userinfo close
  ,

نقد شعر


naghdclub

تاسیس: 20 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: هیچكس هیچكس - معاونان
دوستان عزیز لطفا در بحث های ایجاد شده اشعار خود و دیگران را قرار دهید تا همه اعضا این اشعار را منصفا ادامه »
دوستان عزیز لطفا در بحث های ایجاد شده اشعار خود و دیگران را قرار دهید تا همه اعضا این اشعار را منصفانه نقد کنند.

نگاه ناقد در یک شروع طولانی
برای سرعت یک ماهواره در پردیس
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
15
80
90/5/17 (23:25)
49
339
89/10/7 (21:50)
2
49
89/4/1 (08:16)
26
364
90/8/20 (22:37)
3
24
90/8/20 (22:27)
4
91
90/8/20 (22:18)
19
131
90/6/3 (13:19)
5
183
87/12/9 (18:48)
7
148
87/10/17 (21:10)
3
60
87/10/4 (20:49)
1
35
86/8/10 (11:36)
1
9
86/7/9 (11:31)
0
8
86/6/31 (07:05)
0
9
86/6/4 (17:27)
0
4
86/5/24 (16:46)
0
10
86/5/24 (16:42)
0
5
86/4/14 (17:31)
1
54
86/3/23 (12:46)
1
24
86/3/13 (21:00)
2
47
86/3/13 (18:57)

عنوان بحث

اسماعیل قنواتی , mahshahriha
اسماعیل قنواتی - 15:50 1386/03/13

شعر و نقد آن

درود به همه ی دوستان

هر کس شعر  داره اینجا بزاره تا نقد و بررسی بشه

منتظرتون هستم

بدرود 

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
علیرضا بهنود , alireza_behnood
علیرضا بهنود - 22:37 1390/08/20
26

امشب سخنم حکایت دنیا بود ---- داغ غزلم دلی پر از غوغا بود

یک کوچه و یک حریم دلگیر و قفس – یا زمزمه ای از این دل شیدا بود

هر چند دلم هوای پرواز نداشت -- سهم قفسش پریدن از رویا بود

مهتاب ز بی تابی شب یاد نداشت --- تاریکی شب حریم هر بینا بود

آموخت دلم که بی هوا پر نزد --- تا نشنود از کسی که او رسوا بود

علیرضا بهنود , alireza_behnood
علیرضا بهنود - 22:34 1390/08/20
25

بی تو دستم بوی سرما می دهد

در نگاهم خستگی جا می دهد

در میان باورم با رنگ زرد

رنگ پاییز مصفّا می دهد

 

بی تو تنهایی پر از بغض بلاست

بی تو تنهایی ما بی انتهاست

بی تو اینجا هر غروب و هر سحر

قصه های غصه های آشناست

 

بی تو اینجا نیست مهتابی دگر

بی تو اینجا شب شده محو سحر

بی خبر از ناله های نیمه شب

می رود از کوچه باغم بی خبر

 

بی تو اینجا بر خیال بی کسی

دشت ها پر گشته از دلواپسی

لحظه ها مدهوش شهر آرزو

تا که شاید تو بفریادش رسی

 

بی تو فریاد انالحق می زنیم

غرق تکرار مکدر می شویم

بوی کاه گل می نوازد سینه ها

می زند آتش به داغ ما نسیم

 

بی تو اینجا قافیه گویی کم است

التهاب سینه هاغرق غم است

بی تو اینجا هم بلور زندگی

شرجی و غرق هوای ماتم است

 

