userinfo close

  ,

مولوی


mowlaviclub

تاسیس: 27 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: یاشار منفرد - معاونان
با توجه به آنکه این انجمن ، پیرامون یکی از بزرگترین عارفان و شاعران ایران برپا شده ، بایسته است از ب ادامه »
با توجه به آنکه این انجمن ، پیرامون یکی از بزرگترین عارفان و شاعران ایران برپا شده ، بایسته است از باز کردن جستارهای سیاسی و غیر مرتبط ، پرهیز کنیم. همچنین توهین به اندیشه و باورهای مذهبی هر یک از کاربران یا به کار بردن واژه های نادرخور ، موجب زدوده شدن پیام و از بین رفتن دسترسی فرد خاطی به انجمن خواهد گشت.

با سپاس از سروران گرامی
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
14
374
91/1/4 (22:00)
31
283
91/1/17 (08:48)
378
3057
91/2/9 (22:05)
46
1783
91/3/5 (00:07)
96
728
91/3/5 (00:05)
56
858
91/3/4 (23:58)
0
7
91/2/16 (01:52)
6
93
91/2/7 (13:03)
2
32
91/2/4 (08:53)
3
51
91/2/2 (10:17)
2
29
91/1/30 (13:41)
2
54
91/1/10 (10:55)
4
216
90/11/30 (01:00)
1
26
90/9/14 (03:04)
1
47
90/8/6 (18:14)
3
71
90/7/13 (19:08)
3
84
89/12/11 (09:39)
15
106
89/9/20 (21:51)
0
31
89/8/1 (01:48)
0
18
89/7/12 (20:16)

عنوان بحث

حلاج ایرانی , jimi_notrun
حلاج ایرانی - 18:02 1388/05/1

صوفیان ، فقها یا مرتاضان کدامیک حقیقت را می گویند؟

 

 

صوفیان ، فقها یا مرتاضان کدامیک حقیقت را می گویند و کدامیک به حقیقت نزدیک ترند؟

آیا رسیدن به عرفان، از راه فقه و کتاب ممکن است یا از حال و کار یا از سختی دادن بر نفس؟

سپاسگذار می شم اگر نظرات خودتون رو بگید

 

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
کوروش  شرفی اهوازی , kouroush20
15
در عرفان اسلامی کتاب و فقه و ریاضت و دل کندن از دنیا و راه دل همه وجود دارن اما هرکس به انازه توان خود از ان بهره مند میشود. به قول حضرت مولانا پرنده اگه گرواز کند شاید به اوج نرسد اما انقدر پرواز میکند که از دام صیاد بدور باشد.پس هرکس شاید مراحل عرفان رو با با یکی از روشهای ذکر شده طی کند و از همه روشها استفاده نکند اما باز به اندازه خود در سلوک عرفانی قدم برداشته وبه اندازه توان خود به خدا نزدیک شده.
سارا  احمدی , shahla64
سارا احمدی - 17:46 1389/05/5
14

و حقیقت آینه ای بود که از دستان خداوند بر زمین افتاد و شکست

پس هر کس قطعه ای را برداشت و پنداشت که تمامی حقیقت را یافته است

حقیقت اما در میان مردمان پخش بود....

پارسا شجاعی , parsa_sh2009
پارسا شجاعی - 16:06 1389/04/20
13
فقط دلتان،البته اگر صاحب دل شوید.
سحر نادری , saharnadery
سحر نادری - 23:25 1389/04/10
12
ملت عشق از همه دینها جداست     عاشقان را ملت و مذهب خداست
امیر امیری , amirkhan1975
امیر امیری - 00:12 1388/12/13
11

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست

رهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

سیامک زمینی , depthseeker
سیامک زمینی - 08:29 1388/08/7
10
دوست عزیز حلاج سلام

فکر کنم داستان فیل در تاریکی مولوی را در مثنوی معنوی خوانده باشی ولی عمیق نشده ای ابیاتی را می اورم:



پیل اندر خانه ای تاریک بود             عرضه را آورده بودندش هنود  =هندیان

دیدنش با چشم چون ممکن نبود       اندر آن تاریکی اش کف می بسود

آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد         گفت»: همچون ناودان است این نهاد

آن یکی را دست بر گوشش رسید     آن بر او چون بادبیزن  شد  پدید

آن یکی را کف چو بر پایش بسود        گفت: شکل پیل دیدم چون عمود

آن یکی بر پشت او بنهاد دست         گفت: خود این پیل چون تختی بده است
........


