__
عنوان بحث
مصاحبه های نهضت ازادی(صدر حاج سید جوادی: مردم از حکومت جمهوری اسلامی ناراضی هستند)
8 دی 86 - 07:12

 مصاحبه ها و سخنرانی های اعضای نهضت ازادی را در اینجا می گذارم.


پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
125
15 شهریور 1388 ساعت 22:49

«نهضت آزادی ایران»، تشکل سیاسی پنجاه‌ساله طیف معروف به ملی-مذهبی، هفته گذشته با انتشار بیانیه‌ای با عنوان «پیام امید به ملت ایران»، از روند دادگاهی که برخی از متهمان آن معترضان به نتیجه اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خردادماه هستند ابراز تاسف کرد.

در این بیانیه آمده است که در این دادگاه «شماری از اعضای برجسته احزاب اصلاح‌طلب از جمله حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و حزب کارگزاران سازندگی ایران حضور یافته، به اعتراف علیه خویش مجبور شده‌اند. بی‌تردید، این دادگاه‌ها نمایشی بوده و با اهداف سیاسی، به قصد حذف نیروهای منتقد و اصلاح‌طلب، تشکیل شده‌اند.»

«نهضت آزادی ایران» همچنین در این بیانیه تشکلات سیاسی را به تقویت راهبرد اصلاح‌طلبی، و مردم را به پرهیز از خشونت و ادامه اعتراض به شیوه‌های قانونی و مسالمت‌آمیز فراخوانده است.

امیرمصدق کاتوزیان در گفت‌وگو با احمد صدر حاج‌سیدجوادی، عضو ارشد «نهضت آزادی ایران» در تهران، علت صدور این بیانیه را پرسیده است.


احمد صدر حاج‌سیدجوادی: نهضت آزادی بعد از این انتخابات نظرش همان نظری است که عده‌ای از فرهیختگان و عده‌ای از چاره‌اندیشان نسبت به این اوضاع مغشوش به نظرشان رسیده است. و آن اتفاقی است که بین مردم باید باشد و یک چیز بخواهند و آن این که بگویند ما از طریق قانونی می‌خواهیم به اهداف‌مان برسیم.

به همان قانون اساسی اولیه عمل کنند و این قانون اساسی که دست برده شده در آن و تغییراتی داده شده برخلاف آن قانون اساسی اولیه که امام امضا کردند.

آن قانون اساسی الان در مجلس موجود است و مدتی طبق آن قانون اساسی رفتار می‌شد که کم‌کم آقایان برای این که حکومت را به‌ کلی دست بگیرند، و واقعاً الان آن چه که مردم ادعا می‌کنند یک دیکتاتوری کامل حکمفرماست در مملکت، از این حالت خارج بشود.

معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات معتقد بودند که دارند در چارچوب قانون کار می‌کنند و این برخوردها با آنها شد. عملاً خود نهضت آزادی چه کار می‌کند که سعی بکند اهدافش را پیش ببرد؟

احمد صدر حاج‌سیدجوادی: تقاضای نهضت آزادی این است که یک انتخابات بی‌طرفانه و انتخابات صحیحی انجام شود.

دولت دهم سر این ندارد که انتخابات دیگری برگزار کند. پیشنهاد نهضت آزادی برای این که این بحران حل بشود چیست؟

احمد صدر حاج‌سیدجوادی: اعلام باطل بودن این انتخابات و شروع انتخابات جدیدی از روی صداقت با کمک افراد مورد اعتماد مردم. به آن ترتیب شروع شود.

حتی یک پله کمتر از این را که ابطال نتایج انتخابات باشد، رهبر جمهوری اسلامی ایران در خطبه نماز جمعه ۲۹ خرداد خود نپذیرفتند و آن سرآغاز برخوردهای جدید و شدیدی بود با همین کسانی که معترض بودند به نتایج اعلام شده انتخابات.

احمد صدر حاج‌سیدجوادی: نهضت آزادی وقتی دعوت می‌کند برای اتحاد و اتفاق مردم، توصیه می‌کند که دنبال خشونت نروند، مسلم است که افرادی از خود دستگاه می‌آیند و ایجاد اغتشاش می‌کنند و نظر نهضت آزادی این است که حتی‌الامکان مردم طوری رفتار کنند که نگذارند این اغتشاشات به وجود بیاید.

ملاحظه می‌کنید که هم آقای کروبی، هم آقای موسوی و هم آقای خاتمی صریحاً بیان کرده‌اند که این انتخابات مورد قبول مردم نیست و مردم از این انتخابات ناراضی و ناراحت‌اند. حالا وقتی که به زور و قدرت می‌گویند نه همین است که هست و مردم باید بپذیرند، ناچار نهضت آزادی نظرش همین است که از طریق مسالمت و انتخابات مجددی تحت نظر افراد مطمئنی، ما تسلیم هستیم. هرکس که انتخاب شد. حتی اگر آقای احمدی‌نژاد باشد، من اشکالی نمی‌بینم.

این را باید مقامات بالا، ابتدا مقام معظم رهبری، توجه کنند که مردم فعلاً کاملاً ناراضی هستند. این الله‌اکبرهایی که الان شما می‌شنوید، چه کسی باعث گفتن این الله‌اکبر است؟ هیچ کس نگفته. نه آقای کروبی، نه آقای موسوی. مردم خودبه‌خود، خودجوش بالای بام‌ها می‌روند و سر ساعت ۱۰ شب الله‌اکبر می‌گویند. همین را پذیرفته‌اند که بدون خشونت راضی کنند دستگاه را که این کار را که پیش گرفته نتیجه کافی نخواهد داشت و با نرمش و کاملاً نشان دادن عدم رضایت این کار باید عملی شود.

اختلاف عقیده از اول کار شروع شد. همان موقعی که آقای طالقانی در آن مجلس اولیه خبرگان از آن مبل بلند شد و روی زمین نشست. چه آقای بازرگان بعد از ایشان و دکتر سحابی و دیگران همین رویه را داشتند که نباید آن رویه سابق به آن صورت عمل کرد. بلکه بایستی مطابق میل و رای مردم با صداقت رفتار کرد. از همان ابتدا این مسئله اختلاف نظر وجود داشته که هنوز هم این اختلاف وجود دارد.

رادیو فردا /  امیرمصدق کاتوزیان

  

  

http://www.mizannews.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=1073:1388-06-14-14-00-03&catid=12:2009-05-22-06-56-16

124
13 شهریور 1388 ساعت 19:45

جنبش اصلاح‌طلبی در گفت‌وگو با ابراهیم یزدی: نمی‌توانند اصلاح طلبان را از صحنه خارج کنند

چهارشنبه ، 11 شهریور 1388
فرستادن به ایمیل چاپ
در بحبوحه اخباری که هر روز و هر ساعت از مجلس و دادگاه و زندان می‌رسد و در میان انبوه بیانیه‌ها و نامه‌ها و ... که بسیار با اهمیت نیز هستند، صحبت از تاریخ معاصر و یا خواندن مصاحبه‌ای در این زمینه، حوصله فراوان می‌خواهد.
اما باید توجه داشت اصلاح طلبان که می خواهند در "راه سبز امید" قدم بگذارند، شایسته است لحظه ای بایستند، به پشت سر خویش بنگرند تا دریابیند در کجای تاریخ ایستاده‌اند، تا کنون چه کرده اند و اکنون چه می‌خواهند. باید از خود و از متفکرانمان بپرسیم که چرا فراز و فرودهایی مشابه، در طول تنها یکصد سال، در عرض یک سرزمین و میان یک ملت اتفاق افتاده است؟
همین چند روز قبل، ۵۶ امین سالگرد روزهایی بود که طعم شیرین آزادی و تسلط بر سرنوشت خویش، بر زبان ایرانیان به تلخی گرایید. جنبش ملی شدن صنعت نفت و پایان آن یعنی کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲، فراز و فرودی بود که مردم ما پس از جنبش مشروطه آن را تجربه کردند و این حکایت تجربه کردن‌ها، دو بار دیگر نیز در انقلاب اسلامی و جنبش اصلاحات برای ما تکرار شده است.
از این رو به بهانه تحولات اخیر با دکتر ابراهیم یزدی در خصوص فراز و فرودهای جنبش اصلاح طلبی به گفت‌وگو نشستیم که مشروح این گفت‌وگو در پی می‌آید:

*پس از انقلاب، جنبش اصلاح طلبی چگونه، از کجا و چرا آغاز شد؟ آیا این جنبش در راستای جنبش های گذشته است؟

جنبش اصلاح‌طلبی یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر است. معنا و مفهوم جنبش اصلاح‌طلبی این است که پس از پیروزی انقلاب، انحرافاتی از آرمان‌ها و اهداف انقلاب بوجود آمده است، که می‌بایستی ترمیم و اصلاح شوند. اگر به سال‌های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب توجه کنیم، از آن زمان دو برخورد استراتژیک با این اشتباهات و خطاها مطرح گردید:
الف) برخورد براندازی که ناشی از نگاه مطلق بینی یا مطلق گرایی بود. عده ای که خواهان همه یا هیچ بودند، بر اساس یک داوری نادرست، به این نتیجه رسیدند که کل نظام را باید براندازی کرد و اعلان جنگ مسلحانه دادند. در هیچ کشوری به یک گروهی که به دولت اعلان جنگ مسلحانه می کند، دسته گل نمی دهند. بدین ترتیب یک فضای نظامی امنیتی خشن بر کل نظام جمهوری ما تحمیل و درگیری نظامی و خشونت شروع شد.
به نظر ما براندازی، یک تحلیل و راهبرد نادرست بود که نه تنها میسر نبود بلکه مفید و مطلوب هم نبود. علاوه بر آن، بر اندازی بدون بکار بردن زور، امکان پذیر نبود و به فرض اینکه براندازی می توانست پیروز شود، مجبور بود قدرت به دست آمده را با زور نگه دارد و این یک نقض غرض آشکار بود و ما رادوباره در حلقه منحوسه زور و خشونت گرفتار می ساخت.
ب) راه دوم، استراتژی مبارزه مسالمت آمیز قانونی گام به گام بود که نهضت آزادی ایران از سال ۱۳۶۰ به بعد آن را مطرح کرد. این استراتژی اولاً واقع بینانه به جهت منطق تغییر و تحول بود، ثانیاً معطوف به ساختار قدرت در ایران پس از پیروزی انقلاب بود.

*مگر ساختار قدرت در ایران چه ویژگی داشت که می گویید مبارزه مسالمت آمیز با توجه به ساختار قدرت در ایران مناسب بود؟
در جلسه پیش کنگره نهضت آزادی ایران در سال ۶۳ من به عنوان عضو شورای مرکزی و رئیس دفتر سیاسی، تحلیلی ارائه دادم، که چرا ما با براندازی مخالفیم و راهبرد تغییرات تدریجی و مسالمت آمیز و یا اصلاحات را بر گزیده‌ایم. در آن تحلیل اشاره کردم که ملت ما نزدیک به ۱۰۰ سال است که برای دموکراسی مبارزه می کند. اما آیا تحقق دموکراسی تابع نیات مردم مدارانه رهبران و کنشگران سیاسی است، یا بر خاسته از درون شرایط ویژه سیاسی و فرهنگی است؟ در چه شرایطی و چگونه دموکراسی پدیدار و نهادینه می شود؟
در آن تحلیل نشان دادم که تجربه تاریخی در سایر کشورها، حاکی از آن است که دموکراسی تنها در جوامعی به وجود آمده و استقرار یافته که ساختار قدرت در آن جامعه سه مشخصه را پیدا کرده باشد:
۱) یک قدرت فوق العاده قوی یا یک قدرقدرت وجود نداشته باشد یا به عبارت دیگر باید تکثّر قدرت وجود داشته باشد.
۲) آرایش نیروهای سیاسی متکثر بگونه ای شکل گرفته باشد که هیچ یک از این نیروها نتواند (حتی اگر خواست) سایر نیروها را از میان بر دارد و به یک قدر قدرت تبدیل شود.
۳) آرایش نیروها بگونه ای باشد، که حیات هر یک از نیروها، منوط و مشروط به حیات نیروهای دیگر باشد، که اگر چنین نباشد، نیروها در تقابل با یکدیگر، هم خودشان و هم جامعه را از بین می برند.
اینها سه شرط لازم برای پیدایش دموکراسی در یک جامعه است. در اروپا وقتی دموکراسی شروع به شکوفایی کرد، که در میان قدرت پادشاهان و کلیسا و فئودالها و زمینداران و دهقانان بدون زمین، بورک ها یعنی گروه جدید پیشه وران و به عبارتی بورژوازی رشد کرد. به طوری که نه این نیروها توانستند کلیسا را بطور کامل ار بین ببرند، نه کلیسا آنها را از بین برد.
در امریکا نیز تضادها و تعارضات درونی حتی به جنگ داخلی کشیده شد، اما نه جنوبی ها توانستند بطور کامل شمالی‌ها را از بین ببرند، نه شمالی ها جنوبی ها را. بنابراین به جایی رسیدند که باید با هم بسازند. از درون این تجربه تاریخی دموکراسی شروع به شکل گیری کرد.
در جلسه سال ۶۳ نهضت آزادی، ساختار و مناسبات سیاسی دو کشور هندوستان و پاکستان را در همسایگی خودمان مثال زدم. هر دو به جهت سوابق تاریخی و جغرافیایی، یکسان هستند، چه شد که در هندوستان دموکراسی پیروز شد و امروز به عنوان یکی از بزرگترین دموکراسی های جهان شناخته شده، ولی در پاکستان، نظامیان تا بحال کودتا کرده اند و باز هم خواهند کرد و هنوز که می‌بینیم، پاکستان سرانجامی پیدا نکرده است؟ بعضی می‌گویند بخاطر اینکه دولت هند لائیک است ولی پاکستان جمهوری اسلامی است، در حالی که به نظر من به این مساله مربوط نیست. به نظر من در هندوستان تکثر قوا وجود داشت. حزب کنگره ملی بود، هندوها بودند، نجس‌ها بودند، فرقه ها، زبان ها و مذاهب گوناگون وجود داشت و دارد. در آن زمان حزب کنگره اقتدار داشت، ولی جنبش برای آزادی هند بدون همکاری مسلم لیگ نمی توانست موفق شود. یعنی همه نیرو ها مجبور بودند با هم کار کنند. در انتخابات اخیر، هندوهای افراطی که قدرت را در دست داشتند، نتوانستند حزب کنگره را از بین ببرند. حزب کنگره مجدداً پیروز شد، این حزب نیز نمی تواند هندوها را از بین ببرد. یعنی یک تکثری بوجود آمده و آن سه قائده که گفتم، در آنجا حاکم است.
در پاکستان اما از همان ابتدای تاسیس، یک حزب واحد قدرت را در دست گرفت، ترکیب جمعیتی و ساختار قدرت، تک صدا (monologues) شد. حزب مسلم لیگ که محمد علی جناح رهبرش بود و همه اعم از نظامی و غیر نظامی عضو این حزب بودند، بر مسند قدرت نشست. این ساختار قدرت از تک محور همان ابتدا و یا قدرت برتر بود و اجازه نمی داد و نداد افکار و اندیشه های متفاوت سیاسی و فرهنگی حضور داشته باشند و رشد کنند.

*آیا پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران چنین ساختار و مناسبات سیاسی متکثری بوجود آمده که به پیروزی دموکراسی امیدوار باشیم؟
پاسخ ما در سال ۶۳ مثبت بود. ما اعتقاد داشتیم که پس از پیروزی انقلاب، ساختار قدرت در کشور دچار یک تغییر و تحول تاریخی شده است.
برای مثال، ارتش در زمان شاه یک قدرت تعیین کننده و بلا منازع بود. شاه، امریکا یا انگلیس اهدافشان را از طریق قدرت ارتش پیش می‌بردند. خودشان که نیرو و قدرتی نداشتند. ارتش در زمان شاه نه تنها یک قدرت نظامی، که یک ابزار سیاسی بود و قدرت فائقه یا ابر قدرت محسوب می شد و هیچ قدرتی در برابر آن نمی توانست عرض اندام کند.
بعد از پیروزی انقلاب ارتش ماند، ولی چون آن ساختار درونی ارتش (اطاعت کورکورانه) بهم خورد، دیگر قدرت فائقه نبود. در زمان شاه، یک فرمانده ارتش می‌توانست به نیرو های تحت فرماندهی خود دستور دهد که بروند و تهران را بگیرند، اما پس از انقلاب دیگر چنین چیزی، در داخل ارتش امکان پذیر نبود. فرمانده می‌توانست بگوید، برای دفاع از کشور به مرزها برویم، اما نمی‌توانست بگوید برویم تهران را بگیریم که جمهوری در خطر است. پس از انقلاب، غیر از ارتش، در میان روشنفکران و هم در میان سنت‌گرایان، نیروهای متعددی وجود داشت و این نیروها با هم در تقابل و چالش بودند، اگر چه در جاهایی با هم کار می‌کردند ولی هیچ وقت هیچ کدام نتوانستند تبدیل به یک نیروی برتر شوند.

* آیا در این سالهای اخیر نیز آن سه شرط برقرار است؟
از دیدگاه من در حال حاضر، آن سه شرط لازم و نه کافی، برای تحقق دموکراسی در ایران بارزتر از سال‌های اول انقلاب است. الان آقای هاشمی هم هست و یکی از قطبهاست. جریانات راست و محاقظه کار هم هستند و طیفی از اصلاح طلبان نیز حضور دارند. همه این ها نشانه تکثر در ساختار قدرت است. اما مناسبات به گونه‌ای شکل گرفته که هیج کدام اگر هم بخواهند، حذف دیگری را به صلاح نمی‌دانند. عامل باز دارنده، وابستگی حیات هر کدام به وجود و حیات دیگری است. می‌دانند در صورت حذف دیگری، خودشان هم ضرر می‌کنند. همینطور در مورد اصلاح‌طلبان و حتی نهضت آزادی. علاوه بر این، حضور و فعالیت سیاسی هر یک از نیروها به نفع بقیه هم هست. اگر خبرنگاری در اینجا با من صحبت می کند، نشانه آن است که من به عنوان دبیرکل نهضت آزادی ایران که دولت قبولش ندارد و با تمام نیرو فعالیت آن را محدود کرده است، وقتی مصاحبه می‌کنم، حکومت می تواند آن را نشانه آزادی در ایران معرفی کند. ممکن است، کسی خرده بگیرد که این سوء استفاده حاکمیت از شرایط است، اما این نگاه درستی نیست. در دموکراسی نیت کنش‌گران مورد کنکاش و سئوال قرار نمی گیرد.
نشانه های دیگری نیز از تقابل نیروها وجود دارد که در همین انتخابات خود را نشان داد. الان جریانی صاحب دولت شده که خیلی هم قدرتمند است، ولی علیرغم تلاشی که کرده و می کند، نمی‌تواند اصلاح طلبان را از صحنه خارج کند. عامل محدود کننده این است که حذف اصلاح طلبان منجر به سقوط و حذف پایگاه اجتماعی همه آن ها می‌گردد. ویژگی بحران کنونی در همین است. بسیاری از نیرو های درون حاکمیت این خطر را احساس کرده‌اند و می‌کوشند از ادامه این روند مخرب جلوگیری کنند. متأسفانه نهاد‌های تصمیم ساز و کنشگر در بر خورد با موانع پیش رو، به جای قبول واقعیت‌های سیاسی موجود، متوسل به شیوه‌های غیراخلاقی شده‌اند. اما این روش عملاً به ضرر خودشان تمام شده است .تنوع و تکثر نیروها در ایران و بررسی دقیق رویدادها نشان می دهد که شرایط ایران اجازه ادامه چنین روشی را نمی دهد. فکر کردن در باره برخی از کارها یا به عبارتی تصور ذهنی انجام آنها آسان‌تر از انجام آن‌ها است. وفتی کاری انجام می‌شود، نظیر دادگاه‌های فعالین سیاسی، و در معرض دید و فضاوت مردم قرار می گیرد، تازه به ابعاد آن پی برده می‌شود. .تاثیر منفی این دادگاه‌ها از هزاران مقاله و کتاب بیشتر است.
این کشمکش ها و تعامل ها آرام آرام ما را به جایی می برد که همه یاد می‌گیرند و می فهمند که تنها راه بقا برای هر نیرویی تحمل حضور نیروهای دیگر است. قاعده و قانون متروک شده "همه یا هیچ" به کلی مردود است. هیچ راهی نیست جز این که همه بپذیرند سایرین هم حق حیات دارند و این چیزی است که دارد اتفاق می افتد. به محض این که این روند شروع شود، صفحه جدیدی باز خواهد شد. بنابراین اگر دموکراسی یادگرفتنی است، بخشی از این فرایند یادگیری در حال طی شدن است.
آن سه شرط لازم برای استقرار دموکراسی در بطن جامعه ما بوجود آمده است. شرط کافی اینست که ما چه کنیم. رفتارهای ما در این دوره تعیین کننده است. اتخاذ سیاست های افراطی که بخواهد این سازماندهی یا آرایش نیروها را برهم زند، به ضرر جنبش دموکراسی خواهی است. ما باید با حضور خودمان در صحنه نه با غیبت خودمان، دائماً روی این مسیر اثرگذار باشیم تا به یک نقطه چرخش کیفی اساسی برسیم. با ادامه وضع کنونی یک زایمان جدید صورت می‌گیرد و آن زمانی است که همه به این نتیجه برسند که برای همدیگر حق حیات قائل شوند و فرصت‌ها نیز بطور مساوی برای همه وجود داشته باشد. هم حزب موتلفه اسلامی حق حیات دارد، هم حزب اسلامی کار، هم جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و هم نهضت آزادی ایران باید حق حیات داشته باشد.
آیا ما به این سمت و سو می رویم؟ به نظر من بله، حرکت زیگزاگی و همراه با نوسان است، ولی در مجموع به این سمت می رویم و برای ادامه این حرکت، حضور در انتخابات ضروری بود . انتخابات برای ما یک رویداد است، در حالی که اصلاحات یک فرایند است و ما از طریق رویداد انتخابات می توانیم بر فرایند دموکراسی اثر بگذاریم و گذاشته ایم.

