userinfo close

  ,

نیشابور


neyshaburclub

تاسیس: 26 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: احمد مردانی - معاونان
امیدواریم با حضور فعال در این کلوب به پویایی هر چه بیشتر این کلوب کمک کنید.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
176
1636
90/11/4 (08:35)
21
259
90/10/19 (20:27)
595
4385
90/9/4 (20:33)
49
608
90/10/2 (14:22)
1523
4046
91/2/28 (22:23)
331
2210
91/2/10 (18:10)
609
3860
91/1/28 (22:00)
176
292
91/1/28 (21:52)
618
2248
90/12/21 (15:00)
1207
4625
90/12/3 (20:13)
244
1082
90/11/21 (10:43)
758
3850
90/11/5 (15:30)
598
3556
90/8/9 (19:28)
667
3811
90/7/17 (19:48)
403
2794
90/3/12 (13:22)
53
599
90/1/5 (03:54)
103
690
89/10/25 (15:16)

عنوان بحث

ه ا , hashemjoon
ه ا - 14:29 1389/12/8

فولکلور نیشابور: بازی‌های محلی، لالایی‌ها، ترانه‌ها، قصه‌ها و افسانه‌ها، آداب و رسوم و ... مردم نیشابور

به مجموعه‌ عقاید، اندیشه‌ها، باورها، قصه‌ها، آداب و رسوم، ترانه‌ها و هنرهای عامیانه‌ یک ملت، فرهنگ عامه (فرهنگ مردم، فولکلور، Folklore) گفته می‌شود. فرهنگ عامه‌ هر منطقه و یا هر قوم و یا هر شهر، بیان‌كننده آرمان‌ها، اندیشه‌ها، دغدغه‌ها و تجربه‌های ارزنده‌ای است كه نسل دیروز را به امروز پیوند می‌دهد و ارزش‌ها، هنجارها، سنت‌ها و حكمت‌های زندگی را به نسل‌های بعد منتقل می‌كند. هر چند امروزه با گسترش نگاه کنترل‌شده، آزمایشگاهی و به عبارت کلی‌تر، علمی، در قالب علومی مانند روانشناسی، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و ... توجه به روش‌ها، رویه‌ها و پیشداشته‌های سنتی به کمرنگی گراییده است اما ما در کلوب نیشابور بر این باوریم که سنت‌های شفاهی و فرهنگ عامه‌ مردم نیشابور دارای توانمندی‌ها و ارزشمندی‌های ویژه‌ای بوده و از این روی با ایجاد بحث «فولکلور نیشابور»، ضمن بازشناسی و بررسی آن‌ها، تلاش می‌نماییم با ثبت، اطلاع‌رسانی و ترویج این پیشداشته‌های ارجمند، از این میراث ناملموس معنوی در حد توان و بضاعت خود پاسداری نماییم. در بحث «فولکلور نیشابوری»، پذیرای مشتاق سخنان، مطالب، خاطرات، نظرات و دانسته‌های شما عزیزان در زمینه‌‌های آداب و رسوم، مناسبت‌ها و مراسمات، باورها و اعتقادات و اندیشه‌ها، افسانه‌ها و قصه‌ها و حکمت‌ها، لالایی‌ها و زمزمه‌ها و ترانه‌ها و اشعار محلی، نواها و موسیقی محلی، بازی‌ها و آیین‌ها و جشن‌ها، هنرها و حرفه‌ها و صنایع دستی سنتی مردم نیشابوریم.

بنابراین بدین وسیله از شما گرامیان علاقمند به فولکلور نیشابور دعوت می‌گردد که با مشارکت در این بحث، ما را همراهی و یاری نماید. با سپاس و قدردان حضورتان.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
آرمین پویا , fereidoon_parvaneh
آرمین پویا - 20:27 1390/10/19
21

 

نگاهی به آیین سنتی شیردوشان در نیشابور

 

نیشابور - شیردوشان ، آیینی سنتی است که بیشتر در روستاهای شهرستان نیشابور برای کیل‌گیری میزان شیردهی دام‌ها برگزار می‌شود.

 

برگزاری این آیین در روستای «سلیمانی سپهر» شهرستان تخت جلگه متفاوت‌‌تر و همراه با جلوه‌های زیبایی است که برخی از مسوولان و مردم را هم برای دیدن این مراسم از شهر به روستا می‌کشاند. اهالی این روستا به رسم یک آیین تاریخی و کهن رضای خدا را از یاد نمی‌برند و همه ساله در یک روز بهاری گرد هم می‌آیند تا این آیین زیبا، سنتی و تاریخی را هرچه باشکوه‌تر برگزار کنند. یک کارشناس فرهنگی در باره برگزاری این مراسم به ایرنا گفت: این مراسم از قدمت طولانی در روستا برخوردار است و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و گذشت سالیان نتوانسته است آن را به فراموشی سپارد.


محمد یوسف سپهری‌راد افزود: برگزاری این مراسم به 200 سال پیش و هنگامی باز می گردد که روستای سلیمانی سپهر ایجاد شد. وی ادامه داد: اهالی این روستا معتقدند که در اوایل بهار برای طلب سلامتی و باران، شیر دام‌هایشان را برای اهدا به نیازمندان و مستضعفان به مسجد ببرند تا معتمدان روستا این کار را انجام بدهند. این کارشناس گفت: در صورت اضافه آمدن شیر از نیازمندان، شیر مازاد به فروش خواهد رسید و هزینه آن صرف امور عام المنفعه در روستا می‌شود.

 

مراسم شیردوشان یک آیین سنتی است که ریشه در اعتقادات مذهبی مردم این منطقه دارد و درحقیقت یک نوع جشن شکرگزاری است. روستای سلیمانی سپهر در فاصله 23 کیلومتری غرب شهر فیروزه مرکز شهرستان تخت جلگه واقع است.


