userinfo close

  ,

نیشابور


neyshaburclub

تاسیس: 26 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: احمد مردانی - معاونان
امیدواریم با حضور فعال در این کلوب به پویایی هر چه بیشتر این کلوب کمک کنید.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
176
1636
90/11/4 (08:35)
21
259
90/10/19 (20:27)
595
4385
90/9/4 (20:33)
49
608
90/10/2 (14:22)
1523
4046
91/2/28 (22:23)
331
2210
91/2/10 (18:10)
609
3860
91/1/28 (22:00)
176
292
91/1/28 (21:52)
618
2248
90/12/21 (15:00)
1207
4625
90/12/3 (20:13)
244
1082
90/11/21 (10:43)
758
3850
90/11/5 (15:30)
598
3556
90/8/9 (19:28)
667
3811
90/7/17 (19:48)
403
2794
90/3/12 (13:22)
53
599
90/1/5 (03:54)
103
690
89/10/25 (15:16)

عنوان بحث

آرمین پویا , fereidoon_parvaneh
آرمین پویا - 22:18 1389/10/27

بانک ایده: طرح‌ها، ایده‌ها و حرف‌های شما برای نیشابور بزرگ

در کلوبی که به نام نیشابور است، شاید وجود مبحث و جایگاهی برای مطرح نمودن ایده‌ها، طرح‌ها و حرف‌هایی که اعضای محترم برای بهتر شدن و رشد و توسعه‌ی نیشابور دارند، شایسته و بایسته به نظر برسد. حرف‌ها و طرح‌ها و ایده‌های شما می‌تواند در زمینه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، تجاری، صنعتی، گردشگری و ... باشد. اینجا جایگاهی است که شما نیشابور ایدآل‌تان را به تصویر بکشید و یا برای مشکلاتی که به نظرتان می‌رسد در نیشابور وجود دارد راه‌حلی ارایه می‌نمایید و یا این‌که طرح و ایده‌ی نوی برای رشد و شکوفایی بیشتر و بهتر نیشابور مطرح نمایید. این کار دست‌کم دو فایده خواهد داشت:

1. آرزوها، آرمان‌ها و دغدغه‌یتان را در مورد نیشابور با سایر دوستان در کلوب نیشابور به اشتراک می‌گذارید.

2. شاید برخی ایده‌های کاربردی که در این بحث مطرح می‌شوند به شیوه‌ای بتوانند وارد سطوح رسمی و اجرایی شهر و شهرستان نیشابور شوند و تحقق عینی یابند. (به هر حال، انسان به امید زنده است).

امیدوارم این بحث، با حمایت دوستان عزیز در کلوب نیشابور، به یکی از بحث‌های ادامه‌دار تبدیل گردد و معتقدم که مطرح و ثبت شدن ایده‌های خوب ما، حتی اگر در حال حاضر مورد توجه قرار نگیرد، در آینده‌ی این دیار، ناخودآگاه تاثیر خود را خواهند گذاشت.


......................................................................................

از این پس در تاریخ پانزدهم هر ماه نظرات همشهریان و دوستان عزیز جمع آوری میشه و به اسم خودتون و بدون هیچ تغییری در متن شما طی یک نامه با دو رو نوشت یکی به دفتر جناب شهردار و یکی به دفتر شورای شهر ارسال میشه

لطفا نظرات خودتون رو بگید تا بتونیم با هم شهرمون رو بسازیم

دومین نامه به شهردار در تاریخ 15 خرداد 1390 خواهد بود


با تشکر

گلپسر

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
آرمین پویا , fereidoon_parvaneh
آرمین پویا - 14:22 1390/10/2
49

 

مشاعره در نیشابور

بهانه‌ای برای حضور دوربین تلویزیون ملی در نیشابور

 

همانطور که بیشتر دوستان می‌دانند «چکامه»، برنامه‌ای تلویزیونی است که در برنامه‌های شبانه در حدود ساعت 22 از شبکه آموزش سیما پخش می‌شود. این برنامه توسط دکتر اسماعیل آذر اجرا می‌شود و درونمایه‌ی آن شعرخوانی و مشاعره است که در هر برنامه چند نفر به رقابت پرداخته و نفر برتر به دور بعدی مسابقه راه می‌یابد. این مسابقه ابتدا در تهران برگزار می‌گردید اما چندی است که در شهرهایی مثل همدان و اصفهان برگزار شده و بخش‌هایی از آن نیز در بوشهر و شیراز و تبریز و مشهد اجرا می‌شود. این برنامه مورد توجه بسیاری از مردم کشورمان قرار گرفته و شب‌ها حال و هوای خاصی را به خانه‌های ایرانی می‌بخشد و تلاشی است شایان توجه در پاسداری از گوشه‌ای از فرهنگ اصیل مردم ایران.

 

همواره با دیدن این برنامه، همراه با شوقی برخاسته از توجه تلویزیون کشورمان به شعر و فرهنگ شعرخوانی، افسوسی نیز وجودم را در بر می‌گیرد. افسوس از این‌که چرا نیشابور که یکی از کانون‌های شعر و ادب و فرهنگ ایران است در این برنامه حضور ندارد. از این روی بر آن شدم که این موضوع را در این بحث با دوستان عزیز در کلوب مطرح نمایم تا شاید این نقطه سرآغازی باشد برای اطلاع‌رسانی این موضوع که «توانمندی‌های شعری و ادبی نیشابور قابلیت مطرح شدن دوچندان در سطح ملی را دارد».

 

نیشابور یکی از معدود شهرهای کشورمان است که نام دو شاعر بزرگ آن بر دو روز ار روزهای سال در تقویم کشورمان نهاده شده است؛ 25 فروردین (روز بزرگداشت شیخ فریدالدین عطار نیشابوری) و 28 اردیبهشت (روز بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری).

نیشابور یکی از مراکز بزرگ و تاثیرگذار در تاریخ علم، ادب، فرهنگ ایرانی و اسلامی است به گونه‌ای که بسیاری از اولین‌ها و بنیانگذاران علوم مختلف در حوزه‌ی تمدنی ایرانی نیشابوری بوده‌اند و یا بلاواسطه و باواسطه دانش‌آموخته‌ی نیشابور بوده‌اند.

نیشابور امروز، یکی از کانون‌های بزرگ و فعال در زمینه‌ی تولیدات شعری و ادبی در سطح کشور به شمار می‌رود و انجمن‌های شعر آن همواه فعالیت داشته و کانون حضور گرم شاعران بوده‌اند و همچنین شاعران بسیاری داریم که وزنه‌ای در این حوزه به شمار می‌آیند.

