userinfo close

  ,

مولوی


mowlaviclub

تاسیس: 27 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: یاشار منفرد - معاونان
با توجه به آنکه این انجمن ، پیرامون یکی از بزرگترین عارفان و شاعران ایران برپا شده ، بایسته است از ب ادامه »
با توجه به آنکه این انجمن ، پیرامون یکی از بزرگترین عارفان و شاعران ایران برپا شده ، بایسته است از باز کردن جستارهای سیاسی و غیر مرتبط ، پرهیز کنیم. همچنین توهین به اندیشه و باورهای مذهبی هر یک از کاربران یا به کار بردن واژه های نادرخور ، موجب زدوده شدن پیام و از بین رفتن دسترسی فرد خاطی به انجمن خواهد گشت.

با سپاس از سروران گرامی
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
14
374
91/1/4 (22:00)
31
283
91/1/17 (08:48)
378
3057
91/2/9 (22:05)
46
1783
91/3/5 (00:07)
96
728
91/3/5 (00:05)
56
858
91/3/4 (23:58)
0
7
91/2/16 (01:52)
6
93
91/2/7 (13:03)
2
32
91/2/4 (08:53)
3
51
91/2/2 (10:17)
2
29
91/1/30 (13:41)
2
54
91/1/10 (10:55)
4
216
90/11/30 (01:00)
1
26
90/9/14 (03:04)
1
47
90/8/6 (18:14)
3
71
90/7/13 (19:08)
3
84
89/12/11 (09:39)
15
106
89/9/20 (21:51)
0
31
89/8/1 (01:48)
0
18
89/7/12 (20:16)

عنوان بحث :: این بحث را 3 نفر دنبال می کنند.

ایلیا سرگشته , hoo122
ایلیا سرگشته - 00:20 1386/10/2

پاسخ به 2 سوال مهم درباره مولوی

-چرا شما این قدر با مولوی دشمن هستید.در حالیكه به اعتراف دوست ودشمن مولوی یكی از قدرتمند ترین شعرای ایران است؟
جواب:ما با مولوی دشمنی خاصی نداریم.بحث بر سر این است كه مولوی شاهری است زبردست وقوی.وتوانسته هنرمندانه برخی از مضامین زیبا وآیات وروایات را در قالب شعر وداستان به خوبی بیان كند.هنر كه بعدها امثال دانته در كمدی الهی آنرا دنبال كردند
اشكال ما در این است كه به دلیل تلاش صوفیه وضعف دستگاه تبلیغاتی شیعه از مولوی چهره ای معصوم ساخته ایم كه به قول خودش در مثنوی او هیچ باطلی راه ندارد
این شگرد خود مولوی بود وبعدها توسط طرفداران افراطی او چون سیواسی وافلاكی دنبال شد
بحث بر سر این است كه با اینهمه خوبی انحرافات عمیقی هم دارد.مرزها را ما مخلوط كرده ایم واورا یك شخصیتی جا زده ایم كه هیچ كس حق نقد ومخالفت با اوراندارد.برخی حتی پارا فراتر نهاده واورا الگوی نسل امروز بشر می دانند
سخن ما این است كه حدود را رعایت كنیم.اگر یك شیعه بخواهد با توجه به مضامین تفكرات مولوی واعتقادات تشیع درباره او قضاوت كند انحرافات عمیقی را كه برخی از آنها اشاره شد را باید ببیند
همه ما وحتی دراویش دم از عشق به امیر مومنان می زنیم.امروز اگر كسی مولوی را منحرف بداندویا كافر(البته نظر برخی است) صدای عده زیادی بلند می شود وفریاد وامولویا سر می دهند كه به یك شخصیت بزرگ اهانت شده است
اما همین آقا به پدر امیر مومنان یعنی حضرت ابوطالب جسارت می كند وایشان را مشرك می داند.آنهم ابوطالبی كه حامی رسول خدا واز اولین ایمان آورندگان به رسول بود.
حال اگر بنده اعتراض كنم كه این آقا حق نداشته به پدر فخر عالم اهانت كند وایشان را مشرك بداند صدای همه بلند می شود
مولوی حق دارد ابوطالب را تكفیر كند ومخالفین مولوی این حق را ندارند
این بی عدالتی وتعصب كوركورانه محضی است كه باید در پیشگاه امیر مومنان جوابگوی آن باشیم
حرف بنده این است كه مولوی شاعری است كه در عین خوبی ها زشتی های بزرگی نیز دارد ونباید به عنوان یك الگوی دینی برای جامعه مطرح شود.بلكه باید به عنوان یك هنرمند شاعر در كنار سایر شعرا از اشعار خوبش استفاده شود
۲-چرا با اینكه بزرگان شیعه اكثرا مدافع مولوی هستند شما مخافید.مثل علامه محمد تقی جعفری وسید علی قاضی؟
اولا همه بزرگان شیعه مدافع وی نیستند.كسانی همچون علامه مجلسی.مقدس اردبیلی.شیخ حرعاملی.امام خمینی .شیخ رجبعلی خیاط وصدها نفر از اندیشمندان بزرگ شیعه یا وی را اصلا قبول ندارند ویا نقدهای تندی به او دارند
در مورد مرحوم قاضی هیچ سند مكتوب وقابل استنادی نیست كه نشان دهد ایشان همه افكار مولوی را قبول داشته اند.مگر اظهار نظر یكی دو نفر از شاگردانشان كه بدون ارائه مدرك معتبر است.از همه مهمتر ایشان همه افكار وعقاید مولوی را تایید نكرده اند وطبق حرفی كه به ایشان نسبت داده شده است گفته اند كه بعید است مولوی با این مضامین شیعه نباشد....
علامه محمد تقی جعفری رحمت الله علیه نیز اگر دفاعیات خوبی از برخی خوبیهای مولوی دارند نقدهای تندی هم دارند.هیچ گاه دراویش نقدهای ایشان را به مولوی بیان نكرده اند ومی ترسند این نقدها مطرح شود.