--------------

نقل از: خبرگزاری جمهوری اسلامی، «نگاهی به آیین سنتی شیردوشان در نیشابور»

 

آرمین پویا , fereidoon_parvaneh
آرمین پویا - 14:40 1390/10/2
20

گمان نمی کردم که صنعت نان محلی و سنتی در نیشابور از این درجه از تنوع و توانمندی برخوردار باشد ... خواندن مقاله «نان، تنور، نیشابور ...» در وبلاگ ابرشهر، ضمن آشنایی با صنعت نانپزی سنتی نیشابور اطلاعات جالبی را در این زمینه در اختیار قرار می دهد. به آدرس زیر نگاه کنید:

http://abarshahr.blogfa.com/post-54.aspx

« ... در بنای خانه‌ی نیشابوری، جایگاهی را که به پخت نان اختصاص دارد «خن تنور» (خانه‌تنور یا تنورخانه) می‌نامند. در تنورخانه که معمولاً سقفی همراه با جایگاه دودکش، بر آن می‌سازند، سازه‌‌ی اصلی تنور، و محوطه‌ای برای کارکردن بر روی آرد و خمیر و گسترانیدن «سفر‌ی خمیر» (سفره‌ی خمیر) جای می‌گیرد.در کنار ‌تنورخانه، اتاقی دیگر قرار دارد که برای نگهداری «آرت» (آرد)، «گندوم» (گندم)، «جَو» (جُو) و سایر غلّات سامان داده شده است، این جایگاه که «کندو»‌ها در آن جای گرفته‌اند را «خن‌کندو» (خانه ‌کندو یا کندوخانه) می‌نامند ... ادامه در متن اصلی مقاله»

 

مجتبی شوری , shouri
مجتبی شوری - 08:24 1390/04/1
19

مراسم "دگ د باری"(deg d' bari)

دگ د باری، اشاره به بار گذاشتن دیگ داره؛ اما چه دیگی؟ دیگی که در اولین مناسبت مذهبی بعد از درگشت یک فرد، بار گذاشته میشه و اقوام و آشنایان در این مراسم شرکت می کنن و یاد فرد درگذشته رو گرامی میدارن. یکی از رایج ترین مناسبتایی که در اون مراسم دگ د باری برای افراد برگزار میشه، شب های اطراف نیمه شعبانه که اصطلاحاً "شوای برات" (شبهای برات) نامیده میشه. از چند روزقبل از مراسم، اقوام و نزدیکان مواد لازم مانند برنج، روغن و ... رو به خانه فردی که قراره مراسم رو برگزار کنه (صاحب عزا)می برند و بهش کمک می کنن. البته این مراسم مختص نیشابور نیست و در بسایری از مناطق خراسان برگزار میشه.

آرمین پویا , fereidoon_parvaneh
آرمین پویا - 22:24 1390/01/25
18
 

كشاورزی و به دست آوردن روزی از پیشه‌ی كشت و كار بر روی زمین و برآوردن نیازمندی‌های زندگی از این راه، همواره در فرهنگ و باورهای ایرانی، كاری ستوده و پسندیده است چنان‌كه در فرگرد سوم «وندیداد» -از نسك‌های دینی ایرانیان- آمده است: «کسی که غلّه را بکارد او راستی را می‌کارد. او دین مزدایی را پیش می‌برد.»(1) با این پیشینه، بی‌راه نیست كه ایرانیان، همواره برای كار كشت و بارور نمودن زمین، سویی اهورایی انگاشته و آن را ارجمند داشته‌اند. به گونه‌ای كه یكی از سه نیایشگاه بزرگ خود را برای كشاورزان و دهگانان گُزین كردند و آن آتش، «آذر برزین مهر» است كه سده‌ها پیش، در نیشابور، زبانه می‌كشید.(2)

 

پن (امّا) گندم یكی از بنیادی‌‌ترین فرآورده‌های (محصولات) كشاورزی و بُن‌مایه‌های خوراكی ایرانی است. دانه‌ی گندم كه آرد و سپس، نان می‌گردد؛ پیوسته، در سبد خوراك روزانه‌ی مردم ایران بوده و توشه‌ی پایه‌ای آنان را می‌سازد و از این روست كه ایرانیان، این بهره‌ی خدایی را گرامی داشته‌اند و در جای جای ایران‌زمین و در هنگامه‌های گوناگون، آیین‌ها و باورهایی پیرامون این فرآوده‌ی ارزشمند كشاورزی، سامان یافته است. این آیین‌ها و باورها، در كالبد رفتارهایی نمادین، روی می‌‌نمایند كه ریشه در پنداشت‌ها، دلواپسی‌ها، نیازها و خواست‌های زندگی كشاورزی دارد. در روستاهای نیشابور كه پیشه‌ی مردم، بیش‌تر كشاورزی است نیز باورها و آیین‌هایی در این بخش، رُخ نمایانده است.   

 

«در روستای بار نیشابور، رسم است كه اگر در هنگام درو، دروگرها به بوته‌ی گندمی برخورد كنند كه دارای دو خوشه ی به هم چسبیده باشد، آن بوته را درو نمی‌كنند و رها می‌سازند. اما كار درو را برای دروی همه‌ی محصولات مزرعه، ادامه می‌دهند. وقتی كه درو تمام شد، صاحب زمین، گوسفندی را می‌آورد و گوسفند را سه بار دور بوته می‌گرداند و سپس گوسفند را در نزدیكی همان بوته‌ی مورد نظر، قربانی كرده و گوشتش را در میان مردم روستا تقسیم می‌كند، اهالی روستای بار معتقدند با انجام عمل قربانی و تقسیم گوشت گوسفند ذبح شده میان اهالی روستا، بركت زمین برای سال آینده بیش‌تر و فروان‌تر خواهد شد.» (3)

 

در همبودگاه (جامعه‌ی) برزگران نیشابور، كار برداشت فرآورده‌های كشاورزی، با همكاری و همیاری مردمان روستا انجام می‌گیرد، بدین‌شیوه كه خانواده‌ و خویش یك زمیندار، به یاریگری خانواده‌ی زمیندار دیگری رفته و برایش دروگری می‌نمایند و در برابر آن، خانواده‌ی آن دیگر، برای این یكی. گاهی نیز زمینداران بزرگ، برای برداشت فرآورده‌ی كشت خود، دروگران را به كار فرا می‌خوانند و پس از پایان درو، كارمزدی -كه می‌تواند پرداخت پولی و یا پیشكش نمودن بخشی از فرآورده‌ی برداشت شده باشد-، به آنان می‌دهند.

