userinfo close

  ,

محسن نامجو


namjooclub

تاسیس: 14 شهریور 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: بیژن نصری - معاونان
در این كلوب همه آزادند نظر و عقیده خود را بیان كنند.حدود این آزادی تا آنجاست كه به شخصیت و عقیده دیگ ادامه »
در این كلوب همه آزادند نظر و عقیده خود را بیان كنند.حدود این آزادی تا آنجاست كه به شخصیت و عقیده دیگران توهین نشود و در بحث ها اصول اخلاقی مراعات گردد.
بیاییم حدود این آزادی را پاس داریم.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
117
896
91/2/4 (02:40)
64
1410
91/1/11 (15:03)
7
346
90/9/5 (20:16)
8
1412
89/11/27 (20:28)
8
950
89/4/14 (10:37)
18
1353
89/4/12 (11:58)
17
341
91/2/4 (02:38)
4
285
91/2/2 (23:08)
52
4378
91/1/25 (19:57)
2
183
91/1/25 (19:57)
1
60
91/1/20 (15:27)
2
43
91/1/9 (04:01)
5
109
91/1/8 (21:16)
28
356
90/10/14 (20:06)
104
4218
90/10/14 (17:59)
143
11854
90/9/16 (21:33)
1
239
90/4/7 (15:48)
1
114
90/4/7 (15:39)
407
1752
90/4/3 (11:43)
2
73
90/3/18 (14:11)

عنوان بحث

م امتی , 1119007
م امتی - 02:19 1386/08/22

نظرتون درباره موسیقی و متن شعر نامجو چیه؟

آقای نامجو را می توان یک نابغه دانست اما مشکل اینجاست که خودش هم فکر می کند خیلی نابغه است. اکثر ترانه هاش هم معانی و مضامین بلندی دارند هر چند که اکثرا گوشخراش هستند. اما بعضی ها شاهکارند. معتقدم اگه خودش رو تربیت کنه می توان به ایشان نابغه ای در موسیقی جهان لقب داد. معرفی محسن نامجو در نیویورک تایمز و تشبیه ایشان به باب دیلون ایران هم نشان دهنده اقبال بیشتر جهانی به ایشان تا داخل ایران هست. ترانه و آهنگ مرد بی اساس ایشان شاهکاره.

بارها و بارها گوش کردم. اصلا خسته کننده نیست. از زمان انتشار آثارش به صورت زیرزمینی به محبوب ترین خواننده بین قشر دانشگاهی و روشنفکر تبدیل شده.

اما هنوز از اینکه ایشان در فیلم معرفی شان از اینکه قیافش شبیه سنی ها است با کراهت یاد می کنه ناراحتم. حالا که قیافش زشت شده که نباید به مذهب دیگری ربطش داد. اتفاقا سنی ها خوشگلند

چه میشه کرد کمی بی ادبه. خودش میگه اعتراض. مخصوصا سیگار کشیدنش و تقدیس آن.

اما من دوستش دارم. خیلی زیاد. براش آرزوی موفقیت می کنم.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
آشیل پله , illidan
آشیل پله - 08:52 1386/09/4
4

من از سجاد سخت گیر تر در مورد نامجو نمی شناسم! اما وقتی با خودش حرف میزدم دوست داشت یه تیکه از ماجرا واضح بشه اون هم آخر مقاله شه که به نامجو امید هست ولی به سنتی گرا های موسیقی ایران اصلا و دوست نداشت که بر عکس برداشت بشه، سجاد، هیچ کاری با شعر های نامجو نداره بیشتر با طرز خواندنش مشکل داشت که فکر میکنم با آلبوم ترنج که به صورت رسمی منتشر شد بیشتر این مشکلش هم حل شده باشه، اما بیشتر ایرادی که به نامجو میگرفت این بود که به طور مثال سه تار زدنش رو بذاریم کنار احمد عبادی. یا مثلا تلفیق کردنش با دهلوی مقایسه کنیم. من خودم از این جهت به سجاد حق میدم ولی سجاد چند تا فیلد رو کاملا در نظر نگرفته. مثلا کدوم یکی از اساتید سه تار میتونن با سه تار راک بزنن یا گام های بلوز رو بنوازن؟ اگر نامجو هم میومد مثل اون ها از تار استفاده میکرد اون وقت میشد باهاشون مقایسه شون کرد و گفت که نامجو کار ضعیفی رو داره نسبت به اون ها ارائه میده.