*به جنبش چهارم یعنی دوران ۸ ساله اصلاحات بپردازیم. بسیاری از افراد معتقدند که در زمان اصلاحات دستاورد مثبت قابل ملاحظه ای نداشتیم. نظر شما چیست؟
من این را قبول ندارم. اولاً این یک نگاه مطلق‌گرا به مسائل است. خیلی مطلق‌بینی است که ما بگوییم هیچ چیز اتفاق نیفتاد. من فقط به چند مثال اشاره می کنم:
در دوران ۸ سال اصلاحات، چون شخص رئیس جمهور به یک سلسله از ارزش های مدنی اعتقاد داشت، گفتمان سیاسیش نیز این گونه بود و این گفتمان را به نسل جدید منتقل کرد. حتی به احزاب هم منتقل شد. البته احزاب محافظه‌کار باید این دوره احمدی‌نژاد را تجربه کنند تا بفهمند که فایده ندارد. تأثیر گذاری حرف‌های آقای خاتمی یا نهضت آزادی و .... بستگی به این دارد که مخاطب در کجا نشسته است. اگر اصلاح طلبان در مسند قدرت بودند، این تجربه برای آنها مفید نبود، اما چون از قدرت پیاده شدند، باید این گفتمان را بپذیرند و پذیرفتند. اما وقتی موتلفه در مسند قدرت نشسته، معلوم است که نمی پذیرد. موتلفه هم باید این تجربه را پشت سر بگذارد. موتلفه از آقای احمدی نژاد حمایت کرد. نتیجه‌اش این شده است. شخصیت‌های شناخته شده محافظه کاران مانند ناطق نوری، توکلی، موتلفه و ... تجربه احمدی‌نژاد رویشان اثر گذاشته و دیدگاه هایشان را تغییر داده است. نه اینکه آنها هم اصلاح طلب شده‌اند، بلکه از دیدگاه‌های مطلق‌گرا فاصله گرفته‌اند. تغییرات در جریانات سنت گرایی که بر مسند قدرت نشسته خیلی کند است اما واقعی و عینی است
نکته سوم این که فصل تازه ای در تاریخ روزنامه نگاری ایران با روی کار آمدن آقای خاتمی آغاز شد. آیا ما در زمان قبل از آن، این روزنامه‌ها را داشتیم؟ قبل از آقای خاتمی اصلاً روزنامه‌ای نبود که حرف‌های ما را بنویسد. وقتی "جامعه" آمد، "طوس" آمد، "شرق" آمد، آرام آرام فضایی درست شد که ما حق حرف زدن پیدا کردیم. ما قبلاً چنین چیزی نداشتیم. صداها به جایی نمی رسید. این دستاوردهای ناملموس و جزئ جزئ را نباید نادیده گرفت.
سخنرانی‌های آقای خاتمی، روزنامه‌های آن دوران و در کل، گفتمان اصلاحات در مردم اثر گذار بوده است. متأسفانه ما ایرانی‌ها خواهان همه یا هیچ هستیم. همه چیز را خیلی زیاد و با زور و فوری می‌خواهیم. در حالی که اساس آفرینش تدریجی است و خدا اصرار دارد بگوید ما خلقت شما را در شش مرحله انجام دادیم. بنابراین خلقت، تدریجی، گام به گام و مرحله به مرحله است. اما ما این نگاه را نداریم. کسانی که دوره اصلاحات را بصورت سفید سفید یا سیاه سیاه می بینند، مبتلا به نگاه مطلق گرا و مطلق خواه هستند.

*چرا اصلاح طلبان با این که دو قوه از سه قوه را در اختیار داشتند، شکست خوردند؟
ما معتقدیم که محاقظه‌کاران و سنت گرایان، بعد از شکست خرداد ۷۶، (یعنی زمانی که فکر می‌کردند شخص دیگری رأی می آورد ولی جامعه همه را غافلگیر کرد)، وضعیت را ارزیابی و به جمع بندی‌های جدید رسیدند. جمع بندی آنها این بود که باید انتخابات را مدیریت کنند. از خرداد ۷۶ به بعد این جریان سیاست‌های جدیدی پی می‌گیرد .ما در نهضت آزادی ایران شکست اصلاح‌طلبان را تحلیل و به این جمع بندی رسیدیم که جنبش اصلاح‌طلبی فاقد رهبری است. همچنین آرایش نیروهای سیاسی به گونه ایست که نه یک فرد و نه حتی یک حزب، نمی‌تواند رهبری جنبش را در دست گیرد، بلکه مجموعه نیروهای اصلاح طلب با هم باید بتوانند. بر اساس همین تحلیل بود که در نهمین انتخابات ریاست جمهوری، وقتی دکتر معین آمد، ما خواستار تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر شدیم و امیدمان این بود که زیر این چتر همه نیروهای اصلاح طلب با هم جمع شوند و پتانسیل ۲۰ میلیون رأی به خاتمی را تبدیل به یک نیروی سیاسی اثر گذار در صحنه تبادلات قدرت کنند که متاسفانه نشد.
امروز هم این نیاز هم چنان وجود دارد. سیر تحولات در کشورمان به گونه‌ای و به سمت و سوئی است که همگرائی میان نیرو های سیاسی متعلق به جنبش اصلاح طلبی ضروری است. تحولات سیاسی در خلاء صورت نمی گیرند. مناسبات جهانی و بحران های منطقه ای به گونه ای شکل گرفته اند که اگر نیرو های درونی متعهد به منافع و مصالح ملی در فرایند تحولات تاثیر گذار نباشند، این خطر وجود دارد که نیرو های بیرونی نقش کلیدی اثر گذار پیدا کنند. جریان راست و محافظه کار هم علی‌الاصول باید از همگرائی نیرو های اصلاح طلب، به خاطر حفظ منافع ملی و کیان کشور، استقبال کند.
اما آیا اصلاح طلبان قادر خواهند بود یک سازماندهی فراگروهی، با شرکت همه گروههای اصلاح طلب و دموکراسی خواه بوجود آورند و آرایش جدیدی از گروه ها را در جامعه ایران تجربه کنند؟ به عبارت دیگر آیا با توجه به رویداد دوره انتخابات و پس از آن، انسجام سیاسی نیروها و تبدیل آن به یک نیروی منسجم و قابل بهره مندی در مبادلات قدرت امکان پذیر است؟ آیا نیروهای اصلاح طلب به سمت و سویی حرکت می کنند که به هم نزدیک شده و همگرایی پیدا کنند ؟
به نظر می رسد علی‌رغم شرایط ظاهراً نامطلوب، زمینه های ذهنی و عینی برای تحقق این نیاز فراهم شده است. بروز و ظهور موثر آن ممکن است کمی به طول انجامد اما کاملاً در دسترس می‌باشد. باید امیدوار بود.
123
9 شهریور 1388 ساعت 11:51

دکتر ابراهیم یزدی: به آینده خوشبینم

یكشنبه ، 8 شهریور 1388
 

 

رادیو زمانه:فضای سیاسی در ایران، علی‏رغم گذشت بیش از دو ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، هنوز به وضعیت عادی برنگشته است.

برگزاری چهار دادگاه پی در پی علیه دستگیرشدگان حوادث اخیر، انتشار هر روزه‏ی اعترافات زندانیان سیاسی و اخبار هر روز تازه‏تری از نحوه‏ی برخورد با بازداشت شدگان، کشف گورهای بی‏نام و نشان و سرانجام ورود مجلس شورای اسلامی به این بحث‏ها، همه و همه، موجب ابهام در پیش‏بینی آینده‏ی سیاسی ایران و بروز تحلیل‏‏های متفاوت و گوناگونی شده است.

برخی از تحلیل‏ها و پیش‏بینی‏ها را در برنامه‏های دیگر «روی خط زمانه» منعکس کرده‏ایم. این بار نظر دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل «نهضت آزادی ایران»، با بیش از نیم قرن سابقه‏ی فعالیت سیاسی را می‏شنویم و می‏خوانیم:


دکتر ابراهیم یزدی: می‏دانیم که جمع کثیری از نیروهای فعال سیاسی، وابسته به جبهه‏ی اصلاحات را بازداشت کرده‏اند. بازداشت شدگان عموماً کسانی هستند که طی بیست و پنج، سی سال گذشته به عنوان معاون رییس جمهور، سخن‏گوی رییس جمهور یا وزیر و… در سطوح مختلف در جمهوری اسلامی ایران، صاحب مقام و شغل بوده‏اند.

همه‏ی این‏‏ها در جریان انتخابات، بازداشت شده‏اند و ظاهراً، کیفرخواستی جمعی علیه آنان، تحت عناوین براندازی، انقلاب مخملی و از قبیل این مسایل مطرح شده است.

منتها آن‏چه از آن، در این چهار جلسه دادگاه از آن‏ها منتشر شده، اعترافاتی است که در زندان از این افراد گرفته شده، فشارهایی است که وارد شده، شکایات مختلفی است که انجام گرفته و مسایلی است که توسط آقای کروبی مطرح شده است.

همه‏ی این‏ها موجب شده است که در فضای سیاسی ایران جو ویژه‏ای به وجود بیاید و فشار هست که به این شکایات و این نوع رفتارها، چه در درون زندان و چه بیرون از زندان، باید رسیدگی شود.

یکی از پرسش‏ها همین است که آیا این رسیدگی‏ها جهت مثبتی خواهد یافت؟

به نظر من، از جهاتی مثبت است. برای این که وقتی این‏ مسایل به سطح آگاه جامعه می‏رسد، خواه ناخواه، نیروهایی در درون حاکمیت که اهل تعقل و فرزانگی هستند، پی خواهند برد و پی برده‏اند که ادامه‏ی این وضع به نفع اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران نیست و اگر بخواهند در چهارچوب منافع و مصالح کلان نظام فکر کنند، باید هرچه سریع‏تر، به وضعیت فوق‏العاده‏ی کنونی خاتمه بدهند.

صحبت‏هایی شنیده می‏شود که نشان‏دهنده‏ی این است که اراده‏ای برای پایان دادن به این مسایل وجود دارد.

نتیجه ‏ی عملی وجود اراده‏ای برای پایان دادن به این وضعیت، چه خواهد بود؟ در شرایطی که الان محدودیت‏های مشخصی وجود دارد، عده‏ای در زندان‏ها هستند و…؟

پایان دادن عملی، به یک معنا این است که باید راهی پیدا کنند تا به چیزهایی که گفته شده، با حفظ ظاهر، به ترتیبی، پایان داده شود و همه‏ی زندانیان و بازداشت شدگان این دوره، دانشجویان، روزنامه‏نگاران، وکلا، حقوق‏دانان و… را آزاد کنند.

در مورد رهبران احزاب سیاسی این نگرانی وجود دارد که اگر همه‏ی کسانی که نام بردید آزاد شوند، باز این گروه در زندان باقی بماند که خود این محدودیت سیاسی معینی را در جامعه به وجود می‏آورد…

همه‏ی بازداشت شدگان باید آزاد شوند. فرقی نمی‏کند، در میان آنان رهبران احزاب هم هستند که باید آزاد شوند. کلاً باید این وضعیت فوق‏‏العاده را به صورتی که حفظ ظاهر حاکمان بشود، جمع و جور کنند. بازداشت‏شدگان را آزاد کنند تا این که آرام آرام زمینه برای ترمیم وضع کنونی به وجود بیاید.

خیلی‏ها خطر دستگیری آقایان هاشمی، کروبی و موسوی را می‏بینند. شما این خطر را نمی‏بینید؟

خیر، تصور نمی‏کنم، کار به این‏جا برسد. بعضی‏ها این مسأله را مطرح می‏کنند و پشت سر آن هم فشار می‏آورند، اما در درون خود حاکمیت نیروهایی هم هستند که فشار می‏آورند که به این وضعیت خاتمه داده شود.

ولی در آخرین حرکت، دادستان تهران تقاضای انحلال احزاب قانونی کشور را کرد…

وقتی قانون مدونی وجود دارد که ترتیب امری را در قانون معین کرده است، دیگر دادستان نمی‏تواند آن قانون را نادیده بگیرد. در قانون احزاب، کمیسیون ماده‏ی ده هست که در آن دو نفر از قوه‏ی قضاییه، دو نفر از قوه‏ی مقننه و نماینده‏ی قوه‏ی مجریه حضور دارند. این کمیسیون بر تمام احزاب، چه رسمی و چه غیررسمی، نظارت می‏کند.

اگر از طرف حزبی تخلفی از آن چه در قانون آمده و در خود قانون به عنوان تخلف ذکر شده مشاهده شود، ابتدا آن کمیسیون تذکر شفاهی می‏دهد، بعد اخطار کتبی. اگر حزب به این تذکر و اخطار کتبی کمیسیون ماده‏ی ده توجه نکرد، آن وقت این کمیسیون است که باید پرونده را به دادگاه صالحه بفرستد.

قانون نحوه‏ی رسیدگی به اتهامات یا انحرافات احزاب را معین کرده است. بنابراین، دیگر دادستان نمی‏تواند خارج از آن قانون عمل کند. اگر بخواهند به عمل‏کرد این احزاب رسیدگی کنند، باید از طریق کمیسیون ماده‏ی ده، پرونده‏ای تشکیل شود، همه‏ ی مراحل اولیه (تذکر شفاهی، اخطار کتبی) طی شود بعد به دادگاه برود.

آن وقت در دادگاهی علنی، با حضور هیأت منصفه، رسیدگی شود. هیأت منصفه‏ای که برطبق اصل ۱۶۸ قانون اساسی، تشکیل می‏شود، می‏تواند حزبی را منحل کند. تمام این مراحل باید طی شود. بنابراین، نه کمیسیون ماده‏ی ده، به تنهایی می‏تواند، رأساً، حزبی را غیرقانونی یا منحل اعلام کند و نه دادستان.

در زمینه‏ی تحلیل چشم‏اندازهای آینده‏ی سیاسی ایران، ازصحبت‏های آقای خامنه‏ای در دیدار روز چهارشنبه با دانشجویان، دو برداشت گوناگون می‏شود؛ بعضی‏ها معتقدند که صحبت‏های آقای خامنه‏ای، تأکید بر این داشته که در مورد پی‏گیری وقایعی که در بازداشتگاه‏ها اتفاق افتاده است، نباید سخت‏گیری بیش از حد صورت بگیرد. ایشان در جایی گفت: «حتا اگر شواهد و قراینی وجود داشته باشد، قاضی نمی‏تواند از روی آن حکم کند.» البته جای دیگری هم تأکید کرد که «قطعاً رسیدگی خواهد شد.» با خوش‏بینی‏ای که شما نسبت به گشایش وضعیت دارید، صحبت‏های ایشان را در کدام جهت می‏بینید؟

من اصولاً آدم خوش‏‏بینی هستم، همه چیز را حمل بر صحت می‏کنم و امیدوارم که اراده ‏ی اصلاحی پشت این بیانات و تذکرات وجود داشته باشد و وضع کنونی که به نفع هیچ‏کس نیست و موجب نهایت تأسف و تأثر است، خاتمه داده شود.

122
11 مرداد 1388 ساعت 11:51

ابراهیم یزدی: در جمهوری اسلامی ایران چه اتفاقی افتاده است که دهها نفر از شخصیتهای برجسته‌اش بنا بر ادعای دادستانی حاضر شده اند با یک قدرت خارجی برای براندازی نرم تبانی کنند؟

یكشنبه ، 11 مرداد 1388
 

yazdi_ebrahim_03.jpgمعاون دادستان عمومی و انقلاب تهران، عبدالرضا محبتی، روز شنبه در آغاز یکی از کم سابقه ترین محاکمات در تاریخ جمهوری اسلامی ایران علیه حدود صد متهم به " آشوب در حوادث اخیر"، ادعانامه ای در شرح مفصل تئوری کودتای مخملی ارائه کرد.

  اشاراتی کوتاه نیز به اظهارات جاسوسی کرد که نامش فاش نشده است. در این ادعا نامه به هدایت های خارجی و طولانی مدت بودن این نوع کودتاها بسیار تکیه شده است.

برداشت کلی دکتر ابراهیم یزدی، دبیر کل نهضت آزادی از این محاکمه اینست که ادعانامۀ معاون دادستان فاقد مشروعیت حقوقی است چون فرضیات تئوریک یک پژوهشگر در آنسوی دنیا سندی برای ارتکاب جرم در ایران بحساب نمی آید.

به نظر این فعال سیاسی، پرسش اینست که در جمهوری اسلامی ایران چه اتفاقی افتاده است که دهها نفر از شخصیتهای برجسته ای که سی سال در این حکومت مشاور و رئیس جمهور، وزیر، سفیر، معاون نخست وزیر بوده اند، بنا بر ادعای دادستانی، حاضر شده اند با یک قدرت خارجی برای براندازی نرم جمهوری اسلامی تبانی کنند؟ این به چالش کشیدن اصالت جمهوری اسلامی ایران در سی سال گذشته است.

او می گوید: این محاکمه نماد وجود کشمکش های جدی درون حکومت است و هدفی جز پیروزی بخشی از نیروهای درون قدرت بر بخش دیگر ندارد. سردمداران این دادگاه بسرعت مجبور خواهند شد تحت فشار افکار عمومی این دادگاه را جمع کنند. کلیۀ مکتب شیعه را به روایت از حضرت علی نوشته اند که اقرار گرفتن از کسی به زور کاری زشت و خلاف اصول حقوق اسلامی است.