 

پن، برخوردن به بوته‌‌ای كه دو خوشه‌ی به هم چسبیده‌ی زرگون گندم را در هنگامه‌ی درو به دروگر، پیشكش می‌كند، پدیده‌ای است كه كم‌تر پیشآمد می‌نماید و این - به پنداشت او -، چیزی است فرخنده و نیك. از این روی، زمیندار را بر این رخداد شادی‌انگیز می‌آگاهاند و زمیندار، از شنیدن این پیام خوش، كه در اندیشه‌اش، نشانی است بر دوچندان شدن روزیش پس از آن. بسی شادمان شده و م‍ژدگانی‌ای برای این پیام‌رسان مژده‌ور (خوش‌خبر) در نگر (نظر) می‌گیرد. زمیندار، با شوری دوچندان این نشان فرخنده ( گندم دوخوشه) را بر زمین و زمینه‌ی كارش، به جا می‌گذارد و با شادی و شور برخواسته از این نیك‌بختی، كارش را دنبال می‌كند تا همه‌ی دستاوردش را از این خوان گسترده‌‌ی اهورایی كه با كوشش و پایمردی و بردباری، از پس گذر روز‌ها و ماه‌ها، فرادست آورده، با دستیاری دروگران، برگیرد.

 

او پس از پایان درو، به آیین سپاسگذاری از خداوند بزرگ -كه این همه روزی را برای او ارزانی داشته- ، گوسپندی را برای گُُرپان (قربانی) كردن در نگر می‌گیرد. پس آن‌گاه، گوسپند را سه بار، گِرداگرد گندم دوخوشه می‌گردانند و این گردش سه باره، خود چمی (مفهومی) دارد؛ به درستی و استواری، سپری كردن كاری. كار درو، به پایان رسیده و دستاورد كوشش و بردباری چندماهه در پیش روی زمیندار است. و شاید این سه بار گردش، برخواسته از خرسندی و خوشنودی و خوشامدی‌ای است كه دست زمین برای او به ارمغان آورده: گندم دوخوشه كه در نگر او، نماد گشایش روزی و نیك‌فرجامی است.

 

گوسپند، از دیدگاهی، بسیار ویژه است؛ نیشابوریان، همواره در آیین‌های شادیانه‌ی خود آن را گرپان می‌نمایند: در پیش پای اَروس (عروس) خود، در ختنه‌سوران، در پیش پای آن‌كه از دیدار خانه‌ی خدا برگشته (حاجی)، در درگاه خانه‌ی نو، در آیین عقیقه كردن فرزندان، در آستانه‌ی آغاز كار و پیشه‌ای تازه و در پس هر كامیابی و پیروزی بزرگ.

 

گوسپند، در نزدیکی گندم دوخوشه، گرپان می‌شود و آن‌گاه، دیگران را نیز با پیشكش كردن بخشی از گوشت گوسپند و یا خورشی (غذایی) كه از آن پخته‌اند، به خوان شادمانه‌های خود فرامی‌خوانند. در اینجا تنها خورش نیست كه پخش می‌شود؛ شادی و شور است كه در دل همه، می‌گسترد. دل و جان ایرانی، همواره روی به آسمان دارد؛ روی دل به آن یكتا سپرده و سپاسگذاری می‌نماید و از آن یگانه، خواستار نیكی و نیكفرجامی می‌گردد. پس این گرپانی، بهانه‌ای می‌گردد تا همه، یكدل و یك‌آوا، از او نیكروزی‌ها و بهروزی‌های افزون‌تر برای یكدیگر بخواهند، و اوست كه آوای دل‌ها را می‌شنود. شاید یكی از كاركردهای بنیادی این دست آیین‌ها، بازگشتی باشد دگرباره به آسمان و آفریدگار آن.

برگرفته از: وبلاگ ابرشهر در آدرس

http://abarshahr.blogfa.com/post-22.aspx

 
حمید صمدی , hamid19890
حمید صمدی - 15:31 1390/01/22
17

اتل متل توتوله گاو حسن چه جوره هم شیر داره هم ÷ستون  گاوشو بردن سردستون

حالا شیر میخوای که برم هندستون برات بیارم

حمید صمدی , hamid19890
حمید صمدی - 15:28 1390/01/22
16
man age betoonam khoshhal misham hashem jan
فاطمه منتظر , movje_sabz
فاطمه منتظر - 17:35 1390/01/17
15


- لالایی ها


لالایی ها اشعاری هجایی با موسیقی هایی دل انگیز هستند که سالیان دراز مادران در گوش نوزادان شان زمزمه کرده اند. اغلب لالایی ها سینه به سینه نقل شده اند و اکنون نیز بر زبان مادران خراسانی جاری اند. به طور نمونه چند سطری ار آن اشعار را به منظور آشنایی نقل می کنیم



