userinfo close

  ,

دلباخته گان


my_loveclub

تاسیس: 17 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: خاطره س - معاونان
خواستم عشق را معنی کنم...؟ به نزدیک آن قفس کنار پنجره رفتم آن را باز کردم تا آن پرنده زیبا آزاد گ ادامه »
خواستم عشق را معنی کنم...؟
به نزدیک آن قفس کنار پنجره رفتم
آن را باز کردم تا آن پرنده زیبا آزاد گردد
ولی آن هنگام که آن پرنده به سوی آسمان پر گشود
معصومانه به زمین افتاد!
به قفس نگریستم، نه...! نه...!
آن پرنده بالهایش را درون قفس جا گذارده بود!
آری...!
آن پرنده به آن قفس عادت کرده بود
آخر، آن پرنده زیبا به میله های آهنی آن قفس دلباخته بود
ولی پرواز برای پرنده هاست تو هم اگر پرنده ای پرواز کن!!!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
135
477
89/8/16 (12:17)
12
45
90/5/17 (23:11)
4
13
89/8/18 (22:02)
34
184
89/6/22 (00:31)
1
6
89/5/23 (04:48)
4
15
89/3/20 (12:35)
8
37
89/3/20 (12:27)
20
60
89/2/20 (01:56)
2
3
89/2/4 (08:58)
0
9
88/12/15 (08:00)
230
575
88/11/29 (11:51)
132
656
88/11/27 (14:59)
5
26
88/9/29 (13:52)
29
147
88/9/28 (19:32)
11
52
88/9/12 (10:01)
3
14
88/9/12 (09:45)
1
5
88/9/2 (12:41)
0
4
88/8/10 (22:11)
3
18
88/7/13 (09:25)
7
48
88/4/24 (00:35)

عنوان بحث

خاطره س , navak
خاطره س - 15:55 1386/08/26

یه شعر زیبا به نفر قبلی ات تقدیم کن

ای گل، با كِرمی كه درپای ساقه‌ی تو

می‌خزد نیز مهربان باش.

او زنبور نیست ، آری، اما او نیز عاشقی

سرگشته است.

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
آریا عاشق تنها , tirdad_56
آریا عاشق تنها - 14:59 1388/11/27
132
پیدا شدی
در جستجوی عشق بودم
در روزهای خسته از غم
در هر نگاهی راز دیدم
اما همه مغشوش و مبهم
*
گویی در این ایام مغموم
مردم همه سر خورده بودند
در تاریکی های شبانگاه
گویی درختان مرده بودند
*
گنجشک های هر گذرگاه
جز ناله آوازی نخواندند
حتی قناری های عاشق
پهلوی یکدیگر نماندند
*
افسانه های کهنه ی عشق
بازیچه ی تاریکی و باد
دلها همه ویرانه ، اما
مخروبه های شهر، آباد
*
معصومیت ، این واژه ی ناب
بی خانمان و در به در بود
این آسمان ها ،بی پرستو
فریادها هم بی ثمر بود
*
متروکه های شهر ، پُر بود
از زوزه ی سگ های ولگرد
بر سقف هر خانه نشانی
از خاموشی ها ، خستگی ، درد
*
باران گلویش بسته می شد
از بغض های بی سرانجام
یا ردپای کودکانی
پای برهنه بر سرِ بام
*

من می دویدم در پی عشق
اما مرا دیوانه گفتند
شهوت پرستانی که هر شب
خود را به آغوشی سپردند
*
من می دویدم در پی عشق
پیدا شدی ، مانند رویا
پیدا شدی ، اما عزیزم !
جای من و تو نیست اینجا...
...
پیمان رامتین , 56211
پیمان رامتین - 17:44 1388/07/13
131
دویدم و دویدم
       به قلكم رسیدم

زدم اونو شكستم 
       تا پول بیاد به دستم

هیچی نبود تو قلك
      بجز یه سوسك كوچك

سوسكه بگم چیكار كرد؟
      ترسیدو زود فرار كرد

خونه ی اون خراب شد
      دلم واسش كباب شد

دویدم و دویدم
         رفتم برای سوسكه
                       قلك نو خریدم
سیاوش  دانش آذر , daneshazar
سیاوش دانش آذر - 15:09 1388/05/19
130


خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش
بنماند هیچ اش الا هوس قمار دیگر
حضرت مولانا
شاهی افشار , afsharcc
شاهی افشار - 18:57 1388/03/7
129
میدونی چرا وقتی میخوای بری تو رویا چشماتو می بندی؟... وقتی میخوای گریه کنی یا میخوای فکر کنی؟... حتی وقتی میخوای کسی رو ببوسی چشماتو می بندی؟... چون قشنگ ترین چیزهای این دنیا در این لحظات قابل دیدن نیست.!!!
منصور رئیسی , mraeesi
منصور رئیسی - 01:31 1388/02/16
128
سالهاست که در خلوت خود رنج کشیده‌ام
سالهاست که شاخه گلی ندیده‌ام
سالهاست که تنها بوده‌ام
سالهاست که گریسته‌ام
به امید اینکه بازم بیآیی و مرا از خلوت خود رهایی بخشی
آمدی نازنینم اما چه سود...
آمدی نازنینم اما چه سود
آمدنت با یاری دگر بود و یادت مرا فراموش ...
شاهی افشار , afsharcc
شاهی افشار - 11:38 1387/12/10
127
پشتم از این رنج سرکش خمیده و در هیاهوی غریب جهل و غرور ،گرفتار شراره های کینه و بیداد است . ای تو که حریم امن بازیچه های من بودی . ای تو که آدمک شکسته کابوس هایم گشتی ، من در اوج پرستش ات هنوز با قلب گمشده در دیوانگی های تو بیگانه ام . بیگانه ای رو به زوال و نابودی . ای تکیه گاه تب عاشقانه من ، تویی که در چشمان ترم اشک می نشانی ، تویی که ...
داداش فرشاد , farshadlak
داداش فرشاد - 01:11 1387/12/8
126

ما را از فهمیدن عشق غافل کردند

فهمیدن عشق را چه مشکل کردند

انگار کسی به فکر ماهی ها نیست

سهراب بیا که آب را گل کردند.

ساغر بانو , aghar
ساغر بانو - 21:56 1387/06/5
125
 
  • پر  , par1387
    پر - 20:37 1387/06/5
    124
    عشق مرا در نگاهت تیره و تار مكن ، ای مهربان

    نور چشمانت را برایم خاموش مكن، ای مهربان

     

                  من سوخته ام از این شرار عشق، تو مرا دریاب

                            خرقه پوش از این باران عشق شدم ،تو مرا دریاب

     

                                          قفل سنگین قلبت را برایم باز كن، ای نازنین

                                                     شعر سپید عشقت را برایم آغاز كن، ای نازنین

    خاطره س , navak
    خاطره س - 14:13 1387/06/2
    123

    من دلم میخواهد...

    خانه ای داشته باشم پر دوست
    کنج هر دیوارش
    دوستانم بنشینند آرام
    گل بگو
    گل بشنو
    هرکسی می خواهد وارد خانه پرمهر و صفامان گردد
    شرط وارد گشتن
    شستشوی دلهاست

    شرط آن
    داشتن یک دل بی رنگ و ریاست

    بر درش برگ گلی می کوبم
    و به یادش با قلم سبز بهار
    می نویسم:
    ای یار! خانه دوستی ما اینجاست!

    تا که سهراب نپرسد دیگر:
    " خانه ی دوست کجاست؟ "


    آرش هنرمند , arash_68h
    آرش هنرمند - 00:57 1387/06/1
    122

    واقعا انتخاب یه شعر خوب واسه كسی كه به شهرهای فریدون مشیری علاقه داره سخته ولی خوب امیدوارم مقبول بیفته !

      

    رشته تسبیح اگر بگسست معذورم مدار           دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود  ( حافظ)

    خوشا عشق و خوشا عهد خوش عشق               خوشا آغاز سوز آتش عشق   (وحشی بافقی )

    سلام سلام , cheshmsiah
    سلام سلام - 19:44 1387/05/20
    120
    ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست  مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی
    بابا سیبیل  , baba30bil
    بابا سیبیل - 15:25 1387/05/20
    119

    بلبلان را آرزویی جز گل و گلزار نیست

                                         دوستان را لذتی جز لذت دیدار نیست

    خاطره س , navak
    خاطره س - 01:24 1387/05/20
    118
    امشب در سر شوری دارم، امشب در دل نوری دارم
    باز امشب در اوج آسمانم، راضی باشد با ستارگان
    امشب یکسر شوق و شورم، از این عالم گوئی دورم


    از شادی پر گیرم که رسم به فلک
    سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
    در آسمان غوغاها فکنم
    سبو بریزم ساغر شکنم


    امشب یکسر شوق و شورم، از این عالم گوئی دورم
    با ماه و پروین سخن می گویم، وز روی مه خود اثری جویم
    جان یابم زین شبها، می کاهم از غمها
    ماه و زهره را به طرب آرم،از خود بی خبرم ز شعف دارم
    نغمه ای بر لب ها، نغمه ای بر لب ها
    امشب یکسر شوق و شورم، از این عالم گوئی دورم


    امشب در سر شوری دارم، امشب در دل نوری دارم
    باز امشب در اوج آسمانم، رازی باشد با ستارگان
    امشب یکسر شوق و شورم، از این عالم گوئی دورم