علیرضا بهنود , alireza_behnood
علیرضا بهنود - 22:29 1390/08/20
24

نمی دانم ولی احساس ما را ، کسی در بی کسی های خودش کشت -

کسی که با حضور دست سردش ، به آیین جدایی می زند مشت -

کسی که بر غبار شیشه آن شب ، نوشت از سردی فام سر انگشت -

کسی که انتهای غصه هایش ، ندارد حسرت آیین زرتشت -

کسی که با حضور سبز سبزش ، بلور زندگی شاید کند رشد -

کسی که بد شنید و خوبیم گفت ، همو که کرده است دیگر به من پشت -

علیرضا بهنود , alireza_behnood
علیرضا بهنود - 22:28 1390/08/20
23

شبی از دست دلتنگی ، ترا از دل صدا کردم

به شوق دیدنت آن شب ، نمازم را ریا کردم

سر سجاده ها گفتم ، که دلتنگ تو معبودم

ولی در واقع آن لحظه ، فقط یاد شما بودم

کنار برکه ها دیدی ؟ ز بد مستی خطا کردم

ترا در اوج دلتنگی ، میان غم  رها کردم

تو رفتی همچنان بی تو ، شبیه شمع بر بادم

نصیبم از تو دلتنگی ، امیدم رفته از یادم

تمام سینه ها بی تو ، ز دست لحظه ها عاصی

تمام چهره ها بی روح ، تمام کوچه احساسی

هنوزم هم در خفا هرشب ، به یادت می زنم فالی

نمی جویی تو احوالم ، نمی پرسی ز من حالی

کنار قاب عکس ماه ، همیشه عشق بر پا بود

تو بودی هاله ای مبهم ، ولی یاد تو اینجا بود

چنان محو توام اینجا ، که از خود بی خبر گشتم

نمی دانم چه می گویم ، ببخش تو جمله ی زشتم

تمام هستی ام اینجا ، غمی در سینه ها جاریست

درون قلبمان بی تو ، پر از آشوب و طوفانیست

ببین اینجا دگر بی تو ، اسیر رنگ تردیدم

بیا محض خدا برگرد ، طلوع  سرخ خورشیدم

بیا که بی کسی بی تو ، به اوج آسمان سر زد

دلم پوسید از بس که ، به این در یا به آن در زد

اگر بد کرده ام شاید ، اسیر دست تقدیرم

مکن شکوه ز رفتارم ، مگو دیگر که دلگیرم

سکوت مبهمت امشب ، بیا محض خدا بشکن

بیا و در دل مجنون ، تمنایی ز لیلی زن

تو رفتی همچنان بی تو ، زمستان سایه گسترده

شدم پیر و نمی دانم ، ز هجرانت چقدر مانده

غبار شیشه ها امشب ،  ز دستم بی تو دلگیرند

اگر فردا نیایی تو ، یقینا  سخت می میرند

شب من شعر من نوشم  ، حدیثی بی تو خاموشم

مبر از خاطرت یادم ، مکن هرگز فراموشم

مریم وزیری , mrym_vzr
مریم وزیری - 23:00 1390/05/3
22

هنوز خانه مادر بزرگ یادم هست

حیاط, حوض, درخت سترگ یادم هست

هنوز قصه شنگول و حبه انگور

فریب و حقه ی آن روز گرگ یادم هست

 

کنار باغچه مادر بزرگ ریحان داشت

همیشه یک سبد از آن برای مهمان داشت

پسین هر شب جمعه, حیاط آب زده

و عشق بود که در آن حیاط جریان داشت

 

خلاصه زندگیش پر ز غنچه های امید

دلی که گر چه غم آلود بود, می خندید

و آن نگاه قشنگش پر از تماشا بود

درست مثل اقاقی, شبیه یاس سپید

 

چه زود بود که لبخند بر لبش ماسید

عروسکم کمی از اتفاق می ترسید

خلاصه قصه مادر بزرگ من این بود

... و یک کلاغ که هرگز به مقصدش نرسید

ارشک ساسانی تبار , ashe50
21

از شاعری گمنام:

   "چه می جویی در این خانه  که خود ویرانه اش کردی

چه می بینی در این عاشق ، که خود دیوانه اش کردی

 

نه می از جام ما نوشی ، نه   دَم  چشم  از وفا  پوشی

نه خود را می کنی آزاد،  نه  در عاشق  کُشی  کوشی

 

نه می خواهی مرا بی عشق،  نه خود را عاشقم  دانی

نه  بر عشقم  زنی  طعنه ،   نه  از  عشقم    گریزانی

 

نه  دورم  از خودت  سازی،  نه  با  بازی  نگه  داری

نمی دانم  چه  می خواهی،  چه  افکاری  به سر داری "


ارشک ساسانی ، دوشنبه 88/8/11ساعت 12/50نیمه شب در جواب شعر بالا :

 

