| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
176
|
1636
|
90/11/4 (08:35)
|
|
||
|
|
21
|
259
|
90/10/19 (20:27)
|
|
||
|
|
595
|
4385
|
90/9/4 (20:33)
|
|
||
|
|
49
|
608
|
90/10/2 (14:22)
|
|
||
|
|
1523
|
4046
|
91/2/28 (22:23)
|
|
||
|
|
331
|
2210
|
91/2/10 (18:10)
|
|
||
|
|
609
|
3860
|
91/1/28 (22:00)
|
|
||
|
|
176
|
292
|
91/1/28 (21:52)
|
|
||
|
|
618
|
2248
|
90/12/21 (15:00)
|
|
||
|
|
1207
|
4625
|
90/12/3 (20:13)
|
|
||
|
|
244
|
1082
|
90/11/21 (10:43)
|
|
||
|
|
758
|
3850
|
90/11/5 (15:30)
|
|
||
|
|
598
|
3556
|
90/8/9 (19:28)
|
|
||
|
|
667
|
3811
|
90/7/17 (19:48)
|
|
||
|
|
403
|
2794
|
90/3/12 (13:22)
|
|
||
|
|
53
|
599
|
90/1/5 (03:54)
|
|
||
|
|
103
|
690
|
89/10/25 (15:16)
|
|
با سپاس فراوان
وصف نشابور
نشابور و هوای دیلپذیرش
ودی نمنی د هچ جایی نظیرش
نشابور، دیدنی یُ باصفایه
نشابوریجماعت، بابفایه
نشابور، خیله آوازش بلنده
دمون ملک عالم، سربلنده
نشابور، بس دیه ظولم از ستمکار
کی لعنت بر مغول چنگیز خونخوار
ب جا مُنده هنوزم تلّ خاکی
دره حرفای تلخ و دردناکی
اگر دروزههایش، رفته از دست
ولی بازار سرپوشش، هنوز هست
خربیهاشه کیدن آز مرمت
نشابور، رفته شهر علم و صنعت
نقاط دیدنی بسیار دره
کی فرهنگی چنی پوربار دره
د بخ عطار، کمال الملک نقّاش
مشاهیر نشابور، خفته در پاش
ب آرامگاه خیامش گذر کُ
سراغ از کوزه خر و کوزه گر کُ
بیا صوحب نشابور، خوش نسیمه
کی موزه، در رباطی از قدیمه
قدمگاهش، ردّ پای ایمامه
فیروزش، در همهی دنیا بنامه
ایمامزدهی محروق، د نشابور
زیرتش میین از شهرای دور
دره فضل بن شاذان، همچُ نامی
کی در وصفش ایمام گوفته کلامی
کنار توربت خاک شهیدان
قسم مُخرُم د اینجی مُ ب قرآن
ودی نمنی زنی میثل شطیطه
خراسُن، تا همال، تلّش ندیده
توضیحات بیشتر در باره این شعر رو در لینک زیر ببینید
http://abarshahr.blogfa.com/post-195.aspx
1) چم چم کیدن (chom chom kidan): این فعل در مورد نحوه غذا خوردن به کار میره و معنیش "با بی میلی و بی رغبتی غذا خوردن" هستش؛ دلیل این بی میلی و بی رغبتی هم می تونه مثلا بیماری یا عدم علاقه به غذای موردنظر باشه
2) دست و پا چم چمی (dast o pa chom chomi): دست و پا چلفتی
3) کولیشتن(kolishtan) یا کولوفتن (kolouftan): کندن خاک یا زمین یا باغ و ... با ابزاری مانند بیل و کلنگ؛ این فعل در مواردی مانند کندن قبر، کندن باغ با بیل به منظور شخم زدن و ... به کار میره.
4) باغ کولی کیدن (bagh koli kidan): در ادامه توضیحات مربوط به کولیفتن (شماره 3): وقتی یک نفر انگتش رو تو دماغش می کنه و ... به کار میره.
نچی:فرارنکنی
دیلن دیرئاتم:نگرانتم
ماه ر:حیوانی خزنده یا همان مار
مار:مادر
1) از کسی چشم زین (az kasi chashm zian): از کسی حساب بردن
هچه (hochcha)(حرف چ مشدد است): سکسکه
هچه زین: سکسکه کردن
بهره (bahra): نصف روز؛ مثلاً بهره صبح، بهره عصر
پالپال کیدن (palpal kidan): حالتی شبیه کورمال کردن؛ گاهی اوقات هم به صورت انتقادی به کار میره
درود فراوان پیشگاه دوستان گرامی در کلوب نیشابور و سپاس دوچندان از بزرگوارانی که به فرهنگ عامه، هویت و گویش نیشابوری علاقمندند و آن را پاس میدارند، به ویژه همراهان عزیز در بحث «گویش نیشابوری»؛ مجتبی شوری، مژگان ای خدا، علی اشک، هاشم رودی، محیا جون و سایر دوستانی که در بحث مشارکت نمودهاند.