 [با کلیک اینجا گفتگو با ابراهیم یزدی گوش دهید]

فرنگیس حبیبی، رادیو بین المللی فرانسه

121
21 خرداد 1388 ساعت 18:23

ابراهیم یزدی:نهضت آزادی از هر دو کاندیدای اصلاح طلبان حمایت می کند

چهارشنبه ، 20 خرداد 1388
 

ابراهیم یزدی در گفتگو با خبرنگار  پانا، درخصوص علت حمایت خود از میرحسین موسوی نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: نهضت آزادی از هر دو کاندیدای اصلاح طلبان  حمایت می کند و اصل را برای تغییر مدیریت اجرایی قرار داده است و از مردم نیز دعوت می‌کنیم در این انتخابات شرکت کند.
دبیرکل نهضت آزادی معتقد است که اگر ۳۵ میلیون نفر ازواجدین شرایط در انتخابات شرکت کنند، محمود احمدی‌نژاد با مجموع حدود  ۱۲ میلیون رای در دور اول انتخاب نخواهند شد اما اگر مشارکت مردم به ۲۵ میلیون گاهش پیدا کند، وی به احتمال زیاد انتخاب می‌شود.
وی ادامه داد: ما انتخاب مجدد احمدی‌نژاد را به نفع کشور، مصالح و نظام جمهوری اسلامی نمی‌بینم لذا اصل مشارکت حضور گسترده مردم در انتخابات است از این‌روازهر دو کاندیدای  اصلاح‌طلب ، به منظور جذب بخشی از آرا حمایت می کنیم وانصراف هیچ کدام را بنفع  فرایند تغییر نمی دا نیم.
یزدی در پاسخ به این پرسش مبنی بر اینکه در صورت ادامه دولت احمدی‌نژاد چه آینده‌ای برای کشور پیش‌بینی می‌کنید؟ اظهار کرد: احمدی‌نژاد در کارنامه چهار ساله خود برنامه ها ئی را در مورد مسائل سیاسی و اقتصادی ، مدیریت کلان و سیاست خارجی اعمال کرده است که اگر قرار باشد چهار سال دیگر ادامه یابد،‌ ملت باید هزینه بسیار سنگینی را پرداخت کند.
دبیرکل نهضت آزادی در پاسخ به اینکه آیا دولت نهم هیچ عملکرد مثبتی نداشته است؟ به خبرنگار پانا گفت: ما مطلق بین و مطلق گرا نیستیم و نمی‌گویم وی هیچ کاری مثبتی انجام نداده است. ایشان با تکیه بر موضوعات اقتصادی و وعده و وعید ها مشکلات معیشتی مردم را به سطح اول توجهات ملی ارتقاء دادند. رفع مشکلات اقتصادی بخشی از  مطالبات مردم ما ست. اما متاسفانه نتوانستند باری از دوش مردم بر دارند. و تمام اقتصاد دانان ، حتی همگامان خودایشان  سیاست های اقتصادی دولت را فاجعه آفرین دانسته اند. بر اساس ارز یابی  اقتصادانان  حجم از پول در گردش از سال ۱۳۲۰ تاکنون به  این حد نبوده است.  ازدیاد نقدینگی موجب بروز بحران‌هایی شده است که تورم ۲۵ درصد نمونه آن است.  از این‌رو ما ادامه این سیاست ها  را مضرر به حال کشور مان می دانیم.
وی با اشاره به موضوع قانون‌گریزی از آن به عنوان بیماری خطرناک در کشور یاد و تصریح کرد:‌ نمی‌خواهم بگویم در گذشته این روند نبوده است اما در این دولت قانون‌گریزی وسیع‌تر شد. انحلال سازمان برنامه و بودجه که طبق قانون تشکیل شده بود، ‌انحلال شورای پول واعتبار، انحلال هیئت امنای صندوق ذخیره ارزی و نادیده گرفتن مصوبات کلان نظام در چارچوب ۲۰چشم انداز بیست ساله نمونه‌هائی از قانون گریزی دولت است.
یزدی در خصوص آزادی های فرهنگی افزود: در این زمینه دولت نهم، بدترین کارنامه را دارد  و در حوزه‌های فیلم، کتاب و ...ضربات سنگینی به فرهنگ ما وارد شده است. بسیاری از ناشران ما در حال ورشکستگی هستند
دبیرکل نهضت آزادی، مطالبات دانشجویی را در این دولت مناسب نداسنت و گفت: درست نیست بگویم در گذشته ۲ هزار دانشجوی ستاره دار وجود داشت و امروز این تعداد به ۶۰۰ دانشجو رسیده است. من به اینکه در گذشته چه تعداد دانشجوی ستاره دار وجود داشت، کاری ندارم، این دولت باید بگوید که چرا تعدادی دانشجوی ستاره‌دار داریم؟ براساس کدام قانون این کار شده است. چرا وزیر علوم حاضر نیست رای دیوان عدالت اداری را در خصوص این دانشجویان بپذیرد. ما مسائل کلیدی بسیاری در حوزه اقتصادی، سیاسی داریم.
وی ادامه داد: در کجای دنیا درخواست گارگران و معلمان برای اضافه مزد به دلیل تنگی معیشت به دستگیری آنان توسط پلیس امنیت منجر می‌شود یا زنان به دلیل درخواست مطالباتشان بازداشت می‌شوند.
یزدی درباره مناظره میان احمدی‌نژاد و موسوی گفت: از نظر من مصاحبه خوبی نبود چراکه مناظره برای این است که که هر کدام برنامه خود را ارائه دهد و دیگری آن را نقد کند تا مردم به برنامه‌ها رای دهند نه به آدم‌ها. اما از آنجا که آغاز مناظره با احمدی‌نژاد بود وی با حملات خود به موسوی و سایرین میسر مناظره را از حالت منطقی خارج کرد و به مطالبی پرداخت که مطرح کردن آنان نادرست بود.
دبیرکل نهضت آزادی در تشریح بیشتر این موضوع ادامه داد: ایراد گرفتند که که افرادی از دانشگاه آزاد اسلامی به سهولت مدرک دکترا  گرفته اند. اما این مدارک جعلی نیستند. اعتبار علمی دانشگاه‌ها در هر کشوری درجه‌بندی شده‌اند و رتبه یکسان ندارند. و اگر کسی از دانشگاهی با اعتبار کمتر مدرکی را بگیرد  ایرادی ندارد.  اما جعل مدرک و یذروغ ادعا ها کردن با این موضوع متفاوت است. واکنش احمدی‌نژاد با این موضوع نادرست بود، چراکه کردان جعل سند کرده است و حقوق دکتری می‌گرفت.
وی با بیان اینکه در روز قیامت  مدارک علمی دانشگاهی افراد را در ترازو قرار نمی دهند و  به بهشت و یا جهنم نمی‌برند، تصریح کرد: دروغ‌ گفتن در دین اسلام نهی شده است. احمدی‌نژاد باید در آن مناظره از مردم عذرخواهی می‌کرد که از یک دروغگو حمایت کرده است نه اینکه مسائلی را مطرح کند که بسیار بحث‌ برانگیز است.
یزدی گفت: این خیلی خودمحوری است که فردی بگوید که در ۳۰ سال گذشته درهمه جا  خرابی بوده است به جز ۴ سال ریاست من. این برای  نظام جمهوری و کسانی که خود را مسئول جامعه می‌دانند خیلی بد است که رییس جمهوری تمامی دستاوردهای دوره‌های قبل را نادیده بگیرد. حاکمان یک روز نامه دانشجوئی را برای سخنانی بمراتب ملایم تر از این تعطیل و نویسنده را به اتهام اخلال در امنیت ملی بازداشت می کنند. چطو چنین سخنانی ، که در سرتاسر دنیا دیده میشود جرم نیست.
به اعتقاد دبیر کل نهضت آزادی اگر کسی که آشنا به امور نباشدومناظره را گوش دهد فکر می‌کند در ۳۰ سال گذشته همه مسئولان کشور  رانت‌خوار بوده اند. در این مناظره موضوع وزیر کشور دولت نهم و انباشت سرمایه هایش مطرح شد اما موضوع روشن نشد و بر ابهامات موجود بسی بیافزود.
وی تصریح کرد:‌این مناظرات از جهاتی خوب بود چراکه با روشن‌سازی آن به مردم آگاهی داد اما از منظری نیز به دلیل روشن‌نشدن برخی مسائل بر ابهامات موجود افزود. از این‌رو به نفع نظام جمهوری بود که احمدی‌نژاد به جای اینکه شمشیررا از رو ‌بست کارنامه چهار ساله گذشته و برنامه‌های چهار سال آینده خود را تشریح می‌کرد.
دبیرکل نهضت آزادی در پاسخ به این پرسش که آیا روش پاسخ‌گویی موسوی در برابر سوالات احمدی‌نژاد و سیاست اتخاذی وی در این مناظره خالی از اشتباه نبود؟ اظهار کرد: بنظر می رسد آقای موسوی خود را آماده کرده بود که به نقد عملکرد چهار ساله دولت آقای احمدی نژاد بپردازد. اما اما  احمدی نژاد مسائلی را مطرح کرد که اگر موسوی جواب نمی داد، خود موجب ابهامات جدیدی می‌شد.  سخنان آقای احمدی نژاد خلاف قانون بود. من طرفدار ناطق نوری نیستم اما روش وی از نظر حقوقی و اخلاقی مناسب نبود. چرا این موضوع‌ها در زمان انتخابات مطرح شد؟ البته من با برخی از پاسخ‌های موسوی در این مناظره نیز موافق نیستم وی باید می‌گفت گرفتن مدرک از دانشگاه آزاد حتی اگر معتبر نباشد با جعل مدرک فرق می‌کند. من به موسوی نیز نقد دارم.
یزدی در پاسخ به این پرسش که به دنبال افشای فسادهای مالی از سوی احمدی‌نژاد،‌ تهدیداتی علیه او می‌شود آیا با ترور شخصیت حقوقی وی کیان نظام جمهوری به خطر نمی‌افتد؟ تصریح کرد: ما با هرگونه خشونت سیاسی از جانب هر گروهی مخالف هستیم و موافق خشونت علیه دیگراندیشان نیستیم. زیرا این کار جامعه را متهلب خواهد کرد. اگر در این مناظرات به جای تهاجم به کار نامه رقبا به ارزیابی عملکرد رئیس جمهور و نقد برنامه های کاندیدا پرداخته می شد منافع   آن برای مردم بمراتب بیشتر بود.
وی خواستار حمایت از جان کاندیداها توسط مسئولان امنیتی شد و اظهارکرد: این خشونت‌ها به ضرر جامعه است و من به شدت با آن مخالف هستم وممکن است انتخابات را به فضای دیگری بکشاند و چه بسا لطمه اساسی به فرایند انتخابات وارد شود.
دبیرکل نهضت آزدی در پایان گفت: مطرح کردن این موضوع از سوی این افراد خشونت طلب است  که می‌خواهند جنگ و جدال راه بیندازنند تصور نمی‌کنم که کاندیداهای کنونی هیچ کدام به دنبال حذف فیزیکی  دیگری باشند.

120
16 خرداد 1388 ساعت 12:13

محمد توسلی : واکنش‌های احمدی‌نژاد در برابر کاهش آرایش، طبیعی است

شنبه ، 16 خرداد 1388
 

رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران با بیان اینکه نتیجه نظرسنجی‌ها نشان‌دهنده، کاهش آرای احمدی‌نژاد و افزایش آرای موسوی است، اظهار داشت: طبیعی است رئیس دولت نهم که تمام امکانات مملکت را در اختیار دارد، انتقال قدرت این روند را برنتابد و برای حفظ قدرت و موقعیت خود دست به اقداماتی بزند.


محمد توسلی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، اضافه کرد: آثار این روند خشونت‌هایی است که در برخی شهرستان‌ها با خاتمی و سایر نامزدهای انتخاباتی صورت می‌گیرد.
این فعال سیاسی با اشاره به سابقه برخی جریانات در استفاده از ابزار خشونت به جای توسل به قانون و رعایت موازین اخلاقی، به هواداران و حامیان دو کاندیدای اصلاح‌طلب، ضرورت خویشتن‌داری و تدبیر در برابر برخی رفتارهای نابهنجار را یادآور شد.


وی افزود: طرفداران اصلاحات، صرفا موارد منجر به نقض قانون را به مراجع قضایی و ذی‌صلاح گزارش دهند، زیرا برای خنثی کردن روشی که محافظه‌کاران در پیش گرفته‌اند، این اقدام دفاعی موثرتر خواهد بود.


توسلی گفت: ریزش پایگاه اجتماعی دولت نهم از مدت‌ها قبل آغاز شده است و سکوت جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین، نیز ناشی از درک همین واقعیت است.
وی افزود: صف‌آرایی بخش قابل توجهی از محافظه‌کاران مجلس هشتم در برابر بخش دیگر آن نیز در نتیجه عملکرد دولت نهم در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاست داخلی و خارجی است.


وی ادامه داد: اما علی‌رغم توصیف احمدی‌نژاد از ایران تحت عنوان بهشت برین، مردم با پوست و گوشت خود مشکلات را در همه عرصه‌های معیشتی و حقوق شهروندی لمس می‌کنند، بنابراین مردم به موقع واکنش خود را نشان خواهند داد.


وی با بیان اینکه چنانچه دولت به مردم خدمت کرده باشد، مقبول ملت خواهد بود، گفت: اگر دولت آمار و اطلاعات غلط به مردم ارائه دهد و عقلانیت وشعور عمومی مردم را به سخره بگیرد و ملت ایران را مورد تحقیر قرار دهد، واکنش آن به صورت اعتراض عمومی در آمده و مردم نیز برای بیان دموکراتیک اعتراض خود آرای خود را به نام یکی از دو نامزد اصلاح‌طلب به صندوق ها می‌ریزند.

119
4 خرداد 1388 ساعت 14:45

گزارش خبری و تصویری سخنرانی آقای  مهندس توسلی به مناسبت 2 خرداد در اراک:

به مناسبت سالروز دوم خرداد ستاد 88 اراک ( ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی ) از مهندس محمد توسلی رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران دعوت کردند تا در آستانه برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به ایراد سخنرانی بپردازند .

مهندس توسلی در ابتدا با تشکر از ستاد 88 اراک که این مراسم را ترتیب داده اند اقدام به طرح یک پرسش کردند . پیام اصلی دوم خرداد چه بود ؟

مهندس توسلی در پاسخ به سوال فوق گفتند : همه به یاد داریم که دوم خرداد سال 76 در شرایطی به وجود آمد که مجموعه حاکمیت نسبت به نامزدی خاص تصمیم گرفته بود و حتی وزرا و مدیران کل هم انتخاب شده بودند. در چنین شرایطی آقای خاتمی وارد عرصه انتخابات شد تا 4یا5 ملیون رای بیاورند و بتوانند با چنین زمینه اجتماعی  جنبش اجتماعی با گفتمان توسعه سیاسی  پایه گذاری کنند . گفتمان خاتمی و برنامه هایش پاسخی بود به نیاز های جامعه و مردم ، نیاز به آزادی ، نیاز به دموکراسی ، نیاز به پیشرفت و توسعه در واقع بازگشت به مطالبات تاریخی مردم و اصول وآرمان های اولیه انقلاب. این شرایط موجی در جامعه ایجاد کرد و باعث شد آقای خاتمی با اکثریت قاطع پیروز شود. در واقع دوم خرداد رأی اعتراضی بود به عملکرد حاکمان پیشین .

رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران در ادامه با نگاهی اجمالی به دو دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی و عملکرد اصلاحات بیان کردند : در این 8 سال تحولات اساسی در جامعه شکل گرفت از جمله اقداماتی در ایجاد و تقویت جامعه مدنی ، اقداماتی در رابطه با توسعه علمی ، فرهنگی و اقتصادی . در عرصه بین المللی : تنش زدایی ، تقویت ارتباطات منطقه ای و جهانی ، حضور در مجامع جهانی ( سازمان ملل ) و طرح دیدگاه ها ( گفتگوی فرهنگ ها و تمدن ها ) باعث سر افرازی و سر بلندی ایران و ایرانی شده بود .

در این رابطه مهندس توسلی با نقل مستقیم سخنان کسانی که حتی مخالف نظام بودند گفتند : وقتی آقای خاتمی در مجامع بین المللی سخنرانی می کنند ما احساس غرور وافتخارمی کنیم

ایشان به نقل از معاون دانشجویی وزارت علوم دوران اصلاحات اضافه کردند : در این دوران بیش از سه هزارنهاد صنفی دانشجویی در دانشگاه ها شکل گرفت. البته وقتی این تشکل ها در دوره اخیر زیر فشار قرار گرفتند بیشتر قدر آن دوره را می دانند .

در ادامه اولین شهردار تهران پس از انقلاب به نقد دوره اصلاحات پرداختند و در این رابطه به دو نکته اشاره کردند :

1 -  مردم : مردم ایران از جمله جنبش دانشجویی ما متاثر از فرهنگ استبدادی هستند( فرهنگ زور و زود ). انتظارایجاد شده بود که مطالبات مردم به سرعت محقق شود وطی چند سال تحولی که در طول سه یا چهار قرن در کشور های توسعه یافته پدید آمده است در دوره کوتاهی محقق شود به تبع آن شعارهای تندی مثل عبور از خاتمی مطرح شد . می دانیم که تحولات فرهنگی- اجتماعی در جامعه فرایندی طولانی است و باید با تلاش مستمر، همفکری و کار جمعی انتظار دستیابی به مطالبات را داشت. اصلاحات راه پر فراز و نشیبی و پر سنگلاخی است و نیاز به انسان هایی دارد که مومن وصبور باشند تا بذری را که می کارند اگر نتوانستند خود برداشت کنند دیگران و آیندگان آن را درو کنند .

2 _ اصلاح طلبان : آیا اصلاح طلبان از تمام ظرفیت هایی که در اختیارشان بود استفاده کردند ؟ پاسخ منفی است. ،فرصت هایی بود که می شد بهتر استفاده کرد چنانچه خود آقای خاتمی هم به دفعات بر این واقعیت تاکید کرده اند. ایشان ریشه مشکل اصلاحات و جنبش اصلاح طلبی را فقدان رهبری دانستند .ما در دوره اصلاحات به آقای خاتمی پیشنهاد کردیم که ایشان مردم را در سالگرد دوم خرداد در میدان آزادی فراخوان کنند و گزارشی از فعالیت ها و مشکلات بدهند، که مورد عمل قرار نگرفت. ما امید واریم آقای خاتمی در شرایط جدید نقش سازمان یافته رهبری و مدیریت اصلاحات را بر عهده بگیرند .

رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران گفت : قبل از بررسی انتخابات پیش رو باید به این سوال پاسخ گفت که چگونه احمدی نژاد سر کار آمد ؟ به یاد دارید که در انتخابات دومین دوره شوراهای شهر، در همه شهر های کشور دو اتفاق افتاد :

1 رفتار نا صواب برخی منتخبین شورای شهر اول که از طیف اصلاح طلبان بودند که نتوانستند شورا ها را در مسیر درست هدایت کنند و این مسئله باعث بی اعتمادی مردم نسبت به اصلاح طلبان شد . 2 - شرکت کم مردم در انتخابات شورا ها ( در تهران 11در صد واجدین شرایط شرکت کردند ) این فرصت را به رقیب داد تا با آرای مدیریت شده و بلوکه گروه ناشناخته آبادگران را بر کرسی های شورای شهرتهران بنشانند و متعاقب آن آقای احمدی نژاد به عنوان شهردارتهران انتخاب شد . این انتخاب سکوی پرشی برای آقای احمدی نژاد شد تا از تمامی امکانات وتسهیلات شهرداری تهران یعنی مردم شهربرای دستیابی به اهداف خود استفاده کند. .ساخت سقاخانه، دادن تسهیلات به هیئت های مذهبی، دادن وام ازدواج به جوانان ، دیدار های حضوری در مناطق شهرداری برای حل مشکل مردم که وظیفه شهرداران مناطق است، هزینه های خارج از ضوابط و ... از جمله اقداماتی بود که برای زمینه سازی جلب آرای مردم  صورت گرفت. در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری اصلاح طلبان با چند نامزد وارد شدند و آرایشان پراکنده شد و به گفته برخی مسئولین انتخابات مدیریت شد . در دور دوم هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد در مقابل هم قرار گرفتند و به رغم حمایت های زیاد از هاشمی اما آرای خاموش بالا با این تحلیل که رأیشان  تاثیری ندارد در  انتخابا شرکت نکردند و در نتیجه احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور دوره نهم انتخاب شد . نهضت آزادی ایران در دور اول با تحلیلی که مطرح کردیم از آقای معین حمایت کرد. ولی در دور دوم ما به آقای احمدی نژاد رای اعتراض دادیم به این معنی که در اعتراض به احمدی نژاد به رقیب او آقای هاشمی رفسنجانی رأی دادیم ولی آرای اعتراض  کافی نبود و احمدی نژاد انتخاب و بر مقدرات کشورحاکم شد. با توجه به عملکرد دوره چهار ساله احمدی نژاد تحلیل ها به این سمت رفت که ما اشتباه کردیم و باید شرکت می کردیم چنانچه بسیاری از تحریمی ها در این دوره فعالانه در انتخابات شرکت  دارند و ازنامزد های اصلاح طلب حمایت می کنند. این تحول نشانه بلوغ سیاسی است ما بار ها گفته ایم که دموکراسی یاد گرفتنی است . باید گام به گام جلو برویم و از گذشته درس بگیریم .