لالا, لالا گل پسته

                     بابات رفته به گلدسته

بچم آرم نمیگیره

                   شدم ار دست او خسته

لالا لالا گل گرجه

                   سه تا کفتر به یک برجه

یکی سخته یکی پخته

                   یکی ذکر خدا گفته

لالا لالا گل آلو 

                  درخت سیب و زرد آلو

نهال سیب ره او برده

                   دل بچه رو خو برده

لالا لالا گل سوسن

                    سرت ور دار لبت بوسم

لبت بوسم که بو دره

                     که با گل گفت و گو دره

فاطمه منتظر , movje_sabz
فاطمه منتظر - 04:55 1390/01/8
14

مجتبی شوری , shouri واقعا از اطلاعات کامل شما درباره این بازی لذت بردم.دستتون درد نکنه

کاش این روزها بچه ها در شهر ها هم به جای بازی های کامپیوتری مخرب،این بازی های زیبا و روح نواز رو انجام میدادن

مجتبی شوری , shouri
مجتبی شوری - 11:04 1390/01/6
13
نقل قول از : فاطمه منتظر
با سلام
من قصد داشتم سر فرصت به معرفی این بازی بپردازم که فاطمه خانم زحمتشو کشیدن؛ این بازی رو ما بهش "گوی مله"(با تشدید روی حرف لام) می گفتیم.
همونجور که فاطمه خانم توضیح دادن، بر حسب قرعه گروه برنده(بالا داو)  و بازنده(زداور(=زیرداو))مشخص می شدند. (در مورد کلمه "داو"  و مشتقاتش قبلاً در بحث گویش نیشابوری  توضیح دادم). برای تعیین گروه بالاداو و زرداو روشهای مختلفی وجود داره؛ مثلاً"تر و خشک" یا"زمین ما چاو(=چوب)  شما". در روش تر و خشک، مانند شیر و خط در سکه انداختن عمل میشه به این صورت که یه تیکه سنگ رو ورداشته و با آب دهان یه طرفشو خیس می کنن (تر) و طرف دیگه هم خشک می مونه و به این ترتیب هر کی نحوه فرود اومدن سنگ رو درست پیش بینی کنه برنده میشه؛ درست مثل شیر و خط. در روش "زمین ما چاو شما" یا "زمین ما خدای شما" توپ بازی رو از یک نقطه معین، به صورت تصادفی قل می دن و یه نفر با در دست گرفتن چوب مخصوص بازی، از همون نقطه شروع می کنه به جریب کردن و به سمت نقطه ای که توپ در اون متوقف شده حر کت می کنه؛ در هر جریب هم به صورت تناوبی عبارت عوض میشه؛ مثلاً در جریب اول، سوم، پنجم و ... عبارت "زمین ما" و در جریب های زوج عبارت "چاو شما" یا "خدای شما" گفته میشه. اون عبارتی که در لحظه رسیدن چوب به توپ گفته میشه، نشون دهنده گروه برنده هستش. یعنی مثلاً اگه در هنگام گفتن عبارت "زمین ما" توپ با چوب برخورد کنه، گروه ما برنده میشه. 
اعضای گروه برنده باید با توپی که اندازه توپ تنیسه ( ما دقیقاً با همین توپ تنیس  بازی می کردیم)ضرباتی رو بزنن. تا زمانی که یه نفر حق داره به توپ ضربه بزنه "زینده (=زنده)" و وقتی ضرباتش تموم میشه "مرده" تلقی میشه.(مرده و زینده دو تا از اصطلاحات رایج این بازی هستند). برای دوباره زنده شدن،اعضای گروه باید به انتهای زمین مسابقه رفته و دوباره به همون نقطه ای که به توپ ضربه زده میشه برگردن.بای این کار، هر فرد می تونه در زمان زدن آخرین ضربه خودش به سمت انتهای زمین بره یا پس از زدن ضربات خودش منتظر بمونه و در یک فرصت مناسب و در زمان ردن ضربه توسط هم گروه هاش این کارو انجام بده. خب، در این زمینه هم تکنیک های مختلفی وجود داره؛ مثلاً وتی طرف می بینه یاران گروه مقابل که در طول میدان مسابقه پخش می شن،  تا جایگاه زدن ضربات فاصله دارن، با یک ضربه آروم توپ رو مثلاً در عرض زمین قل میده تا یاران گروه مقابل نتونن سریع به توپ برسن و از این فرصت استفاده می کنه و در میره. یا انقد ضربشو محکم میزنه که از انتهای دیگر زمین بازی خارج شه و اعضای گروه زرداو مجبور بشن زمان زیادی رو صرف بدست آوردن توپ کنن با اینکه ضربشو هوایی می زنه تا توپ دیر به زمین برسه و بتونه از این فرصتا استفاده کنه.طبیعتاً گروه زرداو با آگاهی از این موضوع و تکنیکها، باید چیدمان مناسبی رو در نقاط مختلف زمین داشته باشه؛ مثلاً تمام اعضا نباید در قسمت جلو یا عقب زمین جمع بشن بلکه باید به صورت مناسبی در نقاط مختلف زمین پراکنده بشن.  حالا اگه توپ به دست گروه مقابل برسه، اونا سعی می کنن با پاس دادن توپ به هم گروه هاشون یا به صورت مستقیم، هر یک از یاران گروه مقابل رو که توی میدون هستند،با  توپ بزنن. زدن افرادی که در دو انتهای زمین و خارج از میدون هستن، مجاز نیست.
یکی از هیجان انگیزترین قسمتهای این بازی زمانی اتفاق میفته که اعضای گروه ها چندین بار هم رو می زنن؛ مثلاً شما یار گروه مقابل رو می زنین و به سرعت به سمت یکی از دو انتهای زمین که مناسب تشخیص دادین فرار می کنین ولی در همین حین اونا هم بار شما رو می زنن و گروه شما مجبور میشه یکی از اعضای اونا رو بزنه؛ به این ترتیب در خلال چند ثانیه؛ چند بار جای برنده و بازنده عوض میشه؛ اگر هر یک از افراد به سمت انتهای زمین(نقطه مقابل جایی که اعضای گروه ها باید در اونجا به توپ ضربه بزنن)  فرار کنه و به مقصد برسه، مرده تلقی میشه و اگر هم گروهش در نهایت پس از کشمکش چندباره موفق بشه، باید منتظر بمونه و در یک فرصت مناسب که دوستاش به توپ ضربه می زنن، به نقطه ابتدایی برگرده و مجدداً زنده بشه. حالت خاص زمانی اتفاق میفته که تمام اعضای گروه مرده باشن؛ یعنی یا به صورت مستقیم و در هنگام زدن ضربات یا به صورت غیرمستقیم و در خلال اون کشمکش هیجان انگیز که گفتم، به نقطه انتهایی زمین برسن یا پس از تموم شدن ضرباتشون همشون در همون نقطه ابتدایی باشن یا بعضیشون در ابتدا و بقیشون در نفطه انتهایی مونده باشن. در این صورت هم شرایط هیجان انگیزی بر بازی حاکم میشه و می تونه همون اتفاقاتی که گفتم رخ بده. فقط در این حالت، اعضای گروه زرداو، معمولاً با حلقه زدن دور هم سعی می کنن توپ رو به یکی از خودشون بسپرن ولی با ایجاد حلقه اجازه ندن اعضای گروه مقابل تشخیص بدن توپ دست کیه؛ طبیعتاً در خلال زمانی که حلقه تشکیل میشه، اعضای باهوش تر یا ریسک پذیرتر گروه مقابل، از این فرصت استفاده کرده و به سمت نقطه شروع حرکت می کنن یا حداقل شانسشون رو تا حدودی امتحان می کنن واگه طرف مقابل متوجه شد، سریعاً برمی گرن تا مورد اصابت توپ قرار نگیرن. بعد از اینکه حلقه تشکیل شد و توپ بین اعضای گروه زرداو مخفی شد، هر کدوم از اونا با گره کردن دستاش به همدیگه و قرار  دادن دستای گره کردش روی شکمش، وانمود می کنه که ممکنه توپ رو در اختیار داشته باشه، به این ترتیب یا به سمت اعضای گروه مقابل که در انتهای زمین واستادن حرکت می کنن و تونجا منتظر اشتباه اونا می مونن یا در زمین بازی پراکنده میشن و منتظر می مونن تا بالاخره یکی به سمت مقابل حرکت کنه و به ان ترتیب بزننش. در این شرایط ، بازی وقتی هیجان انگیزتر میشه که جای گروه بالادار و زرداو عوض بشه ولی هیچ یک از اعضای گروه بالاداو جدید هم نتونه به نقطه شروع برسه، در این صورت همون کارا توسط گروه زرداو جدید تکرار میشه و ... 
راستشو بخواین یکی از مهیج ترین و بانشاط ترین بازی هایی که تو کل عمرم تجربه کردم، همین بازیه و خوشحالم که می بینم هنوزم در نیشابور خیلیا این بازی رو بلدن و انجام میدن. اتفاقاً همین ایام عید که جوونای مخصوصاً روستاها دور هم جمع میشن، این بازی رو راه میندازن.