 

با این مختصر که گفته شد و با توجه به پتانسیل‌های موجود در نیشابور در حوزه شعر، کاش می‌شد که نهادها و مسولان ذیربط و افراد و فعالان علاقمند بسترهایی را فراهم می‌آوردند که برنامه‌ مشاعره (چکامه) در نیشابور حضور می‌یافت. این حضور می‌تواند بهانه‌ی ساخت چند برنامه در نیشابور باشد به مناسبت بزرگداشت عطار و خیام نیشابوری در فاصله‌ی زمانی فرودین‌ماه و اردیبهشت‌ماه سال 1391 و در کنار آرامگاه خیام و عطار نیشابور.

بدون تردید در کنار اصل برنامه که همانا شعرخوانی و مشاعره است مولفه‌های زیر هم می‌تواند مود توجه قرار بگیرد که هم در بازشناساندن و ارتقای جایگاه  فرهنگی و ادبی نیشابور در ذهن و اندیشه‌ی مردم ایران‌زمین موثر خواهد بود:

1. معرفی کانون‌ها و انجمن‌های شعر نیشابور حضور دوربین در این انجمن‌ها و ثبت و نمایش فعالیت‌های آنان.

2. معرفی شاعران مطرح و برگزیده‌ی نیشابور و آثار آنان و شعرخوانی آنان.

3. معرفی جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی نیشابور.

4. معرفی توانمندی‌های هنری و فرهنگی نیشابور، آثار هنری و هنرمندان، صنایع دستی، آثار موسیقی و موسیقی محلی و مواردی از این دست. (راستی سرود نیشابور یادمان نرود)

5. تصویربرداری و نمایش آیین‌های بزرگداشت خیام و عطار نیشابوری.

به هر حال به نظر می‌رسد حضور دوربین تلویزیون سراسری و ملی در نیشابور به بهانه‌ی چنین برنامه‌هایی، فرصتی بسیار عالی در زمینه‌ی معرفی نیشابور در اختیار ما قرار می‌دهد، فرصتی که متاسفانه با انحصارطلبی شبکه استانی (مشهد) از نیشابور و نیشابوریان گرفته شده است.

 

در این راستا بدون تردید پیگیری دست‌اندرکارانی چون انجمن‌های شعر نیشابور، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، ادره میراث فرهنگی، گروه‌های زبان و ادبیات فارسی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی نیشابور، شهرداری، اداره آموزش و پرورش، مراکز آموزشی و اجرایی هنری، و همچنین سایر نهادها و کسانی که می‌توانند نقشی در شناساندن هر چه بیشتر توانمندی‌های ادبی، فرهنگی و هنری نیشابور داشته باشند. راستی حمایت و پشتیبانی مالی صنایع نیشابور را نباید از یاد برد.

 

محمد چمنی , safoora_joon
محمد چمنی - 11:04 1390/07/9
48
طراح تبلیغاتی دو شیفت با حقوق ثابت .848 4200 0915

حمید صمدی , hamid19890
حمید صمدی - 21:31 1390/04/8
47
نیشابور آخرشه آخر هر چی تمدن
آرمین پویا , fereidoon_parvaneh
آرمین پویا - 21:21 1390/04/8
46

نمادهایی برای نیشابور

بخش دوم: شخصیت‌ها و مشاهیر نیشابور

 

نیشابور، شهر مردم

از نگاهی مفهومی، یک شهر، یک شهرستان و یا یک ناحیه‌ی جغرافیایی، مجموعه‌ای است از عناصر فیزیکی مانند ساختمان‌ها، راه‌های ارتباطی، رودها، کوه‌ها و هر آن‌چه از این دست، شاید برخی از این عناصر خاص باشند و آن نقطه‌ی جغرافیایی بدان شناخته شود مثلا بسیاری از شهرها هستند که به یک نوع میوه یا محصول کشاورزی که در آن‌جا به دست می‌آید (مثل انار ساوه)، و یا نوع خاص معماری (مثل معماری پلکانی ماسوله) و یا یک پدیده جغرافیایی (شهر دماوند که در که در نزدیکی کوه دماوند است) و ... مشهورند. اما نیشابور با تاریخ دیرسال خود، از آن دست نقاطی است که بیش‌تر مردمش بدان مایه و ارزش بخشیده‌اند - هر چند خود نیز دارای شرایط اقلیمی و طبیعی بسیار مساعدی است- یعنی نیشابور، «شهر مردم» است و شهر مردم باید دارای ارزش‌‌ها و ملاک‌های والای انسانی باشد، اگر در تاریخ می‌خوانیم نیشابور، ام‌البلاد (مادر شهرهای) خراسان است این، چیزی بیراه نیست چون ارزش‌های این شهر در گذر تاریخ، همواره علمی، فرهنگی و تحول‌آفرینی معنایی در زندگی انسانی و اجتماعی بوده است و چنین است که باز در کتاب‌های تاریخ می‌خوانیم که هزاران دانشمند و عالم و هنرمند و ... از خاک نیشابور برخواسته‌اند. این «هزاران» یک رقم تشریفاتی نیست، اگر در لابه‌لای برگ‌های کهنه‌ی تاریخ، به هر مناسبتی که بگردید بالاخره در مسیرتان به یک نیشابوری دانشمند، هنرمند و یا عارف برمی‌خورید، از این‌ها، خیلی‌ها مجهول و متروک و ناشناخته مانده‌اند (خیلی‌ها، یعنی واقعا بسیار زیاد و چشمگیر). از این میان فقط نام‌هایی مانده‌است که به طور خاصی شاخص‌اند و کارهای به مراتب بزرگ‌تر از بقیه‌ انجام داده‌اند و تاثیر بیشتری بر جامعه و بشریت داشته‌اند، خیام و عطار که نامشان همواره و به طوری جدایی‌‌ناپذیر با نیشابور همراه است دو قلّه‌ی جاودان مشاهیر نیشابورند. مگر می‌شود از نیشابور گفت و به سراغ عطار و خیامش نرفت؟!

