| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
19
|
90/8/3 (17:21)
|
|
||
|
|
523
|
2322
|
90/8/3 (17:12)
|
|
||
|
|
20
|
316
|
89/12/14 (11:13)
|
|
||
|
|
3
|
82
|
89/12/3 (00:46)
|
|
||
|
|
8
|
98
|
89/10/4 (17:33)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
89/9/14 (21:38)
|
|
||
|
|
94
|
1933
|
89/8/21 (23:49)
|
|
||
|
|
1
|
65
|
89/8/21 (19:27)
|
|
||
|
|
150
|
644
|
87/12/13 (15:12)
|
|
||
|
|
3
|
93
|
87/9/16 (17:07)
|
|
||
|
|
0
|
146
|
87/6/21 (13:28)
|
|
||
|
|
2
|
163
|
87/6/17 (02:53)
|
|
||
|
|
0
|
63
|
87/6/9 (12:26)
|
|
||
|
|
0
|
138
|
87/5/27 (16:13)
|
|
||
|
|
4
|
88
|
87/5/10 (15:43)
|
|
||
|
|
0
|
55
|
87/5/9 (12:45)
|
|
||
|
|
1
|
59
|
87/4/22 (09:42)
|
|
||
|
|
4
|
194
|
87/4/9 (22:14)
|
|
||
|
|
9
|
171
|
87/4/9 (22:05)
|
|
||
|
|
0
|
29
|
87/4/8 (18:46)
|
|
سلام
بچه ها تو این قسمت هر کس هر چی که دلش می خواد بگه . (البته با رعایت ادب ) . درد دل ... مشورت ... از وضعیت دانشکده ...کار...خبرهای مهم روز... مشغله های فکری ...و یه قسمت خیلی مهم:مطالب جالب ، کتابهای جالب ، یا سایتهای جالبی که باهاش برخورد میکنید رو اینجا برای بقیه معرفی کنید .مثلاً اگر سایت معرفی میکنید یه توضیح کوتاه هم راجع بهش بدید یا اگر کتابی نظرتون رو جلب کرده معرفی کنید و یه خلاصه ای هم ازش بگید . این تاپیک شاید بتونه یه استارتی بشه برای شروع یکسری بحث های جدید و با محتوا!
امیدوارم که همکاری کنید . برای همه آرزوی موفقیت دارم;)
سلام
آفرین آقای کرامت.ممنون .خسته نباشید.
از بقیه دوستان چه خبر؟داشتم ازین ورا رد میشدم گفتم یادی از هم دانشگاهی های بیکارو همیشه آنلاینه دیروزو... گرفتار امروز یه حالی بپرسم...دلم تنگ شده واسه قدیما.سال چند بود؟ D-:
اگر سر زدین اینجا از حال و احوالتون بگید .کی کجاست چی کار میکنه؟
در کل برای همه هرجا که هستن آرزوی موفقیت و سلامتی دارم.ایام به کامتون باشه
سارا کلانتری
یک داستان واقعی
این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده.
شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!
چه اتفاقی افتاده؟
در یک قسمت تاریک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.
در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقی! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشقی به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق شویم، اگر سعی کنیم
داستان درباره کوهنوردی ست که می خواست بلندترین قله را فتح کند .بالاخره بعد از سالها آماده سازی خود،ماجراجو یی اش را آغاز کرد.اما از آنجایی که آوازه ی فتح قله را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از قله بالا برود. او شروع به بالا رفتن از قله کرد ،اما دیر وقت بود و به جای چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اینکه هوا تاریک تاریک شد.
سیاهی شب بر کوهها سایه افکنده بود وکوهنورد قادر به دیدن چیزی نبود . همه جا تاریک بود .ماه و ستاره ها پشت ابر گم شده بودند و او هیچ چیز نمی دید . در حال بالا رفتن بود ،فقط چند قدمی با قله فاصله داشت که پایش لغزید و با شتاب تندی به پایین پرتاب شد .در حال سقوط فقط نقطه های سیاهی می دید و به طرز وحشتناکی حس می کرد جاذبه ی زمین او را در خود فرو می برد . همچنان در حال سقوط بود ... و در آن لحظات پر از وحشت تمامی وقایع خوب وبد زندگی به ذهن او هجوم می آورند. ناگهان درست در لحظه ای که مرگ خود را نزدیک می دید حس کرد طنابی که به دور کمرش بسته شده ، او را به شدت می کشد.
میان آسمان و زمین معلق بود ... فقط طناب بود که او را نگه داشته بود و در آن سکوت هیچ راه دیگری نداشت جز اینکه فریاد بزند : خدایا کمکم کن ... ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه می خواهی ؟
- خدایا نجاتم بده
- آیا یقین داری که می توانم تو را نجات دهم ؟
- بله باور دارم که می توانی
- پس طنابی را به کمرت بسته شده قطع کن ...
لحظه ای در سکوت سپری شد و کوهنورد تصمیم گرفت با تمام توان اش طناب را بچسبد .
فردای آن روز گروه نجات گزارش دادند که جسد یخ زده کوهنوردی پیدا شده ... در حالی که از طنابی آویزان بوده و دستهایش طناب را محکم چسبیده بودند ، فقط چند قدم بالاتر از سطح زمین...
سلام بچه های دانشجو! 
سال تحصیلی جدید مبارک تون باشه.
خوب درس بخونید.
سلام طاعات وعبادات همگی قبول درگاه احدیت.در لیالی قدر من وسایر دوستان رانیز دعا کنید.
سلام.
نماز و روزه همگی قبول باشه.
از خاطرات و مشکلاتی که در ماه رمضان در رابطه با کار و درس و غیره براتون پیش میاد برای بقیه بنویسید.
به نظرم جالب هست.