معرفی بازی گدمق گلمق (رفتن و برگشتن)

 

 

نام دیگر این بازی "گوی و میدان " است.

در این بازی افراد به دو گروه تقسیم می شوند . تعداد افراد هر گروه عدد مشخصی نیست ولی معمولا بین 5 تا 15 نفر است . نحوه بازی کردن به این شکل است :

بر حسب قرعه یکی از دو گروه به پایین خط کشیده شده در میدان و دیگری بالای آن می ایستند . گروه بالایی را برنده و گروه پایینی را بازنده می نامیم.

 

اعضای گروه برنده یکی پس از دیگری چوبدستی را که اندازه در حدود اندازه چوب چوگان است بدست گرفته و با آن به توپ مخصوص این بازی ضربه ای می زنند. اندازه این توپ به همان اندازه توپ تنیس است.  اعضای گروه بازنده باید توپ را سریع قاپیده و مواظب باشند که اگر فردی از اعضای گروه برنده در حال رد شدن به طرف "جازگاه " است وی را با توپ بزنند. در واقع هر کدام از اعضای گروه برنده می توانند تنها سه ضربه به توپ بزنند و بعد از آن باید در فرصتی مناسب (که توپ در اثر ضربه شدید به محل دوری پرت می شود) خود را به جازگاه رسانده و با همان ضربه یا ضربه مناسب بعدی به سرجای خود یعنی بالای خط برسانند. چنانچه هرکدام از اعضای گروه برنده در این فاصله یعنی بین خط و جازگاه با توپ مورد هدف قرار گیرند بازنده محسوب شده و جای دو گروه باید عوض شود.



فاطمه منتظر , movje_sabz
فاطمه منتظر - 04:02 1390/01/5
12

معرفی بازی گدمق گلمق (رفتن و برگشتن)

 

 

نام دیگر این بازی "گوی و میدان " است.

در این بازی افراد به دو گروه تقسیم می شوند . تعداد افراد هر گروه عدد مشخصی نیست ولی معمولا بین 5 تا 15 نفر است . نحوه بازی کردن به این شکل است :

بر حسب قرعه یکی از دو گروه به پایین خط کشیده شده در میدان و دیگری بالای آن می ایستند . گروه بالایی را برنده و گروه پایینی را بازنده می نامیم.

 

اعضای گروه برنده یکی پس از دیگری چوبدستی را که اندازه در حدود اندازه چوب چوگان است بدست گرفته و با آن به توپ مخصوص این بازی ضربه ای می زنند. اندازه این توپ به همان اندازه توپ تنیس است.  اعضای گروه بازنده باید توپ را سریع قاپیده و مواظب باشند که اگر فردی از اعضای گروه برنده در حال رد شدن به طرف "جازگاه " است وی را با توپ بزنند. در واقع هر کدام از اعضای گروه برنده می توانند تنها سه ضربه به توپ بزنند و بعد از آن باید در فرصتی مناسب (که توپ در اثر ضربه شدید به محل دوری پرت می شود) خود را به جازگاه رسانده و با همان ضربه یا ضربه مناسب بعدی به سرجای خود یعنی بالای خط برسانند. چنانچه هرکدام از اعضای گروه برنده در این فاصله یعنی بین خط و جازگاه با توپ مورد هدف قرار گیرند بازنده محسوب شده و جای دو گروه باید عوض شود.