 

الگوهای نیشابوری برای فرزندان نیشابور

اما به نظر من، نیشابوریان را نباید در این دو قله‌ی بزرگ، خلاصه کرد در نزدیکی قله‌ها، نیز شخصیت‌هایی وجود دارند که کارهایی بزرگ انجام داده‌اند و اندیشه‌هایی بزرگ داشته‌اند، کسانی که معرفی آن‌ها و نمادسازی از آن‌ها نه تنها اشاره‌هایی است به پیشینه و پایگاه تاریخی و فرهنگی نیشابور، بلکه می‌تواند نیشابور عطار و خیام و فیروزه و ریواس را با ویژگی‌های دیگری نیز بشناساند. ویژگی‌هایی که نه تنها ساختگی و انتزاعی نیستند بلکه در تاریخ و فرهنگ و اندیشه‌ی مردم نیشابور ریشه دارند. شخصیت‌هایی هستند که خیلی بومی‌اند، و خیلی نیشابوری ...، اما نمیدانم چرا از نگریستن به آن‌ها غفلت کرده‌ایم. ما در شهرمان میدان و خیابان حافظ و فردوسی و سایر شخصیت‌های گذشته و معاصر ایرانی و حتی مجسمه‌های بزرگ از آنان را داریم، اما به نظر من، چند شخصیت‌اند که نیشابوری‌اند و تاثیرات و آثار شگرفی در اندیشه و جامعه‌ی ایرانی داشته‌اند و به گونه‌ای واقعاً ویژه، خاص‌اند، اما تا کنون توجهی شایان، به آن‌ها نکرده‌ایم. هر چند بسیارند مشاهیر نیشابور که باید مورد معرفی و بازشناسی قرار گیرند، اما به هر حال به معرفی سه شخصیت که برجستگی خاص در اندیشه و نظر من دارند می‌پردازم: یکی از آن‌ها، مجاهدی است بزرگ در قرن هشتم هجری، دیگری، بنیانگذار طریقتی ایدوئولوژیک است در قرن هفتم هجری، و سومی، عارفی است بزرگ و وارسته در قرن سوم هجری. در ذهن من، بنا به دلایلی که در ادامه می‌آید جای این سه تن، واقعا در نیشابور امروز خالی است. و شاید بخشی از هویت نیشابورند که باید احیا شوند و باز پس گرفته شوند، چه خوب است فرزندان امروز و آینده‌ی نیشابور، الگوهایی نیشابوری را در خیابان‌ها و زندگی روزمره‌شان و در کنارشان ببینند و از جان به این معنی رهنمون گردند که آن قدر نیشابوری‌های بزرگ هست که فرزند نیشابور، نیازی به نگاه کردن به اسطوره‌های نامانوس غربی و شرقی ندارد. به خودم می‌گویم چرا نتوان با الگوهای بومی نیشابوری، باز دوباره از شرق و غرب عبور کرد و به شکوه و برازندگی «شهر مردم» و «شهر جهانی نظامیه‌ها و تطور فرهنگ‌ها»، «تجارتکده‌ مشرق» و «دهلیز شرق» رسید. اما این سه تن: 

 

شیخ حسن جوری

رهبر جنبش شیعی سربداران خراسان

شیخ حسن جوری، از اهالی روستای جور نیشابور در قرن هشتم هجری است. شیخ حسن، فردی عارف و از بزرگان مذهبی و مجاهدان روزگار خود به شمار می‌آید که به مجاهدت و رهبری وی، قیام سربداران خراسان بر علیه مغولان به پیش رفت و سرانجام قربانی مطامع قدرت‌طلبانه‌ی امیر وجیه الدین مسعود باشتینی گردید و به دستور وی، به شهادت رسید. شیخ حسن جوری نه تنها به عنوان یک عارف مجاهد انقلابی بلکه به عنوان رهبر معنوی و عملی قیام شیعی سربداران خراسان -که نقش برجسته، انکارناپذیر و عمده در متزلزل ساختن حکومت جور و توحش مغولان داشت به نحوی که شاید اگر حسن جوری نمی‌آمد، قیام سربداران هم شکل نمی‌گرفت و یا در اندازه‌ی جنبشی محلی و کم‌گستره فراآمده و فروکش می‌کرد. شیخ حسن، مدتی در غار ابراهیم ادهم نیشابور به فعالیت مخفیانه و دعوت مردم به جهاد پرداخته است که نیشابوریان بسیاری نیز در نهضت سربداران بدو پیوستند. بنابراین شیخ حسن جوری، نه تنها می‌تواند به عنوان نماد رهبری جنبش شیعی سربداران خراسان مطرح باشد بلکه این نماد بیانگر مجاهدت و مبارزه‌ و سهم نیشابوریان در این قیام است. از این روی شایسته به نظر می‌رسد افزون بر نامگذاری یکی از معابر اصلی شهر به نام شیخ حسن جوری (رهبر جنبش سربداران خراسان) تندیس وی نیز ساخته شده و در آن معبر نسب گردد. به نظر من، شاید جاده‌ی باغرود، گزینه‌ی مناسبی برای این موضوع باشد، چرا که انتهای این جاده به غار ابراهیم ادهم راه دارد که در قرن هشتم هجری، مدتی پناهگاه شیخ حسن بوده- و از طرفی در مسیر جاده‌ی سراسری شرق به غرب کشور است، بدیهی است در صورتی که تندیسی درخور و آبرومند از شیخ حسن جوری در ابتدای جاده باغرود و رو به میدان باغرود نصب شود و همچنین جاده‌ی باغرود، «بولوار شیخ حسن جوری» نامگذاری گردد، حرکتی فرهنگی، ارزشی و احیاگر و بیانگر نقش ویژه و اساسی نیشابوریان در قیام سربداران خراسان خواهد بود.