شادروان محمد تقی جعفری در این باره شیرین سخن گفته است :
"
البته باید بگوییم که ما مثالهای رکیک او را قبول نداریم و از این جهت متاسفیم. ... اگرچه عده‌ای از فضلا سعی دارند این اشتباه او را تفسیر کنند (بلکه توجیه کنند!)، ولی این شدنی نیست، زیرا ممکن است یک شاعر معمولی از هنر مبتذل استفاده کند تا برای خود جایی در جامعه باز کند، ولی او یک مربی است و نباید چنین باشد. ... بدیهی است که ارزشیابی ما درباره مولوی، از آن جهت ارزش خواهد داشت که اشتباهش را اشتباه بنامیم. اگر چشم ببندیم و همه چیزش را خوب بدانیم، مسلما دروغ است."
(
عوامل جذابیت سخنان مولوی / ص 35

masnavi.blogfa.com

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سلمان صبا , salmansaba
سلمان صبا - 09:39 1389/12/11
3
به نام خدا
 
گویند: مگر نشنیده ای که مولوی گفته :  کجایید ای شهیدان خدایی   بلا جویان دشت کربلایی
 
در جواب باید گفت: اولا این را در دیوان شمس سروده و همه می دانیم آن دیوان را در فراق شمس سروده است. درباره خود شمس نیز به همین جمله بسنده می کنیم که گفته است
  !!!فاطمه, عارفه نبود زاهده بود چون دائم از رسول, اوصاف دوزخ می پرسید
باید گفت اگر عارف تو و امثال مولوی هستید ساحت مقدسه آن بانو بالاتر از آن است که همنام شما باشد و اگر عرفان یعنی معرفت خدا و رسول و وصی او, آن حضرت در اوج قله عرفان است و شما بدبختها در عمق چاه ضلالت
 
ثانیا بیت آخر این غزل چنین است
!!!!برآ ای شمس تبریزی ز مشرق     که اصل اصل اصل هر ضیایی
پس می توان گفت او در این غزل شمس را به شهیدان دشت کربلا تشبیه کرده است و تمام ابیاتش در واقع برای او ست
ثالثا می پذیریم که در این غزل شهیدان کربلا را ستوده است. نتیجه این می شود که مولوی منافق بوده است!چرا؟
:چون در جای دیگر گفته
!!!!هین مدو گستاخ در دشت بلا    هین مران کورانه اندر کربلا
 توهین بدتر از این و خبیثانه تر از این؟؟
چنانچه در جای دیگر نیز ضمن ستودن شهیدان کربلا عزاداری شیعیان را مسخره کرده و فتوا داده که در این روز باید شادی کرد
 
اگر کسی در نامه ای صریحا به ما فحش دهد فحشی که تمام شخصیتمان را بکوبد و آنگاه در لابلای نامه بگوید: عزیزم! ـ بدون ابراز پشیمانی از فحشهای قبلی ـ ,  چه نتیجه ای می گیریم از موضع آن شخص نسبت به خودمان؟ آن را دوست خود می دانیم یا دشمن؟؟
چه رسد به اینکه سخن بر سر توهین به من و ما نیست بلکه  به اهل بیت معصوم و حجتهای خدا ناسزاگویی شده
 