فاصله  فارسی , pianist_bez
فاصله فارسی - 14:50 1386/09/2
3
سلام به همه؛
        یه مطلب تو سایت "گفتگوی هارمونیك" خوندم كه فكر میكنم خیلی خوب موضوع موفقیت و استقبال از كارهای آقای نامجو رو بررسی كرده،گفتم برای شما هم بزارمش شما هم فیض ببرید.اینم لینكش؛ http://www.harmonytalk.com/id/1220  برای شنیدن مثالها روی  audio file راست كلیك كنید و save target as رو انتخاب كنید.
 
 
 
پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۶ ، سجاد پورقناد
شاید دیدن چنین تیتری در این مجله برای خوانندگان قدیمی آن تا حد زیادی غیر منتظره باشد، چراکه تا امروز در این مجله به این دست آثار موسیقایی تولید شده در ایران نپرداخته ایم؛ امروز هم قصد نداریم به صحبت درباره این دست آثار بپردازیم، بلکه صرفا به این خاطر، موسیقی و نظریات محسن نامجو را بررسی می کنیم که به زعم خودش و عده زیادی از هوادارانش، موسیقی او جدیست و میتوان آنرا با دیگر آثار موسیقی کلاسیک ایران قابل قیاس دانست.

محسن نامجو، چندیست به خبر اول موسیقی در مجلات کاغذی و الکترونیکی تبدیل شده است. شاید بیشتر افرادی که امروز بسیار از او یاد میکنند و از طرفداران پر و پاقرص او محسوب میشوند، بیشتر از 3 یا 4 ماه نیست که نام او را میشنوند و شاید برای کسی که اولین بار موسیقی محسن نامجو را بشنود، شنیدن از موفقیت های روز افزون وی کاملا غیر منتظره و غیر قابل باور باشد، چراکه موسیقی او با توجه به اینکه از کنار هم قرار گرفتن چند نوع موسیقی و افکت ساخته شده، از نظر ترکیب به شکل غیر قابل انکاری کلاژ شده است و به هیچ وجه ترکیب قابل توجهی ندارد.

به قول پیمان سلطانی منتقد موسیقی و رهبر ارکستر ملل، موسیقی های تلفیقی امروز فقط مخلوط شدن چند جامد هستند به صورتی که هنوز مواد اولیه آن قابل تجزیه است و در واقع ترکیبی روی نداده که چند متریال با هم تولید چیز جدیدی کنند.

این نوع مخلوط شدن ها بیشتر کودکانه و ساده هستند تا خلاقانه و زیرکانه، به همین دلیل اولین مشخصه یک اثر هنری که همان خلاقانه و دور از دسترس بودن است را زیر پا میگذارند و جذابیت خاصی ندارند.(اگر هم در جایی خیلی موفق عمل کنند در حد یک اثر "جالب" که بیش از یک یا دو بار قابل گوش کردن نیست، میتوانند مورد استفاده قرار گیرند)

audio fileبشنوید قطعه ای از این موسیقی های جدید

اگر بخواهیم نگاهی به موسیقی های با کیفیت تلفیقی بیندازیم، میتوانیم به آثار درخشان عزیزا (عزیزه) مصطفی زاده، موسیقیدان خوش قریحه آذربایجان اشاره کنیم که هنر آواز و نوازندگی را در حد عالی بکار میگیرد و از ترکیب موسیقی فولک آذربایجان، موسیقی کلاسیک غربی و موسیقی جز، audio fileموسیقی جدید و بدیعی خلق میکند.

این آثار اصلا با تجربه های ابتدایی ای که در این چند ساله از رسانه های کشورمان میشنویم قابل قیاس نیست، حتی کارهایی که استادان گذشته مانند صبا از افکت های غیر موسیقایی در خلق موسیقی میکرند هم بسیار پخته تر و قوی تر از آثار امروزی این جوانان است.

نامجو و هوادارانش گاهی متوجه پائین بودن سطح کاریشان میشوند، با این ترفند که "این آثار تجربه های یک شخص خود آموخته است" از نقد می گریزند، یا وقتی از خود نامجو میپرسند:"چه خلأ مشخصی در موسیقی سنتی احساس کردید که فکر کردید صدای سگ پرش می‌کند؟" میگوید:"... معلوم است که من فکر نمی‌کنم در موسیقی ایرانی جای صدای سگ خالی بود. اگر بپذیرم که من هنرمند نیستم اجازه می‌دهید در شأنم باشد؟" عجیب است که برای نشنیدن نقد حاضر است به کلی هنرمندانه بودن اثر و ایضا هنرمند بودن خودش را انکار کند ولی در همانجا به نقد آثار دیگران میپردازد. اینجا هم داستان مشهور "شتر مرغ" به خاطر می آید. اکثرا" این دست موسیقیدانها، گاهی به نعل میزنند گاهی به میخ!