برای آشنایی بیشتر با شیخ حسن جوری و قیام وی، به لینک‌های زیر مراجعه نمایید:

http://abarshahr.blogfa.com/post-154.aspx

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4442&id=31365

 

حاجی بکتاش ولی نیشابوری

بنیانگذار مکتب شیعی بکتاشیه و بزرگ بکتاشیان جهان

حاجی بکتاش ولی، از اهالی روستای فوشنجان نیشابور در قرن هفتم هجری است. وی بنیانگذار مکتب شیعی بکتاشی است که در در ترکیه، آلبانی، کوزوو و مقدونیه امروزی طرفداران بسیاری دارد. حاجی بکتاش در دوران زندگی خود از نیشابور به آسیای مرکزی و سپس به آناتولی (ترکیه) رفت و در منطقه‌ای به نام کاپادوکیا، در شهر نوشهیر ساکن شد و تعالیم خود را ترویج نمود. در حال حاضر حاجی بکتاش به عنوان فردی قدیس و عارف و بزرگ مکتب بکتاشیه مورد احترام بکتاشیان جهان و به علت داشتن تفکراتی فلسفی و انسان‌گرایانه، مورد توجه بسیاری از اندیشمندان قرار گرفته است به طوری که کاندید نامگذاری سال 2009 از سوی یونسکو به نام وی بوده است. در حال حاضر شهر نوشهیر در ترکیه به نام شهر «حاجی بکتاش» معروف است و مجتمع درگاه حاجی بکتاش –به عنوان جاذبه‌ای تاریخی و گردشگری- در نزدیکی این شهر قرار دارد. مرکز جهانی بکتاشیان و تکیه‌ی اصلی آنان در شهر تیرانا –پایتخت کشور آلبانی- قرار دارد. آلبانی، كشوری است در اروپا که مسلمانان، 70 درصد جمعیت سه و نیم میلیونی آنرا تشكیل می‌دهند و سی درصد از این مسلمانان، بكتاشیان علوی هستند. حاجی بکتاش به عنوان یک شخصیت نیشابوری که ایدئولوژی شیعه را در سرزمین‌های آناتولی ترویج نمود و باعث نفوذ و گسترش بسیاری از عناصر فرهنگ ایرانی و شیعی در این ناحیه و تا کرانه‌های شرقی اروپا در بین پیروان خود گردید و به عنوان یک شخصیت بین‌المللی، می‌تواند به عنوان یک کاندید برای نمادسازی در نیشابور مطرح باشد. از این روی شاید تدارک پیمان خواهر خواندگی بین شهرهای نیشابور (زادگاه حاجی بکتاش در ایران)، شهر حاجی بکتاش یا نوشهیر (محل ترویج تعالیم و فعالیت حاجی بکتاش در ترکیه) و تیرانا (مرکز بکتاشیان جهان در آلبانی) کاری نمادین و بسیار تاثیرگذار باشد. هرچند رسیدگی بیشتر به روستای فوشنجان و تدارک امکانات پذیرایی از گردشگران باید در برنامه‌های مسولین شهرستان قرار گیرد زیرا این منطقه در صورت معرفی و ایجاد زیرساخت‌های لازم، یکی از هدف‌های گردشگری ایدئولوژیک بکتاشیان سرتاسر دنیا خواهد بود. و همچنین شاید نامگذاری جاده‌ی عبوری از میدان باغرود تا سه راهی خیام و عطار، به نام «بولوار حاجی بکتاش» -که راه اصلی دسترسی به روستای فوشنجان است- کاری شایسته باشد. تندیس حاجی بکتاش را هم می‌توان در تقاطع جاده‌ی بوژان با بولوار حاجی بکتاش نصب کرد. (به هر حال آن‌چه گفتم به عنوان یک طرح، می‌تواند قابل بررسی باشد.)

برای آشنایی بیشتر با حاجی بکتاش نیشابوری و بکتاشیان، به لینک‌های زیر مراجعه نمایید:

http://abarshahr.blogfa.com/post-123.aspx

http://www.iqna.ir/Albanian/news_detail.php?ProdID=209700

http://neyshaburian.blogfa.com/post-93.aspx

http://islamineurope.ir/?page_id=341

 

حمدون قصار نیشابوری

عارف بزرگ قرن سوم هجری و بزرگ ملامتیان ایران

- حمدون قصّار، از اهالی نیشابور و از عارفان بزرگ قرن سوم هجری است، بسیاری، ملامتی‌گری خراسان را ناشی از تعالیم وی می‌دانند و برای وی جایگاه خاصی در این مسلک عرفانی قائلند. هر چند در قرن‌های بعدی، مکتب ملامتی‌گری دچار دگرگونی‌ها و کژاندیشی‌هایی گردید. اما اندیشه‌ی ناب ملامتی را چنان که شایسته و بایسته‌ی پاکی و شفافیت عرفان اسلامی است باید در تعالیم و منش حمدون قصار نیشابوری جست. چنانکه از وی نقل است: «مذهب ملامت، نه آن است كه بر شریعت نپایی كه ملامت، آن است كه بر نفس خود نپایی و خود را قبول ننگاری. ملامت، نه آن بود كه كسی كاری كند تا او را ملامت كنند ملامت، آن بود كه در كار الله، از خلق ناباك بود و سرّ خود، او را می‌كوشد ]اگر[ كردار تو به تو، ریا شود و سخن تو به تو، دعوی شود آنگاه سرهنگ بی». حمدون قصار نیشابوری، می‌تواند به عنوان یکی از نمادهای نیشابور –به عنوان شهر عرفان- مطرح باشد وی بزرگ مکتب ملامتیه است و اندیشه‌ی ملامتی در جای جای تفکر عرفانی و ادبیات ایرانی جای ویژه خود را دارد. چنانکه در شعر حافظ و عطار و مولانا هم رگه‌هایی از این اندیشه را می‌توان یافت. بنابراین تندیس‌سازی از این شخصیت عارف و نامگذاری یکی از خیابان‌ها و یا اماکن عمومی شهر به نام این عارف بزرگ و وارسته، بهانه و روزنه‌ای است سزاوار برای آشنا کردن نیشابوریان و گردشگران نیشابور با بزرگ و پیشکسوت ملامتیه‌ی ایران.

برای آشنایی بیشتر با حمدون قصار نیشابوری به لینک‌های زیر مراجعه نمایید:

http://abarshahr.blogfa.com/post-191.aspx

http://abarshahr.blogfa.com/post-147.aspx

 