با اجازه دوستان، چند نکته را در زمینهی واژههایی که در این مدت حدود یکماهه، مطرح شده است قابل عرض میدانم:
- تلخ (talkh): در گویش نیشابوری 2 معنی دارد؛ 1. مزه تلخ در مقابل شیرین. 2. آبگیر و یا آبچاله. جا و گودالی نسبتا بزرگ، که برای ذخیرهسازی آب، استفاده میشده است. «تلخ» معمولا در نزدیکی «مکینه» (موتور چاه عمیق) و یا در مسیر منبع اصلی که آب از آن به «تلخ» منتقل میشده است، ایجاد میگردیده. «تلخ» عموما استفادهای کشاورزی داشته و به تعبیری آن را میتوان آبانبار کشاورزی نامید.
- یکی از دوستان قصد داشتند در مورد واژهی «قارپوز» تحقیق کنند، چنانکه نتیجهای حاصل نشده، مراجعه به فرهنگهای ترکی و آذری را پیشنهاد میکنم، اگر مدخلهای «قارپوز» یا «قارپیز» را ببینند به نتیجه خواهد رسید. فقط لازم میدانم عرض نمایم که زبانهای ترکی و زیرمجموعههای آنها، در شمار زبانهای ایرانی دستهبندی نمیشوند یعنی ریشهای ایرانی ندارند. (برای آگاهی بیشتر، دوستان عزیز را ارجاع میدهم به کتابهای مرتبط با تاریخ زبان). دوستانی که به تاریخ علاقه دارند کاوش و بررسی در زمینهی کلیدواژهی «تورانی» و «تورانیان»، «پارت»، «پارتیان»، «داهه»، «اپرنک»،«اپرنی»، «پارنی» و «پارنیان» خالی از فایده نیست. در صورتی که این دوست گرانقدرمان، نتایج تحقیقشان را اعلام نمایند من هم سخنانی دارم که در صورت لزوم، عرض خواهم کرد.
- پشینگ رفتن (p,shing roftan): پاشیده شدن و افشانده شدن، (یعنی به پاشیده شدن و سوی فورانی آب اشاره دارد)
- دای (day): دیوار. برخی گویشوران نیشابوری به صورت «دفال» (defal)، «دوال» (deval) و «دوار» (devar) نیز بیان مینمایند.
- اما پیشنهادی خدمت دوستان علاقمند دارم، کاش میشد در هر نوبت که واژهها و اصطلاحاتی را ارایه میکنیم، به تدریج به سمت بررسیهای موضوعی پیش رویم و در هر نوبت به معرفی واژهها و اصطلاحات مربوط به یک حوزه خاص بپردازیم. مثلا اگر موضوعی که من برای ارایهی واژهها و اصطلاحات در نظر گرفتهام «کشاورزی» باشد میتوانم در این نوبت به معرفی ابزارهای کشاورزی به گویش نیشابوری، اصطلاحات مربوط به کاشت، داشت و برداشت به گویش نیشابوری، معرفی نامهای گیاهان و میهها به گویش نیشابوری و مواردی از این دست بپردازم. البته این فقط یک پیشنهاد است ولی فکر میکنم میتواند این وِیژگی را داشته باشد که بر روی یک موضوع متمرکز میشویم و بالتبع به علت مجاورت و نزدیکی اصطلاحات و واژههای یک موضوع خاص، هم واژههای بیشتری به ذهن آدم خطور میکند و هم از پراکندهگویی پرهیز میشود.
حوزههای پیشنهادی برای کار در قالب بستههای موضوعی میتواند حوزههای زیر باشد:
واژهها و اصطلاحات هر یک از حوزهها و کارویژهها و آیینهای باغداری، قالیبافی، دامداری، خانهداری، مراسم خواستگاری و عقدکنان و عروسی، مراسم عذاداری، خرید و فروش و کاسبی، عطاری و داروهای گیاهی، نجاری و صنایع چوب، بنایی و خانهسازی، بازیهای انفرادی و دستهجمعی و ... هر چیر دیگر میتواند قابل کار و بررسی باشد.
- در پایان، بایسته میدانم از دوستان عزیز آقای «مجتبی شوری» و خانم «مژگان ای خدا» که در بحثهای اخیر مشارکت تاثیرگذاری داشتهاند، به طور ویژه سپاسگذاری نمایم.