userinfo close

  ,

پابلو نرودا


neruda

تاسیس: 3 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مریم - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
19
194
91/1/2 (01:29)
0
5
90/5/3 (00:46)
0
1
90/5/1 (17:14)
0
3
90/4/31 (16:24)
0
2
90/4/30 (18:11)
0
10
89/7/17 (10:43)
9
46
88/4/29 (03:32)
4
39
87/10/4 (02:57)
2
42
87/6/31 (00:05)
3
43
87/3/7 (00:52)
3
13
86/10/26 (07:34)
2
12
86/10/25 (03:01)
0
26
86/5/26 (03:32)
4
80
85/12/19 (07:54)
0
25
85/12/13 (09:39)
5
46
85/11/9 (07:35)
0
18
85/10/20 (23:55)
0
32
85/10/17 (04:23)
0
29
85/10/17 (04:08)
1
35
85/7/25 (08:46)

عنوان بحث

احسان  , khovande
احسان - 07:32 1385/11/9

یادی از ویکتور خارا....

 

 

ترانه سرا، آهنگساز و خواننده ی شیلیایی

 

پیتر سیگرز خواننده ی آمریکایی درباره ی او می گوید:

 

ویکتور خارا از خلقی ترین آوازخوانان و ترانه سرایان جوان شیلی بود که هنر خودرا با جان و دل در خدمت بنای کشوری جدید و دموکراتیک نهاد و تا آستانه ی شهادت در این راه مبارزه کرد. پس از آن که دارودسته ی پینوشه ی جلاد به یاری ایالات متحده ی آمریکا در سایه ی کشتار و خشونت حکومت را در شیلی به دست گرفت، ویکتور در روز یازدهم سپتامبر 1973 دستگیر شد. پس از دستگیری شکنجه ها دید، کتک ها خورد و سرانجام در زیر چکمه های جلادان پینوشه در استادیوم شیلی به شهادت رسید. اما سرگذشت قهرمانی و تهور او دهان به دهان از فضای خفقان آور استادیوم به بیرون درز کرد. اکنون همان طور که خود او به طور قطع می دانست، ما نیز می دانیم که آوازخوانان و ترانه سرایانی چون ویکتور در میان سعادتمندترین هنرمندانند، زیرا که باز به اثبات رسید که نابودکردن آوازهای خوب ممکن نیست.

اینک ویکتورخارا در ردیف قهرمانانی چون تاراس شفچنکو از اوکراین، رابرت برنز از اسکاتلند، جو هیل و وودی گاتری است که ترانه هاشان در قلب خلقهاشان زنده است. تازمانی که ما ترانه های اورا می خوانیم و تا زمانی که شجاعت و شهامت او الهام بخش ما برای شجاعت بیشتر است، ویکتور خارا هرگز نمرده است.

 

 

از زمانی که چشم به این دنیا گشوده ام،

 در کشورم شاهد بی عدالتی، فقر و بدبختی بوده ام.

معتقدم به همین دلیل است که احساس می کنم

نیاز دارم برای مردم آواز بخوانم.

سرسختانه معتقدم که انسان باید در چرخه ی زندگی اش

 آزاد بشود و باید برای عدالت بکوشد.

ویکتور خارا

 

 

 

 

اگر گیتار در مبارزه ی ما در شمار سلاح است

اگر گیتار در نبرد ما به مثابه ی تفنگ عمل می کند،

پس کسی که آن را به دست می گیرد

باید انقلابی اصیل باشد.

ویکتور خارا

 

اگر بچه هایی شبیه لوخین هستند

که خاک و کرم می خورند،

پس بیایید همه ی قفس هارا باز کنیم

تا آنان بتوانند پرنده وار، آزادانه پرواز کنند...