نیشابوریزه کردن چهره‌نگاری و تندیس‌سازی از شخصیت‌های نیشابوری

تندیس‌سازی یکی از اثربخش‌ترین و تاثیرگذارترین شیوه‌های نمادسازی برای فضاهای عمومی یک شهر است. چرا که موضوع تندیس شده، با قرار گرفتن در فضای دید و اندیشه‌ی مردم، در زندگی روزمره آنها حضور یافته و نه تنها به زیباسازی بصری شهر کمک می‌نماید بلکه الگوها و محتواهایی ژرف را در افق ناخودآگاه اندیشه‌ی مردم قرار می‌دهد. از این روی بایسته به نظر می‌رسد در زمینه‌ی تندیس‌سازی از بزرگان، دقت و ظرافت ویژه‌ای لحاظ گردد. من فکر می‌کنم یکی از ویژگی‌های تندیس‎سازی در شهر نیشابور باید نیشابوری‌سازی (Neyshaburization) آن‌ها باشد. برای توضیح بیشتر باید بگویم که مردم هر منطقه‌ جغرافیایی طرح و رنگ صورت و چهره و جثه و حالات بدنی‌ای دارند که با سایر نقاط ممکن است تفاوت‌هایی داشته باشد برای ملموس شدن موضوع مثلا چهر‌ه‌ی یک نیشابوری (به طور عام) را با چهره‌ی یکی از هموطنان عزیزمان در فرضاً سنندج مقایسه کنید؛ در طرح و رنگ و خطوط چهره (به طور عام) یک سری تمایزاتی را می‌بینید. توجه و پرورش این تمایزات به نحوی زیبا و مطلوب و دلپسند را، من، نیشابوری‌سازی یا نیشابوریزه کرده تندیس‌ها و چهره‌نگاری‌ها می‌گویم و چه خوب است که شخصیت‌هایی نیشابوری قرن‌های گذشته که تصویری از آن‌ها در دست نیست با نظر به مدلی زیبا و مطلوب از چهره‌ی نیشابوری، بازچهره‌نگاری شوند. و این چیزی بدیهی است که همه‌ی چهره‌ها یک‌جور نیستند مثلا اگر بگوییم حتما چهره‌ی نیشابوری این مدل خاص است با این ویژگی‌های خاص، حرفی بیراه است اما می‌توان ویژگی‌ها و عمومیت‌هایی را در طرح و رنگ و خطوط چهره‌ی نیشابوری شناسایی کرد و بازجست. برای وجوه تمایز مثلا چهره‌ی شیخ حسن جوری و حمدون قصار، می‌توان به نوشته‌های و توصیفاتی که همعصران آن‌ها از آنان ارایه کرده اند مراجعه نمود و یا آثار و فعالیت‌های آنان را مرور کرد، بدون تردید حسّی و نمودی که از چهره‌ی فرضی حسن جوری به عنوان یک مجاهد و مبارز در ذهن انسان خطور می‌کند با چهره عارفانه حمدون قصار، تمایزاتی خواهد داشت. بنابراین منظور من از نیشابوری‌سازی چهره‌نگاری و تندیس‌سازی شخصیت‌های نیشابوری عبارت است از بهره‌گیری از یک زیرزمینه‌ی چهره‌ی متعارف و دلپسند نیشابوری به علاوه برداشت چهره‌گر و تندیس‌ساز ار ویژگی‌های شخصیتی موضوع که در ذهن هنرمند متجلی می‌گردد.           

 

آرمین پویا , fereidoon_parvaneh
آرمین پویا - 15:20 1390/03/14
45

 

نمادهایی برای نیشابور

بخش نخست: جاندار-نمادهای اسطوره‌ای و طبیعی

یکی از عناصر اساسی هویت‌بخش و معنابخش زندگی اجتماعی انسانی وفضای شهرها، بهره‌برداری از نمادها و المان‌هایی است که برگرفته از تاریخ، باورها، محیط و تجربیات زندگی و اقلیم جغرافیایی جامعه‌ی مردمان هر منطقه است. نیشابور از جمله سرزمین‌هایی است که با توجه به داشتن پیشینه و تاریخ و تمدن و فرهنگ غنی و شکوهمند و نیز اقلیمی مناسب و حاصل‌خیز و پربار، پتانسیل‌های مناسبی را برای بازسازی و فرآوری المان‌ها و نمادهای شهری دارای درونمایه‌ای‌ سابقه‌مند و بومی و برگرفته از محیط انسانی و طبیعی منطقه‌‌ای خود را دارد. از این روی اینجانب بر آن شدم تا با بازشناسی و معرفی برخی از این نمادها در دسته‌بندی‌های مختلف، مواردی را که (از نظر اینجانب) قابلیت ایجاد نماد و المان و نمادسازی برای شهرستان و شهر نیشابور را دارند معرفی‌ نمایم. این نمادها می‌توانند در قالب‌های گوناگونی چون تندیس‌سازی (مجسمه‌سازی)، معماری و بناسازی، طراحی مبلمان و سایر نماهای عمومی شهری، نامگذاری اماکن و شرکت‌ها و واحدهای تجاری و یا تولیدی و یا فرهنگی، طراحی لوگو و آرم و یا سایر کاربردهای دیگر از این دست مورد بهره‌برداری قرار گیرند. در بخش نخست، به بازشناسی موجودات اسطوره‌ای و المان‌های طبیعی (برگرفته از طبیعت) و در بخش‌های بعدی به بررسی ابعاد دیگری از پتانسیل‌های نیشابور، برای نمادسازی شهری، خواهم پرداخت. بدیهی است نظرات اصلاحی دوستان عزیز، موجب کیفی‌تر شدن بحث خواهد گردید.    

 

شیردال

- شیردال: که در پارسی میانه به آن «بَشکوچ» و در زبان انگلیسی، «Griffin» گفته می‌شود، موجودی افسانه‌ای است كه سر و بالی عقاب‌مانند و بدنی مانند شیر و گوش‌هایی شبیه اسب دارد، بنابراین شیردال، جانوری است كه از شیر و عقاب (دال) تركیب یافته و نماد قدرت این دو است.«دال» واژه فارسی برای عقاب است. تندیس‌های به شکل شیردال در معماری کاربرد زیادی دارند، یکی از معروف‌ترین نمونه‌های آن شیردال هخامنشی در تخت جمشید است. مردم باستان، شیردال‌ها را نگهبان گنجینه‌های خدایان می‌پنداشتند. اما در وبلاگ «پرثوه» آمده است: «... نكته جالب‌توجه، كشف یك شیر دال در نیشابور است؛ اخیرا یكی دیگر از نمونه‌های آن كه در روزگار ساسانیان به عنوان پایه‌ی تخت استفاده می‌شده، در جریان حفاری‌های غیرمجاز از قاچاقچیان اموال فرهنگی در یكی از روستاهای جنوب غربی نیشابور به دست آمده كه اكنون در اختیار میراث فرهنگی است»  و روزنامه کیهان در 18/01/1387،خبر از اقدام به ساخت تندیس «شیردال» در نیشابور داده و نگاشته است:«در راستای بازسازی نمادها و نشانه‌های فرهنگی و تاریخی نیشابور، «شیردال» -یكی از آثار تاریخی این شهر- در دست مشابه‌سازی است. سرپرست سازمان پارك‌ها و فضای سبز نیشابور با اعلام این خبر افزود: این نماد كه در یكی از موزه‌های تهران نگهداری می‌شود با تكنیك‌های ویژه، با ارتفاع 2 متر در حال ساخت است و در آینده‌ای نزدیك در یكی از پارك‌های سطح شهر نصب و رونمایی خواهد شد. این اثر به پیشنهاد اداره میراث فرهنگی و توسط هنرمند صاحب نام -علیرضا قدمیاری- در دست مشابه سازی است.» امید است به زودی شاهد حضور شیردال نیشابور، در یکی از جای‌گاه‌های مناسب در فضای شهری نیشابور باشیم.