مهندس توسلی در ادامه به ارزیابی دولت نهم پرداختند و گفتند : در عرصه اقتصادی برغم وعده ها تورم ما دو رقمی و بیکاری 2 رقمی شده است این در شرایطی است که درآمد نفت بین 270 تا 300 میلیارد دلار بوده است
( تناقض آماری به دلیل عدم ارائه آمار صحیح از سوی دولت است ) این درآمد معادل سه برابر متوسط درآمد ها درچهار دوره شانزده سال قبل است .در حوزه فرهنگی با مطبوعات، چاپ کتاب و تولید فیلم چه کرده اند ؟در حوزه فرهنگی ما هزینه های زیادی داده ایم . در حوزه اجتماعی با سرکوب جنبش های مدنی کارگران ، زنان ، دانشجویان ، معلمان ، اقلیتهای دینی از جمله دراویش گنابادی - با تخریب مکان هایشان با بازداشت آنها- روبرو بوده ایم.. در عرصه سیاست خارجی د ست کم سه قطعنامه سازمان ملل علیه ما صادر شد ، تحریم ها تشدید شده باعث ایجاد مشکلات اساسی برای تولیدات صنایع و کشاورزی شده است. با سلطه نهادهای نظامی - امنیتی  در عرصه اقتصادی  و خدمات، بخش خصوصی با بحران جدی روبرو شده است .در زمیه سیاست خارجی برخی از اقدامات دولت نهم مانند طرح مسئله هولوکاست و نمایش هسته ای که بر اساس تحلیل های کارشناسی پیامد این گونه سیاست ها عملا به نفع اسرائیل وبر ضد منافع ملی ما بوده است.. این سوء مدیریت ها ، کج فهمی ها ، کژ اندیشی ها و ناکارامدی ها و... شرایط وخیم وبحرانی کنونی را فراهم ساخته است .

رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران با طرح این سوال که راه کار های پیش روی مردم در انتخابات چیست ؟ به انتخابات دهم ریاست جمهوری پرداخت : برای مردم روشن است که شرایط موجود به نفع منافع ملی ما نیست و همه احساس مسئولیت کرده اند تا به عرصه بیایند تا وضع موجود را تغییر دهند . البته این فقط اصلاح طلب ها نیستند که خواهان تغییر هستند بلکه بخشی از اصول گرایان هم هستند که خواهان تغییر هستند مثل مواضعی که نمایندگان محافظه کار مجلس علیه کار های دولت می گیرند ، مثل مواضعی که جامعه مدرسین حوزه علمیه و جامعه روحانیت مبارزتهران که نهاد هایی محافظه کار هستند در انتخابات دارند و نتوانسته اند از آقای احمدی نژاد حمایت کنند. گفتمان تغییر تبدیل به گفتمان ملی شده است و باید برای تحقق آن تلاش کرد . در حال حاضر شورای نگهبان چهار نامزد را تایید کرد که دو نامزد ازطیف اصلاح طلبان هستند. با این شرایط راهکار منطقی این است که مشارکت آنگونه بالا برود تا احمدی نژاد در دور اول نتواند50 درصد آراء شرکت کنندگان راداشته باشد. مهم نیست کروبی یا موسوی ، مهم این است که در مرحله اول احمدی نژاد رای نیاورد و انتخابات به دور دوم برود ، در دور دوم مردم تکلیف را روشن خواهند کرد . در این رابطه مردم باید قبول مسئولیت کنند و با ستاد ها همکاری کنند با هر دو ستاد به صورت سازمان یافته. باید مواضع  و برنامه های هر دو کاندید را بررسی کنید و خود هر یک را که مناسب تربرای پذیرش مسئولیت ریاست جمهوری تشخیص می دهید رأی دهید

در پایان مهندس توسلی به ضرورت صیانت از آرا اشاره کردند و گفتند : ما عملااز انتخابات آزاد و عادلانه در این مرحله عبور کرده ایم. انتخابات بر اساس اصول قانون اساسی و معیارهای جهانی شناخته شده فاصله دارد. در این مرحله سلامت انتخابات مهم است ، مهم این است که آن رایی که مردم می دهند شمرده شود . این سنگین ترین مسئولیت ما است مردم باید این را به عنوان یک مسئولیت مهم و سنگین بپذیرند و نقش موثر ایفا کنند . در دو خرداد مردم حضورشان بیشتراعتراضی و احساسی بود ولی در 22 خرداد با آگاهی بیشتر واعتراضی خواهد بود.

بعد از پایان سخنرانی مهندس توسلی به سوالات حضار پاسخ گفتند :

سوال : با توجه به حضور وزارت کشور و شورای نگهبان در فرایند انتخابات آیا از آرا مردم صیانت می شود ؟

جواب : این نگرانی وجود دارد که شرایط به نفع یک نامزد خاص باشد ولی باید تلاش کرد با حضور در کمیته صیانت از آرا ، با حضورناظران نامزدها در پای صندوق های رای و همه مراحل تا اعلام نتلیج  از سلامت انتخابات اطمینان پیدا کرد.

سوال : علت دستگیری 24 نفر از فعالین سیاسی در سال 69 چه بود ؟ 2 - برنامه کدام نامزد با توجه به بیانیه های حقوق شهروندی آن ها بهتر است ؟

جواب : بازداشت سال 69 در پی نامه معروف 90 امضایی به رییس جمهوروقت بود که از 24 نفر بازداشت شده 9 نفر در دادگاه محکوم شدند من هم افتخار داشتم یکی از آن ها  باشم. اگر شما دوباره آن نامه را با دقت بخوانید متوجه می شوید که گفتمان و مفاد آن نامه ( از جمله امضا کنندگان آن نامه مرحومان بازرگان، سحابی و اردلان ) موجی ایجاد کردند که پیامد طبیعی آن تلاشها  در گفتمان دوم خرداد تباور پیدا کرد .به سوال دوم جواب نمی دهم ما در بیانیه خودمان از هر دو نامزد اصلاح طلب حمایت کرده ایم شما خودتان برنامه ها ی آنان را بررسی و انتخاب کنید .

سوال : برداشت خود را از دوران نخست وزیری آقای موسوی بیان کنید ؟

جواب : این سوال پاسخ کوتاه ندارد موضع ما وضع حال ومواضع کنونی افراد است. در پی رخدادهای سال 60 دوستان ما از حاکمیت خارج شدند. در آن شرایط هیچ گروهی امکان فعالیت نداشت و تنها نهضت به اعتبارسوابق ورهبرانش به فعالیت ادامه داد و از اصول و ارزشهای انقلاب دفاع کرد. در چنین شرایطی آقای مهندس موسوی به طور طبیعی نخست وزیر شد. مرحوم عالی نسب  مشاور اقتصادی دولت آقای موسوی بودو در دوران جنگ تحمیلی اقتصاد جنگی کشور را هدایت کردند و به پشتوانه حمایت رهبر فقید انقلاب با چالش های پیش رو برخورد کردند. البته ایشان نقاط قوت و ضعف زیادی دارند .ما دوره قبل را فراموش نکرده ایم ولی مسایل را نیز به دل نمی گیریم. ما باید اهل تساهل و مدارا باشیم و منافع ملی را بر منافع شخصی و گروهی خود ترجیح بدهیم تا بتوانیم در مسیر توسعه حرکت بکنیم. به عنوال مثال در مالزی و ترکیه آرا و افکار مختلفی وجود دارد ولی آن ها ضمن پذیرش اختلاف دیدگاه ها  و احترام به هم می توانند با هم کار کنند و این باعث نهادینه شدن فرهنگ  دموکراسی و توسعه کشورشان شده است. ما انتظار داریم هر دو کاندیدا پایبندی خود را به بیانیه های حقوق شهروندی  خویش حفظ کنند .

سوال : سکوت آقای خاتمی در سال های پایانی ریاست جمهوری برای حفظ نظام بود یا حفظ اصلاحات ؟

جواب : شما باید این سوال را از خود آقای خاتمی بپرسید البته ایشان کوتاهی هایی داشتند مثل برگذاری انتخابات مجلس هفتم و همچنین ایشان باید ابهام زدایی کنند که در این انتخابات چگونه شد که آمدند و رفتند. دع هر حال خاتمی همچنان در جامعه ما از نفوذ وجایگاه بالایی برخوردار است و می تواند در جایگاه رهبری  اصلاحات نقش خوبی داشته باشد.

سوال : با توجه به وضعیت اقتصادی آیا آقای موسوی می تواند کاری بکند ؟

جواب : مهمتر از بحران سیاسی و سیاست خارجی که بسیار خطیر است به نظر بنده خسارت معنوی تحقیر ملت ایران به وسیله دولت نهم است .آقای احمدی نژاد با ارائه آمار نادرست، ،عدم توجه به چهار نامه 150 استاد وکارشناس اقتصادی، عدم توجه به نامه 75 استاد جامعه شناس دانشگاه ها، ادعاهای بی پشتوانه ( مثل هاله نور )، رشوه دادن به مردم برای جلب آرا ازجملهاخیرا پخش سه هزار چک پول پنجاه هزار تومانی در خوابگاه دانشجویان یا توزیع سیب زمینی مجانی بین مردم و.... درواقع شعور و هوشمندی ملت ایران را به سخره گرفته و  ملت ایران را تحقیر کرده است .

سوال : با توجه به اینکه عرف شده است هر فرد دو دوره رییس جمهور باشد آیا می شود در این دوره شخص دیگری را انتخاب کرد ؟

جواب : این دغدغه را فقط یکایک ما و شما با حضور در انتخابات می توانیم پاسخگو باشیم و از تکرار شرایط چهار سال گذشته پیشگیری کنیم..

سوال : 1_ آیا دولت آینده آقای موسوی پروانه فعالیت رسمی نهضت آزادی را خواهند داد ؟ 2 _ با توجه به وجهه نهضت آیا آقای موسوی از آن ها در کابینه خود استفاده می کند ؟

جواب : ما در دیداری که با رییس ستاد آقای موسوی داشتیم گفتیم ما از آقای موسوی هیچ سهمی ازقدرت نمی خواهیم. آنچه ما می خواهیم اینست که ایشان اگر انتخاب شدند منشور حقوق شهروندی را که به آن سوگند خورده اند پایبند باشند .حمایت ما همانگونه که درنشریه اخیر نهضت آزادی آمده است در چارچوب تحلیل شرایط کنونی کشور ودر راستای منافع ملی است .

در ابتدای جلسه آقای سعید کمیجانی به عنوان رییس ستاد 88 اراک ضمن خیر مقدم به آقای مهندس توسلی و انتقاد از استانداری به دلیل عدم مجوز به سخرانی آقای تاج زاده در اراک خواستار عدم تبعیض استانداری نسبت به کاندیداهای مختلف شد .

مهندس توسلی بعد از پایان سخنرانی با حضور در ستاد انتخاباتی آقای مهندس موسوی با اعضای ستاد به گفتگو پرداختند .

 

 

برای دیدن عکسها به گروه سلام آشنا مراجعه نمایید.

 

 

 

118
27 اردیبهشت 1388 ساعت 18:46
ابراهیم یزدی : رابطه ای میان منافع ایران و رد هولوکوست وجود ندارد

دبیرکل نهضت آزادی ایران درباره احتمال از سرگیری روابط ایران و امریکا می­گوید؛ برای این منظور باید اراده واقعی برای عادی سازی روابط وجود داشته باشد. به عقیده وی در دوران جورج بوش رئیس جمهور سابق امریکا چنین اراده­­ای برای بهبود رابطه با ایران دیده نمی­شد. علی رغم اینکه دولت ایران برای ساقط ساختن طالبان کمک شایانی به امریکا کرد و در جاهای دیگر چون دعوت گروه­های طرفدار خود به مشارکت در کنفرانس برلین و سپس حمایت از حامد کرزای مساعدت­های خود را ارائه داد اما امریکا گامی به سوی ایران برنداشت.

 

یکشنبه 27 اردیبهشت 1388
Sun 17 May 2009
   

دکتر یزدی در مصاحبه باروزنامه های  الشرق كویت و الدار قطر:

وزیر خارجه اسبق ایران: رابطه ای میان منافع ایران و رد هولوکوست وجود ندارد

ابراهیم یزدی وزیر خارجه اسبق ایران و دبیرکل نهضت آزادی ایران و رئیس شورای مرکزی این تشکل لیبرال ایرانی ، در گفتگو با روزنامه الشرق کویت به تحلیل سیاست خارجی فعلی ایران پرداخت و تأکید کرد که سیاست هر کشوری برخاسته از سیاست داخلی آن است و هر کشوری یک برنامه توسعه همه جانبه برای خود طراحی می کند که سیاست خارجی جزئی از آن به حساب می­آید. از اینرو سیاست خارجی امروز ایران هیچ رابطه­ای با منافع ملی کشور ندارد و بعنوان مثال رابطه­ای میان منافع ایران و رد هولوکوست وجود ندارد. از سوی دیگر در دیدگاه اسلام توجهی به کم یا زیاد بودن عدد یهودیانی که به دست نازی­های آلمانی کشته شدند، نشده است بلکه آنطور که قرآن می­فرماید: "... من قتل نفسا بغیر نفس أو فساد فی الأرض فكأنما قتل الناس جمیعا ومن أحیاهافقدأحیاالناسجمیعا" در اینجا قرآن نگفته که «هرکس یک یهودی را بکشد» یا «هرکس یک مسلمان را بکشد» بلکه تصریح کرده است که «هرکس جانی را بگیرد» و بنابراین رئیس جمهور اگر می­خواهد درباره یک واقعه تاریخی حرف بزند بهتر است آنرا از دیدگاه قرآن نگاه کند. از این رو سخنان احمدی­نژاد درباره هولوکوست مناسبتی با تعالیم اسلامی و منافع ملی ایران ندارد.

در ارتباط با سیاست هسته­ای ایران، دکتر ابراهیم یزدی می­گوید؛ این سیاست توسط رئیس جمهور تعیین نمی­شود بلکه در شورای عالی امنیت ملی چارچوب آن مشخص شده سپس به تأیید رهبر می­رسد. ما با این سیاست هسته­ای مخالف هستیم زیرا که در حال حاضر نیروگاه اتمی فعال نداریم تا برای آن اورانیوم غنی­سازی کنیم. لازم است در ابتدا نیروگاه ساخته شود سپس برای آن دست به غنی­سازی اورانیوم بزنیم. علاوه بر این انرژی اتمی نمی­تواند اولویت اول ایران باشد زیرا ایران با وجود اینکه یک کشور نفتی به حساب می­آید و از مهمترین کشورهای صادره کننده این ماده است اما در حال حاضر بیش از 50درصد فرآورده­های مصرفی نفت را از خارج وارد می­کند. بنابراین اولویت اول ایران می­تواند توسعه پالایشگاه­های نفت باشد امری که برای توسعه آن عملیات پیچیده نیاز نیست و اعتراض کسی را هم در سطح بین­المللی برنمی­انگیزد.

یزدی می­پرسد: در شرایط فعلی که منافع ملی ایران به خطر افتاده است تا چه حد غنی­سازی اورانیوم برای ایران حیاتی به نظر می­رسد؟ او در این زمینه تأکید می­کند؛ در حال حاضر ایران عضو معاهده ان.پی. تی است و از حقوق بدیهی ایران است که بتواند صاحب انرژی اتمی شود و آنرا به کار برد و هیچکس حق ندارد به آن اعتراض کند.سیاست اتمی ایران را فقط ملت ایران می­تواند تعیین کند و حکومت وظیفه دارد سیاست تعیین شده ملی را به کار برد. دکتر یزدی آرزو دارد که در ایران شرایطی پیش بیاید که احزاب مختلف سیاسی بتوانند دیدگاه خود را درباره برنامه هسته­ای ایران آزادانه اعلام کنند و دیدگاه وی بعنوان رهبر یک حزب ریشه­دار در ایران ،مخالفت با سیاست هسته­ای دولت فعلی است.

وزیر خارجه اسبق ایران در پاسخ به این پرسش که سیاست اتمی ایران در دوره دولت موقت چگونه بود، می­گوید؛ حکومت شاه سه گام در راستای موضوع انرژی اتمی برداشته بود. نخست در یک معدن اورانیوم در کشور افریقای جنوبی سرمایه­گذاری کرد. دوم ، 10 درصد سهام شرکت «یورودیف» فرانسه که در کار غنی­سازی اورانیوم بود را خریداری کرد و در گام سوم، قراردادی با کشور آلمان برای ساخت نیروگاه بوشهر بست و به دنبال آن برنامه­ای برای ساخت 20 نیروگاه دیگر در مناطق مختلف کشور طراحی کرد.طبیعتا ساخت این همه نیروگاه بر پایه سه گام قبلی استوار بود. بعد از انقلاب دولت موقت ساخت نیروگاه بوشهر را رد کرد و آن را از نظر اقتصادی مقرون به صرفه ندانست. اما به دلایل سیاسی و اقتصادی سرمایه­گذاری در یک معدن اورانیوم در افریقای جنوبی و همچنین محافظت از 10درصد سهام خود در شرکت یورودیف فرانسه را ادامه داد. دولت موقت در برابر رد ساخت نیروگاه بوشهر،برنامه گسترش شبکه گازرسانی در اقصی نقاط کشور را دنبال کرد.

دکتر ابراهیم یزدی معتقد است اگر تهران بخواهد روابط خود را با امریکا و اروپا بهبود بخشد باید قبل از آن با آژانس بین­المللی انرژی اتمی به توافق برسد. همچنین وی انتظار دارد دولت ایران بسته مشوق­ها که از سوی مجموعه 1+5 پیشنهاد شده است را با اندکی تغیرات بپذیرد.

دبیرکل نهضت آزادی ایران درباره احتمال از سرگیری روابط ایران و امریکا می­گوید؛ برای این منظور باید اراده واقعی برای عادی سازی روابط وجود داشته باشد. به عقیده وی در دوران جورج بوش رئیس جمهور سابق امریکا چنین اراده­­ای برای بهبود رابطه با ایران دیده نمی­شد. علی رغم اینکه دولت ایران برای ساقط ساختن طالبان کمک شایانی به امریکا کرد و در جاهای دیگر چون دعوت گروه­های طرفدار خود به مشارکت در کنفرانس برلین و سپس حمایت از حامد کرزای مساعدت­های خود را ارائه داد اما امریکا گامی به سوی ایران برنداشت.

از دید دکتر یزدی باراک اوباما رئیس جمهور فعلی امریکا واقعا می­خواهد روابط خود را با ایران بهبود دهد و در مقابل ایران نیز تمایلی به این کار دارد اما راه میان ایران و امریکا زیاد هموار نیست زیرا که گروه­های فشار موجود در هر دو کشور تلاش­های خود را به کار می­گیرند تا روابط میان این دو از سر گرفته نشود. اما این بدان معنا نیست که در میان دو کشور تمایلی برای از سرگیری روابط وجود ندارد بلکه تماس­ها ادامه دارد و بهبود رابطه با امریکا به منافع ملی ایران کمک می­کند و نهضت آزادی ایران از این کار استقبال می­کند خواه این بهبود روابط توسط دولت احمدی­نژاد صورت گیرد یا هر دولت دیگر.

به اعتقاد دکترابراهیم یزدی از سرگیری روابط ایران با امریکا پیامدهای داخلی، منطقه­ای و بین­المللی بر سیاست ایران دارد و اگر روابط بهبود یابد از نظر داخلی دیگر حکومت ایران نمی­تواند مخالفان خود را به بهانه ارتباط با امریکا سرکوب کند و در سطح منطقه بهبود روابط ایران و امریکا کمک می­کند که ایران بتوان عضو شورای همکاری خلیج فارس شود زیرا این شورا بدون ایران و عراق ناقص است و بدون این دو کشور امنیت و ثبات در منطقه کامل نمی­شود. عراق و در دوره صدام حسین مشکل بود که بتواند وارد این شورا شود ولی بعد از سقوط صدام اکنون راه برای عضویت عراق در این شورا هموار شده است. همچنین از سرگیری روابط ایران و امریکا اثر مثبتی بر روابط ایران و کشورهای عربی خواهد داشت و موضوع پیوستن ایران و عراق به شورای همکاری خلیج فارس بطور جدی پی­گیری خواهد شد زیرا آثار مثبتی بر امنیت منطقه خواهد گذاشت و منافع کشورهای منطقه را تأمین خواهد کرد.

وزیر خارجه اسبق ایران کشورهای عربی را دعوت کرد از نزدیکی روابط ایران و امریکا استقبال کنند و نگرانی­های خود را در این زمینه به دور بریزند و در امر بهبود روابط ایران و امریکا مشارکت کنند. زیرا این موضوع به منافع آنها خدمت می­کند و کشورهای منطقه دارای منافع مرتبط به هم هستند.