آخ حسین ، گفتی ؟!
یادته وقتی ما اومدیم تو دانشکده...
انجمن نداشت ، حراست نداشت (چه حالی می داد) ، قلی پور رو بگو!!! ، سلف مختلط بود ...
انجمن رو ما (بچه های 82 راه انداختن) ، یادته میخواستم اولین کنفرانس ژئوماتیک دانشجویی رو راه بندازیم که نمی گذاشتند
یادته نامه نوشتیم رئییس دانشکده رو عوض کردیم
پشت بام یادته پینگ پونگ بازی میکردیم
استاد عوض میکردیم ، استاد جدید میاوردیم.
بچه های جدید بدونن که خیلی از چیزهایی که الان دارن از بچه های 81 و 82 دارند!

قرآن همراه این برنامه را روی گوشی های نوکیا 7610 و سونی اریکسون کا700 امتحان کردم جواب داد.
اگر آدرس بالا جواب نداد می تونید قرآن و کتابهای رایگان شرکت پارس آسان افزار رو از این آدرس بگیرید:
http://www.asanafzar.com/Products.aspx?GId=1&CId=14
شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها رو به همگی تسلیت میگم.
salam
bachehae k too cloobe daneshkade ozvin,chera faal nistin????????????
albate hagham darida chon khode man taze motevajeh shodam daneshkade cloob dare
ama ye kam faal bashin khobeha.
farda akharin rooze entekhabate anjomane hatman sherkat konid(reshve gereftam tabligh konam
)
کتاب " نکته های کوچک زندگی "
نویسنده: اچ جکسون براون
ترجمه: زهره زاهدی
نام اصلی کتاب : Life little instructions
از این لینک میتونید کتاب رو بگیرید:

در این کتاب می خوانیم:
- کمتر در قید این باش که چه کسی حق دارد،بیشتر در قید این باش که چه چیزی حق است!
- به عهدت وفا کن.
- دعا کن ولی نه برای به دست آوردن اشیاء بلکه برای بدست آوردن عقل درست و سالم.
- گوش کردن را یاد بگیر گاه فرصت ها با صدای بسیار آهسته در می زنند.