 

ویکتور خارا

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
احسان  , khovande
احسان - 07:35 1385/11/9
5

لازم به یادآوری است که در سال یکهزار و سیصد وشصت شمسی، سازمان انتشاراتی، فرهنگی و هنری ابتکار به سرپرستی زنده یاد ابراهیم زال زاده سه نوار کاست از آهنگهای ویکتور خارا با پوستر و دو کتاب رایگان از متن اشعار منتشر کرد که با استقبال بسیار روبرو شد.

احسان  , khovande
احسان - 07:35 1385/11/9
4

 

 

این آواز شور و شعف نخستین سال حکومت اتحاد ملی را بیان می کند. زنانِ طبقه ی کارگر در دگرگونیهای اجتماعی که انجام گرفته بود شرکت می کردند.

 

ماریا

بگشا پنجره را

و بگذار خورشید روشن کند

هرگوشه ی اتاقمان را

 

ماریا

بیرون را بنگر

زندگیمان را دیگر

سایه ها و غمگینی ها محاصره نکرده است.

 

ماریا نمی بینی

تنها زاده شدن کافی نیست

با رشد کردن

با دوست داشتن

                خوشبختی را می توان یافت.

 

بدبختی ها به پایان رسیده

اکنون چشمانت سرشار نور است

و دستانت از عسل

و دستانت از عسل

 

ماریا لبخندت می شکفد

همچنان که صبح

در باغ می شکفد

ماریا...
احسان  , khovande
احسان - 07:34 1385/11/9
3

 

 روح

 

ویکتور خارا این آواز را به چه گوارا اهدا کرد. چند ماه پس از سرودن این شعر، چه گوارا در جنگلهای بولیوی به کشته رسید.

 

او راههارا در میان کوهستانها می یابد

رد پایش را بر باد می گذارد،

عقاب پروازش می دهد

و سکوت پناهش می بخشد.

 

هیچگاه از سرما نمی نالد،

از خستگی لب به شکوه نمی گشاید،

فقیر صدای گذشتنش را می شنود

و با چشم بسته به دنبالش می افتد.

 

پرواز کن، پرواز کن، پنهان شو،

اینجا، آنجا، همه جا،

پرواز کن، که آنان خواهندت کشت

پرواز کن، پرواز کن، پنهان شو.

 

کرکسها با چنگالهای زرین

برای سرش جایزه گذاشته اند

خشم توانمندی

قربانی اش کرده است.

 

فرزند انقلاب را

گروهان گروهان تعقیبش می کنند

می خواهند به قتلش برسانند.

 

دوم مارس 1978

احسان  , khovande
احسان - 07:33 1385/11/9
2

 

 

این ترانه را ویکتور از یادآوری خاطره های کودکی خود سروده است. هنگامی که پا به پای پدر در سراسر روزهای طولانی زمین را شخم می زدند. ویکتور در این ترانه تصمیم روستاییان شیلی را برای رهایی از یوغ شرایط زندگی فئودالی گنجانده است.

 

مشتهایم را گره می کنم

و خیش را به قعر زمین فرومی برم

سالهای سال است که زحمت کشیده ام

شگفت نیست که از کارافتاده شده ام.

 

پروانه ها پرواز می کنند.

جیرجیرک ها آواز می خوانند.

پوست تنم تیره تر و تیره تر می شود

و خورشید می تابد و می تابد و می تابد.

عرق چهره ام را شیار می دهد

من نیز زمین را شیار می دهم

بارها و بارها.

 

امیدم افزون می شود

وقتی به ستاره ی دیگرم می نگرم

ستاره به من می گوید: "هرگز دیر نیست

کبوتر روزی به پرواز در می آید."

 

پروانه ها پرواز می کنند.

جیرجیرک ها آواز می خواننند.

پوست تنم تیره تر و تیره تر می شود

و خورشید می تابد و می تابد و می تابد.

و شامگاه که به خانه می روم

در آسمان ستاره ای می بینم

ستاره به من می گوید: "هرگز دیر نیست

روزی کبوتر به پرواز در می آید."

مشت من به محکمی یوغ

سرشار از امید است

زیرا که همه چیز دگرگون خواهد شد.