در پاسخ به این سؤال که در انتخابات ریاست جمهوری آینده کدامیک از نامزدها شانس بیشتری برای پیروزی دارد، دکتر یزدی می­گوید؛فضای سیاسی کشور اکنون بسته است و نمی­توان یک نظرسنجی واقعی در سطح کشور اجرا کرد. بنابراین نمی­توان پایگاه مردمی هر یک از کاندیداها  و شانس آنها برای پیروزی را به درستی برآورد کرد. در چنین شرایطی هر یک از نامزدها تلاش می­کنند عدد و ارقامی که به نفع آنهاست ، ارائه دهند.

دبیرکل نهضت آزادی از پاسخ دادن به این سؤال که  کدامیک از دو نامزد اصلاح طلب یعنی کروبی و موسوی پایگاه مردمی بیشتری دارد، اجتناب کرد و تنها به این موضوع بسنده کرد که اگر اصلاح­طلبان بر سر یک کاندیدا در رقابت انتخابات ریاست جمهوری به توافق برسند، امکان آن را می­یابند که در انتخابات پیروز میدان باشند. از نظر یزدی جنبش اصلاحات موضوعی است که نمی­توان از آن چشم پوشید یا کنار گذاشت بلکه باید بوسیله آن انحرافات صورت گرفته از قانون اساسی را تصحیح کرد و تنها راه رسیدن به این مبارزه سیاسی در چاچوب قانون است. محمد خاتمی رئیس جمهور سابق که پیشاهنگی جنبش اصلاحات را به عهده داشت ، علی رغم اینکه اصلاح­طلبان بر دو قوه مجریه و مقننه چیره شدند، نتوانست به تعهدات خود در برابر ملت ایران عمل کند و در نتیجه ناراحتی و خشم مردم را به ارمغان آورد. علت این مسأله را نیز می­توان در این جستجو کرد که جنبش اصلاحات فاقد رهبری بود و خاتمی رئیس جمهور اصلاح­طلب بود و نه رهبر اصلاحات.

از نظر یزدی هیچ فرد و حزبی نمی­تواند به تنهائی اصلاحات را رهبری کند ،بلکه لازم است تمام تشکل­های اصلاح­طلبی در یک خیمه واحد گردهم آیند و برای این منظور تلاش­های گسترده­ای صورت گرفت تا همه نیروهای اصلاح­طلب را در یک صف واحد جمع کند اما هیچکدام از این تلاش­ها به نتیجه نرسید. دکتر یزدی امیدوار است که انتخابات ریاست جمهوری پیش­رو همه گروه­ها و احزاب اصلاح­طلب را متحد کند.او همچنین معتقد است که دلیل پراکندگی اصلاح­طلبان عدم التزام آنها به قواعد بازی دموکراتیک است. از نظر وی دموکراسی درسی نیست که بتوان آن را در مدارس یاد گرفت و نمی­توان آن را از طریق نظامی­گری و کاربرد زور پیاده کرد. همچنین دموکراسی کالائی نیست که بتوان آن را به جائی صادر کرد بلکه دموکراسی رفتاری است که باید آن را نهادینه کرد. دموکراسی بر سه پایه ساخته می­شود؛ نخست اینکه افراد بشر با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند، دوم اینکه علی رغم وجود این اختلاف نظرها همدیگر را تحمل کنند و سوم آن است که با یکدیگر و به منظور ایجاد همبستگی به تعاون و همکاری روی بیاورند.

به اعتقاد دکتر ابراهیم یزدی کشوری همانند ایران که استبداد برای سال­های متمادی در آن حاکم بوده است ،یک شبه نمی­توان دموکراسی در آن ایجاد کرد زیرا که فرهنگ استبداد مطلق­نگر است و همه چیز را به شکل سیاه و سفید می­بیند که این با قواعد دموکراسی همخوانی ندارد. در طی ده سال گذشته جنبش اصلاحات راه دور و درازی را در زمینه دموکراسی پیمود و بعنوان مثال اصلاح­طلبان در ابتدای کار خود نیروهای سیاسی جامعه را به هوادار و غیر هوادار خود تقسیم می­کردند و در این میان نهضت آزادی ایران را در بخش غیر خودی طبقه­بندی می­کردند.اما امروزه می­بینیم که جنبش اصلاحات چنین تقسیم­بندی را قبول ندارد. همچنین جنبش اصلاحات یاد گرفت که چگونه نیروهای دیگر اصلاح­طلبی را تحمل کند اما متأسفانه هنوز یاد نگرفته است که چگونه با نیروهای دیگر همکاری کند موضوعی که در انتخابات گذشته موجب شکست آنها شد. من نسبت به آینده خیلی خوش­بین هستم و معتقدم که بعد از انتخابات آینده خواهیم دید که اصلاح­طلبان برای همکاری با یکدیگر آمادگی بیشتری نشان خواهند داد.

دکتر ابراهیم یزدی در ارتباط با مشکل نهضت آزادی ایران با حاکمیت فعلی که به آنها اجازه نمی­دهند فعالیت سیاسی علنی داشته باشند و برای انتخابات آینده ریاست جمهوری نامزد معرفی کنند، می­گوید:همه ما قبل از انقلاب و بعد از پیروزی آن با هم همکاری می­کردیم اما بعد از آن حذف نیروهای سیاسی آغاز شد و نهضت آزادی ایران از نخستین نیروهای سیاسی بود که حذف شد و امروز حتی تلاش می­شود هاشمی رفسنجانی را حذف کنند. این در حالی است که امام خمینی در پاریس و قبل از بازگشت وی به ایران اعلام کرد که حتی کمونیست­ها حق دارند در ایران بعد از انقلاب فعالیت حزبی خود را داشته باشند.

ابراهیم یزدی می­گوید اختلاف نهضت آزادی با حاکمیت فعلی بر سر یک سری اصول مشخص است. یکی از بارزترین این اصول اینکه حاکمیت موجود به اصول قانون اساسی که اکثریت قاطع ملت ایران به آن رأی داد عمل نمی­کند و این برخلاف آیه شریفه قرآنی است که می­فرماید«.. ای کسانی که ایمان آورده­ اید به پیمانی که با مردم بستید وفا کنید». قانون اساسی پیمانی است که به امضای اکثریت مردم ایران رسیده است و بر همه واجب است به آن متعهد باشند و دولت حق ندارد برخی از اصول قانون اساسی که با خواسته های آن همخوانی ندارد را معطل سازد.البته قانون اساسی فعلی کاستی­هائی دارد ولی این دلیل نمی­شود که بقیه اصول آن را نادیده بگیریم بلکه باید تلاش کنیم کاستی­های آن را ترمیم کرده به رأی مردم بگذاریم.

117
13 اردیبهشت 1388 ساعت 14:00
هاشم صباغیان : كاندیدای مورد حمایت خود را تا 25 اردیبهشت معرفی می‌كنیم

عضو شورای مركزی نهضت آزادی ایران با اشاره به بررسی جدی این تشكل سیاسی درباره نحوه مشاركت در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری‏‌گفت: در صورت دستیابی به توافق جمعی‏‌، تا 25 اردیبهشت كاندیدای مورد حمایت خویش را معرفی می‌كنیم.

 

یکشنبه 13 اردیبهشت 1388
Sun 3 May 2009
   

عضو شورای مركزی نهضت آزادی ایران با اشاره به بررسی جدی این تشكل سیاسی درباره نحوه مشاركت در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری‏‌گفت: در صورت دستیابی به توافق جمعی‏‌، تا 25 اردیبهشت كاندیدای مورد حمایت خویش را معرفی می‌كنیم.

هاشم صباغیان در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، مشاركت موثر در انتخابات را رویه و اعتقاد همیشگی اعضای نهضت آزادی ایران دانست و افزود: امیدوارم مولفه‌های اطمینان بخشی مانند سلامت و آزادی انتخابات،‌ بیشتر جلوه‌گر و اثبات شوند تا بستر برای حضور موثر همه گروه‌های سیاسی فراهم شود.

وی اختصاص حجم وسیعی از برنامه‌های صدا و سیما به فعالیت‌های رئیس‌جمهور را مصداقی از فاكتورهای مخدوش كننده انتخابات آزاد و عادلانه دانست و گفت: پوشش خبری برنامه‌های كاری رئیس قوه مجریه‏‌، در روزهای اخیر بسیار وسیع‌تر از چندماه قبل شده و این روند غیرمنصفانه، جهت دار و تبعیض آمیز است.

وزیر كشور دولت مهدی بازرگان درباره تاكید مقامات عالی نظام بر برگزاری سالم انتخابات،الگو گرفتن از تجربه‌های موفقی مانند اولین دوره انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی را در این راستا مفید دانست و در واكنش به اظهارات برخی چهره‌های اصولگرا كه انتخابات ریاست جمهوری را گره خورده با سرنوشت نظام، انقلاب و اسلام اعلام كرده‌اند، گفت:‌ ما نیز اعتقاد داریم كه این انتخابات بسیار حساس‌تر از دوره‌های قبل است و وجود بحران‌های متعدد اقتصادی، صنعتی،‌ اجتماعی و بیكاری كه در واقع مدیریت بحران را طلب می‌كند، نوع انتخاب مردم را بسیار سرنوشت ساز و حساس كرده است.

116
10 اردیبهشت 1388 ساعت 15:26
دکتر ابراهیم یزدی: موسوی در مورد اعلام موضع همکاری با گروهای دگر اندیش مواضع خود را تصحیح نماید

دبیر کل نهضت آزادی در پاسخ به سوالی رزباره موضع خود نسبت به سخنان میر حسین موسوی در سفر به گرگان بیان کرد: "وضع ایشان با ركن یا شرط سوم دموكراسی در تعارض است.مسئله مهم همكاری یا عدم همكاری با نهضت آزادی ایران نیست، مهم پیامی است كه به جامعه داده می شود.در سخن آقای موسوی گزاره اول این است كه ایشان با دگر اندیشان و با كسانی كه اختلاف دیدگاه سیاسی دارند، همكاری سیاسی نمی كنند.امروز بزرگترین ضرورت وفاق ملی است. آن كاندیدائی كه بتواند در این راستا حركت كند شانس موفقیتش بیش از سایرین خواهد بود."

 

پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388
Thers 30 Apr 2009
   

جمهوریت:  نظر خودتان را در باره این سخنان بفرمایید؟ آیا با توجه به حما یت و دید مثبت وی درباره نهضت آزادی ایران امکان تعاملات وجود دارد؟ چرا تا کنون نهضت درباره کاندیدا های موجودا ظهار نظری نکرده است؟

از سه ركن اساسی اندیشه دموكراسی یا جمهوریت، سخنان  آقای مهندس میر حسین موسوی دو ركن را در بر میگیرد، اما ركن سوم آن غائب است. اركان سه گانه دموكراسی عتبارتند از اول قبول تكثر ارا و عقاید در جامعه بشری اینكه جامعه بشری هیچگاه یك مجموعه تك صدا نبوده است. آموزه های قرآن كریم  تاكید بردارد كه جامعه بشری نه تنها  متكثرو گوناگون است بلكه تا قیام قیامت این چنین باقی نیز خواهد ماند و خداوند در آن روز است كه در باره اختلافات ما داوری خواهد كرد. ركن دوم دموكراسی تساهل و تسامح یا باصطلاع تولرا نس است. شنا سائی و  پذیرفتن گوناگونی اندیشه ها در جامعه بشری لازم است اما كافی نیست.  دارندگان اندیشه های گونا گون در یك مجموعه انسانی ، برای حفظ سلامت خودوجامعه میبایستی اندیشه های متفاوت را تحمل كنند، با یكدیگر به تخاصم نپردازند. خداوند كریم تخاصم را ویژگی رفتاری اهل جهنم ذكر نمو ده است. ابعاد حقایق جهان ونیز مناسبات و رفتار های انسان ها  آن چنان ابعاد پیچیده ای داردكه هركس از یك زاویه آن را می بیند و داوری می كند. چه بسا همه آن ها در بر داشت ها ی متفاوت خود محق باشند. شناسائی این واقعیت به معنای فاصله گرفتن از مطلق بینی و مطلق خواهی است. ركن سوم دموكراسی سازگاری به معنای همكاری و همگرائی كلان میان صاحبان اندیشه های متفاوت است. تسامح و تساهل، اگر چه شرط لازم برای سلامت روابط سیاسی و اجتماعی جامعه می باشد، اما شرط كافی نیست. این رفتار در عمق خود یك نگرش یا رفتار منفعلانه است. به این معنا كه من تفاوت های اساسی میا ن باور های خود را با شما شنا خته ام وبه شما احترام می گذارم و شما را تحمل میكنم. و لی امادگی برای همكاری و همگرائی با شما را ندارم. در حالیكه  برای توسعه انسانی، اعم از سیاسی و اقتصادی ،  همگرائی ، مشاركت  و همكاری همه نیرو ها و گروه های فكری و سیاسی ضروری است. در شرایط كنونی جهان و مناسباتی كه در دهكده جهانی بوجود آمده است، حفظ منافع و مصالح و بالاتر از همه، هویت ملی در گرو همگرائی همه نیرو هاست.  بعنوان مثال اگر در ژاپون حزب كمونیست سابق برسمیت شناخته شده است و امروز این حزب 8 یا 9 نماینده در مجلس دارد، از جهت حفظ وحدت ملی و استمرار برنامه های كلان تو سعه ملی ژاپون ضروری بوده است. اگر بپذیریم كه  دموكرسی فرایندی یاد گرفتنی است، باید توجه داشته باشیم كه دموكراسی را در سر كلاس مدرسه بكسی درس نمی دهند. بلكه در عرصه تعاملات سیاسی و اجتماعی است كه افراد آنرا فرا می گیرند. اما یاد گیری دموكراسی، از طزیق تجربه عملی هزینه های خاص خودرا دارد.   تمام كشور های توسعه یافته این اركان سه گانه را در یك فرایند طولانی و با دادن هزینه های فراوان آنرا  فرا گرفته اند. در اروپا اختلاف میان كشور های اروپائی، بخصوص فرانسه و آلمان  موجب دو جنگ بزرگ جهانی و تحمیل بالاترین هزینه های به كشور های اروپائی شد. اما كشور های اروپائی با پرداخت این هزینه های سنگین یاد گرفتند كه بجای جنگ  اگرباهم همكاری كنند منافع حاصل از آن برای همه آنها بیش جنگ با یكدیگر است و امروز دو كشور متخاصم دوران گذشته از اركان اصلی اتحادیه اروپا هستند.

در ایران یك انقلاب بزرگ صورت گرفته و اگثریت قریب به اتفاق مردم به جمهوری اسلامی، یعنی به یك نظام سیاسی مبتی بر دموكراسی ، رای داده اند. نها دینه شدن جمهوریت  تنها این نیست كه با یك رفراندم مردم به آن رای بدهند و قانون اساسی ان را تعریف كند. نهادینه شدن جمهوریت،  هنگامی تحقق پیدا می كند كه  هم مردم و هم مسئولان و حاكمان عناصر یا اركان سه گانه  دموكراسی را، به شرح با لا، پذیرفته باشند؛ بپذیرند كه همه نیرو ها و احزاب و تفكرات حق حضور و فعالیت و مشاركت در سر نوشت كشور را دارند. مصاحبه ها و سخنان رهبر فقید انقلاب در پاریس وتاكید  بر این كه در جمهوری اسلامی، حتی احزاب كمونیست هم  حق حضور و فعالیت دارند، انعكاس و قبول این اركان سه گانه بوده است.

آقای مهندس موسوی در سخنان خود در گرگان به دو ركن از سه ركن ضروری در هر نظام دموكراتیك اشاره كرده اند. این یك گام مثبت است و ما بسهم خود از آن استقبال می كنیم.  اما ایشان  تاكید كرده اند : "تا زمانی که اختلافات سیاسی وجود داشته باشد با اعضای نهضت آزادی کار سیاسی نمی کنیم". این موضع ایشان با ركن  یا شرط سوم دموكراسی در تعارض است. مسئله مهم همكاری یا عدم همكاری با نهضت آزادی ایران  نیست. این حق هر نامزد انتخابات است كه مرز بندی خود را با گرو ه ها ی سیاسی شفاف بیان نماید. همانطوری كه هر حزب و گروه سیاسی این حق را دارد كه از نامزدی خاصی حمایت كند یا نكند. مهم پیامی است كه به جامعه داده می شود.  در یك جامعه در حال انتقال تاریخی،  احزاب سیاسی، رهبران  وحاكمان و  مسئولان اجرائی نظام و شخصیت های فعال سیاسی یا فرهنگی نقش الگو و اسوه را د ر جامعه پیدا می كنند. رفتار این گونه شخصیت ها در منش اجتماعی مردمان اثر گذار است. اگر ما دغدغه نهادینه شدن جمهوریت را داریم میبایستی با رفتار ها و موضع گیری های خود فضا را برای همگرائی  ملی فراهم سازیم. اگر ما از بیانات ایشان در دو مورد بالا استقبال می كنیم نه از برای آن است كه بنفع نهضت آزادی تلقی می شود بلكه از بعد اثر گذاری مثبت بر رفتار مخاطبان در همگرائی های سیاسی ودر نتیجه، مدنی شدن مناسبات است. و اگر در مورد سوم نقد و تدكری می دهیم  برای این نیست كه چرا گفته اند با نهضت آزادی همكاری سیاسی نمی كنند. زیرا همكاری سیاسی به تمایل و آمادگی طرفین نیاز دارد.    بلكه  ما این نوع موضع گیری را موجب كند شدن فرایند یاد گیری مردمان در همكاری های جمعی  می دانیم. رهبران فكری و سیاسی باید به آموزش دهند كه  برغم اختلافات سیاسی و فرهنگی می توتنند در ابعاد كلان ملی با یكدیگر همكاری نمایند. وفاق ملی جز این معنائی ندارد.

 در سخن آقای موسوی در باره نهضت آزادی  دو گزاره وجود دارد. گزاره اول این است كه ایشان با دگر اندیشان و با كسانی كه اختلاف دیدگاه سیاسی دارند، همكاری سیاسی نمی كنند. گزاره دوم این است كه  ایشان با نهضت آزادی همكاری سیاسی نمی كنند. ایراد ما به گزاره اول است نه دوم. نهضت آزادی ایران حمایت از  این یا آن نامزد انتخاباتی را مشروط به ورود ومشاركت در قدرت، در صورت پیروزی، نمی كند. در انتخابات دوره قبل و حمایت نهضت آزادی از آقای دكتر معین ما  باشفافیت تمام اعلام كردیم كه حمایت ما از نامزدی ایشان  برای ورود بقدرت در صورت پیروزی نیست. نگاه ما در حمایت از نامزد ها فرا حزبی است. ما از آن نامزدی حمایت خواهیم كرد كه توانمندی خود را در ایجاد وفاق ملی نشان دهد. نامزد های انتخابات وابسته به اصلاح طلبان می دانند و بار ها گفته اند كه كشورمان با مشكلات فراوان داخلی و خارجی  روبروست. حل این مشكلات تنها با تغییر در رئیس جمهوری، هر قذر هم آن را ضروری بدانیم، میسر نیست. امروز بزرگترین ضرورت  وفاق ملی است. آن كاندیدائی  كه بتواند در این راستا حركت كند شانس موفقیتش بیش از سایرین خواهد بود. ما بموانع واقعی بر سر راه چنین حركتی و حساسیت های آشكار و نهان، به خوبی واقف هستیم. امابر این باور یم كه نامزد های وابسته به جریان اصلاح طلب می توانند و باید، بجای تمكین از این حساسیت ها ،با مذاكرات رو در رو  و استفاده از شیوه های اقناعی، در راستای كاهش حساسیت ها گام بر دارند. توصیه برادرانه ما به این نامزد ها این است كه تصور ننمایند كه مشكل كشورمان با تغییر رئیس جمهور فعلی و آمدن هر یك از این بزرگواران حل خواهد شد. مگر آن كه این بزرگواران بخواهند و بتوانند مشكل را در سطح دیگری نیز حل كنند. و این مبرم ترین وظیفه در برابر همه علاقمندان به رهائی كشورمان از بحران های كنونی می باشد.
115
8 اردیبهشت 1388 ساعت 18:22
گفت و گو با دكتر ابراهیم یزدی : عامل انسانی دلیل اصلی انقلاب بود

یزدی : من جایی ندیدم که شاه نوشته یا گفته باشد که فلان کارش غلط و اشتباه بوده است. من کتاب پاسخ به تاریخ نوشته شاه را خواندم. در آنجا ندیدم که شاه گفته باشد که بله مثلا در فلان جا اشتباه کردیم. علی امینی می گوید: «من شاه را می شناسم. هر وقت تحت منگنه و فشار قرار می گیرد کس دیگری را جلو می اندازد تا او غائله را حل کند و به محض پشت سر گذاشتن بحران، شاه دوباره سرجای اولیه اش برمی گردد».