آیا می توان در جایی به سید الشهداء یا شیعیانش توهین کرد و قیام حضرت یا رفتن به زیارتش را کورکورانه خواند ـ بعضیها گویند منظورش زائران امام حسین بوده که در راه کربلا توسط ناصبی ها کشته می شدند ـ و در جای دیگر او را خسرو دین نام داد و در جای دیگر گریه بر او را که فعل رسول خدا و اهل بیت بوده است به مسخره گرفت و بعد ادعای دوستی سید الشهداء کرد؟؟!!! می توان بت را در کنار خدا پرستید؟؟کدام نفاق بدتر از این که در جایی لطف کند! و بگوید: از علی آموز اخلاص عمل! ودر ابیات بعدی به اینجا برسد که علی علیه السلام به ابن ملجم گفت : تو در کشتن من مجبوری و از خودت اختیار نداری و آلت دست خداوندی!!!و من هیچ بغضی از تو ندارم و اینکه در دنیا قصاص می شوی خدا برایت جبران می کند
...
 
یادمان نرود همه این کفریات و چرندیات در کتابیست که صاحبش در دیباچه, آنرا "اصول اصول اصول دین " نامیده و چندین وصف بلند بالای دیگر آورده و در نهایت خیال همه را راحت کرده! و گفته این کتاب را " لا یمسه الا المطهرون " !!!یعنی کتاب من همچون قرآن است که خطا در آن راه ندارد
 
حال چگونه است که بعضی مریدان بعد از دانستن اینهمه جرم سنگین نهایت اعترافی که می کنند این است که : بله مولوی که معصوم نبوده است!!! به هر حال اشتباهاتی داشته است!!! ولی این دلیل نمی شود که آنهمه معارفش!!! نادیده گرفته شود
!!!!!
!پناه بر خدا
چهارتا تمثیل و شعر زیبا و دعوت به بعضی امور مطلوب,  شده " آنهمه معارف"
ولی توهین به امامان معصوم تا حد تبرئه ابن ملجم و از آنطرف مدح دشمنانشان ـ از خلفای غاصب بگیر تا معاویه ـ و تبلیغ جبر و وحدت وجود و بعضی احادیث خرافی اهل سنت و تشویق به سماع(رقص صوفیان) و ذکر قصه های زننده و رکیک ـ با تصریح به اسم اسافل اعضای بدن ـ شده است  "اشتباه"
 
یا اینکه در دفاع از مولوی می گویند برای آیات قرآن در مثنوی تمثیل آورده است!
خب آورده باشد!!!  و به فرض که همه را درست معنا کرده باشد و به فرض که تمثیلاتش جالب باشد و رکیک نباشد ـ مثل قصه زن و آن جوحی! ـ چه نتیجه ای می خواهید بگیرید وقتی این را در کنار آن کفریات ببینید؟! مگر اصحاب معاویه قرآن بر سر نیزه نکردند؟؟ این هم یک مدل استفاده از قرآن برای رسیدن به اهداف شیطانیست. امیر مومنان علیه السلام فرمود بخشی از حق را با باطل مخلوط می کنند تا افراد را گمراه کنند. و از عیسی علیه السلام روایت شده که فرمود: مواظب باشید! که چه بسا باطلی را به آیه ای از کتاب خدا زینت دهند
...
 
پس تولی و تبریمان چه شد؟؟ تبری این است که بگوییم مولوی با آنهمه معارفش! چند تا اشتباه هم داشته است!!!؟؟؟ و دلیلمان هم این باشد که فلان عالم درباره مولوی چنین گفته و فلان علامه شرح نوشته و...؟؟!!آنهمه عالمی که از صدر اسلام تا کنون با اساس تصوف ـ همان عرفان! ـ مخالف بودند و نقد و رد کردند عالم و علامه نبودند؟؟؟ شیخ مفید و شیخ صدوق که حلاج را کافر می دانستند و علامه حلی و علامه مجلسی و کاشف الغطاء و خوئی و...که وحدت وجود و جبر را رد کردند عالم نبودند؟؟؟فقط بعضی علمای سه قرن اخیر خصوصا بعضی معاصرین عالمند؟؟؟
 
فقها و علمای بزرگ شیعه را به جرم تکفیر چنین کافری ـ با اینهمه دلایل روشن ـ و حتی به جرم نقد مولوی و امثال او, قشری ...می نامند ولی این ناصبی را عارفی ملکوتی میدانند که اشتباهاتی هم داشته است!!!؟
ـ پناه بر خدا از تعصب کور بر اشخاص که انسان را به کجاها می کشاند ـ
بابک شهپر , bshahpar
بابک شهپر - 23:22 1387/10/3
2

salam dooste aziz

man manzoore in bahsro kaamelan motavajjeh nashodam

kaash mishod too yeki do khat kholaasash kard

soale man ine ke bad az fahmidane man az mataleb in bahs

chetori mitooneh daanestan ya nadaanestanesh mano be khoda nazdiktar bekoneh

Hagh negahdaretoon

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.