| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
117
|
896
|
91/2/4 (02:40)
|
|
||
|
|
64
|
1410
|
91/1/11 (15:03)
|
|
||
|
|
7
|
346
|
90/9/5 (20:16)
|
|
||
|
|
8
|
1412
|
89/11/27 (20:28)
|
|
||
|
|
8
|
950
|
89/4/14 (10:37)
|
|
||
|
|
18
|
1353
|
89/4/12 (11:58)
|
|
||
|
|
17
|
341
|
91/2/4 (02:38)
|
|
||
|
|
4
|
285
|
91/2/2 (23:08)
|
|
||
|
|
52
|
4378
|
91/1/25 (19:57)
|
|
||
|
|
2
|
183
|
91/1/25 (19:57)
|
|
||
|
|
1
|
60
|
91/1/20 (15:27)
|
|
||
|
|
2
|
43
|
91/1/9 (04:01)
|
|
||
|
|
5
|
109
|
91/1/8 (21:16)
|
|
||
|
|
28
|
356
|
90/10/14 (20:06)
|
|
||
|
|
104
|
4218
|
90/10/14 (17:59)
|
|
||
|
|
143
|
11854
|
90/9/16 (21:33)
|
|
||
|
|
1
|
239
|
90/4/7 (15:48)
|
|
||
|
|
1
|
114
|
90/4/7 (15:39)
|
|
||
|
|
407
|
1752
|
90/4/3 (11:43)
|
|
||
|
|
2
|
73
|
90/3/18 (14:11)
|
|
سلام
هر كسی متن های هر كدوم از آهنگهای محسن نامجو را داره اینجا بزاره...
مرسی
امان از دستت ای مقام معظم برتری
مقام از دستت ای امان معظم که مقام از تو بر آید از دستت
دستت!
فغان از تو بر آید ای مقام که امان تو میدهی
نمیدانم مربوط به کدام موسیقی مقامی هستی؟
چه کس تو را ساخته؟
کیان نواخته اند؟
خود من مربوط به کدام موسیقم که مقامی نیست آن، که مقامی نیست مرا در کوی قائم مقامان جهان
ای برهم رساننده ی دو خط حتی موازی که هیچ کس را چون تو خداوند نکرده است نزدیکی، نزدیکی!
گویند حکایت به این جا رسید که فرزندانش سوراخ سنبه های تمام راز آلودگیش را عیان کرده اند
امان از دستشان
گویند بریده است و از همه بریده، صد و بیست و چهار هزار زن خویش را طلاق داده که عشق پیریش تو بودی و آن جیر پماران
امان از دستت
گویند فرزندانش همه تباه شده اند و خلاف میکنند و تو را برگزیده است برای روزهای پیریش
برای روزهای پیریت تا در آغوش هم به حال دشمن گریه کنید
چه رازآمیزترینی است نزدیکی های او با تو و عشق انسانی تو به توهم یک همسر، چه رازآمیز!
تو کدبانوترین زن خداوندی آن چنان که برایت محمد را نیز حتی طلاق داد
و آن فرزندان که از شکم تو زاده اند همه ماده اند مادگانی چون من، سهم الارث ما نیم است و باید چون تو خانه دار شویم
به امید آنکه خداوند شبی از شبها به بالین تک تکمان بغلتد
خود من از آن دخترانم، از آن مادگان بی مقام که بی مربوط هستم به هر نوع موسیق چون تو ای مادرم
سرورم
مقام معظم سروری
نمیدانم کدام ژن در من نفوذ کرد که شوهرت یا توهمش هیچگاه به بسترم نیامد
من عاشق فرزندان خلافکار تباه شده بودم از همان زمان خودم نیز
آخر شوهرت مرا باکره گذاشت، دیدی؟
که چیزی از این غمینتر نیست، چیزی غمینتر از بی پناهی پیوند معصومانه ی تو و شوهر پیرت
و چیزی غمینتر از خوشبختی ناب آنان که نامشان را دشمن تر از حتی نام من به یاد داری
و لذتی شهوانیست در تلفظت از آن عیان
دشمن حتی نیم نگاهی هم به من و تو نمی اندازد
و چیزی غمینتر از این هم حتی و چیزی غمینتر از آهنگ آمورف تو ای مقام!