رخت در دیده می دیدم ندا نستی چه می دیدم

اگر خورشید ،آنجا بود شرارش را نمی چیدم

سحر نامت اذانم شد ، نمایت ، نان و آبم شد

هزار  سودایه نوشینت بلای روح وجانم شد

نظر براسمان ها رفت به دیدارت همان جا رفت

عطش از کام ها سررفت ستون دین مان وارفت

شبی با باده می خفتم  سحر سجاده می سفتم

سخن ها از دو چشمانت به جام  باده می گفتم

طنین موج گیسویت مزید خلف ادراک است

 نظام دولت مجنون نزاع عقل و ادراک است

جه خواهی از سبک عقلی که خود حیران و مبهوت است

 حدیث حال و احوالش ، گهی حی و گهی موت است

مژگان  رها , mozhgan_raha
مژگان رها - 00:48 1388/04/16
20

این جا نمی خواهد تمام وجودم را هجا کنم

که صخره وجود مرا باور کنی

من این جا آزادم

و نیازی به صورتک تو ندارم

و هر وقت بخواهم گریه می کنم

حتا وقتی تو هستی

با تمام کلماتت

و وجود مرا جستجو می کنی

من این جا آزادم

و تو مرا نمی شناسی

چه حس خوبی است آزادی

مژگان رها

ج ف هبوط , mohammad_mohammadzade
ج ف هبوط - 08:45 1388/03/23
19
سلام

دوستان همکلوبی ام

ونیز با اجازه  از اقا اسماعیل عزیز

،مزاحم شدم برای بیان یک مطلب:


کلوب کلاس  فنون شاعری در نظر دارد یک دوره کلاس منسجم و هدفمند در رابطه با کنکور کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی برگزار کند.
شرح این دوره :

بجز درس زبان انگلیسی  که فعلا در برنامه نیست و اگر استاد مربوطه اش اعلام همکاری کند یا کسی در این مقوله بتواند به حد اشتهار و بعد از دادن ازمون نزد اساتیدم به مرجله تدریس برسد، انهم  در مجموعه کاری ما قرار خواهد گرفت، دیگر دروس به شرح ذیل ارائه میشود

1- نظم پارسی
2- نثر پارسی
3- کلیات
4-عربی

دروس مطابق با منابع اعلام شده از جانب سازمان سنجش و اموزش کشور ارائه خواهد شد.
برنامه هفتگی  و ماهانه و دوره ایاز ابتدا مشخص است.
کلاس ها راس ساعت مشخص شده برگزار میگردد.
به تناسب پیشرفت کار ازمون ها برگزار خواهد شد.
اساتید ناظر بر کار تنی چند از معاونین محترم کلوب کلاس فنون شاعری هستند که میتوانید با مراجعه به کلوب کلاس فنون شاعری و لیست معاونین از هویت حقیقی و حقوقی ایشان مطلع شوید.
این برنامه در میحطی مجازی و چنانچه مورد نیاز باشد بصورت تلفنی درمورد شخص خاص وباز هم میگویم مورد تلفنی به ندرت و به تناسب نیاز برگزار میشود.
مدیریت  کنکور این دوره را بنده به عهده دارم با سابقه کار بیش از هفت سال مدیریت کنکور در دو منطقه تهران بکه مفتخر به این نشانم که هنوز کسی با من کار نکرده است و حرفم را گوش نداده است که به دانشگاه ملی نرفته باشد و سر از دانشگاه ازاد و جیب جاسبی و امثال ان در آورده باشد.
هر شخص  دارای ایدی جداگانه و بصورت شماره است و در ساعات برگزاری کلاس هیچ کس هیچ کس را با نام نمیشناسد و هر کس در این کلاس ها شرکت میکند بنام شماره اش شناخته میشود و نامش تا اخر  پیش من محفوظ میماند .

دو مطلب را همینجا تضمین میکنم.
اموزش دروس انگونه که شان دروس است و لایق نام کنکوری به معنی واقعی و بیشتر از ان هدیه ای ازجانب من و اساتیدم به وی برای همه عمر تا از نظم و نثر فارسی لذتی ببرد و لذتی برساند.
دوم چیزی که تضمین میکنم : فنون کنکور است که میتوانم به جرات بگویم در امر کنکور جزو نوادری هستم که با سابقه بیش از 13 بار کنکور  دادن ((به همراه دانش اموزانم))  نبض کنکور را میشناسم.
سومی را خودتان باید تضمین کنید انهم اراده خواست و پشتکار شماست
همینجا تضمین میکنم کسی که وارد این کلاس بشوذ و با هارمونی فکری که من به وی انتقال میدهم به مقوله کنکور بنگرد  موفقیتی بدست خواهد اورد که شاید خودش هم باور نکند که  لایق و قابل این موفقیت هست که هر انسانی لایق و قابل موفقیتهای بزرگ میباشد!!!

هرکس احساس میکند میتواند در این راه به من و تیمم کمک کند بسم الله از صمیم قلب خوشحال خواهم شد.