 

سه شنبه 08 اردیبهشت 1388
Tues 28 Apr 2009
   

بابک مهدیزاده - روزنامه اعتماد : وقتی صحبت از انقلاب سال 1357 می شود و می خواهی در باره اش تحقیق كنی ، نا گزیر می شوی بروی سراغ كسی كه یكی از مبارزان معروف و تاثیر گذار علیه محمد رضا شاه بود؛ از یاران مصدق و مهندس بازرگان ، از موسسان انجمن های اسلامی دانشجویان در خارج از كشور، وزیر ا مور خارجه دولت موقت، دبیر كل نهضت آزادی ایران و... در ادامه گفت و گوهایم در خصوص انقلاب سال 57 با دكتر ابراهیم یزدی مصاحبه ای انجام دادم . این بار در باره عملكرد محمد رضا شاه در عرصه سیاسی

                                   --------------------------------

فضای سیاسی در زمان محمدرضا شاه پهلوی چگونه بود؟

 فضای سیاسی ایران، از کودتای 28 مرداد1332  تا انقلاب سال 1357 بسیار سیاه و تاریک بود. شاه برخلاف روحیه ای که در 12 سال بین 1320 تا 1332 داشت ، بعد از کودتای 28 مرداد با کمکی که از آمریکایی ها، انگلیس ها و اسرائیلی ها دریافت می کرد یک نظام کاملا امنیتی و سرکوبگر را به وجود آورد.هیچ گونه انتقاد و اعتراضی را بر نمی تابید. در انتخابات دوره بیستم که در سال  1339 یا1340 برگزار شد از مجموعه نیروهای ملی و اپوزیسیون فقط مرحوم الهیار صالح انتخاب شد. اما شاه همین یک نفر را هم نتوانست تحمل کند و مجلس بیستم را منحل کرد. درحالیکه بین یاران و نزدیکان مرحوم دکتر مصدق ، مرحوم الهیار صالح از همه ملایم تر بود. اما باوجود این شاه او را هم تحمل نکرد. از اواخر سال38   به بعد  انگلیسی ها و آمریکایی ها به شاه فشار می آوردند که فضای سیاسی را كمی باز كند. آنها  استدلال می کردند که در دوران 8 ساله از 32 تا 40 شاه موفق شده بود تمام مخالفینش را سرکوب کند؛ حزب توده را متلاشی و یاران دکتر مصدق را پراکنده کند ،  هیچ نیروی مخالف قدرتمندی در مقابلش وجود نداشت . اما شاه دو قدم به جلو برمی داشت و سپس سه قدم به عقب بر می گشت. سران جبهه ملی، نهضت آزادی و فعالان دانشجوئی بزندان افتادند.

در دهه 1340 هنگامی که شاه انقلاب سفید خود را شروع کرد، بخشی از رفراندوم معروف شاه  مربوط بود به حقوق زنان و اصلاحات ارضی. بر سر این دوموضوع  بین شاه و روحانیون اختلاف ایجاد شد. وقتی شاه نتوانست مشکلش را حل کند، مطالبات رهبران روحانی و مراجع تقلید هم از حق زنان و اصلاحات ارضی فراتر رفت و کل مشروعیت نظام را زیر سوال بردند.  تاب تحمل از شاه گرفته شد. ورود روحانیت به مبارزات ضداستبدادی، انفجاری در مبارزات به وجود آورد. در ایران 180 هزار روحانی وجود دا رد، در گوشه و کنار این کشور هزارها مسجد فعالیت می کنند. شاه و نظام پلیسی اش موفق شد تمام نهادهای مدنی روشنفکران (چه روشنفکران دینی و چه روشنفکران عرفی) را درهم بکوبد اما نتوانست نهاد مسجد را از بین ببرد و نتیجه این شد که مساجد و روحانیت به محور و مرکز فعالیت های ضداستبدادی تبدیل شدند.  میان شاه و روحانیان در گیری و تقابل رخ داد و دامنه سرکوب به روحانیون نیز کشیده شد. وسپس سرکوب قیام 15 خرداد 1342 پیش آمد.  روابط روحانیت و شاه  به نقطه غیر قابل ترمیم رسید. و روحانیت ایران نیز به جنبش ضداستبداد پیوست. ازاین پس فشار و سر كوب بتدریج اوج گرفت. اما این سركوب ها و كشتار ها نتوانست اعتراض های مردمی را خاموش سازد.

 دراواخر سال 1355 انگلیسی ها و اسرائیلی ها به شاه پیشنهاد دادند که به نفع پسرش کناره گیری کند و یک دوره آزادی های سیاسی را بپذیرد. اما شاه زیربار نرفت. آمریکایی ها هم حاضر به این کار نشدند و معتقد بودند هر تغییری باید در چارچوب خود شاه صورت بگیرد.

 به جهت اقتصادی نیز شاه شکست خورد. از هنگامی که قیمت نفت بالا رفت و درآمد نفتی ایران افزایش یافت بخشی از این درآمد صرف توسعه دانشگاه ها شد، تعداد دانشجویان و اساتید افزایش پیدا كرد. اما شاه حاضر نشد به تناسب رشد طبقه متوسط آزادی های سیاسی را به این طبقه بدهد. حتی حاضر نشد استقلال دانشگاه ها را بپذیرد. قبل از 28 مرداد 32 دانشگاه استقلال داشت و دولت در مدیریت دانشگاه ها دخالت نمی کرد. روسای  دانشکده ها توسط اساتیدهمان دانشكده، و سپس رئیس دانشگاه توسط  روسای دانشكده ها انتخاب می شدند. اما بعد از کودتا شاه این رویه را برهم زد و در عزل و نصب روسای دانشکده ها و دانشگاه ها دخالت مستقیم می کرد. درحالیکه به تناسب رشد طبقه متوسط شاه می بایستی یکسری آزادی ها را حداقل برای محیط های دانشگاهی می پذیرفت. اما نپذیرفت. از طرفی آرام آرام فساد مالی و فسادهای دیگر سرتاپای رژیم را فرا گرفت. همه این ها دست به دست هم داد تا سرنوشت رژیم شاه را به یک نقطه غیرقابل ترمیم بکشاند. به تعبیر مرحوم مهندس بازرگان،  در روزهای پس از پیروزی انقلاب ، بزرگترین و موثرترین رهبر انقلاب ایران به جهت منفی شخص محمدرضا پهلوی بودکه با نپذیرفتن اصلاحات و اصرار بر یکسری سیاست های غلط اجتماعی و اقتصادی و سیاسی کار را به جایی رساند که انقلاب اجتناب ناپذیر شده بود.

اینکه می گفتند دیوار موش داره ، موش هم گوش داره حقیقت داشت؟ یعنی واقعا چنین فضای امنیتی ای وجود داشت؟

بله، ساواک چندین هزار خبرچین در همه جا داشت، نامه ها را کنترل می کردند، تلفن ها را کنترل می کردند و انوع و اقسام دیگر کنترل ها هم وجود داشت. آنها از امکانات پیشرفته الکترونیک استفاده می کردند و فعالان سیاسی و اجتماعی را دائما زیرنظر داشتند. همه این ها یک فضای امنیتی به وجود آورده بود. علاوه بر این ساواك موفق شده بود با فشار و تهدید افرادی را در همه جا ، در میان استادان و دانشجویان و روحانیان ، بخدمت خود در اورد.

پس چرا با این فضای امنیتی قوی و آن چهره ترسناکی که ساواک از خود به نمایش گذاشته بود نتوانستند جلوی انقلاب را بگیرند؟

این اشتباهی است كه تمامی نظام های استبدادی  متكی به سركوب مرتكب می شوند. مثلی است كه می گویند عقل دیكتاتور به چشم اوست وچشم او از نوك بینی اش را جلوتر نمی بیند.  دیكتاتور ها ظاهر را می بینندو فاقد تدبیر به معنای دور اندیشی هستند.  در این نظام ها بهمان اندازه كه میان حاكمان و مردم فاصله ایجاد می شود، حاكمان از درون احساس تزلزل می كنند. اما بجای یافتن راه حل های اساسی از یك طرف  به ابزار های سركوب متوسل می شوند و از طرف دیگر برای حفظ سلطه خود به گسترش وابستگی و اتكاء به قدرت های خارجی می پردازد.  تشدید سركوب و وابستگی به قدرت های خارجی فرایند انزوای حاكمان را از مردم بیشترو عمیق تر  می كند.  این كنش ها و واكنش ها رژیم را بنقطه غیر قابل اصلاح می كشاند.   وقتی رژیمی به یک نقطه غیرقابل ترمیم برسد انقلاب دیگر اجتناب ناپذیر خواهد بود.

درحالیكه در داخل ایران تمام راه ها اعتراض مدنی بسته شده بودو ساواك هرگونه صدای اعتراضی یا انتقادی را با شدت سركوب می كرد ، حضور آقای خمینی در نجف و آزادی نسبی كه ایشان داشتند  موجب شد كه صدای مظلو میت ملت ایران بگوش جهانیان برسد. رژیم شاه بار دیگر مرتكب یك اشتباه اساسی در محاسبات خود شد و بجای جستجو برای یافتن راه حل های منطقی و كاهش تنش های سیاسی، در مذاكرات سه جانبه میان ایران، عراق و آمریكا، تصمیم به فشار به آقای خمینی و ساكت كردن ایشان  گرفته شد. این حركت نتیجه عگس داد. در اثرسفر آقای خمینی به پاریس و نوفل لوشاتو و همکاری با جریان روشنفکری دینی انقلاب اسلامی ایران از یک انقلاب محدود ملی ناگهان به یک انقلاب بین المللی تبدیل شد. انقلاب ایران در پاریس یک تربیون جهانی پیدا کرد. بطوریکه در آن چند ماه اقامت در پاریس بیش از 300 مصاحبه انجام گرفت و انقلاب را در سطح جهانی مطرح کرد. همه این ها دست به دست هم داد و شاه نتواند جلوی انقلاب را بگیرد. پیروزی انقلاب اجتناب ناپذیر شده بود.

وضعیت مطبوعات در آن دوره چگونه بود؟

 

روزنامه و کتاب به شدت تحت کنترل بود. وزارت فرهنگ و اطلاعات برای کتاب ها مجوز نمی داد. حتی به متن کتاب هم توجه نداشت و بعضا تنها به خاطر نام نویسنده به کتاب مجوز چاپ نمی داد. بسیاری از کتاب های مرحوم بازرگان به اسم دیگری درمی آمد یا بعضی از کتاب های مرحوم شریعتی به نام مزینانی درمی آمد. یعنی تا این اندازه فشار وجود داشت. شاه برای اینکه نمایش دموکراسی بدهد دو حزب درست کرد اما همان را هم نتوانست تحمل کند و هر دو حزب را منحل کرد و بعد حزب رستاخیز را به وجود آورد. وقاحت را بدانجا رساند که گفتند هرکس نمی خواهد عضو حزب رستاخیز شود گذرنامه اش را بگیرد و از ایران برود. مردم ما در چنین جوی زندگی می کردند. داستان شکنجه هایی که در زندان های شاه بر زندانیان سیاسی اعمال می کردند آنچنان بود که در تمام گزارش های جهانی از طرف سازمان های بین المللی حقوق بشر آورده می شد. در این گزارش ها ساواک به عنوان یکی از مخوف ترین سازمان های اطلاعاتی در دنیا شناخته شده بود.

آیا انسداد در فضای دانشگاه هم وجود داشت؟ چون به هرحال هم حزب توده پایگاه مناسبی در دانشگاه ها داشت و هم جبهه ملی و بعدها هم که دانشجویان مذهبی. یعنی فضای دانشگاه از لحاظ سیاسی باز بود که این گروه ها می توانستند در دانشگاه ها نیرو جمع آوری کنند؟

دانشگاه های ایران  به دلایلی همیشه مرکز مقاومت و مبارزه با استبداد و استعمار بوده اند. دانشگاه های ما ازهمان آغاز تاسیس از سال 1315 به بعد هیچ گاه صبغه طبقاتی نداشتند و صرفا محل ورود فرزندان طبقات ثروتمند و مرفه نبودند. دانشجوهای ما از تمام طبقات بودند و همیشه ارتباط مستقیمی بین مطالبات مردم و مطالبات دانشجویان وجود داشت. به تدریج که جو و فضای سیاسی جامعه ما تبدیل به یک جو دینی می شود و گرایشات دینی در مبارزات ضداستبدادی دست بالا را می گیرد این غلبه در دانشگاه ها هم به وجود می آید و مثلا در مقایسه با دهه 1320 تا 1332 که جو غالب دانشگاه ها در دست چپ گرایان بود بعدها تغییر پیدا می کند و در دهه 40 به بعد به دلیل ورود روحانیت و فعالیت نهضت آزادی و بازداشت سران نهضت و محاکمه آنان ، آرام آرام جو دانشگاه های ما هم اسلامی می شود. آن سال ها دائما بین دانشجویان و نیروهای امنیتی درگیری بود اما نیروهای امنیتی قادر به کنترل جنبش دانشجویی نبودند. علتش هم این بود که در آن دوره میان دانشجویان نسبت به شیوه های مبارزه نوعی اتفاق نظر وجود داشت. در بیرون دانشگاه هم این انسجام و یکپارچگی وجود داشت و به این دلیل ساواک نه توانست نه  در سطح جامعه جلوی فعالیت ها را بگیرد و نه در سطح دانشگاه.

اگر شخصیت شاه را روانکاوی کنید چه دلیلی برای روحیه استبدادی شاه می آورید؟ بالاخره محمدرضاپهلوی در سوییس درس خوانده بود و دموکراسی واقعی را دیده بود تا سال1332 هم تنها سلطنت می کرد و نه حکومت اما چرا بعد از کودتای 28 مرداد آنقدر دیکتاتور شد؟

اگر مقالاتی را که راجع به شخصیت روانی شاه نوشته شده را بخوانید درمی یابید که شاه یک شخصیت فوق العاده متزلزلی داشت. هنگامی که در 25مرداد 1332، یعنی قبل از کودتای 28 مرداد ، شاه و ثریا از کشور فرار کردند ، مجله تایم مقاله ای راجع به شاه نوشت که در آن به برخی از خصوصیات شاه پرداخته بود. رضا شاه از رفتار های محمد رضا همیشه ناراحت و نا راضی بود. ووی را سرکوفت می زد که ای کاش به جای محمدرضا ، اشرف خواهر توامانش، پسر می شد. حتی می گویند روزی رضاشاه آنقدر از دست پسرش محمدرضا عصبانی شده بود که وی را با اردنگی به داخل استخر آب پرتاب کرده بود. مجله تایم در وصف روحیات  محمدرضا شاه  نوشت كه او جز زنبارگی ، جمع آوری ماشین های کورسی و عکس ستارگان سینما به چیز دیگری علاقه نداشت. اما بعد از کودتای 28 مرداد شاه روی دیگر خودش را نشان داد؛ روحیه استبدادی محمدرضا انعکاس عقده های روانی سرکوب شده و عقده حقارت شخص شاه بود. در واقع روانکاوانی که شاه را تحلیل کرده اند می گویند شاه دچارعقده خود بزرگ بینی بود، دچار ایگوما نیا و مگالومنیا بود،بنوعی  دچار نارسیسم  یعنی خود شیفتگی بود. این نوع افراد دو ویژگی روانی دارند. از یک سو فرد دچار خود بزرگ بینی است و از طرف دیگر عمیقا دچار  عقده حقارت هستند. این افراد وقتی در قدرت هستند بعضا آن وجه خود بزرگ بینی را نشان می دهند و در جایی که شکست می خورند عقده های سرکوب شده  ظاهر می شود.  آخرین باری که مایک والاس در سال 1355 یا 56 با شاه مصاحبه می کند از وی می پرسد که اعلیحضرت آیا شما گزارش روانپزشکان سازمان سیا را در مورد خودتان خوانده اید؟ شاه سرخ و سفید می شود و جواب درستی نمی دهد. مایک والاس اجازه می گیرد تا گزارش را بخواند و شاه هم اجازه می دهد. اما مایک والاس بازهم شاه را تحریک می کند و می گوید اعلیحضرت اگر گزارش را بخوانم آن وقت ماموران ساواک شما نمی آیند مرا بگیرند و بیاندازند زندان. شاه هم عصبانی می شود و دستور می دهد بخواند. مایک والاس هم می خواندکه روانکاوان سیا گزارش داده اند که شما شدیدا دچار عقده خود بزرگ بینی هستید. یک دفعه شاه فریاد می زند که این ها را یهودی ها علیه من ساخته اند. مایک والاس هم که یهودی بود، می پرسد این حرف یعنی چی ؟ شاه پاسخ می دهد که تمام رسانه هاو بانک ها و موسسات آمریکایی را یهودی ها کنترل می کنند. این خود موجب تشدید جنجال علیه شاه در مطبوعات امریكا می گردد.

عاوه بر این ، شاه در سال های آخر زندگی اش به شدت  مریض می شود و به خاطر سرطانی كه داشت تحت درمان داروهای مختلف است ، داروهای ضدسرطان فقط سلول های سرطانی را مورد حمله قرار نمی دهند بلکه تغییرات جدی در بدن بیمار به وجود می آورند. به همین دلیل شاه دچار عوارض شیمی درمانی بود. تمام کسانیکه در سال آخر شاه را می دیدند و راجع به مسایل مملکتی با وی مذاکره  می کردند گزارش داده اند که شاه دچار نوعی تحیر بود و نمی توانست تصمیم بگیرد. بنابراین کسی که دچار خودشیفتگی بود و معتقد بود که نظرکرده حضرت ابوالفضل است وقتی در معرض بیماری قرار می گیردو احساس ضعف می كند، دوباره عقده حقارتش بروز پیدا می کند. شما خاطرات پارسونز یا سالیوان را بخوانید. همه وقتی از شاه صحبت می کنند می گویند که شاه فاقد اراده بود و نمی توانست تصمیم بگیرد.

اینکه می گویند شاه خبر از وحشی گری های ساواک نداشت تا چه اندازه می تواند صحت داشته باشد؟

این عذر بدتر از گناه است. اگر شاه خبر نداشته که ساواک چه بلایی سر مردم می آورد خب یک گناه بزرگی را مرتکب می شود. شاه یک سگ وحشی را به جان مردم انداخته بود بدون اینکه بداند اینها با مردم چه کار می کنند. اگر هم می دانسته و به ساواک اجازه می داده این گناه بزرگتری بود. اما اینکه می گویند شاه از اعمال ساواک خبر نداشته همه بی ربط است. چون گزارشگران بین المللی در همین زمینه به كرات با شاه صحبت کرده بودند. من یادم می آید که در سال 1343 یعنی یک سال بعد از کشتار 15 خرداد، شاه به آمریکا رفت. آن زمان یكی از شخصیت های بر جسته و فعال حقوق بشر در آمریکا رئیس جامعه بین المللی حقوق بشر و پایه گذار جامعه آزادی های مدنی آمریکا بود. شهرت او بخاطر اعتراضش به  لشکرکشی آمریکا به فلیپین در دهه 1900 و کشتار مسلمانان بود. من باتفاق مرحوم دكتر چمران در آن سال با وی دیدار و وضعیت حقوق بشر درایران را برای وی تشریح کردیم. او یک نامه نوشت برای محمدرضا شاه از طریق سفارت ایران در واشنگتن و همه مسایل را به وی گفت. پس چطور شاه خبر نداشت؟ علاوه براین یک سازمان بین المللی دیگر بنام جامعه حقوقدانان بین المللی که رییس اش ویلیام باتلر بود. وی قبل از انقلاب به ایران سفر كرد و با شاه دیدار داشت و تمام مطالب را به شاه منعکس کرد. شاه نمی توانست بگوید که نیروهای امنیتی من این غلط ها را می کنند اما من بی خبرم. همه مستبدین جهان این کارها را مرتکب می شوند اما سربزنگاه می گویند کی بود کی بود من نبودم. این عذر نه در پیشگاه تاریخ موجه است و نه در پیشگاه خداوند.