 

سیمرغ

- سیمرغ: راجع به سیمرغ، این پرنده‌ی نمادین که عطار نیشابور در منطق‌الطیر، خالق آن است، سخنی نمی‌گویم، چرا که همین چندی پیش، تندیس سیمرغ را در بوستانی بین فرهنگسرا و فرمانداری، دیدم و امید است با فضاسازی مناسب به یکی از المان‌های برجسته‌ نیشابور تبدیل گردد. جا دارد به عنوان یک نیشابوری، از همه‌ی دست‌اندرکاران تندیس سیمرغ، سپاسگزاری نمایم.

 

ققنوس

- ققنوس: (Phoenix در زبان نگلیسیمرغی است افسانه‌ای و اسطوره‌ای، به غایت خوش‌رنگ و خوش‌آواز. گویند منقار او 360 سوراخ دارد و در كوه بلندی مقابل باد می‌نشیند و صداهای عجیب و غریب از منقار او برمی‌آید و به سبب آن مرغان بسیاری جمع آیند، گویند هزار سال عمر كند و چون هزار سال بگذرد و عمرش به آخر آید. هیزم بسیار جمع سازد و بر بالای آن نشیند و سرودن آغاز كند و مست گردد و بال برهم زند چنان‌چه آتشی از بال او بجهد و در هیزم افتد و خود با هیزم بسوزد و از خاكسترش بیضه‌ای پدید آید و او را جفت نباشد و از آن بیضه، ققنوسی دیگر سربرآرد و گویند موسیقی را، بشر از او دریافته است. در منطق‌الطیر عطار نیشابوری آمده است: هست ققنس طرفه مرغی دلستان / موضع آن مرغ در هندوستان / سخت منقاری عجب دارد دراز / همچونی در وی بسی سوراخ باز ... در مکتب عرفان، ققنوس، تمثیل انسانی است كه از مرحله نفس و هوس گذشته و به آتش مجاهدت و محبت سوخته و در وجه باقی فانی شده است و ققنوس بچه؛ حقیقت معنوی و ربانی اوست كه از خاكستر فنا سر برمی‌كشد و به حیات پاكیزه زنده می‌شود.

نیشابور را از دیدگاه نمادین و  با نظر به پیشینه‌ی تاریخی آن به ققنوس تشبیه کرده‌اند:  چرا که، «نشابور به روایت تاریخ دیرسال خود ده‌ها بار آماج حملات دشمنان واقع شده است. اولین این تهاجمات به تاخت و تاز افراسیاب تورانی منسوب است و سپس پهلیزک و آخرین ضربه‌های آن به تهاجم مغول‌وار احمد شاه درانی (افغان) در سال 1168 هـ.ق که به ویرانی شهر انجامید. در این هجمه‌ها زمینش سوخت، ویرانه‌هایش، کشتزار شد اما هر بار ققنوسی جدید از سبزه‌زارهایش بال و پر برآورد، با آن‌که از تیر و کمان و زوبین و شمشیر و سم اسبان تنش رنجور گردیده اما هر بار نیروی پروردگاری (اهورایی) طبیعت و اراده استوار مردمانش این زخم‌های کهنه را التیام بخشیده است. از این روست که لرد کرزن می گوید: نیشابور بیش از هر شهر دیگری در جهان ویران و بازسازی شده است.» و بی‌راه نیست که نیشابور را «ققنوس شرق»، نامیده‌اند. بنابراین، ققنوس نیز می‌تواند به عنوان یکی از نمادهای بی‌بدیل نیشابور مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

 

سمندر

- سمندر: در روزگاران گذشته، انسان‌ها چوب‌ها و شاخه‌های درختان و بوته‌ها را به عنوان سوخت، آتش می‌زدند ناگهان سمندر از آن به بیرون می‌جهید به همین دلیل، قدیمی‌های ایران، سمندر را موجودی زاده‌آتش دانسته و برخی، نام «سمندر» را در زبان ایرانی، ترکیبی از دو کلمه سام (آتش) و اندر (درمیان) است. سمندر، در اندیشه و افسانه‌های ایرانی، نماد پاکی، شجاعت، ایمان پایدار و انسان راست‌‌کردار است. سمندر باید نام رسمی‌تر و رایج‌تر همان موجودی باشد که ما در گویش نیشابوری بدان «کلپسه» می‌گوییم و معادل یونانی آن SALAMANDRA و فرانسوی آن SALAMANDRE است. زنده یاد استاد علی‌اکبر دهخدا نوشته است که سمندر، در آتش متكون می‌شود و چون از آتش برمی‌یاید می‌میرد و بعضی نوشته‌اند جانوری است پردار كه در آتش نمی‌سوزد. نیشابور، بارها در آتش هجوم کینه و خصم دشمنان ایران‌زمین و نیز حوادث ناگوار طبیعی، بارها با خاک و خاکستر یکسان گردیده و پس از هر ویرانی، سمندروار سر از زیر خاک برآورده و به آبادی و رونقی دوچندان دست یافته و به حیات پایدار و شکوهمند خود ادامه داده است. بنابراین شاید بتوان تندیس سمندر و ضمن توضیحاتی که پیرامون این موجود و جنبه‌های افسانه‌ای و نامش در گویش نیشابوری و ارتباطی نمادین که با سرگذشت نیشابور پیدا می‌کند در قالب مجسمه‌ای در یکی از اماکن عمومی (مانند بوستان‌ها، خیابان‌ها، موزه تاریخ طبیعی و ...) نصب نمود. اما باید در نظر داشت که سمندر (کلپسه) نیشابور، باید شکل و طرحی متمایز داشته باشد، چون این تندیس، حالا دارد نقش یکی از نمادهای ابرشهر ایران را بازی می‌کند و نه فقط مجسمه‌ی یک خزنده. این دست کارها علاوه بر نگاهی اسطوره‌ای و نمادین به نیشابور، می‌تواند بیانگر پاسداشت نیشابوریان از طبیعت و حضور طبیعت بکر در فضاهای شهری و در اندیشه‌های آنان باشد.   