ای معظم!
ای رهبری!
معونت از آن توست
آه
الهاكم التكاثر
معونت از آن توست
آه
الهاكم التكاثر
که آوخ میچکد از چشمم
ز شر این همه هیاهوی علیل
چه ماراست بس؟
چه ماراست بس؟
چه این دویدن و بلعیدن ماراست پس؟
معونت از آن توست
هاااااااه
الهاكم التكاثر
حتی رنج
حتی زرتم المقابر
حتی حضور بی غش
آاای گلادیاتورهای پارک وی
آاای صف ساکن آهن
چیدمان حسرت
نیزه ها بردار، که دم غروب است
جا نماند خود نمای کسی ز پارک ز وی
نیزه ها بگذار، که دم غروب است
جا نماند خود نماز کسی ز جوانمرد قصاب
ز شهر ری
معونت از آن توست
هااااااااااهاا
الهاكم التكاثر
آی گلادیاتورها بتازید بر جرس
آی گلادیاتورها برینید بر ارس
آی گلادیاتورها بتازید بر جرس
آی گلادیاتورها برینید بر ارس
آی گلادیاتورها بخندید بر صفا
آی گلادیاتورها بگریید بر وفا
آی گلادیاتورها بیفتید روی زن
آی گلادیاتورها بپوشید موی زن
آی گلادیاتورها ببلعید هفت من
آی گلادیاتورها بغرید روی هم
آی گلادیاتورها بپیچیید جلوی هم
آی گلادیاتورها فرعیه در برین
آی گلادیاتورها شرعیه در بیارین
آی گلادیاتورها سمیه پخش کنین
آی گلادیاتورها هرویینه تقس کنین
آی گلادیاتورها بتازید بر جرس
آی گلادیاتورها برینید بر ارس
آی گلادیاتورها بخندید بر صفا
آی گلادیاتورها بگریید بر وفا
آی گلادیاتورها بیفتید روی زن
آی گلادیاتورها بپوشید موی زن
آی گلادیاتورها ببلعید هفت من
آی گلادیاتورها بغرید روی هم
آی گلادیاتورها بپیچیید جلوی هم
آی گلادیاتورها فرعیه در برین
آی گلادیاتورها شرعیه در بیارین
آی گلادیاتورها سمیه پخش کنین
آی گلادیاتورها هرویینه تقس کنین
درود
مشابه این بحث با عنوان متن ترانه های محسن نامجو در کلوب هست
از دوستان دعوت میکنم پستهای خود را آنجا قرار دهند
شعر بی نظیر دو دراز کشندهی مالامالِ راحت طلبِ خوش!
گفت ما دو دراز کشندگان بودیم در آن لحظه با زیر شلوار و جین خُشک که سخت فرو میبارید بر ما، آسمانی که نبود از برای بی ریشگیمان و
چشمانش را باز کرده بود، مبهوت آسمان...
و من چشمانم را بسته بود... او!
بمال... بمالامالم کن... بمالامالم کن!
گفت که این دست که میسائی، دُم شیر است و شیر طغیان میکند گاهی و پنجولک بر پشتت میخِشُکَنَد...
و من چشمانم را بسته بود ....او!
بمال... بمالامال شویم تا دوتائی!
بودم چشم بسته، دسته دسته مویم را خرمن میکرد وجین شده و جین در آورده و آب را ول داده روی زمین بود او که نرمه سرش را سفت سفت سفت میفشراندیم میفشراندیم، راندیم، راندیممان خود خویشمان را از هر جایگاه که تاریک باشد و من نبینم که نمیدیدم...
و من چشمانم را بسته بود.. او!
بمال... بمال و بیامای ... بمال!
سرش را سفت کردم که پنجره انگار کوتاه شد و هیچکس مارا ندید، نمیدانم، نمیدیدم در پنجرهی سرش که آن دراپه ها کوتاه شده بود انگارکی بلند بود گاهی و من نمیدانم درست،
که من چشمانم را... دستانم را بسته بود... او!
