با زن را نیز كه به زعم من - همچون « اصالت » - تماماً ایستاده بر انگاره‌ی مردسالاری و شاید حتا بتوان گفت احلیل محوری است طرح خواهم نمود ) . چنانچه چنین است بفرمایید تا به شرح مضاعف بپردازم .
رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 04:07 1389/02/17
306

دیونیزوس (4)

نسبت‌اش با زمان ( وجود / حضور )

به زعم من ، مهمترین بارزه‌ی دیونیزوس كه تمیزش می‌دهد از دیگر یازده خدای المپ از سویی ، و دیگر خدایان اساطیری یونان باستان و ، حتا به تقریب ، دیگر تمدن‌ها ، epiphany ( آنكه خواهد آمد ، epiphania ) بودن‌اش است . این واژه با E برای جشن ظهور عیسا بكار برده می‌شود ، و جالب‌تر آنكه در حالت مفرد كه برای دیونیزوس بكار برده می‌شود فی‌المثل ، واژه‌ای مونث است .

مبتنی بر اسناد موجود ، دیونیزوس مشمول تمامی بارزه‌های خدایگانی است ، كه از آن جمله می‌توان به مواجهات ، نبرد ، سفر ( كه از قضا از شناخته / متواترترین اشارات به سفرهایش ، سفر به آسیا و دقیقاً خاورمیانه و هند است ؛ در نسبت با زرتشت نیچه ، قابل تامل ! ) ، پرستش و پیروان اشاره نمود . با این همه در تمایز با تمامی دیگر خدایان ، دیونیزوس صرفاً حضور دارد و وجود ندارد ؛ خواهد آمد . و این كیفیتی سلبی به خدایگانی‌اش می‌بخشد كه در تطابق تام است با كیفیت نسبت‌اش با زن و مادرسالاری ( كاربرد دو واژه‌ی زن و مادرسالاری بروز شبهه‌ای دیرپا را تداعی می‌كند برایم كه بد نیست بدان اشاره گردد و آن اینكه مادر و مادری از بنیاد فرای جنسیت است . مادر صرفاً به پرورش دهنده [ی كودك ] اطلاق می‌گردد ؛ خواه مونث ، خواه مذكر . اما انطباق دیرپای زن و مادر از دیرباز از سویی ، و اطلاق انسان در تمایز با دیگر حیوانات در ابتدا صرفاً به زن از دیگر سو ، این همانی این دو را رقم زده است . بروز این این‌همانی تا هنوز ، خود به گونه‌ای تاییدی است بر كیفیتی كه در دوران مادرسالاری در خصوص نسبت انسان بودگی با زن و زنانگی بدان مواجه‌ایم ؛ و همچنین است ایده‌ی باتلر و هم‌داستانان‌اش در خصوص اكتسابی بودن نه تنها Gender مبتنی بر آرای دو بوآر ، بلكه Sexuality هم ) . همراهی - به كیفیتی خاص و متمایز از دیگر خدایان - دیونیزوس با میرندگان و بالاخص زنان ( كه به كررات موكد گردیده در اسناد موجود ) از سویی ، از مادری میرا ( mortal در نسبت با immortal - كه به خدایان نسبت داده می‌شده است ) بودن ، سملی ، از دیگر سوی ، خاستگاه ناكجاآبادی‌اش از سوی دیگر ، به همراه بیگانگی / غیریت‌اش و نوسان جنسیتی‌اش ، همگی موید بارزه‌ی سلبی این اسطوره است كه به گمانم بتوان مصداق چنین بارزه‌ای را در ابرانسان نیچه‌ای یافت .

 

دریافتن خون بیگانه آسان نیست . از سرسری‌خوانان بیزار ام !

 

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 23:01 1389/02/16
305

دیونیزوس (3)

جنسیت

دیونیزوس در تمامی اسناد « پسر » زئوس خوانده شده است اما پس از تولد مادام مابین زن و مرد در نوسان است و منش‌اش غالباً زنانه . هم از این رو وی را گاه « زن-مرد » یا « مرد زن‌نما » ( man-womanish ، به همانی man و human دقت نمایید ) خوانده‌اند .

از سویی در میان زنان بار‌آمد و از سوی دیگر ( از ترس انتقام هرا Hera ، همسر زئوس ) به عنوان دختر معرفی و رشد داده شد .

خدای شراب ، سكر ، كشاورزی و تئاتر خوانده شده است كه به زعم من این هر چهار مورد انتساباتی از جنس زنانگی‌اند . همگان نیك می‌دانیم كه كشاورزی اختراع زنان است و ماهیتاً امری زنانه . از سویی سملی ( مادر میرای دیونیزوس ) به معنای « مادر زمین » است . دو روییدنی منتسب به دیونیزوس پیچك و تاك است كه از انگور دومی شراب و از شراب ، سكر را درآورد . به همگونی قابل تامل پیچك و تاك و حال‌شان دقت نمایید تا انتساب بی‌نظمی در نسبت با منظم ( chaotic ، ordered ) به دیونیزوس در نسبت با آپولون ملموس‌تر گردد برای‌تان . شراب و سكر را در تقابل normal ، think ، rational ، logical و worry با abnormal ( پیشوند ab- در این تركیب بسیار دقیق و مهم است ) ، feel ، irrational ، instinctual ، و liberty بیابید و نه در فی‌المثل « نعره » (!) كه مردانگی‌ سترونی است . در خصوص تئاتر بحث پیچیده‌تر است و مفصل‌ . به زعم من ، نه تئاتر ، حتا متناسب با تعریف لاتین‌اش كه مبتنی بر مفهوم تماشا است ، كه « رقص و آواز جمعی » منتسب به / همخوان با دیونیزوس است و در این خصوص فی‌المثل رجوع نمایید به مفهوم دیترامب ( Dithyramb ) .