 

چغوک

گنجشک، پرنده‌ای است که بسیار آرام و هماهنگ و سازگار در محیط زندگی انسان‌ها حضور دارد. در گویش‌های خراسانی بدان «چغک»، «چغوک» می‌گویند و گویش مردم نیشابور، یکی از معدود جای‌هایی است که تلفظ نام این پرنده را به گونه‌ای اصیل یعنی نه به صورت «choghok» و نه به صورت «choghuk»  بلکه با حفظ واو مجهول و به صورت «ch,ghōk»  بیان می‌نماید. تندیس «چغوک» را شاید بتوان برای نشان دادن همجواری پرندگان در زندگی انسان و نیز نگاهی دوباره به آسمان حتی در ابعاد و بُرد پرواز گنجشکی، در فضای شهری استفاده نمود. گاهی این چغوک، حضوری فلکوریک، خاطره‌انگیز و آهنگین در زندگی ما نیشابوریان دارد: با پلخمون نگاهت، چغوک دیلمه زیی/ بزونش بزونش کی دیلم مال تویه.

پیشنهاد تندیس چغوک، بهانه‌ای می‌شود تا پیشنهاد دیگری را مطرح نماینم، در آسمان نیشابور، چه در بلندای کوهستان، چه در نواحی کوهپایه‌ای، چه در رودکده‌ها و جلگه‌ها و جنگل‌ها و چه در دشت‌ها و بیابان‌ها، پرندگانی برفرازند و زندگی می‌کنند که شاید درصد بسیار ناچیزی از آن‌ها خاص و ویژه‌ی نیشابور باشند ولی اکثر آن‌ها، نامی نیشابوری نیز دارند و حتی پیرامون برخی از آن‌ها قصه و یا افسانه‌ای در میان مردم محلی، شکل گرفته باشد. کاش می‌شد نمونه‌ای از همه آن‌ها شناسایی و گردآوری می‌شد و در یکی از بوستان‌های شهر به نام «باغ پرندگان نیشابور» فضای مناسبی برای زیستن آن‌ها فراهم می‌آمد در این صورت هم جایگاهی داشتیم برای بازگشت مردم به طبیعت در دل شهر و هم موزه‌ای طبیعی و زنده داشتیم که پرندگان اقلیم نیشابور را به بازدیدکنندگان و گردشگران معرفی می‌کرد. و اینجا پایگاه مناسبی می‌شد برای مستندسازی زیست- بوم پرندگان نیشابور، نام‌علمی آن‌ها، گونه‌شناسی، آناتومی، ساخت-روش زندگی، نام آن‌ها در گویش نیشابوری و باورهای مردمان محلی پیرامون آن‌ها. و اینگونه «باغ پرندگان» می‌توانست در کارویژه‌های علمی و توسعه‌ی رشته‌ها و فعالیت‌های مراکز دانشگاهی و آموزشی نیشابور، نقش زیرساختی داشته باشد.  

 

ریواس و کمای

ریواس و کمای، دو فرآورده‌ی نام‌آشنای نیشابوریند. ریواس که معروفیت بیشتری دارد از گیاهان خودروی کوهپایه‌های بیشتر شمال نیشابور و کمای هم محصول خودروی دشت‌های بیشتر جنوب نیشابور، راستی آیا ساخت و نصب تندیس از این گیاهان در شمال و جنوب شهر نیشابور، نمی‌تواند در نمادسازی، تثبیت و تبلیغ نیشابور به عنوان تولید کننده‌ی باکیفیت این فرآورده‌ها، نقش داشته باشد. هر چند در کنار آن نباید مستندسازی علمی و گیاهشناسی آنها را از نظر دور داشت.

شهرستان نیشابور یکی از حاصلخیزترین و سرسبزترین سرزمین‌های خراسان بزرگ است، و گونه‌های گیاهی مختلفی در این سرزمین می‌رویند که اغلب کاربردی دارویی نیز دارند. در اینجا به نظر می‌رسد که پیشنهاد «باغ گیاهشناسی نیشابور» خالی از فایده نباشد. در این باغ انواع گیاهان سرزمین نیشابور شناسایی و جمع‌آوری می‌گردند، و مطابق زیست‌بوم هریک، فضا و زیرساخت مناسب در باغ در نظر گرفته می‌شود. گیاهان مستندسازی شده، نام نیشابوری، نام علمی، گونه‌شناسی، آناتومی، ساخت-روش زندگی، ویژگی‌ها و خاصیت‌ها، کاربردها در میان عامه نیشابوریان و کاربردهای نوین دارویی و صنعتی و ... چیزهایی است که می‌تواند در مستندسازی آن‌ها مورد توجه قرار گیرد. این باغ هم می‌تواند به عنوان یکی از مراکز گردشگری شهر و همچنین به عنوان پایگاه مستندسازی گیاهشناسی زیست‌بوم نیشابور، مورد استفاده قرار گیرد. راستی گیاهان دارویی نیشابوری در کلان‌شهرهای کشور، طرفدار خاص خود را دارند، نباید ارج و قربی که نام «عطار نیشابوری» و «عطاری نیشابوری» در ذهن و اندیشه ایرانی دارد، از یاد برد. بنابراین ایجاد چنین مرکزی می‌تواند، مولفه‌ای مهم و زیرساختی در زمینه‌ی توسعه‌ی صنعت تولید گیاهان دارویی نیشابور و اشتغالزایی و کارآفرینی در سطح شهرستان باشد.

 

منابع مورد استفاده:

سمندر و ققنوس از اسطوره تا واقعیت، روزنامه اطلاعات، سه‌شنبه 21 دی 1389

نماد شیردال در نیشابور ساخته می‌شود، روزنامه کیهان،  08/01/1387

سمندر افسانه ایران، روزنامه جام جم، 4 مرداد 1389

شیردال، ویکی‌پدیا

نقش شیردال در ایران، وبلاگ پرثوه، 30/10/1388.

نیشابور، ققنوس شرق، وبلاگ ابرشهر،  22/12/1384.

نیشابور در عهد ابن بطوطه، وبلاگ ابرشهر، 13/07/1384.