مُهارسِنزو، مُهارسِنزو... زو زو زو زود باش...زود باش!
چه کنم؟!
آه... آه... بمال... بمال!
آه و اوه و آه و اوه میکرد و من سرش سفت در دستم که چه میخواهی؟ که من چشمانم را بسته ای تو، اینجایم که نمیشنید و بر حلقه درِ گوشم دَقُ الباب میکرد و من چشمانم را باز نمی.. کوهی ساختیم زیر آنچه رویمان میآمد، پتو نامی و رام حلقه هایی...
دنده به دنده روبرویش گذاشتیم یکدیگر را هی فشُراندیم... هی فشُراندیم... راندیم و من نمیدانم کوه ها کنار کی رفتند و غارهایشان مانده که باشیممان در آن و تاریک بود و من نمیدیدم،
که من چشمانم را بسته بود... او!
کمی رانده بودیم... دیم... دیم و ول کردیم و کردم ول من مالامالیدنم را، سرش را آورد و نرمالالنده بر صورتم نرمالنده مالید از بناگوش تا گوش بنا شده با یکی گوشواره که آویخته بودم من برایش از این سر سیتی به آن سر سیتی و سوت سوتِ صورتم را جاروی موهایش زنان و دست، بر من زارا شده آه و اوه، آی آی که من نمیدیدم دردِ صورت خویش را،
که من چشمانم را بسته بود... او!
های...راحتی؟ راحتی؟
میخواهی یک وَری شَوَمَنده دریایی شَوم و تو در هر دریا که خواستی سد شوم و آب گیر شود ساخته و شنا کنی؟
که شنا کرد و بر آب من چنگولک کشید بر پشتم چار چنگاله چنگ زد و چینگ چینگ با ناخنهایش و... آه و اوه میشنیدم و نمیدیدمش من،
که چشمانم را بسته بود... او!
گفتم سرخ روی که دیده بودمش یک لحظه، دو چشم گشوده دو پایش را، حالا من بر سد او شناور و آه و اوه کنان لب، آبِ من میآمد و من دستم بر زیر هزار پرده مُشکین مالیدم و مالامال شدیم که مِشکین بود و نمیدیدم
که من چشمانم را بسته بود...او!
مایلی بمال... مایلی بمال... بمال!
راحتی؟... راحتی؟
که گفت: آری عزیز زِبر زده مویِ با دُم شیر بازی کنِ بی نظیر شِنایَنده بر این دم که با آن بازی میکنی که من طغیان میکنم گاهی و طوفانی میشود آبت، طوفانی شد و من بر آن دریا اسب میراندم و شلاقم یخ زدگی بود دستم را که بر گلویش جارو میدادم
هی، چه میخواستی از من؟ چه میخواستی از من؟
راحتی؟ راح... راح...
زِ من... صبر کن... لبانت... بما...بمال...
لبانت فرصتی نی... لبا... بمال... لبالب میشوم هی...
بما... بمال... سفت دارد بالا می آور... کوچیکهی هر راحت بالا و پائین می...
آه ...بما...
لبانت کو؟ کو؟ کو؟...
لبانت کو؟ گاهی...آه... کو؟..کو؟
کوکاق! کوکاق؟ کوکاق! کوکاقچیناچِرامینا... کوکاقچیناچِرامینا...چِرا مینا...
مینا
مینا، مینای من لبانت، مینای من لبانت!
آه یافتم! (ماچ)
راحتی؟ یافتم...! راحتی؟ راحتم...! یافتم...! راحتم...! یافتم...! راحتم....! یافتم....! یافت...! یافت... راحفتم!!!
(پوه)
دماسنج اگر بگذاری که میتِرکد آب تمام جهان
پشتم را که بنگر چارپنجولی کرده ای شده است از تو
وای، بویی گرفتهام من که چشمانم را بسته بودی دا.
بازَش کردَمَشَت باز کردنی را... باز کُنم؟ باز،کُنم؟!