فاطمه منتظر , movje_sabz
فاطمه منتظر - 04:00 1390/01/5
11

سنت شال انداختن (قرشاق آتاردق)

 

یکی از تفریحات جالب نوجوانان در روزهای آخر سال شال انداختن بود.

بدین ترتیب که در شب عید نوروز دو سه نفر از نوجوانان شبانه وبصورت دزدکی وارد منزل همسایه ها شده و به صورتی که صاحبان منزل متوجه نشوند خود را به پشت در اتاقی که در آن نشسته اند وارد شده و در یک آن درب اتاق را نیم باز کرده و یک سر شال را به درون اتاق انداخته و


سر دیگر را در دست نگه داشته و سریع در را می بندند . این کار باید خیلی سریع انجام شود تا شال اندازها شناسایی نشوند. (در بعضی جاها ملاقه به جای شال به کار می رفت)

صاحب خانه به شوخی سر دیگر شال را گرفته و می کشد و سعی می کند تا شال را از شال انداز بگیرد . البته این کار هیچ وقت به قصد گرفتن شال صورت نمی گیرد. سپس شال انداز مقداری تنقلات مخصوص شب عید مثل آجیل ، شیرینی یا پول به شال بسته و رها می کند . شال انداز ها شال را ربوده و سریع از محل دور می شوند .بدین ترتیب نوجوانان عیدی خود را از همسایه ها می گرفتند.

در زمانهای گذشته که خانه ها از خشت و گل بود و دروسط گنبد سوراخی بود شال انداز ها خود را به پشت بام می رساندند و از آن سوراخ شال را به داخل خانه هدایت می کردند.

متاسفانه این سرگرمی نیز امروزه از بین رفته و دیگر رواج ندارد.

 

http://sepehrblog.blogfa.com/post-82.aspx

مجتبی شوری , shouri
مجتبی شوری - 14:54 1389/12/24
10

در ادمه بازیهایی که آقا آرمین ذکر کردند:

1) مل اندازی(mal andazi): به نوعی مسابقه پرش طوله؛ به این ترتیب که هر یک از شرکت کنددگان دورخیز نموده و سعی میکنه بیشترین مسافت ممکن رو بپره، این بازی در روزهای قبل ازعید که خاک زمین نرمه و همچنین 13 بدر رایجه

2) بجول بزی (bojol bazi): قواعد این بازی مثل کبریت بازیه، به عبارت دیگه به جای کبریت از "بجول" گوسفند استفاده میشه. (راستشو بخواین نمی دونم معنی بجول تو فارسی استاندارد چی میشه، ولی یه تیکه استخون کوچیکه که  گوسفند و گاو و احتمالاً حیوانات چهارپا دارن)

آرمین پویا , fereidoon_parvaneh
آرمین پویا - 23:51 1389/12/23
9

نوروز در نیشابور

 

«نوروز در نیشابور؛ درآمدی بر برخی آیین ‌های نوروزی نیشابوریان» نام مقاله‌ای است که در وبلاگ «ابرشهر»(abarshahr.blogfa.com) درباره برخی رسومات نیشابوری‌ها در نوروز  آمده است. خواندن بخشی از این مقاله خالی از لطف نیست:

« ... مردم خراسان و از جمله، مردم زادگاه من –نیشابور- نیز همواره نوروز را گرامی داشته‌اند؛ از چند روز مانده به تحویل سال تا سیزده روز پس از نوروز، با برپایی مراسمی در بزرگداشت نوروز، می‌کوشند.

شور و حالی که در چند روز مانده‌ی پایان سال، بر خیابان‌های شهر نیشابور، حاکم است، حکایت از آن دارد که مردم شهر و روستا، خود را برای برپایی جشن نوروز، آماده می‌کنند. دو سه شب مانده به عید را شب‌های «علفه» می‌نامند و معتقدند که در این شب و روزها، علف از زمین، جوانه می‌زند و یا به قول سپهری هنگام «تکبیرة‌الاحرام علف» است.

در گذشته‌های نه چندان دور، در شب عید نوروز، مراسمی بود شبیه قاشق‌زنی و آن به این صورت بود که پسران (بیش‌تر در روستاها) به مراسم «کلاه‌اندازی» می‌رفتند و از دریچه‌ها و یا روزن پشت بام، کلاهی به درون خانه آویزان می‌کردند تا صاحب‌خانه، در آن هدیه‌ای بگذارد، پول، آجیل و یا به سلیقه‌ی خود هر چیز دیگر! این مراسم، گاهی از خنده و تفریح هم خالی نبود، چون آن‌چه در کلاه می‌نهادند، همیشه پول و یا اشیاء قیمتی و خوردنی نبود!!

روز عید و پس از تحویل سال (البته اگر روز باشد)، بلافاصله، مراسم دید و بازدید، آغاز می‌شود. در این‌جا، ارزش‌های اصیل ایرانی و مذهبی به درستی رعایت می‌شود و از جمله این‌که اول کوچکتران به دیدار بزرگتران می‌روند و دست آن‌ها را میبوسند. معمولا خویشاوندان بزرگ‌تر که تکمنی هم دارد به کوچکتران، هدیه و خلعتی می‌دهند. شایع‌ترین شعار و گفتار یا به قولی گفتمان نوروز، این است که مهمان می‌گوید «عید شما مبارک»  و صاحب‌خانه، در جواب می‌گوید «دیدارتان مبارک»  و گاهی، جمله‌های دیگری هم به آن اضافه می‌شود، از جمله، «عبادت قبول»، که در جواب، گفته می‌شود «خدا قبول کند»  و یا جمله‌ای مثل «صد سال به از این سال‌ها» ... .