 

امیر باوفا , amir_bavafa
امیر باوفا - 20:55 1390/02/28
44

28  اردیبهشت سالروز گرامیداشت خیام نیشابوری بر تمام زنده دلان و دوستاران فرهنگ کهن نیشابوری و ایرانی مبارک باد.

گلپسر  , majidsalami
گلپسر - 17:41 1390/02/27
43
نقل قول از : حامد میرحسینی

کسی می دونه جریان اون جت اسکی روبروی پایانه مسافربری چیه ؟ نماد جدید نیشابوره ؟

نه بابا اون مال به اصطلاح دریاچه جدیده که همون روبروی پایانه دارن میسازن
اون مثلا تبلیغه  یکی نیست بگه مرد مومن اون جت اسکی یه نیش گاز بدی باید پایانه مسافربری پیاده شی


حامد میرحسینی , hamed_president
حامد میرحسینی - 22:43 1390/02/26
42
کسی می دونه جریان اون جت اسکی روبروی پایانه مسافربری چیه ؟ نماد جدید نیشابوره ؟
گلپسر  , majidsalami
گلپسر - 21:21 1390/02/26
41
سعید آقا کاش نقد کردن همراه با راه حل باشه نه اینکه فقط بگیم فلان چیز خرابه
خوب شاید نمیدونن کجا و چجوری باید خرج کنن و ما باید هم انتقاد کنیم و پیشنهاد ارائه بدیم
منظورتون از نور پردازی در شب کدوم منطقه هست ؟ و اینکه منظورتون از نور پردازی چی هست ؟ نور خیابونا و کوچه ها یا نور پردازی فانتزی و نمادین ؟

به قول دکتر شریعتی : ناقد خوب هنر شناسیست که هنری ندارد
سعید زروندی , msz144
سعید زروندی - 18:38 1390/02/26
40
با سلام
       کاش میشد برای نیشابور کاری کرد...
شما اگه به شهرهای اطراف خودمون و یا استانهای دیگه رفت و آمد داشته باشید خواهید دید که چقدر بی توجهی شده به نیشابور.
اولین نمونه بارز فضای سبز است.سرانه فضای سبز برای یک شهروند مشهدی را با خودتون مقایسه کنید و ...
بعد اون به نظر من باید شهر رو در شب زیبا کنند.نور پردازی افتضاحه.بعد اون باید به داد بچه ها رسید.حداقل برای هر محله یک زمین آسفالت بازی  محصور.
و خیلی  کارای دیگه که خودشون میدونند و انجام نمیدن
تشکر از دلسوزیتون برای نیشاپور
گلپسر  , majidsalami
گلپسر - 16:46 1390/02/26
39
البته فونتش قیشنگ بود اینجا ساده افتاد
گلپسر  , majidsalami
گلپسر - 16:45 1390/02/26
38
ممنون از محبتتون

این متن در صفحه اول پرینت گرفتم و در صفحات بعدی نظرات دوستان رو پرینت گرفتم : ( البته از متن بحث هم کمک گرفتم )

با سلام و عرض خسته نباشید فراوان خدمت شهردار محترم و پرسنل عزیز و سخت کوش

در کلوبی که به نام نیشابور است، شاید وجود مبحث و جایگاهی برای مطرح نمودن ایده‌ها، طرح‌ها و حرف‌هایی که اعضای محترم برای بهتر شدن و رشد و توسعه‌ی نیشابور دارند، شایسته و بایسته به نظر برسد. حرف‌ها و طرح‌ها و ایده‌های ما می‌تواند در زمینه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، تجاری، صنعتی، گردشگری و ... باشد. اینجا جایگاهی است که ما نیشابور ایده آل مان را به تصویر بکشیم و یا برای مشکلاتی که به نظرمان می‌رسد در نیشابور وجود دارد راه‌حلی ارایه می‌نماییم و یا این‌که طرح و ایده‌ی نوی برای رشد و شکوفایی بیشتر و بهتر نیشابور مطرح نماییم. این کار دست‌کم دو فایده خواهد داشت:

1. آرزوها، آرمان‌ها و دغدغه‌یمان را در مورد نیشابور با سایر دوستان به اشتراک می‌گذاریم.

2. شاید برخی ایده‌های کاربردی که در این بحث مطرح می‌شوند به شیوه‌ای بتوانند وارد سطوح رسمی و اجرایی شهر و شهرستان نیشابور شوند و تحقق عینی یابند. (به هر حال، انسان به امید زنده است).

امیدوارم این بحث، با حمایت دوستان عزیز و مسئولین محترم ، به یکی از بحث‌های ادامه‌دار تبدیل گردد و معتقدم که مطرح و ثبت شدن ایده‌های خوب ما، حتی اگر در حال حاضر مورد توجه قرار نگیرد، در آینده‌ی این دیار، ناخودآگاه تاثیر خود را خواهند گذاشت.

تعدادی از دوستان و جوانان عزیز نیشابوری و دلسوز شهر پایدار ایرانی بر آن شدیم در مکانی گرد هم آییم و نقطه نظرات خودمان را ارائه نماییم و هر پانزدهم هر ماه به شهرداری نیشابور ارائه نماییم باشد تا دغدغه جوانان ما در مورد شهرشان ، نیشابور کمی فزونی یابد.

 

از شما مسئول گرامی خواهشمندیم گوشه چشمی به درخواست های جوانان شهر قلمدان های مرصع داشته باشید تا این حرکت جدید موجب دلسردی جوانان دلسوز شهرمان نشود

 

لازم به ذکر است این رونوشت جهت انتقاد و پیشنهاد است و به معنی ناسپاسی از زحمات دوستان و مسئولان ما نیست و ما به زحمات شما ارج مینهیم و با دل و جان سپاسگذار خدمات شما هستیم و خدا قوتی به همه همکاران عرض مینماییم

 

نظرات دوستان بدون هیچ تغییر و با نام خودشان چاپ گردیده است.


آفرینش         , anita_paiiz
آفرینش - 10:44 1390/02/24
37
نقل قول از : گلپسر بلبل زبون

اولین رونوشت به شهرداری تقدیم شد

خسته نباشی و تبریک بابت پشتکارت
ه ا , hashemjoon
ه ا - 11:55 1390/02/22
36

دست مریزاد آقا مجید

میشه نامه رو بذاری ما هم ببینیم؟

احمد مردانی , ahmad19890
احمد مردانی - 20:42 1390/02/21
35
گلپسر بلبل زبون , majidsalamiخسته نباشی مجیدجون
خسته نباشید بچه های کلوب نیشابور
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.