اینکه می گویند شاه جلوی خون ریزی را گرفت و نگذاشت ارتش انقلابیون را به خاک و خون بکشد تا چه اندازه صحت دارد؟

در گزارش هایی که ناظرین و دیپلمات های خارجی داده اند ، آمده که شاه برای استفاده از ارتش در جهت سرکوب معترضین ابراز مخالفت کرد. اما این تصمیم ناشی از همان فقدان اراده در استفاده از داروها بود. این منابع از شاه نقل كرده اند كه  گفته است پادشاه دستور کشتن ملتش را نمی دهد.  اما وی قبلا چنین دستوری داده بود. مسبب فاجعه 17 شهریور پس چه کسی بود؟ شاه که در آن تاریخ در ایران بود. شاه ، اویسی و رحیمی را به عنوان فرماندار نظامی تهران وناجی را به عنوان فرماندار نظامی اصفهان منصوب کرده بود. این ها به سوی مردم تیراندازی کردند و با تانک از روی مردم گذشتند. در قزوین ، فرمانده لشگر دستور داد که مردم را زیر تانک بگیرند. در آن زمان سازمان های حقوق بشری كه ما با آن ها در تماس بودیم به ما توصیه كردند كه از جنازه های كشته شدگان بر اثر تیر اندازی نظامیان عکس بگیرند و من هم این درخواست را به ایران منتقل کردم.  این دوستان از شهدای میدان ژاله و از محل اصابت گلوله ها عکس هایی گرفتند. حدود200 قطعه عکس رنگی كه از  200 جنازه گرفته شده بود، برای من فرستادند. این عكس ها  نشان می داد که گلوله ها به نیم تنه بالا و از پشت و به سر اصابت کرده بوده است. یعنی اینکه تیراندازی به قصد کشتن بوده ، نه اینکه مثلا تیراندازی هوایی کردند که مردم بترسند و متفرق شوند. خب این ها را چه کسی دستور داده؟ فرماندار نظامی تهران از چه کسی دستور می گرفته است؟ شاه در رأس امور بوده است. بنابراین اگر کسانی می گویند که شاه نمی خواست مردم را بکشد  شواهد و قرائن بسیار روشنی وجود دارند که خلاف آن را نشان می دهد. نکته دیگرموفقیت جنگ روانی علیه  ارتش شاه بود. از اواسط سال  1356 آقای خمینی مرتبا در بیانیه های خود ارتش را مورد خطاب قرار می دادند. من درتیر ماه آن سال بعد ازانجام مرسم  دفن مرحوم شریعتی در شام به نجف رفتم و با آقای خمینی پیرامون مسائل جنبش مذاکره ای طولانی داشتم. از جمله موضوعاتی كه مطرح شد چگونگی بر خورد با ارتش بود. ادامه مبارزات ملت در نهایت به تقابل با ارتش منجر می شد. ارتش ابزار اجرای سیاست های شاه و آمریكا بود. آقای خمینی با جنگ مسلحانه علیه ارتش مخالف بود.  من استراتژی جنگ روانی علیه ارتش را مطرح کردم و ایشان هم پذیرفتند. از آن تاریخ به بعد ایشان مرتباً بدنه ارتش را مورد خطاب قرار می داد ؛ که ای خانواده ارتشی ها به شوهران و پدرانتان بگویید به مردم تیر اندازی نكنند. خطاب به سربازان می گفتند که از سربازخانه ها فرار کنند. بدنبال این بیانیه  ها بود که سربازها از پادگان ها مرتبا فرار می کردند بطوریکه در یک زمانی دادن پناه به سربازان فراری به یک مشغله بزرگ برای مبارزین سیاسی تبدیل شده بود. تصمیم گیرندگان می دیدند که ارتش دیگر توان مقابله با مردم را ندارد و اگر شاه می خواست به ارتش فرمان دهد كه با مردم درگیر شود ارتش تماما متلاشی می شد. حتی ژنرال هایزروقتی  به ایران آمد به ارتش توصیه کرد که علیه انقلاب عمل نکند. بعضی این توصیه را به معنای حمایت آمریکا از انقلاب گرفتند. اما شواهد این را نشان نمی دهد. بلکه  هدف هایزر  حفظ انسجام ارتش در مقابل انقلاب بود. آمریکایی ها بر این باور بود ند كه  پس از فروکش کردن ناآرامی ها و هیجانات سیاسی ارتش می تواند وارد عمل شود. با فرستادن هویزر به ایران و مذاکره با سران ارتش همان برنامه ای را می خواستند در ایران اجرا کنند که بعدها در فلیپین اجرا کردند. اما  این برنامه آمریکا برای ایران دیر شده بود. اگر در اردیبهشت 57 این برنامه را عملی می کردند ممكن بود موفق شوند، اما نه در دی ماه 57. درهر صورت ارتش توان مقابله با مردم را نداشت تا علیه آنان وارد میدان شود.

اینکه شاه گفته بود من صدای انقلاب شما را شنیدم آیا نشانه پشیمانی شاه بود؟

شاه آمد گفت مردم! من صدای انقلاب شما را شنیدم. خب این صدای انقلاب چه بود؟ مردم چه می گفتند که شاه شنید؟ مردم می گفتند که شاه را نمی خواهند. شاه آن حرف را زد اما حاضر نشد عقب نشینی کند. آقای دکتر علی امینی در خاطراتش می گوید شاه از وی دعوت کرد تا نخست وزیری را بپذیرد. امینی هم شرط گذاشت و گفت اگر شاه فرماندهی کل نیروهای مسلح را به نخست وزیر تفویض کند و بودجه ارتش را در اختیار دولت قرار دهد، نخست وزیری را قبول می کند. اما شاه نپذیرفت و زیربار نرفت. علی امینی می گوید: «من شاه را می شناسم. هر وقت تحت منگنه و فشار قرار می گیرد کس دیگری را جلو می اندازد تا او غائله را حل کند و به محض پشت سر گذاشتن بحران، شاه دوباره سرجای اولیه اش برمی گردد». در واقع سوال شما را علی امینی در خاطرات خودش کاملا جواب می دهد. شاه گفت صدای انقلاب شما را شنیدم اما آمادگی برای پذیرش پیامدهای صدای انقلاب مردم نداشت و نهایتا هم مجبور به ترک ایران شد.

یعنی معتقدید که شاه هیچ گاه به خاطر عملکردش احساس پشیمانی نکرد؟

من جایی ندیدم که شاه نوشته یا گفته باشد که فلان کارش غلط و اشتباه بوده است. من کتاب پاسخ به تاریخ نوشته شاه را خواندم. در آنجا ندیدم که شاه گفته باشد که بله مثلا در فلان جا اشتباه کردیم.

برخی ها معتقدند که در کشورهای جهان سومی مثل ایران که سایه استبداد هزاران سال بر سرش بوده برای رشد و پیشرفت و توسعه بهتر است که یک دولت قوی اقتدارگرا داشته باشد و برای اثبات ادعایشان پدر و پسر پهلوی را مثال می زنند که در زمان حکمرانی شان ایران رو به سوی مدرنیزاسیون حرکت کرد. نظر شما درباره این نظریه چیست؟

اقتصاددانان یک اصطلاحی دارند به نام توسعه پایدار. توسعه پایدار یعنی نهادینه شدن توسعه.  اگر اجرای پروژه ای موجب رشد اقتصادی مهم نیست، باید دید که رشد اقتصادی تا چه اندازه استمرار پیدا می کند. توسعه پایدار یك رابطه تنگاتنگی با  توسعه سیاسی دارد. بدون نهادینه شدن حقوق و  آزادی های اساسی رشد اقتصادی به توسعه پایدار منجر نمی گردد. دولت های دوران پهلوی اقتدار گرا نبودند. بلكه خودكامه و استبدادی بودند. دولت های خود كامه قانون گریز ند. دولت میتواند هم اقتدار گرا باشد و هم قانون محور.  دولت های ایران در دوران پهلوی ها فاقد عناصر اصلی و زیر بنائی مدرنیته بودند. اساس مدرنیته بر قبول حقوق طبیعی انسان و مفهوم شهر وندی و حاكمیت ملت استوار است. تغییرات رو بنائی در شكل ظاهری شهر ها و یا نوع پوشش مردم مدرنیته ایجاد نمی شود. رژیم پهلوی ها در تمام دوران حكومت خود با  یك بحران سیاسی مزمن روبرو بودند. در دوران پهلوی ها قانون اساسی بطور مستمر نا دیده گرفته می شد. نادیده گرفتن قانون اساسی منشاء و علت بحران سیاسی بود.  وقتی بین دو نفر قراردادی منعقد می شود اما یک طرف قرارداد از موضع بالا مفاد قرارداد را زیرپا می گذارد، در روابط میان دو طرف بحران به وجود می آید. در سطح ملی هم قانون اساسی به عنوان یک میثاق ملی روابط بین حاکمان و مردم را تعریف می کند. به موجب قانون اساسی مشروطه ، شاه می بایستی سلطنت می كرد  نه حكومت. اما شاه اصول مصرح درقانون اساسی را زیرپا می گذاشت  و از قانون تخطی می کرد.

با استمرار بحران سیاسی رشد اقتصادی صورت نمی گیرد. چون قانون حاكم نبود. همه چیز منوط به اراده شخص شاه بود. رشد اقتصادی در جایی به وجود می آید که امنیت سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی باشد. وقتی امنیت سیاسی و قضائی  نباشد سرمایه ها فرار می کنند. شاید بهمین علت باشد كه در ایران  سرمایه داری صنعتی یا بورژوازی ملی پا نگرفت و نمی گیرد. شاید کشور در چنین وضعی از نظر اقتصادی رشد كند اما این رشد نا پایداری است. چین به موفقیت های اقتصادی دست یافته است اما اگر نتواند  وارد بعد یا فاز توسعه سیاسی شود رشد اقتصادی با شکست مواجه خواهد شد.

اما مردم نسبت به مسایل سیاسی در قبل از انقلاب تا چه اندازه حساسیت داشتند و اصلا انسداد سیاسی و شکنجه های ساواک تا چه اندازه در انقلابی شدن مردم تاثیر داشت؟ به عبارتی عامل سیاسی در بروز انقلاب بیشتر نقش داشت یا عامل فرهنگی یا عامل اقتصادی؟

عامل انسانی نقش اساسی داشت.  در جهان بینی توحیدی و براساس آموزه های قرآنی، خدا انسان را آزاد خلق کرده است. هر عاملی که بخواهد آزادی فکر و اندیشه و عمل را از انسان سلب کند ، انسان به آن واكنش آگاهانه و یا نا خود آگاه نشان می دهد. حال می خواهد این سلب آزادی از طریق استثمار اقتصادی باشد، از طریق سیطره سیاسی باشد یا از هر طریق دیگری باشد مردم واکنش نشان می دهند. بنابراین واکنش مردم به استبداد یک واکنش فطری و درونی و انسانی است. در موارد ممكن است  این واکنش سیاسی و آگاهانه باشد در مواردی هم آگاهانه نباشد. مثل انسان بالغی که احساس گرسنگی می کند و می داند که باید برای رفع گرسنگی اش غذا بخورد. اما یک بچه نوزاد یا كودك همین احساس گرسنگی  را دارد ولی نمی داند چه کار بکند و گریه می کند . یک مادر خوب احساس اورا می فهمد و به نوزاد یا كودك خود شیریا  غذامی دهد. توده های مردم هم در مواقعی با استبداد مبارزه می کنند اما آگاهی سیاسی ندارند. تمام مردم اشراف کامل بر عملکرد شاه نداشتند، اما احساس سیاسی داشتند. من احساس سیاسی را از بینش سیاسی تفکیک می کنم. احساس سیاسی مردم در مبارزه با رژیم شاه بعضا یک احساس فطری و توسعه نیافته بود. عامه مردم  بینش سیاسی نداشتند اما الیت و نخبگان جامعه (چه روحانیون و چه روشنفکران) بینش سیاسی را برای مردم بیان می کردند واعتراض آن ها را جهت می دادند. بنا بر این مجموعه عوامل سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی درسقوط شاه و پیروزی مردم نقش داشته اند. 

114
7 اردیبهشت 1388 ساعت 19:31
تحلیل دکتر ابراهیم یزدی از سخنان احمدی نژاد در اجلاس دوربان

ابراهیم یزدی مشاور رهبر سابق ایران امام خمینی بر این باور است که سخنان احمدی نژاد هیچ توجیهی مبنی بر دفاع از منافع ملی ایران ندارد و اصولا این رویکرد غیرسازنده است. وزیر خارجه سابق ایران گفت: در شرایطی که دولت جدید امریکا حاضر شده است بدون هیچ قید و شرطی با ایران وارد مذاکره شود، دولت ایران می بایستی از آن استقبال نماید، نه اینکه با اظهارات متفاوت و متضاد این فرصتها را از دست بدهد و به آن قدرتهایی که در منطقه مخالف بهبود روابط ایران با امریکا یا با کشورهای همسایه می باشد بهانه بدهد.

 

دوشنبه 07 اردیبهشت 1388
Mon 27 Apr 2009
   

سخنان ضد اسرائیلی رئیس جمهور ایران در اجلاس ضد نژاد پرستی دوربان 2 با توجه به اینکه واکنش 40 دیپلمات و نماینده کشورهای حاضر در اجلاس را برانگیخت، می تواند ضربه ای به منافع ملی و جایگاه ایران در جوامع بین الملل باشد.

اجلاس موسوم به دوربان 2 که در پایتخت سوئیس برگزار می شود، در نفی نژاد پرستی است. سخنرانی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران در این اجلاس (دومین اجلاس ضدنژادپرستی سازمان ملل متحد) انتقاد شدید دبیرکل این سازمان و سران دولت های عمده غربی و اسرائیل را به همراه داشته است.

به گزارش بی بی سی محمود احمدی نژاد در سخنرانی جنجال برانگیز خود دولت اسرائیل را حکومتی نژاد پرست و جعلی خوانده است.

آقای احمدی نژاد روز 31 فروردین در سخنان خود در باره اسرائیل گفت: "به بهانه هولوکاست با تجاوز، ملتی را آواره و عده‌ای را از آمریکا و اروپا و سایر کشورها به آن سرزمین منتقل کرده و حکومت جعلی برپا کردند و در واقع به بهانه جبران صدمات نژاد پرستی در اروپا، خشن ترین نژاد پرستان را در نقطه‌ای دیگر یعنی فلسطین حاکم کردند."

ابراهیم یزدی مشاور رهبر سابق ایران امام خمینی در گفتگو با ترندنیوز بر این باور است که سخنان احمدی نژاد هیچ توجیهی مبنی بر دفاع از منافع ملی ایران ندارد و اصولا این رویکرد غیرسازنده است.

کاخ سفید با انتقاد از سخنان آقای احمدی نژاد آن را "سخنانی پر از نفرت" نامیده است و بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد از اقدام او ابراز تاسف کرده است.

در این حال، هیات های نمایندگی 23 کشور عضو اتحادیه اروپا از جمله جمهوری چک که ریاست دوره ای این اتحادیه را بر عهده دارد، در اعتراض به آقای احمدی نژاد این اجلاس را ترک کرده اند.

آقای یزدی بر این باور است که سیاست خارجی هر کشوری علی الاصول بر اساس منافع ملی و امنیت ملی آن کشور تعریف می شود. «در روابط بین المللی چیزی بنام دوست یا دشمن دائمی وجود ندارد. روابط بین الملل در تلاطم و تغییر و دگرگونی است. بنابر این هر دولت ملی می بایستی منافع ملی را با توجه به رویدادهای بین لمللی و آرایش نیروهای سیاسی تعریف کند و پی گیری نماید. اکنون سوال اساسی این است که آنچه رئیس جمهور ایران (محمود احمدی نژاد) در کنفرانس دوربان 2 بیان کرده است چه رابطه ای با منافع ملی ایران دارد یا می تواند داشته باشد؟».

وزیر خارجه سابق ایران آقای یزدی در ادامه گفت، در شرایطی که دولت جدید امریکا حاضر شده است بدون هیچ قید و شرطی با ایران وارد مذاکره شود، دولت ایران می بایستی از آن استقبال نماید، نه اینکه با اظهارات متفاوت و متضاد این فرصتها را از دست بدهد و به آن قدرتهایی که در منطقه مخالف بهبود روابط ایران با امریکا یا با کشورهای همسایه می باشد بهانه بدهد.

رئیس جمهور امریکا آقای باراک اوباما در خال حاضر تمایل خود را بر مذاکرات بدون پیش شرط با ایران اعلام کرده است، فرصتی که در سی سال قطع روابط بین ایران و امریکا رخ نداده است. به اعتقاد آقای یزدی لابی اسرائیل در امریکا سعی خواهد کرد که به بهانه این سخنان تحریک آمیز فشار خود را بر مذاکرات و رویه دولت امریکا در قبال ایران افزایش دهد.

در کنفرانس دوربان دولت امریکا و اسرائیل قبل از آنی که احمدی نژاد به کنفرانس برود یا حتی اعلام حضور نماید، آنها این کنفرانس را تحریم کرده بودند و اعلام کرده بودند که در کنفرانس حضور پیدا نمی کنند.

به اعتقاد وزیر خارجه سابق ایران و دبیر کل نهضت آزادی اقای یزدی، سخنان آقای احمدی نژاد و واکنش برخی از حاضرین به این سخنان فرصتی به امریکا و اسرائیل که بایکوت کنفرانس را توجیه نمایند، بنابر این از این نظر تصور می کنم آنچه که آقای احمدی نزاد در آنجا (کنفرانس دوربان2) گفتند مغایر با منافع ملی می باشد.

به اعتقاد اقای یزدی، مشکل اسرائیل با فلسطین در وحله اول با مشارکت اعراب باید حل شود:« بعضی از نمایندگان حاضر در آن کنفرانس از سخنان احمدی نژاد استقبال کردند، اما نمایندگان کشورهای عرب حاضر در کنفرانس در صورتی که عمیقا و صمیمانه از عمکلکرد اسرائیل ناراضی هستند به نشانه این اعتراض- ولو بصورت سمبلیک- فروش نفت را قطع بکنند».

اعراب به اتفاق آرا قطعنامه 242 سازمان ملل متحد در مورد تخلیه اراضی اشغالی فلسطین در جنگ 1967 را قبول کرده اند و اعلام کرده اند که دولت اسرائیل را در صورتی که این اراضی را تخلیه کند به رسمیت خواهند شناخت، حتی پادشاه عربستان سعودی ملک عبدالله قول داده است که در ازای این اقدام اسرائیل حاضر است مبلغ ده میلیارد دلار بابت هزینه جمع کردن شهرکهای یهودی نشین پرداخت نماید.

به اعتقاد آقای یزدی در شرایطی که کشورهای اعراب حاضر شده اند تا این درجه با جامعه جهانی و شورای امنیت سازمان ملل همکاری کنند، حق ان است که اکنون که دولت جدید اسرائیل تمام تعهدات قبلی خود را انکار می نماید به عنوان سمبل اعتراضی یک روز جریان نفت را قطع نماید و دخالت غیر اصولی ایران در این زمینه توجیهی ندارد.
113
25 فروردین 1388 ساعت 16:44
غلامعباس‎ ‎توسلی:تنها راه نظارت بی طرفانه بر انتخابات است

دکترغلامعباس‎ ‎توسلی،‎ ‎جامعه‎ ‎شناس‎ تصریح دارد‎ ‎که‎ ‎ممکن است‎ ‎به اصولگرایان تفهیم شود که‎ ‎حتما‎ ‎باید محموداحمدی‎ ‎نژاد‎ ‎کاندیدایشان باشد‎ ‎و در آن صورت آنان بالاجبار‎ ‎با‎ ‎یک‎ ‎کاندیدای اصلی ‏‎ ‎در‎ ‎انتخابات‎ ‎ریاست‎ ‎جمهوری‎ ‎شرکت‎ ‎می کنند. توسلی معتقد است که در این صورت، اصلاح‎ ‎طلبان‎ ‎هم‎ ‎باید‎ ‎کاندیدای‎ ‎واحدی‎ ‎بدهند. وی همچنین‎ ‎می گوید‎ ‎که‎ ‎اظهارات‎ ‎احمدی‎ ‎نژاد‎ ‎در‎ ‎استقبال‎ ‎از‎ ‎سخنان‎ ‎باراک‎ ‎اوباما‎ ‎نمی‎ ‎تواند‎ ‎برگ‎ ‎برنده‎ ‎او‎ ‎در‎ ‎جریان‎ ‎انتخابات‎ ‎باشد.