در کف هرکس اگر شمعی بدی      اختلاف از گفتشان بیرون شدی

صوفیان ، فقها یا مرتاضان همه به حقیقت نزدیک هستند اما یک شکل را از وجوه مختلف می بینند


مانند فیل در تاریکی که فیل همان حقیقت جهان است
راه رسیدن به عرفان از عرفان فقه از فقه و مرتاضی از ریاضت است ! اما حتی از طریق فیزیک نسبیت انیشتین هم می توانی دنیا را بشناسی و همچنین اخترشناسی و.........


اما خدا ،؛حقیقت جهان و کاینات، را تنها  از طریق خودش با معرفی خودش  در قران می شناسی



یاشار منفرد , agha_yashar
یاشار منفرد - 22:26 1388/05/28
9
نقل قول از : مرد یا شاید ابرمرد!

برای چندمین بار این مطلب فلسفی رو می گم تا همه یاد بگیرند :

تاریخ همیشه در حال ترقی و پیشرفته، بنابراین نظرات بسیار قدیمی قطعا نسبت به نظرات امروز ، قابل محاسبه و تامل نیستند! همونطور که فلسفه نیز در گذر زمان تغییرات زیادی پیدا کرده و همونطور که طبابت و مهندسی قابل مقایسه نیست، علوم انسانی این زمان هم با اون زمانها قابل مقایسه نیست!  بنابراین این فلسفه است که امرو حرف اول و آخر رو می زنه.

امروز روشنه که حقیقت چیز ثابتی نیست. امروزه تقریبا ثابت شده که کل این عالم خیالی بیش نیست و همه ما از عدم هستیم و به عدم می رسیم. بنابراین زمانی که همه چیز هیچی باشه، حقیقتی هم وجود نداره که بخواهیم به اون برسیم و تحلیلش هم بکنیم! بنابراین همه اینها روی به سوی پوچی و باطل دارند.


زمانی که می فرمایید نظرات گذشتگان قابل محاسبه نیستند، یعنی زحمات و سخنان تمام اندیشمندان، پیغامبران و نیکان باستان را به کناری می گذارید! با عرض شرمندگی اما قیاس شما کاملا بی ربط به موضوع سخن است و هیچ نشانه ای از به قول خودتون فلسفه و منطق در آن دیده نمی شود ،

 

چالشی که ذهن شما را اینقدر درگیر کرده، بیش از 1000 سال پیش ، پیر ما بوسعید میهنه(ابوسعید ابولخیر) بر رسیده است :

 

 

 

سوفسطائی که از خرد بی خبر است         --                 گوید که عالم، خیالی اندر گذر است!!

 

آری! عالم همه خــیــال است ولی             --                 پیوسته حقیقتی در آن جلوه گر است!

 

 

 

اگر کل این عالم خیالی بیش نیست، شما از کجا دریافتید که این سخن شما نیز خیال و گمان و وهم نیست؟ وهم و گمان، زمانی شناخته می شوند که حقیقتی نیز باشد و اصولا ضد را از ضد توان دیدن!

 

 

بد ندانی تا ندانی نیک را                --                     ضد را از ضد توان دید ای فتی !

 

                                         { مولوی بلخی }

 

 

 

 

بنابراین تا حقیقتی وجود نداشته باشد، هرگز وهم و گمانی هم نیست! این هم یک نمونه از چالشی که سالهاست ذهن جهانیان را به خود معطوف کرده و استدلال بدین سادگی از شیخ ما در 1000 سال پیش!

 

 

 

مرد یا شاید ابرمرد , niche_kopler
8
نقل قول از : یاشار منفرد

درود بر سروران گرامی.

 

 

اینکه برخی گمان می کنند شریعت و طریقت با هم تضاد دارند، از پایه نادرست است!

شریعت، طریقت و حقیقت در طول یکدیگر قرار دارند و جزیره هایی جدا از یکدیگر نیستند!

چطور کسی می تواند بدون شریعت و اندیشه ، پای در طریقت بگذارد و آنگاه به حقیقت هم برسد؟؟

 

مولوی می فرماید :

 

 

شریعت چو شمع است، ره می نماید ترا

چون در راه رفتی، آن رفتن تو طریقت است،

و چون به مقصد رسیدی، آن حقیقت!

 

نمودار این سخن مولوی بلخی چنین است : شریعت => طریقت => حقیقت!

 

 

بنابراین طریقت که ممکن است تصوف یا مثلا سختی دادن بر نفس باشد ، چیزی نافی شریعت نیست!