نکته ای دیگر
چون خودم پیشترکها مهندسی مکانیک خواندم و بعد رها کردم و ادبیات چی شدم((البته هنوز شاگردم اما شاگردی گستاخ!!!)) به هر کسی که رشته اش ادبیات نیست اما به ان علاقه مند است  همینجا اعلام میکنم که بی هیچ پروایی قدم در این راه بگذارد که خودم روز اول بدون معلم شروع کردم و خون دل خوردم و امروزه حاصل تجربه هایم را در اختیار اولاد وطنم قرار داده ام.

امیدوارم همه ما موفق باشیم



شاد باش و دیر زی



چنانچه  پس از مطالعه  عناوین بحث در فنون شاعری و نیز مبحث کنکور ارشد 88-89 مایل به شرکت در این کلاسها میباشید لطفا بعد از زدن گزینه عضویت به من پیام مستقیم و یا  یاد داشت بدهید و خودتان را معرفی کنید تا تایید کنم ))
متشکرم16.gif



http://www.cloob.com/clubname/fononeshaeri
حسین ناصری , samindgh
حسین ناصری - 09:25 1387/12/15
18
آنروز کـــه از بــرت گــذشتم
احساس کردم بی سرشتم
شاید گاهی سرنوشت همینست
که نتــوان گذشت  از ســرگذشتم 

آنروز که از تــو زخم دیدم
طعنه هــا از دلت شنیدم
بغض در گلوی من خوابید
نــاگهان از خــــواب پریدم

فکــــر کــردم این چه خوابیست
این چــــه دردیست چه کاریست
من ، یــاد تو هر شب شده کارم
 ایــن چـــه درد بــــی دواییست

با خودم گفتم ای خدای آرزوها
چرا امــروز من تنهــایم ، تنهـــا 
 و خــدا آرام گفت بمن با لبخند  
 تو مـــرا داری ای شاعر شبها
سعید صحرایی , hamed_sahrai
سعید صحرایی - 12:22 1387/10/4
17
تو را فریاد می دارم نوای آسمانی ها

خدای عشق و بی تابی دلیل بی قراری ها

ز دردت چشم می غرد به پهنای غمت هر دم

حسین ای آشنای لحظه های غمگساری ها

تو معنای سپید آیه های سرخ ایمانی

ز یادت عشق می بارد سوار دشت خوبی ها

کدامین سینه می داند فراغ زخم قلبت را

دلم دیوانه ات آئینه دار دل سپاری ها

به پایت آسمان و خاکیان خاک قدمهایت

فرات عطشان لبهایت تو ای در یای پاکی ها

نفس می افتد از عریانی تیغ ستم در دم

تپش می میرد از نامردی دستان یاریها

فدای درد چشمانت بشوران عشق در یادم

بیافکن نام ظلمت را خدای روشنا یی ها

حسین دیلم کتولی , mr.hossein
حسین دیلم کتولی - 11:49 1387/09/25
16
نقل قول از : سید روح الله نورموسوی

باید برای دوست خوبمان آقای قنواتی بنویسم که شعرتان شاکله مناسب را ندارد ولی توانایی آن را دارد که هویتی به آن ببخشید استفاده بیش از حد از فعل  اثر شما را پیش از آنکه بخواهد مخاطب را با شعرتان درگیر کند او را میخکوب می نماید.... در استان شما شاعران خوب سپید سرا هستند که بتوانند بیشتر کمکتان کنند .... دوست خوبم بهمن ساکی ..... حتمن شعذتان چوب نقد خورده شود کاری در خور ایجاد می شود ...اثر شما نشان از توانایی قلم شماست.

عزت عالی مستدام

درب عالی مستحکم

...................................

سلام .همانطور که دوست عزیز وفرزانه موسوی فرمودند شاید در نداشتنن شاکله است وبه نظر این حقیر بار اضافی توضیحات کار را جور دیگر مینمایاند و گاه روشدن زیاده متن و مفرضات ذهنی ان عزیز و در جایی می فرمایید جبر مشترک وسط دو جمله کار زیبانمی نمایدیادر موقع پیاده وکفش تنگ بیشتر به توضیح زیادی میرسید. یا انجا که می خوابانم ات آرام نازت می کنم کمی کنایه ودر پرده گفتن به زیبایی می افزاید ...این که شما شاعرید وبهتر می دانید جای خود این خرده گویی فقط باب دوستی ونظر دادن واینها بود نه جسارت نقد از طرف بنده....فدایت