برخیز

 

برخیز

به کوهستانها بنگر

به خاستگاه خورشید، باد، آب

تو که مسیر رودخانه هارا تغییر می دهی

تو که پرواز روحت را می کاری

 

برخیز

به دستهایت بنگر

دست برادرت را بگیر که می توانی رشدش دهی

با هم یک دل و جان خواهیم رفت

فردا می تواند امروز آغاز گردد.

از اربابی که ما را بی نوا دارد رهایی ده

ای روزگار عدل و برابری فرارس

بوز، چونان باد که می وزد، گل وحشی کوهستان بگذرد

پاک کن لوله تفنگم را آتش وار

آنان سرانجام به خاک می افتند

قدرت و شجاعت را برای مبارزه به ما بخش.

بوز، چونان بادی که می وزد، گل وحشی کوهستان می گذرد،

پاک کن لوله تفنگم را آتش وار

 

برخیز

به دستانت بنگر،

بگیر دست برادرت را که می توانی رشدش دهی

باهم یک دل و یک جان خواهیم رفت،

اکنون در ساعت مرگمان. آمین.



پیام در تاریخ 85/11/8 ویرایش شده است.
احسان  , khovande
احسان - 07:33 1385/11/9
1

 

 

 

ترانه سرا، آهنگساز و خواننده ی شیلیایی

 

پیتر سیگرز خواننده ی آمریکایی درباره ی او می گوید:

 

ویکتور خارا از خلقی ترین آوازخوانان و ترانه سرایان جوان شیلی بود که هنر خودرا با جان و دل در خدمت بنای کشوری جدید و دموکراتیک نهاد و تا آستانه ی شهادت در این راه مبارزه کرد. پس از آن که دارودسته ی پینوشه ی جلاد به یاری ایالات متحده ی آمریکا در سایه ی کشتار و خشونت حکومت را در شیلی به دست گرفت، ویکتور در روز یازدهم سپتامبر 1973 دستگیر شد. پس از دستگیری شکنجه ها دید، کتک ها خورد و سرانجام در زیر چکمه های جلادان پینوشه در استادیوم شیلی به شهادت رسید. اما سرگذشت قهرمانی و تهور او دهان به دهان از فضای خفقان آور استادیوم به بیرون درز کرد. اکنون همان طور که خود او به طور قطع می دانست، ما نیز می دانیم که آوازخوانان و ترانه سرایانی چون ویکتور در میان سعادتمندترین هنرمندانند، زیرا که باز به اثبات رسید که نابودکردن آوازهای خوب ممکن نیست.

اینک ویکتورخارا در ردیف قهرمانانی چون تاراس شفچنکو از اوکراین، رابرت برنز از اسکاتلند، جو هیل و وودی گاتری است که ترانه هاشان در قلب خلقهاشان زنده است. تازمانی که ما ترانه های اورا می خوانیم و تا زمانی که شجاعت و شهامت او الهام بخش ما برای شجاعت بیشتر است، ویکتور خارا هرگز نمرده است.

 

 

از زمانی که چشم به این دنیا گشوده ام،

 در کشورم شاهد بی عدالتی، فقر و بدبختی بوده ام.

معتقدم به همین دلیل است که احساس می کنم

نیاز دارم برای مردم آواز بخوانم.

سرسختانه معتقدم که انسان باید در چرخه ی زندگی اش

 آزاد بشود و باید برای عدالت بکوشد.

ویکتور خارا

 

 

 

 

اگر گیتار در مبارزه ی ما در شمار سلاح است

اگر گیتار در نبرد ما به مثابه ی تفنگ عمل می کند،

پس کسی که آن را به دست می گیرد

باید انقلابی اصیل باشد.

ویکتور خارا

 

اگر بچه هایی شبیه لوخین هستند

که خاک و کرم می خورند،

پس بیایید همه ی قفس هارا باز کنیم

تا آنان بتوانند پرنده وار، آزادانه پرواز کنند...

 

ویکتور خارا
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.