گفتنی است که؛ در کنار سفره‌ی هفت سین و در لحظه‌ی تحویل سال، معمولا افزون بر دعای تحویل سال، کمی هم قرآن خوانده می‌شود. کم و بیش فضایی روحانی بر بسیاری از خوان‌ها و خانواده‌های نیشابوری حاکم است.

در نوروز، جوان‌ها و جوان‌ترها، بیش از بقیه از پوشیدن لباس‌های نو و عیدی‌های دریافتی و در رأس همه، از تعطیلی‌های مدرسه‌ها خوشحالند!

در روزهای عید، به ویژه در روستاهای نیشابور، بازی‌های خاصی بین دختران و پسران صورت می‌گیرد، بازی‌هایی پُر از شور و نشاط و هیجان. از جمله بازی‌های پسران؛  «یکی سه پایه نیشابور» است که  نوعی بازی سواری خوردن و سواری دادن و پرش است و دیگری «دُرنا خطی» در حقیقت، نوعی بازی بزن بزن است و گاهی «پرش بدون نیزه» است و نیز «کشتی» و گاهی هم «تیله بازی»  و «کبریت بازی»  و بازی‌های شبه قماری! اما دختر بچه‌ها، نیز بازی‌های خاص خود را دارند که در آن، عنصر کلامی و شعری و موسیقایی، جای ویژه‌ای دارد. وجه مشترک همه‌ی این بازی‌ها، خوشحالی و شور و هیجان است و به فراموشی سپردن سختی و سردی زمستان و دردهای روزانه! سرانجام، ایام نوروز و حکومت «میر نوروزی» با سپرس شدن سیزدهمین روز بهار، به پایان می‌رسد. سیزده را، نیشابوریان، همچون سایر ایرانیان، معمولا در بیرون از شهر و در زیر آفتاب و بر سینه‌ی صحرا می‌گذرانند و سبزه‌هایی را که تقریبا از بیست روز مانده به نوروز، کاشته بودند، در سیزدهمین روز ، به دامن آب، یا آفتاب ی‌سپارند تا سبزه و سبزینگی را سرمدی سازند و بر پیوند نوروز و طبیعت و خدای طبیعت، دوباره تاکید کنند.

به امید این‌که سرسبزی و نشاط جاودانه، نصیب ایران و ایرانیان باد».

مجتبی شوری , shouri
مجتبی شوری - 14:56 1389/12/21
8

با سلام خدمت همه دوستان

در تکمیل توضیحات زیبای آقا آرمین در خصوص "علم خبری" باید اضافه کنم که یکی دو ساعت قبل از سفره انداختن هیات روستای میزبان با علم خود در ورودی روستا مستقر می شود و هرگاه هر یک از هیات های مهمان همراه با علم می رسد،از آن استقبال می کند. حتماً استحضار دارید که سلام و خوش آمدگویی و ادای احترام هیات های عزادار به یکدیگر نیز تشریفات خاصی دارد که مختص نیشابور نیست؛ چون تو تهران (و احتمالاً بقیه مناطق ایران) هم همچین چیزی وجود داره.

آرمین پویا , fereidoon_parvaneh
آرمین پویا - 23:29 1389/12/19
7

 

علم نیشابور: میراث فرهنگی ناملموس

 

علم نیشابور: نماد مذهبی منحصر به فرد

علاوه بر برگزاری مراسم مختلف عزاداری در ایام محرم، یك‌سری ابزار و ادوات مانند علم برای برگزاری این مراسم اهمیت دارند. «علم نیشابور» یكی از ابزاری است كه فقط در نیشابور ساخته می‌شود و به سراسر كشور فرستاده می‌شود. این علم با اسكلت‌بندی چوب و روكش گچ ساخته می‌شود و اشعاری در رثای امام حسین (ع) روی بدنه‌ی آن حك می‌شود. هم‌چنین رنگ‌های لاكی روی آن كشیده می‌شود و به‌عنوان یك علم شاخص مورد استفاده قرار می‌گیرد. (2)

برای دیدن تصویر علم نیشابور اینجا را کلیک کنید

علم نیشابوری، حدود 5/1 تا 4 متر ارتفاع دارد، شکل ظاهری آن الهام‌گرفته از درخت سرو است، محوطه‌های این نوع علم، از یک چوب صاف و نیسا و قطور تشکیل شد که علمبه نام دارد. شکل اصلی علم با استفاده از باریکههای نازک چوبی و به صورت منظم پوشیده شده که با چسب و سیریش و میخ آن را محکم کرده‌اند. استاد علمدار، پس از ساخت این مراحل، تمام سطوح بیرونی علم را با استفاده از پارچه‌ی کرباس پوشانده و با سیریش می‌چسباند. پس از آماده‌سازی علم به عنوان بوم، روی آن را توسط کتیبه‌هایی دوار با رنگ‌های سنتی و لاجوردی سبز و قرمز و زرد خطوط ثلث و نستعلیق تزئین می‌نماید. (3)

 

ثبت علم نیشابور در فهرست آثار میراث ملی ناملموس

برابر اعلام رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی (محسن لشگری) در اسفند ماه 1387، نسبت به ثبت علم نیشابور در فهرست آثار ملی میراث ناملموس اقدام شده است و  ثبت «علم نیشابور»  به عنوان نماد مذهبی منحصر به فرد در شورای ثبت استان خراسان رضوی به تصویب رسیده (4) و در نظر است پس از اینکه ثبت علم مورد بررسی شناسایی کامل قرار گرفت نمونه هایی از آن سفارش و در موزه‌های مختلف ایران به نمایش گزارده شود. (5)

از آخرین وضعیت ثبت، بررسی و شناسایی و مستندات مربوط به علم نیشابور، اطلاعی در دسترس نیست، چنان‌که دوستان عزیز از این موضوع اطلاع دارند، ما را بی‌خبر نگذارند. با سپاس.