آهِ هِ هِ ...و خندیدیم دو تائی درازکشنده که گفت:
ما دو دراز سیگار کِشندگانیم و هِرهِرهِرهِر دست یکدیگر را خواندهایم آواز خوانا... گوجورِقا... رو سینه را... هفتآ بوشو... از کینه را!
بیا فیتیله را بگذار که تا کربلا و قدس برویم همین طوری هِر هِر کنان و زِر زِر چَرَند گویانِ بی نظیریم ما... می محسن عزیز اگر!
بال بال میزنم از همین حالا چشم بسته در شهر که چشمانم بودمی... بودی... دا... دو... دا!
دالی دالی دالی!
روزی شدم به نوره ، نور پخش و هوا رفت
روزی شدم به سوله ، سوله ریخت و به گا رفت
روزی شدم به تهی ، غش کرد و دلش گرفت و رفت
روزی شدم به صداقت ، وای وای وا وای ، کجا رفت
وای وای وا وای ، کجا رفت
وای وای وا وای ، کجا رفت
وای وای وا وای ، کجا رفت
وای وای وا وای ، کجا رفت
همش دلم می گیره، همش تنم اسیره
خنجر زدم خوب نشد ، بل بل زدم جور نشد
همش دلم می گیره، همش تنم اسیره
خنجر زدم خوب نشد ، بل بل زدم جور نشد
ما را به جام هندی ، ما را به رسم رندی
ما را به رنج دوری ، ما را به عشق و شوری
ما را به راز فاشی ، ما را به آش و لاشی
ما را به حامله ی باکره ، ما را به شهید زنده
ما را به حامله ی باکره ، ما را به شهید زنده
همش دلم می گیره ، همش تنم اسیره
خنجر زدم خوب نشد ، بل بل زدم جور نشد
همش دلم می گیره ، همش تنم اسیره
خنجر زدم خوب نشد ، بل بل زدم جور نشد
ما را به شیخ موبایل دار ، ما را به بسیجی فایل دار
ما را به نهضت حسین ، ما را به فرودگاه خمین
ما را به رهبر صوفی ، ما را به تایپ کوفی
ما را به حامله ی باکره ، ما را به شهید زنده
ما را به آسفالت سوراخ ، ما را به لذت آخ
ما را به حامله ی باکره ، ما را به شهید زنده
محسن نامجو،گلشیفته فراهانی:
همش دلم می گیره ، همش تنم اسیره
خنجر زدم خوب نشد ، بل بل زدم جور نشد
همش دلم می گیره ، همش تنم اسیره
خنجر زدم خوب نشد ، بل بل زدم جور نشد
they shot us down BANG BANG
we hit the ground BANG BANG
that awful sound BANG BANG
all babys shot us down
محسن نامجو،گلشیفته فراهانی:
خنجر زدم خوب نشد ، بل بل زدم جور نشد
همش دلم می گیره ، همش تنم اسیره
we always win the fight BANG BANG
they shot us down BANG BANG
we hit the ground BANG BANG
that awful sound BANG BANG
all babys shot us down
we always win the fight BANG BANG
شقایق نرماندی از آنِ تو
حلاوت و بی صبری از آنِ من
عشق پانزده سانتی از آنِ تو
ماکارونی تمبر هندی از انِ ما
خیابان شهید قندی از آنِ ما
قبری که بهش میخندی از آنِ ما
زکاوت و رندی از آنِ ما
ز سفره چه می جویی حاتم من
با خودت چه می گویی خاتم من
دیگه واسه چی می جویی ماتم من
بابا تو چه پر رویی خاتم من
اسبتو کجا می بندی بوبوی من
به چی تو دل می خندی کوبوی من
آقا به مویی بندی سرور من
خانم به چی پا بندی شربر من
کوکوی دو شب مانده ازآن ما
کپی پدر خوانده از آنِ ما
خلقت ناخوانده از آنِ ما
دولت شرمنده از آن ما
کلفتی پرونده از آنِ ما
ملی پو ش بازنده از آنِ ما
انتقاد سازنده از آنِ ما
شاید که آینده از آنِ ما
شاید که آینده از آنِ ما
شاید که آینده از آنِ ما