| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1612
|
9879
|
90/12/24 (10:44)
|
|
||
|
|
122
|
1269
|
90/8/17 (12:40)
|
|
||
|
|
202
|
1994
|
90/3/5 (19:29)
|
|
||
|
|
527
|
4103
|
90/2/28 (10:49)
|
|
||
|
|
37
|
303
|
90/2/11 (22:05)
|
|
||
|
|
83
|
1127
|
90/1/17 (20:49)
|
|
||
|
|
15
|
213
|
89/12/29 (15:52)
|
|
||
|
|
1012
|
7196
|
89/12/24 (16:44)
|
|
||
|
|
45
|
447
|
89/12/12 (21:31)
|
|
||
|
|
54
|
438
|
89/12/8 (08:41)
|
|
||
|
|
147
|
1341
|
89/11/29 (00:30)
|
|
||
|
|
14
|
112
|
89/11/27 (13:29)
|
|
||
|
|
77
|
1198
|
89/11/26 (19:37)
|
|
||
|
|
26
|
407
|
89/11/21 (13:49)
|
|
||
|
|
517
|
5448
|
89/11/5 (23:37)
|
|
||
|
|
98
|
711
|
89/10/13 (16:26)
|
|
||
|
|
6
|
80
|
89/10/8 (20:18)
|
|
||
|
|
14
|
178
|
89/10/8 (14:35)
|
|
||
|
|
65
|
607
|
89/9/30 (17:09)
|
|
||
|
|
11
|
90
|
89/9/28 (22:29)
|
|
بحث حاضر در پی مباحثات پیشآمده در تاپیک "نقد داستان " شکل گرفته است تا هم از یک سو بتواند آن بحث را به شکل تخصصی تر به نقد داستانهای بچه ها اختصاص دهد و هم از یک سو بحثهای مسکوت مانده ی آن تاپیک را دوباره باز کند. عنوان تاپیک هم کاملن گویاست...
گفتگو دربارهی ادبیات به ویژه مسئلهی داستان
موضوع:
ویژگی های داستان کلاسیک، مدرن و پست مدرن
برای مطلع شدن از اخبار جدید ادبی و تغییرات بحث گفتگوی ادبیات، گزینه "دنبال می کنم" را از گزینه های پایین فعال کنید
بله این بحث بسیار بحث خوبیه و من هم اصلا دوست ندارم تداخلی درش ایجاد کنم
و از اونجا که گاهی نمی تونم کنترلی رو کلماتم داشته باشم توانایی شرکت کردن توشو ندارم
ولی از اونجا که دریدا فیلسوف مورد علاقه منه نمی تونم این نکته رو متذکر نشم خانم آیدا که اتفاقا کار دریدا با ادبیات پیوند عمیقی داره اصلا نمی شه این دوتا را از هم جدا کرد
و چه توصیه کارآمدی بله آقای میلاد برید پوپر بخونید (تکرار یکی از رموز اساسی موفقیته)
اما شما آقای محمد جواد هرمس شما هم بد نیست پوپر بخوانید از آنجا که پوپر میگه هر شناسایی به نحو ابژکتیو حقیقی و حدسی و در نتیجه قابل رد و ابطال است
البته می فهمم خانم آیدا منظور تون از اوردن نام پوپر چیه (من حتی براتون کاملش می کنم و از حوزه وین و پوزیتیویسم منطقی میگم) ولی توجه داشته باشید که آنچه آنها در مورد زبان مرسوم بحث و نظر فلسفی می گویند واقعا در مورد فیلسوف نازی مثل دریدا و حتی لوکاچ صدق نمی کنه در مورد فیلسوفای است که مابعدالطبیعه مسئله اصلیشونه مثل دکارت و افلاطون
سلام. تازه عضو کلوبتون شدم قبلا گذرا بحثا رو دنبال میکردم اینقدر این بحث برام کشش داشت که به خودم اجازه دادم وارد بحثتون بشم. تا حدودی کامل خوندم. حقیقتا هر دو حسابی اهل مطالعه هستین. خوشحالم که عضو کلوبتون شدم.
آقای میلاد شما اطلاعات خوبی دارید به نظر.. اما احساس میکنم یکم دارین افراطی صحبت میکنین. اولن این که تا اونجایی که من از بحثا دستگیرم شد شما بیشتر دارین از فلسفه صحبت میکنین. البته نه اینکه فلسفه پرت باشه از داستان. نه برعکس من فکر میکنم جامعه شناسی و فلسفه تا حدودی پایه هایی هستن برای داستان نویسی. اما تا جایی که من میدونم دریدا فیلسوفه نه نویسنده این حرفی که زده فکر میکنم بیشتر درارتباط با کلیات باشه نه خاصه داستان. چرا در جایی که ما صاحبنظرای بزرگ داستان نویس داریم که توی این مسله اظهار نظر کردن به اونا مراجعه نمیکنین؟
بنظرم هر هنر یک قواعد اصلی داره که پیروی از همین قواعد باعث میشه که خلاقیت در قالبی ریخته و هنر ایجاد بشه. و تا کسی قواعد اولیه رو ندونه و اگاه نباشه به اون چطور میتونه پا از اون قواعد فراتر بزاره و نواوری داشته باشه. من با نظر شما در مورد خلاقیت هنرمند یا بطور اخص نویسنده کاملن موافقم اما تا این نویسنده آگاهی از اصول اولیه نداشته باشه چطور میتونه اثر هنری خلق کنه .؟ درست مثل این میمونه که کسی الفبای فارسی رو ندونه و بخواد بنویسه ایا همچین چیزی ممکنه؟
یک جا در مورد توصیف در داستان صحبت کردین. باید بگم اگر گفته و شنیدیم که توصیف کمتر در داستان نشانه قوت اون محسوب میشه دلیل بر این نیست که حالا اگر نویسنده ای جایی توی داستانش از توصیفات مکرر استفاده کرده این نشانه ی ضعف داستانه. فراموش نکنیم که هر عصری مقتضیات خودش رو داره. در جایی معتقد بودن توصیف باعث روشن سازی تصویرو فضا توی ذهن مخاطب میشه و در دوره ای اینطور گفته میشه که نویسنده باید چنان خلاقانه بنویسه که علاوه بر ایجاد میدان دید زیبایی شناختی برای مخاطب, امکان و زمینه کشف رو هم به وی بده که این باعث آفرینش لذت و جذابیت بیشتر اثر میشه.
بنظرم شما کمی چارچوبهای بین ادبیات و فلسفه رو شکستین و ..مثلن همین منبعی که دریدا در آن درباره داستان صحبت کرده رو میشه به من معرفی کنین؟ بنظرم کمی خواندن پوپر براتون لازم باشه. احساس میکنم درگیر برخی افراطی گریهایی شدید..
آقای هرمس در این که دانستن اصول اولیه در داستان لازمه شکی نیست اما بنظرشما پیرویی از این قواعد تا کجا؟ یعنی نویسنده مختار نیست اونجایی که احساس نیاز کرد ساختار شکنی کنه؟ و تنها محدود به همین چارچوبهاست! ممنون میشم واضح توضیح بدین..