userinfo close

  ,

دامغانی ها در غربت


my_dear_damghan

تاسیس: 20 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: و ناگاه چه زود دیر شد - معاونان
خداحافظ دامغان!سخته ولی باید برم،اما هر جا باشم بازم یه دامغانی هستم.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
2
3
91/1/17 (13:17)
3
23
90/12/16 (16:22)
2
10
90/12/16 (16:07)
1
12
90/7/11 (23:49)
4
25
90/7/11 (23:48)
3
9
90/7/11 (11:54)
10
59
90/7/10 (11:55)
0
3
90/2/25 (14:22)
3
17
88/12/8 (22:57)
2
32
88/1/18 (20:05)
0
16
88/1/18 (20:02)
0
22
87/2/31 (02:49)
0
7
86/7/1 (12:55)
0
14
86/6/27 (16:46)
2
5
86/6/23 (20:53)
7
43
86/4/19 (21:12)
0
3
86/4/7 (17:46)
3
14
86/4/5 (22:26)
1
4
86/2/17 (18:40)
5
29
86/1/1 (01:51)

عنوان بحث

مهدی پ , mahdiar_p
مهدی پ - 12:57 1386/06/22

نظرتون درباره برج دامغان چیه؟

نظرتون درباره برج دامغان چیه؟
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مصطفی ایکس , morio
مصطفی ایکس - 22:57 1388/12/8
3
چه خاکی گرفته اینجارو هرجا اسم دامغان میاد افسردگی پشت سرش!
احسان  و , satan_driver
احسان و - 12:11 1388/05/21
2
سلام مهدیار جان خوبی . تاحالا ساختمون به این با حالی ندیده بودم میدونی چرا چون خودم یه  موقعی اونجا جوشکاری میکردم با اوستا رضا که خیلی مدیونشم تا حالا 13 طبقه زیر پات رو حس کردی . دروغ نگو عمرن اگه حس کرده باشی. من روز اولی که اونجا رفتم بهم گفتن برو روی پل بشین سر آهنو نگه دار تا جوش بدیم منم واسه اینکه کم نیارم رفتم ولی خدا میدونه که لاش رفتم تا کار تموم بشه 13 طبقه زیر پام هوا بود اگه میوفتادم میخوردم روی پشت بام همسایه که 1 طبقه بود اون زمان به منو اوستا رضا میگفتن مرد پرنده دامغان چون هنوز کسی تو دامغان تا اون ارتفاع بالا نرفته بود .آره عزیزم روزای توپی داشتیم با چند تا از رفیقای دیگه مثل مهدی و اوستا قاسمو و خدا بیامرز حسن شاهچراغی که اون روز که من مرخصی بودم جای من رفته بود بالای اون ستون  که اوفتاد و بیمارستان هم نتونست براش کاری انجام بده . حتی اون صفحه های نارنجی رنگ هم که بالای ساختمون خود نمایی میکنه کار خودمونه که زحمتشو اوستا رضا و پسرش امیر انجام دادن حالا باید از کی قدر دانی کرد این آدما یا اونایی که پشت میزشون نشستنو واسه هم جک تعریف میکنن . از من میپرسی این یک شاهکاره برای دامغان حتی اون روزی که اون چراغ گردونو نصب میکردن من اونجا بودم لامصب خیلی سنگین بود حالا برو ببین کی داره حالشو میبره البته خدا پدر مهندس هاشمیو بیامرزه آدم خوبی بود امیدوارم بازم از این کارا تو دامغان ببینیم .فدات ساتان 
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.