وحید گستاخ , shah_kasra
وحید گستاخ - 18:10 1387/08/20
15

من تکرار بامدادم در قریه ایی شبزده

خسته تر از ماهی ازاد دریاها

در تنگ بلورین

خسته تر از چهارپایی در بند

که با میل ازادی بند خویش را می جود

ستم در کوچه ی ماست

کوچه ات را دریاب

خانه ات را در یاب

من به خشم خویش به یاری تو

فکری به این خاک تفته میکنم

طوفانی خواهم ساخت

چون تندری غران

خواب ابرها را اشفته می کنم

باران سازم من

از خونابه ی خویش

از اشک تو

ازفریاد ما

خاک ستم زده تشنه ی خون است

من با بارانی از خون

حنجره ایی از اهن

وخنجری از استخوان خویش

تا فتح سینه ی سنگی ستم می جنگم

خون من وتو اگر می زداید این خاک را

خون بارانش می کنیم

فرصت برای زندگی

شاید وقتی دیگر

خانه ات را دریاب

گستاخ   ۲/۸/۸۷

http://asoorik.blogfa.com//

رضا میهن , sheremaryam
رضا میهن - 17:46 1387/08/10
14

اعضای محترم نقد شعر احتراما به استحضار می رسانیم  کلوب دکتر سعید حجاریان با رویکرد کاملا منتقدانه به مسائل و مشکلات ایران امروز و دین اسلام و ... آماده عضویت شما دوست محترمی هستیم که در برخی کلوبها نقد و نظر  شما را به راحتی حذف می کنند!! احترام به مخا طبین و اعضای کلوب مهم ترین هدف ماست منتظر قدوم مبارک شما هستیم...

کلوب دکتر حجاریان با یک نظر سنجی متفاوت در مورد آینده ایران منتظر نظرات سازنده شماست!

 

http://www.cloob.com/clubname/hajarian

هه ه  مسلم , miyay_berim_bedozdamet
هه ه مسلم - 23:27 1387/06/4
13

از قصد خوابم نبرده ...

 

 

خرابه ایست مورب روی شانه هایم

خراب شدم به نشانه ای

خرابه ای به سر انگشتانتان

و این اشاره ها

این اشاره ها

که هی سمت من می شوند

هی سمت من می شوند ...

 

از سمتم گیر کرده ام به خودم

تنگم در گلوم

از جای خوابم                  بیداری               پریده

و این نت ها که از خواب شما دزدیده ام سرمه ی باد شده

به دیوارهای کوتاهی است :

گلبول های سرخ    هی مردمک می شوند   سرمه ی باد

 

کبودیم را از خواب خودم پریده ام

با نگاهی از خودم قطع می شوم

با نگاهی از خودم می دوم

پا در رد پای من

پا به پای رویا ها تان

یعنی من خدای باد نبوده ام که خواب هایتان را برده باشم

خوابتان برده

خوابتان برده و پلک می زنید

هی پلک می زنید

پلک می زنید

پرده هایی که شده ی دیوار بود       پرانتز های مردمک من است

 

همین قدر بس نیست

 

جایی از خودم دفن بوده ام

و این شهر که خرابه ای بر شانه هاش چکیده    بر من رسوبیده

 

لابد از تخت که بلند شدم رگ هام چسبیده بود

 

از قصد بیدارم و از سمت دیگرم باد می وزد

از دیگر سمتم نت ها فرو ریخته

 

اواره                اوار باد               رسوبیده

   به شانه هایم   

 

سنگینی می کنند

سنگینی می کنند لابد کور بوده ام و تا حالا نمی دیدم

 

و این  پلک زدن ها

 

پلک زدن ها                              ...

 

خوابیده ام که از قصد بیدار نشوم

 

و این  پلک زدن ها

 

 

چراغ های اخر شهر است

اخر چراغ های شهر است

 

چراغ های شهر است

.....

...

.

 

مسلم  86.11.27

 

 

سید روح الله نورموسوی , havijoory
12

باید برای دوست خوبمان آقای قنواتی بنویسم که شعرتان شاکله مناسب را ندارد ولی توانایی آن را دارد که هویتی به آن ببخشید استفاده بیش از حد از فعل  اثر شما را پیش از آنکه بخواهد مخاطب را با شعرتان درگیر کند او را میخکوب می نماید.... در استان شما شاعران خوب سپید سرا هستند که بتوانند بیشتر کمکتان کنند .... دوست خوبم بهمن ساکی ..... حتمن شعذتان چوب نقد خورده شود کاری در خور ایجاد می شود ...اثر شما نشان از توانایی قلم شماست.

عزت عالی مستدام

درب عالی مستحکم

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.