حقیقت نیز، بیان کردنی نیست، حقیقت خداست و توصیف حقیقت در قلب هر بشری نهفته است. حقیقت هدف است و شریعت و طریقت وسیله!

 

 

شاد باشید و خدانگهدار .

برای چندمین بار این مطلب فلسفی رو می گم تا همه یاد بگیرند :

تاریخ همیشه در حال ترقی و پیشرفته، بنابراین نظرات بسیار قدیمی قطعا نسبت به نظرات امروز ، قابل محاسبه و تامل نیستند! همونطور که فلسفه نیز در گذر زمان تغییرات زیادی پیدا کرده و همونطور که طبابت و مهندسی قابل مقایسه نیست، علوم انسانی این زمان هم با اون زمانها قابل مقایسه نیست!  بنابراین این فلسفه است که امرو حرف اول و آخر رو می زنه.

امروز روشنه که حقیقت چیز ثابتی نیست. امروزه تقریبا ثابت شده که کل این عالم خیالی بیش نیست و همه ما از عدم هستیم و به عدم می رسیم. بنابراین زمانی که همه چیز هیچی باشه، حقیقتی هم وجود نداره که بخواهیم به اون برسیم و تحلیلش هم بکنیم! بنابراین همه اینها روی به سوی پوچی و باطل دارند.

مهر سپنتا   , zm8564f
مهر سپنتا - 01:36 1388/05/27
7
نقل قول از : یاشار منفرد

درود بر سروران گرامی.

 

 

اینکه برخی گمان می کنند شریعت و طریقت با هم تضاد دارند، از پایه نادرست است!

شریعت، طریقت و حقیقت در طول یکدیگر قرار دارند و جزیره هایی جدا از یکدیگر نیستند!

چطور کسی می تواند بدون شریعت و اندیشه ، پای در طریقت بگذارد و آنگاه به حقیقت هم برسد؟؟

 

مولوی می فرماید :

 

 

شریعت چو شمع است، ره می نماید ترا

چون در راه رفتی، آن رفتن تو طریقت است،

و چون به مقصد رسیدی، آن حقیقت!

 

نمودار این سخن مولوی بلخی چنین است : شریعت => طریقت => حقیقت!

 

 

بنابراین طریقت که ممکن است تصوف یا مثلا سختی دادن بر نفس باشد ، چیزی نافی شریعت نیست!

حقیقت نیز، بیان کردنی نیست، حقیقت خداست و توصیف حقیقت در قلب هر بشری نهفته است. حقیقت هدف است و شریعت و طریقت وسیله!

 

 

شاد باشید و خدانگهدار .

احسان احسان , shahedasan
احسان احسان - 23:07 1388/05/4
6
هیچکدام 

هست نیست  , hessamoddin
هست نیست - 22:43 1388/05/4
5
صوفیان
یاشار منفرد , agha_yashar
یاشار منفرد - 16:05 1388/05/3
4

درود بر سروران گرامی.

 

 

اینکه برخی گمان می کنند شریعت و طریقت با هم تضاد دارند، از پایه نادرست است!

شریعت، طریقت و حقیقت در طول یکدیگر قرار دارند و جزیره هایی جدا از یکدیگر نیستند!

چطور کسی می تواند بدون شریعت و اندیشه ، پای در طریقت بگذارد و آنگاه به حقیقت هم برسد؟؟

 

مولوی می فرماید :

 

 

شریعت چو شمع است، ره می نماید ترا

چون در راه رفتی، آن رفتن تو طریقت است،

و چون به مقصد رسیدی، آن حقیقت!

 

نمودار این سخن مولوی بلخی چنین است : شریعت => طریقت => حقیقت!

 

 

بنابراین طریقت که ممکن است تصوف یا مثلا سختی دادن بر نفس باشد ، چیزی نافی شریعت نیست!

حقیقت نیز، بیان کردنی نیست، حقیقت خداست و توصیف حقیقت در قلب هر بشری نهفته است. حقیقت هدف است و شریعت و طریقت وسیله!

 

 

شاد باشید و خدانگهدار .

مرد یا شاید ابرمرد , niche_kopler
3

 

هیچ کدوم.

 

شریعت و عرفان و ریاضت و ... همگی در تضاد با هم و همگی روی به سوی بیراهه دارند. به نظر شما چرا فقها صوفیان را تکفیر می کنند و صوفیان زاهدان رو؟

پاوانه شمس , chnour
پاوانه شمس - 18:21 1388/05/1
2
با سلام.به نظر من حقیقت نسبی است و برای هرکس هرآنچه باور دارد حقیقت است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.