 

میراث فرهنگی ناملموس چیست؟

«طبق مَفاد بند دوم کنوانسیون 2003 یونسکو، «میراث فرهنگی ناملموس»، این‌گونه تعریف می‌شود: «رویّه‌ها (عُرف‌ها)، نمادها، دانش‌ها، مهارت‌ها، ابزارها، اشیاء، آثار هنری و مکان‌های مرتبط با آن‌ها، که جوامع و افراد، آن‌ها را بخشی از میراث ناملموس خود می‌شناسند و همواره از نسلی به نسلی دیگر منتقل می‌شود و پیوسته به وسیله‌ی انسان‌ها و جوامع و گروه‌ها، در پاسخ به محیط اطرافشان و در تقابل با طبیعت و تاریخ‌شان خَلق می‌شود و سازگار با مفاد حقوق بشر بین‌المللی و شرایط احترام متقابل میان جوامع، گروه‌ها و اشخاص باشد».

هرچند هنوز تعریف جامعی از «میراث ناملموس» ارائه نشده است، ولی با تأمل در مفاد بند دوم کنوانسیون - که ذکر کردیم– می‌توان فهرست مفیدی از حوزه‌هایی که در آن‌ها میراث فرهنگی ناملموس، بارز و روشن است، ارائه داد.

1. رویّه ها، نمادها و سنن شفاهی، به انضمام زبان، به عنوان حاصل میراث فرهنگی ناملموس؛

2. هنرهای نمایشی، از جمله: تئاتر، موسیقی، قصه خوانی، حرکات موزون و ...؛

3. آداب و سنن اجتماعی، آیین های مذهبی، مراسم جشن و شادی، اعیاد و ...؛

4. دانش و تجربیات انسان در تعامل با طبیعت و جهان؛

5. حرفه ها و صنایع دستی و آثار هنری؛

6. غذاها و لباس ها.» (1)

 

آیین علم خبری نیشابور

مراسم «علم خبری نیشابور»که از علم نیشابور نیز در آن استفاده می‌شود، یکی از مراسمات مذهبی است که در روزهای عزاداری اباعبدالله الحسین در برخی از روستاهای نیشابور برگزار می‌گردد. در روزهای عاشورا و تاسوعا، هیأت‌های عزاداری  چند روستاهای مجاور، در یکی از روستاها (به عنوان روستای میزبان)، با علم و عزاداران خود؛ گردآمده و به عزاداری می‌پردازند. «حوالی علم» نام فیلم کوتاهی است که به کارگردانی آقای مسعود سلیمانی سپهر در زمینه‌ی آیین «علم خبری نیشابور» ساخته شده است.(6)

 

برای رسیدن به سرچشمه‌ها

دیار نیشابور –با پیشینه‌ی فرهنگی غنی که ریشه در تاریخی چندهزارساله دارد- یک از مناطقی است که آیین‌های مذهبی را با معنا‌ها، نگرش‌ها، ریشه‌ها، فلسفه‌ها و رنگ و بوی خاص خود برگزار می‌نماید. بدون تردید آن‌چه در سطرهای بالا حضور دوستان عزیز و علاقمند ارایه شد، اشارتی بود به این مهم که «سرزمین نیشابور از دیدگاه فلکوریک و آیین‌های مردمی مذهبی، منطقه‌ای بسیار غنی و شایان توجه است». هدف اینجانب در اینجا فقط ارایه‌ی سرنخی برای پیگیری پژوهشگران حوزه‌ی فرهنگ عامه و علاقمندان به این موضوع است تا به امید و یاری خداوند بزرگ شاهد مستندسازی و نگارش و انتشار آثار درخوری در زمینه‌ی آیین‌های مذهبی مردم نیشابور باشیم. بایسته است این نکته را پیشگاه پژوهشگران ارجمند حوزه‌ی مطالعات فرهنگ عامه عرض نمایم: نیشابور بزرگ ما، چنان سرشار است که دست هیچ جوینده و طالبی را خالی نمی‌گذارد  چنان‌که با اشتیاق یافتن به سراغ این پیر دیرسال بیایید بی‌گمان و به روشنی در مقابل هر کلیدواژه‌ی مجهول، هزارن، بلکه ده‌ها هزار واژه را در مقابل دیدگان پرسشگر خواهید یافت ... اما نباید از نظر دور داشت که برای رسیدن به سرچشمه‌ها باید از دره‌ها و دامنه‌ها گذر کرد و به قله‌ها رسید  ... دست حق به همراهتان.

 

پانویس‌ها:

1. عبدی، حسن، «میراث فرهنگی ناملموس»، سایت پایگاه حوزه.

2. قندهاری‌زاده، فرزاد، (مصاحبه). «علم نیشابور توسط یک استادکار  تولید و به سراسر کشور ارسال می‌شود»، وبگاهه پایگاه خبری خیمه، سه‌شنبه 23/09/1389.

3. «علم نیشابور در فهرست آثار میراث ملی ناملموس ثبت شد»، وب‌گاه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی، 14/12/1387.

4. «میراث معنوی علم نیشابور ثبت ملی شد»، وب‌گاه خبرگزاری میراث فرهنگی، 14/12/1387.

5. «ثبت علم نیشابور در فهرست آثار ملی میراث ناملموس»، وب‌گاه خبرگزاری میراث آریا، 14/12/1387.

6. «فیلم کوتاه حوالی علم در نیشابور ساخته شد»، وب‌گاه خبرگزاری پانا، 15/10/1389.

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.