 

دوشنبه 24 فروردین 1388
Mon 13 Apr 2009
   

دکترغلامعباس‎ ‎توسلی،‎ ‎جامعه‎ ‎شناس‎ ‎در‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎با‎ ‎روز‎ ‎تصریح دارد‎ ‎که‎ ‎ممکن است‎ ‎به اصولگرایان تفهیم شود که‎ ‎حتما‎ ‎باید محموداحمدی‎ ‎نژاد‎ ‎کاندیدایشان باشد‎ ‎و در آن صورت آنان بالاجبار‎ ‎با‎ ‎یک‎ ‎کاندیدای اصلی ‏‎ ‎در‎ ‎انتخابات‎ ‎ریاست‎ ‎جمهوری‎ ‎شرکت‎ ‎می کنند. توسلی معتقد است که در این صورت، اصلاح‎ ‎طلبان‎ ‎هم‎ ‎باید‎ ‎کاندیدای‎ ‎واحدی‎ ‎بدهند. وی همچنین‎ ‎می گوید‎ ‎که‎ ‎اظهارات‎ ‎احمدی‎ ‎نژاد‎ ‎در‎ ‎استقبال‎ ‎از‎ ‎سخنان‎ ‎باراک‎ ‎اوباما‎ ‎نمی‎ ‎تواند‎ ‎برگ‎ ‎برنده‎ ‎او‎ ‎در‎ ‎جریان‎ ‎انتخابات‎ ‎باشد. این‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎را‎ ‎می‎ ‎خوانید. ‏‎ ‎‎ ‎

‎‎آیا‎ ‎این‎ ‎احتمال‎ ‎وجود‎ ‎دارد‎ ‎که‎ ‎اصولگرایان‎ ‎همه‎ ‎اختلافات‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎کنار بگذارند‎ ‎و‎با‎ ‎یک‎ ‎کاندیدا‎ ‎وارد‎ ‎عرصه‎ ‎انتخابات‎ ‎شوند؟‎ ‎
‎ ‎
هنوز‎ ‎ممکن‎ ‎است‎ ‎تغییر‎ ‎و‎ ‎تحولاتی‎ ‎در‎ ‎تعداد‎ ‎کاندیداهای‎ ‎ریاست‎ ‎جمهوری‎ ‎پیش‎ ‎بیاید. اصلاح‎ ‎طلبان‎ ‎به‎ ‎تعداد‎ ‎کاندیدای‎ ‎مشخصی‎ ‎رسیده‎ ‎اند‎ ‎اما‎ ‎معلوم‎ ‎نیست‎ ‎اصول‎ ‎گرایان‎ ‎با‎ ‎چند‎ ‎کاندیدا‎ ‎شرکت‎ ‎خواهند‎ ‎کرد. ظاهرا‎ ‎آنها‎ ‎منتظر‎ ‎هستند‎ ‎ببینند‎ ‎که‎ ‎اصلاح‎ ‎طلبان‎ ‎چه‎ ‎می‎ ‎کنند. به‎ ‎نظر‎ ‎می‎ ‎آید‎ ‎در میان آنها دیدگاه‎ ‎های‎ ‎مختلفی‎ ‎وجود‎ ‎دارد‎ ‎و‎ ‎درنهایت‎ ‎بسیار‎ ‎دشوار‎ ‎خواهد‎ ‎بود‎ ‎که‎ ‎برای‎ ‎همه‎ ‎دیدگاه‎ ‎هایشان‎ ‎یک‎ ‎کاندیدای‎ ‎واحد‎ ‎داشته‎ ‎باشند. تا‎ ‎آخرین‎ ‎روزها‎ ‎هم‎ ‎می‎ ‎توان‎ ‎شاهد‎ ‎حضور‎ ‎کاندیداهای‎ ‎جدید‎ ‎بود. ‏ولی‎ ‎اگر‎ ‎چراغ‎ ‎سبزهایی‎ ‎باشد‎ ‎که‎ ‎حتما‎ ‎باید‎ ‎آقای‎ ‎احمدی‎ ‎نژاد‎ ‎کاندیداصلی‎ ‎اصولگرایان‎ ‎باشد،‎ ‎ممکن‎ ‎است‎ ‎بالاجبار‎ ‎توافق‎ ‎روی‎ ‎ایشان‎ ‎صورت‎ ‎بگیرد. اگرچه‎ ‎الان‎ ‎زود‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎قضاوت‎ ‎کنیم‎ ‎اما‎ ‎اگر‎ ‎چنین‎ ‎احتمالی‎ ‎باشد‎ ‎اصلاح‎ ‎طلبان‎ ‎هم‎ ‎باید‎ ‎کاندیدای‎ ‎واحدی‎ ‎بدهند. ‏‎ ‎‎ ‎

‎‎وضعیت‎ ‎میرحسین‎ ‎موسوی‎ ‎را‎ ‎چگونه‎ ‎ارزیابی‎ ‎می‎ ‎کنید؟‎آیا‎ ‎زمان‎ ‎کافی‎ ‎برای‎ ‎ارتباط‎ ‎برقرارکردن‎ ‎با‎ ‎اقشار‎ ‎مختلف‎ ‎مردم‎ ‎وجود‎ ‎دارد؟‎ ‎‎ ‎
اگراجماع‎ ‎اصلاح‎ ‎طلبان‎ ‎روی‎ ‎ایشان‎ ‎تحقق‎ ‎پیدا‎ ‎کند‎ ‎و‎ ‎آقای‎ ‎کروبی‎ ‎هم‎ ‎به‎ ‎جایی‎ ‎برسد‎ ‎که‎ ‎به‎ ‎نفع‎ ‎وی‎ ‎انصراف‎ ‎بدهد،‎ ‎آقای‎ ‎موسوی‎ ‎خواهد‎ ‎توانست‎ ‎رای‎ ‎اصلاح‎ ‎طلبان‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎خود‎ ‎اختصاص‎ ‎بدهد. برخی‎ ‎نیز‎ ‎معتقدند‎ ‎که‎ ‎آقای‎ ‎موسوی‎ ‎می‎ ‎تواند‎ ‎بخشی‎ ‎از‎ ‎آرای‎ ‎اصولگرایان‎ ‎را‎ ‎هم‎ ‎به‎ ‎خود‎ ‎اختصاص‎ ‎بدهد. با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎موضع‎ ‎گیری‎ ‎هایی‎ ‎که‎ ‎ایشان‎ ‎می‎ ‎کنند‎- ‎‏ که‎ ‎دربرخی‎ ‎موارد‎ ‎به‎ ‎اصولگرایان‎ ‎نزدیک‎ ‎است‎- ‎‏ این‎ ‎احتمال‎ ‎وجود‎ ‎دارد. با‎ ‎این‎ ‎حال‎ ‎اگر‎ ‎آقای‎ ‎احمدی‎ ‎نژاد‎ ‎کاندیدای‎ ‎اول‎ ‎باشد‎ ‎رای‎ ‎اصولگرایان‎ ‎بیشتر‎ ‎به‎ ‎سبد‎ ‎ایشان‎ ‎سرازیر‎ ‎خواهد‎ ‎شد. ‏‎ ‎‎ ‎

‎ ‎حضور‎ ‎آقای‎ ‎نوری‎ ‎چگونه‎ ‎می‎ ‎تواند‎ ‎بر روند‎ ‎مبارزات‎ ‎انتخاباتی‎ ‎تاثیر بگذارد؟‎ ‎‎ ‎
تا‎ ‎حالا‎ ‎آقای‎ ‎نوری‎ ‎صریحا‎ ‎اعلام‎ ‎داوطلبی‎ ‎نکرده‎ ‎اند.‏‎ ‎اما به طور کلی‎ ‎اصلاح‎ ‎طلبان‎ ‎باید‎ ‎بتوانند‎ ‎به‎ ‎موضع‎ ‎واحد‎ ‎برسند‎ ‎وگرنه‎ ‎وضع‎ ‎اصلاح‎ ‎طلبان‎ ‎خوب‎ ‎نخواهد‎ ‎بود. ‏‎ ‎اگر‎ ‎اصلاح‎ ‎طلبان‎ ‎به‎ ‎وحدت‎ ‎برسند‎ ‎می‎ ‎توانند‎ ‎آرای‎ ‎بیشتری‎ ‎جذب‎ ‎کنند. ‏‎ ‎‎ ‎

‎‎باتوجه‎ ‎به‎ ‎اینکه‎ ‎دولت‎ ‎و شورای‎ ‎نگهبان‎ ‎ودیگر‎ ‎بخش‎ ‎های‎ ‎ناظر‎ ‎بر‎ ‎انتخابات‎ ‎همه‎ ‎از‎ ‎هواداران‎ ‎اصولگرایان‎ ‎هستند،‎ ‎روند‎ ‎برگزاری‎ ‎انتخابات‎ ‎را‎ ‎چگونه‎ ‎پیش‎ ‎بینی‎ ‎می‎ ‎کنید؟‎ ‎‎ ‎
این‎ ‎موضوع‎ ‎به‎ ‎شدت‎ ‎نگران‎ ‎کننده‎ ‎است. سوابق‎ ‎نشان‎ ‎می‎ ‎دهد‎ ‎که‎ ‎با‎ ‎چنین‎ ‎وضعیت‎ ‎و‎ ‎ترکیبی‎- ‎هم‎ ‎در‎ ‎رد‎ ‎صلاحیت‎ ‎ها‎ ‎و‎ ‎هم‎ ‎در‎ ‎مسامحه‎ ‎ای‎ ‎که‎ ‎نسبت‎ ‎به‎ ‎خودی‎ ‎ها‎ ‎وجود‎ ‎دارد‎- ‎انتخابات‎ ‎از‎ ‎یک‎ ‎روند‎ ‎سالمی‎ ‎برخوردار‎ ‎نباشد. مگر‎ ‎اینکه‎ ‎نشان‎ ‎بدهند‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎شمارش‎ ‎آرا‎ ‎و‎ ‎مراحل‎ ‎مختلف‎ ‎نظارتی‎ ‎جدی‎ ‎و‎ ‎بی‎ ‎طرفانه‎ ‎و‎ ‎همه‎ ‎جانبه‎ ‎وجود‎ ‎دارد. ‏‎ ‎‎ ‎

‎‎طی‎ ‎دو‎ ‎روز‎ ‎گذشته‎ ‎آقای‎ ‎احمدی‎ ‎نژاد‎ ‎از‎ ‎اظهار‎ ‎نظر‎ ‎مقام‎ ‎های‎ ‎آمریکایی‎ ‎درمورد‎ ‎ایران‎ ‎استقبال‎ ‎کردند. آیا‎ ‎گشودن‎ ‎باب‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎با‎ ‎آمریکا‎ ‎می‎ ‎تواند‎ ‎برگ‎ ‎برنده‎ ‎ای‎ ‎برای‎ ‎آقای‎ ‎احمدی‎ ‎نژاد‎ ‎باشد؟‎ ‎‎ ‎
فکر‎ ‎نمی‎ ‎کنم. چون‎ ‎این‎ ‎مساله‎ ‎فراز و نشیب‎ ‎های‎ ‎زیادی‎ ‎خواهد‎ ‎داشت‎ ‎و‎ ‎طرف‎ ‎مقابل‎ ‎هم‎ ‎تا‎ ‎زمان‎ ‎انتخابات‎ ‎خیلی‎ ‎جلو‎ ‎نخواهد‎ ‎آمد‎ ‎و منتظر‎ ‎نتیجه‎ ‎انتخابات‎ ‎خواهد‎ ‎بود. بنابراین‎ ‎فکر‎ ‎نمی‎ ‎کنم‎ ‎تاثیر مهمی‏‎ ‎داشته‎ ‎باشد. برای‎ ‎توده‎ ‎مردم‎ ‎گرایش‎ ‎های‎ ‎فکری‎ ‎و‎ ‎سیاسی‎ ‎و دیدگاه هایی که‎ ‎از‎ ‎قبل‎ ‎در مورد کاندیداها دارند‎ ‎مهم‎ ‎است. اگر‎ ‎چه‎ ‎برای‎ ‎بخش‎ ‎هایی‎ ‎از‎ ‎جامعه‎ ‎ما‎ ‎موضوعات‎ ‎مربوط‎ ‎به‎ ‎سیاست‎ ‎خارجی‎ ‎هم‎ ‎اهمیت‎ ‎دارد. ولی‎ ‎در‎ ‎شرایط‎ ‎فعلی‎ ‎خیلی‎ ‎تعیین‎ ‎کننده‎ ‎نیست. ‏

روز آنلاین
112
19 فروردین 1388 ساعت 16:39
محمد توسلی : منتظر اعلام برنامه از سوی كاندیداهای اصلاح طلب هستیم

نهضت آزادی ایران همواره از گفتمان اصلاح‏طلبی، از همان سال‏های اول بعد از انقلاب، تبعیت می‏کرده و همواره هم با همین نگاه در انتخابات حضور داشته یا در مواقعی که لازم بوده‏، شرکت کرده است. اما هیچ‏وقت تابع بقیه نبوده، خودش مستقلاً شرایط را ارزیابی کرده و آن‏چه را درست تشخیص داده، عمل کرده است.

 

چهار شنبه 19 فروردین 1388
Wednes 8 Apr 2009
   

رادیو زمانه : با آقای مهندس محمد توسلی، دبیر سیاسی نهضت آزادی ایران گفت و گو می‏کنم. آقای توسلی اظهار داشتند که دلایل انصراف آقای خاتمی هنوز در ابهام است. از ایشان می‏پرسم: آیا این ابهام می‏تواند در تصمیم‏گیری شما برای انتخابات ریاست جمهوری موثر باشد؟

طبیعی است که این ابهامات تأثیری در تصمیم‏ ما در انتخابات نداشته باشد. ولی در هر حال ما این مطلب را به عنوان ابهامی که در ارتباط با انصراف آقای خاتمی به‏ نظر می‏رسد، به منظور آگاهی مطرح می‏کنیم تا مورد توجه قرار بگیرد.

آیا اگر این ابهامات از این قبیل باشد که آقای خاتمی ناخواسته، تحت فشار حضور آقای موسوی، کناره‏گیری کرده باشد، آن موقع جهت‏گیری شما نسبت به آقای موسوی تغییری نخواهد کرد؟

در این زمینه، اطلاعی نداریم که ایشان مسبب چنین فشارهایی بوده باشد. ما باید برنامه‏های آقای مهندس موسوی و سایر نامزدها را بررسی کنیم، در راستای منافع ملی در این مقطع و با توجه به شرایط کنونی تصمیم‏گیری کنیم.

به طور کلی، اغلب نهضت آزادی را در جبهه‏ی اصلاحات ارزیابی می‏کنند. با توجه به این‌که جبهه‏ی مشارکت سمت‏گیری خود را به آقای موسوی اعلام کرد، به نظر می‏آید، اصلاح‏طلبان تمایل خود را به سوی آقای موسوی نشان داده‏اند. آیا اگر مجموعه‏ی اصلاح‏طلبان به سمت آقای موسوی بروند، نهضت آزادی هم همین سمت را پیش خواهد گرفت؟

این نظر شما کاملاً درست است که نهضت آزادی ایران همواره از گفتمان اصلاح‏طلبی، از همان سال‏های اول بعد از انقلاب، تبعیت می‏کرده و همواره هم با همین نگاه در انتخابات حضور داشته یا در مواقعی که لازم بوده‏، شرکت کرده است.

اما هیچ‏وقت تابع بقیه نبوده، خودش مستقلاً شرایط را ارزیابی کرده و آن‏چه را درست تشخیص داده، عمل کرده است.

اگر نظر شخصی شما را در مورد تفاوت‏های آقای موسوی و کروبی بپرسم، چه خواهید گفت؟

ما برای همه‏ی نامزدها احترام قایل هستیم. طبیعتاً آقای کروبی و آقای مهندس موسوی، هر کدام، ویژگی‏های خاص خود را دارند. باید ابتدا، برنامه‏های این نامزدها را بررسی کنیم و بعد بتوانیم اظهار نظر کنیم.

به نظر می‏آید که آقای کروبی برنامه‏های‏شان را حداقل، در دور قبل اعلام کردند.

ما با برنامه‏ای که آقای کروبی در دوره‏ی قبل اعلام کرد، موافق نبودیم. به همین دلیل از آقای دکتر معین که گفتمان ایشان با گفتمان اصلاح‏طلبی نزدیک‏تر بود، همکاری داشتیم.

منتظر هستیم که آقای مهندس موسوی برنامه‏های خود را اعلام کند تا ببینیم اگر هماهنگ و نزدیک با برنامه‏های نهضت آزادی ایران باشد، در مورد آن اظهار نظر خواهیم

111
29 بهمن 1387 ساعت 11:04
ابراهیم یزدی : مخالفان خاتمی از حركت های ایضایی دست بردارند / احتمال پیروزی كاندیدای واحد اصلاح طلبان بسیار زیاد خواهد بود

ابراهیم یزدی با اشاره به كاندیداتوری خاتمی در انتخابات آینده با بیان اینكه مهم چگونه آمدن خاتمی است،گفت: امیدوارم با توجه به حركت‌های نامناسبی كه از جانب برخی گروه‌ها علیه خاتمی انجام شده ایشان نسبت به ایجاد یک جبهه گسترده از همه نیروهای اصلاح طلب دست به کار شود.

 

چهار شنبه 29 بهمن 1387
Wednes 18 Feb 2009
   

دبیركل نهضت آزادی ایران به مخالفان خاتمی توصیه كرد، دست از حركت های ایضایی بردارند و منتظر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری باشند.

ابراهیم یزدی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، با اشاره به كاندیداتوری خاتمی در انتخابات آینده با بیان اینكه مهم چگونه آمدن خاتمی است،گفت: امیدوارم با توجه به حركت‌های نامناسبی كه از جانب برخی گروه‌ها علیه خاتمی انجام شده ایشان نسبت به ایجاد یک جبهه گسترده از همه نیروهای اصلاح طلب دست به کار شود.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا تخریب‌ها فقط محدود به خاتمی خواهد بود؟ گفت: هر کاندیدای اصلاح طلبی كه احتمال پیروزی اصلاح طلبان را بالا ببرد با این نوع تهدیدها روبرو خواهد شد، اگر اصلاح طلبان به اجماع برسند و یک کاندیدا معرفی کنند و آن کاندیدا هم آقای خاتمی باشد، احتمال پیروزی اصلاح طلبان بسیار زیاد خواهد بود.

وزیر خارجه دولت موقت تخریب‌های صورت گرفته علیه اصلاح طلبان را نتیجه پیروزی احتمالی آنها در انتخابات آینده دانست و در خصوص برخورد قوه قضاییه با این گونه تهدید‌‌ها گفت: چگونه است قوه قضاییه در مورد مسایل به مراتب ساده‌تر از این موارد وارد عمل می‌‌شود ولی در خصوص این تخریب‌ها که یک شخصیت سیاسی برجسته در جمهوری اسلامی را مورد تهدید قرار می‌دهند، هیچ واکنشی صورت نمی‌‌‌گیرد.

وی با اظهار امیدواری در خصوص برخورد قوه قضاییه با تخریب کنندگان گفت: امیدوارم قوه قضاییه به وظیفه قانونی خود در برابر حرمت شكنی‌ها و به دور از جانبداری از گروه خاصی عمل کند.

یزدی همچنین در واکنش اظهار نظر برخی اصولگرایان در خصوص کاندیداتوری خاتمی مبنی بر اینکه "پیش شرط‌های خاتمی برای ورود به عرصه انتخابات محقق نشده است" اظهار داشت: خاتمی در دوران ریاست جمهوری مطالبی را در خصوص مشکلات کاری خود بیان کرده‌ و در حال حاضر این سوال در اذهان مردم باقی است که آیا آن موانع مرتفع شده است؟ ولی از طرف دیگر خاتمی هم مانند هر شهروند دیگری حق دارد، کاندیدا شود و مردم نیز حق دارند که از آن کاندیدا حمایت کنند.

وی تصریح کرد: هیچ شخصیتی سیاسی نمی‌تواند بگوید که چون ممکن است محافلی با من مخالف باشند و کارشکنی کنند در انتخابات حضور نیابد. اگر یک شخصیت سیاسی بخواهد به کشورش خدمت کند، باید آمادگی پرداخت هزینه‌‌ها را هم داشته باشد و اصلاح طلبان نیز باید همین‌گونه باشند.

یزدی در پایان تاکید کرد: تصور نمی‌کنم کسانی که این گونه حرف‌ها را علیه خاتمی می‌زنند، جدیتی در کلام آنها باشد و ممکن است یک‌سری حرکت‌های ایضایی انجام دهند ولی به هر حال خاتمی با جدیت آمده است و بهتر است صبر کنیم تا نتیجه انتخابات آینده مشخص شود.

__