 

دریافتن خون بیگانه آسان نیست . از سرسری‌خوانان بیزار ام !

 

فرهاد جام , farhad06
فرهاد جام - 14:45 1389/02/16
304
متن زیر از کتاب "نیچه پس از هیدگر،دریدا و دلوز" دکتر ضیمران است که بی شک برای بحث جاری، ناقص و نیازمند تکامل است و تنها از جهت فتح باب آورده شده و دیگر شاید نشانه ای از پیگیریِ بنده:
آپولون
برادر آرتمیس و فرزند زئوس،در معبد دلفی فن شمشیرزنی و طب را نیک می اموزد و از این رهگذر یاغیان و گردنکشان را سرکوب مینماید و آرامش و صلح و صفا را بر سرزمین یونان حکمفرما می کند.او ایزد خورشید است و نور را بر زمین می افشاند.آپولون در پرتو نور خورشید تاریکی را می زداید و نور و فرزانگی را بر زمین گسترش می دهد...
آپولون در جوانی مار معروف پیتون را می کشد. او جوانی است خوش سیما با چشمانی سیاه که پریان دریایی را شیفته حود می سازد و به همین جهت آنها در پی تسخیر او برمی آیند و سرانجام او را می فریبند.او عاشق یکی از پریان دریایی موسوم به دافنه می شود.در یونان او را ایزد مهربانیها و رهبر پیشگویان می نامند.او می تواند موجودات زمینی را گوهری مینوی بخشد.بعضی او را ایزد اخلاق و ارزشهای والای یونانی و واضع قوانین اجتماعی می دانند.در جنگ تروا،با تروا همدست می شود و بلای درمان ناپذیری را بر یونانیان نازل می کند.زیرا آنها در نبرد تروا دختر یکی از کاهنان او را به گروگان می گیرند.بعضی گفته اند که او کسانی را که در چنگال غرور و خودخواهی گرفتار می آمدند کیفر می داد،اما کسانی که به معبد دلفی می رفتند و اقرار به گناه می کردند مشمول عفو قرار می داد.
رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 14:01 1389/02/16
303
نقل قول از : مانا ن

فروید معتقد است که هر سه بخش ذهن یعنی نهاد من و فرامن عملکردی نا خود آگاه دارن در واقع بخش زیرین نهاد ما کاملا ناخودآگاه کار میکنه همون که رویای روز وشب رو می سازه اما من و فرا من از آگاهی و ناآگاهی یا پیشا آگاهی برای سوبژه تشکیل شده (فرق نیچه و فروید)  که آدمو یاده نظریه تذکار افلاطون می اندازه

پس ما دیگه نمی تونیم درون نهاد وحدت یافته و یک شکل داشته باشیم  ( هر یک از ما راه های متفاونی برای شناخت خودمون داریم)

اونچه فروید رو به نیچه نزدیک می کنه  (و هر دو رو به پست مدرنیستها) تمرکز زدایی از موضوع است  و درگیری دو طرفه روانکاو بیمار در متن (پیش زمینه مخصوصی است) که ناخودآگاه ذهن زن و مرد به وسیله آن ساخته می شود و معنای آن هرگز به طور کامل قابل شناسایی نیست زیرا در انتهای گودال عمیق ناخودآگاه دفن شده  است و آن امری  است که نمی خواهد آشکار شود  سرکوب شده است اما تنها مخزن امیال جنسی نیست  این مخزن  شاید به قول لاکان مجموعه ایی از رمز های ناخودگاه است (گونه ایی شکل ناتمام یا نماد  است)


در خصوص نسبت فروید و فمینیسم ، پیشنهادم به اعضای پیگیر مطالعه‌ی كتاب زیر است . كمینه در راستای تامین وسعت و دقت نظر مضاعف و درك و طرح مواجهه‌ی بهتر با مطالب سركار خانم مانا در این خصوص .

The Freudian Mystique : Freud, Women, and Feminism, by Samuel Slipp

(Rared HTML, 531KB)

رادمان ساکت , fasele
رادمان ساکت - 13:48 1389/02/16
302
نقل قول از : فرهاد جام

نقل قول از : رادمان ساكت
پست شماره‌ی 296
و سپس بهتر خواهد بود اگر به همان اندازه به جدی ترین رقیب اش آپولون نیز پرداخته شود تا با دیدگاهی تقابلی بشود سرنخ ستایش نیچه از دیونیزوس را بدست گرفت و باقی ماجرا...

بهتر آن است كه این حالت مونولوگ منبری برطرف گردد كه بر این راستا آپولون را به شما می‌سپارم تا نشانی از جدیت‌تان در پیگیری باشد .
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.