در روزنامه "همشهری" نویسنده ای در مورد کارهای محسن نامجو چنین نوشت: "اصلا مگر در این چند ساله ما چند تا خواننده داشته‌ایم كه قطعه‌‌هایش فقط به درد موزه نخورند و تكرار مكررات خنجر و چاقو و مرد تنها نباشد، تقلید مقلدان چند دهه پیش نباشد و اصلا یکچیزی باشد كه بتوانیم روی میز موسیقی دنیا بگذاریم بدون آنكه آنها به ما بگویند خودمان بهترش را داریم؟ نباید در نقد را تخته كرد ولی خیلی جدی به شوخی و بازیگوشی و جدی نبودن احترام بگذاریم و قدر بی‌نقاب‌ها را بدانیم؛ خصوصا كسی كه شبیه ماست." (!)

نامجو در جایی خود به ابتدایی بودن موسیقی خود اعتراف میکند و میگوید:"البته در موسیقی تلفیقی اصلا نمی‌توانیم خودمان را با خارجی‌ها مقایسه کنیم؛ آنها در کیلومتر پنجاهند و ما هنوز متر اول را هم نرفته‌ایم. اما من دلم خوش است که در این جاده خاکی که پیش گرفته‌ام نفر اولم" به این نمونه از نفر اول موسیقی تلفیقی ایران توجه کنید! audio file"زلف بر باد مده تا نکنی بنیادم"

با این توصیف چطور کسی مانند محسن نامجو که نه نوازنده قابلی است نه خواننده و آهنگساز زبده ای و نه قادر به ترکیبات خلاقانه بین چند نوع موسیقی مختلف است، چنین به صدر اخبار راه پیدا میکند؟ آیا نامجو فقط یک آماتور جویای نام است که با همکاری باندهای تبلیغاتی اینترنت ایران به شهرتی برق آسا رسیده و مانند شخصیت اصلی فیلم سینمایی "مکس" اتفاقی وارد یک جریان جدی شده!؟ یا رکود طولانی موسیقی ایران بخاطر وجود افراد سنتگرا، باعث چنین انتحار و ساختار شکنی موسیقایی شده است؟ شاید دو مورد گفته شده صحیح باشد ولی به عقیده نگارنده مهمترین عامل این رویکرد اجتماعی، نوعی خلا فرهنگی در جامعه موسیقیدانان ماست. این بحثی است که در ادامه، به آن می پردازیم و از این منظر نگاهی دیگر به جامعه موسیقی هنری ایران می اندازیم.

mohsen-namjoo-ed-1-.jpg
اگر به آثار محسن نامجو نگاهی بیندازیم میتوانیم به سرعت متوجه شویم که موسیقی او امروزه همانند های بسیاری دارد؛ کنار هم قرار دادن مضحک سبک های مختلف موسیقی مثل استفاده از دستگاه های موسیقی ایرانی و ساز ایرانی، استفاده از تکنیک های موسیقی آوازی ایرانی مانند تحریر با کیفیت بسیار نازل و فقط در حد تقلید کودکانه ای از آن و همراه کردن آنها با افکت هایی از صدای حیوانات مختلف و ... این نوع چینش، سالهاست در تولیدات موسیقی جدید ایرانی استفاده میشود (البته در استفاده از افکت های صوتی حیوانات به اندازه نامجو کسی را به یاد ندارم) ولی تفاوت عمده محسن نامجو با دیگر افرادی که در این وادی قدم می نهند این است که او اهل بحث و اندیشه است و حتی این جسارت را دارد که آثار خود را با بزرگان موسیقی کلاسیک ایران قیاس کند و حتی در کنسرت ها و مصاحبه هایش این گفته ها را مطرح کند.

همانطور که گفته شد، بسیاری دیگر از هم دوره ای های نامجو به این گونه چیدمان موسیقایی دست زده بودند ولی نامجو بود که تئوری آن را هم ضمیمه آثارش کرد و مورد توجه شنوندگان قرار گرفت؛ مثلا او معتقد است که در استفاده از متریال های موسیقی هیچ تعصبی ندارد و آزادانه به انتخاب و کنار هم گذاشتن آنها میپردازد. ممکن است برای بسیاری از شما این عمل چندان جسورانه و متهورانه به نظر نرسد و اصولا وجود فضای آزاد در خلق موسیقی برای شما کاملا حل شده و بدیهی باشد، ولی برای کسانی که سالها شنیده اند که سنتور را باید بی نمد زد و از فلان سنت دور نشد و ... این گفته ها آزادی بخش و تحول برانگیز است!

در واقع محسن نامجو موفقیتش را مدیون عقب ماندگی بیش از حد فکری اهل موسیقی است! البته منظور من از عقب ماندگی فکری، نداشتن دانش بالای فلسفی موسیقیدانان نیست، چراکه همانطور که قبلا بحث شد، اصلا برای خلق موسیقی هنری چنین پشتوانه ای نیاز نیست، هرچند میتواند مفید باشد.

اتفاقا" نامجو در یکی از برنامه های خود به این موضوع اشاره کرد که "بروید از استادان موسیقی ایرانی بپرسید اصلا فیلمی از اسکورسیزی دیده اند؟" (نقل به مضمون) اینجا باید گفت نه موتسارت بخاطر فلسفه ندانستنش، آثار غیر هنری خلق کرده و نه محسن نامجو با فلسفه دانستنش (البته نسبت به بسیاری از ایرانیان) آثار هنری ایجاد کرده است، داستان خلق یک اثر موسیقایی محکم و ماندگار ماجرایی دیگر است...

البته همانطور که اشاره شد، بسیاری از گفته های نامجو هم کاملا صحیح و منطقی است (هرچند در عین حال پیش پا افتاده است!)؛ موسیقیدانان ما هنوز اطلاعات اولیه کار خود را ندارند و حتی اعتقادات باز دارنده ای دارند که خود سدی برای تولید آثار ارزشمند آنهاست.

چندی پیش یک استاد با سابقه تار در نشست مطبوعاتی و در حضور چندین خبرنگار، در تایید ساز کمانچه اذعان داشت که "تمام قطعاتی که نوازندگان ویولون در موسیقی ایرانی مینوازند من با کمانچه میتوانم اجرا کنم" (فرض کنید نوازنده ای را که توانایی تکنیکی اش audio fileدر این حد است، بخواهد با آرشه کمانچه استکاتو های audio file"ضربی چهارگاه" مرحوم تجویدی و یا قطعه را اجرا کند!) جدا از تکنیک نوازنده مذکور، اصولا اجرای بسیاری از قطعات ویولون با کمانچه ممکن نیست.

این مشکل بسیاری از نوازندگان ایرانیست که تعصب روی سازهای ایرانی و موسیقی ایرانی به خرج میدهند. بدون شک برای کسانی که به تازگی با افکار کسی آشنا میشوند که هیچ قید و بندی را برای خلق موسیقی در نظر نمیگیرد، این طرز فکر با ارزش و جدید تلقی میشود.

نامجو در جایی در مورد یکی از چهره های پیش کسوت آواز ایرانی گفته بود "دیگر صدای این فرد برای من آزار دهنده است" (نقل به مضمون) چرا نباید یک خواننده با سابقه خود بازنشست شدنش را نفهمد و با ناتوانی صدایی، باز به اجرای کنسرت بپردازد؟! این مورد در میان هنرمندان ایرانی بسیار شایع است، اکثر هنرمندان یا در سنین بالا با ناتوانی های اجرایی
Audio File کنسرت میدهند یا به اجرای قطعات گذشتشان با Audio File کیفیتی نازل میپردازند!

یا نامجو در جای دیگر به فرهنگ مرید و مرادی در موسیقی ایران اشاره میکند و آن را پوسیده میخواند، در حالی که مشهورترین مدیران موسیقی ما که اکثرا از موسیقیدانان سنت گرا و متحجر هستند، اعتقاد شدیدی به این سیستم آموزشی دارند!

حال محسن نامجو با آثار ضعیفش از نظر خط فکر موسیقایی به موسیقی ناب نزدیکتر است یا استادان سنتگرای موسیقی ایرانی؟! از یک درخت بی برگ انتظار سرسبز شدن میرود ولی سنگ تا ابد سنگ است!
علی  ام سی , i_love_mohsen_chavoshi
علی ام سی - 03:08 1386/08/30
2
   همش زیباست
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.